صدای انترناسیونالیستی
الذهاب إلى القناة على Telegram
صدای انترناسیونالیستی از سنت کمونیست چپ دفاع می کند و برای انقلاب کمونیستی میرزمد. تماس از طریق تلگرام internationalists@
إظهار المزيد914
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+27 أيام
+630 أيام
أرشيف المشاركات
Why a Communist Left Identity Rather Than Simply an Internationalist One?
Emphasising a Communist Left identity is not merely a matter of insisting on a name; it expresses an affiliation with a historical and political tradition within the communist movement. The roots of this tradition can be traced to the revolutionary struggles of the early twentieth century, particularly the rise of the wave of world revolution and the repercussions of the Russian Revolution in the years that followed.
This current came to be known as the Communist Left, distinguishing its theoretical and political positions from those of other tendencies within the workers’ and communist movements.
To identify with the Communist Left, therefore, does not mean occupying a higher rung on the political ladder of the left; rather, it means upholding a specific historical tradition, its experiences of struggle...
But why do those who identify with the Communist Left not simply call themselves internationalists? …
#Communist_Left
چرا هویت کمونیست چپ، نه صرفاً انترناسیونالیست؟
تأکید بر هویت «کمونیست چپ» صرفاً تأکید بر یک نام نیست، بلکه بیانگر تعلق به سنتی تاریخی و سیاسی در جنبش کمونیستی است، سنتی که ریشههای آن را میتوان در مبارزات انقلابی اوایل قرن بیستم و به ویژه در اوجگیری موج انقلاب جهانی و پیامدهای انقلاب روسیه در سالهای پس از آن دنبال کرد.
این جریان با عنوان «کمونیسم چپ» شناخته شد تا مواضع نظری و سیاسی خود را در برابر دیگر گرایشهای درون جنبش کارگری و کمونیستی مشخص سازد. بنابراین، کمونیست چپ بودن نه به معنای قرار گرفتن در مرتبهای بالاتر از چپ بودن، بلکه به معنای دفاع از سنتی تاریخی و معین، تجربههای مبارزاتی آن و مرزبندیهای طبقاتی و سیاسی آن است.
اما چرا کمونیستهای چپ خود را صرفاً «انترناسیونالیست» نمینامند؟ پاسخ را باید در این واقعیت جستوجو کرد که انترناسیونالیسم، با وجود جایگاه بنیادینش در کمونیسم، بهتنهایی نمیتواند هویت یک گرایش سیاسی و تاریخی مشخص را تعریف کند. انترناسیونالیسم اصلی...
کمونیسم چپ نه صرفاً نامی برای معرفی یک گرایش، بلکه بیانگر تعهدی سیاسی و تاریخی به انقلاب جهانی کمونیستی...
#کمونیست_چپ
نقد مارکسیستی دموکراسی بورژوایی
دموکراسی، برخلاف ادعای ایدئولوژی بورژوایی، شکل نهایی و جاودانهی سازماندهی جامعه نیست؛ بلکه محصول تاریخی مناسبات سرمایهداری و بیان سیاسی جامعهای است که در آن، انسانها اتمیزه و از یکدیگر و از تواناییهای اجتماعی و انسانی خویش بیگانه شدهاند و نیروی کارشان به کالا تبدیل شده است.
مارکس، در عین نقد ریشهای این بیگانگی، از مبارزه برای دموکراسی در دورهای که این مبارزه بیانگر پیشرفت تاریخی بورژوازی بود، حمایت میکرد؛ اما افق مبارزهی پرولتاریا هرگز به تحقق دموکراسی محدود نمیشد. هدف، رهایی انسان از مناسبات طبقاتی و الغای خودِ پرولتاریا به مثابهی یک طبقهی استثمار شونده بود.
چپِ سرمایه، با تبدیل دموکراسی به ارزشی ابدی و دفاع از نظم سیاسی موجود، نمیتواند افقی انقلابی برای رهایی طبقاتی ترسیم کند. پارلمان، انتخابات و رقابت احزاب، هرچند شکلهایی از مشارکت سیاسی را فراهم میکنند، در نهایت در چارچوب مناسبات مالکیت خصوصی، کار مزدی و سلطهی سرمایه عمل میکنند و به باز تولید این مناسبات یاری میرسانند.
آزادی سیاسی در چارچوب جامعهی سرمایهداری، به معنای رهایی انسان از استثمار نیست؛ بلکه در محدودهی نظمی تعریف میشود که باز تولید استثمار و بردگی مزدی را ممکن میسازد. مبارزهی پرولتری نمیتواند به انتخاب میان جناحهای مختلف بورژوازی یا دفاع از یکی از اشکال حکمرانی سرمایه محدود شود. نیروی رهایی بخش طبقهی کارگر در خودسازمانیابی مستقل، مجامع عمومی، تصمیم گیری جمعی و گسترش مبارزه در مقیاس بینالمللی نهفته است.
مسئله، نجات دموکراسی سرمایهداری نیست. مسئله، به زیر کشیدن نظمی اجتماعی است که در آن انسانها تحت سلطهی سرمایه زندگی میکنند. رهایی پرولتاریا تنها به دست خودِ پرولتاریا و از طریق الغای مناسبات سرمایهداری ممکن است.
#کمونیست_چپ
تماس از طریق تلگرام:
@internationalists
کانال تلگرام:
https://t.me/intvoice
ایمیل:
contact@internationalistvoice.org
وبسایت:
www.internationalistvoice.org
ایکس(توییترسابق) :
https://x.com/int_voice
مالکیت اجتماعی، نه مالکیت خصوصی سرمایه
«قطع نظر از سیستم سهامی - که نوع حذف صنعت خصوصی بر مبنای خود سیستم سرمایهداری است و به میزانی که گسترش مییابد و محیطهای تولیدی نوئی را فرا میگیرد، صنعت خصوصی را نابود میسازد، اعتبار برای تک سرمایهدار یا کسی که به مثابه یک سرمایهدار تلقی میشود، در درون مرزهای مشخص، دستیابی مطلق بر سرمایهٔ غیر و مالکیت غیر و لذا بر کار غیر را فراهم میسازد. استیلا نه بر سرمایهٔ خود، بلکه بر سرمایهٔ اجتماعی، تسلط بر کار اجتماعی را نیز به او میبخشد.
خود سرمایه، خواه آن سرمایهای که واقعاً شخص در اختیار دارد و یا در پندار و باور عمومی صاحب آن به شمار میرود، فقط به صورت زیربنای اعتبار درمیآید. این امر به ویژه در مورد تجارت عمده فروشی، که قسمت اعظم محصول اجتماعی از زیر دست آن میگذرد، صدق میکند.
همهٔ موازین، کلیهٔ دلایل ایضاحی که هنوز کم و بیش در درون شیوهٔ تولید سرمایهداری توجیه داشت، در اینجا ناپدید میشود. آنچه عمده بازرگانِ سودباز به خطر میاندازد عبارت از مال خود نیست، بلکه دارائی اجتماعی است. بدینسان حکم مربوط به بیرون آمدن سرمایه از پسانداز نیز پوچ میشود، زیرا سودباز مزبور، درست به عکس، طلب میکند که دیگران برای وی پسانداز نمایند.
تجملی که سودباز به رُخ میکشد و اکنون خود وسیلهٔ اعتبار گردیده است، تکذیب آشکاری است بر حکم دیگر مبنی بر امساک و پرهیز. تصورات که در مرحلهٔ کم رشدیافتهتر تولید سرمایهداری هنوز معنائی دارند، در اینجا کاملاً خالی از معنی میگردند. کامیابی یا عدم موفقیت، هر دو در اینجا به تمرکز سرمایهها میانجامد و لذا موجب خلع ید در بزرگترین ابعاد میگردد. در اینجا سلب مالکیت از تولیدکنندگان مستقیم فراتر رفته، به سرمایهداران کوچک و متوسط سرایت میکند.
این سلب مالکیت مبدأ عزیمت شیوهٔ تولید سرمایهداری است و هدف آن تحقق دادن به این سلب مالکیت است؛ به نحوی که سرانجام مالکیت وسایل تولید از همهٔ افراد سلب شود، وسایلی که با تکامل تولید اجتماعی دیگر از صورت وسایل تولید خصوصی و حاصل تولید خصوصی بودن خارج میشوند و فقط میتوانند به صورت وسایل تولیدی باشند که در دست تولیدکنندگان مشارک قرار دارند و لذا، همچنان که محصول اجتماعی آنها هستند، ملک اجتماعی آنان به شمار آیند.
ولی این سلب مالکیت در درون خود سیستم سرمایهداری با سیمای متناقضی نمایش مییابد که در آن مالکیت اجتماعی به وسیلهٔ عدهٔ معدودی تصاحب میشود، و اعتبار بیش از پیش به این عدهٔ معدود خصلت بختآزمایان محض میدهد. نظر به اینکه در اینجا مالکیت در قالب سهام وجود دارد، حرکت و نقل و انتقال آن صرفاً نتیجهٔ بورسبازی میشود که در آن ماهیهای کوچک به وسیلهٔ نهنگان و گوسفندان از سوی گرگان بورس بلعیده میشوند.
در سیستم سهامی از ابتدا تضاد با شکل قدیم، که در آن وسایل تولید اجتماعی به صورت مالکیت خصوصی تظاهر میکنند، وجود دارد؛ ولی تحول به شکل سهامی خود باز در درون مرزهای سرمایهداری گرفتار است و لذا، به جای آنکه تضاد میان خصلت اجتماعی ثروت و دارائی خصوصی را حل کند، آن را فقط در قالب نوئی میریزد.»
برگرفته از جلد سوم «سرمایه»، اثر کارل مارکس، فصل ۲۷.
#کمونیست_چپ
تماس از طریق تلگرام:
@internationalists
کانال تلگرام:
https://t.me/intvoice
ایمیل:
contact@internationalistvoice.org
وبسایت:
www.internationalistvoice.org
ایکس(توییترسابق) :
https://x.com/int_voice
لنین: انترناسیونالیسم چیست؟
"همهٔ خرده بورژواها و عامیان کوته فکر، درست مانند مرتدانِ کائوتسکیست، طرفداران لونگه، توراتی و همفکران آنها، چنین استدلال می کنند: دشمن به کشور من حمله کرده است؛ دیگر هیچ چیز دیگری به من مربوط نیست!
اما سوسیالیست، پرولتر انقلابی و انترناسیونالیست به گونهای دیگر میاندیشد. ماهیت جنگ ــ اینکه ارتجاعی است یا انقلابی ــ به این بستگی ندارد که چه کسی حمله کرده یا دشمن در خاک کدام کشور قرار دارد؛ بلکه باید دید کدام طبقه جنگ را هدایت میکند و این جنگ ادامهٔ کدام سیاست است.
اگر جنگی ارتجاعی و امپریالیستی باشد، یعنی دو بلوک از بورژوازی جهانیِ مرتجع، استثمارگر، سرکوبگر و امپریالیست آن را هدایت کنند، هر بورژوازیای، حتی بورژوازی یک کشور کوچک، در این غارتگری شریک است. در چنین شرایطی، وظیفهٔ من، به عنوان نمایندهٔ پرولتاریای انقلابی، تدارک انقلاب جهانی پرولتری است؛ تنها راه رهایی از وحشتهای کشتار جهانی انسانها.
من نباید از منظر کشورِ «خودم» بیندیشم؛ زیرا چنین نگرشی، نگرش یک ناسیونالیست خرده بورژوا است که نمیفهمد به عروسکی در دست بورژوازی امپریالیستی بدل شده است. باید از منظر مشارکت خود در تدارک انقلاب جهانی پرولتری، تبلیغ آن و تلاش برای نزدیک کردن زمان وقوع آن بیندیشم.
این است معنای انترناسیونالیسم؛ این است وظیفهٔ انترناسیونالیست، کارگر انقلابی و سوسیالیست واقعی."
برگرفته از کتاب، انقلاب پرولتری و کائوتسکیمرتد، بخش «معنای انترناسیونالیسم چیست؟» - لنین
#کمونیست_چپ
تماس از طریق تلگرام:
@internationalists
کانال تلگرام:
https://t.me/intvoice
ایمیل:
contact@internationalistvoice.org
وبسایت:
www.internationalistvoice.org
ایکس(توییترسابق) :
https://x.com/int_voice
Against the War Economy, Austerity, and Repression: The Working Class Must Lead Its Own Struggle
The protests that began in France with students opposing austerity measures in education have gradually taken on a broader social character and spread to other countries, including Belgium, Italy, Albania, Spain, and Portugal. These protests cannot be understood as isolated phenomena, detached from capitalist social relations and the class antagonisms that shape society.
The intensifying economic pressures on the exploited masses, combined with the expansion of militarism and rising military expenditures by states, have created the material conditions for this discontent to emerge. However, the geographical spread of these protests does not, in itself, mean that they have become an independent and effective force in the class struggle. The central question is how to connect these protests with the independent struggle of the working class and expand …
The Future Belongs to Class Struggle!
#Communist_Left
علیه اقتصاد جنگی، ریاضت اقتصادی و سرکوب؛ طبقهی کارگر باید مبارزهی مستقل خود را پیش ببرد
اعتراضاتی که با مخالفت دانشآموزان و دانشجویان با ریاضت اقتصادی در آموزش در فرانسه آغاز شد، بهتدریج ابعادی اجتماعیتر یافته و به کشورهای دیگری، از جمله بلژیک، ایتالیا، آلبانی، اسپانیا و پرتغال، گسترش یافته است. این اعتراضات را نمیتوان پدیدههایی جدا از مناسبات سرمایهداری و تضادهای طبقاتی حاکم بر جامعه درک کرد.
تشدید فشارهای اقتصادی بر زندگی تودههای استثمار شده، در کنار گسترش نظامیگری و افزایش هزینههای جنگی دولتها، زمینه مادی بروز این نارضایتیها را فراهم کرده است. با این حال، گسترش جغرافیایی اعتراضات به خودی خود به معنای تبدیل آنها به نیرویی مستقل و مؤثر در مبارزه طبقاتی نیست. مسئله اساسی، پیوند این اعتراضات با مبارزه مستقل طبقه کارگر و گسترش خودسازمانیابی آن در مقیاسی فراتر از مرزهای ملی است.
اقتصاد جنگی و ریاضت اقتصادی دو روی یک سیاست طبقاتی هستند. دولتهای سرمایهداری با افزایش هزینههای جنگی(نظامی) و گسترش تولید تسلیحاتی، منابع اجتماعی را به سوی ...
آینده متعلق به مبارزه طبقاتی است!
#کمونیست_چپ
درسهائی از انقلاب اکتبر
دستگاه عریض و طویل دروغ پردازی استالینی با ساختن جعلیات تاریخی و نظری همراه با جناحهای گوناگون سرمایه داری، استالینیسم را ادامۀ بلشویسم و کشورهای بلوک شرق را سوسیالیسم معرفی کرده اند. شعارهای دفاع از میهن سوسیالیستی، جبهه خلق و سوسیالیسم در یک کشور را بمنظور مخدوش نمودن مرز طبقاتی و مبارزات طبقاتی جهانی در خدمت سازش با سرمایه داری مورد استفاده قرار داده و مسبب بزرگترین قتلعامها در تاریخ بشری گردیده است.
در ادامه رقابتهای امپریالیستی و جنگ سرد بین دو بلوک غرب و شرق به رهبری آمریکا و روسیه، این دروغ بزرگ در خدمت توجیه جاه طلبی های سرمایه داری روسیه از یکطرف و دموکراسی بورژوائی بر علیه دیکتاتوری روسیه از طرف دیگر قرار گرفت.
استالینیسم با مسموم سازی آگاهی طبقاتی این مسئله را القاء می نمود که در برابر دیکتاتوری عریان سرمایه داری، سوسیالیسم موجود با تمام معایب آن بهتر است. با فروپاشی بلوک شرق بورژوازی با و ندای مرگ کمونیسم که پایان عصر مبارزۀ طبقاتی را بشارت می داد و اینکه دیگر طبقه ای بنام کارگر وجود ندارد. در این لشکرکشی جناح چپ سرمایه همراه با آکادمسین ها و ...
#کمونیست_چپ
ایده ها و آرمانهای انقلاب اکتبر جاودانه هستند!
حدود صد سال پیش بدنبال شدت یابی مبارزه طبقاتی، موج انقلاب جهانی توانست در اکتبر 1917 بورژوازی را از قدرت سیاسی در روسیه به زمین بکشد و پرولتاریای روسیه بسوی حاکمیت شوراها قدم بردارد. انقلاب اکتبر بزرگترین حادثه، اتفاق و شگفتی قرن بیستم بوده است...
پرولتاریا بعد از کمون پاریس، اولین بار سرمایه داری را به زیر کشید و نشان داد انقلاب کمونیستی نه تنها ضروری، امکان پذیر، بلکه تنها آلترناتیو برای بربریت سرمایه داری است. کسب قدرت سیاسی توسط پرولتاریا در روسیه، بیانگر آغازعصر نوینی بود. عصر امپریالیسم و عصر انقلابات کمونیستی.
پرولتاریای روسیه پیشگام انقلاب جهانی شده بود. بلشویکها و در راس آن لنین بخوبی میدانستند بدون پیروزی انقلاب در دیگر کشورهای سرمایه داری، انقلاب در روسیه منزوی خواهد شد. لنین در نامۀ خداحافظی خود به کارگران سوئیس، تصور یک طبقه انقلابی در روسیه، مجزا از سایر کارگران اروپا را مطلقا بیگانه ارزیابی می کرد و تاکید می کرد که این شرایط احتمالا خیلی کوتاه مدت خواهد بود...
#کمونیست_چپ
The Proletariat of the Republic of Azerbaijan Must Reclaim Its Class-Historical Memory
In recent days and weeks, the Republic of Azerbaijan has witnessed protests against restrictions on the wearing of the hijab in schools…
Meanwhile, student protests against the French government’s austerity policies in education have spread to Belgium and subsequently to Italy and Albania…
The following question may arise: Can the protests in the Republic of Azerbaijan move beyond religious demands and the dispute over the hijab to develop into a broader social struggle against the state and capitalist social relations?...
There was a time when the proletariat of Baku, that giant of exploitation, was not dormant but a living and advancing force in the class struggle. During the revolutions of 1905 and 1917, Baku’s workers, as part of the world proletariat, played a prominent role in the struggle against capital…
Bourgeois ideology plays a significant role in dividing and weakening the ranks of the working class...
پرولتاریای جمهوری آذربایجان باید به حافظهی تاریخی طبقاتی خود رجوع کند
در روزها و هفتههای اخیر، جمهوری آذربایجان شاهد اعتراضاتی علیه محدودیت حجاب در مدارس بوده است...
هم زمان، اعتراضات دانشآموزی علیه سیاستهای ریاضتی دولت فرانسه در حوزهی آموزش، به بلژیک و سپس ایتالیا و آلبانی گسترش یافته است...
شاید این سوال مطرح شود: آیا اعتراضات در جمهوری آذربایجان میتوانند از چارچوب مطالبات مذهبی و مناقشه بر سر حجاب فراتر روند و به عرصهی مبارزهی اجتماعی علیه دولت و مناسبات سرمایهداری راه یابند؟ ...
زمانی پرولتاریای باکو، این غول استثمار شده، نه خفته، بلکه نیرویی زنده و پیشرو در مبارزهی طبقاتی بود. در انقلابهای ۱۹۰۵ و ۱۹۱۷، کارگران باکو به عنوان بخشی از پرولتاریای جهانی، نقشی برجسته در مبارزه علیه سرمایه ایفا کردند...
کارکرد مدرسه در جامعه سرمایهداری را نمیتوان صرفاً به انتقال دانش و پرورش نیروی کار محدود...
ایدئولوژی بورژوایی با دامن زدن به شکافهای مذهبی، ملی، قومی و نژادی و تقویت تقابلهایی چون سکولار در برابر مذهبی و مهاجر در برابر بومی، در تقسیم و تضعیف صفوف طبقه کارگر نقش مهمی ایفا میکند...
علیه اقتصاد جنگی، ریاضت و سرکوب؛ ضرورت پیوند مبارزات جوانان با مبارزه مستقل طبقه کارگر
چندین هفته است که اعتراضات دانش آموزان و دانشجویان علیه ریاضت اقتصادی در آموزش در فرانسه ادامه دارد و اکنون به بلژیک، ایتالیا، آلبانی و کشورهای دیگر نیز گسترش یافته است. این اعتراضات را نمی توان جدا از مناسبات طبقاتی حاکم بر جامعه درک کرد و گسترش آنها به حمایت و همبستگی طبقه کارگر و انقلابیون نیاز دارد.
دولتها با افزایش بودجه نظامی و گسترش صنایع تسلیحاتی، منابع اجتماعی را از آموزش، بهداشت، مسکن و دیگر نیازهای انسانی به سوی ماشین جنگی سوق میدهند. هزینه این سیاستها را طبقه کارگر از طریق تورم، کاهش قدرت خرید، فشار بر دستمزدها، بیکاری و تشدید استثمار میپردازد.
با این حال، خشم و اعتراض، هر قدر گسترده باشد، بدون سازمانیابی جمعی و پیوند با مبارزه کارگران نمیتواند به نیرویی تعیین کننده تبدیل شود. راه پیشروی، گسترش مبارزه از مدارس و دانشگاهها به محیطهای کار، محلات و دیگر عرصههای زندگی اجتماعی است.
احزاب بورژوایی و اتحادیههای کارگری، نمیتوانند افقی برای رهایی طبقاتی ترسیم کنند. در برابر اقتصاد جنگی، ریاضت و سرکوب، مبارزه مستقل و بینالمللی طبقه کارگر، با مشارکت جوانان کارگر، میتواند افق رهایی از استثمار و جنگ را بگشاید.
مجامع عمومی مستقل، کمیتههای مبارزاتی و تصمیم گیری جمعی از پایین، ابزارهای ضروری برای گسترش همبستگی و تداوم مبارزه هستند. افق این مبارزات در آن است که طبقه کارگر، با حفظ استقلال و سازمانیابی خود، به نیرویی محوری در گسترش مبارزه تبدیل شود و اعتراضات دانش آموزان و دانشجویان را در چارچوب مبارزه طبقاتی خود پیوند دهد. در برابر اقتصاد جنگی، ریاضت اقتصادی و سرکوب پلیسی، همبستگی مستقل و بینالمللی کارگران و جوانان میتواند راه را برای گسترش مبارزه طبقاتی و گشودن چشم اندازی نوین هموار کند.
#کمونیست_چپ
تماس از طریق تلگرام:
@internationalists
کانال تلگرام:
https://t.me/intvoice
ایمیل:
contact@internationalistvoice.org
وبسایت:
www.internationalistvoice.org
ایکس(توییترسابق) :
https://x.com/int_voice
