fa
Feedback
شاید در جهانی دگر.

شاید در جهانی دگر.

رفتن به کانال در Telegram

شاید یه جهان دیگه واسه اینکه این جهان زندگی نکردیم وجود داشته باشه. https://t.me/paym_nashenasBot?start=gfmyRJpa

نمایش بیشتر
1 257
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
حالا تنها چیزی که مرا به تو وصل می‌کند، زخم‌هایی است که از تو بر تن دارم.

+دوستت دارم. -سکوت +گاهی وقتا بهم دروغ بگو. -دوستت دارم +اما طوری دروغ بگو که نفهمم...

«تو مدت‌ها غیبت می‌زند، ولی بالاخره باز پیدات می‌شود. تو دوست داری کمتر آفتابی بشوی، اما در مدتی که غایبی، آدم حس می‌کند که به فکرش هستی. بعد یک‌روز از راه می‌رسی و آدم با تعجب می‌بیند که چه کم تغییر کرده‌ای و چه خوب موفق شده‌ای همانی که بودی باقی بمانی. بعد آدم با تو طوری حرف می‌زند که انگار همیشه دوروبرش بوده‌ای، که انگار فقط رفته بودی این بغل نان بخری، و شکاف چندساله در دوستی‌ات نینداخته‌ای، درحالی‌که این کار همیشه‌ی تو فراری است. یوزف، دیگر مردها بلدند بروند و دیگر نیایند، زندگی آن‌ها را در مسیر دیگری می‌اندازد و آن‌ها هیچ‌وقت به عرصه‌ی دوستی‌های پیشین برنمی‌گردند. اما زندگی در حق تو قصور می‌کند، می‌شنوی؟ به همین دلیل تو می‌توانی این‌قدر خوب به علایقت وفادار بمانی. من نه خیال دارم تو را برنجانم و نه تحسینت کنم، هردوی این‌ها واقعیت ندارند، و ما دونفر تابه‌حال همیشه با هم روراست بوده‌ایم و با هم خوب کنار آمده‌ایم، مگر نه؟ تو برای من همانی که بودی باقی می‌مانی و من برای تو.» گفت‌وگو به شب کشیده بود. با هم خداحافظی کردند. «به‌زودی برمی‌گردی؟» یوزف درحالی‌‌که کلاه بر سر می‌گذاشت، گفت: حالا که به گفته‌ی او همیشه همانی که بود باقی می‌ماند، پس دیگر فرقی نمی‌کند که بعد از ده‌سال برگردد یا چهارروز دیگر. پس از این گفته به سردی از هم جدا شدند. دستیار روبرت والرز علی‌اصغر حداد

به قول نیچه

باید هرچه زودتر کلک را کند و رفت. این دفعه شوخی نیست هرچه فکر می‌کنم هیچ چیز مرا به زندگی وابستگی نمی‌دهد، هیچ‌چیز و هیچکس...! #زنده_بگور #صادق_هدايت  @sadeghhedayat

میون هر پکی که به سیگار میزنم خودم رو می‌بینم که میسوزم و نمیسازم.

Repost from N/a
می‌میرم از دوریت ولی حفظ غرور می‌کنم.

یه انسان در عین حال که میتونه بهت قدرت برای مبارزه بده، میتونه همون قدرت رو برای شکست خودت استفاده بکنه.

وعندما أرحل تأكّد أنّني بذلتُ كل ما بوِسعي لأبقىٰ . و آن‌گاه که می‌روم،بدانید تمامِ تلاش‌ام را برای ماندن کرده‌ام...

Repost from N/a
موسی کجایی ببینی رفیق ميندازم تو آستینم‌ مار در میارم

تو این مرداب تنهایی و غم هرچی بیشتر دست و پا میزنم بیشتر فرو میرم. کجاست اون طنابی که دستم رو بهش بند کنم؟ کجاست این روزنه‌ی نور که بهم امید روزهای روشن رو بده؟ چرا هرکسی یه شلاق گرفته دستش و به دست‌های ناتوانم ضربه‌ای محکم‌تر از پیش میزنه؟ چرا همه تلاش‌ میکنن که با فرو بردن سرم زیر مرداب همون روزنه‌ی نور کوچیک رو از من بگیرن؟

قلبم شکسته‌. خیلی شکسته. طی این ماه‌ها قلبم به طور مداوم و متوالی شکسته و توان بازسازیش رو ندارم. تا میام حلش بکنم و بلند شم ضربه‌ی بعدی خیلی سنگین‌تر و زودتر به تمام جسم و روانم وارد میشه.

بزرگترین ظلمی که یه انسان میتونه در حق خودش کنه اینه که خودشو دوست نداشته باشه و چقدر ما واقعا ظالمیم.

بزرگترین ظلمی که یه انسان میتونه در حق خودش بکنه اینه که خودشو دوست نداشته باشه و چقدر ما واقعا ظالمیم.

عزیزم تو یا مال منی یا مال خدا.

افتادم رو دور پرخوری عصبی. در این حد که داداشم رفت هایپر کلی خرید کرد بعد خوراکیای من تمام شد خوراکیای خودشو بهم داد. یهو برگشتم گفتم آری فکر کنم داریم پرخوری میکنیما. حواسم نبود. یهو گفت اه خفه‌شو. همیشه با این هشیار بودنت گند میزنی تو مکانیسمای دفاعیمون. دو دقیقه یادمون نیار چه رفتارای ناسالمی داریم تا حداقل بتونیم خودمونو اروم کنیم:))))))

احساس ناکافی بودن و دوست‌داشتنی نبودن یهویی و بی‌دلیل میاد دستشو میذاره رو خرخره‌ات و نمیذاره نفس بکشی.

چرا اسنپ انقدر گرونه؟ وای