fa
Feedback
چرا ملت‌ها شکست می‌خورند؟

چرا ملت‌ها شکست می‌خورند؟

رفتن به کانال در Telegram

2016///۱۳۹۵ شروع مجدد: 9March2019/// اسفند ماه ۱۳۹۷ زندگی👨‍👩‍👧 مالکیت🚧 آزادی🗽 پُست آغازین کانال👇 https://t.me/whynationsfail2019/2

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام چرا ملت‌ها شکست می‌خورند؟

کانال چرا ملت‌ها شکست می‌خورند؟ (@whynationsfail2019) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 11 585 مشترک است و جایگاه 4 427 را در دسته سیاست و رتبه 27 222 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 11 585 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 29 اوت, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 115 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 3 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 22.24% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 6.77% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 2 576 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 784 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 21 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند اقتصاد, باب, قجرتارین, میزس, مکتب تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
2016///۱۳۹۵ شروع مجدد: 9March2019/// اسفند ماه ۱۳۹۷ زندگی👨‍👩‍👧 مالکیت🚧 آزادی🗽 پُست آغازین کانال👇 https://t.me/whynationsfail2019/2

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 30 اوت, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته سیاست تبدیل کرده‌اند.

11 585
مشترکین
+324 ساعت
+77 روز
+11530 روز
آرشیو پست ها
همه می‌دانند که من از تفسیری عمیقاً آریستوکراتیک از تاریخ دفاع می‌کنم. من هرگز نگفته‌ام جامعهٔ انسانی باید از اساس آریستوکرات
همه می‌دانند که من از تفسیری عمیقاً آریستوکراتیک از تاریخ دفاع می‌کنم. من هرگز نگفته‌ام جامعهٔ انسانی باید از اساس آریستوکراتیک باشد؛ بلکه مدّعای من، چیزی فراتر از این است. آنچه من گفته‌ام و هم‌چنان با اطمینانی روزافزون بدان باور دارم، این است که جامعهٔ انسانی، چه بخواهد و چه نخواهد، ذاتاً و به اقتضای ماهیت خود هم‌واره آریستوکراتیک است. تا جایی که هرچه جامعه آریستوکراتیک‌تر باشد، جامعه‌تر است؛ و هنگامی که آریستوکراتیک بودن خود را از دست بدهد، از جامعه بودن نیز بازمی‌ایستد و دیگر جامعه نخواهد بود.
اورتگا گاست

روسیه برخلاف ایرانِ افشاریه و زندیه، دگرگونی‌های مهم نظامی، اداری، آموزشی و تا اندازه‌ای اقتصادی را از سر گذرانده بود. روسیه بین سلطنت پطر اول و کاترین دوم، به یک امپراتوری غول‌آسا از نظر مساحت تبدیل شده و ارتش قدرتمند آن همهٔ رقیبان سنتی خود، یعنی سوئد، لهستان و امپراتوری عثمانی را شکست داده بود.
#مازیار_بهروز

Repost from A New Liberty
🔻تحریف به مثابه روش؛ بررسی کیفی استنادات در پژوهش‌های کوئین اسلوبودیان ✍️ ترجمه، تنظیم و تلخیص: مهران خسروزاده این یادداشت نسبتا طولانی، به بهانه بررسی کتاب «حرامزادگان هایک» تنظیم شده است. قسمت اول قسمت دوم قسمت سوم قسمت چهارم قسمت پنجم قسمت ششم قسمت هفتم قسمت هشتم قسمت نهم قسمت دهم قسمت یازدهم قسمت دوازدهم قسمت سیزدهم قسمت چهاردهم قسمت پانزدهم قسمت شانزدهم قسمت هفدهم @Mehrannotes

این پرونده‌ی مفصل و خواندنی در مورد «سیدجمال‌الدین اسدآبادی» را از دست ندهید. بریده‌ی اول بریده‌ی دوم بریده‌ی سوم بریده‌ی چهارم

Repost from AUSTRO LIBERTARIAN
پل پوت کمونیسم را به مردم کامبوج تحمیل کرد و پیامدهای آن فاجعه‌بار بود. این رژیم مالکیت خصوصی و پول را لغو کرد، مدارس را بست،
+1
پل پوت کمونیسم را به مردم کامبوج تحمیل کرد و پیامدهای آن فاجعه‌بار بود. این رژیم مالکیت خصوصی و پول را لغو کرد، مدارس را بست، مذهب را ممنوع نمود و کل شهرها را به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاد. پژوهشگران تخمین می‌زنند که ۲۰ تا ۲۵ درصد از جمعیت، به دست خمرهای سرخ کشته شدند. کمونیسم یعنی همین. @austro_libertarian

ما انسان‌های مدرن، نمی‌توانیم نکتهٔ کاملاً تازه‌ای در اخلاقیات یا سیاست یا هنر کشف کنیم. سنجیدن همه‌چیز با قضاوت شخصی یا خرد
ما انسان‌های مدرن، نمی‌توانیم نکتهٔ کاملاً تازه‌ای در اخلاقیات یا سیاست یا هنر کشف کنیم. سنجیدن همه‌چیز با قضاوت شخصی یا خرد شخصی کاری خطیر است.
جان پافورد

Repost from AUSTRO LIBERTARIAN
درآمد ماهانه شما حدودا چند دلار است؟
Anonymous voting

در اینجا دوست‌مان مهران خسروزاده مطلبی تحقیقی را نوشته است که چگونه پایه‌ای‌ترین اخلاقیات آکادمیک در زمینهٔ نقل‌قول صحیح زیر پا گذاشته می‌شود و تمام این کارها را هم به نام دفاع از ارزش‌های انسانی انجام می‌دهند. متن مهران خودش به اندازهٔ کافی گویاست و نیاز به توضیحی ندارد. من می‌خواهم در همین رابطه به یک موضوع دیگر اشاره کنم. شما برای لحظه‌ای فرض کنید اصلاً میزس حتی از خود هیتلر هم فاشیست‌تر و نژادپرست‌تر بود! میزس اینقدر نژادپرست و فاشیست بود که خود هیتلر گاهی می‌زد پشتش و به او می‌گفت: «داداش می‌دونم تو کارت خیلی درسته، ولی دیگه خیلی داری زیاده‌روی می‌کنی! اینقدرها هم نژادپرستی خوب نیست. یه مقدار هم حالا حقوق بشر بد نیست به نظرم حالا هر جور صلاحه!» با چنین فرضی، باز کسی می‌تواند بگوید نظریات میزس در حوزهٔ اقتصاد و سیاست غلط‌اند؟ مثلاً نظریهٔ پولی میزس، نظریهٔ چرخه‌های تجاری، نقد برنامه‌ریزی متمرکز در اقتصاد، بررسی دیوان‌سالاری، تبیین لیبرالیسم و... اینها غلط‌اند؟ اگر پاسخ مثبت باشد، چرا نتوانیم همین کار را با فیزیک و شیمی و زیست‌شناسی و دیگر علوم انجام دهیم؟ چرا نرویم نقل‌قول‌های دانشمندان علوم طبیعی را بیرون بکشیم و در مورد یافته‌های علمی‌شان قضاوت کنیم؟ پاسخ احتمالاً چیزی شبیه این باشد: این علوم با اقتصاد متفاوت‌اند و اقتصاد یا علم نیست یا اگر هم باشد از نوعی دیگر است. من نمی‌خواهم وارد بحث روش‌شناسی بشوم، چون این حرف که متأسفانه زیاد هم تکرار می‌شود و در طول دو قرن اخیر زیاد تکرار شده است، بیش از اندازه پوچ و بی‌معناست. گویندهٔ آن تصور می‌کند که اگر بپذیریم «اقتصاد علم نیست» دیگر می‌توان حقایق پایه‌ای حاکم بر مناسبات اجتماعی را به‌کلی نادیده گرفت و فارغ از آن‌ها عمل کرد. گیرم فیزیک و اقتصاد متفاوت‌اند (من هم نمی‌گویم متفاوت نیستند)، آیا معنایش این است که شما می‌توانید از لحاظ منطقی هرچه دل تنگ‌تان می‌خواهد در مورد اقتصاد بگویید و هیچ معیاری برای ارزیابی صحت گزاره‌هایی که ذکر می‌کنید وجود ندارد؟ مثلاً می‌توانیم بگوییم هر کس برای تورم توضیح پولی ارائه کرد «فاشیسته» و بعد دستگاه چاپ پول را روشن کنیم و هیچ پیامدی نداشته باشد! انگار فقط مشکل این بود که دو تا واژهٔ «علم» و «اقتصاد» را کنار همدیگر نیاوریم و در عوض دو تا واژهٔ «میزس» و «فاشیست» را کنار هم بیاوریم، تا بعد بتوانیم با فراغ بال به بافندگی بپردازیم و توجهی هم به مشکلات منطقی بافته‌هایمان نداشته باشیم. و در آخر نمی‌دانم این «ترجمانی‌ها» چه از جان ما می‌خواهند؟ شما که ۴۷ سال کشور با طرز فکرتان اداره شده است دیگر چه چیزی را طلب دارید؟ تا همین بیست سال پیش کسی در ایران نمی‌دانست میزس کیست، ولی در تمام شهرها چند تا خیابان و مدرسه و تالار به نام شریعتی و آل‌احمد و مطهری است و قفسه‌های کتاب فروشی‌ها پر از ترجمه‌های آثار مارکسیستی. وقتش نیست به جای ترجمهٔ مکرر آثار دیوانگان فرنگی کمی هم خود انتقادی پیشه کنید؟

مشروطه سرانجام به یک نهاد پایدار سیاسی در ایران تبدیل نشد؛ بااین‌‌وجود آن‌قدر آن تلاش ارزش داشت که نسبت به ۱۲۰ سالگی آن بی‌تف
+3
مشروطه سرانجام به یک نهاد پایدار سیاسی در ایران تبدیل نشد؛ بااین‌‌وجود آن‌قدر آن تلاش ارزش داشت که نسبت به ۱۲۰ سالگی آن بی‌تفاوت نباشیم. ۱۲۰ سالگی صدور فرمان مشروطه گرامی باد.

شاهکار اقتصادی عصر طلایی دونالد ترامپ که پیشتر وعده داده بود؛ Rice: +45% Cotton: +27% Wheat: +25% Wool: +21% Rubber: +20% Cheese: +16% Tea: +15% Sunflower oil: +15% Palm oil: +15% Lumber: +14% Soybeans: +13% می‌گفتند‌، Golden Age در راه است! بالاخره وعده « عصر طلایی » محقق شد، فقط یک سوءتفاهم پیش آمد؛ ما فکر می‌کریدم طلایی شدن یعنی رفاه، نه فاکتور خرید! مهم‌ترین دلیل این جهش قیمت‌ها؟ تعرفه‌ها. قرار بود تعرفه‌ها «کشور را دوباره بزرگ کنند»، اما فعلاً بزرگ‌ترین چیزی که رشد کرده، برچسب قیمت‌هاست. 🆓 @freemarketeconomy

منتشر شد: ⚜️برای یک آزادی جدید⚜️ نویسنده: موری نیوتن روتبارد مترجم: رامین احمدی انتشارات: نشر آماره تعداد صفحات: ۴۲۸ قطع: رقع
منتشر شد: ⚜️برای یک آزادی جدید⚜️ نویسنده: موری نیوتن روتبارد مترجم: رامین احمدی انتشارات: نشر آماره تعداد صفحات: ۴۲۸ قطع: رقعی قیمت: ۱ میلیون و ۲۵۰ هزار تومان لیبرتارینیسم بدیل رادیکالی است که می‌گوید قدرت دادن به دولت نه تنها نتیجۀ مثبتی ندارد بلکه غیراخلاقی است. مورای نیوتون روتبارد، «آقای لیبرتاریَن» و «بزرگ‌ترین دشمن زندۀ دولت» لقب گرفت. بله، او پیشینیان بسیاری داشت که از آنها بهره گیرد؛ کل سنت لیبرالیسم کلاسیک، اقتصاددانان اتریشی، سنت آمریکایی ضدجنگ و سنت حقوق طبیعی؛ اما او بود که همۀ این قطعه‌های پراکنده را در یک نظام یکپارچه و منسجم کنار هم قرار داد. قطعات مجزای این نظام بسیار ساده هستند (مالکیت بر خود، حقوق مالکیت سخت‌گیرانه، بازارهای آزاد و ضددولت­گرایی در تمام جنبه‌های قابل‌تصور) اما پیامدهای آن‌ تکان‌دهنده و شگرف خواهند بود. 📍برای خرید کتاب از طریق تارنمای انتشارات نشر آماره(لینک خرید) اقدام فرمایید. ❈ @IIFOM_CO

آیا شریعتی «شیاد» نبود؟ 📝مرتضی کاظمی هر کسی تجربه‌ای شخصی از مواجهه با آثار علی شریعتی دارد. این نوشته، تجربه شخصی من است. از نظر من، علی شریعتی یک «شیاد» بود. منظورم از شیاد کسی است که برای پیشبرد یک هدفِ سیاسی و ایدئولوژیک؛ تاریخ، دین یا واقعیت را به گونه‌ای بازسازی کند که مخاطب به نتیجه‌ای برسد که با شواهد تاریخی سازگار نیست. با این تعریف، من علی شریعتی را یک شیاد می‌دانم. مطالعه کتاب‌های شریعتی در نوجوانی و پیش از بیست‌سالگی برایم بسیار جذاب بود. از حدود بیست‌سالگی به تدریج نسبت به روایت‌های او تردید کردم و پس از سی‌سالگی به این نتیجه رسیدم که بخش مهمی از پروژه فکری او بر بازخوانی ایدئولوژیک و، از نظر من، تحریف تاریخ و اسلام برای ساختن یک ایدئولوژی سوسیالیستی استوار بوده است. فاطمه، فاطمه است این کتاب برای نسل من جذاب بود، اما امروز معتقدم شریعتی تصویری آرمانی و غیرتاریخی از فاطمه ارائه می‌کند؛ تصویری که بیش از آنکه بر پژوهش تاریخی استوار باشد، در خدمت یک پروژه ایدئولوژیک است. ابوذر؛ سوسیالیست مسلمان شریعتی ابوذر را به گونه‌ای معرفی می‌کند که گویی یک سوسیالیست قرن بیستمی بوده است. از نظر من، این نه یک پژوهش تاریخی، بلکه تلاشی برای پیوند زدن اسلام با سوسیالیسم است. اسلام سوسیالیستی شریعتی در مجموعه آثار «اسلام‌شناسی» تصویری از اسلام ارائه می‌دهد که به نظر من عمیقاً تحت تأثیر ادبیات سوسیالیستی و انقلابی قرن بیستم است. اسلامی که او معرفی می‌کند، بیش از آنکه اسلام تاریخی باشد، بازتاب ایدئولوژی مطلوب خودش است. شیعه علوی و شیعه صفوی در این اثر نیز شریعتی روایتی گزینشی و ایدئولوژیک از تاریخ تشیع ارائه می‌کند تا این نتیجه را القا کند که اسلامِ اصیل، ماهیتی سوسیالیستی و انقلابی داشته است. جمع‌بندی به نظر من، پروژه اصلی شریعتی این بود که از اسلام و تشیع، یک ایدئولوژی سوسیالیستی برای مبارزه با حکومت محمدرضا شاه بسازد. این پروژه تأثیر عمیقی بر نسل انقلاب ۱۳۵۷ گذاشت و از این منظر، جمهوری اسلامی تا حد زیادی وامدار اندیشه‌های اوست. شریعتی زنده نماند تا ببیند پروژه فکری‌ای که برای بسیج جامعه علیه حکومت پهلوی طراحی کرده بود در نهایت به استقرار حکومت دلخواهش انجامید. 🗓 ششم مرداد ۱۴۰۵ http://t.me/mortezakazemii

Who is the last libertarian standing?

ما نوآیین‌های مکتب ر‌وسو نیستیم؛ما حواریون ولتر نیستیم؛ هلوتیوس در ما پیشرفتی نداشته است؛ بی‌خدایان موعظه‌گران ما نیستند؛دیوا
ما نوآیین‌های مکتب ر‌وسو نیستیم؛ما حواریون ولتر نیستیم؛ هلوتیوس در ما پیشرفتی نداشته است؛ بی‌خدایان موعظه‌گران ما نیستند؛دیوانگان، قانون‌گذاران ما نیستند. ما قلبی از گوشت و خون داریم که در سینه‌هامان می‌تپد؛ از خدا می‌ترسیم، با احترام به پادشاهان خود می‌نگریم، با حرمت به کشیشان، و با احترام به اشراف.
ادموند برک

*محبوبیت تجارت آزاد پس از دهه گرسنگی در بریتانیا/ زنگ تاریخ* ◻️قیمت غلات در دهه ۱۸۴۰ در بریتانیا به شدت بالا رفت که قوانین غلات (تعرفه‌های بسیار سنگین برای واردات غلات) یکی از علل اصلی آن بود. گرسنگی ناشی از این جهش قیمت در اين دهه به «گرسنگی دهه چهل» معروف شد. این گرسنگی باعث شد بحث تجارت آزاد و لغو ممنوعیت واردات به محور اصلی بحث‌های مردم بریتانیا تبدیل شود. ◻️مجله اکونومیست در همین دهه و در سال ۱۸۴۳ تأسیس شد و سطح مباحث را به شدت ارتقا داد. بحث برسر تجارت آزاد، مردم را به هيجان مى‌آورد و بازتاب آن در اشعار، سوزن‌دوزی‌ها، تنديسها و حتى كيک‌ها ديده مى شد. بالاخره در سال ۱۸۴۶ قوانین مریوط به تعرفه‌های سنگین واردات لغو شد. ◻️نيروهاى طرفدار تجارت آزاد در اين نبرد پيروز شدند. بر اساس يك گزارش رسمی، فقط بريتانيايى‌هاى مرفه كه ١٠ درصد جامعه بريتانيا را تشكيل مى‌دادند بازنده این شرایط شدند و رفاه‌شان کاهش یافت ولی ٩٠ درصد باقيمانده كه طبقات معمولی و پایین جامعه بودند رفاه‌شان افزایش یافت. ◻️رسانه تصویری فردای اقتصاد⬇️ @Feghtesad

«غمی که بر جان نشست» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/book/289493

چیزی به نام چاله‌ی فراموشی وجود ندارد. همیشه یک نفر زنده می‌ماند تا داستان را بازگو کند. #هانا_آرنت
چیزی به نام چاله‌ی فراموشی وجود ندارد. همیشه یک نفر زنده می‌ماند تا داستان را بازگو کند. #هانا_آرنت

بدفهمی زمان حال محصول گریزناپذیر جهل نسبت به گذشته است . مارک بلوخ
بدفهمی زمان حال محصول گریزناپذیر جهل نسبت به گذشته است .
مارک بلوخ

مشروطهٔ ایران حتی فاقد افسانه بنیانگذار است و بیشتر در نابودی قدرت دربار توفیق یافته است تا اینکه نظم سیاسی جدیدی را بنیاد گذ
مشروطهٔ ایران حتی فاقد افسانه بنیانگذار است و بیشتر در نابودی قدرت دربار توفیق یافته است تا اینکه نظم سیاسی جدیدی را بنیاد گذاشته باشد. در حقیقت مشروطه پایان یک نهاد سیاسی کهن بود نه سرآغاز بنایی نو. مشروطه حتی نتوانست ارزشها را متحول کند و موقعیت‌های اجتماعی را چندان تغییر دهد. اینکه ظل‌السلطان توسط مجلس با جار و جنجال از حکومت اصفهان معزول شود و سپس به شخصیت مورد وثوق مشروطه‌طلبان بدل گردد یا شیخ نوری از حامی بزرگ مشروطه، خصم نخست آن معرفی شود و سپهسالار تنکابنی از نصرت قشون عین‌الدوله به مقام پدر مشروطه ارتقا یابد را تنها می‌توان آکروباسی افراد نامید نه تغییر موقعیت‌ و ارزش‌های سیاسی. حتی ارزش جدیدی هم در مشروطه سرنیاورد و تنها لفاظی‌های جدید، دسته‌ها را شکل می‌داد. پیدا کردن اشخاصی که واقعاً به هر آنچه می‌گفتند باور داشتند در آن واقعه بسیار سخت است.
از کتاب در حال طبع «مشروطه؛ از نگاهی دیگر»

هرگونه اندیشه چپ نهایتاً به مهندسی اجتماعی برای برساختن جامعه آرمانی منتهی می‌شود و این جز با نقض حقوق و آزادی‌های فردی ممکن
هرگونه اندیشه چپ نهایتاً به مهندسی اجتماعی برای برساختن جامعه آرمانی منتهی می‌شود و این جز با نقض حقوق و آزادی‌های فردی ممکن نیست. نکته مهم اینجاست که فکر برساختن جامعه آرمانی یا اصطلاحاً صنع‌گرایی منحصر به چپ‌گرایان نیست بلکه راست‌گرایان ضد چپ هم اغلب تمایلات مهندسی اجتماعی دارند و درپی محدود کردن حقوق فردی‌اند. بنابر این راست‌گرایی را نباید با لیبرالیسم خلط کرد. مخالفت با تجارت آزاد وجه مشترک سیاست‌مداران چپ‌گرا و راست‌گراست.
موسی غنی‌نژاد