حسینُم(پرسه زن)
رفتن به کانال در Telegram
304
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
+230 روز
در حال بارگذاری دادهها
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اکتبر '26اکتبر '26
اکتبر '26
+60
در 3 کانالها
سپتامبر '260
در 4 کانالها
Get PRO
اوت '260
در 3 کانالها
Get PRO
ژوئیه '260
در 3 کانالها
Get PRO
ژوئن '260
در 2 کانالها
Get PRO
مه '260
در 2 کانالها
Get PRO
آوریل '260
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '260
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '260
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '250
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '250
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '250
در 3 کانالها
Get PRO
سپتامبر '250
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '250
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '250
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '250
در 2 کانالها
Get PRO
مه '250
در 2 کانالها
Get PRO
آوریل '250
در 2 کانالها
Get PRO
مارس '250
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '250
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '250
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '240
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+2
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+9
در 2 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+10
در 3 کانالها
Get PRO
اوت '24
+13
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+12
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+4
در 0 کانالها
Get PRO
مه '24
+12
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+21
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '24
+10
در 2 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+22
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+22
در 2 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+206
در 1 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 19 اکتبر | 0 | |||
| 18 اکتبر | 0 | |||
| 17 اکتبر | 0 | |||
| 16 اکتبر | +1 | |||
| 15 اکتبر | +3 | |||
| 14 اکتبر | 0 | |||
| 13 اکتبر | 0 | |||
| 12 اکتبر | 0 | |||
| 11 اکتبر | 0 |
پستهای کانال
Repost from «آذرکده»
هیچچیزی آسیبزنندهتر از این نیست که به کسی اعتماد کنی که سوار هیجانات درونیشه و بر این اساس رفتار میکنه.
| 2 | آنچه ميشنوید، به سادگی یک «نامه» است. اسم این قطعه نیز همین است.
نامه خطاب به برادریست که هنوز در زادگاهِ نویسنده زندگی ميکند؛ نخست احوال او را میپرسد، بعد احوال مادر، احوال خواهر، احوال صنوبرها، و حتی احوال سگی که همیشه صدایش شنیده میشد...
همه چیز بوی غربت ميدهد و دلتنگی:
صدای آواز را میشنوی برادرم؟ این نغمه را میشنوی؟
همانی است که مادر دوست داشت زمزمه کند.
دارم این نامه را مینویسم و چه احساس غریبی دارم:
من دیگر هیچکس را ندارم که برایش بنویسم.
و دوباره از اول، با این تفاوت که حالا میدانیم «برادر، مامان، خواهر و حتی آن سگ» احتمالا جملگی مردهاند. نامه به مردگان، رفتگان، غایبان، آنها که جای نبودنشان همیشه درد میکند، بخشی مهم از ادبیات سوگواریست.
@Liszt0maniaa | 67 |
| 3 | جای کبودی بر صورت واقعیت | 242 |
| 4 | «عاشق همیشه در افتقار بود، معشوق همیشه بافتخار بود؛ زیرا که افتقار صفت عاشق است و افتخار صفت معشوق. ... عاشق بدو مفتقر بود و نیازمند، و چون او خود را دارد، او به خود غنی است و از غیر مستغنی.»
و این از ابوالعجبهای عشق است!
عینالقضات، لوایح، | 269 |
| 5 | دریغا ای عزیز، که قلب نداری...
عینالقضات، تمهیدات | 183 |
| 6 | «آنچه تو را از او بازدارد، بتِ توست.»
عین القضات همدانی | 176 |
| 7 | «من چرا گرد جهان گردم چو دوست
در میان جان شیرین منست»
مولانا | 468 |
| 8 | آه ای زائر
در رُم به دنبال رم میگردی
و در رم، رم را نمییابی! | 159 |
| 9 | انسان در ماتم آوازخوان بهتریست.
پرویز اسلامپور | 157 |
| 10 | تو را چُنان قلبی
که از سینهام کنده باشم
رها کردم
صباحالدین علی | 164 |
| 11 | گریه کن، این اشکها گلبرگهای قلباند.
پل الوار | 263 |
| 12 | این هم نوعی خوش است که بدانی هرگز تسلی نخواهی یافت.
رولان بارت | 137 |
| 13 | ای بینوایان، ای خستگان، ای بیرمقها....
@Liszt0maniaa | 131 |
| 14 | ما همه در درون خود میزان مشخصی از مخدری طبیعی را حمل می کنیم که نامش تخیل است
بودلر | 452 |
| 15 | چه میشد اگر دلی به دریا میزد و آنچه را که شادکامیاش به آن وابسته بود درجا به زبان میآورد؟
گوستاو فلوبر
تربیت احساسات، ترجمهی مهدی سحابی
| 146 |
| 16 | «بیزاری آشکار از صحبت کردن دربارهٔ امور زندگی عملی، آینده، تاریخها/دادهها و سیاست.»
„ausgesprochene Unlust, mich über Dinge des praktischen Lebens, Zukunft, Daten, Politik zu unterhalten.“
همان-بند ۱۷ | 138 |
| 17 | بیزاری نسبت به ( اخبار )و اطلاعات، مقدمات بروز ِ یک وضعیت گسست.حساسیت بسیار بالا به درهای باز، به صدای ناشی از بلند حرف زدن، به موسیقی.
رساله حشیش/ والتر بنیامین
«Hauptzüge der ersten Haschisch-Impression»
«ویژگیهای اصلی نخستین تجربهٔ حشیش» | 123 |
| 18 | آه ای تن دریده و دردمند!
ای پیچیده در خودت!
ای تکثر!
ای ملال! | 140 |
| 19 | میگفتی:
«این اندوه غریب از کجا آمده است که چون دریا روی صخرههای سیاه و عریان رو میگیرد؟» | 137 |
| 20 | نام این قطعه (sage) سه معنا دارد، یکی به معنای مریمگلیست، از ریشهی salvere به معنای نجاتدادن و شفا بخشیدن؛ چنانچه هیلدگارد زمانی گفته بود:«چرا انسان بمیرد وقتی در باغچهاش مریمگلی ميروید؟» همچنین در اروپای شمالی برای تطهیر و دفعشر نیز کاربرد دارد. دوم از ریشهي سابیوس به معنای پیردانا و خردمند است؛ کسی که بر اثر تجربه و زیستن در انزوای طبیعت به شهود دست مییابد. سوم در اسکاندیناوی با sagja پیوند دارد که به معنای روایت کردن و گفتنِ تاریخ اسطورهایست.
آنچه ميشنوید در یک خانهی روستایی در جنوبشرقی نروژ ضبط شده و خود هابل در مصاحبهاش میگوید که مسئلهاش مواجهه با سوگ و فقدان خانوادگی بوده؛ تسلیمشدن دربرابر جریان شهود، پذیرش ابهام و بازیابی تجربه و درکی که از پسِ این بیقراری و اضطراب یافته؛ مشاهده، پذیرش و آهستگی.
@Liszt0maniaa | 135 |
