ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

حسینُم(پرسه زن)

حسینُم(پرسه زن)

الذهاب إلى القناة على Telegram

Travel far enough, you meet yourself @hosseinomm من

إظهار المزيد
304
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
+230 أيام

جارٍ تحميل البيانات

سحابة العلامات
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
أكتوبر '26
أكتوبر '26
+60
في 3 قنوات
سبتمبر '260
في 4 قنوات
Get PRO
أغسطس '260
في 3 قنوات
Get PRO
يوليو '260
في 3 قنوات
Get PRO
يونيو '260
في 2 قنوات
Get PRO
مايو '260
في 2 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '260
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '260
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '250
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '250
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '250
في 3 قنوات
Get PRO
سبتمبر '250
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '250
في 1 قنوات
Get PRO
يوليو '250
في 2 قنوات
Get PRO
يونيو '250
في 2 قنوات
Get PRO
مايو '250
في 2 قنوات
Get PRO
أبريل '250
في 2 قنوات
Get PRO
مارس '250
في 1 قنوات
Get PRO
فبراير '250
في 1 قنوات
Get PRO
يناير '250
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '240
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+2
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+9
في 2 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+10
في 3 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+13
في 1 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+12
في 1 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+4
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '24
+12
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+21
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '24
+10
في 2 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+22
في 1 قنوات
Get PRO
يناير '24
+22
في 2 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+206
في 1 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
19 أكتوبر0
18 أكتوبر0
17 أكتوبر0
16 أكتوبر+1
15 أكتوبر+3
14 أكتوبر0
13 أكتوبر0
12 أكتوبر0
11 أكتوبر0
منشورات القناة
Repost from «آذرکده»
هیچ‌چیزی آسیب‌زننده‌تر از این نیست که به کسی اعتماد کنی که سوار هیجانات درونیشه و بر این اساس رفتار می‌کنه.

2
آن‌چه مي‌شنوید، به سادگی یک «نامه» است. اسم این قطعه نیز همین است. نامه‌ خطاب به برادری‌ست که هنوز در زادگاهِ نویسنده زندگی مي‌کند؛ نخست احوال او را میپرسد، بعد احوال مادر، احوال خواهر، احوال صنوبرها، و حتی احوال سگی که همیشه صدایش شنیده می‌شد... همه‌ چیز بوی غربت مي‌دهد و دلتنگی: صدای آواز را می‌شنوی برادرم؟ این نغمه را می‌شنوی؟ همانی است که مادر دوست داشت زمزمه کند. دارم این نامه را می‌نویسم و چه احساس غریبی دارم: من دیگر هیچ‌کس را ندارم که برایش بنویسم. و دوباره از اول، با این تفاوت که حالا می‌دانیم «برادر، مامان، خواهر و حتی آن سگ» احتمالا جملگی مرده‌اند. نامه به مردگان، رفتگان، غایبان، آن‌ها که جای نبودنشان‌ همیشه درد می‌کند، بخشی مهم از ادبیات سوگواری‌ست. @Liszt0maniaa
67
3
جای کبودی بر صورت واقعیت
242
4
«عاشق همیشه در افتقار بود، معشوق همیشه بافتخار بود؛ زیرا که افتقار صفت عاشق است و افتخار صفت معشوق. ... عاشق بدو مفتقر بود و نیازمند، و چون او خود را دارد، او به خود غنی است و از غیر مستغنی.» و این از ابوالعجب‌های عشق است! عین‌القضات، لوایح،
269
5
دریغا ای عزیز، که قلب نداری... عین‌القضات، تمهیدات
183
6
«آنچه تو را از او بازدارد، بتِ توست.» عین القضات همدانی
176
7
«من چرا گرد جهان گردم چو دوست در میان جان شیرین منست» مولانا
468
8
آه ای زائر در رُم به دنبال رم می‌گردی و در رم، رم را نمی‌یابی!
159
9
انسان در ماتم آوازخوان بهتری‌ست. پرویز اسلامپور
157
10
تو را چُنان قلبی که از سینه‌ام کنده باشم رها کردم صباح‌الدین علی
164
11
گریه کن، این اشک‌‌ها گلبرگ‌های قلب‌اند. پل الوار
263
12
این هم نوعی خوش است که بدانی هرگز تسلی نخواهی یافت. رولان بارت
137
13
ای بینوایان، ای خستگان، ای بی‌رمق‌ها.... @Liszt0maniaa
131
14
ما همه در درون خود میزان مشخصی از مخدری طبیعی را حمل می کنیم که نامش تخیل است بودلر
452
15
چه می‌شد اگر دلی به دریا می‌زد و آنچه را که شادکامی‌اش به آن وابسته بود درجا به زبان می‌آورد؟ ‌ گوستاو فلوبر تربیت احساسات، ترجمه‌ی مهدی سحابی ‌
146
16
«بیزاری آشکار از صحبت کردن دربارهٔ امور زندگی عملی، آینده، تاریخ‌ها/داده‌ها و سیاست.» „ausgesprochene Unlust, mich über Dinge des praktischen Lebens, Zukunft, Daten, Politik zu unterhalten.“ همان-بند ۱۷
138
17
بیزاری نسبت به ( اخبار )و اطلاعات، مقدمات بروز ِ یک وضعیت گسست.حساسیت بسیار بالا به درهای باز، به صدای ناشی از بلند حرف زدن، به موسیقی. رساله حشیش/ والتر بنیامین «Hauptzüge der ersten Haschisch-Impression» «ویژگی‌های اصلی نخستین تجربهٔ حشیش»
123
18
آه ای تن دریده و دردمند! ای پیچیده در خودت! ای تکثر! ای ملال!
140
19
می‌گفتی: «این اندوه غریب از کجا آمده است که چون دریا روی صخره‌های سیاه و عریان رو می‌گیرد؟»
137
20
نام این قطعه (sage) سه معنا دارد، یکی به معنای مریم‌گلی‌ست، از ریشه‌ی salvere به معنای نجات‌دادن و شفا بخشیدن؛ چنان‌چه هیلدگارد زمانی گفته بود:«چرا انسان بمیرد وقتی در باغچه‌اش مریم‌گلی مي‌روید؟» هم‌چنین در اروپای شمالی برای تطهیر و دفع‌شر نیز کاربرد دارد. دوم از ریشه‌ي سابیوس به معنای پیردانا و خردمند است؛ کسی که بر اثر تجربه و زیستن در انزوای طبیعت به شهود دست می‌یابد. سوم در اسکاندیناوی با sagja پیوند دارد که به معنای روایت کردن و گفتنِ تاریخ اسطوره‌ای‌ست. آن‌چه مي‌شنوید در یک خانه‌ی روستایی در جنوب‌شرقی نروژ ضبط شده و خود هابل در مصاحبه‌اش می‌گوید که مسئله‌اش مواجهه با سوگ و فقدان خانوادگی بوده؛ تسلیم‌شدن دربرابر جریان شهود، پذیرش ابهام و بازیابی تجربه و درکی که از پسِ این بی‌قراری و اضطراب یافته؛ مشاهده، پذیرش و آهستگی. @Liszt0maniaa
135