Flare and Fire
رفتن به کانال در Telegram
زن، زندگی، آزادی.❤️🤍💚 آرمینام، They/Them. نویسنده، معلم، و مضطربِ تماموقت. اگر نژادپرست، کوییرفوب یا سمپات جمهوری اسلامی هستید، لطفاً پاتون رو توی کانال نذارید. اینجا جایی امن برای همهست.
نمایش بیشتر2 068
مشترکین
-824 ساعت
-227 روز
-1630 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
ژوئن '26
ژوئن '26
+101
در 13 کانالها
مه '26
+130
در 8 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+62
در 4 کانالها
Get PRO
مارس '26
+25
در 16 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+108
در 80 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+160
در 72 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+623
در 8 کانالها
Get PRO
نوامبر '250
در 12 کانالها
Get PRO
اکتبر '250
در 8 کانالها
Get PRO
سپتامبر '250
در 15 کانالها
Get PRO
اوت '250
در 7 کانالها
Get PRO
ژوئیه '250
در 11 کانالها
Get PRO
ژوئن '250
در 79 کانالها
Get PRO
مه '250
در 11 کانالها
Get PRO
آوریل '250
در 11 کانالها
Get PRO
مارس '250
در 17 کانالها
Get PRO
فوریه '250
در 11 کانالها
Get PRO
ژانویه '250
در 7 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+23
در 12 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+52
در 9 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+34
در 7 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+64
در 10 کانالها
Get PRO
اوت '24
+118
در 19 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+132
در 12 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+70
در 8 کانالها
Get PRO
مه '24
+128
در 15 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+73
در 7 کانالها
Get PRO
مارس '24
+71
در 6 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+101
در 9 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+58
در 9 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+100
در 6 کانالها
Get PRO
نوامبر '230
در 3 کانالها
Get PRO
اکتبر '230
در 6 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+597
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 27 ژوئن | +5 | |||
| 26 ژوئن | 0 | |||
| 25 ژوئن | 0 | |||
| 24 ژوئن | +1 | |||
| 23 ژوئن | +2 | |||
| 22 ژوئن | +1 | |||
| 21 ژوئن | +8 | |||
| 20 ژوئن | 0 | |||
| 19 ژوئن | +7 | |||
| 18 ژوئن | +26 | |||
| 17 ژوئن | +12 | |||
| 16 ژوئن | +1 | |||
| 15 ژوئن | +2 | |||
| 14 ژوئن | +1 | |||
| 13 ژوئن | +1 | |||
| 12 ژوئن | +3 | |||
| 11 ژوئن | +2 | |||
| 10 ژوئن | 0 | |||
| 09 ژوئن | +9 | |||
| 08 ژوئن | +5 | |||
| 07 ژوئن | +3 | |||
| 06 ژوئن | +1 | |||
| 05 ژوئن | +3 | |||
| 04 ژوئن | +1 | |||
| 03 ژوئن | +2 | |||
| 02 ژوئن | +2 | |||
| 01 ژوئن | +3 |
پستهای کانال
بچهها واقعاً نمیتونم بگم چقدر درسته، چقدر دقیقه. اصلاً فقط هم عشق و عاشقی نه ها، رابطهی دوستانه، رابطهی والد-فرزندی، رابطهی کاری! هر وقت ابهام هست، باید بدونید اون رابطه امن نیست، باید احساس خطر کنید نسبت بهش. باید.
| 2 | «نمیشه با یک تکجمله هر سؤالی در رابطه رو جواب داد.»
اون تکجمله: | 425 |
| 3 | دلم خنک شد. کاش آخوند هم همین طوری برد از توی مشتش سر بخوره. همون وقتی که عینک زده و داره با نیش باز عکس پیروزی میگیره!
به این شکل! | 560 |
| 4 | Football is life.
Football is love. | 704 |
| 5 | آدم یاد بریتماری اینجا بود میفته.
چی بیشتر از فوتبال این حس رو به آدم میده؟
«من اینجا بودم.» | 663 |
| 6 | داری از محل کارت در میای بری کافه که بعدش با پارتنرت برید ورزشگاه بازی بلژیک نیوزیلند که این تکست رو ازش میبینی… | 696 |
| 7 | امروز مهسا سر کار نمیرفت و صبح باید تندتند آماده میشدم میرفتم، مهسا ظرف ناهارم رو آماده کرد؛ طبقهی پایین ناهاره و بالاش معمولاً میوه یا خوراکیه که گفتم موز بذار برام.
الان ناهارم رو خوردم، اومدم سرک بکشم ببینم چی دارم خوراکی و دیدم چند گوجه هم گذاشته برام. مسخرهست که ذوق کردم؟
کردم دیگه. از دیدن خوراکی غیرمنتظره و این که مهسا برام گوجههای کوچولو شسته گذاشته، ذوق کردم.
ما همینقدر ساده ذوق میکردیم آقای قاضی. | 736 |
| 8 | من همیشه فکر میکردم اینا که توی فیلمها و کتابها میبینیم که کل زندگی یه نفر دستشونه چقدر انسانهای توانایی هستن و چه شغل لاکچریایه و غیره، الان خودم بهعنوان «کلزندگیادارهکن» یه خانومی که نویسنده و سخنران و روزنامهنگار و متخصص هوش مصنوعیه قراره کارم رو شروع کنم و کنارش case manager پسرشونم هستم.
درود بر لاکچریبودگیهای انسانهای وایت که به ما حقوق میده.🍺
| 716 |
| 9 | من کلاً معتقدم آدمی باید قدمهای کوچک و دستاوردهای احمقانهش رو جشن بگیره. مثلاً در این لحظه من میخوام این دستاورد احمقانهم رو جشن بگیرم که به مرحلهی «کارتنِ کتابها جهت انتقال به انباری چون جا نداریم» در کشور دومم رسیدم و دو تا کارتن کتاب پر کردیم به انباری منتقل شه.🍺 | 744 |
| 10 | بدون متن... | 761 |
| 11 | این هیا اینطوریه که صبح پا میشه دهنش رو با بدوبیراه به من و ✌🏼 آجرهایی که پرت کردم سمتتون✌🏼آب میکشه، بعد همون آجرها رو برمیداره از نزدیک میزنه تو سر اونهایی که I’d missed.
واقعاً که شماها آب نمیبینید وگرنه در مقام مقایسه من تختهسنگی ته دریاچه بودم و شما مایکل فلپس.🏊🏻 | 806 |
| 12 | دوستان امیدوارم همگی بپذیریم که یارو جز این که کسکشه، کسخلم هست. خودش اومده جنگ راه انداخته. خودش باعث شده تنگه رو ببندن. بعد خودش ذوق کرده که یوهو یه کاری کردم تنگه رو، که mind you، تا قبل از کسخلبازی یارو باز بود، باز کنن و عین همون معاملهی اوباما رو کرد با جمهوری اسلامی و بلکه هم بدتر؛ بعد توی هر دو خط حرف کسشعری که میزنه یه لگد هم به اوباما میزنه.
خب اون حداقل گه اضافه نخورد، آخوند-پدر!
+ بابت ادبیاتم عذر میخوام. اعصاب ضعیفی دارم، عزیزانم.💆🏻
| 910 |
| 13 | چند سقوط مانده تا پرنده شدن؟
#بیوهای_معرکه
| 796 |
| 14 | رن حرفش را نمیشنود. نگاهش از پنجرهی راهروی مدرسهشان به بیرون میفتد و ناگهان سؤالی کاملاً بیربط میپرسید: «برعکس قلدر چی میشه؟» فکرش مشغول مسئلهی رقص است، متوجه نمیشود که رن جلوی پنجره میایستد. «ینی اگه قلدر اونی باشه که زورش فقط به اونایی میرسه که ازش طفلکیترن...» سرش را کمی کج میکند؛ ژستی آشنا: چیزی، یا کسی، توجه او را جلب کرده. «اگه فقط از اونایی بخوری که ازت طفلکیترن، چی میشی؟»
برای دریا.
#سازمان_طراحی
| 887 |
| 15 | و آدمهایی که آن روز، آن لحظه، در آن عصر تاریک زنده بودند و این جمله را شنیدند، میدانستند. میدانستند و به احترامش خاموش ماندند. سر به زیر انداختند و به دستهای خود نگریستند. شاید از خود پرسیدند جای آنها در این نبرد کجاست. شاید از خود پرسیدند کدامند: تهدیدی برای آزادی، یا مبارزی برای آزادی؟ چون در افسانهها خارج از این دو دسته نیستی و تاریخ مگر چیست جز افسانهای در تکامل؟
برای 月宫🏳️🌈.
#سازمان_طراحی
| 846 |
| 16 | ✨دوستهای خیلی خوب✨، درسته. | 899 |
| 17 | برای هلنا: با مهسا مشورت کردیم و به این نتیجه رسیدیم که صورتی. یعنی مهسا اینطوری بود که من حس میکنم یه جایی یه وقتی لیوشکا موهاش رو صورتی میکنه، و تو ذهن من این ایده نشست. :)
#سازمان_طراحی
| 836 |
| 18 | من انسانها رو بهخاطر گرایش، هویت، ملیت، گذشته، آینده، و حتی حالشون قضاوت نمیکنم. اما اولین انسانی رو که دید از میوهای بوی انقراض نسل بشر به مشام میرسه و تصمیم گرفت امتحانش کنه، امتحانش کرد و دید مزهی مخاط بینی میده و تصمیم گرفت این ایدهی موفق رو تجاری کنه و نهایتاً ازش بستنی بسازه..
اون رو بنده که در جایگاه قضاوت نیستم، ولی امیدوارم نکیر و منکر همون کاری رو باهاش بکنن که از اسمشون برمیاد. | 791 |
| 19 | جای تو پیش من امن نیست. انگار جای آنها هرجایی جز کنار یکدیگر امن بود. بهتلخی اندیشید: ببین جداجدا چه بلایی سرمون اومد، قاصدک.
برای اوتیس.
#سازمان_طراحی
| 972 |
| 20 | دستش نرم بهسوی جک آمد و جک منقبض شد. هر لمسی دردناک بود. امّا از طرفی نمیتوانست، نمیخواست جلوی او را بگیرد. بدنش، خسته از جنگ چندینساله، به نوازش نیاز داشت. نه حتی نوازش، تماسی انسانی. تماسی کوتاه، مثل ایوان و لئو و آدرین که انگشتشان را روی پیشانیاش میگذاشتند و سرش را عقب هل میدادند. مثل جس که با مشت به شانهاش میکوبید و از کنارش میگذشت. مثل زویی که به شقیقهاش تلنگر میزد و میگفت احمق نباشد. لمسی انسانی. تماسی که به او بگوید هست. وجود دارد. جک دلگادو هنوز زنده است. چون این شیوهایست که جک دلگادوها زنده میمانند: در حضور آنها که دوستشان دارند.
برای ᴛʜᴇ ᴛᴀʟᴇ ᴏꜰ ᴜɴᴋɴᴏᴡɴ ᴄᴇʟʟ.
#سازمان_طراحی
| 1 001 |
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
