Flare and Fire
الذهاب إلى القناة على Telegram
زن، زندگی، آزادی.❤️🤍💚 آرمینام، They/Them. نویسنده، معلم، و مضطربِ تماموقت. اگر نژادپرست، کوییرفوب یا سمپات جمهوری اسلامی هستید، لطفاً پاتون رو توی کانال نذارید. اینجا جایی امن برای همهست.
إظهار المزيد2 056
المشتركون
+724 ساعات
+67 أيام
+530 أيام
جاري تحميل البيانات...
القنوات المماثلة
سحابة العلامات
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
سبتمبر '26
سبتمبر '26
+22
في 9 قنوات
أغسطس '26
+85
في 10 قنوات
Get PRO
يوليو '26
+110
في 24 قنوات
Get PRO
يونيو '26
+106
في 16 قنوات
Get PRO
مايو '26
+130
في 8 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+62
في 4 قنوات
Get PRO
مارس '26
+25
في 19 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+108
في 84 قنوات
Get PRO
يناير '26
+160
في 74 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+623
في 9 قنوات
Get PRO
نوفمبر '250
في 12 قنوات
Get PRO
أكتوبر '250
في 8 قنوات
Get PRO
سبتمبر '250
في 15 قنوات
Get PRO
أغسطس '250
في 7 قنوات
Get PRO
يوليو '250
في 11 قنوات
Get PRO
يونيو '250
في 79 قنوات
Get PRO
مايو '250
في 11 قنوات
Get PRO
أبريل '250
في 11 قنوات
Get PRO
مارس '250
في 17 قنوات
Get PRO
فبراير '250
في 11 قنوات
Get PRO
يناير '250
في 7 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+23
في 12 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+52
في 9 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+34
في 7 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+64
في 10 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+118
في 19 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+132
في 12 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+70
في 8 قنوات
Get PRO
مايو '24
+128
في 15 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+73
في 7 قنوات
Get PRO
مارس '24
+71
في 6 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+101
في 9 قنوات
Get PRO
يناير '24
+58
في 9 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+100
في 6 قنوات
Get PRO
نوفمبر '230
في 3 قنوات
Get PRO
أكتوبر '230
في 6 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+597
في 0 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 06 سبتمبر | 0 | |||
| 05 سبتمبر | +3 | |||
| 04 سبتمبر | +11 | |||
| 03 سبتمبر | +3 | |||
| 02 سبتمبر | +2 | |||
| 01 سبتمبر | +3 |
منشورات القناة
| 2 | این دست کاراگاه بودم. تازه دست بعدشم اسنایپر بودم.😎 | 250 |
| 3 | توی کامنتهای این پست وویسهای خیلی خوبی هست. من کلاً دوست ندارم از این اثر و نویسندهش اسم بیارم، ولی این تحلیلها بهنظرم خوب و مفیدن، گوش کنید بهشون.🌱 | 291 |
| 4 | "It is indeed none of my business, but do I want to know all about it? Fuck yes!"
این اساساً موتوی من و مهساست. یعنی اگر بر کسی پوشیدهست، ما دو نفر همینقدر فضولیم.🐝
| 440 |
| 5 | در مسئلهای شاید کمی مرتبط شاید کمی بیربط، هفتهی دیگه دارم میرم دانشگاه. سهشنبه قراره برم برای جلسهم با استاد این کلاسی که قراره تیایش باشم و راستش خیلی خوشحالم گرفتمش. WRIT 100 برای دانشجوهای سال اولیه، که ما هرکدوم باید توی کلاسهامون به بچههایی که دارن فکر میکنن بیان سمت نویسندگی خلاق نوشتن درس بدیم. پنجشنبه هم اولین کلاسمه و براش ذوق و استرس همزمان دارم.😊
در ادامهی سهشنبه، جلسهی اجباری همهی تیایهاست، و بعدش قراره به Grad Student جدیدمون خوشامد بگیم و شام بخوریم دور هم و بعدش برمیگردم ونکوور. یادم باشه یه حسابکتاب بکنم و بلیت رفتوبرگشتم رو امروز بگیرم.
از هفتهی بعدش هم کلاسهای جهانسازی خودم توی مرکز Continuing Studies دانشگاه شروع میشه که هم ورکبوکش رو آماده کردم، هم اسلایدها رو، باید فقط یه کم تمرین کنم برای کلاسم. اون یکی تیای هم که مال FA 101 Creative Beingـه همون دوشنبه شروع میشه؛ این کلاس کلاً پدر من رو درآورده از پارسال تا حالا، ولی واقعاً دوستش دارم و ضمناً یه جوری باید پول شهریه و کشتی رفتوبرگشت و اجارهی ونکوور-ویکتوریا و همه اینها رو درآورد دیگه. دعا کنید توی نوامبر از آسمون پول بباره فقط.😇
امیدوارم برای ترم بعد بتونم هم دورهی شخصیتپردازی هم دورهی جهانسازی رو ارائه بدم توی دانشگاه، و کی میدونه، شاید وقتش رو پیدا کنم که با شما هم به اشتراک بذارمشون.🤰
خلاصه که... این بهروزرسانی از زندگی پیشرو، با دفاعی که قراره اپریل انجام بشه و کتابی که واقعاً دوست دارم قبل از پایان تحصیلم جلد یکش رو کامل کنم.
ببینیم آشوب زندگی ما رو به کجا میبره. :)
| 449 |
| 6 | قشنگهای من، ممنونم برای حمایتهاتون و لطفی که داشتید. تکتکشون برام خیلی خیلی ارزشمندن، بهخصوص که این یوتیوب الان صرفاً Passion Project منه و هیجانم برای حرفزدن از داستانها و ظرافتهاشون.🐙
در راستای حمایتها، یه چیزی که یکی از دوستانم گفت که میتونه کمک کنه به چنل یوتیوب که بیاد بالا، اینه که آدمها توی یوتیوب اون کلیدکلمهها رو سرچ کنند و وقتی تعدادی ویدیو بهشون پیشنهاد میشه، ویدیوی من رو انتخاب کنند؛ که اگر گروهی از شمایان وقت و حوصلهش رو داشتید که این کارو بکنید جای کلیک روی لینک، ظاهراً تأثیر زیادی میذاره.🐻
خلاصه ولی صبح بیدار شدم و پیامهای قشنگ و پستهای دوستداشتنیتون رو دیدم و روزم روشن شد. ماچ به کلههای رنگیپنگی همهتون.🌱
| 527 |
| 7 | خدایان، و هیولاها، این شما و این اولین ویدیوی چنل یوتیوب من، 🐈⬛ ها و 🐦⬛️ها!
توی این ویدیو دربارهی کتاب دلبند (Beloved) از تونی موریسون حرف زدم، ژانر رئالیسم جادویی، و تروپ تسخیر و فلسفهی پشتش. برای خودم بیشتر یه نرد-اوت هیجانزدهی خودمونی بود، و امیدوارم برای شما هم همین باشه. بلدم نبودم توی ویدیو بگم زنگ بزنید و سابسکرایب کنید و این صحبتها، شما خودتون همه این کارو بکنید.😊
پیشاپیش به چنل یوتیوبم خوش اومدید.🤰
| 1 996 |
| 8 | فردا صبح که بیدار شید، یعنی ویدیوی کی بالاخره روی یوتیوبه؟😊 | 523 |
| 9 | Look what you made me do! | 547 |
| 10 | بچهها توی گروه چنل داشتن دربارهی غذاها و خوراکیهای مختلفی که دوست دارن و ندارن صحبت میکردن؛ اگر نمیدونید، کلاً هرچندوقتیهبار توی گروه ما یه جنگ غذایی برپا میشه و هر سری تعداد قابلتوجهی تلفات میده.
حالا خلاصه سر بحث این دفعه من خواستم بیام به این هم افتخار کنم که چقدر ماجراجو شدم در زمینهی غذا، و هروقت کسی ازم میپرسه فلان ترکیب غریب یا غذای هرگزشنیدهنشده رو خوردی یا نه، میگم نه ولی امتحان میکنم؛ توی نودونه درصد موارد خوشم هم میاد. مثلاً چند وقت پیش اولین بار آلبالوپلو خوردم که خیلی دوست داشتم و خوشحال شدم باهاش.
تنها چیزی که هنوز باهاش به صلح نرسیدم و مهسا هر سری قلبش میشکنه وقتی از خودم دورش میکنم که بوش به مشامم نخوره، زیتونه.
فکر کنم هنوز برای پذیرش زیتون به اندازهی کافی بزرگ نشدم.🙂
| 556 |
| 11 | یه چیز دیگه، که فکر نکنم اسپویل چیز خاصی باشه ولی میذارم بههرحال توی اسپویلر اگر کسی نمیخواست هیچی بدونه دربارهی... عااا. نمیدونم. شاید روابط بین شخصیتها در فصل چهار؟
As much as که I love lesbians, امیدوارم که رابطهی ربکا و کیلی دوستانه بمونه. حس میکنم این مهمه که سریال Female Friendship عمیق داشته باشه بدون این که تبدیل به رابطهی رمانتیک شه، و اساساً این که روابط دوستی عمیق رو نشون بده که لزوماً دو طرف پارتنر هم نیستند. همین دربارهی مردها هم صادقه البته، کلاً معتقدم باید Same-Sex Friendshipهای عمیق ببینیم و لزوماً تبدیل به روابط کوییر نشن. ولی دربارهی کیلی که بایسکشواله بهنظرم این بهخصوص خیلی زیباتر میشه که دوستیش با ربکا دوستی باشه.
| 565 |
| 12 | نظر شاید نامحبوب دربارهی اپیزود پنج تد لسو:
من کلاً تد رو خیلی دوست دارم، ولی واقعاً دلم میخواست وقتی داشت دربارهی Second Chances حرف میزد، الیس بهش میگفت نه، women don't get second chances, because all the second chances were already wasted on an undeserving man.
و پوینتش رو با طوری که تد با نیت رفتار کرد و با خود الیس رفتار کرد ثابت میکرد؛ که تد آلردی شانس دومش رو برای یه مرد امتحان کرده بود و چون جواب نداده بود، تصمیم گرفت به اون زن شانس دوم نده.
ولی خب، نمیدونم. شاید فقط منم.
| 559 |
| 13 | #سنگرهایرؤیا و ورود شخصیت جدید به بردگیم.🐙
+ دیدید؟ طراحیم برای کاراکتر Art یه گربهست که روی دمش چاییه.🥹 | 590 |
| 14 | این خانومی بسیار خردمند و جذاب هم که مدتیه توی اینستا دنبالش میکنم تقریباً همون صحبتی رو کرده که من اینجا بهش اشاره کردم. | 611 |
| 15 | حدود یکیدو سال پیش بود که دکتر خانوادهمون برام چکاپ نوشت، چون سالها بود چکاپ نرفته بودم، و بعد که نتایج آزمایش اومد یه فروپاشی روانی داشت زبونبسته. :)) فکر کنم بدونید اکثرتون، من قبل از مهسا کلاً خیلی زندگی «نگم براتون»ای داشتم: آب که نمیخوردم، و لیوان چاییم لحظهای خالی نمیموند، میوه شاید چند ماهی که هبیتترکر گذاشته بودم روزی یه دونه بخورم مثلاً هفتهای یکیدو بار تیک میخورد، شیرینی خیلی خیلی زیاد و اساساً وقتی گرسنهم بود روزم رو با شیرینی شروع میکردم، فعالیت بدنی که هیچی، ساعت خوابوبیداریم هم که نگم براتون.
این رو بذارید کنار ارث قندی که از دو طرف دارم، دکترم برگشت گفت اینطوری ادامه بدی نمیگم نودونه درصد حتی، تو قطعاً دو سال دیگه دیابت داری. و مهسا دستبهکار شد که پارتنرش رو نجات بده. :)) دیتاکس برام درست میکرد، میوه میخرید که بخورم، شیرینی رو به نهایت یه شکلات توی روز کاهش داد و اصلاً و ابداً نمیذاشت وقتی گرسنهمه شیرینی بخورم. کلاً شیرینیجات خیلی کم شد توی خونهمون. در آخرم یه پیشنهاد خوبی که داد و منم بدم نیومد، این بود که فست بگیرم اگر معدهم اذیت نمیشه. منم گفتم باشه و شروع کردم فست گرفتن.
اولاش یه کم سختتر بود. باید با دقت تنظیم میکردم که چی میخورم و کی میخورم و خب در نتیجهش یه فایدهی جانبیای که داشت این بود که کربوهیدرات نسبتاً توی رژیممون کم شد و پروتئین بیشتر شد. البته این تغییر خوشحالکنندهای بود که وقتی مهسا کارش مرتبتر شد و این تابستون که من تماممدت ونکوور بودم و ساعت کارم مرتب و منظم بود اتفاق افتاد. نمیشد شام رو سرهمبندی کرد، چون ناهار فردامون هم باید میبود و در نتیجه من شام درستحسابیای رو سر تایم درستحسابیای که اگر مهسا شیفت دیروقت نداشت نهایتش میشد هشت شب، میخوردم.
خلاصه این که رژیمم واقعاً درخشان شد و قندم اومد پایین و آرمینای خوشحالی بودم، و از اونجا که فست بهنظرم راه خوبی بود که رژیمم رو سالم و درست نگه دارم، ادامهش دادم. الان هم بهش عادت کردم، هم حس میکنم گنجایش معدهم کم شده و هم این که واقعاً خودم ظرفیت کمی برای شیرینی و شکلات یا هلههولههای رندم دارم.
اینم که این رو گفتم... فکر کنم برای ثبت دستاوردهای کوچکه. یا دستاوردهایی که به نظر بقیه میشه کوچک باشه، ولی آدم خودشون خیلی بهشون افتخار میکنه. من خیلی خوشحالم که اگر مجبور نباشم و تو حالت عادی خونهمون، شام ساعت هفت-هشته. راضیام از این که راحت با فست میرم سر کار و تا ساعت سه-سهونیم چیزی نمیخورم و میام خونه ناهار میخورم، نه هلههوله. همیشه بطری آبم همراهمه، خودم میفهمم کم آب خوردم یا زیاد. همهی اینا. نمیگم کار سختی بود، من تنبل بودم و بیعلاقه و هزار دلیل دیگه. ولی الان تا یه حد خوبی از شیوهی زندگیم راضیام، و دلم خواست بین این همه غرغر اینروزهام، این رو هم اینجا به اشتراک بذارم. :)
| 605 |
| 16 | آخرین برش پیتزا هم نه حتی، من انقدر دوستت دارم که وقتی گرسنه بعد از تقریباً پنج ساعت خرید و گشتن اومدیم سوشی گرفتم و تو رفتی غذای خودت رو گرفتی، من دو تا سوشی نگه میدارم: یکی برای این که اگر تو بازم خواستی بخوری، یکی هم برای این که یه دونه سوشی مونده باشه با تو بخورم. | 703 |
| 17 | بله بچهها، با تیشرت اسنوپی اومدم خرید و سیس مرد آلفا هم گرفتم.💪🏽 | 709 |
| 18 | رسالة فيديو | 686 |
| 19 | دارم فکر میکنم من تو زندگیم چی رو اونقدری دوست دارم که مهسا خرید رو، و خلاصه ده دقیقهای هست که دارم فکر میکنم.
(من یه جایی وسط راه با دو تا ساک خریدمون نشستهم و مهسا بین ردیفهای بعدی لباس ناپدید شده.🫱🏼🫲🏽) | 727 |
| 20 | آیا آرمینا سپتامبر امسال با استایل دارک آکادمیا به آکادمیا بازخواهد گشت؟
با ما باشید.😉 | 691 |
