Mahourtext
رفتن به کانال در Telegram
✨ instagram: من اگر هستم و هرشب به تو باز هم مي نويسم تو نخوان و مثل هرشب بگذر از عادت من #ماهور_زائرميري Mahourzaermiri
نمایش بیشتر279
مشترکین
-124 ساعت
-27 روز
+230 روز
آرشیو پست ها
279
جایی نمونید که پتانسیل شما از ظرفیت اونجا بیشتره
میخواد کارتون باشه
رابطه باشه ، با حتی کشورتون!
کسی که تو رو نفهمه نه قدرتو میدونه،نه بلده چجوری نگهت داره…
#ماهور_زائرمیری
279
خنده هايم را بدون تو نمي خواهم
من، خوشحالي اجباري بي تو نمي خواهم
نمي خواهم كه شاد باشم بداني من خيالم نيست
تظاهر به قوي بودن ،اگر نيستي نمي خواهم
از اين جمع هم گريزانم از اين فرداي تكراري
سياست هاي بازي را كه برگردي نمي خواهم
نمي خواهم بگويم من به ادم ها كه يادم نيست
فراموشي نميدانم ، فرار از خاطرت را هم نمي خواهم
قسم خوردم بمانم من به پايت گرچه تو نيستي
من هيچ ياري براي خود در اين قلبم نمي خواهم
اميد دارم كه به چشم هايت به ذوق خنده ات گاهي
كه تنهايي چه اسان است ، گذر از تو نمي خواهم
برايت زندگي كردم هنوز هم عاشقم بي شك
نه رنگي را نه عشقي را ، نباشي من نمي خواهم
#ماهور_زائرمیری
279
به ذوق هستي ام قسم
ستاره ات گناه من
به چشم عاشقم اگر
روانه شد روان من
به روي تو
به كوي تو
به مرگ لحظه ها ي شعر
به عمر غم گرفته ام
به عاشقي كه باخت به دل
تو را گناه ميكنم
تو را صدا ميكنم
براي مرگ قصه ام
جنگ به پا ميكنم
#ماهور_زائرميري
279
به تو نباید میرسید جانم
نه آنچه هستم نه آنچه میماند از من
این عشق بهایش نرسیدن بود
که به پا کنی طوفانی برایم
که نباشی و از من
به شعری یاد کنی
که خواندش را بلد نبودی
به تو نباید میرسید
حیف کرده ای
تمام آنچه را
که برایت ساخته بودم…
#ماهور_زائرمیری
279
یک شب تو را آواره میبینم
بیتاب و حیران بینِ شعرهایم
در بیتِ من غمگین خواهی شد
یک حادثه در هر نفسهایم
از دردِ این دلتنگیِ بیمار
دنبالِ من هستی، گریزانی
از عشق محرومی و میدانی
بیمن به هر رؤیا پریشانی
هر شب صدای پای تنهایی
پیچیده در خاموشیِ خانه
من ماندهام با خاطراتِ تو
با بغضِ سردِ شانهبهشانه
تو در سکوتت گریه میکردی
من در غزل آتش گرفتم باز
این عشقِ ویران آخرش ما را
تنها به رسم لحظه هایت باخت
بیمهرِ من ماندی و آخر هم
در حسرتِ آرامشم ماندی
از عشق محرومی تو من را با خودم تاختی
بی مهر من ماندی عجب شعری به من باختی
#ماهور_زائرميری
279
در روز های سخت نفس کشیدن شجاعت است.
انجام کارهای روزمره شجاعت است.
حضور در لحظه شجاعت است.
ما فکر میکنیم باید دنیارا عوض کنیم.
دیگران را تغییر دهیم.
فکر میکنیم شجاعت فریاد و هیاهوست.
در حالی که قدرت در سکون و سکوت است.
گاهی شجاعت این است که کاری نکنی.
گاهی شجاعت این است که لحظه ای فاصله بگیری و از بیرون به هیاهو بنگری.
گاهی شجاعت تنها همراهی با این تن است.
279
صدایت میکنم آری صدایم قصه ها دارد
جهانم مثل چشمهات نگاهِ بیجواب دارد
تو را بخشیدم و شاید که این بخشش بها دارد
غروبم مثل آن روزی که پایانِ قصهها دارد
نگفتی بی تو تسکینم کدام شعر و غزل میشد؟
نوشتم تا به آن روزی نوشتن التماس دارد
نوشتم از شبِ سردی
که بعد از تو نفس کم بود
از آن بغضی که هر لحظه
میان سینهام جا دارد
نوشتم از تو و چشمی
که هر شب خیره میمانَد
به عکسی مانده در باران
که عطرِ رفتنت را دارد
اگر برگشتنت روزی
فقط در خواب ممکن شد
همین رویای کوتاهت
برایم یک جهان دارد
#ماهور_زائرميري
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
