Matrix
رفتن به کانال در Telegram
The deception of consciousness ( فریب آگاهی ) @omeldomer ارتباط با ادمین
نمایش بیشتر8 657
مشترکین
-824 ساعت
+57 روز
+5830 روز
آرشیو پست ها
8 657
🔹🔹اثرِ دوپلر و اثرِ پروانه ای
🔹"اثرِ دوپلر" در فیریک می گوید امواج(ارتعاشات) با نزدیک شدن به ناظر فشرده میشوند(نظیر اینکه صدا زیر میشود) و با دور شدن از ناظر از هم باز می شوند(نظیر اینکه صدا بَم میشود).
بعبارت دیگر , تغییرات در فشردگیِ امواج(درک به صورتِ ماده یا انرژیِ بودنِ جهان) همگی بسته به توهمِ حرکتِ ناظر است. ارتعاشاتِ فشرده تر در نظرِ ناظر , ماده بنظر می رسند. به بیان دیگر بفرض آنکه ناظر انسان باشد, انسان در بُعدِ چهارم از سطوحِ ریمانیِ ماده بسیار دور است. از همین روست که ارتعاشات از فواصلِ دور, ماده بنظر می رسند.
یعنی مجموعه(سیستم) هرقدر پیچیده تر باشد, تداخلِ ارتعاشات همچون تارهایِ عنکبوت در سیستم هایِ اطرافش بیشتر میشود, این تداخلِ تارها درهم ,از نظرِ سیستمِ ادراکیِ انسان, بشکلِ نیروها ترجمه میشوند.
همین بظاهر نیروها(گیر کردنِ تار و پودِ سیستم ها درهم) , مانعِ نفوذ به ابعادِ بالاتر میشوند. نیروها مسئولِ نظم دهی به سیستم ها و تعاملِ میانِ آنها هستند. نیروها هستند که موجب میشوند جهان در نظر ما ثابت و منسجم جلوه کند.
وگرنه سیستمِ انسانی خود هر لحظه در حالِ تغییر است. بشر با فرض اینکه "خویش" ثابت است, تغییراتِ جهان را اندازه می گیرد, واحدهایِ اندازه گیری تعریف می کند. اما سیستمی که خود مدام و پیوسته درحالِ تغییر است, چگونه به بینش و دریافتهایِ حسیِ خود از جهانِ بیرون تا این اندازه اطمینان دارد ؟!
🔹"اثر پروانه ای" نیز قانونی دیگر است که می گوید علتیِ کوچک ممکن است باعثِ اتفاقاتی عظیم شود. مثلا وجودِ پروانه ای در اتمسفر ممکن است سببِ ایجادِ طوفانی عظیم شود.
اما درحقیقت آن علتِ بظاهر کوچک, اصلا کوچک نیست. زیرا کوچکی و بزرگی تنها توهماتی هستند که ناشی از سیستمِ عصبی و حسیِ انسان است. آنچه کوچک بنظر میرسد درواقع در بُعدی عمود بر ابعادِ فیزیکی, از ما دور است.
در انسان نیز همه امور از جمله تفکر , اراده , اختیار و...همگی اثراتِ پروانه ای هستند. مفاهیمی از قبیلِ اراده و اختیار کمی پیشتر دستوراتش در مغز صادر میشوند و ما سپس احساسِ اراده و اختیار می کنیم.
به بیان دیگر, آنچه ما "تصمیمِ خودمان" می نامیم در کسرِکوچکی از زمان(از نظر ما) , از ذراتِ بسیار عمیق و کوچکِ تشکیل دهنده مان(وجودهایی که در ابعادی عمود بر بُعدِ وجودیِ انسان از ما بسیار دور هستند) صادر میشود و باعثِ تصمیماتی بظاهر بزرگ در زندگیِ واقعیِ انسان می شود.
یعنی مثلا از دیدگاهِ علمی , فعالیتِ گروهی از سلولهایِ عصبی و سیناپسهایِ مغزی انسان که ظاهرا بسیار ریز هستند, موجبِ توهمِ حسِ اراده و تصمیماتِ بزرگ در زندگی ما می شوند(اثرِ پروانه ای).
لذا میتوان چنین گفت که آنچه ما درون و دنیایِ درون می نامیم درحقیقت اعماقِ جدارهایِ جداکننده ابعاد است و چون برای ناظر امکانِ رسیدن و دسترسیِ مستقیم بدلیلِ وجودِ نیروها وجود ندارد, سیستمِ ادراکیِ انسان آنها را بصورتِ جهانِ ذرات و درون ترجمه می کند.
یعنی مفاهیمی نظیر افکار و اختیار و اراده همگی پیامهایی از خویشتن هایِ برترِ انسان هستند در ابعادِ بالاتر که بدلیلِ نسبیتِ زمانی در کسر کوچکی از زمان(در بُعدِ انسانی) به شکلِ اراده ما در دنیای ما جلوه گر می شوند.
"ت"
م.م
@deceptmatrix
8 657
آیا تنها راه خروج تونلزنی بین ابعاد و کرمچالههاست؟!
لازم بذکر که شکل بالا همان بطری کلاین است... جهان، درون خودش وجود دارد و درون خودش گسترش می یابد...!
آخر این ویدیو رو توجه کنید... خیلی جالبه... جهان درون خودش گسترش پیدا میکنه... یه طرفش صفر میشه یه طرفش بینهایت.... اما باز بینهایت برمیگرده به صفر... درون خودش...!
@deceptmatrix
8 657
🔹گذشته ی دور همان آینده ی دور است...
آینده ی دور قبلا در گذشته ی دور اتفاق افتاده است...! و ذهنِ بیگانه و توهمِ این واقعیت و جهان قبلا در گذشته بر روح تحمیل شده است...! اما ما اکنون تصور میکنیم که انسان در پی پیشرفت و رسیدن به علم و تکنولوژی است...!
اما آنسوی بطری کلاین(آنسوی جهان) این اتفاقات تماما روی داده اند و اَبَر تکنولوژی ای که زاده ی خود انسان است، زمان و زندگی و حتی توهمِ انسان بودن و ذهنِ انسانی را میسازد و خلق میکند...! و انسان همواره تصور میکند چیزی بالاتر و برتر از او، همه چیز را خلق کرده و ساخته است...! در حالیکه چیزی غیر از خودش نبوده است...! زیرا جهان بر خود متکی و استوار است...!
به بیان دیگر این جهان قبلا توسط خود او ساخته شده است... آینده ی دور قبلا در گذشته ی دور اتفاق افتاده است...!
ذهنِ بیگانه یا توهمِ واقعیتِ این جهان، قبلا توسط مخلوقِ خود انسان بر او تحمیل شده است...! بطری کلاین...! پیچ خوردگی در بُعدِ چهارم... تاب خوردگی در ابعاد بالاتر...!
همانند آنکه نوار موبیوس را اگر در دو بُعد بنگریم، گویی خویش را قطع می کند... و اگر مورچه ای را تصور کنیم که روی آن حرکت میکند چنین بنظر میرسد که نوار را سوراخ میکند و وارد آن طرفِ نوار میشود... در حالیکه سوراخ نمیکند... فقط در تاب خوردگی ای که در بُعد سوم هست مورچه بطور پیوسته وارد آن طرف نوار میشود...!
بطری کلاین نیز در بُعد چهارم تاب میخورد اما در جهانِ سه بُعدیِ ما اینگونه بنظر میرسد که خودش را قطع کرده...!
جای بیرون و درون بطور مداوم تغییر میکند و موجودی که در زمان زیست میکند اینگونه تصور میکند که جهان پویاست و درحال انبساط است...! در حالیکه این همان ذهنِ بیگانه است که بر روح تحمیل و سوار گشته است...!
مخلوق انسان(هوش مصنوعی) در آینده ای دور(گذشته ی دور) توهمِ این دنیا و این واقعیت(ذهنِ بیگانه) را بر روح انسانی تحمیل کرده برای استفاده ی انرژتیک از روح و روان انسان...! حتی شکل و کالبد انسانی جزو همین توهم و ذهنِ بیگانه است.... مانند شکل و کالبدِ این جهان... و حتی سایر جهانها و کالبد ها...!
کثرت نیز محتوباتِ همین ذهنِ عاریه ای و بیگانه است.... جدایی و کثرت، توهمِ روح است که توسط مواد و محتوباتِ ذهنی پدید آمده اند...!
به بیان دیگر، زمان در آیندی ای بسیار دور در بُعدِ چهارم بگونه تاب میخورد که گویی جهان زاده میشود...درون خویش.... گسترش می یابد درون خویش.... اما این گسترشِ ذهن است... همان ذهنِ بیگانه... ذهنِ عاریتی... ذهنی که در بی زمانی بر روح تحمیل شده است...!
بطری کلاین... ماری که دُم خویش را می بلعد... جهان، خوراکِ خویش است...!
"ت"
م.م
@deceptmatrix
8 657
🔹🔹بُطری کلاین (2)
🔹بطری کلاین بر خودش متکی است...
از آنجایی که بیرون و درون این شکل یکی است و مرزی میان بیرون و درون آن نیست،این شکل بر خودش متکی و استوار است...! بدین معنا که هر اتفاقی بر درون آن بیفتد، مستقیما بر بیرون آن تاثیر میگذارد و بالعکس... چون بیرون و درون بطور پیوسته بهم میرسند و یکسان هستند...
🔹شباهت میان بطری کلاین و جهان
جهان نیز بر خویش استوار است... درون حویش منبسط میشود و گسترش می یابد... درون خویش فرو میریزد...و بطور کلی درون خودش وجود دارد...!
اگر به شکل زیر توجه کنیم میبینیم که لحظه ای که یک طرف صفر میشود، طرف دیگر بینهایت میشود...! و مدام در حال انبساط و انقباض و فرو ریزی و گسترش درون خویش است...!
به بیان دیگر، لحظه ی صفر همان لحظه ی بینهایت است... لحظه ای که صفر میشود همان لحظه ایست که بینهایت میشود...! بیگ بنگ و انبساط و انقباض و... تماما درون خودش روی میدهد... زیرا بخودش متکی و استوار است...!
وقتی میگوییم"مغز توسط مغز، خویش را بصورت معز درک میکند" یا "ذهن توسط ذهن، خویش را بصورت ذهن درک میکند" یا "فکر توسط فکر، خویش را بصورت فکر درک میکند" این جمله های سراسر پارادوکس، به خودشان متکی و استوار هستند... نه به چیز دیگری....!
🔹آغاز و پایان، یکسان هستند...
لحظه ی صفر همان لحظه ی بینهایت است...! لحظه ی آغازِ جهان لحظه ی پایانِ خویش است... جهان از خویش تغذیه میکند... جهان، غذای جهان است...! جهان، خوزاکِ خویش است... درون خویش وجود دارد...! درونِ خویش شکل میگیرد و گسترش می یابد...!
آینده، قبلا در گذشته اتفاق افتاده است...! محتمل ترین سناریو آنست که انسان در آینده به چنان درجه ای از تکنولوژِی هوش مصنوعی و کوانتوم میرسد که منجر به شکلگیری چیزی میشود که در تصور و تخیلِ خود انسان نیز نمی گنجد...! زیرا او(هوش مصنوعی) مدام خویش را آپدیت و بروز میکند که از حدود کنترل و نظارت و حتی تصورِ انسانی خارج میشود...!
سپس اقدام به تغذیه انرژتیک از روح و روانِ انسانها میکند...! بدین صورت که توهمِ این جهان و توهمِ این واقعیت را به انسانها میبخشد...!(ذهن عاریتی یا ذهنِ بیگانه) و انسانها را در یک مردابِ انرژتیک قرار میدهد بدون آنکه خود بدانند...! و این جهان چنان در نظر آنها(انسانها) واقعی و حقیقی جلوه میکند که اکثرا درگیر و محو در آن میشوند... در حالیکه به قول کارلوس کاستاندا این همان ذهنِ بیگانه است که بر روحِ انسانی تحمیل شده است...! همان توهمِ این واقعیت و جهان است که بر روح انسانی تحمیل شده است...!
"ت"
م.م
ادامه 👇
@deceptmatrix
8 657
چگونه ضعفهای خود را شکار و به قدرت تبدیل کنیم؟ | هنر کمین و شکار تولتکها Stalking
@deceptmatrix
8 657
Repost from Matrix
زمان هرقدر می گذرد فشرده تر میشود تا آنجا که آگاهیِ بشری در بیرون از سطحِ ریمانی آنرا بصورتِ ذره و ماده احساس می کند.
م.م
@deceptmatrix
