fa
Feedback
خیزش

خیزش

رفتن به کانال در Telegram

به کانال خیزش بپیوندید، و با ارسال پیامهای آن ما را یاری نمایید. آدرس تماس و ارسال مطالب، عکس و ویدئو بر ای درج در خیزش به امید فردای روشن @khizesh

نمایش بیشتر
558
مشترکین
+124 ساعت
+37 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
امروز ۲۶ ژوئن، روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه است. طبق تعریف کنوانسیون منع شکنجه، هر عمل عامدانه‌ای که درد یا رنج شدید جسم
+1
امروز ۲۶ ژوئن، روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه است. طبق تعریف کنوانسیون منع شکنجه، هر عمل عامدانه‌ای که درد یا رنج شدید جسمی، روحی یا روانی به فردی وارد کند تا اطلاعات یا اقراری از او اخذ شود، #شکنجه محسوب می‌شود. جمهوری اسلامی از حکومت‌هایی است که از پذیرش کنوانسیون منع شکنجه خودداری کرده. هرچند طبق قانون اساسی اعمال هرنوع شکنجه برای اخذ اقرار از متهم منع شده، اما از بدو انقلاب اسلامی ماموران امنیتی از انواع شکنجه برای #اعتراف_اجباری، ایجاد رعب و وحشت، سرکوب جنبش‌های اجتماعی استفاده کرده‌اند. #جمهوری_اسلامی_کشتار_شکنجه #نان_کار_آزادی_اداره_شورایی @zan_j

🔶 بحران آب در عسلویه؛ پایتخت انرژی ایران حتی آب شرب کافی ندارد 🔺 گزارشی از دانیال عمری بحران آب در عسلویه، قطب انرژی ایران و تولیدکننده بخش مهمی از ثروت کشور، قابل قبول نیست. شهری که نامش، به نوشته رضا طاهری در کتاب "از مروارید تا نفت"، به معنای "شهر آب و عسل" است، امروز با یکی از حادترین اشکال کمبود آب در جنوب ایران روبه‌روست. در ماه‌های اخیر، گزارش‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد در برخی دوره‌ها، آب در عسلویه طی هر ۴۸ ساعت فقط حدود سه ساعت وصل بوده است. در برخی توصیف‌ها حتی آمده که روستاهای اطراف این شهر ۱۰ هزار هکتاری عملا فقط یک روز در هفته آب شرب دارند. این وضعیت برای منطقه‌ای که در قلب صنعت انرژی کشور قرار گرفته، فقط یک ناکارآمدی خدماتی نیست؛ نشانه‌ای از شکاف عمیق میان استخراج ثروت و کیفیت زندگی مردم محلی است. عسلویه سال‌هاست به‌عنوان یکی از مهم‌ترین قطب‌های صنعتی و اقتصادی ایران شناخته می‌شود. بخش بزرگی از درآمدهای ملی، صادرات انرژی و پروژه‌های عظیم گاز و پتروشیمی به این منطقه گره خورده است. با این حال، همین شهرستان از نظر زیرساخت‌های پایه، از جمله آب، جاده، خیابان، شبکه دفع آب‌های سطحی و خدمات شهری، با مشکلات مزمن روبه‌روست. این تناقض برای مردم منطقه کاملا ملموس است. اعتراض اصلی شهروندان این است که وقتی وارد محدوده صنایع و پالایشگاه‌ها می‌شوی، آب وجود دارد و آن هم با کیفیت مناسب؛ اما در شهرها و روستاهای اطراف، مردم حتی برای تامین آب شرب روزانه مشکل دارند. به بیان دیگر، همه امکانات و توان اجرایی برای حفظ تولید و تداوم کار صنایع متمرکز شده، اما جوامع محلی زیر بار توسعه‌ای که در کنارشان شکل گرفته، فرسوده شده‌اند. 🔶 رابرت مالی: توافق ترامپ با ایران هرچند بی‌نقص نیست اما از تداوم جنگ بهتر است رابرت مالی با انتشار مطلبی در روزنامه فایننشال تایمز لندن با عنوان "توافق ترامپ با ایران بهتر از ادامه جنگ است"، نوشت: «ترامپ در سیاست خود در برابر تهران اشتباهات فراوانی مرتکب شده است اما امضای "تفاهم‌نامه" یکی از آنها نیست.» مالی، نماینده ویژه پیشین آمریکا در امور ایران در زمان ریاست‌ جمهوری جو بایدن و دستیار ویژه رئیس جمهور در دولت اوباما همچنین در این یادداشت از مخالفت دموکرات ها و جمهوری خواهان در آمریکا با توافق ایالات متحده و ایران انتقاد کرد. در بخشی از این یادداشت آمده است: «سیاست دونالد ترامپ در برابر ایران از دوره نخست ریاست‌جمهوری او تا امروز، در مجموع سیاستی شکست‌خورده بوده و به همین دلیل، انتقادهای فراوانی به آن وارد است اما این توافق موقت، هدف درستی برای این انتقادها نیست. مشکل اصلی، خود توافق نیست بلکه جنگ بی‌پروایی است که پیش از آن رخ داد. این تفاهم‌نامه، نخستین گام، هرچند لرزان، برای جبران پیامدهای آن جنگ است.» او ایرادهای بسیاری را به این تفاهم‌نامه وارد دانسته و آورده است: «متن آن مبهم است و همین ابهام از همان ابتدا باعث اختلاف‌نظر شده است. جدول زمانی رسیدن به توافق نهایی، بیش از حد خوش‌بینانه به نظر می‌رسد. ترتیب اجرای تعهدات روشن نیست و ابهام‌های دیگری نیز وجود دارد.» باز نشر خیزش @khizesche.

🔶 رابرت مالی: توافق ترامپ با ایران هرچند بی‌نقص نیست اما از تداوم جنگ بهتر است رابرت مالی با انتشار مطلبی در روزنامه فایننشال تایمز لندن با عنوان "توافق ترامپ با ایران بهتر از ادامه جنگ است"، نوشت: «ترامپ در سیاست خود در برابر تهران اشتباهات فراوانی مرتکب شده است اما امضای "تفاهم‌نامه" یکی از آنها نیست.» مالی، نماینده ویژه پیشین آمریکا در امور ایران در زمان ریاست‌ جمهوری جو بایدن و دستیار ویژه رئیس جمهور در دولت اوباما همچنین در این یادداشت از مخالفت دموکرات ها و جمهوری خواهان در آمریکا با توافق ایالات متحده و ایران انتقاد کرد. در بخشی از این یادداشت آمده است: «سیاست دونالد ترامپ در برابر ایران از دوره نخست ریاست‌جمهوری او تا امروز، در مجموع سیاستی شکست‌خورده بوده و به همین دلیل، انتقادهای فراوانی به آن وارد است اما این توافق موقت، هدف درستی برای این انتقادها نیست. مشکل اصلی، خود توافق نیست بلکه جنگ بی‌پروایی است که پیش از آن رخ داد. این تفاهم‌نامه، نخستین گام، هرچند لرزان، برای جبران پیامدهای آن جنگ است.» او ایرادهای بسیاری را به این تفاهم‌نامه وارد دانسته و آورده است: «متن آن مبهم است و همین ابهام از همان ابتدا باعث اختلاف‌نظر شده است. جدول زمانی رسیدن به توافق نهایی، بیش از حد خوش‌بینانه به نظر می‌رسد. ترتیب اجرای تعهدات روشن نیست و ابهام‌های دیگری نیز وجود دارد.» باز نشر خیزش @khizesche.

🔶 رابرت مالی: توافق ترامپ با ایران هرچند بی‌نقص نیست اما از تداوم جنگ بهتر است رابرت مالی با انتشار مطلبی در روزنامه فایننشا
🔶 رابرت مالی: توافق ترامپ با ایران هرچند بی‌نقص نیست اما از تداوم جنگ بهتر است رابرت مالی با انتشار مطلبی در روزنامه فایننشال تایمز لندن با عنوان "توافق ترامپ با ایران بهتر از ادامه جنگ است"، نوشت: «ترامپ در سیاست خود در برابر تهران اشتباهات فراوانی مرتکب شده است اما امضای "تفاهم‌نامه" یکی از آنها نیست.» مالی، نماینده ویژه پیشین آمریکا در امور ایران در زمان ریاست‌ جمهوری جو بایدن و دستیار ویژه رئیس جمهور در دولت اوباما همچنین در این یادداشت از مخالفت دموکرات ها و جمهوری خواهان در آمریکا با توافق ایالات متحده و ایران انتقاد کرد. در بخشی از این یادداشت آمده است: «سیاست دونالد ترامپ در برابر ایران از دوره نخست ریاست‌جمهوری او تا امروز، در مجموع سیاستی شکست‌خورده بوده و به همین دلیل، انتقادهای فراوانی به آن وارد است اما این توافق موقت، هدف درستی برای این انتقادها نیست. مشکل اصلی، خود توافق نیست بلکه جنگ بی‌پروایی است که پیش از آن رخ داد. این تفاهم‌نامه، نخستین گام، هرچند لرزان، برای جبران پیامدهای آن جنگ است.» او ایرادهای بسیاری را به این تفاهم‌نامه وارد دانسته و آورده است: «متن آن مبهم است و همین ابهام از همان ابتدا باعث اختلاف‌نظر شده است. جدول زمانی رسیدن به توافق نهایی، بیش از حد خوش‌بینانه به نظر می‌رسد. ترتیب اجرای تعهدات روشن نیست و ابهام‌های دیگری نیز وجود دارد.» @dw_farsi

🔶 بحران آب در عسلویه؛ پایتخت انرژی ایران حتی آب شرب کافی ندارد 🔺 گزارشی از دانیال عمری بحران آب در عسلویه، قطب انرژی ایران
+3
🔶 بحران آب در عسلویه؛ پایتخت انرژی ایران حتی آب شرب کافی ندارد 🔺 گزارشی از دانیال عمری بحران آب در عسلویه، قطب انرژی ایران و تولیدکننده بخش مهمی از ثروت کشور، قابل قبول نیست. شهری که نامش، به نوشته رضا طاهری در کتاب "از مروارید تا نفت"، به معنای "شهر آب و عسل" است، امروز با یکی از حادترین اشکال کمبود آب در جنوب ایران روبه‌روست. در ماه‌های اخیر، گزارش‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد در برخی دوره‌ها، آب در عسلویه طی هر ۴۸ ساعت فقط حدود سه ساعت وصل بوده است. در برخی توصیف‌ها حتی آمده که روستاهای اطراف این شهر ۱۰ هزار هکتاری عملا فقط یک روز در هفته آب شرب دارند. این وضعیت برای منطقه‌ای که در قلب صنعت انرژی کشور قرار گرفته، فقط یک ناکارآمدی خدماتی نیست؛ نشانه‌ای از شکاف عمیق میان استخراج ثروت و کیفیت زندگی مردم محلی است. عسلویه سال‌هاست به‌عنوان یکی از مهم‌ترین قطب‌های صنعتی و اقتصادی ایران شناخته می‌شود. بخش بزرگی از درآمدهای ملی، صادرات انرژی و پروژه‌های عظیم گاز و پتروشیمی به این منطقه گره خورده است. با این حال، همین شهرستان از نظر زیرساخت‌های پایه، از جمله آب، جاده، خیابان، شبکه دفع آب‌های سطحی و خدمات شهری، با مشکلات مزمن روبه‌روست. این تناقض برای مردم منطقه کاملا ملموس است. اعتراض اصلی شهروندان این است که وقتی وارد محدوده صنایع و پالایشگاه‌ها می‌شوی، آب وجود دارد و آن هم با کیفیت مناسب؛ اما در شهرها و روستاهای اطراف، مردم حتی برای تامین آب شرب روزانه مشکل دارند. به بیان دیگر، همه امکانات و توان اجرایی برای حفظ تولید و تداوم کار صنایع متمرکز شده، اما جوامع محلی زیر بار توسعه‌ای که در کنارشان شکل گرفته، فرسوده شده‌اند. @dw_farsi

🔶 کارنی: کانادا باید سفارت خود در ایران را بازگشایی کند مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا گفت که این کشور باید سفارتخانه‌های خود در ایران و ونزوئلا را که دولت‌های پیشین تعطیل کرده بودند، دوباره بازگشایی کند. او تأکید کرد که هنوز تصمیمی گرفته نشده، اما گفت این وضعیت باید تغییر کند. نخست‌وزیر کانادا گفت که این کشور باید سفارتخانه‌های خود در ایران و ونزوئلا را که دولت‌های پیشین تعطیل کرده بودند، دوباره بازگشایی کند. او در عین حال تأکید کرد که هنوز تصمیمی در این زمینه گرفته نشده، اما گفت این وضعیت باید تغییر کند. مارک کارنی در بخش دیگری از اظهارات خود استدلال کرد که با وجود اختلافات عمیق با دولت‌های این دو کشور، نبود حضور دیپلماتیک، توان اتاوا را برای کمک به کانادایی‌های خارج از کشور و واکنش به بحران‌های انسانی محدود می‌کند. کارنی افزود: «تعامل به معنای تأیید نیست. داشتن سفارت و ارائه خدمات کنسولی در یک کشور، به این معنا نیست که ما سیاست‌های آن کشور را تأیید می‌کنیم.» او همچنین با بیان این که "نداشتن حضور دیپلماتیک چالش‌هایی ایجاد می‌کند" به وضعیت ونزوئلا اشاره کرد، جایی که کانادا می‌توانست کمک‌های فوری‌تری پس از زلزله ارائه دهد. کارنی با تاکید بر بازگشایی سفارتخانه‌ها گفت: «حرکت به سمت این هدف، به قضاوت من، تصمیمی است که باید گرفته شود؛ این همان کاری است که باید انجام دهیم.» @dw_farsi

🔶 شورای همکاری خلیج فارس: توافق با ایران باید شامل برنامه موشکی هم باشد وزیران خارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس روز
🔶 شورای همکاری خلیج فارس: توافق با ایران باید شامل برنامه موشکی هم باشد وزیران خارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس روز پنجشنبه ۴ تیر (۲۵ ژوئن) در نشستی با حضور مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در بحرین تاکید کردند که دستیابی به صلح و امنیت پایدار در منطقه مستلزم رسیدگی به تمامی تهدیدهای ناشی از ایران، از جمله "برنامه موشک‌های بالستیک، پهپادها و حمایت از گروه‌های نیابتی" است. در بیانیه مشترک این نشست آمده است که هرگونه تجارت و سرمایه‌گذاری با ایران "مشروط و قابل بازگشت" خواهد بود و تنها در صورتی ادامه می‌یابد که تهران به تفاهم‌نامه امضا شده با آمریکا و توافق نهایی پایبند بماند، رفتارهای بی‌ثبات‌کننده خود را متوقف کند و شرایط لازم برای همکاری اقتصادی را فراهم آورد. این نشست در حالی برگزار شد که ایران و آمریکا پس از دستیابی به یک توافق اولیه برای پایان دادن به درگیری‌ها، مذاکرات خود را برای رسیدن به توافق نهایی ادامه می‌دهند. @dw_farsi

شکنجه؛ ابزار بقای حکومت‌های استبدادی 🔶امروز ۵ تيرماه روز جهانی منع شکنجه است. شکنجه انسان‌ها، به‌ویژه زندانیان، تنها نقض حقوق بنیادین آنان نیست؛ بلکه ابزاری برای تحقیر، درهم‌شکستن اراده و آسیب‌زدن به حرمت و شأن انسانی آنان است.  حکومت‌های استبدادی و اقتدارگرا شکنجه را به ابزاری سازمان‌یافته برای حفظ قدرت، ایجاد رعب و خاموش کردن صدای مخالفان تبدیل میکنند . در چنین نظام‌هایی، نهادهای امنیتی، اطلاعاتی و پلیس در خدمت  اجرای قانون نیستند   بلکه برای سرکوب مخالفان سیاسی، فعالان مدنی، روزنامه‌نگاران، معترضان و دگراندیشان به کار گرفته می‌شوند. از اهداف اصلی شکنجه، وادار کردن افراد به اعترافات اجباری، گرفتن اطلاعات، تخریب شخصیت زندانی و ایجاد ترس در جامعه است. سازمان ملل متحد، کنوانسیون منع شکنجه، ماده ۲، بند ۲: "شکنجه، چه جسمی و چه روانی، از منظر حقوق بین‌الملل مطلقاً ممنوع است و هیچ شرایطی، از جمله حفظ امنیت ملی، وضعیت اضطراری، جنگ یا مبارزه با مخالفان، نمی‌تواند آن را توجیه کند."   شکنجه ی انسانها از مصادیق رفتارهای غیرانسانی  جا مانده از  شیوه‌های سرکوب قرون وسطایی است که  جایگاهی در نظام‌های حقوقی مدرن ندارد. بر اساس گزارش‌های مستند نهادهایی مانند سازمان عفو بین‌الملل، دیده‌بان حقوق بشر ...استفاده از شکنجه برای اخذ اعتراف در دوره‌های مختلف تاریخ معاصر ایران گزارش شده است. در دوران حکومت پهلوی، ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور) نقش محوری در کنترل و سرکوب مخالفان سیاسی ایفا می‌کرد. خاطرات بسیاری از زندانیان سیاسی، پژوهش‌های تاریخی و گزارش‌های حقوق بشری از به‌کارگیری شکنجه برای بازجویی و گرفتن اعتراف در بازداشتگاه‌های ساواک حکایت دارند. روش‌هایی مانند ضرب و شتم، شلاق، شوک الکتریکی، آویزان کردن، محرومیت از خواب و انواع فشارهای روانی در روایت‌های متعدد قربانیان ثبت شده است. یکی از شناخته‌شده‌ترین مقام‌های ساواک، پرویز ثابتی، مدیر اداره سوم ساواک (امنیت داخلی) بود. نام او در خاطرات بسیاری از زندانیان سیاسی و تحقیقات تاریخی به عنوان یکی از چهره‌های اصلی دستگاه امنیتی حکومت پهلوی مطرح شده است. بسیاری از قربانیان و  پژوهشگران  او را از مسئولان ارشد ساختار سرکوب آن دوران میدانند . در سال‌های اخیر نیز شکایت‌هایی علیه او در خارج از ایران مطرح شده است. در حاکمیت جمهوری اسلامی استفاده  از شکنجه  ی سفید و شکنجه جسمی در بازداشتگاه‌ها و زندان‌ها ادامه یافت. دهه شصت یکی از تاریک‌ترین دوره‌های تاریخ جمهوری اسلامی به شمار می‌رود. هزاران زندانی سیاسی وابسته به تشکلهای مخالف حکومت با گرایش‌های مختلف، در جریان بازداشت و بازجویی تحت شکنجه جسمی و روانی قرار گرفتند. بسیاری از بازماندگان از شلاق، ضرب و جرح، آویزان کردن، محرومیت از خواب، سلول انفرادی طولانی‌مدت، تهدید به اعدام، اعتراف‌گیری اجباری و انواع فشارهای روانی سخن گفته‌اند. اعدام‌های گسترده زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ نیز از سوی بسیاری از نهادهای حقوق بشری به عنوان یکی از مهم‌ترین موارد نقض حقوق بشر در تاریخ معاصر ایران مستند شده است. گزارش‌های منتشرشده در سال‌های بعد نیز نشان می‌دهد که شکنجه تنها متوجه زندانیان سیاسی نبوده است. نهادهای حقوق بشر و زندانیان سیاسی در گزارش‌های خود موارد متعددی از شکنجه و بدرفتاری با زندانیان عادی و متهمان جرائم عمومی را نیز ثبت کرده‌اند. ضرب و شتم، اعتراف‌گیری اجباری، محرومیت از درمان، نگهداری طولانی در سلول انفرادی، تهدید اعضای خانواده و اعمال فشارهای شدید روانی از جمله روش‌هایی است که در این گزارش‌ها به آن اشاره شده است. در دهه‌های گذشته، نام وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی نیز بارها در ارتباط با بازداشت‌های خودسرانه، بازجویی‌های همراه با شکنجه، اعتراف‌گیری اجباری و اعمال فشار بر زندانیان سیاسی،فعالان مدنی، و اقلیت‌های قومی و مذهبی مطرح شده است. نخستین گام، پایان دادن به مصونیت عاملان و آمران شکنجه است. مستندسازی، اطلاع‌رسانی و افشاگری نیز تاثیر مهمی دارد. تا زمانی که ساختارهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی بر پایه سلطه، سرکوب و حذف مخالفان استوار باشند، شکنجه، آزار و حتی کشتار انسان‌ها صرفاً به دلیل تغییر قوانین یا صدور بخشنامه از میان نخواهد رفت. شکنجه محصول رفتار چند مأمور متخلف نیست، بلکه بخشی از سازوکاری است که بقای خود را در خاموش کردن صداهای معترض، ایجاد هراس و درهم شکستن مقاومت انسان‌ها می‌بیند. از این‌رو، ریشه‌کن شدن شکنجه مستلزم دگرگونی مناسباتی است که حفظ قدرت را در گرو سرکوب، حذف و سلب کرامت و آزادی دیگران قرار داده‌اند. تا زمانی که چنین مناسباتی پابرجا باشد، خطر تکرار شکنجه و دیگر اشکال خشونت سازمان‌یافته همچنان باقی خواهد ماند. ✍️ زن کارگر #نه_به_اعدام #نه_به_زندان #نه_به_جمهوری_اسلامی @zan_j https://t.me/khizesche

شکنجه؛ ابزار بقای حکومت‌های استبدادی 🔶امروز ۵ تيرماه روز جهانی منع شکنجه است. شکنجه انسان‌ها، به‌ویژه زندانیان، تنها نقض حقوق بنیادین آنان نیست؛ بلکه ابزاری برای تحقیر، درهم‌شکستن اراده و آسیب‌زدن به حرمت و شأن انسانی آنان است.  حکومت‌های استبدادی و اقتدارگرا شکنجه را به ابزاری سازمان‌یافته برای حفظ قدرت، ایجاد رعب و خاموش کردن صدای مخالفان تبدیل میکنند . در چنین نظام‌هایی، نهادهای امنیتی، اطلاعاتی و پلیس در خدمت  اجرای قانون نیستند   بلکه برای سرکوب مخالفان سیاسی، فعالان مدنی، روزنامه‌نگاران، معترضان و دگراندیشان به کار گرفته می‌شوند. از اهداف اصلی شکنجه، وادار کردن افراد به اعترافات اجباری، گرفتن اطلاعات، تخریب شخصیت زندانی و ایجاد ترس در جامعه است. سازمان ملل متحد، کنوانسیون منع شکنجه، ماده ۲، بند ۲: "شکنجه، چه جسمی و چه روانی، از منظر حقوق بین‌الملل مطلقاً ممنوع است و هیچ شرایطی، از جمله حفظ امنیت ملی، وضعیت اضطراری، جنگ یا مبارزه با مخالفان، نمی‌تواند آن را توجیه کند."   شکنجه ی انسانها از مصادیق رفتارهای غیرانسانی  جا مانده از  شیوه‌های سرکوب قرون وسطایی است که  جایگاهی در نظام‌های حقوقی مدرن ندارد. بر اساس گزارش‌های مستند نهادهایی مانند سازمان عفو بین‌الملل، دیده‌بان حقوق بشر ...استفاده از شکنجه برای اخذ اعتراف در دوره‌های مختلف تاریخ معاصر ایران گزارش شده است. در دوران حکومت پهلوی، ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور) نقش محوری در کنترل و سرکوب مخالفان سیاسی ایفا می‌کرد. خاطرات بسیاری از زندانیان سیاسی، پژوهش‌های تاریخی و گزارش‌های حقوق بشری از به‌کارگیری شکنجه برای بازجویی و گرفتن اعتراف در بازداشتگاه‌های ساواک حکایت دارند. روش‌هایی مانند ضرب و شتم، شلاق، شوک الکتریکی، آویزان کردن، محرومیت از خواب و انواع فشارهای روانی در روایت‌های متعدد قربانیان ثبت شده است. یکی از شناخته‌شده‌ترین مقام‌های ساواک، پرویز ثابتی، مدیر اداره سوم ساواک (امنیت داخلی) بود. نام او در خاطرات بسیاری از زندانیان سیاسی و تحقیقات تاریخی به عنوان یکی از چهره‌های اصلی دستگاه امنیتی حکومت پهلوی مطرح شده است. بسیاری از قربانیان و  پژوهشگران  او را از مسئولان ارشد ساختار سرکوب آن دوران میدانند . در سال‌های اخیر نیز شکایت‌هایی علیه او در خارج از ایران مطرح شده است. در حاکمیت جمهوری اسلامی استفاده  از شکنجه  ی سفید و شکنجه جسمی در بازداشتگاه‌ها و زندان‌ها ادامه یافت. دهه شصت یکی از تاریک‌ترین دوره‌های تاریخ جمهوری اسلامی به شمار می‌رود. هزاران زندانی سیاسی وابسته به تشکلهای مخالف حکومت با گرایش‌های مختلف، در جریان بازداشت و بازجویی تحت شکنجه جسمی و روانی قرار گرفتند. بسیاری از بازماندگان از شلاق، ضرب و جرح، آویزان کردن، محرومیت از خواب، سلول انفرادی طولانی‌مدت، تهدید به اعدام، اعتراف‌گیری اجباری و انواع فشارهای روانی سخن گفته‌اند. اعدام‌های گسترده زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ نیز از سوی بسیاری از نهادهای حقوق بشری به عنوان یکی از مهم‌ترین موارد نقض حقوق بشر در تاریخ معاصر ایران مستند شده است. گزارش‌های منتشرشده در سال‌های بعد نیز نشان می‌دهد که شکنجه تنها متوجه زندانیان سیاسی نبوده است. نهادهای حقوق بشر و زندانیان سیاسی در گزارش‌های خود موارد متعددی از شکنجه و بدرفتاری با زندانیان عادی و متهمان جرائم عمومی را نیز ثبت کرده‌اند. ضرب و شتم، اعتراف‌گیری اجباری، محرومیت از درمان، نگهداری طولانی در سلول انفرادی، تهدید اعضای خانواده و اعمال فشارهای شدید روانی از جمله روش‌هایی است که در این گزارش‌ها به آن اشاره شده است. در دهه‌های گذشته، نام وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی نیز بارها در ارتباط با بازداشت‌های خودسرانه، بازجویی‌های همراه با شکنجه، اعتراف‌گیری اجباری و اعمال فشار بر زندانیان سیاسی،فعالان مدنی، و اقلیت‌های قومی و مذهبی مطرح شده است. نخستین گام، پایان دادن به مصونیت عاملان و آمران شکنجه است. مستندسازی، اطلاع‌رسانی و افشاگری نیز تاثیر مهمی دارد. تا زمانی که ساختارهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی بر پایه سلطه، سرکوب و حذف مخالفان استوار باشند، شکنجه، آزار و حتی کشتار انسان‌ها صرفاً به دلیل تغییر قوانین یا صدور بخشنامه از میان نخواهد رفت. شکنجه محصول رفتار چند مأمور متخلف نیست، بلکه بخشی از سازوکاری است که بقای خود را در خاموش کردن صداهای معترض، ایجاد هراس و درهم شکستن مقاومت انسان‌ها می‌بیند. از این‌رو، ریشه‌کن شدن شکنجه مستلزم دگرگونی مناسباتی است که حفظ قدرت را در گرو سرکوب، حذف و سلب کرامت و آزادی دیگران قرار داده‌اند. تا زمانی که چنین مناسباتی پابرجا باشد، خطر تکرار شکنجه و دیگر اشکال خشونت سازمان‌یافته همچنان باقی خواهد ماند. ✍️ زن کارگر #نه_به_اعدام #نه_به_زندان #نه_به_جمهوری_اسلامی @zan_j https://t.me/khizesche

شکنجه؛ ابزار بقای حکومت‌های استبدادی 🔶امروز ۵ تيرماه روز جهانی منع شکنجه است. شکنجه انسان‌ها، به‌ویژه زندانیان، تنها نقض حقوق بنیادین آنان نیست؛ بلکه ابزاری برای تحقیر، درهم‌شکستن اراده و آسیب‌زدن به حرمت و شأن انسانی آنان است.  حکومت‌های استبدادی و اقتدارگرا شکنجه را به ابزاری سازمان‌یافته برای حفظ قدرت، ایجاد رعب و خاموش کردن صدای مخالفان تبدیل میکنند . در چنین نظام‌هایی، نهادهای امنیتی، اطلاعاتی و پلیس در خدمت  اجرای قانون نیستند   بلکه برای سرکوب مخالفان سیاسی، فعالان مدنی، روزنامه‌نگاران، معترضان و دگراندیشان به کار گرفته می‌شوند. از اهداف اصلی شکنجه، وادار کردن افراد به اعترافات اجباری، گرفتن اطلاعات، تخریب شخصیت زندانی و ایجاد ترس در جامعه است. سازمان ملل متحد، کنوانسیون منع شکنجه، ماده ۲، بند ۲: "شکنجه، چه جسمی و چه روانی، از منظر حقوق بین‌الملل مطلقاً ممنوع است و هیچ شرایطی، از جمله حفظ امنیت ملی، وضعیت اضطراری، جنگ یا مبارزه با مخالفان، نمی‌تواند آن را توجیه کند."   شکنجه ی انسانها از مصادیق رفتارهای غیرانسانی  جا مانده از  شیوه‌های سرکوب قرون وسطایی است که  جایگاهی در نظام‌های حقوقی مدرن ندارد. بر اساس گزارش‌های مستند نهادهایی مانند سازمان عفو بین‌الملل، دیده‌بان حقوق بشر ...استفاده از شکنجه برای اخذ اعتراف در دوره‌های مختلف تاریخ معاصر ایران گزارش شده است. در دوران حکومت پهلوی، ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور) نقش محوری در کنترل و سرکوب مخالفان سیاسی ایفا می‌کرد. خاطرات بسیاری از زندانیان سیاسی، پژوهش‌های تاریخی و گزارش‌های حقوق بشری از به‌کارگیری شکنجه برای بازجویی و گرفتن اعتراف در بازداشتگاه‌های ساواک حکایت دارند. روش‌هایی مانند ضرب و شتم، شلاق، شوک الکتریکی، آویزان کردن، محرومیت از خواب و انواع فشارهای روانی در روایت‌های متعدد قربانیان ثبت شده است. یکی از شناخته‌شده‌ترین مقام‌های ساواک، پرویز ثابتی، مدیر اداره سوم ساواک (امنیت داخلی) بود. نام او در خاطرات بسیاری از زندانیان سیاسی و تحقیقات تاریخی به عنوان یکی از چهره‌های اصلی دستگاه امنیتی حکومت پهلوی مطرح شده است. بسیاری از قربانیان و  پژوهشگران  او را از مسئولان ارشد ساختار سرکوب آن دوران میدانند . در سال‌های اخیر نیز شکایت‌هایی علیه او در خارج از ایران مطرح شده است. در حاکمیت جمهوری اسلامی استفاده  از شکنجه  ی سفید و شکنجه جسمی در بازداشتگاه‌ها و زندان‌ها ادامه یافت. دهه شصت یکی از تاریک‌ترین دوره‌های تاریخ جمهوری اسلامی به شمار می‌رود. هزاران زندانی سیاسی وابسته به تشکلهای مخالف حکومت با گرایش‌های مختلف، در جریان بازداشت و بازجویی تحت شکنجه جسمی و روانی قرار گرفتند. بسیاری از بازماندگان از شلاق، ضرب و جرح، آویزان کردن، محرومیت از خواب، سلول انفرادی طولانی‌مدت، تهدید به اعدام، اعتراف‌گیری اجباری و انواع فشارهای روانی سخن گفته‌اند. اعدام‌های گسترده زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ نیز از سوی بسیاری از نهادهای حقوق بشری به عنوان یکی از مهم‌ترین موارد نقض حقوق بشر در تاریخ معاصر ایران مستند شده است. گزارش‌های منتشرشده در سال‌های بعد نیز نشان می‌دهد که شکنجه تنها متوجه زندانیان سیاسی نبوده است. نهادهای حقوق بشر و زندانیان سیاسی در گزارش‌های خود موارد متعددی از شکنجه و بدرفتاری با زندانیان عادی و متهمان جرائم عمومی را نیز ثبت کرده‌اند. ضرب و شتم، اعتراف‌گیری اجباری، محرومیت از درمان، نگهداری طولانی در سلول انفرادی، تهدید اعضای خانواده و اعمال فشارهای شدید روانی از جمله روش‌هایی است که در این گزارش‌ها به آن اشاره شده است. در دهه‌های گذشته، نام وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی نیز بارها در ارتباط با بازداشت‌های خودسرانه، بازجویی‌های همراه با شکنجه، اعتراف‌گیری اجباری و اعمال فشار بر زندانیان سیاسی،فعالان مدنی، و اقلیت‌های قومی و مذهبی مطرح شده است. نخستین گام، پایان دادن به مصونیت عاملان و آمران شکنجه است. مستندسازی، اطلاع‌رسانی و افشاگری نیز تاثیر مهمی دارد. تا زمانی که ساختارهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی بر پایه سلطه، سرکوب و حذف مخالفان استوار باشند، شکنجه، آزار و حتی کشتار انسان‌ها صرفاً به دلیل تغییر قوانین یا صدور بخشنامه از میان نخواهد رفت. شکنجه محصول رفتار چند مأمور متخلف نیست، بلکه بخشی از سازوکاری است که بقای خود را در خاموش کردن صداهای معترض، ایجاد هراس و درهم شکستن مقاومت انسان‌ها می‌بیند. از این‌رو، ریشه‌کن شدن شکنجه مستلزم دگرگونی مناسباتی است که حفظ قدرت را در گرو سرکوب، حذف و سلب کرامت و آزادی دیگران قرار داده‌اند. تا زمانی که چنین مناسباتی پابرجا باشد، خطر تکرار شکنجه و دیگر اشکال خشونت سازمان‌یافته همچنان باقی خواهد ماند. ✍ زن کارگر #نه_به_اعدام #نه_به_زندان #نه_به_جمهوری_اسلامی @zan_j https://t.me/khizesche

photo content

کمون پاريس، حکومت کوتاه، اما جاودانه پرولتاريا! . 🔴 عمر کمون به شکلی استثنایی کوتاه بود، تنها ۷۲ روز، و نه از یک برنامه روشن
کمون پاريس، حکومت کوتاه، اما جاودانه پرولتاريا! . 🔴 عمر کمون به شکلی استثنایی کوتاه بود، تنها ۷۲ روز، و نه از یک برنامه روشن انقلابی برخوردار بود و نه از یک سازمان انقلابی منسجم. در واقع، کمون را می‌توان هم نخستین انقلاب سوسیالیستی دانست و هم آخرین انقلاب از نوع انقلاب‌های پیشامدرن؛ انقلابی که در آن پیشه‌وران و خرده‌بورژوازی، در کنار طبقه کارگری که آن زمان نیمی از جمعیت پاریس را تشکیل می‌داد، بی‌تردید نقشی اساسی ایفا کردند. اما این انقلاب آن‌قدر کوتاه بود که لحظه انقلابی هرگز به تجربه‌ای انقلابی تبدیل نشد که بتواند جامعه را به شکلی عمیق و پایدار دگرگون کند. اما آیا واقعاً از کمون پاریس، جز یک افسانه و چند سرود باشکوه انقلابی، از جمله «انترناسیونال»، چیزی برای آموختن وجود ندارد؟ بی‌تردید، ستایش بی‌چون و چرای کمون خطاست. این تجربه تنها ۷۲ روز دوام آورد و کمونی که در محاصره، گرسنگی، کمبود سلاح و اختلافات درونی گرفتار شده بود، ...👇متن کامل @khizesche https://telegra.ph/بازاندیشی-سوسیالیسم-در-پرتو-کمون-پاریس-06-26

⁨اعتراض واعتصاب علیه #استثمار و بیگاری اعتصاب ‌و اعتراض کارگران گروه #ماشین‌سازی تبریز و کارگران شرکت #سرجین‌بافت زنجان، و اع
⁨اعتراض واعتصاب علیه #استثمار و بیگاری اعتصاب ‌و اعتراض کارگران گروه #ماشین‌سازی تبریز و کارگران شرکت #سرجین‌بافت زنجان، و اعتراض کارکنان مرکز بهداشت اسلام‌آباد غرب سه شنبه ۲ تیر ۱۴۰۵، جمعی از کارگران واحد ریسندگی شرکت سرجین‌بافت زنجان، مقابل ساختمان‌های استانداری و اداره کار در این شهر دست به تجمع اعتراضی زدند. آن‌ها در روزهای دوشنبه و یکشنبه هم دست به تجمع و اعتراض صنفی زده بودند. سرمایه‌داران‌ این شرکت سه ماه حقوق و حق بیمه کارگران را پرداخت نکرده‌اند! در پی اعتراض کارگران، کارخانه تعطیل شده است و کارگران بدون دریافت حقوقشان در بلاتکلیفی هستند. 🔸کارگران گروه ماشین‌سازی تبریز از کار دست کشیدند و اقدام به اعتصاب کردند. این کارخانه حقوق اردیبهشت و خرداد حدود ۱۶۰۰ کارگر گروه ماشین‌سازی را پرداخت نکرده‌. د شکاف طبقاتی و بحران اقتصادی #طبقه_کارگر را در تنگای شدید قرار داده است. در همین روز، جمعی از کارکنان مرکز بهداشت اسلام‌آباد غرب در این شهرستان تجمع اعتراضی برگزار کردند. آن‌ها نسبت به وضعیت بد معیشتی تحمیل شده به ایشان، و استثمار و غارتگری در نظام بهداشت⁩ معترض‌اند. #اعتراض_اعتصاب #نان_کار_آزادی @zan_j

کارگران در وضعیت تدافعی؛ وقتی حفظ شغل به مهم‌ترین مطالبه تبدیل می‌شود! با گذشت سه ماه از آغاز سال ۱۴۰۵، مرور آنچه در آخرین ماه بهار بر اقتصاد و بازار کار ایران گذشته است نشان می‌دهد که هم‌زمانی سه عامل مهم تورم بالای ۵۳ درصد، پیامدهای اقتصادی جنگ ۳۹ روزه و تشدید نااطمینانی ناشی از حملات به زیرساخت‌های انرژی و صنعتی، کشور را در وضعیت بحرانی کم‌سابقه‌ای قرار داده است. بر اساس آمارهای رسمی، تورم سالانه و رشد مستمر قیمت کالاهای اساسی در اردیبهشت‌ماه از ۵۷ درصد1 فراتر رفته و فشار مضاعفی بر معیشت خانوارهای کارگری وارد کرده است. همین شرایط بحرانی منجر به آن شد که دامنه و شدت اعتراضات کارگری همچون ماه‌های قبل محدودتر شود. ...کارگران در وضعیت تدافعی؛ وقتی حفظ شغل به مهم‌ترین مطالبه تبدیل می‌شود! – فشار بی‌سابقه بر سبد معیشت بررسی گزارش‌های منتشر شده در رسانه‌های ایران حاکی از آن است که معیشت خانوارهای کارگری با آغاز خرداد ۱۴۰۵ تحت تأثیر موج فزاینده تورم و افزایش قیمت کالاهای اساسی با فشار بی‌سابقه‌ای مواجه شد. اگرچه حداقل دستمزد سال جاری با افزایش ۶۰ درصدی به روزانه ۵۵۴ هزار تومان رسید، اما شتاب افزایش قیمت‌ها به اندازه‌ای بود که بخش عمده این افزایش پیش از رسیدن به سفره کارگران خنثی شد. مقایسه قدرت خرید کارگران در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که دستمزد روزانه یک کارگر در سال ۱۴۰۲ امکان خرید حدود ۲۵۰ گرم گوشت ران گوسفندی را فراهم می‌کرد، در سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ نیز این نسبت تقریباً حفظ شد، اما در بهار ۱۴۰۵ دستمزد روزانه تنها کفاف خرید حدود ۲۳۰ گرم گوشت را می‌دهد. این در حالی است که افزایش هزینه‌های خوراکی تنها به گوشت محدود نمانده است. بر اساس گزارش‌ها، قیمت برنج به بیش از ۴۰۰ هزار تومان برای هر کیلوگرم رسید و بسیاری از خانواده‌های کارگری ناچار شدند مصرف آن را به حداقل برسانند. via akhbar-rooz.com #معیشت #تورم #نان_آزادی #اعتصاب_اعتراض #جنبش_کارگری @zan_j

🍁🍂 🔻معوقات مزدی و بیمه‌ای کارگران شرکت ساحل صید کنارک خبرگزاری هرانا – کارگران شاغل در شرکت ساحل صید کنارک از عدم پرداخت حق بیمه‌ پنج‌ماهه و بخشی از حقوق اردیبهشت ماه خود خبر دادند. به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، کارگران شرکت ساحل صید کنارک معوقات بیمه‌ای و مزدی دارند. براساس این گزارش، حق بیمه کارگران این مجموعه در ماه‌های دی و بهمن ۱۴۰۴ و همچنین فروردین، اردبیهشت و خردادماه ۱۴۰۵ به سازمان تأمین اجتماعی پرداخت نشده است. از سوی دیگر، کارگران این شرکت تاکنون بخشی از حقوق اردیبهشت ماه خود را نیز دریافت نکرده‌اند. یکی از کارگران این مجموعه در خصوص تاخیر در پرداخت حق بیمه اظهار داشت: «این تاخیر طولانی باعث شده کارگران هنگام مراجعه به مراکز درمانی، هزینه‌های درمان را آزاد پرداخت کنند. در شرایطی که پول دارو و درمان سر به فلک کشیده، محرومیت کارگران بیمه شده از درمان، یک ظلم مضاعف است.» کارگران شرکت ساحل صید کنارک که  پیشتر نیز از عدم پرداخت مطالبات خود انتقاد کرده بودند، خواستار رسیدگی فوری مسئولین جهت حل مشکلاتشان هستند. .   چهار‌شنبه  4 تیر ۱۴۰۵ taleaeh https://t.me/GEtehadbazneshastegan

🍁🍂 🔻امروز پنجشنبه ۴ تیرماه، شماری از کارگران شاغل در پروژه پنل خورشیدی واقع در فاصله ۱۵ کیلومتری از شهرستان زاهدان، با خودداری از انجام کار روزانه، دست به اعتصاب و تحصن در محدوده محل کار خود زدند. این #کارگران خواستار پرداخت کامل حقوق و مطالبات خود هستند. هرانا https://t.me/GEtehadbazneshastegan

دولت در جامعه طبقاتی ابزاری برای حفظ نظم موجود و دفاع از منافع طبقات حاکم است. بنابراین هنگامی که دو دولت از احترام متقابل سخن می‌گویند، الزاماً از حقوق مردم دفاع نمی‌کنند؛ بلکه درباره حدود و ثغور قدرت خود به تفاهم می‌رسند. به همین دلیل، توافق میان دولت‌ها را نباید با رهایی مردم یکسان دانست. رفع تحریم، ضرورت یا راه‌حل؟ تحریم‌ها بی‌تردید فشار سنگینی بر زندگی مردم وارد کرده‌اند و رفع آن‌ها می‌تواند بخشی از این فشار را کاهش دهد. اما خطای بزرگی است اگر رفع تحریم را معادل حل مشکلات جامعه بدانیم. مشکل اساسی تنها تحریم نیست. ساختار اقتصادی نابرابر، فساد گسترده، تمرکز ثروت و قدرت، فقدان آزادی‌های سیاسی و سرکوب تشکل‌های مستقل نیز نقش تعیین‌کننده‌ای در وضعیت موجود دارند. بنابراین حتی در صورت رفع کامل تحریم‌ها، اگر مناسبات اقتصادی و سیاسی موجود دست‌نخورده باقی بمانند، بخش بزرگی از مشکلات جامعه همچنان پابرجا خواهد ماند. جنگ تمام می‌شود، تضاد طبقاتی نه! تحلیل‌های لیبرالی معمولاً پایان تنش میان دولت‌ها را پایان بحران تلقی می‌کنند. اما از منظر طبقاتی، تضاد اصلی جامعه نه میان دولت‌ها، بلکه میان طبقات حاکم و محکوم است. حتی اگر این توافق به‌طور کامل اجرا شود، تضاد میان کار و سرمایه از میان نخواهد رفت. اکثریت مردمی که ثروت جامعه را تولید می‌کنند، همچنان در برابر اقلیتی قرار خواهند داشت که ابزار قدرت و ثروت را در اختیار دارند. به همین دلیل، صلح میان دولت‌ها لزوماً به معنای صلح در جامعه نیست. جمع‌بندی کاهش خطر جنگ و دور شدن سایه ویرانی از سر مردم دستاوردی مثبت است و نباید آن را نادیده گرفت. اما نباید فراموش کرد که این توافق بیش از آنکه درباره آزادی، عدالت و رفاه مردم باشد، درباره بازتنظیم روابط سیاسی و اقتصادی میان دو دولت و ادغام مجدد اقتصاد ایران در مدار سرمایه‌داری جهانی است. در این توافق از آزادی تشکل‌های کارگری، کنترل مردمی منابع اقتصادی، توزیع عادلانه ثروت، حقوق برابر زنان با مردان، رفع ستم‌های ملی و دیگر تبعیضات اجتماعی و یا مشارکت مستقیم مردم در تصمیم‌گیری‌های سیاسی سخنی به میان نمی آید. در مقابل، آنچه با دقت و جزئیات مورد توجه قرار گرفته است نفت، تجارت، سرمایه‌گذاری، تحریم‌ها، دارایی‌های مالی و تضمین امنیت دولت‌هاست. از این رو می‌توان گفت که این توافق، هرچند ممکن است جنگ را متوقف کند، اما به‌خودی‌خود مردم را آزاد نخواهد کرد. صلح میان دولت‌ها الزاماً به معنای پیروزی مردم نیست؛ چه‌بسا تنها شکل دیگری از سازش میان بلوک‌های قدرت باشد؛ در حالی که اکثریت جامعه همچنان هزینه‌های سنگین توافق میان دولت‌ها را می‌پردازند. مرتضی مهرگان (برف نو) اول تیر ۱۴۰۵ ارسال از طرف یکی از همراهان کانال باز نشر گروه اتحاد بازنشستگان https://t.me/GEtehadbazneshastegan

🍁🍂 🔻صلح دولت‌ها، شکست مردم! نگاهی از منظر منافع طبقاتی به توافق ایران و آمریکا پس از جنگ جنگ از معدود پدیده‌هایی است که حتی پیروزمندان آن نیز نمی‌توانند از پیامدهایش بگریزند. اگر پرده تبلیغات دولتی کنار زده شود، آنچه از هر جنگی باقی می‌ماند نه افتخار و شکوه ملی، بلکه گورستان‌های تازه، شهرهای ویران، خانواده‌های داغدار و نسلی است که باید هزینه تصمیمات سیاستمداران را با فقر، ناامنی و محرومیت بپردازد. قدرت‌های سیاسی همواره جنگ‌های خود را با واژه‌های فریبنده‌ای چون دفاع از «آزادی»، «دموکراسی»، «امنیت» و «نجات مردم» توجیه کرده‌اند. اما تاریخ نشان داده است که بمب‌ها آزادی نمی‌آورند و موشک‌ها دموکراسی نمی‌سازند. آنچه از دل جنگ بیرون می‌آید، چیزی جز مرگ، ویرانی، بیکاری، مهاجرت اجباری و گسترش فقر نیست. تناقض تلخ‌تر آنجاست که همان دولت‌هایی که مردم را برای نابودی «دشمن» بسیج می‌کنند، در پایان جنگ پشت میز مذاکره با همان دشمن می‌نشینند و بر سر تقسیم منافع به توافق می‌رسند! مردمی که در طول جنگ قربانی شده‌اند، نه در آغاز جنگ نقشی داشته‌اند و نه در شکل‌گیری صلح سهمی دارند. آنان تنها گوشت دم توپ جنگ و قربانیان توافق‌ دولت‌ها پس از هر جنگ هستند. امروز نیز، در شرایطی که توافقی میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در حال شکل‌گیری است، بسیاری از رسانه‌ها و سیاستمداران از «پیروزی دیپلماسی» سخن می‌گویند. بی‌تردید، کاهش خطر جنگ و کاستن تهدید نظامی برای مردم، امری مثبت است و هیچ انسان آزادی‌خواهی نمی‌تواند خواهان تداوم بمباران، مرگ و ویرانی باشد. با این حال، پرسش اساسی این است که این توافق برای چه کسانی «صلح» به همراه می‌آورد؟ برای مردم، یا برای صاحبان قدرت و سرمایه؟ غایبان بزرگ توافق: مردم! نگاهی به مفاد توافق نشان می‌دهد که بازیگران اصلی آن دولت جمهوری اسلامی و دولت ایالات متحده هستند. در این میان، هیچ خبری از حقوق حقه کارگران، معلمان، بازنشستگان، زنان، بیکاران، جوانان و دیگر اقشار تحت ستم جامعه نیست. همان مردمی که سال‌ها هزینه تحریم، تورم، سقوط ارزش پول ملی، کمبود دارو، بیکاری و سرکوب را پرداخته‌اند، در متن توافق تقریباً هیچ جایگاهی ندارند. گویی موضوع اصلی نه زندگی میلیون‌ها انسان، بلکه تنظیم روابط «متعارف» میان دو ساختار قدرت است! این واقعیت به‌خوبی نشان می‌دهد که جنگ و صلح در جهان سرمایه‌داری نه بر اساس نیازها و خواسته‌های توده‌های میلیونی مردم بلکه، بر اساس منافع دولت‌ها و طبقات حاکم مورد توافق قرار گرفته و اجرایی می‌شوند! صلح برای سرمایه، نه برای نیروی کار! بخش عمده توافق بر موضوعاتی همچون رفع تحریم‌ها، صادرات نفت، آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده، بازگشایی مسیرهای تجاری و جذب سرمایه‌گذاری خارجی متمرکز است. رسانه‌ها این موارد را نشانه موفقیت توافق معرفی می‌کنند، اما در یک بررسی طبقاتی، پرسش دیگری مطرح می‌شود: چه کسانی از این فرآیند سود خواهند برد؟ آیا کارگران بر دستمزدهای خود کنترل بیشتری پیدا خواهند کرد؟ آیا تشکل‌های مستقل کارگری اجازه فعالیت خواهند یافت؟ آیا شکاف طبقاتی کاهش خواهد یافت؟ یا آنکه سود اصلی نصیب شرکت‌های بزرگ، پیمانکاران حکومتی، سرمایه‌داران تجاری، نهادهای اقتصادی وابسته به قدرت و سرمایه‌گذاران خارجی خواهد شد؟ تجربه دهه‌های گذشته نشان داده است که رشد اقتصادی در نظام سرمایه‌داری الزاماً به معنای بهبود زندگی اکثریت مردم نیست. آری ممکن است درآمدهای نفتی افزایش یابد، بازار رونق بگیرد و سرمایه خارجی وارد کشور شود، اما هم‌زمان دستمزدها غیرعادلانه خواهند ماند، اعتراضات مدنی سرکوب می شوند، خصوصی‌سازی گسترش می یابد و فاصله میان فقیر و غنی بیشتر خواهد شد. افسانه سرمایه‌گذاری نجات‌بخش! در این توافق‌نامه از سرمایه‌گذاری صدها میلیارد دلاری برای توسعه اقتصادی ایران سخن گفته می‌شود. اما سرمایه‌گذاری به‌خودی‌خود نه مترادف عدالت و نه تضمین‌کننده آزادی و رفاه عمومی ست. سرمایه در هر نقطه جهان به دنبال سود بیشتر است، نه عدالت اجتماعی. سرمایه‌گذار خارجی برای افزایش دستمزد کارگران یا گسترش برابری اجتماعی وارد کشور نمی‌شود؛ بلکه صاحبان سرمایه به دنبال نیروی کار ارزان، بازار مصرف گسترده و سود بیشتر هستند. از همین رو، بدون وجود تشکل‌های مستقل کارگری، آزادی‌های سیاسی و سازوکارهای دموکراتیک، چنین سرمایه‌گذاری‌هایی اغلب به تقویت سرمایه‌داری رانتی وابسته و انباشت بیشتر ثروت در دست اقلیت حاکم منجر می‌شود. احترام به حاکمیت یا احترام به قدرت؟ مدافعان توافق از اصل «احترام متقابل به حاکمیت کشورها» به‌عنوان دستاوردی مهم یاد می‌کنند. اما درواقع دولت نهادی بی‌طرف و نماینده همه مردم نیست.