خیزش
Open in Telegram
به کانال خیزش بپیوندید، و با ارسال پیامهای آن ما را یاری نمایید. آدرس تماس و ارسال مطالب، عکس و ویدئو بر ای درج در خیزش به امید فردای روشن @khizesh
Show more580
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+1630 days
Posts Archive
580
قومگرایی افراطی و نژادپرستی (Völkischer Nationalismus): نگاهی که «ملت آلمان» را صرفاً بر اساس اصالت خونی یا قومی تعریف کرده و افراد با تبار غیرآلمانی (حتی با داشتن تابعیت رسمی) را شهروند واقعی نداند یا خواهان سلب حقوق آنها باشد.
۲. پیامدهای اقتصادی و بحران نیروی کار
آلمان با بحران شدید پیری جمعیت و کمبود نیروی کار متخصص روبرو است:
فرار سرمایه و نیروی کار متخصص: سیاستهای بیگانههراسانه و ساختار ضد مهاجرتی حزب AfD میتواند جذابیت آلمان را برای متخصصان خارجی و شرکتهای چندملیتی بهشدت کاهش دهد.
ضربه به مناطق محرومتر: ایالتهای شرقی آلمان که در حال حاضر نیز با افت جمعیت و کمبود نیروی کار مواجهاند، بیشترین آسیب را از انزوای اقتصادی و کاهش سرمایهگذاری خارجی خواهند دید.
۳. انزوا در سیاست خارجی و تضعیف اتحادیه اروپا
دیدگاههای AfD با خطمشی سنتی سیاست خارجی آلمان در تناقض کامل قرار دارد:
شکاف در اتحادیه اروپا: AfD حزبی یورو سپتیک (مخالف اتحادیه اروپا) است. قدرتگیری آن میتواند مانع پیشبرد تصمیمگیریهای کلانی چون همگرایی مالی، دفاعی و محیطزیستی در سطح اروپا شود.
تمایل برخی جناحهای حزب به کاهش وابستگی به ناتو و بازسازی روابط با کشورهایی نظیر روسیه، موقعیت آلمان را بهعنوان یکی از ارکان اصلی جبهه غربی به چالش میکشد.
۴. تعمیق قطبیسازی و شکافهای اجتماعی
نفوذ چشمگیر حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) در میان نسل جوان و رایدهندگان بار اول (بهویژه گروه سنی ۱۶ تا ۲۴ سال)، یکی از قابلتوجهترین تحولات سیاسی اخیر آلمان بوده است.
برخلاف تصور سنتی که جوانان را حامی جریانهای چپ یا محیطزیستی (مانند حزب سبزها) میدانست، نظرسنجیها و انتخابات اخیر (از جمله انتخابات پارلمان اروپا و انتخاباتهای ایالتی) رشد شدید آرای AfD در میان ردههای سنی پایین را نشان میدهند.
دلایل اصلی این تغییر جهت عبارتاند از:
۱. تسلط بیرقیب بر فضای مجازی و تیکتاک (TikTok)
مهمترین عامل موفقیت AfD در جلب نظر جوانان، استراتژی دیجیتال پیشرفته این حزب است:
حضور فعال در الگوریتم تیکتاک: AfD زودتر و بسیار حرفهایتر از سایر احزاب آلمانی وارد تیکتاک شد. ویدیوهای کوتاه، هیجانانگیز، ترندمحور و گاه کمدی سیاستمداران این حزب، میلیاردها بار دیده میشوند. دور زدن رسانههای سنتی: جوانانی که اخبار را از تلویزیون یا روزنامهها دنبال نمیکنند، پیامهای AfD را به صورت مستقیم، بدون سانسور و در قالب محتوای جذاب شبکههای اجتماعی دریافت میکنند.
۲. نگرانهای اقتصادی، مسکن و آینده شغلی
نسل جدید آلمان با بحرانهای متعدد اقتصادی مواجه است:
تورم و هزینههای بالای زندگی: افزایش سرسامآور اجارهبها در شهرهای آلمان و تورم سالهای اخیر، امنیت خاطر اقتصادی جوانان را سلب کرده است.
ناامیدی از ایجاد رفاه: برخلاف نسلهای قبلی، بسیاری از جوانان احساس میکنند که با کار عادی امکان خرید مسکن یا رسیدن به رفاه اقتصادی گذشته را ندارند و شعارهای AfD علیه ناکارآمدی دولت فدرال برای آنها جالب توجه به نظر میرسد.
۳. نگرانی از ناامنی و موضوع مهاجرت
احساس ناامنی در فضای عمومی: برخی از جوانان تحت تأثیر اخبار مربوط به جرایم خیابانی یا حوادث رخداده در مدارس و فضاهای عمومی، سیاستهای مهاجرتی را عامل عدم امنیت میدانند.
عادیسازی موضعگیریهای تند: AfD توانسته موضوع مهاجرت را از یک مسئله سیاسی به یک دغدغه روزمره مرتبط با امنیت شخصیت و هویت ملی برای بخشی از جوانان تبدیل کند.
۴. سرخوردگی از احزاب سنتی و سیاستهای اقلیمی
خستگی از احزاب حاکم (ائتلاف موسوم به چراغ راهنما): عملکرد ضعیف و اختلافات داخلی احزاب حاکم (سوسیالدموکراتها، سبزها و دموکراتهای آزاد) جوانان را نسبت به وعدههای اصلاحی ناامید کرده است..
۵. شکستن تابوی اجتماعی و «رای اعتراضی»
برای نسل جدید که دوران نازیها یا اتحاد آلمان را تجربه نکردهاند، مچگیریهای تاریخی یا برچسب «راست افراطی» زدن به AfD، دیگر همان تأثیر بازدارنده قدیمی را ندارد.
رای دادن به AfD به نوعی ابزار «طغیان علیه ساختار حاکم» و «سیاستهای تصنعی» احزاب سنتی تبدیل شده است. @khizesche نشر خیزش https://t.me/negarestankhizesche023/4936
580
از یک گروه معترض دانشگاهی به یک جریان قدرتمند ملی و اولین حزب راستگرای افراطی پیشتاز در برخی ایالات تبدیل شود.
🔻تاریخچه و روند تحول
حزب AfD در فوریه ۲۰۱۳ بهدست جمعی از اقتصاددانان، استادان دانشگاه و سیاستمداران سابق حزب محافظهکار دموکراتمسیحی (CDU) به رهبری برند لوکه تأسیس شد.
دوره شکلگیری اولیه (۲۰۱۳–۲۰۱۵): حزب در ابتدا ساختاری مخالف یورو و اقتصادمحور داشت. هدف اصلی آن اعتراض به سیاستهای آنگلا مرکل در نجات مالی کشورهای بحرانزده حوزه یورو (مانند یونان) بود.
بحران پناهجویان و گردش به راست (۲۰۱۵) با ورود بیش از یک میلیون پناهجو به آلمان در سال ۲۰۱۵، جناحهای ملیگرا و ضد مهاجرت درون حزب بر بنیادگذاران تکنوکرات غلبه کردند. بنیانگذاران اولیه حزب را ترک کردند و AfD رسماً به یک حزب پو پولیست راستگرا تغییر هویت داد.
در انتخابات پارلمانی ۲۰۱۷، حزب با کسب حدود ۱۲.۶٪ آرا برای نخستین بار پس از دهه ۱۹۵۰، به عنوان یک حزب راست افراطی موفق به ورود به پارلمان ملی آلمان گردید.
با انحلال رسمی جناح رادیکال «Der Flügel» (بال) به رهبری بیورن هوکه، تفکرات آن عملاً به بدنه اصلی حزب تزریق شد. در این سالها، سازمان اطلاعات داخلی آلمان (BfV) چندین شاخه ایالتی AfD (مانند تورینگن، زاکسن و زاکسن-آنهالت) را به عنوان «بهطور قطعی راستگرای افراطی» طبقهبندی کرد.
🔻اهداف و مواضع اصلی (پلتفرم سیاسی)
مخالفت سرسختانه با مهاجرت: اجرای سیاست «مهاجرت معکوس» (بازگرداندن پناهجویان به کشورهایشان)، لغو حق پناهندگی در قانون اساسی آلمان برای خارجیان و بستن مرزها.
هویت و دین
اسلامهراسی و ملیگرایی نژادی (völkisch): تأکید بر هویت فرهنگ بومی آلمان (Leitkultur)، مخالفت شدید با جامعه چندفرهنگی و اعلام رسمی اینکه «اسلام متعلق به آلمان نیست».
سیاست خارجی و اروپا
یورو سپتیک ( یورو شکاک) و هواداری از روسیه: مخالفت با همگرایی بیشتر در اتحادیه اروپا، تمایل به بازگشت قدرت به دولتملتها، مخالفت با تحریمهای روسیه و اتخاذ مواضع متمایل به کرملین.
محیطزیست و انرژی
انکار تغییرات اقلیمی: انکار نقش انسان در تغییرات اقلیمی، مخالفت با سیاستهای سبز و انرژیهای تجدیدپذیر، و حمایت از بازگشت به سوختهای فسیلی و انرژی هستهای.
اجتماعی و خانواده
ارزشهای سنتی: مخالفت با فمینیسم مدرن، آموزشهای جنسی در مدارس و حقوق LGBTQ+؛ و متقابلاً تشویق به نرخ زادولد میان خانوادههای اصیل آلمانی. 🔹علل موفقیت و پایگاه رای
نفوذ AfD بهویژه در ایالتهای شرقی آلمان (آلمان شرقی سابق مانند تورینگن، زاکسن و زاکسن-آنهالت) بسیار بالا است. از دلایل اصلی آن میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
شکاف شرق و غرب: نارضایتی اقتصادی و اجتماعی بهجامانده از دوران اتحاد دو آلمان، حس «شهروند درجه دو بودن» در میان مردم شرق و از دست رفتن مشاغل سنتی در مناطق روستایی و صنعتی.
اعتراض به احزاب سنتی: ناتوانی احزاب حاکم (CDU، SPD و سبزها) در ارائه راهکارهای ملموس برای بحرانهای اقتصادی، تورم و بینظمیهای مرتبط با پناهجویان.
تابوشکنی کلامی: بهرهگیری از ادبیات ساختارپرهیز و پوپولیستی علیه نخبگان حاکم (موسوم به «احزاب کارتلی»).
تفاوت «راست افراطی» (Rechtsextremismus) و «راست radical» (Rechtsradikalismus)
از نظر حقوقی در آلمان میان این دو واژه تمایز مهمی وجود دارد:
راست رادیکال (Rechtsradikalismus): دیدگاههای شدیداً محافظهکارانه یا ملیگرایانه که در چارچوب قانون اساسی گنجانده میشوند و اگرچه در حاشیه طیف سیاسی قرار دارند، اما قصد سرنگونی یا نفی نظم موجود را ندارند (قانونی است).
راست افراطی (Rechtsextremismus): دیدگاهها و اقداماتی که به طور فعال علیه «نظم موجود» عمل کرده و آن را رد میکنند (موضوع نظارت سرویس اطلاعاتی). گسترش حزب «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) و احتمال ورود آن به ساختار قدرت — بهویژه در سطح ایالات شرقی مانند زاکسن-آنهالت — از دیدگاه اکثر حقوقدانان، جامعهشناسان و احزاب سنتی آلمان، چالش و خطری جدی برای آینده دموکراسی و ثبات اقتصادی این کشور محسوب میشود. ۱. تهدید «نظم پایه موجود دموکراتیک» و حاکمیت قانون
مهمترین نگرانی، تلاش احتمالی این حزب برای تغییر ساختارهای حقوقی و سیاسی آلمان است: تضعیف استقلال دستگاه قضایی و نهادها: تجربه حکومتهای پوپولیست راستگرا در کشورهایی چون لهستان و مجارستان نشان داده که این جریانها پس از دستیابی به قدرت، با تغییر قوانین انتصاب قضاوت، تسلط بر رسانههای عمومی و محدود کردن نهادهای نظارتی، حاکمیت قانون را تضعیف میکنند.تغییر فرهنگ سیاسی و عادیسازی افراطگرایی: حضور پررنگ AfD باعث شده تا ادبیاتی که پیشتر در فضای رسمی آلمان تابو محسوب میشد (مانند قومگرایی نژادی یا زیر سؤال بردن مسئولیت تاریخی آلمان در قبال جرایم نازیسم) به بدنه اصلی بحثهای روزمره منتقل و عادیسازی شود.👇
580
❌❌ زلزله سیاسی در آلمان؛
فاشیسم نوین؛ چرخه ترس و قدرت- . پیروزی بیسابقه راست افراطی (AfD)
آنچه امروز در اروپا میبینیم، تکرار همان الگوی کهنهٔ فاشیسم است، فقط با نقابهای تازه. یک روز زیر پرچم نازیسم، روز دیگر با دشمنسازی از کمونیسم، سپس با برچسب «اسلامگرایی» و امروز با مهاجرستیزی. اما هدف همیشه یکی بوده: ساختن دشمن فرضی، زنده نگه داشتن ترس، و مشروعیت بخشیدن به محدود کردن آزادیها.
📝نتایج اولیه و نظرسنجیهای پای صندوق رای (Exit Polls) در انتخابات ایالتی زاکسن-آنهالت آلمان (۶ سپتامبر ۲۰۲۶)، نشاندهنده یک تحول ساختاری در چشمانداز سیاسی آلمان است.
این رویداد چند محور اصلی دارد:
۱-جهش آرا: حزب «آلترناتیو برای آلمان» با کسب بیش از ۴۴ درصد آرا، قاطعانه به مقام نخست دست یافته است. این رقم نسبت به دوره قبل (۲۰.۸ درصد در سال ۲۰۲۱) بیش از دو برابر شده است.
رهبری ایالتی: اولریش زیگموند (Ulrich Siegmund)، رهبر جوان این حزب در زاکسن-آنهالت، توانسته با متمرکز شدن بر پیامهای ضد مهاجرت و نقد سیاستهای اقتصادی برکنارشده، پایگاه رای بسیار قوی ایجاد کند.
نزدیکی به اکثریت مطلق: با توجه به آرا و ریزش برخی احزاب، AfD تنها یک تا دو کرسی با اکثریت مطلق برای تشکیل حکومت تکحزبی فاصله دارد.
۲. سقوط سنگین حزب حاکم سنتی (CDU)
حزب دموکرات مسیحی (CDU) که بیش از دو دهه قدرت را در این ایالت در دست داشت، از ۳۷.۱ درصد در سال ۲۰۲۱ به حدود ۱۸ درصد سقوط کرده است.
این شکست یک «زلزله سیاسی» برای حزب CDU و شخص فریدریش مرتس (صدراعظم آلمان) محسوب میشود، زیرا زاکسن-آنهالت از پایگاههای سنتی راست میانه به شمار میرفت.
۳. وضعیت سایر احزاب
احزاب چپ و سوسیالدموکرات: حزب چپ (Die Linke) و حزب سوسیالدموکرات (SPD) هرکدام حدود ۹ درصد و حزب سبزها حدود ۸.۶ درصد آرا را کسب کردهاند.
حزب BSW: حزب تازه تأسیس «اتحاد سارا واگنکنشت» با کسب حدودی ۵ درصد آرا توانسته از حد نصاب عبور کند.
حزب FDP: حزب لیبرالدموکرات با کسب حدود ۲.۳ درصد از ورود به پارلمان ایالتی بازماند.
چرا این خبر یک «زلزله سیاسی» نامیده میشود؟
دیوار آتشین (Brandmauer) در آستانه فروپاشی: تمامی احزاب سنتی آلمان پیش از انتخابات متعهد شده بودند که با AfD ائتلاف نکنند. اما اگر AfD نتواند اکثریت مطلق را کسب کند و احزاب دیگر نیز حاضر به ائتلاف نشوند، تشکیل یک دولت باثبات در این ایالت تقریباً غیرممکن خواهد شد و بنبست سیاسی کامل ایجاد میکند.
پیام مستقیم به برلین: کسب این میزان از آرا توسط AfD، پیام هشداری جدّی به دولت فدرال آلمان در برلین به رهبری فریدریش مرتس است و نشاندهنده نارضایتی شدید عمومی از سیاستهای مهاجرتی، تورم و ناکارآمدی ساختارهای سنتی است.
نخستین تجربه احتمالی حکومت راست افراطی: اگر AfD به اکثریت مطلق کرسیها دست یابد یا بتواند ائتلافی تشکیل دهد، برای اولین بار پس از جنگ جهانی دوم یک ایالت آلمان توسط حزبی اداره خواهد شد که دستگاههای امنیتی آلمان آن را به عنوان یک گروه راستگرای افراطی طبقهبندی کردهاند. ❌❌حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) صعود خطرناک حزب افراطی دست راستی در آلمان: 🔹آیا زاکسنآنهالت میتواند اولین ایالت آلمان فدرال باشد که حزب "آلترناتیو برای آلمان" در آن حکومت خواهد کرد؟
در شرق ایالت زاکسنآنهالت منطقه صنعتی متراکم و بسیار مهم در حوزه صنایع شیمیایی که بهاصطلاح "مثلث شیمیایی" نامیده میشود حول محور لونا و بیترفلد قرار دارد که امروز نیز حدود ۱۰هزار شغل ایجاد کرده است.
در غرب این منطقه نیز، رشتهکوه کمارتفاع هارتس واقع شده است. رودخانه اروپایی البه نیز از سمت شرق وارد ایالت شده و به سمت شمال جریان مییابد.
جنوب این ایالت باید پس از تصمیمگیری برای متوقف کردن استفاده از ذغالسنگ برای تولید برق، که اصطلاحا "خروج از ذغالسنگ" نامیده میشود در روند تغییرات ساختاری، خود را از نو بازتعریف کند. نرخ بیکاری نیز در اینجا کمی بالاتر از میانگین کل آلمان است.
زاکسنآنهالت با حدود ۲.۱ میلیون نفر جمعیت، ایالتی نسبتا کمجمعیت محسوب میشود. تنها دو شهر یعنی ماگدبورگ، مرکز ایالت و هاله بیش از ۲۰۰.۰۰۰ نفر جمعیت دارند.اما با وجود جمعیت اندک، در سپتامبر ۲۰۲۶ رسانههای بینالمللی نگاه خود را به این ایالت کوچک شرق آلمان معطوف خواهند کرد؛ چرا که در زاکسنآنهالت برای نخستین بار در تاریخ پس از جنگ جهانی دوم در آلمان، ممکن است نامزدی از حزبی به مقام ریاست دولت ایالتی برسد که "به طور قطعی راستگرای افراطی" طبقهبندی شده است. 🔹حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) یکی از جنجالیترین و مؤثرترین پدیدههای سیاسی در تاریخ پس از جنگ جهانی دوم آلمان است. این حزب توانسته در مدت کمی بیش از یک دهه، 👇👇
580
دور زدن رسانههای سنتی: جوانانی که اخبار را از تلویزیون یا روزنامهها دنبال نمیکنند، پیامهای AfD را به صورت مستقیم، بدون سانسور و در قالب محتوای جذاب شبکههای اجتماعی دریافت میکنند.
۲. نگرانهای اقتصادی، مسکن و آینده شغلی
نسل جدید آلمان با بحرانهای متعدد اقتصادی مواجه است:
تورم و هزینههای بالای زندگی: افزایش سرسامآور اجارهبها در شهرهای آلمان و تورم سالهای اخیر، امنیت خاطر اقتصادی جوانان را سلب کرده است.
ناامیدی از ایجاد رفاه: برخلاف نسلهای قبلی، بسیاری از جوانان احساس میکنند که با کار عادی امکان خرید مسکن یا رسیدن به رفاه اقتصادی گذشته را ندارند و شعارهای AfD علیه ناکارآمدی دولت فدرال برای آنها جالب توجه به نظر میرسد.
۳. نگرانی از ناامنی و موضوع مهاجرت
احساس ناامنی در فضای عمومی: برخی از جوانان تحت تأثیر اخبار مربوط به جرایم خیابانی یا حوادث رخداده در مدارس و فضاهای عمومی، سیاستهای مهاجرتی را عامل عدم امنیت میدانند.
عادیسازی موضعگیریهای تند: AfD توانسته موضوع مهاجرت را از یک مسئله سیاسی به یک دغدغه روزمره مرتبط با امنیت شخصیت و هویت ملی برای بخشی از جوانان تبدیل کند.
۴. سرخوردگی از احزاب سنتی و سیاستهای اقلیمی
خستگی از احزاب حاکم (ائتلاف موسوم به چراغ راهنما): عملکرد ضعیف و اختلافات داخلی احزاب حاکم (سوسیالدموکراتها، سبزها و دموکراتهای آزاد) جوانان را نسبت به وعدههای اصلاحی ناامید کرده است..
۵. شکستن تابوی اجتماعی و «رای اعتراضی»
برای نسل جدید که دوران نازیها یا اتحاد آلمان را تجربه نکردهاند، مچگیریهای تاریخی یا برچسب «راست افراطی» زدن به AfD، دیگر همان تأثیر بازدارنده قدیمی را ندارد.
رای دادن به AfD به نوعی ابزار «طغیان علیه ساختار حاکم» و «سیاستهای تصنعی» احزاب سنتی تبدیل شده است. @khizesche نشر خیزش https://t.me/negarestankhizesche023/4936
580
🔹علل موفقیت و پایگاه رای
نفوذ AfD بهویژه در ایالتهای شرقی آلمان (آلمان شرقی سابق مانند تورینگن، زاکسن و زاکسن-آنهالت) بسیار بالا است. از دلایل اصلی آن میتوان به موارد زیر اشاره کرد: 👇
شکاف شرق و غرب: نارضایتی اقتصادی و اجتماعی بهجامانده از دوران اتحاد دو آلمان، حس «شهروند درجه دو بودن» در میان مردم شرق و از دست رفتن مشاغل سنتی در مناطق روستایی و صنعتی.
اعتراض به احزاب سنتی: ناتوانی احزاب حاکم (CDU، SPD و سبزها) در ارائه راهکارهای ملموس برای بحرانهای اقتصادی، تورم و بینظمیهای مرتبط با پناهجویان.
تابوشکنی کلامی: بهرهگیری از ادبیات ساختارپرهیز و پوپولیستی علیه نخبگان حاکم (موسوم به «احزاب کارتلی»).
تفاوت «راست افراطی» (Rechtsextremismus) و «راست radical» (Rechtsradikalismus)
از نظر حقوقی در آلمان میان این دو واژه تمایز مهمی وجود دارد:
راست رادیکال (Rechtsradikalismus): دیدگاههای شدیداً محافظهکارانه یا ملیگرایانه که در چارچوب قانون اساسی گنجانده میشوند و اگرچه در حاشیه طیف سیاسی قرار دارند، اما قصد سرنگونی یا نفی نظم موجود را ندارند (قانونی است).
راست افراطی (Rechtsextremismus): دیدگاهها و اقداماتی که به طور فعال علیه «نظم موجود» عمل کرده و آن را رد میکنند (موضوع نظارت سرویس اطلاعاتی).
گسترش حزب «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) و احتمال ورود آن به ساختار قدرت — بهویژه در سطح ایالات شرقی مانند زاکسن-آنهالت — از دیدگاه اکثر حقوقدانان، جامعهشناسان و احزاب سنتی آلمان، چالش و خطری جدی برای آینده دموکراسی و ثبات اقتصادی این کشور محسوب میشود.
۱. تهدید «نظم پایه موجود دموکراتیک» و حاکمیت قانون
مهمترین نگرانی، تلاش احتمالی این حزب برای تغییر ساختارهای حقوقی و سیاسی آلمان است:
تضعیف استقلال دستگاه قضایی و نهادها: تجربه حکومتهای پوپولیست راستگرا در کشورهایی چون لهستان و مجارستان نشان داده که این جریانها پس از دستیابی به قدرت، با تغییر قوانین انتصاب قضاوت، تسلط بر رسانههای عمومی و محدود کردن نهادهای نظارتی، حاکمیت قانون را تضعیف میکنند.
تغییر فرهنگ سیاسی و عادیسازی افراطگرایی: حضور پررنگ AfD باعث شده تا ادبیاتی که پیشتر در فضای رسمی آلمان تابو محسوب میشد (مانند قومگرایی نژادی یا زیر سؤال بردن مسئولیت تاریخی آلمان در قبال جرایم نازیسم) به بدنه اصلی بحثهای روزمره منتقل و عادیسازی شود.قومگرایی افراطی و نژادپرستی (Völkischer Nationalismus): نگاهی که «ملت آلمان» را صرفاً بر اساس اصالت خونی یا قومی تعریف کرده و افراد با تبار غیرآلمانی (حتی با داشتن تابعیت رسمی) را شهروند واقعی نداند یا خواهان سلب حقوق آنها باشد.
۲. پیامدهای اقتصادی و بحران نیروی کار
آلمان با بحران شدید پیری جمعیت و کمبود نیروی کار متخصص روبرو است:
فرار سرمایه و نیروی کار متخصص: سیاستهای بیگانههراسانه و ساختار ضد مهاجرتی حزب AfD میتواند جذابیت آلمان را برای متخصصان خارجی و شرکتهای چندملیتی بهشدت کاهش دهد.
ضربه به مناطق محرومتر: ایالتهای شرقی آلمان که در حال حاضر نیز با افت جمعیت و کمبود نیروی کار مواجهاند، بیشترین آسیب را از انزوای اقتصادی و کاهش سرمایهگذاری خارجی خواهند دید.
۳. انزوا در سیاست خارجی و تضعیف اتحادیه اروپا
دیدگاههای AfD با خطمشی سنتی سیاست خارجی آلمان در تناقض کامل قرار دارد:
شکاف در اتحادیه اروپا: AfD حزبی یورو سپتیک (مخالف اتحادیه اروپا) است. قدرتگیری آن میتواند مانع پیشبرد تصمیمگیریهای کلانی چون همگرایی مالی، دفاعی و محیطزیستی در سطح اروپا شود.
تمایل برخی جناحهای حزب به کاهش وابستگی به ناتو و بازسازی روابط با کشورهایی نظیر روسیه، موقعیت آلمان را بهعنوان یکی از ارکان اصلی جبهه غربی به چالش میکشد.
۴. تعمیق قطبیسازی و شکافهای اجتماعی
نفوذ چشمگیر حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) در میان نسل جوان و رایدهندگان بار اول (بهویژه گروه سنی ۱۶ تا ۲۴ سال)، یکی از قابلتوجهترین تحولات سیاسی اخیر آلمان بوده است.
برخلاف تصور سنتی که جوانان را حامی جریانهای چپ یا محیطزیستی (مانند حزب سبزها) میدانست، نظرسنجیها و انتخابات اخیر (از جمله انتخابات پارلمان اروپا و انتخاباتهای ایالتی) رشد شدید آرای AfD در میان ردههای سنی پایین را نشان میدهند.
دلایل اصلی این تغییر جهت عبارتاند از:
۱. تسلط بیرقیب بر فضای مجازی و تیکتاک (TikTok)
مهمترین عامل موفقیت AfD در جلب نظر جوانان، استراتژی دیجیتال پیشرفته این حزب است:
حضور فعال در الگوریتم تیکتاک: AfD زودتر و بسیار حرفهایتر از سایر احزاب آلمانی وارد تیکتاک شد. ویدیوهای کوتاه، هیجانانگیز، ترندمحور و گاه کمدی سیاستمداران این حزب، میلیاردها بار دیده میشوند.
580
اما با وجود جمعیت اندک، در سپتامبر ۲۰۲۶ رسانههای بینالمللی نگاه خود را به این ایالت کوچک شرق آلمان معطوف خواهند کرد؛ چرا که در زاکسنآنهالت برای نخستین بار در تاریخ پس از جنگ جهانی دوم در آلمان، ممکن است نامزدی از حزبی به مقام ریاست دولت ایالتی برسد که "به طور قطعی راستگرای افراطی" طبقهبندی شده است. 🔹حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) یکی از جنجالیترین و مؤثرترین پدیدههای سیاسی در تاریخ پس از جنگ جهانی دوم آلمان است. این حزب توانسته در مدت کمی بیش از یک دهه، از یک گروه معترض دانشگاهی به یک جریان قدرتمند ملی و اولین حزب راستگرای افراطی پیشتاز در برخی ایالات تبدیل شود.
🔻تاریخچه و روند تحول
حزب AfD در فوریه ۲۰۱۳ بهدست جمعی از اقتصاددانان، استادان دانشگاه و سیاستمداران سابق حزب محافظهکار دموکراتمسیحی (CDU) به رهبری برند لوکه (Bernd Lucke) تأسیس شد.
دوره شکلگیری اولیه (۲۰۱۳–۲۰۱۵): حزب در ابتدا ساختاری مخالف یورو و اقتصادمحور داشت. هدف اصلی آن اعتراض به سیاستهای آنگلا مرکل در نجات مالی کشورهای بحرانزده حوزه یورو (مانند یونان) بود.
بحران پناهجویان و گردش به راست (۲۰۱۵) با ورود بیش از یک میلیون پناهجو به آلمان در سال ۲۰۱۵، جناحهای ملیگرا و ضد مهاجرت درون حزب بر بنیادگذاران تکنوکرات غلبه کردند. بنیانگذاران اولیه حزب را ترک کردند و AfD رسماً به یک حزب پو پولیست راستگرا تغییر هویت داد.
در انتخابات پارلمانی ۲۰۱۷، حزب با کسب حدود ۱۲.۶٪ آرا برای نخستین بار پس از دهه ۱۹۵۰، به عنوان یک حزب راست افراطی موفق به ورود به پارلمان ملی آلمان گردید.
با انحلال رسمی جناح رادیکال «Der Flügel» (بال) به رهبری بیورن هوکه، تفکرات آن عملاً به بدنه اصلی حزب تزریق شد. در این سالها، سازمان اطلاعات داخلی آلمان (BfV) چندین شاخه ایالتی AfD (مانند تورینگن، زاکسن و زاکسن-آنهالت) را به عنوان «بهطور قطعی راستگرای افراطی» طبقهبندی کرد.
🔻اهداف و مواضع اصلی (پلتفرم سیاسی)
مخالفت سرسختانه با مهاجرت: اجرای سیاست «مهاجرت معکوس» (بازگرداندن پناهجویان به کشورهایشان)، لغو حق پناهندگی در قانون اساسی آلمان برای خارجیان و بستن مرزها.
هویت و دین
اسلامهراسی و ملیگرایی نژادی (völkisch): تأکید بر هویت فرهنگ بومی آلمان (Leitkultur)، مخالفت شدید با جامعه چندفرهنگی و اعلام رسمی اینکه «اسلام متعلق به آلمان نیست».
سیاست خارجی و اروپا
یورو سپتیک ( یورو شکاک) و هواداری از روسیه: مخالفت با همگرایی بیشتر در اتحادیه اروپا، تمایل به بازگشت قدرت به دولتملتها، مخالفت با تحریمهای روسیه و اتخاذ مواضع متمایل به کرملین.
محیطزیست و انرژی
انکار تغییرات اقلیمی: انکار نقش انسان در تغییرات اقلیمی، مخالفت با سیاستهای سبز و انرژیهای تجدیدپذیر، و حمایت از بازگشت به سوختهای فسیلی و انرژی هستهای.
اجتماعی و خانواده
ارزشهای سنتی: مخالفت با فمینیسم مدرن، آموزشهای جنسی در مدارس و حقوق LGBTQ+؛ و متقابلاً تشویق به نرخ زادولد میان خانوادههای اصیل آلمانی.
580
❌❌ زلزله سیاسی در آلمان؛
فاشیسم نوین؛ چرخه ترس و قدرت
آنچه امروز در اروپا میبینیم، تکرار همان الگوی کهنهٔ فاشیسم است، فقط با نقابهای تازه. یک روز زیر پرچم نازیسم، روز دیگر با دشمنسازی از کمونیسم، سپس با برچسب «اسلامگرایی» و امروز با مهاجرستیزی. اما هدف همیشه یکی بوده: ساختن دشمن فرضی، زنده نگه داشتن ترس، و مشروعیت بخشیدن به محدود کردن آزادیها.
📝نتایج اولیه و نظرسنجیهای پای صندوق رای (Exit Polls) در انتخابات ایالتی زاکسن-آنهالت آلمان (۶ سپتامبر ۲۰۲۶)، نشاندهنده یک تحول ساختاری در چشمانداز سیاسی آلمان است.
این رویداد چند محور اصلی دارد:
۱. پیروزی بیسابقه راست افراطی (AfD)
جهش آرا: حزب «آلترناتیو برای آلمان» با کسب بیش از ۴۴ درصد آرا، قاطعانه به مقام نخست دست یافته است. این رقم نسبت به دوره قبل (۲۰.۸ درصد در سال ۲۰۲۱) بیش از دو برابر شده است.
رهبری ایالتی: اولریش زیگموند (Ulrich Siegmund)، رهبر جوان این حزب در زاکسن-آنهالت، توانسته با متمرکز شدن بر پیامهای ضد مهاجرت و نقد سیاستهای اقتصادی برکنارشده، پایگاه رای بسیار قوی ایجاد کند.
نزدیکی به اکثریت مطلق: با توجه به آرا و ریزش برخی احزاب، AfD تنها یک تا دو کرسی با اکثریت مطلق برای تشکیل حکومت تکحزبی فاصله دارد.
۲. سقوط سنگین حزب حاکم سنتی (CDU)
حزب دموکرات مسیحی (CDU) که بیش از دو دهه قدرت را در این ایالت در دست داشت، از ۳۷.۱ درصد در سال ۲۰۲۱ به حدود ۱۸ درصد سقوط کرده است.
این شکست یک «زلزله سیاسی» برای حزب CDU و شخص فریدریش مرتس (صدراعظم آلمان) محسوب میشود، زیرا زاکسن-آنهالت از پایگاههای سنتی راست میانه به شمار میرفت.
۳. وضعیت سایر احزاب
احزاب چپ و سوسیالدموکرات: حزب چپ (Die Linke) و حزب سوسیالدموکرات (SPD) هرکدام حدود ۹ درصد و حزب سبزها حدود ۸.۶ درصد آرا را کسب کردهاند.
حزب BSW: حزب تازه تأسیس «اتحاد سارا واگنکنشت» با کسب حدودی ۵ درصد آرا توانسته از حد نصاب عبور کند.
حزب FDP: حزب لیبرالدموکرات با کسب حدود ۲.۳ درصد از ورود به پارلمان ایالتی بازماند.
چرا این خبر یک «زلزله سیاسی» نامیده میشود؟
دیوار آتشین (Brandmauer) در آستانه فروپاشی: تمامی احزاب سنتی آلمان پیش از انتخابات متعهد شده بودند که با AfD ائتلاف نکنند. اما اگر AfD نتواند اکثریت مطلق را کسب کند و احزاب دیگر نیز حاضر به ائتلاف نشوند، تشکیل یک دولت باثبات در این ایالت تقریباً غیرممکن خواهد شد و بنبست سیاسی کامل ایجاد میکند.
پیام مستقیم به برلین: کسب این میزان از آرا توسط AfD، پیام هشداری جدّی به دولت فدرال آلمان در برلین به رهبری فریدریش مرتس است و نشاندهنده نارضایتی شدید عمومی از سیاستهای مهاجرتی، تورم و ناکارآمدی ساختارهای سنتی است.
نخستین تجربه احتمالی حکومت راست افراطی: اگر AfD به اکثریت مطلق کرسیها دست یابد یا بتواند ائتلافی تشکیل دهد، برای اولین بار پس از جنگ جهانی دوم یک ایالت آلمان توسط حزبی اداره خواهد شد که دستگاههای امنیتی آلمان آن را به عنوان یک گروه راستگرای افراطی طبقهبندی کردهاند. ❌❌حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) صعود خطرناک حزب افراطی دست راستی در آلمان: 🔹آیا زاکسنآنهالت میتواند اولین ایالت آلمان فدرال باشد که حزب "آلترناتیو برای آلمان" در آن حکومت خواهد کرد؟
در شرق ایالت زاکسنآنهالت منطقه صنعتی متراکم و بسیار مهم در حوزه صنایع شیمیایی که بهاصطلاح "مثلث شیمیایی" نامیده میشود حول محور لونا و بیترفلد قرار دارد که امروز نیز حدود ۱۰هزار شغل ایجاد کرده است.
در غرب این منطقه نیز، رشتهکوه کمارتفاع هارتس واقع شده است. رودخانه اروپایی البه نیز از سمت شرق وارد ایالت شده و به سمت شمال جریان مییابد.
جنوب این ایالت باید پس از تصمیمگیری برای متوقف کردن استفاده از ذغالسنگ برای تولید برق، که اصطلاحا "خروج از ذغالسنگ" نامیده میشود در روند تغییرات ساختاری، خود را از نو بازتعریف کند. نرخ بیکاری نیز در اینجا کمی بالاتر از میانگین کل آلمان است.
زاکسنآنهالت با حدود ۲.۱ میلیون نفر جمعیت، ایالتی نسبتا کمجمعیت محسوب میشود. تنها دو شهر یعنی ماگدبورگ، مرکز ایالت و هاله بیش از ۲۰۰.۰۰۰ نفر جمعیت دارند.
580
اعدام دستکم ۸۳ زندانی در ماه اوت؛ افزایش شمار اعدامها در زندانهای ایران
کانون حقوق بشر ایران، یکشنبه ۱۵ شهریورماه ۱۴۰۵ – بر اساس گزارشهای منتشرشده درباره اجرای احکام اعدام در زندانهای ایران، در ماه اوت ۲۰۲۶ دستکم ۸۳ زندانی در زندانهای مختلف اعدام شدهاند. در میان اعدامشدگان، نام چهار زندانی سیاسی، شش زن و شش زندانی بلوچ دیده میشود. بیشترین موارد اجرای حکم اعدام در این ماه در زندانهای اصفهان، قزلحصار کرج، ارومیه، زنجان و شیراز ثبت شده است.
این آمار نشان میدهد که اجرای احکام اعدام همچنان یکی از اصلیترین ابزارهای دستگاه قضایی حکومت برای برخورد با زندانیان در پروندههای مختلف است. گزارشهای حقوق بشری بارها نسبت به روند دادرسی در بسیاری از پروندههای منتهی به اعدام، از جمله محدودیت دسترسی به وکیل، ابهام در روند رسیدگی و استفاده از اعترافات اجباری، ابراز نگرانی کردهاند.
ادامه خبر@beyondthewalls 🌐https://iranhrs.org/
580
اعدام ۲ زندانی در زندان رفسنجان
کانون حقوق بشر ایران، شنبه ۱۴ شهریورماه ۱۴۰۵ - دو زندانی در زندان رفسنجان اعدام شدند. این اعدامها در ماههای شهریور و مرداد اجرا شده است.
ادامه خبر
@beyondthewalls
🌐https://iranhrs.org/
580
خبر
روزبه گیلاسیان به ۴ سال و ۸ ماه زندان محکوم شد
روزبه گیلاسیان (نویسندهی ساکن گرگان) در دادگاه انقلاب بندرعباس به ۴ سال و ۸ ماه حبس تعزیری محکوم شد.
خبرگزاریها ضمن اعلام این خبر افزودهاند که این حکم به اتهامهای «تبلیغ علیه نظام» و «فعالیت آموزشی و تبلیغ انحرافی و یا مخل به شرع مقدس اسلام» صادر شده است.
این نویسنده در آذرماه ۱۳۹۴ نیز به دست نیروهای امنیتی گرگان بازداشت شد. او دی ماه ۱۳۹۴ به قید وثیقه آزاد شد و در نهایت به اتهامهایی از جمله «اقدام علیه امنیت ملی» و «نشر اکاذیب در فضای مجازی» به یک سال زندان محکوم شد. گیلاسیان دوم بهمنماه ۱۳۹۶ برای تحمل حکم حبس به زندان گرگان رفت و سرانجام پس از گذراندن یک سوم از دوران محکومیت خود آزاد شد.
از جمله آثار روزبه گیلاسیان میتوان به «فلسفه در خیابان» و «فیلسوف کوچولو» اشاره کرد.
580
حق عائلهمندی زنان شاغل: طرحهایی مانند پرداخت حق عائلهمندی به زنان و معلمان زن، همچنان در پیچوشمدالانهای اداری و کمیسیونهای دولتی باقی مانده و هیچ خروجی ملموس و ریالی برای خانوارها نداشته است.
جامعه در یک «سیکل معیوب معیشتی» گرفتار شده است؛ جایی که تورم، درآمدها را میبلعد، خدمات عمومی (درمان و آموزش) از دسترس کمدرآمدها خارج میشود و مطالبات قانونی نیز پس از استهلاک کامل ارزش اقتصادی به دست ذینفعان میرسد. این وضعیت، نارضایتیهای صنفی (معلمان، بازنشستگان، کادر درمان) را به هم پیوند داده و مطالباتی سراسری را شکل داده است. https://t.me/negarestankhizesche023/4963 باز نشر خیزش @khizesche
580
↘️
مجموعه گزارشها، «بحران ساختاری، فروپاشی قدرت خرید و ناکارآمدی حمایتی» در ایران را به نمایش میگذارند. ت
۱. شکاف عمیق میان درآمد و خط فقر (بحران معیشت) 🔻یک کارگر با ۱۱ میلیون تومان باقیمانده چطور زندگی کند؟
«آقای پزشکیان، بنده یک کارگرم و دو تا بچه مدرسهای دارم. مستأجرم. ماهی ۲۳ میلیون تومان حقوق میگیرم که ۲ میلیون تومانش بابت بیمه میرود و ۲۱ میلیون برایم میماند.»
۱۰ میلیون تومان اجاره خانه میدهم و در نهایت فقط ۱۱ میلیون تومان برای تمام هزینههای ماه برایم باقی میماند.
«یک کیسه برنج پاکستانی خریدم ۳ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان؛ یک حلب روغن هم ۲ میلیون و ۵۷ هزار تومان. همین دو قلم شد بیش از ۵ میلیون تومان.»
🔻 با ۱۱ میلیون تومان باقیمانده، این کارگر باید هزینه خوراک، مدرسه دو فرزند، رفتوآمد، قبوض، درمان و سایر مخارج زندگی را هم تأمین کند.
«با این ۱۱ میلیون تومان من در ماه چهجوری باید زندگی کنم؟»
شکاف طبقاتی و خط فقر ۹۰ میلیونی: در حالی که کارشناسان خط فقر را حدود ۹۰ میلیون تومان برآورد میکنند، درآمد ماهیانه بخش عمدهای از طبقه کارگر و حقوقبگیران (بین ۱۱ تا ۲۳ میلیون تومان) حتی پاسخگوی نیازهای اولیه و حیاتی نیست. جا دارد بپرسیم کدام کارگر، کدام معلم ، کدام پرستار، کدام بازنشسته کارگري ، کدام بازنشسته فرهنگی، کدام بازنشسته کشوری و لشکری حقوق ماهیانه اش به 9o میلیون تومان می رسد؟!
معلمان ،کارگران وسایر اقشار معترض ، با طرح چنین پرسش بنيادى ، راهی زندان و به حبس طویل المدت محکوم می شوند. در حالیکه فرزندان مسببان این همه نابسامانی اقامت کشور آمریکا داشته و از آنجا به ریش مردم می خندند.
قدرت خرید نابودشده: هزینههای اجبارگونه مانند اجاره خانه (۱۰ میلیون تومان در مثال فوق) عملاً بیش از ۵۰ درصد درآمد یک کارگر را میبلعد. با ۱۱ میلیون تومان باقیمانده، هزینه تنها ۲ قلم کالا (برنج و روغن) به ۵ میلیون تومان میرسد؛ این یعنی حذف کامل سایر کالاهای اساسی و سوق دادن خانوادهها به سمت سوءتغذیه شدید.
کوچک شدن نسل آینده: ▪️ گزارش میدانی ایلنا از زندگی زنان دستفروش جنوب تهران نشان میدهد تورم دیگر فقط افزایش قیمتها نیست؛ مستقیماً به سوءتغذیه کودکان، حذف گوشت از سفرهها و رانده شدن خانوادههای کارگری به حاشیه فقر تبدیل شده است.
▪️ یکی از زنان نانآور خانواده میگوید در بهترین حالت ماهانه ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان گوشت میخرد و کودک ششسالهاش به دلیل سوءتغذیه، جثهای بسیار کوچکتر از سن واقعی خود دارد.گزارشهای مربوط به زنان دستفروش جنوب تهران و سوءتغذیه کودکان نشان میدهد تورم از یک متغیر اقتصادی خارج شده و به یک بحران زیستی-انسانی تبدیل شده است که منجر به رشد ناقص کودکان و حذف پروتئین از سفرهها شده است.
۲. بحران درمان، نظام سلامت و فروپاشی خدمات عمومی
سقوط زیرساختهای درمانی: وضعیت اورژانس بیمارستان نمازی و فقیهی شیراز (تشبیه به بیمارستان صحرایی، ماندن ۳ روزه بیماران در راهروها) و کمبود شدید تخت در استانهایی مانند قزوین (۱.۵ تخت به ازای هر ۱۰۰۰ نفر)، نشاندهنده ناتوانی شدید بخش دولتی در پاسخگویی به نیازهای درمانی است.
تجاریسازی و سوق دادن بیماران به بازار آزاد: ارجاع بیماران بخشهای تخصصی (مانند آنژیوگرافی) به بازار آزاد برای خرید تجهیزات یا ارجاع به مراکز خصوصی، فشار مالی مضاعفی به اقشار کمدرآمد وارد کرده و حق درمان رایگان/ارزان را عملاً ملغی کرده است.
اعتراضات کادر درمان: تجمع کادر سلامت در فسا بابت ۸ ماه معوقات، از فروپاشی نظام انگیزش و تامین مالی نیروهای درمانی خبر میدهد.
۳. بیارزش شدن مطالبات و تاخیرهای مزمن (ابرپدیده تورم)
افت شدید قدرت خرید مطالبات: بیانیه بازنشستگان فرهنگی به زیبایی اثر «سقوط ارزش پول ملی» را تصویر میکند. پرداختیهایی که پس از ۵ سال تاخیر انجام میشود، به دلیل جهش نرخ ارز و تورم افسارگسیخته، ارزش واقعی خود را از دست داده و توان جبران هزینهها را ندارد.
پرداختهای قطرهچکانی و تبعیضآمیز: پرداخت معوقات بر اساس حروف الفبا یا واریزهای ناقص و غیرشفاف (کسر مقرری ماه اول)، نارضایتی را از حالت اقتصادی به یک «احساس تحقیر و بیعدالتی» تغییر داده است.
۴. چالشهای ساختاری در آموزش و چرخه تداوم فقر
بازماندگی از تحصیل: فقر مالی، نبود امکانات رفاهی و سرویس رفتوآمد در مناطق مرزی (مانند آذربایجان غربی) و اشتغال زودهنگام کودکان، باعث خروج آنان از چرخه آموزش میشود.
بازتولید فقر: کودکانی که امروز از تحصیل بازمیمانند یا دچار سوءتغذیه میشوند، نیروی کار غیرمتخصص و فقیر فردا خواهند بود؛ امری که چرخه فقر بیننسلی را تثبیت میکند.
۵. وعدههای بدون پشتوانه اجرایی
580
💥🔥🚀فرماندهی مرکزی آمریکا (CENTCOM) بیانیهای رسمی صادر کرده و اعلام نموده که نیروهای آمریکایی سه نفتکش حامل نفت خام ایران (شامل M/T Downy ) در نزدیکی جزیره خارک،( M/T Stark 1 )در نزدیکی جاسک و(T M/ Kylo ) در دریای عمان) را هدف قرار داده و از کار انداختهاند.
سنتکام علت این اقدام را پاسخ به شلیک موشکهای بالستیک سپاه پاسداران به سمت دو شناور نظامی آمریکا (یک ناو هواپیمابر و یک ناوشکن) اعلام کرده و افزوده که این حملات خسارت جانی برای نیروهای آمریکایی نداشته است. دریاسالار برد کوپر نیز اظهار داشته: «پیام ما به سپاه پاسداران روشن است: اگر به دو کشتی ما شلیک کنید، ما هزینه اقتصادی بسیار سنگینتری بر شما تحمیل خواهیم کرد».
رسانههای داخلی ایران (از جمله خبرگزاری تسنیم و شبکه خبر) نیز اصابت موشک به نفتکش در لنگرگاه خارک را تأیید کرده و اعلام کردهاند که این حادثه تلفات جانی نداشته و خدمه کشتی تخلیه شدهاند. نیروهای مسلح ایران و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء نیز در واکنش هشدار دادهاند که در صورت ادامه محاصره دریایی و مزاحمت برای کشتیهای ایرانی، ضربات نیروهای مسلح ایران علیه شناورهای نظامی آمریکا در منطقه شدیدتر و گستردهتر خواهد شد. https://t.me/negarestankhizesche023/4961 نشر خیزش @khizesche
580
خبرگزاری ایلنا در گزارشی به بازماندگی از تحصیل شماری از کودکان و نوجوانان در مناطق مرزی آذربایجان غربی پرداخته است؛ فقر، فاصله طولانی تا مدارس، کمبود یا نبود سرویس رفتوآمد، اشتغال زودهنگام کودکان و ضعف زیرساختهای آموزشی از مهمترین عوامل محرومیت آنان از حق تحصیل عنوان شده است.
کارشناسان هشدار دادهاند که ادامه این وضعیت میتواند به گسترش فقر، کاهش فرصتهای شغلی، افزایش آسیبهای اجتماعی و تداوم چرخه محرومیت منجر شود و بر ضرورت شناسایی زودهنگام دانشآموزان در معرض ترک #تحصیل و حمایت هدفمند از آنان تأکید کردهاند.
↘️
@hranews_bot تماس ✉️ - @Hranews کانال هرانا 🆑
580
شکلگیری راهبردی جدید و عمده در خاورمیانه
جنگ در ایران، نسلکشی در غزه، کاهش نفوذ آمریکا
در وضعیتی که پایانِ مناقشه در ایران، همچنان غیرقابلپیشبینی است، با ظاهرشدن دو بلوک رودررو، «مشرق» شاهد دگرگونی ژئوپولیتیکی مهمی است. از یکسو، ائتلاف عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان. از طرفِ دیگر، محور اسرائیل، امارات متحدهعربی و هند. و همه اینها، زیر نظر مراقب ایالات متحده، که نگران است هیچیک از دو اردوگاه را آزرده نسازد.
لوموند دیپلماتیک
نویسنده ZIAD MAJED برگردان بهروز عارفي
روز ۷ اوت ۲۰۲۶، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان یک پیمان دفاعی را در مکه امضا کردند. در این پیمان، پیشبینی شده که همکاری، تبادلِ اطلاعات، تمرینهای نظامیِ مشترک و همچنین هماهنگی بین مسئولان سیاسی و امنیتی در برابر هر تهدید خارجی تحکیم شود. این پیمان همچنین راه همکاری تنگاتنگ در زمینههای صنعتی و فنآوریهای نظامی و نیز امنیت سایبری را هموار میکند. این پیمان که امضاءکنندگانش آن را صرفاً دفاعی معرفی میکنند که هیچ دولت خاصی را نشانه نگرفته، بهویژه حاکی از ارادهی آنان است برای تحکیمِ پیوندشان در برابر ساختار نو و عمیق توازن منطقهای پس از جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران (۱) ، در وضعیتی که مهر سلطهطلبی تلآویو بر آن خورده است. ... خاورمیانه و همسایگان نزدیک آن، در چهارراه بین آفریقا، آسیا و اروپا، وارد زنجیرهی جدیدی از تاریخ معاصرشان میشوند. این دگرگونی موجب آشوبهای سیاسی و استراتژیکی شده که از سال ۲۰۲۳ رخ داده و مرزهای قدرت را در فضائی که جنگها و مرزهای تحمیل-شده در قرن گذشته شکل دادهاند، از نو ترسیم میکند.
آنچه توانست در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما (۲۰۱۷-۲۰۰۹)، به صورت شکلی از عدم تعهد امریکا تجلی کند – یا دستِکم بهعنوان کاهش مرتبهی نسبی خاورمیانه در ردهبندیِ اولویتهای واشینگتن تلقی شود- پس از آغاز «انقلابهای عربی» در سال ۲۰۱۱، موجب ظهور شکلبندیِ جدیدِ منطقهای و آرایش اقتصادی تازه گردد.
جمهوری اسلامی ایران که در روند توسعهطلبانهای درگیر شده بود، از آن زمان خود را به عنوان نخستین قدرت منطقهای نشان داد (۲) مداخلهی این کشور در سال ۲۰۰۲ در سوریه موجب نجات متحدش رژیم بشار اسد شد. سقوط رژیم صدام حسین در سال ۲۰۰۳ پس از تهاجم انگلیسی-آمریکائی، سلطهی نسبی آن را بر عراق میسر کرد. استقرار سیاسی و نظامی این دولت در لبنان از طریق حزبالله، و نیز پشتیبانیاش از جنبش حوثیها در شمال یمن به این کشور امکان داد تا عمقِ استراتژیکی قابلتوجهی به دست آورد. سپس، قرارداد سال ۲۰۱۵ درباره پرونده هسته ای با دولت اوباما و قدرت-های اروپائی این موضع را تحکیم کرد..در برابر این بزرگنمایی قدرت اسرائیل، ترکیه و عربستان سعودی در اواخر سال ۲۰۲۵ ابتکار جدیدی بهکار بستند تا با تلآویو که آنکارا و نیز ریاض را به انزوا میکشاند، مقابله کنند. ابتدا، دو کشور در «فضای حیاتی» مربوط به هر کشور، مستقر شدند. عربستان سعودی بلندپروازیهای امارات متحده عربی را هدف قرارداد و در یمن علیه سلطهطلبی ابوظبی مداخله نظامی کرد. ترکیه با توافق واشینگتن پیکربندی خاصی در سوریه تحمیل کرد که درضمن خطر تکهتکه شدن سرزمینی سوریه را محدود کرده، برای خود نقشی مرکزی در سوریه قائل شد، در عین حال که بین مه و ژوئیه ۲۰۲۵ آخرین امیدهای کردها را برای خودمختاری در شمال شرقی سوریه نقش بر آب کرد. آنکارا همچنین تلاش کرد مصر به تلاشهای منطقهای بپیوندد و خطر تهدید دخالت سودان در برابر «نیروهای پشتیبانی سریع»(FSR) را که امارات مسلح کرده بود، عَلَم کرد. آنکارا و دوحه در پاسخ به شناسائی جمهوری سومالیلَند از جانب اسرائیل که رسمیت بینالمللی نیافته، بر کمکهایشان به موگادیشیو افزودند.بهنوبه خود، ریاض در سپتامبر ۲۰۲۵ یک پیمان استراتژیکی [راهبردی] با پاکستان امضا کرده است که آشکارا نوعی پاسخگوئی شدید در برابر پیمان امارات متحده عربی با هندوستان است. ترکیه از این اقدام پشتیبانی کرده و پیشنهادِ تبدیلِ آن به یک ائتلاف چهارجانبه با افزودن مصر را داده است تا یک قدرت مسلمانِ آفریقایی-آسیائیِ قادر به رودرروئی با محور هند-امارات متحده-اسرائیل ایجاد کنند. در لحظه کنونی، مصر ترجیح داده تا خارج از این پیمان بماند، در همین حال، تلآویو به کارزار نسلکشی در غزه همچنان ادامه داده و با شتاب بر تلاشهایش برای الحاق بخشهایی از کرانه باختری، که رسانهها اهمیتی برای این رویدادها قائل نیستند (۷)، میافزاید. بدین ترتیب، منطقه دورانی از بیثباتی عمیق را میگذراند. رقابتهای امپریال، رشد قدرتهای بینابینی، مرکزی بودن مداوم مسئله فلسطین و مصونیت اسرائیل از هرمجازاتی، چشماندازی پُر از شکافهای متعدد و توازن قوای متغیر را تشکیل میدهند. @khizesche
https://telegra.ph/شکلگیری-راهبردی-جدید-و-عمده-در-خاورمیانه-09-05
580
نام اثر: کرجیکشان ولگا
نقاشی رنگ روغن بر روی بوم
اثر: ایلیا رپین نقاش و مجسمهساز رئالیست روسی.
این نقاشی بین سالهای ۱۸۷۰ تا ۱۸۷۳ میلادی کشیده شده است. نقاشی تصویر ۱۱ باربر را نمایش میدهد که در حال کشیدن یک دوبه (نوعی قایق) یا کرجی در ساحل رود ولگا هستند.
رپین در تابلوی قایقکشان ولگا؛ تصویری از یک وضعیت را بازنمایی میکند. تصویری از تاریخ و از مردمانی که صفحات آن را رج میزنند. روایتی از آینده شوم و لحظاتی که از گذشته تلخی را به ارمغان می آورند. مردانی با بدنهای تکیده، قایقی را بر دوش میکشند. مردمانی که گذشته را بر دوش میکشند و فردا در نگاه آنها حفرهای تاریک است. سرهایی که به سمت زمین خم شدهاند و آن روشنایی خیره کننده خورشید که زردیاش در ماسههای ساحل زیبایی این بدنها معنا بخشیده است. زیبایی که همواره از دسترس این بدنها بیرون مانده است. تضادی که امکان و وجود را در آغوش هم تصویر میکند. رابطهای که رنج را عمیقتر میکند و ناامیدی را سایهای بلند. سایهای زیر رقص پرتوهای نور، حفرهای میان همآغوشی نور و رنگ معنا میکند.
در نقاشی رپین هنوز امید نمرده است، گویی این خیرگی به آفتاب هنوز با جنون پیوسته نشده است. پسری جوان در آن میانه نگاهش را از زمین برداشته و چشم در چشم فردا شده است. این آرزوی نقاش است. رویای مردمانی که همهی تاریخشان تاریخ ظلمت است. گویی بدنی از بدنهای رمانهای داستایوفسکی خودش را با رستگاری گره زده و از ایمان سخن میگوید. ایمان به فردا. به نقطهای بیرون از قاب. چشماندازی که این وضعیت را نفی میکند و درون قاب نقاش روزنهای میشود برای عبور از تباهی. روزنهای که رپین آن را از میان ناامیدی و دایرهی رنج بیرون میکشد و نگاه ما را به آن سو، به جایی که اینجا نیست گره میزند.
#کرجیکشان_ولگا
#ایلیا_رپین
تجربه نوشتن :
🖼🖼🖼 باز نشر خیزش @khizesche
