ʆƠƲƖƧƧƛƝƇЄ
رفتن به کانال در Telegram
• • با احتیاط کامل در اطراف اعماق میگردم تا از آنجا سرگیجهای بربایم و بگریزم ؛ من شیاد ورطههایم. امیل سیوران • • @Jouissance_me
نمایش بیشتر6 091
مشترکین
-324 ساعت
-87 روز
+11330 روز
آرشیو پست ها
6 090
#ادبیات
شارلوت برونته
وقتی اشعارش را برای شاعر برجستهی معاصرش فرستاد این پاسخ را دریافت کرد: "ادبیات نمیتواند جزئی از کار و زندگی یک زن باشد و نباید باشد."
بعدها جین ایر را نوشت که از معروفترین کلاسیکهای تاریخ ادبیات شد.
او شارلوت برونته بود، معروفترین خواهران برونته.
شکنندگی و حساسیتش او را سرآمد خواهرانش کرده بود، حتی گاهی موجودی دوستنداشتنی به نظر میرسد.
همیشه گمان بر این بود که او جین ایر است اما در زندگینامهی معروفی که جولیت بارکر در موردش نوشت میبینیم که او در واقع آقای روچستر بوده.
شارلوت جوان پرشور و اغلب مشوشی بود؛ میتوانست خودخواه، کنترلگر و حتی در مواقعی بدجنس باشد.
او را بایرون رماننویسی نامیدهاند و تخصص او را سکرات عشق میدانند.
بارکر بنا به شواهدی ادعا میکند که شارلوت دستنوشتهی رمان دوم انتشارنیافته امیلی را سوزانده است چون معتقد بوده فرهنگ پایین خواهرش به کجسلیقگی گراییده بود.
او در خاطراتش میگوید این را وظیفهای برای زدودن غبار از روی قبر خواهرانش میداند؛
کسی چه میداند، شاید حتی اگر میتوانست نامشان را نیز زدوده بود.
6 090
#ادبیات
خواهران برونته
پیدا شدن دو نویسندهی نابغه در یک خانواده امری نادر است، اما پیدا کردن چندین نویسنده در یک خانواده در تاریخ ادبیات جالب توجه است.
خواهران برونته مشهورترین خانوادهی ادبی جهان بودند، برادرشان، پدر و مادرشان هم آثاری از خود منتشر کرده بودند.
آنان آثار خود را با نامهای مستعار کرر، آلیس و اکتون بل منتشر کردند، چون صراحت کلامشان و انرژی عاطفی قوی داستانهایشان خشن و وحشیانه تعبیر میشد.
منتقدان ادبی اولیه بر این باور بودند که خواهران برونته داستانهای خود را بر اساس مکان، افراد و رویدادهای واقعی نوشتهاند، شاید از آنرو که نمیتوانستند بپذیرند دختران یک کشیش بتوانند آثاری خلق کنند که اغلب شوکهکننده و فراتر از هنجارهای اخلاقی زمان خود تلقی میشدند، این تصور به معنای انکار نبوغ و قدرت تخیل برونتهها بود.
الیزابت گسکل که زندگینامهی شارلوت برونته را نوشت، به افسانههای بسیاری اطراف این خانواده دامن زد.
اما بعدها جولیت بارکر موزهدار برونتهها پس از یازده سال کار تحقیقاتی روی زندگی این خانوادا رمانتیسیسم بیمارگونه را از آنان زدود، این خواهران نه دیوانه بودند نه بد، نه خطرناک در معاشرت، پدرشان پدری مهربان و خونگرم بود و برادرشان نویسندهای بااستعداد.
کودکی شادی داشتند و روایت رنجمندبودن خواهران را توجیه ویکتوریاییهایی میداند که بخشهایی از رمانهای برونتهها مورد تاییدشان نبود.
آنان خود را در دنیای ساختگی خود راحت میدیدند.
6 090
#تاریخ_معاصر
نبرد قدرت در ایران
رجوی در ۱۴ اسفند ۵۷ در مراسم سالمرگ مصدق در کنار مزار وی در روستای احمدآباد به ارتش حمله کرده و خواستار "تشکیل ارتش بیطبقهی توحیدی" شده بود.
اشتباهی که ارتش امریکا در سال ۲۰۰۳ وقتی کشور عراق را اشغال کرد انجام داد.
فرماندار امریکایی منصوب در عراق، پل برمر ارتش عراق را منحل نمود و صدهاهزار نیروی آموزشدیدهی نظامی را در اختیار گروههای تروریستی القاعده و داعش گذاشت.
6 090
#سینما
#معرفی_فیلم
سوته دلان
علی حاتمی
۱۳۵۶
اگر عشقهای نافرجام را یکی از تعلقات خاطر علی حاتمی بدانیم، خواستگار و سوتهدلان دو نمونهی شاخص این دغدغه هستند.
مجید فیلم سوتهدلان جایی امن برای ابراز عاشقیتاش پیدا نمیکند.
مجید اولین بار در باجهی بلیطفروشی سینما ذهنیت عاشقانهاش رنگ میبازد، زمانی که زنی افلیج از سینما بیرون میآید.
نقطهی امن و عاطفی مجید در اوج استیصال راز و نیاز با خداست: "آه خدا چقدر دشمن داری. دوستاتم که ماییم یه مشت عاجز علیل ناقصعقل که در حقشون دشمنی کردی."
علی حاتمی با مهر و محبت سراغ این شخصیت محوریاش میرود، تمام کلام موزون و ادیبانهاش را به او اختصاص میدهد تا قالب منولوگهایی ماندگار، از عشق، حسرت و تمنا بگوید.
از جنهای توی سرش بگوید: "تو سرم مث بازار آهنگرا صدا میکنه."
چنین موجود ساده و پاکی که هیچ نسبتی با این دنیای زمخت واقعی ندارد، طاقت درهمشکستن رویاها و تصویر ذهنی دلخواه و مخدوششدن عاشقانههایش را ندارد.
زمانی که برادرش حبیب از حدیث عاشقی میگوید، از گذشتهی اقدس میگوید به هم میریزد.
مجید تنها سوتهدل به حقی است که شایستگی ادای این جملهی تلخ و جانکاه را دارد: "بلا روزگاریه، عاشقیت."
مجید خودش جلوتر از مرگ، ذکر مصیبت می
کند.
بهروزوثوقی تنها سوتهدلی بود که میتوانست مجید باشد.
6 090
#معرفی_کتاب
#سیاست
پدیدهی ترامپ
دو رهبر عوامگرایی که در پنجاه سال گذشته در آمریکا توانستند برنده شوند یکی جیمی کارتر در سال ۱۹۷۶ و دیگری دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۶ و ۲۰۲۴ بود.
•••
دونالد ترامپ فرزند یک میلیونر آمریکایی شاغل در ساخت و ساز است که خودش در حرفهی پدر و سپس هتلداری و قمارخانه و تجارتهای دیگر ثروت کلانی به دست آورد.
چند عنوان کتاب پرفروش نوشت در مورد عنون تجارت، یک دانشگاه آنلاین برای سرمایهگذاری تاسیس کرد.
و به عنوان مجری یک برنامهی تلویزیونی چهرهای جذاب از خود ساخت.
ترامپ که هیچ پیشینهی کار سیاسی نداشت در سال ۲۰۱۵ تصمیم گرفت در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به عنوان کاندید حزب جمهوریخواه شرکت کند
از سالها پیش از این تصمیم ترامپ از طریق حساب کاربری توییتر مسیری رایگان و کارآ برای ارتباط با تودههای مردم آمریکا پیدا کرده بود.
"توییتر را به سختی میتوان رسانهای برای بحثهای تخصصی سیاسی دانست. در واقع کارکرد اصلی توییتر درشتگویی، شعار، طعنهزدن و توهین است."
استفادهی اصلی ترامپ همین بود.
رقیب ترامپ هیلاری کلینتون بود که از جرگهی سیاست وارد انتخابات شده بود.
اما ترامپ یک تاجر و سلبریتی بود که اصلا سابقهی سیاسی نداشت.
اما ترامپ به زبان مردم عادی و ادبیات کوچهبازاری صحبت میکرد که برای بخش بزرگی از مردم جذاب بود.
"آمریکا را دوباره ثروتمند، قوی، امن، باعظمت میکنیم."
"احمقها ما را رهبری میکنند."
ترامپ با کمک هکرها اطلاعات ایمیل شخصی کلینتون را افشا کرد.
ترامپ چون شم تجاری قوی داشت تبلیغات خود را بسیار ارزان تمام میکرد. هزینهی کلینتون برای مبارزات انتخابی ۵۶۵ میلیون دلار شد، در صورتیکه ترامپ ۳۲۲ میلیون هزینه کرد و نهایتاً ترامپ پیروز شد.
ترامپ وقتی به قدرت رسید همچنان یک عوامگرای تمامعیار بود.
در جریان همهگیری کرونا یکی از بدترین عملکردها را آمریکا داشت، با بیش از یک میلیون مرگ بیشترین آمار تلفات را در کل جهان به خود اختصاص داد.
ترامپ با سیاست قرنطینهی عمومی مخالف بود و در توییتر گفت: "سال گذشته ۳۷ هزار آمریکایی از آنفلوآنزا فوت کردند، سالانه بین ۲۷ تا ۷۰ هزار نفر فوت میکنند.
هیچ چیز تعطیل نمیشود، زندگی و اقتصاد ادامه پیدا میکند."
6 090
#معرفی_کتاب
#تاریخ_معاصر
دالّ میانتهی
لاکلائو در تحلیل مطالبات اجتماعی خود از دالّ میانتهی سخن میگوید.
دو دسته مردم را در نظر بگیرید دستهی اول کارگران و کارمندانی هستند که حقوق بیشتری را میطلبند و خواهان ارزانترشدن کالاهای مصرفی هستند
دستهی دوم تولیدکنندگان صنعتی و کشاورزانی هستند که خواهان کمترشدن مالیات و بالارفتن قیمت محصولاتشان هستند.
خواستههای این دو دسته با هم در تضاد است زیرا اگر دولت مالیات کمتری دریافت کند، نمیتواند حقوق بیشتری بدهد و نیز قیمت کالاهای مصرفی نمیتواند در عین حال هم بالاتر برود و هم ارزانتر شود.
در حالت عادی این دو گروه مطالبات متفاوتی دارند و نمیتوانند همصدا شوند.
ولی وقتی مطالبات برآوردهنشده روی هم انباشته شود مردم احساس میکنند نظام سیاسی از اجابت مطالباتشان ناتوان است و رفته رفته محتوای مطالبات خود را فراموش میکنند و با کسانی که خواستههای متضادی با آنان دارند در گفتن یک "نه" به نظام سیاسی حاکم مشارکت میکنند.
به دیگر سخن اگرچه محتوای مطالبات با هم متفاوت یا متناقض است ولی فارغ از آن اجماعی فراگیر بر ناکارآیی نظام سیاسی حاصل میشود.
لاکلائو میگوید هرچه زنجیرهی مطالبات برآوردهنشده طولانیتر شود، مطالبات شخصی و گروهی کمرنگتر شده و ماهیتی کلی پیدا میکنند.
وقتی محتوای مطالبات مختلف به فراموشی سپرده شوند و اجماع بر ضد نظام بین اقشار مختلف پدید آید، در حقیقت آن مطالبات به "دالّ میانتهی" تبدیل میشوند.
دال میانتهی مطالبهای است که محتوایش دیگر مهم نیست، فقط برآوردهنشدن آن مهم است.
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
