fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

ʆƠƲƖƧƧƛƝƇЄ

ʆƠƲƖƧƧƛƝƇЄ

رفتن به کانال در Telegram

• • با احتیاط کامل در اطراف اعماق می‌گردم تا از آنجا سرگیجه‌ای بربایم و بگریزم ؛ من شیاد ورطه‌هایم. امیل سیوران • • @Jouissance_me

نمایش بیشتر
6 030
مشترکین
-524 ساعت
-67 روز
-2630 روز
آرشیو پست ها
سینه‌اش را تفتیش کردند و جز قلبش چیزی‌ نیافتند. قلبش را تفتیش کردند و غیرِ ملت‌‌اش چیزی نیافتند. صدایش را تفتیش کردند و به غیر اندوهش چیزی نیافتند. اندوهش را تفتیش کردند و جز زندانش چیزی نیافتند. زندانش را تفتیش کردند و جز خودشان را در بند نیافتند. و شب، شب بود و آوازخوان، آواز می‌خواند محمود درویش

sticker.webp0.11 KB

#فلسفه #معرفی_کتاب چگونه فوکو بخوانیم؟ میشل فوکو فیلسوفی بااستعداد، نظریه‌پرداز اجتماعی، منتقد فرهنگی و روشنفکری با شهرت جهانی بود که شیوه‌هایی را ابداع کرد که امروزه ما به طرز برگشت‌ناپذیری درون آنها می‌اندیشیم. فوکو کتابهایش را جعبه‌ابزاری می‌دانست که خوانندگان باید آن را زیرورو کنند تا ابزاری را که برای فکرکردن یا کارکردن به آن نیاز دارند بیابند. اگر کسی بخواهد نظم اجتماعی ریشه‌دار را به پرسش بکشد و از همه‌ی حقایقی که به طرزی تزلزل‌ناپذیر تثبیت شده‌اند، دست بردارد و در عین حال تعهدی شکننده به آزادی داشته باشد، نزدیک‌شدن به فوکو کمک‌کننده است. مسئله‌ی اصلی فوکو در طول زندگی فلسفی‌اش آزادی بوده است. قلمرو مطالعه‌اش پرکتیس‌های اجتماعی بود. فوکو در کنار متفکران تاثیرگذاری چون دریدا، دلوز و کریستوا در دسته‌ی پساساختارگراها قرار می‌گیرد، گرچه او خود این برچسب را نمی‌پذیرد. پساساختارگرایان به این داوری رسیدند که فلسفه‌ی سوژه‌محور به پایان راه رسیده است و انسان را به مثابه‌ی ابژه‌ی ممتاز تحلیل‌های فلسفی نفی کردند. فوکو فلسفه و تاریخ را به هم پیوند داد که منجر به نقدی جدی بر مدرنیته شد. فوکو آثار خود را "تاریخ‌های اکنون" نامید. کار فوکو سه دوره‌ی مجزاست، دهه‌ی ۶۰ و دیرینه‌شناسی شامل کتب تاریخ جنون، تولد کلینیک، نظم اشیا، دیرینه‌شناسی دانش. دهه‌ی ۷۰ و تبارشناسی شامل کتب مراقبت و تنبیه، تاریخ سکسوالیته جلد اول. واپسین مرحله، مرحله‌ی اخلاقی است که فوکو به سمت اخلاق باستانی می‌رود، دو جلد آخر تاریخ سکسوالیته کاربست لذت و مراقبت از خود را در بر می‌گیرد. نوشتن کتب انتقادی درباره‌ی موضوعاتی چون جنون، سکسوالیته و زندان خود کافی است تا هاله‌ای از تخریب‌گری و مناقشه را حول یک متفکر ایجاد کند. با این‌همه شدیدترین مناقشات احتمالاً به زندگی خصوصی او مربوط می‌شود. از نظر فوکو فلسفه مجموعه‌ای از دانش‌های انباشته‌شده نیست، بلکه عملی انتقادی است که بی‌وقفه باورهای جزمی و پرکتیس‌های تحمل‌ناشدنی را در جامعه‌ی معاصر به پرسش می‌کشد. فوکو ما را به ادامه‌ی این عمل انتقادی دعوت می‌کند: ما نباید او را به دلیلی کمتر از تغییر جهان بخوانیم. 🔘@Jouissance_me

#فلسفه #معرفی_کتاب چگونه فوکو بخوانیم؟ یوهانا اوکسالا 🔘@Jouissance_me
#فلسفه #معرفی_کتاب چگونه فوکو بخوانیم؟ یوهانا اوکسالا 🔘@Jouissance_me

sticker.webp0.11 KB

photo content

#سینما #معرفی_فیلم بازمانده‌ی روز
#سینما #معرفی_فیلم بازمانده‌ی روز

Bazmandeye Rooz.pdf3.72 MB

بازمانده‌ی روز کازوئو ایشی‌گورو بازمانده‌ی روز قصه‌ی خزان زندگی است. ایشی گورو درباره‌ی این اثر می‌گوید: "استیونز همه‌ی ما هستیم، همه‌ی ما به دور از مرکز تصمیم‌گیری و قدرت قرار داریم، اما خود را راضی می‌کنیم به انجام وظیفه‌ای که به ما محول کرده‌اند و خود را راضی می‌کنیم. ممکن است در توزیع قدرت سهیم نباشیم، اما از این‌که این پایین به وظایف‌مان عمل کنیم، راضی هستیم." قصه‌ی انتخاب‌هایی است که به وقت آن انجام نشد، قصه‌ی فرصت‌هایی است که برای رسیدن زمان مناسب به تعویق افتادند تا سرانجام خاطره‌ای از آن نماند. قصه‌ی محک معیارهایی است که با آن زندگی را گذرانده‌ایم. فیلم اقتباسی آیوری هم دیدنی است، بازی آنتونی هاپکینز و اما تامپسون درخشان است. کتاب کاوشی عمیق در ذهن استیونز است، فیلم بازتاب آن حسرت‌ها و مهار احساسات او را در نگاه و مکث‌ها و حرکات حساب‌شده‌ی او می‌بینیم. قطعاً رمان اثر کامل‌تری است، اما فیلم هم تماشایی است گرچه پیچیدگی روایی ایشی‌گورو در فیلم کم‌رنگ می‌شود.

#ادبیات #معرفی_کتاب بازمانده‌ی روز کازوئو ایشی‌گورو
#ادبیات #معرفی_کتاب بازمانده‌ی روز کازوئو ایشی‌گورو

sticker.webp0.11 KB

#سینما #سکانس Wings of desire آسمان برلین فیلم تاریخ انسان است. تاریخ انسان را با تمامی شکوه و نکبتش دوره می‌کند و می‌گوید که باز همین بودنِ پیچیده‌یِ پر از تنهایی، پر از زیباییِ پر از وحشت، به نبودنِ محض و در ابدیتِ محض جاری بودن برتری دارد. ویم وندرس در پایان فیلم نوشته‌ای گذاشت و اثرش را تقدیم کرد به همه‌ی فرشتگان قدیمی پیش از همه در میان این فرشتگان آسمان برلین را به یاسوجیرو ازو، فرانسوا تروفو، و آندری تارکوفسکی اهدا می‌کند. شاید حتی بدون نام بردن از این سه، می‌شد نشانی از آنان را در کلیت فیلم احساس کرد. فیلم همچون آثار ازو در گونه‌ای سادگی ژرف ساخته شده است، و مثل سینمای تروفو زیباترین و زشت‌ترین سویه‌های انسان را نشان می‌دهد بی‌آنکه داوری کند و درست مانند شاهکارهای تارکوفسکی شکوهمند است و تصاویرش انگار به راستی از ذهنیتی مقدس برآمده‌اند. ترجمه‌ی تنهایی صفی یزدانیان 🔘@Jouissance_me

#minimal #ادبیات خدا جهان را آفرید و آن را برای بشریتی وانهاده که می‌کوشد او را در یک خلاء بی‌پژواک خطاب کند به جا گذاشت‌. جاودانگی میلان کوندرا

sticker.webp0.11 KB

#سینما #معرفی_فیلم دکتر استرنج لاو یا چطور یاد گرفتم نگران بمب نباشم و دوستش داشته باشم Dr. Stangelove or : How I learned to stop worrying and love the bomb دکتر استرنج‌لاو کمدی سیاه درخشانی است که می‌تواند هجوی سیاسی یا مضحکه‌ی پرتعلیق تلقی شود، یا حکایتی هشداردهنده در باب پیشرفت‌های تکنولوژیک که راحت ممکن است از کنترل بشر خارج شود. پیرنگ پرتعلیق فیلم برگرفته از کتابی جدی است نوشته‌ی پیتر جرج خلبان نیروی هوایی بریتانیا. کوبریک از کتاب خوشش آمد ولی فکر کرد مردم چنان از اخبار آخر زمانی اشباع شده‌اند که دیگر نه تنها علاقه‌ای به درام یا مستندی اتمی ندارند بلکه با بی‌تفاوتی از آن خواهند گذشت. پس سعی کرد با پرداخت کمیک ماجراها مخاطب را غافلگیر کند. او و همکار فیلمنامه‌نویسش تری ساترن شخصیت‌هایی گروتسک آفریدند که دغدغه‌های آبسورد و ناسازگاری‌هایشان در تضاد با موقعیتی است که در دلش زندگی می‌کنند. سه شخصیتی که پیتر سلرز ایفا کرده همگی درخشان و فراموش‌نشدنی‌اند.

#سینما #معرفی_فیلم دکتر استرنج‌لاو
#سینما #معرفی_فیلم دکتر استرنج‌لاو

sticker.webp0.11 KB

#ادبیات #فلسفه راوی کوندرا در رمان جاودانگی می‌گوید، آنچه در یک رمان اساسی است، یعنی آنچه با ذات رمان نسبت دارد، دقیقا آن‌ چیزی است که فقط در قالب رمان بتوان بیان کرد. بدین اعتبار هر اقتباسی، یعنی هر تلاشی برای بیان آنچه در قالب رمان بیان شده است با مدیومی دیگر، حاوی هیچ چیز به جز چیزهای غیراساسی یا غیرذاتی رمان نمی‌تواند بود. راوی می‌گوید:" اگر این روزها آدمی همچنان آن‌قدر دیوانه باشد که رمان بنویسد و بخواهد رمانش را از دستبرد اقتباس کننده‌ها در امان دارد، باید به نحوی بنویسد که اقتباس از آن ممکن نباشد، به عبارت دیگر به نحوی که بازگفتن آن ممکن نباشد." کوندرا تنش دراماتیک را آفت رمان می‌داند چرا که همه چیز را حتی زیباترین صفحات و شگفت‌انگیزترین صحنه‌ها و نکته‌ها را تبدیل می‌کند به قدم‌هایی که به گره‌گشایی یا راه حل نهایی راه می‌برند، جایی که معنای همه‌ی چیزهای قبلی در آن متمرکز می‌شود:" رمان در آتش تنش خود چون بسته‌ای کاه می‌سوزد." ✍صالح نجفی

javedanegi.pdf5.20 MB

#ادبیات #معرفی_کتاب جاودانگی میلان کوندرا زن استخر را دور زد و راهی در خروجی شد. از کنار نجات غریق گذشت و پس از آنکه سه چهار قدم از او دور شد سرش را برگرداند، لبخند زد و دستش را برای نجات غریق تکان داد. در آن لحظه دردی در قلبم احساس کردم! آن لبخند و آن حرکت از آنِ یک دختر بیست ساله بود! بازویش با آرامشی فریبنده بالا رفت، گویی بازیگوشانه توپی را با رنگ‌های شاد به سوی معشوقش پرتاب می‌کند. لبخند و حرکت از ظرافت و فریبندگی برخوردار بود، اما صورت و بدن دیگر هیچ فریبندگی نداشت. فریبندگی حرکتی بود که در نافریبندگی بدن غرقه شده بود. ولی زن گرچه می‌باید دانسته باشد که دیگر زیبا نیست، این مطلب را در آن لحظه فراموش کرده بود. در وجود همه ما بخشی هست که خارج از زمان به زندگی خود ادامه می‌دهد . شاید تنها در مواقع خاصی است که از سن خود آگاه می‌شویم و بیشتر اوقات بدون سن هستیم. 🔘@Jouissance_me