uz
Feedback
ʆƠƲƖƧƧƛƝƇЄ

ʆƠƲƖƧƧƛƝƇЄ

Kanalga Telegram’da o‘tish

• • با احتیاط کامل در اطراف اعماق می‌گردم تا از آنجا سرگیجه‌ای بربایم و بگریزم ؛ من شیاد ورطه‌هایم. امیل سیوران • • @Jouissance_me

Ko'proq ko'rsatish
6 096
Obunachilar
+224 soatlar
-157 kunlar
+930 kunlar
Postlar arxiv

photo content

#سینما اگتسو مونوگاتاری کنجی میزوگوچی یکی از پرتگاه‌ها در نقد فیلم این است که فیلمهای پیچیده را زیادی جدی بگیریم چون تلاش می‌کنند ما را متقاعد کنند دشوار و دیرفهم‌اند و در آن‌سو فیلم ساده را دست کم بگیریم چون متواضع است و جلوه‌نمایی نمی‌کند. سانشوی مباشر و اوگتسو دو تا از برترین‌هایرمیزوگوچی هستند و مورد توجه بسیار منتقدین سینمایی میزوگوچی را یکی از مهم‌ترین فیلم‌سازان متخصص پرداختن به مسئله‌ی زن می‌دانند و اوگتسو درامی است بر اساس رنجی که با حیات زن قرین است، محنتی که گویا تقدیر تاریخی زن است. مونوگاتاری در زبان ژاپنی به معنای حکایت افسانه‌ای است که معمولاً تاریخی است و از دوران پیشین روایت می‌کند. اوگتسو کلمه‌ی پیچیده‌ای است که ترجمه‌اش دشوار است و گاهی به همان شکل خود حفظ شده است. اوگتسو در زبان ژاپنی توصیفی است از یک تصویر خاص ماه: زمانی که بارندگی به پایان رسیده، بقایای ابرهای بارانی هنوز در آسمان است، هوا مه‌آلود است، ماه پنهان است اما می‌شود گاهی آن را در پس ابرها دید. شکلی از ماه که کم‌وبیش محو و رنگ‌پریده است، درخشندگی معمول را ندارد. برای همین گاهی به "افسانه‌ی ماه رنگ‌پریده پس از باران" ترجمه شده است. این تصویر، توصیف دقیق همه‌ی معنا و ساختار فیلم است، فیلم اوگتسو تلاشی است برای اینکه همین تصویر را به عنوان استعاره‌ای از کل زندگی برای ما مجسم کند. کارگردانی اوگتسو متکی است بر شیوه‌ی موردعلاقه‌ی میزوگوچی؛ برداشت‌های بلند با حرکت‌های دوربین به دقت طراحی‌شده، استفاده از میزانسن به جای برش پی‌درپی. از سکانس دریاچه است که مسیر گشوده می‌شود برای ورود اشباح به دنیای واقعی، واقعیت همان جا ترک برمی‌دارد. اوگتسو درباره‌ی این است که جاه‌طلبی آدمیزاد را به تباهی می‌کشاند. شخصیت‌های فیلم بعد از تقلا برای به‌چنگ آوردن آرزوهایشان بازمی‌گردند به همان‌جا که بودند با این تفاوت که مهم‌ترین چیزی را که داشته‌اند از دست داده‌اند.

#سینما #معرفی_فیلم اوگتسو مونوگاتاری
#سینما #معرفی_فیلم اوگتسو مونوگاتاری

sticker.webp0.11 KB

#فلسفه #برایان_مگی تصویر برایان مگی بیش از هر تصویر دیگری از او، با گفت‌وگوهایش با اهالی فکر و اندیشه، با متفکرانی چون آیزایا برلین، هربرت مارکوزه و چارلز تیلور در ذهن مخاطب حک شده. با برنامه‌ای تحت عنوان مردان اندیشه که سعی می‌کرد مفاهیم ثقیل فلسفه را با گپ و گفت با اهل فن برای اذهان ساده کند، او مسائل فلسفی را انضمامی می‌کرد و به افراد شجاعت نزدیک‌شدن به فلسفه را می‌بخشید. او تاریخ خوانده بود، اما جواب سوالاتش در فلسفه بود. فیلسوف محبوب خودش کارل پوپر بود، که کتابی هم در موردش نوشت. در گفت‌گویی با رامین جهانبگلو گفته است: "من تلاش کردم تا فلسفه را از طریق رسانه‌های جمعی گسترش دهم، از طریق رادیو، تلویزیون، روزنامه، کتاب، آموزش و سخنرانی." او سعی کرد فلسفه را با زبانی همه‌فهم به مخاطبان نزدیک کند، هدفش آشناکردن مخاطبانی جدیدتر و وسیع‌تر برای فلسفه بود. قدرت او در بازگفتن اندیشه‌های غامض به زبانی روان و دل‌انگیز بود چنان‌که آیزایا برلین هم بدان معترف بود: "شما مطالب را به مراتب بهتر از من بیان کردید، بسیار بسیار روشن‌تر." صحنه‌ی گفت‌وگوهای او را " دو مخ روی یک کاناپه" توصیف کرده‌بودند. در "پرسش‌های غایی" درمورد اینکه در لحظه‌ی مرگ چه حسی خواهد داشت می‌نویسد: "فقط می‌توانم امیدوار باشم که وقتی نوبتم سر برسد، کنجکاوی‌ام بر ترسم غلبه کند، اگرچه آن‌موقع مثل آدمی باشم که درست در لحظه‌ای که فکر می‌کرده بالاخره دارد چیزی را که دنبالش بوده پیدا می‌کند، شمعش خاموش شود و در تاریکی فرو رود."

#فلسفه #برایان_مگی
#فلسفه #برایان_مگی

sticker.webp0.11 KB

#فلسفه #هربرت_مارکوزه فلسفه اگر انتقادی نباشد فلسفه نیست!

sticker.webp0.11 KB

#ادبیات #اسطوره حماسه‌ی گیلگمش
#ادبیات #اسطوره حماسه‌ی گیلگمش

sticker.webp0.11 KB

photo content
+2

#تاریخ_جنگ #عملیات_مرصاد سال ۶۷ بود، منافقین در حال طراحی عملیاتی بزرگ در سالگرد آغاز جنگ (۳۱ شهریور) بودند تا به تهران برسند. پذیرش قطعنامه آنها را غافلگیر کرد و تصمیم گرفتند عملیات را جلو بیندازند. رجوی در ۳۱ تیر در سخنرانی مفصلی گفت: "مگر ما نگفته بودیم اول مهران، بعد تهران؟ دیگر وقت آن رسیده که به ایران برویم. با عنایت به نام پیامبر اسلام عملیات را "فروغ جاویدان" نامیده‌ایم. اگر بین ایران و عراق صلح شود ما در اینجا قفل می‌شویم و دیگر نمی‌توانیم کاری انجام دهیم و از لحاظ سیاسی تبدیل به فسیل می‌شویم. ما پیروزیم، من از هم اکنون این پیروزی را به شما و خلق قهرمان ایران تبریک می‌گویم." طرح پنج مرحله داشت و در آن چهار شهر اسلام‌آباد، کرمانشاه، همدان و قزوین فتح می‌شد، در این شهرها مخالفان را هم با خود همراه می‌کردند. ساعت ۴ بعدازظهر سوم مرداد، منافقین از مرز خسروی می‌گذرند، در پناه ارتش عراق تا سرپل ذهاب می‌آیند و سمت کرمانشاه پیشروی می‌کنند. منافقین در چندساعت اولیه بیشتر از قدری پیش آمدند که عراق در تمام روزهای جنگ پیش آمد. خبر به آقای هاشمی می‌رسد، هنوز نمی‌دانند منافقین حمله کرده‌اند و پیشروی عراق تا اسلام‌آباد هم باورنکردنی است. منافقین مستقیم روی جاده جلو می‌آمدند، چریک‌های ورزیده‌ای هستند و مدام تیراندازی می‌کنند. اسلام آباد را گرفتند، در بیمارستان محروحین زخمی را تیر خلاص زدند و هر کس را مقاومت کرد سوزاندند. در گردنه‌ی حسن‌آباد گروهی سپاهی را به رگبار می‌بندند، یک نفر نجات پیدا می‌کند و می‌گریزد. در راه برگشت به سه اتوبوس از لشکر بدر برمی‌خورد و ماجرا را می‌گوید، اینها نخستین رزمنده‌های سازمان‌دهی شده‌ای هستند که با منافقین درگیر می‌شوند، عراقی‌ها با دشمنان ایرانی ما می‌جنگند و جز چند نفر همه شهید می‌شوند، مجاهدین خلق ایران را متوقف می‌کنند تا نیروهای دیگر برسند. هوانیروز مامور می‌شود تا رسیدن نیروهای کمکی ستون منافقین را بمباران کند. به فرمان هاشمی در چهارزبر خط دفاعی مستحکم تشکیل می‌شود، ماموریت مشخص است منافقین به هیچوجه از آنجا نباید بگذرند، مردم در درگیری‌ها نباید آسیب ببینند. صبح پنج مرداد محاصره‌ی منافقین کامل شد، بمباران منافقین شروع شد. روی ارتفاعات پر از نیروهای مردمی شد تا منافقین فرار نکنند، مردم آنان را در پادگان شهید شهبازی تحویل دادگاه صحرایی می‌دادند.

#تاریخ_جنگ
#تاریخ_جنگ

sticker.webp0.11 KB

#ادبیات میلان کوندرا در باره‌ی رمان بار هستی چنین می‌نویسد: شخصیت‌های رمانی که نوشته‌ام، امکانات خود من هستند که تحقق نیافته‌
#ادبیات میلان کوندرا در باره‌ی رمان بار هستی چنین می‌نویسد: شخصیت‌های رمانی که نوشته‌ام، امکانات خود من هستند که تحقق نیافته‌اند. بدین سبب تمام آنان را هم دوست دارم و هم هراسانم می‌کنند. آنها هر کدام از مرزی گذر کرده‌اند که من فقط آن را دور زده‌ام، آنچه مرا مجذوب می‌کند مرزی است که از آن گذشته‌ام، مرزی که فراسوی آن خویشتن من وجود ندارد.

sticker.webp0.11 KB