ar
Feedback
ʆƠƲƖƧƧƛƝƇЄ

ʆƠƲƖƧƧƛƝƇЄ

الذهاب إلى القناة على Telegram

• • با احتیاط کامل در اطراف اعماق می‌گردم تا از آنجا سرگیجه‌ای بربایم و بگریزم ؛ من شیاد ورطه‌هایم. امیل سیوران • • @Jouissance_me

إظهار المزيد
6 052
المشتركون
-224 ساعات
-97 أيام
-2330 أيام
أرشيف المشاركات
#ادبیات #معرفی_کتاب نامه به سیمین ابراهیم گلستان گلستان از سابقه‌ی دوستی و آشنایی بیست وچندساله‌اش با آل احمد می‌گفت، از سیمین دانشور می‌گفت و از سجایای اخلاقی سخت ستودنی‌اش. به تاسف پرسیدم چرا اینها را نمی‌نویسد؟ می‌دانستم بختک این دسته ساده‌انگاران پرمدعا فضا را برای فکر آزاد در ایران تنگ کرده است. آن شب پرسشم را تازه تمام کرده بودم که او از جا برخاست، به طرف یکی از میزهای کارش رفت و متنی را بیرون کشید، به تواضع گفت بعضی از این حرف‌ها را اینجا نوشته‌ام. صدوچند صفحه بود، دست‌خط گلستان بود، مخاطبش سیمین دانشور و پاسخی بود به نامه‌ای از او. آن شب تا صبح نامه را خواندم، روز بعد گفت نامه را فروردین ۱۳۶۹ نوشته و برای سیمین ارسال کرده، بار اول به دست مخاطب نرسیده. بار دوم به مدد دوست مشترکی نامه را فرستاد و به سهو و لغزش موقع کپی گرفتن برای خود بیست صفحه‌ی آخر گم شد. دانشور هرگز به نامه پاسخی نداد. نامه به سیمین نه تنها گوشه‌ای از زندگی و مراودات فکری گلستان و نسلی از روشنفکران و هنرمندان ایران را روشن می‌کند، بلکه بیش از هرچیز نقدی است ریشه‌ای و جاندار بر سلوک جلال آل احمد و آفت نوشته‌های بی‌اندیشه و از "روی حس نابینای او. شهرت گلستان به صراحت کلام اوست، او می‌گوید: "انعطاف نباید داشت در خیر و پاکی و گفتار راست." او توانسته در این نامه ایجاز و قدرت و همان قوام مطلبی و قدرت زبانی و بالاخره همان زیبایی ساختاری داستان‌هایش را باز بیافریند.

#ادبیات #معرفی_کتاب نامه به سیمین ابراهیم گلستان
#ادبیات #معرفی_کتاب نامه به سیمین ابراهیم گلستان

sticker.webp0.11 KB

سعدی شجریان گروه شهناز هر که بپرسد ای فلان حالِ دلت چگونه شد؟ "خون شد و دم به دم همی از مژه می‌چکانمش." 🔘@Jouissance_me

ترس و لرز.pdf3.26 MB

#فلسفه #معرفی_کتاب ترس‌ولرز سورن کیرکگور کیرکگوردر ۱۸۴۹ در یادداشت‌هایش نوشت: آه، پس از مرگم تنها ترس و لرز کافی است که به من آوازه‌ی نویسنده‌ای ماندگار ببخشد: آنگاه این اثر خوانده شده و به زبان‌های دیگر ترجمه خواهد شد. و خواننده از شور سهمناکِ جاری در کتاب به خود خواهد لرزید." این متن به واکاوی بطن روایات سنتی از ایمان عظیم ابراهیم می‌پردازد و وجوه دهشتناک و غیرقابل‌فهم این داستان را آشکار می‌کند: خداوند از وی می‌خواهد که فرزندش را به کوه موریه ببرد و در آنجا بکشد و او به جای به پرسش‌کشیدن اصالت این فرمان یا سلامت عقل خویش، بی‌درنگ اطاعت می‌کند‌ ترس‌ولرز تامل‌هایی ژرف در باب تجربه‌های بشری عشق و رنج عرضه می‌کند. ترس‌ولرز در ۱۸۴۳ با نامواره‌ی یوهانس دوسایلنتیو (یوحنای خَمُش) منتشر شد و از جمله آثار متقدم کیرکگور است. با این حال ایده‌هایی را عرضه می‌کند که در سراسر آثارش پراهمیت باقی می‌مانند: درون‌سویی ایمان، سرشت تناقض‌آمیز خدا، دینداری اصیل، اهمیت تکرار، اهمیت حرکت و این مدعا که دین سپهری است فراسوی عقلانیت و اخلاق.

photo content

sticker.webp0.11 KB

Movie: Mandariinid AKA Tangerines (2013) Dir: Zaza Urushadze Quality: BrRip 720p Subtitle: Persian, English Sub

موسیقی متنش هم عالیه

#سینما #معرفی_فیلم نارنگی‌ها Tangerines | Mandariinid (2013) کارگردان: زازا اوروشادزه نارنگی‌ها در بستر جنگ آبخازیا روایت می‌شود. جایی که دو مرد از دو سوی متخاصم جنگ، پس از زخمی‌شدن به خانه‌ی پیرمردی به نام ایوو پناه می‌آورند. آنها ناچارند در یک خانه کنار یکدیگر دوره‌ی نقاهت را بگذرانند؛ در حالی که بیرون از خانه هنوز جنگ ادامه دارد. اما فیلم خیلی زود از یک درام جنگی به تأملی درباره‌ی مفهوم «دیگری» تبدیل می‌شود. آنچه دو مرد را دشمن یکدیگر کرده، بیش از آنکه تجربه‌ای شخصی باشد، هویتی است که جنگ بر آنها تحمیل کرده است: گرجی، چچنی، مسیحی، مسلمان، خودی، دشمن. ایوو این نظم را به هم می‌زند. برای او مهم نیست هرکدام در کدام سوی جنگ ایستاده‌اند، تا زمانی که در خانه‌ی او هستند، هر دو به یک اندازه انسان‌اند و حق کشتن دیگری را ندارند. از این منظر، خانه‌ی ایوو فقط یک پناهگاه نیست؛ فضایی است که در آن هویت‌های سیاسی موقتاً تعلیق می‌شوند تا انسان، پیش از تعلقش به یک گروه، دوباره دیده شود. عنوان فیلم نیز بی‌دلیل «نارنگی‌ها» نیست. درختان نارنگی و محصولی که باید برداشت شود، در برابر منطق جنگ قرار می‌گیرند. طبیعت به ریتم خودش ادامه می‌دهد؛ میوه می‌رسد، حتی وقتی انسان‌ها برای مرزها و هویت‌ها یکدیگر را می‌کشند. «نارنگی‌ها» فیلمی ساده و گاه آشکارا اخلاق‌گراست، اما پرسش مرکزی‌اش همچنان ماندگار است: آیا می‌توان پیش از آنکه دیگری را دشمن ببینیم، او را انسان ببینیم؟ و شاید تراژدی جنگ دقیقاً از لحظه‌ای آغاز می‌شود که پاسخ این پرسش دیگر اهمیتی ندارد.

#سینما #معرفی_فیلم Tangerines 2013
#سینما #معرفی_فیلم Tangerines 2013

sticker.webp0.11 KB

#هنر #نقاشی 🎨 تأملات رهگذر تنها اثر: رنه ماگریت مردی با کلاه بولر، پشت به ما، در گرگ‌ومیش کنار رودخانه ایستاده است. در پیش‌ز
#هنر #نقاشی 🎨 تأملات رهگذر تنها اثر: رنه ماگریت مردی با کلاه بولر، پشت به ما، در گرگ‌ومیش کنار رودخانه ایستاده است. در پیش‌زمینه، پیکره‌ای برهنه و بی‌حرکت، افقی در برابر منظره قرار گرفته؛ پیکره‌ای که حتی نمی‌توان با اطمینان گفت جسد است یا چیزی شبیه یک مانکن. ماگریت در اینجا جهان را به شکلی واقع‌نما نقاشی می‌کند، اما رابطه میان عناصر آن واقع‌نما نیست. رودخانه، مرد، آسمان و پیکره هرکدام به‌تنهایی قابل شناسایی‌اند؛ آنچه ناآرام‌کننده است، هم‌نشینی ناممکن آنهاست. یکی از خوانش‌های مهم این اثر، ارتباط آن با مرگ مادر ماگریت و خاطره غرق‌شدن اوست؛ با این حال، این تفسیر را نمی‌توان معنای قطعی نقاشی دانست. خود ماگریت بعدها با تفسیرهای روان‌شناختی آثارش فاصله گرفت و بر «رازآمیزی» جهان بیش از معنای نمادین اشیا تأکید داشت. شاید راز نقاشی دقیقاً همین باشد: ما با تصویری روبه‌رو نیستیم که چیزی را توضیح دهد؛ با تصویری روبه‌رو هستیم که چیزی را در جهان ناممکن می‌کند، بی‌آنکه توضیح بدهد چرا.

sticker.webp0.11 KB

05 Je suis malade.mp310.69 MB

sticker.webp0.11 KB

#ادبیات #معرفی_کتاب قرن دیوانه‌ی من ایوان کلیما ایوان کلیما می‌نویسد در دیداری که سارتر از پراگ داشت در بیان تاثیر فراگیر سوس
#ادبیات #معرفی_کتاب قرن دیوانه‌ی من ایوان کلیما ایوان کلیما می‌نویسد در دیداری که سارتر از پراگ داشت در بیان تاثیر فراگیر سوسیالیسم گفت سوسیالیسم شاید جهنم باشد، اما حتی جهنم هم می‌تواند به عنوان مضمون به درد ادبیات فاخر بخورد. آیا باوری نقش‌برآب‌شده، یا مردن به دست رفقای خود مدرن‌ترین تجسم تراژدی نیست؟ ایوان کلیما می‌گوید مسلماً این حرف را بلند نزدم، اما در دلم گفتم راستی‌راستی جهنم مضمون فوق‌العاده‌ای است، به‌خصوص وقتی مجبور نباشی در آن زندگی کنی. قرن دیوانه‌ی من حکایت زندگی ایوان کلیماست، از روزهایی که در اردوگاه ترزین گذراند تا زمانی که نوشتن را آغاز کرد، از سانسور می‌گوید و از امیدهایی که به کمونیست بسته بودند. از دیکتاتوری در شکل‌های مختلف آن می‌نویسد.

sticker.webp0.11 KB

#فلسفه #کیرکگور نخستین نامواره‌ای که انتخاب کرد ویکتور ارمیتا بود که معنایی نزدیک به "گوشه‌نشین فاتح" یا "قهرمان منزوی" می‌دهد. او خودش را وقف تالیف کرد و آثار ادبی خویش را نوعی کناره‌گیری از زندگی می‌دید. نخستین اثر مهم انتشاریافته‌ی او "یا این/یا آن بود." این کتاب که در ۱۸۴۳ منتشر شد، به برقراری تقابلی بین سه سنخ متفاوت از زندگی در پاسخ به پرسش "آزادی خویش را بایستی چگونه به کار ببریم؟" می‌پردازد. زندگی زیباپرستانه، اخلاقی و دینی. کتاب پیچیده است و گیج‌کننده و گاهی هم ملال آور. جلد اول خاطرات اغواگر است، انسان زیباپرست رویکردی تجربه‌گرایانه به زندگی دارد: وی در پی لذت و تازگی است، فاقد هدفی مشخص است و اغلب از افسردگی‌اش می‌نالد. (او تا حدی شبیه کیرکگور است در برهه‌ی دانشجویی‌اش.) جلد دوم که اخلاقی معرفی شده شامل دو نامه‌ی بسیار بلند است که قاضی ویلیام نوشته است. او رویکرد زیباپرستانه را رد می‌کند و جوان را ترغیب می‌کند که مسئولیت زندگی خویش را بپذیرد. این جلد شامل موعظه‌ای در باب عشق، آزادی و رابطه‌ی فرد با خدا نیز هست. خواننده به خود وانهاده می‌شود که در برابر نظرگاه‌های متقابلی که از جانب صداهای متفاوت کتاب بیان می‌شوند، دچار سردرگمی شده به تامل پردازد، کیرکگور طالب آن است که ما خود بیندیشیم.