fa
Feedback
دغدغه‌های محیط زیستی و دانشگاهی - حسین آخانی

دغدغه‌های محیط زیستی و دانشگاهی - حسین آخانی

رفتن به کانال در Telegram

هدف این کانال انتشار نگرانی‌های محیط زیستی و دانشگاهی کشورمان ایران و جهان است.

نمایش بیشتر
4 473
مشترکین
-224 ساعت
-37 روز
-1130 روز
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+13
در 3 کانال‌ها
اوت '26
+25
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+31
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+28
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+10
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+1
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+54
در 12 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+101
در 18 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+32
در 9 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+68
در 15 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+38
در 13 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+45
در 16 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+27
در 6 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+72
در 18 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+128
در 29 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+43
در 9 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+59
در 15 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+144
در 15 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+92
در 15 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+136
در 24 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+105
در 18 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+147
در 21 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+164
در 35 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+114
در 17 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+107
در 15 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+150
در 17 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+84
در 17 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+174
در 16 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+89
در 13 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+318
در 17 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+167
در 22 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+125
در 24 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+62
در 9 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+28
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+35
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+66
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+32
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+33
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+62
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+140
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+286
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+153
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+126
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+76
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+46
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+41
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+189
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+18
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+25
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+79
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+29
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+43
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+82
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+22
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+18
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+69
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+323
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+24
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+54
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+71
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+67
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+71
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+256
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+3 151
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
17 سپتامبر0
16 سپتامبر0
15 سپتامبر0
14 سپتامبر+1
13 سپتامبر+1
12 سپتامبر+2
11 سپتامبر+2
10 سپتامبر+1
09 سپتامبر+1
08 سپتامبر+1
07 سپتامبر0
06 سپتامبر+2
05 سپتامبر+2
04 سپتامبر0
03 سپتامبر0
02 سپتامبر0
01 سپتامبر0
پست‌های کانال
امیر بخارا در سرزمین بخارا امروز ۲۲ شهریور در فرودگاه تاشکند به پیشواز امیر بخارا، آقای علی دهباشی عزیز رفتم. ساعاتی با ایشان در تاشکند بودم و از اینکه جمعی از هموطنان ما حتی در این روزهای سخت برای دیدن گستره تمدنی و تاریخی ایران پا به سفر گذاشته اند، لذت بردم. حسین آخانی، ۲۲ شهریور ۱۴۰۵، تاشکند https://t.me/environ_concerns

2
Video compressed by Panda Video Compressor app – https://play.google.com/store/apps/details?id=com.pandavideocompressor
Video compressed by Panda Video Compressor app – https://play.google.com/store/apps/details?id=com.pandavideocompressor
1
3
امیر بخارا در سرزمین بخارا امروز ۲۲ شهریور در فرودگاه تاشکند به پیشواز امیر بخارا، آقای علی دهباشی عزیز رفتم. ساعاتی با ایشان در تاشکند بودم و از اینکه جمعی از هموطنان ما حتی در این روزهای سخت برای دیدن گستره تمدنی و تاریخی ایران پا به سفر گذاشته اند، لذت بردم. حسین آخانی، ۲۲ شهریور ۱۴۰۵، تاشکند https://t.me/environ_concerns
1
4
✨ خدمت یکی از اساتید ارجمند دانشگاه تهران که دلسوزِ محیط زیست هم هستند پیشنهاد دادم که حجم ویدئوهای کانالشان را کاهش دهند. بر
✨ خدمت یکی از اساتید ارجمند دانشگاه تهران که دلسوزِ محیط زیست هم هستند پیشنهاد دادم که حجم ویدئوهای کانالشان را کاهش دهند. برای یک ویدئوی ۲ دقیقه‌ای معمولاً نیازی به کیفیتی که ویدئو ۵۰ مگابایت حجم داشته باشد نیست. t.me/andishehsarapub پاسخ این بود که: «ممنون از توجهتون. من خیلی کارهای این‌چنینی را خوب نمی‌تونم انجام دهم. وقت‌گیر است. اغلب برای اینستا تهیه می‌کنم و در کانال هم می‌گذارم‌» --- 💥این استاد دلسوز محیط زیست اگر بدانند که کاهش حجم ویدئویی که در کانال آپلود می‌کنیم علاوه بر صرفه‌جویی در وقت و هزینه، کاری بسیار دوست‌دار محیط زیست هم هست، حتماً این کار را خواهند کرد. 💥با توجه به نکات زیر که اهمیت کاهش حجم ویدئوها را نشان می‌دهد: مصرف اضافی ترافیک اینترنت، شامل هزینه و اثر سوء بر محیط زیست؛ مصرف اضافی باتری گوشی، شامل هزینه (از جمله استهلاک) و اثر سوء بر محیط زیست؛ مصرف اضافی حافظۀ گوشی، صرف وقت بیشتر (هم برای آپلودکننده و هم برای دانلودکنندگان)، روشی ساده را برای کاهش حجم ویدئوها به اطلاع همه عزیزان می‌رسانم: اپلیکیشن Panda Video Compress & Convert را نصب کنید. لینک در گوگل پلی استور لینک در اپ‌ستور ویدئو را در آن آپلود کنید و بر حسب نیاز بخواهید که حجم را تا حد متوسط یا تا حد کم کاهش دهد. ویدئوی جدید را دانلود و از آن استفاده کنید. 🌱 لطفاً با بازنشر این پیام این نکته را به دوست‌داران محیط زیست اطلاع دهید. ✔️ #آسیب_شناسی_جامعه_مجازی و ✔️ #رفتارشناسی_جامعه_مجازی: t.me/andishehsarapub 🔤🔤🔤 🧩 از همین حرف‌هایی که گمان می‌کنم برای کسی کاربرد مفیدی داشته باشد، در موضوعات گوناگون در این ۲۰ کانال یافت می‌شود: https://t.me/addlist/YBrZZvdT6zA1MjVk در مواردی که موضوع آن‌ها مورد توجه شماست، دنبال کردنشان را به شما پیشنهاد می‌کنم. امکان این‌که با لمس نام هر کانال تیک آن را بردارید و آن را از عضو شدن مستثنا کنید هم هست.
381
5
خون گریستن توسکا و فرزندان دانشگاه تهران در هنگام برگشتنم، پسرم آریان در فرودگاه حرفی زد که تا مغز استخوانم را سوزاند. او می
خون گریستن توسکا و فرزندان دانشگاه تهران در هنگام برگشتنم، پسرم آریان در  فرودگاه حرفی زد که تا مغز استخوانم را سوزاند. او می گفت "بابا، آخه این چه جایی است که همه دارند اشک‌ می ریزند، آدم حالش بد می شه". بسیاری از پدر و‌مادرهایی که بچه هایشان را بدرقه می کنند، احساس می کنند که شاید این آخرین دیدارشان باشد. برخی از این بچه ها خون گریه می کنند و می روند. داستان توسکای ما با این جوانانی که خون گریه می کنند و می روند فرقی ندارد. این توسکا قربانی ندانم کاری و بی توجهی شد. بسیاری از بچه هایی که کشور را ترک می کنند نیز به خاطر تبعیض، نبود امید به آینده، نوع پوشش و غیر خودی بودن از هر فرصت شغلی محروم شده و‌ چاره ای جز جلای وطن ندارند‌. نمی خواهد راه دوری برویم. دانشگاه تهران بزرگترین مرکز آموزشی و‌پژوهشی کشور است؛ آیا این دانشگاه نمی توانست یکی از دانش آموختگان باغبانی و‌گیاهشناسی خود را برای اداره فضای سبز به خدمت بگیرد. چگونه است که اصرار دارند کسی با مدرک حقوق که خشکاندن توسکا، در مقابل خطاهای دیگر اوناچیز است را همچنان در این جایگاه نگهدارند. می دانم این نوشته برای من هزینه دارد، ولی تا کی باید به خاطر این سیاستها کشور در آتش خانمان سوزی بسوزد و ذخایر ژنتیکی طبیعی و انسانی ما یا قربانی شوند و یا با خون گریستن  از کشور خارج شوند. حسین آخانی
1 275
6
وندالیسم نرونی مسعود امیرزاده هنوز زخم‌های جنگ چهل‌روزه بر تن ایران تازه است. هنوز از داغ هموطنانی که از دست دادیم، از ویرانی زیرساخت‌ها و از آسیب‌هایی که به میراث فرهنگی و طبیعی این سرزمین وارد شد، فاصله نگرفته‌ایم. اما اگر گمان می‌کنید تخریب در ایران متوقف شده، باید از این خیال پافراگذارید! جنگ شاید خاموش شده باشد، اما وندالیسم همچنان مشغول کار است؛ این بار نه با موشک و بمب، بلکه با نام‌هایی فریبنده مانند "توسعه"، "سامان‌دهی"، "بازسازی"، "بهسازی و نوسازی". پیش از هر چیز، خاطره‌ای از ایرج افشار را به یاد بیاوریم. او در سفری به مسجدی تاریخی رسید و مشغول عکاسی از کتیبه‌های آن شد. همراهانش گفتند عجله داریم؛ هنگام بازگشت فرصت بیشتری برای عکاسی خواهیم داشت. ایرج افشار پاسخ داد: «شاید تا برگشتن ما این بنا سالم نمانده باشد.» پیش‌بینی او تلخ و دقیق بود. چند روز بعد که از همان مسیر بازگشتند، مسجد را خراب کرده بودند. این روایت فقط یک خاطره نیست؛ توصیف یک بیماری مزمن در مدیریت این سرزمین است؛ بیماری‌ای که آن‌قدر شتاب‌زده و بی‌قرار است که حتی چند روز هم برای تخریب صبر نمی‌کند. درختان کهنسال آرامگاه خیام را قطع می‌کنند و بعد می‌گویند نهال می‌کاریم. بنای تاریخی سبزوار را با بولدوزر از میان برمی‌دارند و وعده می‌دهند بنایی تازه ساخته خواهد شد. سیمای یک پارک قدیمی را به هم می‌ریزند و نامش را سامان‌دهی می‌گذارند. گویی هر آنچه پیش از آنان وجود داشته، باید پاک شود تا تصویر مطلوب آنان جای آن را بگیرد. میتوان این ذهنیت را «وندالیسم نرونی» نامید. تاریخ، "وندالیسم نرونی" را خوب به یاد دارد: می‌گویند نرون، امپراتور روم، وقتی تصمیم گرفت روم را مطابق سلیقه و رؤیای خودش از نو بسازد، با شهری روبه‌رو بود که گذشته، حافظه و مخالفان خودش را در دل داشت. پس دستور داد شبانه روم را به آتش بکشند تا صبح، همه در برابر کار انجام‌شده بایستند. آتش فقط ساختمان‌ها را نسوزاند؛ تمام مقاومتها و مخالفتها را سوزاند تا جایی برای تصویری باز شود که در ذهن امپراتور دیوانه شکل گرفته بود. "وندالیسم نرونی" در تخریب بی‌قرار است. تحمل نمی‌کند چیزی بیرون از نقشه ذهنی‌اش باقی بماند. درخت صدساله، مسجد تاریخی، امامزاده کهن، کاروانسرا، خانه قاجاری، باغ قدیمی یا چشم‌انداز طبیعی، برای او نه موجودیتی زنده و تاریخی، بلکه مانعی در برابر طرحی است که در ذهن خود ساخته است. یکی از الگوهای رفتاری این وندالیسم، شب رو بودن آن باشد. اگر کاری به‌راستی توسعه است، چرا در تاریکی شب انجام می‌شود؟ چرا بولدوزرها نیمه‌شب وارد محوطه تاریخی می‌شوند؟ چرا درختان سحرگاه قطع می‌شوند؟ چرا مردم باید صبح از خواب بیدار شوند و با «کار انجام‌شده» روبه‌رو شوند؟ این رفتار بیش از هر چیز، نشانه آگاهی از نادرستی عمل است. کسی که یقین دارد کارش درست است، آن را پنهان نمی‌کند. تخریب شبانه، اعتراف خاموش به این است که جامعه اگر فرصت پیدا کند، مقاومت خواهد کرد. نمونه‌های آن کم نیست. در زواره، بخش‌هایی از مجموعه تاریخی امامزاده یحیی و جعفر و محوطه‌های تاریخی پیرامون آن شبانه تخریب شد تا مردم در برابر واقعیتی غیرقابل بازگشت قرار گیرند. در سبزوار، بناهای تاریخی و ارزشمند به بهانه بازسازی از میان می‌روند. در تهران، هر روز خیابانی کنده میشود ، میدان شبانه زیر رو میشود، پارکی دگرگون می‌شود و درختان ولیعصر قطع یا سربر می‌شود، بی‌آنکه کسی توضیح دهد چرا این همه شتاب برای ویران کردن وجود دارد. پشت این تخریب‌ها، گاه رانت، گاه فساد، گاه منافع پیمانکاری و گاه ناکارآمدی اداری حضور دارد؛ اما همه ماجرا این نیست. مسئله نوعی جنون شکل گرفته در مدیریت شهری و میراثی ایران است. ذهنیت مریض و عجولی که خود را مالک گذشته می‌داند و برای خود حق قائل است سیمای یک شهر یا بنا را مطابق سلیقه خویش بازنویسی و باز نقاشی کند. وندالیسم نرونی اساساً با ساختن مشکلی ندارد( اتفاقا دست به ساخت خوبی دارد)مسئله‌اش این است که نمی‌تواند چیزی را که خودش نساخته تحمل کند. برای همین ابتدا باید آن را از میان بردارد تا بعد بتواند چیزی را که در ذهن خودش ساخته، جای آن بنشاند. درخت کهنسال را قطع می‌کند و نهالی می‌کارد؛ بنای تاریخی را خراب می‌کند و ساختمان تازه‌ای می‌سازد؛ سیمای موجود شهر را برهم می‌زند و سیمایی را که خودش می‌پسندد جای آن می‌گذارد. گویی آنچه پیش از او وجود داشته، تنها وقتی ارزش دارد که اجازه داده باشد خودش آن را دوباره تعریف کند. وندالیسم بی‌تاب ویرانی است چه با آتش شبانه و چه بلدوزر و بیل مکانیکی! «بروبد آنچه بود و بسازد آنچه خاطر خواه اوست!» https://t.me/didehbaanzistboom
857
7
در سوگ توسکای دانشگاه تهران درست در روزهای پایانی مدیریت قبلی دانشگاه تهران یک ساختمان سازی گسترده در فضای سبز دانشگاه اتفاق
در سوگ توسکای دانشگاه تهران درست در روزهای پایانی مدیریت قبلی دانشگاه تهران یک ساختمان سازی گسترده در فضای سبز دانشگاه اتفاق افتاد. من با انتشار این تخلف موفق شدم که این بساط را جمع کنم و رئیس قبلی دانشگاه هم بلافاصله برکنار شد. در این محوطه دو درخت قدیمی توسکا بودند که در اثر ساختمان سازی و عدم نگهداری اصولی بعد از تخریب ساختمان آسیب دیدند. مسئول فضای سبز دانشگاه - که یک حقوق خوانده است و در سابقه کاری خود دو‌تخلف بسیار بزرگ (شامل سربرداری ۱۵۰ چنار) و شخم زنی و قطع گسترده صدها درختچه دانشگاه را در کارنامه دارد - به جای آنکه مورد بازخواست قرار گیرد توسط مدیر کل سابق پشتیبانی دانشگاه مورد حمایت قرار گرفت. آیا در بزرگترین مرکز علمی کشور باید یک‌ فرد غیر مرتبط با کارنامه تیره را در فضای سبز نگهداشت؟ به چه دلیل؟ حسین آخانی، ۱۵ شهریور ۱۴۰۵، تاشکند.
1 896
8
نشان ۳۵ مین جشن استقلال از رئیس جمهور ازبکستان امروز در سفر علمی به ایروان بودم که مطلع شدم که از طرف رئیس جمهور ازبکستان به
نشان ۳۵ مین جشن استقلال از رئیس جمهور ازبکستان امروز در سفر علمی به ایروان بودم که مطلع شدم که از طرف رئیس جمهور ازبکستان به مناسبت ۳۵ مین سال استقلال ازبکستان نشان ویژه دولتی را به من داده اند. ضمن سپاس از توجه دولت ازبکستان و شخص ریاست جمهوری آقای شوکت میرزایوف به ارزش و اهمیت علم و احترام به دانشمندان، مطمئنم مسیری که دولت ازبکستان در بها دادن به همکاری های علمی انتخاب کرده است، به سربلندی این کشور منجر می شود. توسعه و استقلال در یک کشور با شاخ و شونه کشیدن و دشمن تراشی و وضع قوانین سختگیرانه و محدود کردن دانشمندان اتفاق نمی افتد. جامعه باید در آرامش باشد تا بتواند رشد کن، رقابت کند و با دنیا در تعامل و ارتباط باشد. ایران با داشتن بدنه توانمند علمی شایسته بهترین زندگی در منطقه است.
1 974
9
من فکر می کنم وقتی ما در دانشگاه تهران، مرجع و نهاد صدر علم کشور اینگونه خرابکاری می کنیم، دیگر آسفالت کردن رودخانه در الیگود
من فکر می کنم وقتی ما در دانشگاه تهران، مرجع و نهاد صدر علم کشور اینگونه خرابکاری می کنیم، دیگر آسفالت کردن رودخانه در الیگودرز نباید باعث تعجب شود. تلخی این اتفاق دو چندان می شود وقتی بدانید که این باغچه درست کنار ورودی معاونت پژوهشی دانشگاه است. باز تلخی داستان بیشتر می شود وقتی مطلع شدم این ایده توسط همکاری پیشنهاد شد که فارغ التحصیل آلمان بود و خود به دانشجویانش احتمالا اینها را درس می دهد و در دهها پروژه مشاوره هم می دهد. بعد از گذشت ۷ ماه از این اتفاق نه مدیر کل پشتیبانی و نه مسئول فضای سبز تغییر نکردند و بغضی که من داشتم اینبار نترکید ولی همانطوری که در صدای من حس می کنید، دیگر نمی تواند بترکد و این یعنی خاموشی آخرین نفس هایی است که یک منتقد را به پایان می رساند. حسین آخانی، ۲۸ مرداد ۱۴۰۵
2 233
10
پایان یک رویا؟ عمر مفید هر محقق برای انجام یک‌کار بزرگ محدود است. من از سال ۱۳۷۹ که وارد دانشگاه تهران شدم تصمیم داشتم یک باغ گیاهشناسی برای دانشگاه تهران و شهر تهران درست کنم. از زمان قالیباف شروع کردم. ابتدا تلاش کردم پارک لاله را به باغ گیاهشناسی تبدیل کنم. مذاکرات را شروع کردم. در دوره شورای قبلی و شهرداران آن دوران پر حاشیه موافقت اولیه را کسب کردم. ولی افراد بسیاری مخالفت کردند و از جمله یکی از کسانی که مانع شد فردی بود که من افتخار شاگردیش را داشتم. بعد از مدتها بررسی و مذاکره و به پیشنهاد خود آقای مختاری پارک در حال احداث شمال پارک گفتگو برای این کار در نظر گرفته شد. هدف این بود که در دو‌سمت اتوبان چمران دو فضای شهرداری و دانشگاه تهران به این پروژه اختصاص یابد. طراحی اولیه انجام شد و سپس طی تفاهم نامه ای بین شهرداری تهران و دانشگاه تهران در ۲ خرداد ۱۴۰۰ این پروژه کلنگ خورد و اولین درختان باغ کاشته شد. احداث باغ در شورای شهر مصوب شد، قرارداد تنظیم و برای امضا به شهرداری فرستاده شد. مدیران شهرداری که می دانستند شهردار عوض می شود مانع امضای قراداد شدند و یک سال من تلاش کردم که قرارداد را دوباره فعال کنم. دستهای پنهانی در شهرداری - که من عامل اصلی را شخص علی محمد مختاری می دانم - مانع آن شد. امروز من به این محل رفتم و داستانش را بصورت چند کلیپ در اینستاگرام منتشر کردم: https://www.instagram.com/p/DcA0MasCjrg/?igsh=MThmdjUwamtxMm45MQ== لطفا این کلیپها را که برای ثبت در تاریخ گذاشتم را ببینید. بماند برای آیندگان و کسانی که تاریخ ناکامی های یک ملت را روایت می کنند. #حسین_آخانی
2 459
11
مدرسه خالی، آینده‌ی سوخته: تحلیلِ یک شکستِ تمدنی چرا کاهش ۳ میلیونی دانش‌آموزان، زنگِ پایانِ یک رویاست؟ به قلم: پیام رسیده از مخاطب اعداد همیشه دروغ نمی‌گویند، اما گاهی در دلِ خود فاجعه‌ای را پنهان می‌کنند که هیچ سخنگویی جرئتِ واکاویِ صادقانه‌ی آن را ندارد. وقتی علی فرهادی، سخنگوی وزارت آموزش‌وپرورش از کاهش ۳ میلیونی جمعیت دانش‌آموزی در هفت سال اخیر سخن می‌گوید، با یک «تغییر آماری» ساده روبرو نیستیم؛ ما با یک «شکستِ تمدنی» مواجهیم. این آمار، گواهیِ کالبدشکافیِ جامعه‌ای است که موتور محرکه‌اش، یعنی امید به آینده، از کار افتاده است. اقتصادِ فقیرسازی: قاتلِ خاموشِ نسل‌ها در نظام‌های دموکراتیک، آموزش‌وپرورش بازوی اصلی توسعه است. اما در ایرانِ تحتِ حاکمیت جمهوری اسلامی، آموزش‌وپرورش به حاشیه‌ای‌ترین بخشِ بودجه و سیاست‌گذاری تبدیل شده است. کاهش جمعیت دانش‌آموزی، خروجی مستقیمِ استراتژیِ «اقتصاد فقیرسازی» است. وقتی تورم افسارگسیخته، قدرت خرید را بلعیده و «زندگیِ حداقلی» به یک آرزوی دست‌نیافتنی تبدیل شده است، پیوند میان «معیشت» و فرزندآوری به شکلی خشونت‌بار قطع می‌شود. اما همه‌ی این کاهش را نمی‌توان به کاهش زاد و ولد نسبت داد. بخشی از خالی شدن صندلی‌های مدارس، حاصلِ ترک تحصیل کودکان و نوجوانان است؛ کودکانی که خانواده‌هایشان زیر فشار فقر، تورم، بیکاری و کاهش قدرت خرید، دیگر توان تأمین هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم تحصیل را ندارند یا ناچارند فرزندان خود را برای کمک به اقتصاد خانواده وارد بازار کار کنند. بنابراین، پشت عدد کاهش سه میلیونی دانش‌آموزان، دو واقعیت هم‌زمان پنهان است: بخشی از کودکان اساساً متولد نشده‌اند و بخشی دیگر، متولد شده‌اند اما به دلیل بحران اقتصادی و فروپاشی معیشت خانوار از چرخه آموزش خارج شده‌اند. این تفاوت، عمق بحران را دوچندان می‌کند؛ زیرا مسئله فقط کاهش جمعیت آینده نیست، بلکه از دست رفتن فرصت آموزش برای بخشی از نسل موجود نیز هست. خانواده‌های ایرانی، با درکی غریزی از آینده‌ای که پیش‌روست، داوطلبانه یا از سرِ ناچاری، راهِ گذار از دورانِ پیریِ جمعیت را با سرعتِ نور طی می‌کنند. این یک «انقلاب جمعیتی» نیست، این یک «عقب‌نشینیِ استراتژیک» از سوی نسلی است که می‌داند در این جغرافیا، آوردنِ فرزند به معنای محکوم کردن او به زیستن در ویرانه‌ای است که افقِ روشنی برای آن متصور نیست. از تراکمِ کلاس‌ها تا تراکمِ ناامیدی تلاش برای توجیهِ این آمار با آمارهای معکوس (مانند نسبتِ معلم به دانش‌آموز)، نادیده گرفتنِ اصلِ ماجراست. مشکل نه در مدیریتِ کلاس‌های درس، که در تهی شدنِ ظرفیتِ حیاتی کشور است. وقتی صندلی‌های مدرسه خالی می‌شود، یعنی بازوی کارآمدِ اقتصاد در دو دهه‌ی آینده فلج شده است. ما با بحرانِ «پیریِ زودرسِ ساختارِ جمعیتی» روبرو هستیم که هزینه‌های آن، سنگین‌تر از هر تحریم یا بحرانِ سیاسیِ دیگری است. این کاهش سه میلیونی، در کنارِ سیلِ مهاجرتِ نخبگان، نشان می‌دهد که کشور از دو سو در حال تخلیه است: از پایین (نسلِ جدید که متولد نمی‌شود) و از بالا (نسلِ آموزش‌دیده که کشور را ترک می‌کند). مسئولیتِ اخلاقی و سیاسی: پایانِ یک توهم جمهوری اسلامی سال‌ها با سیاست‌هایِ تبلیغاتیِ «فرزندآوری» تلاش کرد مهندسیِ معکوس بر پیکره‌ی جامعه انجام دهد. اما «بحرانِ کاهش دانش‌آموزان» ثابت کرد که تا وقتی «اقتصادِ رانت‌محور» و «سیاستِ سرکوب‌گر» بر فضای عمومی کشور حاکم است، هیچ مشوقِ حکومتی نمی‌تواند «عشق به بقا» را به جامعه‌ای که درگیرِ نبردِ روزمره برای زنده ماندن است، تزریق کند. مردم ایران برای بقای نسلِ خود، «اعتراضِ مدنی» را نه تنها در خیابان، که در «اتاق‌خواب‌ها» و با «عدمِ تولیدِ نیروی کار برای حکمرانیِ موجود» نشان داده‌اند. این یک کنشِ سیاسیِ بسیار عمیق و دردناک است. نتیجه‌گیری: به عقب نگاه کنید اگر امروز از «زنگ خطر» حرف می‌زنیم، برای بیدار کردنِ مسئولان نیست؛ چرا که باور داریم این سیستم، ظرفیتِ اصلاح ندارد. این هشدار برای ثبت در «حافظه‌ی تاریخیِ ملت ایران» است. کاهش ۳ میلیونی دانش‌آموزان، اعترافِ غیرمستقیمِ حکومتی است که خود می‌داند دیگر نمی‌تواند روی «فردا» حساب کند. کشوری که مدارسش خالی می‌شود، در واقع دارد سندِ «انحلالِ خود» را امضا می‌کند. برای تغییر این وضعیت، پیش‌نیازِ اول، نه تغییرِ متونِ درسی و نه افزایشِ سرایدار، بلکه «تغییرِ بنیادین در ساختارِ حکمرانی» است؛ تغییری که در آن، «انسان» به جای «ایدئولوژی»، در مرکزِ سیاست‌گذاری قرار گیرد. تا آن زمان، هر عددی که از آموزش‌وپرورش بیرون می‌آید، تنها شمارشگرِ عمقِ فاجعه‌ای است که ما در آن زندگی می‌کنیم. https://t.me/hamidasefichannel2 صفحه یوتیوب https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo
1 726
12
برای خواهرم پری و همسر مهربانش خواهر گلم، پری عزیزم. دیشب تا صبح درست نخوابیدم. کابوس می دیدم. نیمه شب بلند شدم و گفتم حتما ک
برای خواهرم پری و همسر مهربانش خواهر گلم، پری عزیزم. دیشب تا صبح درست نخوابیدم. کابوس می دیدم. نیمه شب بلند شدم و گفتم حتما کسی طوریش شده. این روزهای جنگ لحظه به لحظه و حتی چند بار در شب بیدار که می شم، خبرها را چک می کنم‌. صبح زود پا شدم دیدم زری پیام گذاشته‌، محمد تقی دیگه بینمان نیست. پری گلم، می دانم چه دوران سختی داشتی، می دانم که در همسری کم نگذاشتی، می دانم که سالها از محمد تقی مهربان و سختگوش مراقبت کردی، تو یک فرشته واقعی هستی. آخرین باری که روز پدر را جشن گرفتیم، انگار آخرین خدا حافظی بود. امروز من هم یکبار دیگه بدون پدر، بدون برادر شدم. چه خوب شد که سفر انگلیس من به هم خورد و می تونم بیام پیشت. می دونم پا گذاشتن تو خونه تو بدون محمد تقی خیلی سخته. دوستت دارم، حسین، ۹ مرداد ۱۴۰۵
1 821
13
بدون متن...
1 646
14
ممنوعیت تردد آفرود در عرصه های طبیعی هر چند هنوز از جزئیات بخشنامه سازمان منابع طبیعی اطلاع دقیقی ندارم، ولی خود خبر به حدی ب
ممنوعیت تردد آفرود در عرصه های طبیعی هر چند هنوز از جزئیات بخشنامه سازمان منابع طبیعی اطلاع دقیقی ندارم، ولی خود خبر به حدی برایم شیرین و جذاب است که امیدوارم اصل خبر و اجرای آن در این روزهای تلخ، دل ایران دوستان را شاد کند. در این سالها دو معضل بزرگ در عرصه های طبیعی و شهری آسیب های شدیدی وارد کرده اند، یکی رشد آفرودبازی و دوم سگ های ولگرد است. این دو پدیده زایده اقتصاد ناسالم، بی عدالتی، سود جویی و از همه مهمتر برتری جویی بخشی از جامعه ایران است که پولش زیاد شده ولی آگاهی و فرهنگش فاصله زیادی با امکانات جیبش دارد. قشری در این سالها در جامعه ایران رشد کردند که برای تفریحات خود به هیچ جنبنده و اثر طبیعی رحم نکردند. "آفرود بازان" و "سگ طلبان" شباهت های زیادی با هم دارند، اغلب از یک طبقه اجتماعی تغذیه می شوند و بشدت ضد انسان و ضد محیط زیست اند. البته من بخش محققان و یا طبیعت دوستان و کاشفان را از بدنه غالب مخربان محیط زیست جدا می کنم و امیدوارم که با کمک مردم و سازمان های مسئول بساط این نو‌کیسه ها جمع و در این روزهای سخت، آسیب کمتری به سرزمین زخمی و غمبارمان وارد شود. حسین آخانی
1 997
15
دیدار با وزیر کشور ازبکستان دیروز ۶ مرداد ۱۴۰۵ دفترم دانشگاه بودم. رئیس دانشگاه به من گفت که وزیر کشور می خواد بیاد دانشگاه، شما تو اتاقت باش می خوام بیارمش شما را ببینه، ساعت ۷ عصر بود. جناب وزیر و همراهانش آمدند. براشون از تحقیقاتم گفتم. در مورد یک گیاه بومی که شیرین بیان بخارایی است - که بسیار معطر است - توضیح دادم. ازم پرسید چه احساسی داری در ازبکستان. گفتم راستش من ۲۶ کشور دنیا بودم، ولی ازبکستان تنها جاییه که احساس می کنم تو خونمه. گفت مگه غیر از اینهم باید می بود. در ایران چند سال تلاش کردم برای مشکل سگهای ولگرد معاون وزیر کشور را ببینم، حتی یکیشون که به من لوح تقدیر داده بود، آخرش نشد که نشد که نشد که نشد.
1 423
16
✔️‍ جامعه موازی و چهره‌های ناشناخته ✍🏻سهند ایرانمهر شخصاً تا پیش از این، نام «نیما تکیدو» را نشنیده بودم؛ هرچند او بیش از یک میلیون دنبال‌کننده در اینستاگرام و رقمی نزدیک به همین میزان در یوتیوب دارد. اما طول نکشید که دریافتم او اصولاً در میان افراد بزرگسال شناخته‌شده نیست. حالا خبر رویدادی که با هجوم ۱۵ هزار نفر از کنترل خارج شده تعجب بسیاری برانگیخته شده است. البته این تعبیر که «کسی او را نمی‌شناسد»، شاید ناشی از نوعی قضاوت خودبرترپندارانه باشد؛ این باور غلط که نسل بزرگسال تنها زمانی کسی را به رسمیت می‌شناسد که یا هم‌نسل خودش باشد یا دغدغه‌هایش با دغدغه‌های آنان همسو گردد. معمولا واکنش کلیشه‌ای ما به چنین خبرهایی، بی هیچ تقلای ذهنی، در همین یک جمله خلاصه می‌شود: «دیگر نسل جدید است؛ کاری نمی‌شود کرد!» حال آنکه این ماجرا را نمی‌توان با یک جمله ساده و تحقیرآمیز از سر گذراند که «نسل جدید سطحی شده است». آنچه رخ داده، نشانه‌ای روشن و بی‌تعارف از یک دگرگونی آرام اما عمیق در ساختار مرجعیت اجتماعی است؛ تغییری که اگر نادیده گرفته شود، فهم ما از جامعه امروز بسیار ناقص و بی‌ارزش خواهد بود. وقتی یک بلاگر با یک‌ونیم میلیون دنبال‌کننده می‌تواند تنها با یک فراخوان، پانزده هزار نوجوان را به نقطه‌ای مشخص بکشاند، در حالی که بسیاری از بزرگسالان حتی نام او را نشنیده‌اند، این اتفاق حامل چند پیام مهم است. اولین پیام این ماجرا، شکاف نسلی در مرجعیت است به این معنا که مرجعیت دیگر از رسانه ملی، نهادهای رسمی، دانشگاه یا حتی چهره‌های شناخته‌شده‌ی اجتماعی، سیاسی یا هنری دیروز نمی‌آید. نوجوان امروز در زیست‌جهان دیجیتال زندگی می‌کند؛ جایی که الگوریتم اینستاگرام و تیک‌تاک و یوتیوب برایش مرجع می‌سازند. ممکن است فردی برای والدین کاملا ناشناخته باشد، اما در جهان نوجوانان قدرت بسیج اجتماعی داشته باشد؛ قدرتی که نسل‌های دیگر حتی از وجودش خبر ندارند چون اصولا دغدغه‌هایش هم‌‌سنگ دغدغه آنان نیست. کافی است به صفحه نیما تکیدو در اینستاگرام بروید و زاویه دید او از منظر یک نوجوان و چالش‌هایش با والدین یا نظام اجتماعی و فرهنگی پیرامونش را ببینید تا متوجه نزدیکی ذهنی و روحی نوجوانان با او شوید.( در محتواهای او رگه پررنگی از رویکرد سیاسی معناداری وجود ندارد). پیام دوم این رویداد، پیدایش «جوامع موازی» است. جامعه ایران دیگر یک فضای عمومی مشترک ندارد. هر نسل در شبکه‌ای جداگانه زندگی می‌کند. میلیون‌ها نوجوان در جهانی فرهنگی رفت‌وآمد می‌کنند که نسل‌های دیگر تقریباً به آن راهی ندارند و به همین علت است که بسیاری از بزرگسالان با حیرت می‌پرسند: «این آدم اصلا کیست؟» پیام سوم این ماجرا، کمبود فضاهای هویت‌ساز برای نوجوانان است. در جامعه‌ ایران که امکان مشارکت اجتماعی، تفریح سازمان‌یافته و تجربه جمعی برای نوجوان محدود و مشمول اما و اگر است، یک گردهمایی ساده حول یک اینفلوئنسر، به فرصتی برای دیده شدن، احساس تعلق و تجربه هیجان جمعی تبدیل می‌شود. بسیاری از نوجوانان شاید بیش از آنکه برای دیدن بلاگر آمده باشند، برای حضور در یک «رویداد اجتماعی» آمده‌اند؛ برای اینکه لحظه‌ای از انزوای روزمره بیرون بیایند و در جمعی هم‌سن‌وسال خود نفس بکشند آن هم در محیطی که سیاست یا جریان‌های سیاسی در آن دست نبرند. این نوجوان البته آنقدر دقیق و سیاسی نیست که بنشیند و تحلیل کند که مبادا ماجرا سیاسی نباشد اما غریزه او این اطمینان را می‌دهد که وقتی دعوت به این رویداد در هیچ شبکه تلویزیونی داخلی و خارجی یا توسط فلان نهاد و موسسه نیست بلکه یکی مثل خودشان دعوتشان کرده مطمئن می‌شود که: «این یکی داستان نمی‌شود!» نکته و‌ پیام چهارم هم اهمیت و قدرت اقتصاد توجه است. مفهوم اقتصاد توجه را نخستین‌بار هربرت سایمون، مطرح کرد: «وقتی اطلاعات فراوان می‌شود، توجه انسان‌ها کمتر به سوی چیزها جلب می‌شود.» اینجاست که شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها برای خریدوفروش توجه انسان دست به کار می‌شوند و هرکس بتواند توجه بیشتری را به خود جلب کند، به قدرت اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی بیشتری دست پیدا می‌کند . قدرت در جامعه ایران همچون سایر نقاط جهان در حال جابه‌جایی است. زمانی نهادهای رسمی، رسانه‌های سراسری و چهره‌های فرهنگی توان بسیج اجتماعی داشتند اما امروز بخشی از این قدرت به شبکه‌های اجتماعی و تولیدکنندگان محتوای دیجیتال منتقل شده و‌ حتی نهادهای قدرت سنتی نیز در همین فضا دنبال مخاطب می‌گردند. هر نخبه، سیاست‌گذار یا پژوهشگری که هنوز با الگوهای دهه‌های گذشته جامعه ایران را تحلیل می‌کند و می‌پندارد از مختصات فکری آن مطلع است یا نمایندگی مطلق آن را برعهده دارد عملا بخش بزرگی از واقعیت را نمی‌بیند. @sahandiranmehr
1 569
17
گیاهی که در دمای ۴۶ درجه می رقصد گیاهان چهار کربنه معجزه طبیعت اند. این تصاویر زیبا را از ترمز، گرمترین بخش ازبکستان ثبت کرده
گیاهی که در دمای ۴۶ درجه می رقصد گیاهان چهار کربنه معجزه طبیعت اند. این تصاویر زیبا را از ترمز، گرمترین بخش ازبکستان ثبت کرده ام. گیاه Saccharum spontaneum  از خویشوندان نیشکر از زیبا ترین و به گرما مقاومترین گونه های گیاهی اند. یاد می کنم از جنوب ایران که خانه این گیاهان چهار کربنه  است. در کنار این گیاهان انسانهایی زیست می کنند که این روزها آماج حملات سنگین و وحشیانه ای هستند که ارمغان جنگ طلبان خاورمیانه و دلالان اسلحه است. این جنگ طلب ها را همه می شناسیم، اینها هم در لس آنجلس اند، هم در تل آویو و هم متاسفانه در کشور خودمان، اینها غلطی های بشریت اند. حسین آخانی، ۲۶ تیر ۱۴۰۵، ترمز ازبکستان
1 775
18
رونمایی ترجمه انگلیسی کتاب خاطرات اسکندر فیروز همزمان با یکصدمین سال تولد او در لندن نهم مرداد ۱۴۰۵ یکصدمین سالروز بنیانگذار
رونمایی ترجمه انگلیسی کتاب خاطرات اسکندر فیروز همزمان با یکصدمین سال تولد او در لندن نهم مرداد ۱۴۰۵ یکصدمین سالروز بنیانگذار سازمان حفاظت محیط زیست ایران است. به مناسبت انتشار ترجمه فارسی خاطرات او، مراسمی در موزه باغ لندن در ساعت ۱۶ برگزار می‌شود. در این مراسم فیلمی دربارۀ طبیعت نمایش داده خواهد شد و ویراستار این ترجمه آقای جان ادموندسون و حسین آخانی، استاد دانشگاه تهران سخنرانی می‌کنند. کتاب توسط آقای ابراهیم عامل محرابی ترجمه شده و در مقایسه با نسخه فارسی حاوی عکس‌های چاپ نشده و توضیحات تکمیلی ویراستار است. علاقه‌مندان با مجری مراسم تماس بگیرند. درصورت تمایل به خرید ــ‌برای خود یا اهدا به دوستان غیر فارسی‌زبان‌ــ همین حالا اقدام کنید. a.books@mac.com جزییات بیشتر در پست اینستاگرام: https://www.instagram.com/p/Daz9sGSCo_4/?img_index=6&igsh=N2J5NjJvYjZ4Ynhq
4 602
19
جفری ساکس اقتصادانی که تیپهای فتوسنتزی گیاهان را می شناسد حسین آخانی در ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۶ برابر ۲۰ تیر ۱۴۰۵ مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه سبز آسیای میانه در تاشکند برگزار شد. مهمان ویژه این مراسم آقای جفری ساکس ( Jeffery Sachs) اقتصاد دادن برجسته آمریکایی، رئیس مرکز توسعه پایدار دانشکاه کلمبیا، دانش آموخته هاروارد و از دانشمندانی که با ۱۹۳هزار ارجاع از سطح علمی بسیار بالایی برخوردار است. او در سخنانش و پاسخ به سوالات دانشجویان به حدی زیبا و حرفه ای به مطالبی اشاره کرد که آدم را به فکر فرو می برد. او در ستایش جایگاه سمرقند در علم به خدمات علمی الغ بیک اشاره داشت که در ۷۰۰ سال پیش در سمرقند دانشگاه ستاره شناسی داشت. در زمانی که غرب اسیر قرون وسطی و تسلط کلیسا بود، او بهترین محققان ستاره شناسی جهان را در مدرسه خود جمع کرده بود. جفری ساکس در پاسخ دانشجویی که از او در مورد اهمیت آموزش در توسعه پایدار پرسید به دونالد ترامپ اشاره کرد که بدون آموزش به جایگاه ریاست جمهوری آمریکا رسیده و چه بلایی سر کره زمین و آمریکا می آورد. سپس در مورد هوش مصنوعی و خطراتش صحبت کرد که حاکمیت هوش مصنوعی در کنترل سرمایه دارانی چون ایلان ماسک افتاده است که با بیش از یک تریلیون دلار ثروت چگونه بر دنیا حاکمیت می کنند. او به جنگ ایران و اکراین اشاره کرد که این جنگها طراحی ابر سرمایه‌داران برای تست کارآیی تکنولوژی نظامی با کمک هوش مصنوعی است. وقتی او صحبت می کرد، داشتم به حماقت جنگ طلبان خودمون فکر می کردم که خودشان را دام چه کسانی انداخته اند. جنگی که تا امروز سیصد میلیارد دلار خسارت مالی و هفت هزار کشته و تعطیلی گسترده در آموزش و‌پژوهش و بنگاههای اقتصادی برای ما داشته است با اصرار برخی در حاکمیت در ادامه دان به آن، آرزوی امثال ایلان ماسک و کارخانه های تولید سلاح را در ثروتمندتر شدن و تسلط بر جهان هموارتر می کند. به خود گفتم اگر حاکمان ما از فرصت تفاهم نامه استفاده نکنند و این جنگ را تمام نکنند به تاریخ ایران خیانت می کنند چرا که درست در راستای خواست شرورترین جنایتکاران تاریخ به تخریب ایران می پردازند. پایان جلسه با هم گفتگو‌ کردیم، در مورد تحقیقات خود گفتم و شگفت زده شدم که یک اقتصاد دادن در مورد گیاهان چهار کربنه و سه کربنه هم آگاهی دارد. حسین آخانی، ۲۱ تیر ۱۴۰۵ تاشکند.
2 012
20
جنگ انزوای دانشمندان ایران را آشکار می‌کند در گزارشی که امروز، ۱۶ تیر برابر ۷ ژوئیه ۲۰۲۶ در مونوگابی نیوز (Mongabay News) منتشر شده به تاثیرات جنگ بر علم و محیط زیست ایران پرداخته است. بر این اساس جنگ در ایران مانع از تحقیقات علمی شده و انزوای دیرینه دانشمندان ایرانی را آشکارتر کرده است. دهه‌هاست که تحریم‌های بین‌المللی و جنگ، دسترسی آن‌ها را به بودجه، توسعه حرفه‌ای و همکاری‌های علمی جهانی محدود کرده است. فراتر از آسیب‌های احتمالی به جمعیت حیات وحش و اکوسیستم‌ها، تلاش‌های حفاظتی اغلب در زمان جنگ نادیده گرفته می‌شوند. حتی در بحبوحه جنگ، انجمن حفاظت از پرندگان «آوای بوم» مستقر در ایران به فعالیت خود در زمینه «پیوند دوباره مردم با تالاب‌ها از طریق پرندگان» و حفاظت از زیستگاه‌های حیاتی پرندگان مانند تالاب ارژن در جنوب غربی این کشور ادامه داده است. این مقاله ابتدا توسط جان کانن نوشته شده و در مونوگابی، یک سازمان رسانه‌ای مستقل که اخبار و الهام‌بخشی را از خط مقدم طبیعت برای شما به ارمغان می‌آورد، منتشر شده است. در گزارش منتشر شده در مونگابی نیوز به فعالیتهای حامیان محیط زیست، علیرغم سختی هایش می پردازد. اگر چه این نگارنده از معدود خوش شانسهای کادر علمی بود که توانست دو هفته قبل از جنگ دوم ایران را ترک کند، ولی کم و بیش می دانم که این بحران چه آسیبهایی برای آینده ایران دارد. فاجعه بسته بودن دانشگاهها و‌ مدارس به معنای بمباران دائم محیط های علمی است. قطع اینترنت، قطع آموزش حضوری، حذف آزمایشگاهها، کارگاهها و سفر علمی آسیبهای جبران ناپذیری به آموزش و پژوهش و آینده ایران و نسل آینده می زند. متاسفانه صدایی از جامعه علمی ایران بلند نمی شود. استادان و‌معلمانی که به دلیل حقوق های کم و‌نبود امکانات پژوهشی و گرانی سرسام آور مواد و امکانات پژوهشی از نفس افتاده اند شاید سکوت را به شکایت ترجیح می دهند. بخش جوانتر اگر حرفی بزند باید هزینه سنگین بدهد و شاید همان لقمه نانش هم قطع شود، قدیمی ترها هم که چندان به موثر بودن حرفشان امیدی ندارند، به قول معروف می گویند سری که درد نمی کند را دستمای نمی بندند. بسیاری از همکاران کارهای روتین خود را ادامه می دهند و منتظرند که با تمام شدن دوران خدمتشان یا از ایران بروند، یا کار خصوصی کنند و یا به پرداختن امور شخصی و خانوادگی به انتظار بازنشستگی بمانند. در این خصوص بیشتر خواهم نوشت ولی از همکاران عزیزم می خواهم که منفعل نباشند و حاکمیت را تحت فشار قرار دهند که از فرصت تفاهم با آمریکا استفاده کرده و راه پیشرفت ایران از بن بست وحشتناک کنونی را باز کند. می دانیم که جریانهایی در خیابانها و یا در جناحی شلوغکار خواهان ادامه جنگ هستند و دولت را سخت تحت فشار قرار می دهند تا مانع توافق شوند. ولی دانشگاه باید مدافع عقلانیت در تصمیم برای پایان جنگ ویرانگر باشد و دولت را در این وادی تنها نگذارد. باید دانست که تقویت بنیانهای علمی مهمترین سد دفاعی یک سرزمین است که اگر ضعیف شد، شاید تا دهه ها نتوان آن را ترمیم کرد.  حسین آخانی، ۱۶ تیر ۱۴۰۵، تاشکند https://open.substack.com/pub/mongabay1/p/war-reveals-the-isolation-of-irans?r=2b7hm2&utm_medium=ios
2 249