ترجمهپژوهی
رفتن به کانال در Telegram
@HasanHashemiMinabad @SaeideShojaei سلام این کانال در مورد ترجمه، زبان، ادبیات و زبان شناسی است. قراردادن مطالب در کانال به معنای تایید یا رد آنها نیست.
نمایش بیشتر4 118
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-2430 روز
آرشیو پست ها
4 118
🔰 سلسله کارگاههای تخصصی مرکز نشر دانشگاهی
🟢 هوش مصنوعی و ترجمه: جایگزینی یا مشارکت؟
🟢 در این کارگاه آشنا میشویم:
✔️ ضرورت سازگاری با دانش روز
✔️ تاریخچه ترجمه ماشینی
✔️ هوش مصنوعی در ترجمه
✔️ مقایسه ابزارهای رایج هوش مصنوعی در ترجمه
✔️ اخلاق، فرهنگ و زبان فارسی
✔️ مهندسی دستور ترجمه
✔️ ویرایش خروجی ترجمه
🟢 مدرس: علیرضا خانجان
🗓 زمان برگزاری ۱۷ و ۲۴ دی ماه، از ساعت ۱۵ تا ۱۷
🔗 بصورت حضوری و برخط
https://roomeet.ir/join/guest/room/?id=PeXKW
🔷 حضور برای علاقهمندان رایگان است.
📍محل برگزاری: تهران. خیابان شهید بهشتی، خیابان سیدحسن نصراله (وزرا)، نبش کوچه دهم. سالن همایشهای مرکز نشر دانشگاهی
4 118
Repost from کانون جهان ایرانی دانشگاه تهران
🔵 کانون جهان ایرانی دانشگاه تهران برگزار میکند:
▫️ ترجمهناپذیر در فلسفه:
از تصویر برگسون تا استعارهی بلومنبرگ
▫️سخنرانان:
• دکتر سیّد اشکان خطیبی
• دکتر وحید احمدی
⏳️ زمان: روز یکشنبه ۷ دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵
📍 مکان: دانشگاه تهران، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، تالار استاد عباس اقبال آشتیانی
📎 ورود برای عموم رایگان و آزاد است.
کانون جهان ایرانی دانشگاه تهران
@jahaneirani_ut
4 118
Repost from انجمن صنفی ویراستاران
📚
بیست سال از درگذشت #کریم_امامی میگذرد.
با انتشار کتاب آن سادۀ بسیار نقش یادی میکنیم از او و خدماتش.
از شما فرهیختۀ گرامی دعوت میکنیم همراهمان باشید.
♦️با حضور #عبدالحسین_آذرنگ، #گلی_امامی، #علی_خزاعی_فر، #مهناز_مقدسی
📅دوشنبه ۸ دی
🕒ساعت ۱۵-۱۷
📍موزۀ هنرهای معاصر، خیابان کارگر شمالی، جنب پارک لاله، سالن سینماتک
⚜️ #شناخت_نامه_کریم_امامی
گردآوری و تدوین: مهناز_مقدسی
زیرنظر: گلی امامی
@anjomanvirastaran
4 118
Repost from کاتبان
🔸«و سخت عَجب است کار گروهی از فرزندان آدم!»
مروری انتقادی بر کتاب اندیشههای فلسفی ابنسینا (یادگارنامۀ دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی)
🔹 حمید عطائی نظری
چکیده
انتشار ترجمههای مغلوط و نامطلوب در یک حوزۀ مطالعاتی، گذشته از اینکه موجب نشر و گسترش اطّلاعات نادرست و غیر دقیق در آن حوزه میشود، بهتدریج سبب رونق و رواجِ برگردانهای عیبناک و نامعتبر میگردد و در نتیجه، سطح دقّت و صحّتِ مورد انتظار از متونِ ترجمهشده را نیز پایین میآورد. برایند این فرایند، فَساد مزاج علمی، و تباهیِ ذوق و سلیقهٔ مطالعاتیِ خوانندگانِ این ترجمهها، و انحراف معیارهای دانشی و پژوهشی آنان است. از اینرو، نقد ترجمههای ضعیفِ آکنده از سهوها و خطاها کاری است بایسته و شایستۀ توجّه. در مقالۀ حاضر تعدادی از مقالات ترجمه و چاپ شده در کتاب کلان اندیشههای فلسفی ابنسینا (یادگارنامۀ دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی) که به قلم مترجمان مختلف برگردانده شده است، مورد نقد و بررسی قرار گرفته. اشتباههای خُرد و کلان در ترجمۀ عبارات، غلطهای فاحش در خوانش و نگارش اسامی و اصطلاحات، جملات مبهم و نامفهوم و نثر نارسا و نااستوار، انواع خطاهای املایی و حروفنگاشتی و ویرایشی، از جمله ایرادات قابل مشاهده در این برگردانهاست. مبادرت به چاپ چنین ترجمههایی، بدون ارزیابی دقیق و رفع نقائص و اشکالات آنها، نمودار مراتب ناآگاهی و سهلانگاری گردآورنده و ناظر و ناشر کتاب نامبرده است.
کلیدواژهها
نقد ترجمه، ابنسینا، کتاب اندیشههای فلسفی ابنسینا، میثم کرمی، نشر نگاه معاصر.
https://ataeinazari.kateban.com/post/5530
@kateban
4 118
Repost from مشت خاکستر (فرشته مولوی)
«گنج زری بود در این خاکدان»
که بیستوچندسالی بخت آموختن از او را داشتم.
از من بپرسید میگویم، کتاب پویا و خوانا و گویا و شنوا بود.
به زبان مردمی «عشق کتاب» بود.
به زبان رسمی بسیار لقبها پی نامش میآمد و میآید و خواهد آمد.
اما در آغاز و انجامِ فانی کتاب بود و فانی کتاب بود و همین بس بود و خواهد بود.
(فرشته مولوی)
4 118
Repost from فرهنگستان زبان و ادب فارسی
با دریغ و اندوه درگذشت استاد کامران فانی، نویسنده، مترجم، کتابدار، دانشنامهنگار و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی، را به آگاهی میرساند.
استاد فانی، زادهٔ ۲۶ فروردین ۱۳۲۳ بود و در پی دورهای بیماری امروز شنبه، ۲۲ آذرماه ۱۴۰۴ جان به جانآفرین سپرد.
وی ۱۴ مهرماه ۱۳۸۲ به عضویت پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی درآمد.
روابطعمومی فرهنگستان زبان و ادب فارسی با تسلیت درگذشت این دانشمند نامدار و شخصیت برجستهٔ ادبی و فرهنگی، برای ایشان آمرزش و آرامش روان آرزو میکند.
روابطعمومی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
@theapll
4 118
Repost from Book Cover
📢انتشار دانشنامۀ ایرانیکا در وبگاه انتشارات بریل
▪️Encyclopædia Iranica Online
now available at Brill
مرکز احسان یارشاطر برای مطالعات ایرانی در دانشگاه کلمبیا اعلام کرد که «دانشنامۀ آنلاین ایرانیکا» از این پس به صورت رایگان در وبگاه انتشارات بریل در دسترس خواهد بود. برای مشاهدۀ تصاویر مدخلهای این دانشنامه نام کاربری و گذرواژۀ زیر را وارد کنید:
Username: oa
Password: oa
🔸برای اطلاعات بیشتر دربارۀ دانشنامۀ ایرانیکا و مشاهدۀ مدخلها به پیوند زیر مراجعه کنید:
https://referenceworks.brillonline.com/browse/encyclopaedia-iranica-online
📚 @BookCovrs
4 118
Repost from N/a
+9
🔹️پیشنهاد استادان
📎اساتید دانشگاه مطالعه کدام آثار مرکز نشر دانشگاهی را توصیه کردند؟
مرکز نشر دانشگاهی از سالها پیش تاکنون یکی از اصلیترین مراکز مرجع در زمینه چاپ و انتشار کتابهای دانشگاهی بوده است. چه بسیارند اساتیدی که در دوران دانشجوییشان به فروشگاه مرکز نشر در خیابان انقلاب سر میزدند و خاطراتی شیرین از آن دوران و کتابهای مرکز نشر دارند. در هفته کتاب و کتاب خوانی از مجموعه ای از اساتید پرسیدیم که چه آثاری را از میان کارهای مرکز نشر دانشگاهی به مخاطبان توصیه میکنند. تفصیل این گفتگوها در روزهای آینده منتشر خواهد شد.
امیدواریم این پرسش آغاز مسیری برای تبادل نظر و حضور موثر و مجدد استادان خوشنام در مرکز نشر دانشگاهی باشد.
🌐روابط عمومی مرکز نشر دانشگاهی
@iup_ac_ir
4 118
Repost from جهان کتاب
◽️
📌18 آبان سالروز درگذشت مهدی سحابی
ترجمهای که ده سال و یک ماه طول کشید!
گفتگوی مجلۀ جهان کتاب با مهدی سحابی
به مناسبت انتشار آخرین جلد در جستجوی زمان از دست رفته
(شهریور 1378)
آقای سحابی، اولین کتابی که ترجمه کردید چه نام داشت و در چه سالی منتشر شد؟
اولین کتابی که از من چاپ شد نقاشی دیواری و انقلاب مکزیک بود که در سال ۱۳۵۲ منتشر شد. قرار بود یک کتاب پانصد صفحه ای چهار رنگ با کاغذ گلاسه با عنوان «نقاشی دیواری مکزیک» در بیاوریم اما به لحاظ مشکلات مالی فقط مقدمۀ کتاب در جزوه ای پنجاه صفحهای با کاغذ کاهی چاپ شد. مصداق بارز «چه فکر میکردیم و چه شد». تعجب میکنم که بعد از چنین موشی که چنان کوهی زایید چرا ترجمه را نبوسیدم و برای همیشه کنار نگذاشتم. شاید پوستم خیلی کلفت بوده، شاید هم خوشبین ذاتیام… بخصوص که ویراستار کتاب سلیقۀ خاصی در نوشتن فارسی داشت که هنوز هم وقتی به آن فکر میکنم پشتم میلرزدا
شما از نویسندههای مختلفی ترجمه کردهاید. چه شد که به سراغ پروست رفتید؟
اولاً به همین دلیلی که خودتان می گویید: از نویسندگان مختلفی کتاب ترجمه کرده بودم. اما واقعیت این است که نمیتوانم دلیل خاصی بیاورم. کتابی بود که مهم بود و میشد ترجمهاش کرد، به همین سادگی. داستان ادموند هیلاری، اولین انسان غربی که قلۀ اورست را فتح کرد به گوشتان خورده؟ ازش پرسیده بودند که انگیزهاش در کاری که کرده بود چه بود. در جواب تقریباً همچو چیزی گفته بود: «هیچ. کوهی بود و ما هم ازش بالا رفتیم.»
روزی که ترجمۀ این کتاب را شروع کردید تصور می کردید که بتوانید آن را به طور کامل و با موفقیت به آخر برسانید؟
بدیهی است که دربارۀ اتمام کتاب و چاپ کردنش ذرهای شک نداشتم، وگرنه ترجمۀ یک کتاب چهار هزار صفحه ای را اصلاً شروع نمی کردم. البته واقعیت این است که من بنا به عادت و خصلتم خیلی به آینده و به آنچه ممکن است خیلی بعد اتفاق بیفتد فکر نمیکنم. کتاب پروست را هم با همین بینش بدون چندان فکری به آینده و اتفاقاتش شروع کردم، اما برایم بدیهی بود که کتاب را حتماً به پایان می رسانم و گرنه همانطور که گفتم محال بود شروع کنم. من در کار خیلی جدّیام .
ترجمۀ هر جلد حدوداً چه قدر زمان برد؟
مجلدات در جستجوی زمان از دست رفته همه به یک حجم نیست. از ۳۵۰ صفحهای دارد تا نزدیک به ۷۰۰ صفحهای حساب دقیقی هم نکردهام شاید بشود گفت که به طور میانگین سالی ۲۰۰ صفحه ترجمه کردم که با خردهکاریهایی که همراه با ترجمۀ در جستجو... کردم، ترجمۀ این کتاب از زمان شروع تا پایانش ده سال و یک ماه شد...
https://s6.uupload.ir/files/مهدی_سحابی_s9vz.jpg
📌 متن کامل در اینجا👇
https://B2n.ir/py5650
#مهدی_سحابی
#در_جستجوی_زمان_از_دست_رفته
#مارسل_پروست
#مجله_جهان_کتاب
⭕️www.jahaneketab.ir
@jahaneketabpub
4 118
Repost from جامعهشناسی ترجمه
🎭 گریگور یقیکیان (1880-1951)، این نمایشنامه را در سال ۱۳۰۳، در رشت به روی صحنه برد و گروه نمایشی آزاد به پاس قدردانی، نشان اهدایی خود را به خانم آروسیاک هارتونیان به سبب ایفای نقش روشنک اعطا نمود (طالبی، 1380).
#ارمنیان
#یقیکیان
#ترجمه
#جامعه_شناسی
#سمانه_فرهادی
@TranSocInsights
@Samaneh_Farhadi
4 118
Repost from جامعهشناسی ترجمه
📚ادامۀ پست پیشین:
#جامعه_شناسی
#ترجمه
#یقیکیان
#ارمنیان
#سمانه_فرهادی
برای مطالعۀ بیشتر نک به:
ستاری، جلال (1391). نماد و نمایش. انتشارات توس.
سپهران، کامران (1387). تئاترکراسی در عصر مشروطه. انتشارات نیلوفر.
طالبی، فرامرز (1380). زندگی و آثار نمایشی گریگور یقیکیان. انتشارات انوشه.
هوویان، آندارنیک (1384). ارمنیان ایران. انتشارات هرمس.
یقیکیان، گریگور (1380). جنگ مشرق و مغرب یا داریوش سوم در زندگی و آثار نمایشی گریگور یقیکیان. انتشارات انوشه.
Bourdieu P. (1991). Language and Symbolic Power. Cambridge: Polity Press.
Inghilleri, M. (2009). Translators in war zones. In E. Bielsa & C. W. Hughes (Eds.), Globalization, political violence and translation (pp. 207–221). London: Palgrave Macmillan.
Roland R. A. (1999). Interpreters as Diplomats. Ottawa: University of Ottawa Press.
Tymoczko, M. (2010). Enlarging Translation, Empowering Translators. London & New York: Routledge.
@TranSocInsights
@Samaneh_Farhadi
4 118
Repost from جامعهشناسی ترجمه
📚گریگور یقیکیان: مترجم آگاه میدان قدرت و نمایشنامهنویس سوسیال-دموکرات ایراندوست
پیدایش و تحول تئاتر مدرن ایران در ابعاد مختلف حرفهای، آموزشی و نظری وامدار ارمنیان بوده است. ارمنیان بودند که نخستین بار در سال 1878/ 1257 ش. نمایشنامهای را - که تا پیش از آن اجراها صرفا مختص خاندان سلطنتی قاجار بود-حوالی دروازه قزوین تهران (میدان وحدت اسلامی کنونی) برای مردم اجرا کردند؛ دو سال بعد در 1259 در جوار مدرسۀ هایگازیان در خیابان ارامنه، گذر محمدحسین کر، پاتوق نایب باقر یک سالن تئاتری با سن احداث کردند که محتمل، به باور هوویان (1384)، نخستین سالن تئاتر تهران بوده است. در سال 1260، ارمنیان «انجمن دوستدارن تئاتر» را سامان دادند و تا تاسیس نخستین مرکز آموزش هنرهای دراماتیک تهران در 1300 پیش رفتند. افزون بر اینها ارمنیان بودند که به شناساندن برخی نمایشنامهنویسان کلیدی جهان، از رهگذر ترجمه یا اجرا، همت گماردند: هوهانس ماسیحیان، مترجم مخصوص ناصرالدین شاه، چهرهای شاخص در ترجمۀ نمایشنامه و از اولین مترجمان شکسپیر به زبان فارسی بود، و نیز بر صحنه بردن دشمن مردم از سوی ارمنیان تیزبین در بحبوحۀ جنبشهای مشروطه، یا «زمانۀ تئاترکراسی» (سپهران، 1387) بود که ایبسن را به ایران و ایرانیان نمایاند. این نمونۀ نهادینهسازی تئاتر از سوی اقلیتی مذهبی با کمترین هژمونی سیاسی بود.
ارمنیان نمایشنامهنویسان پیشرویی همچون گریگور یقیکیان را نیز به عرصۀ تئاتر معرفی کردند. او نمایشنامهنویس سوسیال-دموکراتی بود که سوای دو رسالۀ سیاسی، کتاب شوروی و جنبش جنگل را نوشت که حاصل مشاهدات «عینی» او از وقایع و پیچیدگیهای هفده ماه انقلاب در گیلان به واسطۀ حضورش درکنار این نهضت است. اما آثار او به حضورش در میدان سیاست محدود نمیشد؛ فعالیت هنری یقیکیان در مقام کارگردان یا بازیگر تئاتر در رشت، بازاری گرم داشت (ستاری، 1391) و نکته آنکه آمیزۀ تئاتر و سیاست در نمایشنامههایی که از او باقی مانده هویدا است.
در نمایشنامۀ جنگ مشرق و مغرب یا داریوش سوم(1300)، یقیکیان به داستان هجوم اسکندر به ایران، به اسارت درآوردن افرادی از خاندان سلطنتی، و خیانت عوامل داخلی در شکست ایران میپردازد. همای، دختر داریوش سوم و یگانه قهرمان داستان تا آخرین نفس به همراه موبد موبدان و آریوبارزان برای شکست اسکندر مقاومت میکند. در نمایی از پردۀ یک شاهد نکتۀ زندهای هستیم. ماهیار، وزیر داریوش، اینک در مقام قاصد دشمن، پیام اسکندر را به همای میرساند: همای میتواند به شرط پذیرش همسری که اسکندر برای او انتخاب میکند تاج و تخت ایران را به عنوان پیشکش برای خودش نگهدارد و نیز همای باید بپذیرد که در قشونکِشی اسکندر به هند و فتح آن برای او ساز و برگ رزم فراهم آورد. همای پس از رد پیشنهاد اسکندر، شروط خود را در ازای پذیرفتن دوستی او بیان میکند و در ادامه میگوید وگرنه «ارادۀ نیرومند همای، جز نعش او، چیزی برای [اسکندر] باقی نخواهد گذشت» (یقیکیان، 1380).
اما همای، در جایگاه پاسدار «نوموس»، پیش از بیان شروط، نکتهای را نیز به ماهیار گوشزد میکند: «(با خندۀ تمسخرانه) نه، اسکندر باید قاصد این پیغام را مقدونی انتخاب نماید نه ایرانی» (همان). همای حرف آخر را اول میزند. این جمله، علاوه برآنکه متضمن اتهام خیانت ماهیار بعنوان یک ایرانی است، میتواند نسبت میان یقیکیان نمایشنامهنویس و مترجم را آشکار سازد. یه یاد آوریم که یقیکیان، مترجم میرزاکوچک خان در مذاکرات مختلف وی از جمله مذاکره با ماژور استوکس نمایندۀ امپراطوری انگلیس در جریان مبارزه با بلشویکها بود (طالبی، 1380). او، به تجربه، میداند در میدان سیاست (رساندن) پیام خود کنشی سیاسی و بخشی از مناسبات قدرت است (تیموژکو، 2010). از اینروی است که کشورها غالبا در شرایط خطیر یا ملاقاتهای بینالمللی از مترجمهای ملی و «خودی» استفاده میکنند تا از نظر امنیتی آزموده و وفاداریشان ثابت شده باشد (اینگیلری، 2009). این یعنی احاطه بر جریان معنا. بدین اعتبار همای میداند که ماهیار که اینک «خودیِ» دیگری/ اسکندر است، مشکل بتواند خودی «نوموس» و او باشد.
این یک سوی ماجراست. سوی دیگر این است که همای، همچون سایر زنان نمایشنامههای یقیکیان که دست بالا را دارند، با این جمله بدنبال تضعیف جایگاه اسکندر نیز هست. این روزها میگویند مترجم بخشی از «سرمایۀ نمادین» کشور را در میدان دیپلماسی نمایندگی میکند (بوردیو، 1991؛ رونالد، 1999). استفاده از قاصد/مترجم طرف مقابل میتواند نشانهای از ضعف یا وابستگی تلقی شود؛ کشوری که ترجمه را به دیگری واگذار کند، بخشی از عاملیت و قدرت خود را از دست میدهد. آفرینش چنین جملهای تنها از نویسندهای برمیآید که تجربۀ زیستۀ مترجمی را در عرصۀ سیاسی داشته و به زیر و بم مناقشات قدرت آگاه بوده است.
کلیدواژهها و منابع در پست بعدی
@TranSocInsights
