جامعهشناسی ترجمه
رفتن به کانال در Telegram
https://t.me/TranSocInsights این کانال، به جامعهشناسی ترجمه، مفاهیم کلیدی آن، و پیوندهای میان ترجمه و ساختارهای اجتماعی میپردازد. بازنشر محتواها بدون ناممنبع ممنوع است. ارتباط: سمانه فرهادی- پژوهشگر مطالعات ترجمه @Samaneh_Farhadi
نمایش بیشتر817
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
مه '26
مه '260
در 0 کانالها
آوریل '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+9
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+4
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+11
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+23
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+19
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+31
در 2 کانالها
Get PRO
اوت '25
+184
در 3 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+605
در 7 کانالها
Get PRO
ژوئن '250
در 4 کانالها
Get PRO
مه '25
+70
در 4 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 15 مه | 0 | |||
| 14 مه | 0 | |||
| 13 مه | 0 | |||
| 12 مه | 0 | |||
| 11 مه | 0 | |||
| 10 مه | 0 | |||
| 09 مه | 0 | |||
| 08 مه | 0 | |||
| 07 مه | 0 | |||
| 06 مه | 0 | |||
| 05 مه | 0 | |||
| 04 مه | 0 | |||
| 03 مه | 0 | |||
| 02 مه | 0 | |||
| 01 مه | 0 |
پستهای کانال
✍️ چرا دشمن مردم و ترجمۀ
فارسی آن؟
دشمن مردم، «یک بحث جامعهشناختی مبتنی بر فلسفۀ سیاسی «اصحاب قرارداد اجتماعی» است که «شهروندی» را در چارچوب کلانروایت روشنگری مطرح میکردند» (قادری سهی،۱۳۹۶). این نمایشنامه از جدلیترین نمایشنامههای ایبسن است که وقایعش همچون صورتی ساختمند اما باز برای رویدادهای اجتماعی-سیاسی فرهنگها در اعصار مختلف تجلی یافته است. در این اثر مفاهیمی مانند دموکراسی در برابر غوغاسالاری، فردگرایی افراطی، نظام آموزشی محافظهکارانه و دستکاری اطلاعات از سوی رسانهها مطرح شده است و مترجمان، کارگردانان، و حتی سیاستمداران نخبهگرا برای نیل به انواع اهداف سیاسی در بافتهای گوناگون به بازنمایی آنها پرداختهاند. اقتباس ام. گایهو در ژاپن در سال ۱۹۰۱ برای به تصویر کشیدن آلودگی محیط زیست در پی استخراج مس از معدن آشیو، بازآفرینی آرتور میلر از این اثر در دورۀ مککارتیسم در دهۀ ۱۹۵۰ آمریکا و نیز خوانش مارکسیستی سعید سلطانپور از «دشمن مردم» در دهۀ چهل از جمله بازآفرینیهای این نمایشنامه برای بازنمایی موقعیتهای زمانهشان هستند(۱).
—————
پانویس:
۱. هیتلر در اظهارنظرهای یهودستیزانۀ خود در «نبرد من» و سخنرانیهایش، گفتههای دکتر استوکمان در مورد آلودگی آب شهر را مصادرۀ به مطلوب میکرد و تا آنجا پیش رفت که یهودیان را «میکروبهایی» میخواند که به گفتۀ او، جامعۀ آلمان را آلوده میکردند.
برشی از مقالۀ «جمالزاده در میدان ادبی ایران و مطالعۀ جامعهشناختی ترجمۀ دشمن مردم براساس نظریۀ عمل بوردیو»- سمانه فرهادی، بهزاد قادری سهی (نویسنده مسئول).
ارجاعات از این متن حذف شده است.
نسخه کامل مقاله با منابع از لینک زیر در دسترس است:
https://jlts.um.ac.ir/article_46640_a3fbeca33e260e9c427f5f560b3802e4.pdf
#دشمن_مردم
#ایبسن
#جمالزاده
#ترجمه
#بهزاد_قادری
#سمانه_فرهادی
✅@TranSocInsights
✅@Samaneh_Farhadi
| 2 | 📷 تصویر صفحه اول نقد ایرج پزشکنیا بر ترجمه «دشمن ملت» در مجله سخن، شماره ۸، سال ۱۳۴۰. | 249 |
| 3 | بدون متن... | 1 |
| 4 | 🔵اندیشه خلاق در تاریخنگاری، برشی از ویدئوی شش «تاریخ و خلاقیت» ـ بهزاد قادری سهی
تماشای نسخه کامل ویدئو از لینک زیر 👇
https://youtu.be/sJ0INjGvxoY?si=R3-LYYHHHBMS-GAD
#تاریخ_ترجمه
#ناشر
#مترجم
#ویراستار
#انتونی_پیم
#بهزاد_قادری
#ترنویسا
✅@Tarnevisa | 409 |
| 5 | 🎙در این ویدئوی کوتاه، میخائیلا ولف توضیح میدهد که «جامعهشناسی ترجمه» لزوماً به معنای کنار گذاشتن متن نیست بلکه، آنچنانکه بوردیو میگوید، متن در نسبت با زمینه اجتماعیاش فهم میشود.
لینک کامل مصاحبه:
https://www.youtube.com/watch?v=h7xDV6tbnmE
#جامعه_شناسی
#ترجمه
#بوردیو
#متن
#سمانه_فرهادی
✅@TranSocinsights
✅@Samaneh_Farhadi | 359 |
| 6 | 📌یک توضیح کوتاه
موضوع این ویدئو بخشی از یک پژوهش در حال انجام، از سوی استاد بهزاد قادری سهی و سمانه فرهادی است. محتوای ارائهشده، صرفاً بخش کوتاهی از این پژوهش است.
#جمال_زاده
#یارشاطر
#عاملیت
#روشنفکر
✅@Tarnevisa | 1 |
| 7 | «پیام استاد قادریسهی به مناسبت شب یلدا؛
این شب بلند و آیینی بر همراهان ترنویسا خجسته باد❤️»
سالنما، روزمَه، گاهنامه، یا تقویم تنها چوبخطزدن گردش روزگاران نیست. ملت که نه، مردمان هر زیستبومی برای ایجاد حس هموندی، پایداری، و مانایی تاریخی برای هر روز سال، اسطورهای یا به قول سیستانیها «آسوکه»ای میسازند تا برای همبستگی دلیلی بیابند.
شب یلدا، آبستن جوهر تئاتر است. در تئاتر همه، جز اشخاص نمایش، در تاریکی فرو میروند تا در پایان به «روشنایی»، «روشنشدگی»، یا تفاهمی دردناک اما شیرین برسند. شب یلدا، اما، با نورپردازیها، حافظخوانیها، مشاعرهها، و مفاخرههایش به خودی خود تئاتر مجسم است، برای «روشنشدگی» و نیاز زیستن با تئاتر در غوغای بیهودگی. یلدا گاه نور و امید در غوغا و «آشوب» تاریکیِ برین است.
#یلدا
#تئاتر
#بهزاد_قادری
#ترنویسا
✅@Tarnevisa | 426 |
| 8 | 🔵در ادامه پست پیشین:
✍️این سخنِ پیتر برگر چه افقی برای فهم «جامعهشناسی ترجمه» میگشاید؟
برگر در فصلی از کتاب دعوت به جامعهشناسی با عنوان «جامعهشناسی چونان گونهای از آگاهی» یادآور میشود وظیفۀ جامعهشناس «تشخیص عیبهای ظاهری» نیست. پرسش او عمیقتر است: هر پدیده در کل نظام اجتماعی چگونه کار میکند؟ چه ساختارها، کارکردها و پیشفرضهایی آن را ممکن میسازند؟ اگر این منطق را به جامعهشناسی ترجمه تعمیم دهیم، دو محور اصلی پدیدار میشود.
محور نخست، بازاندیشی در سنت رایج هنگام نقد ترجمه است. در نقدهای معمول، ترجمه در قالب دوگانۀ «خوب/بد» یا «درست/نادرست» ارزیابی میشود؛ حال آنکه در نگاه جامعهشناختی مسئلۀ ترجمه نه در خطاهای مترجم، بلکه در چگونگی عمل ترجمه در میدان ادبی، سیاسی و فرهنگی نهفته است. در این چشمانداز، ترجمه زمانی به «مسئله» بدل میشود که در نسبتِ آن با ساختارهای اجتماعی تحلیل شود نه وقتی که آن را به سطح خطا یا عاملیت فردی تنزل دهیم. مترجم، نه طفیلی ساختار، بلکه کنشگری است که در شبکهای از نیروها، قواعد و منافع عمل میکند.
برای نمونه، چرا در دهۀ 1340 دو ترجمۀ همزمان از نمایشنامۀ ایبسن منتشر میشود و یکی در کمتر از یک دهه به چاپ پنجم میرسد اما دیگری تا سالها به خیل آثار ادبی فراموش شده میپیوندد و در حاشیه میماند؟ چه چیزی یک ترجمه را به «معیار مطلوب» بدل میکند؟ پاسخ تنها در مهارت مترجم نیست؛ بخش عمدۀ آن در سازوکارهای میدان نهفته است. اینجا میتوان به تعبیر آدورنو نیز نگاه کرد که جامعهشناسی را «تأمل بر دقایق اجتماعی درون هر پدیده» میداند. این نگاه یادآوری میکند که هر کنش انسانی — از جمله ترجمه — حامل خَلشی از سوی جامعه است. بنابراین، ترجمه نه صرفاً بازآفرینی معنا، بلکه بازتابی از نیروهای اجتماعی، ارزشهای فرهنگی و روابط قدرتی است که آن را ممکن میسازند. بهعبارت دیگر، در هر ترجمه، رگههایی از کلیت اجتماع را میتوان بازشناخت و کار جامعهشناس، دیدن آن جزئیات اجتماعی است و این چشم مسلح پژوهشگر را میطلبد.
محور دوم، تمایز میان «پدیده» و «قاعده» است. برگر میگوید «مسئلۀ جامعهشناسی، جرم نیست، بلکه قانون است»؛ به همین قیاس، در جامعهشناسی ترجمه نیز مسئله، خودِ ترجمه نیست، بلکه قواعدی است که آن را مشروع یا نامشروع میسازند. این قواعد چگونه شکل میگیرند؟ باید دید چه نهادها، سانسورها، انتظارات فرهنگی و سیاستهای نشر تعیین میکنند کدام ترجمه «درست»، «مجاز» یا «مقبول» تلقی شود؟ چگونه مجلات، منتقدان، فضای ایدئولوژیک و سلیقۀ ادبی، «قوانین» و «پیشفرضها» را در میدان تولید فرهنگی «جامیاندازند»؟ حتی اگر به پاسخی قطعی برای این پرسشها نرسیم، طرح آنها خود نوعی کنش جامعهشناختی است؛ زیرا از پژوهشگر میخواهد، یا وادارش میکند، تا، ورای متن و مترجم، به سازوکارهای قدرت و مشروعیت در پشت صحنۀ ترجمه بنگرد.
#جامعه_شناسی_ترجمه
#پیتر_برگر
#کنش
#سمانه_فرهادی
@TranSocinsights
@Samaneh_Farhadi | 1 319 |
| 9 | 🔵در ادامه پست پیشین:
✍️این سخنِ پیتر برگر چه افقی برای فهم «جامعهشناسی ترجمه» میگشاید؟
برگر در فصلی از کتاب دعوت به جامعهشناسی با عنوان «جامعهشناسی چونان گونهای از آگاهی» یادآور میشود وظیفۀ جامعهشناس «تشخیص عیبهای ظاهری» نیست. پرسش او عمیقتر است: هر پدیده در کل نظام اجتماعی چگونه کار میکند؟ چه ساختارها، کارکردها و پیشفرضهایی آن را ممکن میسازند؟ اگر این منطق را به جامعهشناسی ترجمه تعمیم دهیم، دو محور اصلی پدیدار میشود.
محور نخست، بازاندیشی در سنت رایج هنگام نقد ترجمه است. در نقدهای معمول، ترجمه در قالب دوگانۀ «خوب/بد» یا «درست/نادرست» ارزیابی میشود؛ حال آنکه در نگاه جامعهشناختی مسئلۀ ترجمه نه در خطاهای مترجم، بلکه در چگونگی عمل ترجمه در میدان ادبی، سیاسی و فرهنگی نهفته است. در این چشمانداز، ترجمه زمانی به «مسئله» بدل میشود که در نسبتِ آن با ساختارهای اجتماعی تحلیل شود نه وقتی که آن را به سطح خطا یا عاملیت فردی تنزل دهیم. مترجم، نه طفیلی ساختار، بلکه کنشگری است که در شبکهای از نیروها، قواعد و منافع عمل میکند.
برای نمونه، چرا در دهۀ 1340 دو ترجمۀ همزمان از نمایشنامۀ ایبسن منتشر میشود و یکی در کمتر از یک دهه به چاپ پنجم میرسد اما دیگری تا سالها به خیل آثار ادبی فراموش شده میپیوندد و در حاشیه میماند؟ چه چیزی یک ترجمه را به «معیار مطلوب» بدل میکند؟ پاسخ تنها در مهارت مترجم نیست؛ بخش عمدۀ آن در سازوکارهای میدان نهفته است. اینجا میتوان به تعبیر آدورنو نیز نگاه کرد که جامعهشناسی را «تأمل بر دقایق اجتماعی درون هر پدیده» میداند. این نگاه یادآوری میکند که هر کنش انسانی — از جمله ترجمه — حامل خَلشی از سوی جامعه است. بنابراین، ترجمه نه صرفاً بازآفرینی معنا، بلکه بازتابی از نیروهای اجتماعی، ارزشهای فرهنگی و روابط قدرتی است که آن را ممکن میسازند. بهعبارت دیگر، در هر ترجمه، رگههایی از کلیت اجتماع را میتوان بازشناخت و کار جامعهشناس، دیدن آن جزئیات اجتماعی است و این چشم مسلح پژوهشگر را میطلبد.
محور دوم، تمایز میان «پدیده» و «قاعده» است. برگر میگوید «مسئلۀ جامعهشناسی، جرم نیست، بلکه قانون است»؛ به همین قیاس، در جامعهشناسی ترجمه نیز مسئله، خودِ ترجمه نیست، بلکه قواعدی است که آن را مشروع یا نامشروع میسازند. این قواعد چگونه شکل میگیرند؟ باید دید چه نهادها، سانسورها، انتظارات فرهنگی و سیاستهای نشر تعیین میکنند کدام ترجمه «درست»، «مجاز» یا «مقبول» تلقی شود؟ چگونه مجلات، منتقدان، فضای ایدئولوژیک و سلیقۀ ادبی، «قوانین» و «پیشفرضها» را در میدان تولید فرهنگی «جامیاندازند»؟ حتی اگر به پاسخی قطعی برای این پرسشها نرسیم، طرح آنها خود نوعی کنش جامعهشناختی است؛ زیرا از پژوهشگر میخواهد، یا وادارش میکند، تا، ورای متن و مترجم، به سازوکارهای قدرت و مشروعیت در پشت صحنۀ ترجمه بنگرد.
#جامعه_شناسی_ترجمه
#پیتر_برگر
#کنش
#سمانه_فرهادی
@TranSocinsights
@Samaneh_Farhadi | 1 |
| 10 | 📚فرازی از پیتر برگر دربارۀ «مسئلۀ جامعهشناسی»
مسئلۀ جامعهشناسی همیشه این است که [اینجا و اکنون] با توجه به کنش متقابل اجتماعی چه میگذرد. مسئلۀ جامعهشناسی این نیست که چرا از دیدگاه مقامات رسمی یا مدیریت صحنۀ اجتماعی بعضی چیزها ایراد پیدا میکنند، بلکه این است که در مرحلۀ نخست کل نظام چگونه کار میکند، پیشفرضهایش چه هستند، و چه ابزاری مانع از فروپاشی آن میشود. مسئلۀ بنیادی جامعهشناسی جرم نیست، بلکه قانون است، طلاق نیست، بلکه ازدواج است، تبعیض نژادی نیست، بلکه گونهای قشربندی است که به لحاظ نژادی تعریف شده است، انقلاب نیست، بلکه دولت است.
برگرفته از کتاب «دعوت به جامعهشناسی: نگاهی انسانگرایانه»- پیتر برگر- ترجمۀ
رضا فاضل - نشر ثالث (1399).
@TranSocinsights
@Samaneh_Farhadi | 1 245 |
| 11 | 📚بینش جامعهشناختی: «دیدن درون» ِنمای ساختارهای اجتماعی
نخستین اندرز جامعهشناسی این است که میگوید چیزها آنگونه که میپندارید نیستند. واقعیت اجتماعی لایههای معنایی زیادی دارد. پی بردن به هر لایۀ تازۀ دریافت، سراسر معنا را دگرگون میکند [...]. بنابراین برای پرسیدن پرسشهای جامعهشناختی، جامعهشناس شیفتۀ نگریستن به انگیزههای کنشهای آدمی از مسافتی فراتر از آن است که همگان پذیرفتهاند یا رسما تعیین شده است. بنابراین کسی را که دارای دیدگاه جامعهشناختی است میتوان با [تعبيرهایی توصیف کرد که بر توانایی دیدن لایههای پنهان دلالت دارد]؛ گزارههایی مانند «درون چیزها را میبیند»، «پشت چیزها را میبیند»، که بسیار مانند گزارههایی است که در زبان کوچه و بازار به کار میرود - «دست همه را میخواند»، «پشت پردهها را میبیند» - یا به سخن دیگر، «آخر همۀ کلکهاست».
«دعوت به جامعهشناسی: نگاهی انسانگرایانه»- پیتر برگر- ترجمۀ رضا فاضل - نشر ثالث (1399).
#جامعه_شناسی
#کنش
#ساختار_اجتماعی
✅@TranSocinsights
✅@Samaneh_Farhadi | 548 |
| 12 | 🟢🔵 کارگاه آموزشی
ترجمه منظوم شعر فارسی به انگلیسی
با تدریس دکتر علیرضا خانجان
این کارگاه برای نخستین بار با هدف تمرین عملی و بحث نظری دربارهی چالشهای ترجمهی شعر فارسی به زبان انگلیسی برگزار میشود.
🔹 بهصورت حضوری و برخط
📞 اطلاعات ثبتنام در تصویر آمده است.
@TranSocinsights | 353 |
| 13 | 📌سخنی کوتاه
نوشتههای این کانال حاصل پژوهشهای شخصی اینجانب است؛ برخی از آنها در مسیر مطالعه و نگارشاند.
هرگونه استفاده یا اقتباس بدون اجازه، مجاز نیست.
#جامعه_شناسی
#ترجمه
#سمانه_فرهادی
@TranSocInsights
@Samaneh_Farhadi | 357 |
| 14 | 🎭 گریگور یقیکیان (1880-1951)، این نمایشنامه را در سال ۱۳۰۳، در رشت به روی صحنه برد و گروه نمایشی آزاد به پاس قدردانی، نشان اهدایی خود را به خانم آروسیاک هارتونیان به سبب ایفای نقش روشنک اعطا نمود (طالبی، 1380).
#ارمنیان
#یقیکیان
#ترجمه
#جامعه_شناسی
#سمانه_فرهادی
@TranSocInsights
@Samaneh_Farhadi | 345 |
| 15 | 📚ادامۀ پست پیشین:
#جامعه_شناسی
#ترجمه
#یقیکیان
#ارمنیان
#سمانه_فرهادی
برای مطالعۀ بیشتر نک به:
ستاری، جلال (1391). نماد و نمایش. انتشارات توس.
سپهران، کامران (1387). تئاترکراسی در عصر مشروطه. انتشارات نیلوفر.
طالبی، فرامرز (1380). زندگی و آثار نمایشی گریگور یقیکیان. انتشارات انوشه.
هوویان، آندارنیک (1384). ارمنیان ایران. انتشارات هرمس.
یقیکیان، گریگور (1380). جنگ مشرق و مغرب یا داریوش سوم در زندگی و آثار نمایشی گریگور یقیکیان. انتشارات انوشه.
Bourdieu P. (1991). Language and Symbolic Power. Cambridge: Polity Press.
Inghilleri, M. (2009). Translators in war zones. In E. Bielsa & C. W. Hughes (Eds.), Globalization, political violence and translation (pp. 207–221). London: Palgrave Macmillan.
Roland R. A. (1999). Interpreters as Diplomats. Ottawa: University of Ottawa Press.
Tymoczko, M. (2010). Enlarging Translation, Empowering Translators. London & New York: Routledge.
@TranSocInsights
@Samaneh_Farhadi | 422 |
| 16 | 📚گریگور یقیکیان: مترجم آگاه میدان قدرت و نمایشنامهنویس سوسیال-دموکرات ایراندوست
پیدایش و تحول تئاتر مدرن ایران در ابعاد مختلف حرفهای، آموزشی و نظری وامدار ارمنیان بوده است. ارمنیان بودند که نخستین بار در سال 1878/ 1257 ش. نمایشنامهای را - که تا پیش از آن اجراها صرفا مختص خاندان سلطنتی قاجار بود-حوالی دروازه قزوین تهران (میدان وحدت اسلامی کنونی) برای مردم اجرا کردند؛ دو سال بعد در 1259 در جوار مدرسۀ هایگازیان در خیابان ارامنه، گذر محمدحسین کر، پاتوق نایب باقر یک سالن تئاتری با سن احداث کردند که محتمل، به باور هوویان (1384)، نخستین سالن تئاتر تهران بوده است. در سال 1260، ارمنیان «انجمن دوستدارن تئاتر» را سامان دادند و تا تاسیس نخستین مرکز آموزش هنرهای دراماتیک تهران در 1300 پیش رفتند. افزون بر اینها ارمنیان بودند که به شناساندن برخی نمایشنامهنویسان کلیدی جهان، از رهگذر ترجمه یا اجرا، همت گماردند: هوهانس ماسیحیان، مترجم مخصوص ناصرالدین شاه، چهرهای شاخص در ترجمۀ نمایشنامه و اولین مترجم شکسپیر به زبان فارسی بود، و نیز بر صحنه بردن دشمن مردم از سوی ارمنیان تیزبین در بحبوحۀ جنبشهای مشروطه، یا «زمانۀ تئاترکراسی» (سپهران، 1387) بود که ایبسن را به ایران و ایرانیان نمایاند. این نمونۀ نهادینهسازی تئاتر از سوی اقلیتی مذهبی با کمترین هژمونی سیاسی بود.
ارمنیان نمایشنامهنویسان پیشرویی همچون گریگور یقیکیان (1880-1951) را نیز به عرصۀ تئاتر معرفی کردند. او نمایشنامهنویس سوسیال-دموکراتی بود که سوای دو رسالۀ سیاسی، کتاب شوروی و جنبش جنگل را نوشت که حاصل مشاهدات «عینی» او از وقایع و پیچیدگیهای هفده ماه انقلاب در گیلان به واسطۀ حضورش درکنار این نهضت است. اما آثار او به حضورش در میدان سیاست محدود نمیشد؛ فعالیت هنری یقیکیان در مقام کارگردان یا بازیگر تئاتر در رشت، بازاری گرم داشت (ستاری، 1391) و نکته آنکه آمیزۀ تئاتر و سیاست در نمایشنامههایی که از او باقی مانده هویدا است.
در نمایشنامۀ جنگ مشرق و مغرب یا داریوش سوم(1300)، یقیکیان به داستان هجوم اسکندر به ایران، به اسارت درآوردن افرادی از خاندان سلطنتی، و خیانت عوامل داخلی در شکست ایران میپردازد. همای، دختر داریوش سوم و یگانه قهرمان داستان تا آخرین نفس به همراه موبد موبدان و آریوبارزان برای شکست اسکندر مقاومت میکند. در نمایی از پردۀ یک شاهد نکتۀ زندهای هستیم. ماهیار، وزیر داریوش، اینک در مقام قاصد دشمن، پیام اسکندر را به همای میرساند: همای میتواند به شرط پذیرش همسری که اسکندر برای او انتخاب میکند تاج و تخت ایران را به عنوان پیشکش برای خودش نگهدارد و نیز همای باید بپذیرد که در قشونکِشی اسکندر به هند و فتح آن برای او ساز و برگ رزم فراهم آورد. همای پس از رد پیشنهاد اسکندر، شروط خود را در ازای پذیرفتن دوستی او بیان میکند و در ادامه میگوید وگرنه «ارادۀ نیرومند همای، جز نعش او، چیزی برای [اسکندر] باقی نخواهد گذشت» (یقیکیان، 1380).
اما همای، در جایگاه پاسدار «نوموس»، پیش از بیان شروط، نکتهای را نیز به ماهیار گوشزد میکند: «(با خندۀ تمسخرانه) نه، اسکندر باید قاصد این پیغام را مقدونی انتخاب نماید نه ایرانی» (همان). همای حرف آخر را اول میزند. این جمله، علاوه برآنکه متضمن اتهام خیانت ماهیار بعنوان یک ایرانی است، میتواند نسبت میان یقیکیان نمایشنامهنویس و مترجم را آشکار سازد. یه یاد آوریم که یقیکیان، مترجم میرزاکوچک خان در مذاکرات مختلف وی از جمله مذاکره با ماژور استوکس نمایندۀ امپراطوری انگلیس در جریان مبارزه با بلشویکها بود (طالبی، 1380). او، به تجربه، میداند در میدان سیاست (رساندن) پیام خود کنشی سیاسی و بخشی از مناسبات قدرت است (تیموژکو، 2010). از اینروی است که کشورها غالبا در شرایط خطیر یا ملاقاتهای بینالمللی از مترجمهای ملی و «خودی» استفاده میکنند تا از نظر امنیتی آزموده و وفاداریشان ثابت شده باشد (اینگیلری، 2009). این یعنی احاطه بر جریان معنا. بدین اعتبار همای میداند که ماهیار که اینک «خودیِ» دیگری/ اسکندر است، مشکل بتواند خودی «نوموس» و او باشد.
این یک سوی ماجراست. سوی دیگر این است که همای، همچون سایر زنان نمایشنامههای یقیکیان که دست بالا را دارند، با این جمله بدنبال تضعیف جایگاه اسکندر نیز هست. این روزها میگویند مترجم بخشی از «سرمایۀ نمادین» کشور را در میدان دیپلماسی نمایندگی میکند (بوردیو، 1991؛ رونالد، 1999). استفاده از قاصد/مترجم طرف مقابل میتواند نشانهای از ضعف یا وابستگی تلقی شود؛ کشوری که ترجمه را به دیگری واگذار کند، بخشی از عاملیت و قدرت خود را از دست میدهد. آفرینش چنین جملهای تنها از نویسندهای برمیآید که تجربۀ زیستۀ مترجمی را در عرصۀ سیاسی داشته و به زیر و بم مناقشات قدرت آگاه بوده است.
کلیدواژهها و منابع در پست بعدی
@TranSocInsights | 424 |
| 17 | 🔷دقایقی از ویدئوی چهارده - بهزاد قادری سهی
«بررسی تسلسل نقل قولی از احسان یارشاطر»
#جمال_زاده
#احسان_یارشاطر
#تاریخ
#عاملیت
🔗 دیدن ویدئوهای بیشتر و دنبال کردن کانال:
https://youtube.com/@Tarnevisa
✅@Tarnevisa | 601 |
| 18 | 📌 «معرفی نخستین مجموعهویدئوهای ترنویسا»
نخستین مجموعه از ویدیوهای ترنویسا با عنوان «تاریخ و تاریخنگاری در ترجمه» به واکاوی درهمتنیدگیهای میان ترجمه، تاریخ و روششناسی تاریخنگاری در مطالعات ترجمه میپردازد. در این سلسله گفتارها، بهزاد قادری سهی—استاد دانشگاه و مترجمِ بیش از سی اثر از نویسندگان نامآشنایی چون هنریک ایبسن، بایرن، پرسی بیش شلی، آنتوان آرتو و جورج اشتاینر—بر پایۀ تجارب زیستهاش در عرصۀ ترجمۀ متون ادبی و نیز تجربۀ زیستههایش در بطن تاریخ و تحولات معاصر ایران، به پیوندهای درحاشیهمانده میان ترجمه و تاریخ مینگرد.
سخنان او بازتاب نوعی تأمل نظریـعملی است؛ نه صرفاً دیدگاههای یک استاد دانشگاه، بلکه روایت اندیشۀ مترجمی ایرانی است که با «ترجمه بهمثابه کنشی اجتماعی» زیسته و آن را نه از بالا و بیرون، بلکه از درون و میانِ میدان عمل فهمیده و بازاندیشیده است. در گفتارهای او، ترجمه از قاب تنگ نظریهپردازی صرف بیرون میآید و به کنشی زنده، اجتماعی و تاریخی بدل میشود. دغدغۀ همیشگی او، ارائۀ فهمی بومی و ریشهدار از مفاهیم نظری ترجمه برای پژوهشگران و مخاطبان است؛ فهمی که ترجمه را نه صرفاً ابزار، که بخشی از تاریخ اندیشه و زندگی ما نشان میدهد.
https://youtube.com/@Tarnevisa
@Tarnevisa | 617 |
| 19 | 📚 چرا «ترنویسا»؟
«ترنویسا» از همنشینی دو واژه زاده شده:
1- «ترجمان» از فردوسی (یکی ترجمان را ز لشکر بجست / که گفتار ترکان بداند درست) و 2- «نویسا» به معنی «آنکه داند و تواند نوشت» (فرهنگ دهخدا)؛ و نیز حافظ که میگوید «کی شعر «تر» انگیزد خاطر که حزین باشد؟»، و «تر»، میدانید اینجا یعنی زنده، شاداب، و نغز.
ترنویسا میکوشد در جانمایۀ کسانی بنگرد که در وادی ترجمه و نویسندگی ره پوییده یا میپیمایند؛ معناپرورانِ میانزبانی که در متون زیست میکنند و روایت میسازند. ترجمه دیگر صرفا جابهجایی واژهها نیست؛ پنجرهایست به جهانهای پنهان و نقبی به سیاهچالههای زبان این جهانها. از این روی، بخشی از «ترنویسا» «نگریستن» در ترجمه است؛ نه بهعنوان محصول، که بهمثابه کنش، آنهم در بسترهای اجتماعی و تاریخیاش. جامعهشناسی ترجمه، تاریخ ترجمه، و داستانهای ناگفتۀ ترنویسان، بخشی از گذرگاههای ماست.
امیدواریم در این کاشانه، «نغز» و «تر»، «نویسا» باشیم: در نوشتن، اندیشیدن، و ترجمه کردن.
https://youtube.com/@Tarnevisa
✅@Tarnevisa | 510 |
| 20 | 📣 معرفی
ترنویسا رسانهای پژوهشی با محورهای مطالعات ترجمه، ادبیات نمایشی، و ادبیات تطبیقی است. این طرح به پیشنهاد استاد بهزاد قادری سُهی و نظارت علمی ایشان، مشارکت پژوهشی سمانه فرهادی، و نیز سازواریِ شماری از دانشجویان ارشد و دکتری استاد قادری که هماکنون در دانشگاههای ایران و دیگر کشورها به فعالیت علمی – پژوهشی مشغولند، رونمایی شده است. با ما در این گذرگاهها برای بدهبستان نظری، بازاندیشی، و همکاری همراه باشید.
https://youtube.com/@Tarnevisa
✅@Tarnevisa | 445 |
