fa
Feedback
خط سوم

خط سوم

رفتن به کانال در Telegram

اهل تبادل نیستم. ☘️ @mmpouya

نمایش بیشتر
1 460
مشترکین
+224 ساعت
-17 روز
+2430 روز

در حال بارگیری داده...

جذب مشترکین
ژوئن '26
ژوئن '26
+14
در 1 کانال‌ها
مه '26
+39
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+21
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+7
در 2 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+57
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+66
در 7 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+16
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+22
در 6 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+19
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+54
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+37
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+39
در 10 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+76
در 6 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+22
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+27
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+30
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+34
در 3 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+34
در 4 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+38
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+30
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+48
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+51
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+50
در 10 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+56
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+83
در 6 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+74
در 6 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+67
در 5 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+93
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+84
در 7 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+118
در 9 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+52
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+93
در 8 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+64
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+123
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+93
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+58
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+67
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+75
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+70
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+99
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+108
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+1 075
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
11 ژوئن+2
10 ژوئن+2
09 ژوئن0
08 ژوئن+1
07 ژوئن0
06 ژوئن+1
05 ژوئن0
04 ژوئن0
03 ژوئن+1
02 ژوئن0
01 ژوئن+7
پست‌های کانال
دیشب خواب دیدم دوست قدیمیم که به خاطر مخالفت با loser prince ارتباطش رو قطع و بلاکم کرده از همه‌جا، آنبلاکم کرده. پیغامی هم نداده، فقط آنبلاک کرده. عکس‌العملم یادم نیست. پایان خواب.

2
من گاهی دیر به دیر می‌رسم کانال‌های دوستام رو بخونم. گاهی با چند هفته یا ماه فاصله. ولی در نهایت سعی می‌کنم بخونم. یه اتفاق جالبی که میفته، اینه که مثلا می‌بینم یه نویسنده کانالی مثلا ۲ هفته پیش نوشته نگران فلان چیزه، بعد من از الانش خبر دارم که اون نگرانی حل شده و اتفاقا خیلی هم خوب پیش رفته. و خب خیلی جالبه که می‌دونی حل شده. با نگرانی نویسنده همدلی می‌کنی ولی می‌دونی که تهش حل میشه و پیش میره. مثلا پ استوری گذاشته بود از اسپانیا. می‌دونستم رفته. اما کانالش رو که می‌خوندم برای چند هفته قبلش بود که نگرانی ویزا داشت و می‌دید مجتبی تنها رفته و نتونسته بهش ملحق بشه. اما من می‌خوندم و با خودم می‌گفتم: نگران نباش، بهش می‌رسی. :) همین حس رو در یادآور شدن احوال گذشته خودم هم دارم. اگه بتونم با گذشته‌ام صحبت کنم، بهش خواهم گفت که خیلی از دل‌مشغولی‌هات حل میشه. نگران نباش. وقتی می‌بینم چقد ناآگاهی از پیشامدها می‌تونه در اضطراب و نگرانی و افکار ما نقش جدی داشته باشه، باعث میشه بیشتر تلاش کنم برای پذیرش ابهام و پیچیدگی آینده. نامشخص بودن آینده همیشه هست و همیشه اضطراب‌آور.
513
3
یه روزهایی حس می‌کنم ذات و نیچر کارم خیلی شبیه بازی‌هاست. نمی‌دونم. شایدم به خاطر اینه که حین کار دارم ساندترک dark souls گوش میدم.
563
4
Dumb Ways to Die.mp3
743
5
ال‌سی‌دی گوشیم ترکید، رفتم عوض کنم، گفت ۴۸ تومن میشه هزینه‌ش. 🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂
1 263
6
از اولین روزی که رفتم سرکار، همون هفته اول آتش‌بس، می‌دونستم که باید خیلی بدوم. تمام نشونه‌ها رو برای سایه‌ی شوم ابر-تورم دیده بودم. سیاهیش رو بالای سر هفته‌های آتی می‌دیدم که داره مثل یه طوفان سیاه بهمون نزدیک میشه. برگشتم سرکار، اما رخوت ناامیدی و خبر خوندن و بی‌عاملیتی که درونم مثل گِل ته حوض نشست کرده بود و سنگینم می‌کرد، نمی‌ذاشت کاری کنم. می‌نشستم پشت میز، به صفحه ترمینال خیره می‌شدم و ناامیدی از چشم‌هام سرازیر میشد روی صفحه‌کلید و حس می‌کردم دیگه هیچی نمی‌تونم. شب‌ها شروع کردم دویدن. آدم‌ها رو دیدم که دارند زندگی می‌کنند توی پارک‌ها. کمی بهتر شدم. دویدنم هم بیشتر شد، چه توی پارک، چه توی کار. از تورم ترسیدم و مثل یه معتاد به کار بیشتر کار کردم. از اخبار جنگ و تهدید ترسیدم و بیشتر کار کردم. از این همه اعدام، از این همه سکوت جمعی، از این همه تماشاگران ترسیده و نگران و سر‌به‌زیر گریستم و بیشتر کار کردم. ولی هرچقد که می‌دوم، شب که میشه، خلوت که میشه، باز یادم میاد ژوزی. باز یادم میاد که داره چه اتفاقی میفته و من بی‌عمل‌تر از همیشه‌ام در برابر این اقتدارگرای مست‌تر از همیشه.
1 511
7
ولی با همه این بالا و پایین‌هایی که با مدیریت و بچه‌ها پیش میاد و هیجاناتش، من واقعا کارم رو دوست دارم و به عنوان یه عملکرد روزانه ازش لذت می‌برم.
1 340
8
توی راهرو که دارم میام بالا، به در خونه که نزدیک میشم، بوی عود به مشامم می‌رسه. بوی عود همیشه به مذاقم دلنشین بوده. ولی این بو توی این فضا یه معنای دیگه برام داره. معناش اینه که زینب روبه‌راهه. وقتی زینب کارهاش رو کرده باشه، خواب بعدازظهرش رو کرده باشه و به طور دلخواهش به آسودگی روان و به خونه رسیدگی کرده باشه (و سهم من رو هم معمولا از زندگی مشترک برداشته و شرمنده‌م کرده بابتش) این طور وقتها عود روشن میکنه که خونه بوی تازگی و تمیزی بگیره. این بو که داره پخش میشه، میدونم زینب حالش خوبه و دیگه از حوالی ساعت 5-6 گوشش به کوچه‌ست که ببینه چه موقعی صدای ماشینمون میاد و صدای کلید انداختن و رسیدنم میرسه. این بو که به مشامم میرسه، میدونم آدم مهم زندگیم توی آرامش خودشه و بیش از همیشه منتظرمه که برسم. بوی عود عصرها دم غروب، بوی آرامش، بوی منتظر بودن میدن. بوی عود عصرها دم غروب خوشبختی میده.
1 388
9
رفیقم که پی‌اس خرید بهش گفتم اگه ببینم ۶۰ روز آنلاین نشدی، به عنوان نماینده «کنوانسیون جهانی کودکان بدون پلی‌استیشن» میام ازت می‌گیرمش و به یه کودک توی صف می‌دمش. امشب ازم پرسید تبصره‌ای چیزی برای جنگ نداره؟
1 323
10
عزادار دوست‌هایی هستم که به خاطر رادیکال شدنشون از دست دادم.
1 167
11
وقتی زندگی نیمه‌تاریکه من به دست‌های تو فکر می‌کنم.
وقتی زندگی نیمه‌تاریکه من به دست‌های تو فکر می‌کنم.
0
12
توی سیستم RAG شرکت، یه Agent درست کردم برای اینکه بعد تولید جواب، چک بکنه که آیا مدل توهم زده یا نه. برای چک کردن توهم هم چندتا subagent داره و... بعد این Agent اصلی که قراره توهم‌ها رو شناسایی بکنه، اسمش رو گذاشتم HalluKnight ترکیب hollow knight و hallucination 😁 خودم خیلی حال کردم با اسمش :))
0
13
امروز چهلم خاله زینب بود. با خودم گفتم چقدر بچه‌های جوونی داشت. الان فلانی مگه چند سالشه؟ بعد فکر کردم به اینکه وقتی آقاجان رفت بابام چند سالش بود؟ حساب کردم و باورم نشد. بابام فقط ۴۰ سالش بوده که پدرش رو از دست داده و از فکر کردن بهش برای بابام غصه خوردم. الان که حدودا ۳۴ ساله هستم، حس می‌کنم چهل سالگی خیلی زوده برای از دست دادن پدر یا مادر. قبلا تصورم این بود که آدم مثلا زیر ۲۰ سال باشه، برای از دست دادن والدینش زود باشه. ولی هرچی بزرگتر میشم، حس می‌کنم همیشه برای از دادنشون زوده.
0
14
یه وی پی ان باید بزنم که وصل بشم به شبکه شرکت، یه وی پی ان باید بزنم برای استفاده از اینترنت، هرکدوم از اینها هم روشن کنم، دسترسی به شبکه داخلی ملی هم قطع میشه. برای ساده ترین کارها روانم سرویس میشه :)))
0
15
باورهای نژادپرستانه نشانه ضعیف بودن عقلانیته.
0
16
عدم تعلقم به هیچ دسته سیاسی و حزب و جریان فکری اذیتم نمی‌کنه؛ بس که هرکدوم خطاهای خودشون رو دارند.
0
17
https://marimo.io/ برای فهم بهتر
0
18
واو. آدم ته دلش غصه‌ش میشه می‌بینه دنیا برای هیشکی واینمیسته.
واو. آدم ته دلش غصه‌ش میشه می‌بینه دنیا برای هیشکی واینمیسته.
0
19
#موقت دوستان من یه سوال تخصصی و تا حدی خصوصی دارم :))) از کسانی که توی حوزه کامپیوتر و تک هستند و تعدیل نشدند. ما داریم برای افزایش حقوق امسال برآورد میکنیم که رنج بازار چطوریه و دنبال اینیم که آمارش رو از شرکتهای مختلف در بیاریم. اگر امکانش هست ممنون میشم شخصی پیغام بدین و بهم بگین که رنج افزایش حقوق توی شرکتتون چقدر بوده؟
0
20
یه کتابی وجود داره یه نام: Why Civil Resistance Works: The Strategic Logic of Nonviolent Conflict توسط Erica Chenoweth و Maria J. Stephan نوشته شده. در این کتاب یه مطالعه صورت گرفته که یکی از مهم‌ترین تحقیقات در زمینه مقاومت مسالمت‌آمیز و خشونت‌پرهیز در علوم سیاسی محسوب می‌شه. این کتاب در سال ۲۰۱۱ منتشر شده و ۳۲۳ جنبش سیاسی و اجتماعی بزرگ از ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۶ رو مطالعه کرده. نتایج اصلی این مطالعه اینه که: - ۵۴٪ از جنبش‌های خشونت‌پرهیز به اهداف سیاسی‌شان دست پیدا کردند. - فقط ۲۶٪ از جنبش‌های خشن موفق شدند به هدفهاشون برسند. - در جنبش‌های خشونت‌پرهیز، ۵۷٪ از موارد تشکیل دموکراسی در ۵ سال بعد از موفقیت وجود داشته. - در جنبش‌های خشن، این احتمال فقط ۶٪ بوده!
0