es
Feedback
خط سوم

خط سوم

Ir al canal en Telegram

اهل تبادل نیستم. ☘️ @mmpouya

Mostrar más
1 466
Suscriptores
+224 horas
+67 días
+3130 días
Atraer Suscriptores
junio '26
junio '26
+25
en 1 canales
mayo '26
+39
en 2 canales
Get PRO
abril '26
+21
en 3 canales
Get PRO
marzo '26
+7
en 2 canales
Get PRO
febrero '26
+57
en 4 canales
Get PRO
enero '26
+9
en 0 canales
Get PRO
diciembre '25
+66
en 7 canales
Get PRO
noviembre '25
+16
en 2 canales
Get PRO
octubre '25
+22
en 6 canales
Get PRO
septiembre '25
+19
en 1 canales
Get PRO
agosto '25
+54
en 4 canales
Get PRO
julio '25
+37
en 4 canales
Get PRO
junio '25
+39
en 10 canales
Get PRO
mayo '25
+76
en 6 canales
Get PRO
abril '25
+22
en 0 canales
Get PRO
marzo '25
+27
en 1 canales
Get PRO
febrero '25
+30
en 3 canales
Get PRO
enero '25
+34
en 3 canales
Get PRO
diciembre '24
+34
en 4 canales
Get PRO
noviembre '24
+38
en 1 canales
Get PRO
octubre '24
+30
en 1 canales
Get PRO
septiembre '24
+48
en 0 canales
Get PRO
agosto '24
+51
en 4 canales
Get PRO
julio '24
+50
en 10 canales
Get PRO
junio '24
+56
en 2 canales
Get PRO
mayo '24
+83
en 6 canales
Get PRO
abril '24
+74
en 6 canales
Get PRO
marzo '24
+67
en 5 canales
Get PRO
febrero '24
+93
en 2 canales
Get PRO
enero '24
+84
en 7 canales
Get PRO
diciembre '23
+118
en 9 canales
Get PRO
noviembre '23
+52
en 2 canales
Get PRO
octubre '23
+93
en 8 canales
Get PRO
septiembre '23
+64
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+123
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+93
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+58
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+67
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+75
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+70
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+99
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+108
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+1 075
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
14 junio+3
13 junio+2
12 junio+6
11 junio+2
10 junio+2
09 junio0
08 junio+1
07 junio0
06 junio+1
05 junio0
04 junio0
03 junio+1
02 junio0
01 junio+7
Publicaciones del Canal
زنگ زدم ح.ا. که مشورت بگیرم. یه جمله گفت که واقعا حس کردم توی قفسه سینه‌م حفره شد؛ گفت «اگه فرصتش رو از دست بدی، شاید فکر کنی چند سال دیگه برات مهم نیست. ولی طبق تجربه‌م بهت میگم که بعدا هم یادش میفتی و اندوهش می‌مونه باهات». :[

2
بر سر دوراهی تصمیم نشستم و دلم می‌خواد یکی دیگه جای من تصمیم بگیره.
303
3
اینم پدیده ایه که از نقش خودش خارج میشه احمق. :)))))) این موردی که من بالاتر گفتم، زمانی بیشتر پیش میاد که بهش میگیم چکش عزیز، میخها رو شناسایی کن. حتما هم یه ضربه بزن بهش که مطمئن بشی میخه! بعد می بینی با یه سبد پیچ و رول‌پلاک و سوهان ناخون اومده که به زور یه چکش هم بهشون زده که ثابت کنه آره همه اینها میخه و شکن نکن، من کارم رو بلدم. 😇 تازشم لاگ confidenceش رو نگاه میکنی، می بینی به به، اعتماد به سقف.
426
4
این کتاب را در سال ۱۴۰۱ ترجمه کردم، اما بعد از چند سال معطلی مجوز نگرفت، پس تصمیم گرفتم آن را آنلاین منتشر کنم. در این کتاب، اریکا چنووث و ماریا جی. استفان با ترکیب تحلیل آماری و مطالعات موردی کیفی، عوامل موفقیت و شکست کارزارهای خشونت‌پرهیز را بررسی کرده‌اند. نویسندگان نتیجه گرفته‌اند که مقاومت خشونت‌پرهیز معمولاً به استقرار دموکراسی‌های پایدارتر منجر شده و خطر وقوع یا بازگشت جنگ داخلی را کاهش می‌دهد.
456
5
یه چیزی که توی عملکرد این مدل‌های زبانی خیلی بدم میاد، اینه که شدیدا دچار سوگیری چکش هستند. همین که بهش میگی «تو یه چکش توانمند و حرفه ای هستی» دیگه هر چی می‌ذاری جلوش به چشم میخ می‌بینه.
462
6
این وقت‌ها که در طول روز همه‌ش ته‌مزه‌ی خوشی یه دورهمی و مهمونی تازه یادآورم میشه، طعمش به واسطه تکرار از لبخند و شیرینی خاطره‌ش تبدیل میشه به گس اندوه «چرا دوستی زندگیم اینقد کمه».
465
7
دیشب خواب دیدم دوست قدیمیم که به خاطر مخالفت با loser prince ارتباطش رو قطع و بلاکم کرده از همه‌جا، آنبلاکم کرده. پیغامی هم نداده، فقط آنبلاک کرده. عکس‌العملم یادم نیست. پایان خواب.
607
8
من گاهی دیر به دیر می‌رسم کانال‌های دوستام رو بخونم. گاهی با چند هفته یا ماه فاصله. ولی در نهایت سعی می‌کنم بخونم. یه اتفاق جالبی که میفته، اینه که مثلا می‌بینم یه نویسنده کانالی مثلا ۲ هفته پیش نوشته نگران فلان چیزه، بعد من از الانش خبر دارم که اون نگرانی حل شده و اتفاقا خیلی هم خوب پیش رفته. و خب خیلی جالبه که می‌دونی حل شده. با نگرانی نویسنده همدلی می‌کنی ولی می‌دونی که تهش حل میشه و پیش میره. مثلا پ استوری گذاشته بود از اسپانیا. می‌دونستم رفته. اما کانالش رو که می‌خوندم برای چند هفته قبلش بود که نگرانی ویزا داشت و می‌دید مجتبی تنها رفته و نتونسته بهش ملحق بشه. اما من می‌خوندم و با خودم می‌گفتم: نگران نباش، بهش می‌رسی. :) همین حس رو در یادآور شدن احوال گذشته خودم هم دارم. اگه بتونم با گذشته‌ام صحبت کنم، بهش خواهم گفت که خیلی از دل‌مشغولی‌هات حل میشه. نگران نباش. وقتی می‌بینم چقد ناآگاهی از پیشامدها می‌تونه در اضطراب و نگرانی و افکار ما نقش جدی داشته باشه، باعث میشه بیشتر تلاش کنم برای پذیرش ابهام و پیچیدگی آینده. نامشخص بودن آینده همیشه هست و همیشه اضطراب‌آور.
898
9
یه روزهایی حس می‌کنم ذات و نیچر کارم خیلی شبیه بازی‌هاست. نمی‌دونم. شایدم به خاطر اینه که حین کار دارم ساندترک dark souls گوش میدم.
765
10
Dumb Ways to Die.mp3
1 004
11
ال‌سی‌دی گوشیم ترکید، رفتم عوض کنم، گفت ۴۸ تومن میشه هزینه‌ش. 🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂
1 501
12
از اولین روزی که رفتم سرکار، همون هفته اول آتش‌بس، می‌دونستم که باید خیلی بدوم. تمام نشونه‌ها رو برای سایه‌ی شوم ابر-تورم دیده بودم. سیاهیش رو بالای سر هفته‌های آتی می‌دیدم که داره مثل یه طوفان سیاه بهمون نزدیک میشه. برگشتم سرکار، اما رخوت ناامیدی و خبر خوندن و بی‌عاملیتی که درونم مثل گِل ته حوض نشست کرده بود و سنگینم می‌کرد، نمی‌ذاشت کاری کنم. می‌نشستم پشت میز، به صفحه ترمینال خیره می‌شدم و ناامیدی از چشم‌هام سرازیر میشد روی صفحه‌کلید و حس می‌کردم دیگه هیچی نمی‌تونم. شب‌ها شروع کردم دویدن. آدم‌ها رو دیدم که دارند زندگی می‌کنند توی پارک‌ها. کمی بهتر شدم. دویدنم هم بیشتر شد، چه توی پارک، چه توی کار. از تورم ترسیدم و مثل یه معتاد به کار بیشتر کار کردم. از اخبار جنگ و تهدید ترسیدم و بیشتر کار کردم. از این همه اعدام، از این همه سکوت جمعی، از این همه تماشاگران ترسیده و نگران و سر‌به‌زیر گریستم و بیشتر کار کردم. ولی هرچقد که می‌دوم، شب که میشه، خلوت که میشه، باز یادم میاد ژوزی. باز یادم میاد که داره چه اتفاقی میفته و من بی‌عمل‌تر از همیشه‌ام در برابر این اقتدارگرای مست‌تر از همیشه.
1 705
13
ولی با همه این بالا و پایین‌هایی که با مدیریت و بچه‌ها پیش میاد و هیجاناتش، من واقعا کارم رو دوست دارم و به عنوان یه عملکرد روزانه ازش لذت می‌برم.
1 487
14
توی راهرو که دارم میام بالا، به در خونه که نزدیک میشم، بوی عود به مشامم می‌رسه. بوی عود همیشه به مذاقم دلنشین بوده. ولی این بو توی این فضا یه معنای دیگه برام داره. معناش اینه که زینب روبه‌راهه. وقتی زینب کارهاش رو کرده باشه، خواب بعدازظهرش رو کرده باشه و به طور دلخواهش به آسودگی روان و به خونه رسیدگی کرده باشه (و سهم من رو هم معمولا از زندگی مشترک برداشته و شرمنده‌م کرده بابتش) این طور وقتها عود روشن میکنه که خونه بوی تازگی و تمیزی بگیره. این بو که داره پخش میشه، میدونم زینب حالش خوبه و دیگه از حوالی ساعت 5-6 گوشش به کوچه‌ست که ببینه چه موقعی صدای ماشینمون میاد و صدای کلید انداختن و رسیدنم میرسه. این بو که به مشامم میرسه، میدونم آدم مهم زندگیم توی آرامش خودشه و بیش از همیشه منتظرمه که برسم. بوی عود عصرها دم غروب، بوی آرامش، بوی منتظر بودن میدن. بوی عود عصرها دم غروب خوشبختی میده.
1 574
15
رفیقم که پی‌اس خرید بهش گفتم اگه ببینم ۶۰ روز آنلاین نشدی، به عنوان نماینده «کنوانسیون جهانی کودکان بدون پلی‌استیشن» میام ازت می‌گیرمش و به یه کودک توی صف می‌دمش. امشب ازم پرسید تبصره‌ای چیزی برای جنگ نداره؟
1 323
16
عزادار دوست‌هایی هستم که به خاطر رادیکال شدنشون از دست دادم.
1 167
17
وقتی زندگی نیمه‌تاریکه من به دست‌های تو فکر می‌کنم.
وقتی زندگی نیمه‌تاریکه من به دست‌های تو فکر می‌کنم.
0
18
توی سیستم RAG شرکت، یه Agent درست کردم برای اینکه بعد تولید جواب، چک بکنه که آیا مدل توهم زده یا نه. برای چک کردن توهم هم چندتا subagent داره و... بعد این Agent اصلی که قراره توهم‌ها رو شناسایی بکنه، اسمش رو گذاشتم HalluKnight ترکیب hollow knight و hallucination 😁 خودم خیلی حال کردم با اسمش :))
0
19
امروز چهلم خاله زینب بود. با خودم گفتم چقدر بچه‌های جوونی داشت. الان فلانی مگه چند سالشه؟ بعد فکر کردم به اینکه وقتی آقاجان رفت بابام چند سالش بود؟ حساب کردم و باورم نشد. بابام فقط ۴۰ سالش بوده که پدرش رو از دست داده و از فکر کردن بهش برای بابام غصه خوردم. الان که حدودا ۳۴ ساله هستم، حس می‌کنم چهل سالگی خیلی زوده برای از دست دادن پدر یا مادر. قبلا تصورم این بود که آدم مثلا زیر ۲۰ سال باشه، برای از دست دادن والدینش زود باشه. ولی هرچی بزرگتر میشم، حس می‌کنم همیشه برای از دادنشون زوده.
0
20
یه وی پی ان باید بزنم که وصل بشم به شبکه شرکت، یه وی پی ان باید بزنم برای استفاده از اینترنت، هرکدوم از اینها هم روشن کنم، دسترسی به شبکه داخلی ملی هم قطع میشه. برای ساده ترین کارها روانم سرویس میشه :)))
0