fa
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

رفتن به کانال در Telegram

...

نمایش بیشتر
549
مشترکین
+124 ساعت
+27 روز
+730 روز
آرشیو پست ها
...
ما را از هم متنفر کردند
صطفی_داننده ما از هم متنفریم، و شاید این بزرگ‌ترین دستاورد جمهوری اسلامی در تمام این سال‌ها باشد. حکومت فقط اقتصاد را ویران نکرد، فقط سیاست را به بن‌بست نکشاند و فقط آزادی را محدود نکرد، بزرگ‌ترین خسارتش را در جایی وارد کرد که دیرتر دیده می‌شود: در رابطه‌ی میان انسان‌ها. سال‌ها به بذر نفرت آب داد، با دوگانه‌سازی، با تقسیم مردم به خودی و غیرخودی، مؤمن و نامؤمن، انقلابی و ضدانقلاب، وطن‌دوست و خائن. هر اختلافی را به دشمنی تبدیل کرد و هر تفاوتی را به میدان جنگ. نتیجه این شد که امروز بسیاری از ما، پیش از آنکه حرف همدیگر را بشنویم، از هم بدمان می‌آید. پیش از آنکه انسان روبه‌رو را ببینیم، او را در یکی از اردوگاه‌های ذهنی خود قرار می‌دهیم و قضاوتش می‌کنیم. نفرت، بزرگ‌ترین درخت این سرزمین شده است. درختی که ریشه‌هایش در سیاست است، اما شاخه‌هایش تا خانه‌ها، خانواده‌ها، دوستی‌ها و حتی آینده‌ی کشور کشیده شده است. ساختن یک اقتصاد ویران شاید سال‌ها زمان ببرد. بازسازی نهادهای سیاسی نیز دشوار است. اما درمان جامعه‌ای که اعتمادش را از دست داده و به نفرت خو گرفته، شاید از همه سخت‌تر باشد. اگر روزی قرار باشد ایران دوباره ساخته شود، نخستین آجر آن نه در مجلس گذاشته می‌شود و نه در دولت؛ بلکه در دل مردمی که یاد بگیرند دوباره به هم اعتماد کنند و پیش از قضاوت، یکدیگر را بشنوند. هیچ جامعه‌ای ذاتاً از خودش متنفر نیست. نفرت، محصول سال‌ها ترس، تحقیر، تبلیغات و بحران است. وقتی هر روز به مردم گفته می‌شود که همسایه‌شان دشمن است، منتقد خائن است، معترض مزدور است و متفاوت بودن جرم است، کم‌کم جامعه زبان گفت‌وگو را فراموش می‌کند و فقط زبان حذف را به یاد می‌آورد. امروز کافی است یک نظر سیاسی، یک سبک زندگی، یک پوشش یا حتی یک واژه، با باورهای ما متفاوت باشد، بسیاری از ما به جای پرسیدن، حمله می‌کنیم. انگار همه در میدان جنگ زندگی می‌کنیم، نه در یک کشور مشترک. شاید تلخ‌ترین موفقیت جمهوری اسلامی این باشد که بسیاری از مردم، بدون آنکه متوجه باشند، همان شیوه‌ای را در برابر یکدیگر به کار می‌برند که سال‌ها خود قربانی آن بوده‌اند. برچسب می‌زنند، تحقیر می‌کنند، حذف می‌کنند و از شکست طرف مقابل لذت می‌برند. گویی نفرت، از حکومت به جامعه سرایت کرده است. این چرخه، حتی اگر حکومت تغییر کند، خودبه‌خود متوقف نخواهد شد. حکومت‌ها را می‌توان عوض کرد، اما فرهنگی که سال‌ها با نفرت تغذیه شده، یک‌شبه درمان نمی‌شود.اگر قرار باشد هر کس فقط به انتقام فکر کند، فردا نیز اسیر همان دیروزی خواهیم بود که از آن گریخته‌ایم. بزرگ‌ترین پیروزی زمانی خواهد بود که درخت نفرت، هرچقدر هم تنومند باشد، دیگر آب نخورد؛ نه از حکومت، نه از رسانه‌ها و نه از خود ما

4_5796621715337387763 (1).mp31.10 MB

4_5931563312830487423.mp328.63 MB

... خوبی؟! یکی از دوستان کارگردان را در ترکیه دیدم و توی احوال‌پرسی گفتم: «خوبی؟»، گفت: «نه!» و من هیچی نگفتم. او هم منتظر ماند که من بپرسم: «چرا؟» ولی نپرسیدم. مقداری به خودش پیچید و آخرش گفت: «نمی‌پرسی چرا؟» گفتم: «نه، چون می‌دانم حق با توست!» به هر حال با همه مشکلاتی که هر کدام داریم، صبح که بهم می‌رسیم، تایید می‌کنیم حالمان خوب است و به هر‌ حال، زندگی را انتخاب کرده‌ایم و نباید زیاد نق بزنیم، راهی جز این نداریم. اگر می‌خواهی بمیری، بمیر. اما صبح روز بعد، انگار نه انگار که اتفاقی افتاده و زندگی با قدرت تمام ادامه دارد و جلوه می‌کند. یک نفر که جزو کسانی بود که رفته بودند تا غزاله علیزاده را پس از خودکشی از آن بالا پایین بیاورند، می‌گفت اگر خود او آن منظره را دیده بود، خودکشی نمی‌کرد؛ گنجشک‌ها روی درخت‌های بالای سرش می‌خواندند و آفتاب قشنگی از لابه‌لای برگ‌ها می‌تابید و روی ناخن‌هایش منعکس شده بود. انگار نه انگار. خم به ابروی طبیعت هم نیامده بود که کسی این‌جا خودش را کشته است. اگر آدم بداند که این همه در برابر عظمت طبیعت ناچیز است، طلبکاری‌اش از دنیا و توقعش از خودش کم می‌شود و این در نگاه آدم تحول ایجاد می‌کند. من سعی می‌کنم در زندگی خصوصی‌ام، با اعلام مداوم طلبکاری از دنیا، دست به خودکشی تدریجی نزنم. #عباس_کیارستمی @simar50

4_5929242535842029110.mp328.63 MB

Zendegi Moin wWw.NakaMan.mp3

4_5863984201451178333.mp34.50 MB

4_5929387946254802442.mp31.07 MB

1_5035103681381402399.m4a4.54 MB

1_5062420467952912246.mp35.54 MB

4_5926966645556788127.mp34.06 MB

4_5920522828813180478.mp33.33 MB

...
دروغ حقیقت را زخمی می‌کند، اما سکوت آن را می‌کُشد. یک اید
ه در مباحث اجتماعی وجود دارد که سکوت در برابر حقیقت، از دروغ‌گفتن دربارهٔ آن خطرناک‌تر است. چرا خطرناک‌تر؟ دروغ می‌تواند حقیقت را تحریف کند، اما هنوز به اصل آن اشاره دارد؛ اما سکوت اجازه نمی‌دهد حقیقت اصلاً دیده یا شنیده شود. ما در برابر آن‌هایی که سعی در تحریف یا تغییر حقیقت دارند، می‌توانیم بایستیم و آنچه را می‌گویند نقد کنیم، آنچه را از حقیقت پنهان می‌کنند بیرون بکشیم؛ و همین مسیر، خود شکلی از آگاهی‌بخشی است. اما در برابر آن‌هایی که سکوت کرده‌اند، چه باید کرد؟ تصور کنید آن کسی که سکوت کرده، شاعر یا نویسنده، بازیگر یا کارآفرین، روزنامه‌نگار یا عکاس، بلاگر یا استاد دانشگاه است. فرض کنید آن شخص، کسی‌ست که قرار است در عمر حرفه‌ای خود، داشته‌هایی برای آیندگان به‌جا بگذارد؛ آیندگانی که تجربهٔ زیست امروز ما را ندارند. نسل‌های بعد ندیده‌اند هزاران نفر در خیابان‌های ایران کشته شدند. نمی‌دانند سوگواری‌های پس از دی‌ماه چه حماسه‌هایی را روایت می‌کرد. نمی‌دانند وقتی کسی در هر گفت‌وگو و هر جمعی بگوید: «رفاه، رفاه، رفاه»، ما یاد چه می‌افتیم و چه از سر می‌گذرانیم. یک‌بار کسی به من گفت: «مگر همه‌چیز نوشتن است؟» واقعیت این است که همه‌چیز نوشتن نیست، اما هر حقیقتی برای زنده ماندن، به تکرار نیاز دارد. اگر روایتی گفته نشود، نوشته نشود، نقل نشود و آموزش داده نشود، کم‌کم از حافظهٔ عمومی عقب می‌نشیند، حتی اگر کاملاً نابود نشود. اگر به آنانی که سکوت کرده‌اند بگویی: «چیزی بگو»، می‌گویند: «شما فکر می‌کنید ما فراموش کرده‌ایم؟» نه، یقیناً آن فاجعهٔ دردناک فراموش نخواهد شد؛ اما سکوت مداوم، قدرت روایت و حقیقت را از بین می‌برد. سکوت در برابر حقیقت می‌تواند شاهدان، راویان و قربانیان را از یکدیگر دور کند. سکوت، روایت رسمی حکومت را تقویت می‌کند. سکوت، انتقال تجربه به نسل بعد را قطع می‌کند و این همان نقطه‌ای است که فراموشی تاریخی می‌تواند آغاز شود. رنجِ ایران و مردمانش، رنجی شریف است؛ اما حافظه فقط خانهٔ رنج نیست؛ حافظه، خانهٔ حقیقت است. #محمد_مرکبیان @simar50 #حقیقت #دروغ #سکوت #جاویدنامان

4_6012623085306382268.mp35.73 MB