مهارتهای روانی
رفتن به کانال در Telegram
🌐 mentalskills.ir ارتباط با ادمین👇👇👇 @Majidkeramatimoghadam پیج اینستاگرام👇👇👇 Majid.keramatimoghadam سایت های مرتبط https://sportssciencejournal.ir https://cognitivesportsjournal.ir https://drmajidkeramati.ir
نمایش بیشتر6 038
مشترکین
-124 ساعت
-127 روز
-8830 روز
آرشیو پست ها
6 037
🌿🍀🌿🍀🌿🍀
کاکتوسیم در ذهن بعضی آدمها.
خیالشان جمع است که دوامآورندهایم و مدارا کنندهایم و ادامه دهنده... خیالشان جمع است که دلخور نمیشویم و گلایه نمیکنیم. خیالشان جمع است که به این زودیها نمیرویم و اگر رفتیم، بر میگردیم...
نمیبینندمان و نمیشنوندمان و برای دلخوشیمان کاری نمیکنند و در ذهنشان ما همانجا بدون هیچ نیازی ایستادهایم و فرق داریم با همهای که متوقعند و گلایه میکنند و به دل میگیرند و مراعات میخواهند.
و ما ناگهان و در عین مدارا، از درون تهی میشویم و شانه خالی میکنیم و بر میگردند و میبینند که نیستیم!
و تازه میفهمند ما هم غمگین میشدیم و ما هم دلمان میگرفت و ما هم نیازمند توجه بودیم، خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکردند.
@mentalskills
6 037
🌞
یک هدف برای خود مشخص کنید و برای رسیدن به آن خود را منضبط کنید. در غیر این صورت باید عواقب آن را متحمل شوید. عواقب آن چیست؟ مواجهه با همهٔ رنجهای زندگی بدون دستیابی به هیچ معنایی. توصیف بهتری از جهنم سراغ دارید؟
📕 فراتر_از_نظم
✍ جردن_پیترسون
@mentalskills
6 037
نیو گفت: «بهنظرم باید لحظهای مکث کنیم و ببینیم مدتزمانی که در شبکههای اجتماعی سپری میکنیم چه ارزشی دارد. آیا چیزی نصیبمان میشود؟ آیا زندگیمان پربارتر میشود؟ آیا از کار با شبکههای اجتماعی لذت میبرم؟ آیا شبکههای اجتماعی باعث ایجاد ارتباط سازنده با دیگران میشوند؟»
گیلن گفت: «اگر شبکههای اجتماعی چیزی به زندگیتان اضافه نمیکنند، باید در انتظاری که از این پلتفرمها دارید بازنگری کنید و اهداف جدیدی پیش پای خود بگذارید. برای نمونه، میتوانید اپلیکیشنها را حذف کنید، کمتر در شبکههای اجتماعی پرسه بزنید یا کاری کنید که زندگیتان پربارتر شود.»
@mentalskills
🏵️🍂🏵️🍂🏵️🍂🏵️🍂🏵️🍂🏵️
6 037
افراد افسرده بیشتر تحت تأثیر تعداد لایکهای شبکههای اجتماعی قرار میگیرند
یک پژوهش نشان داد افراد دارای علائم افسردگی نسبت به لایکها، بازدیدها و بازخوردهای شبکههای اجتماعی حساسیت بیشتری دارند.
یافتههای این مطالعه نشان میدهند که تعداد لایکها و بازدیدها و بازخوردهای غیرمنتظره بر رفتار مجازی کاربران اثر میگذارند و آنها را درگیرِ شبکههای اجتماعی میکنند.
دریافت لایک حس خوبی دارد و ممکن است کاربران را به انتشار مطالب بیشتر ترغیب کند. این مطالعه نشان داده افرادی که با علائم افسردگی دستوپنجه نرم میکنند، ممکن است نسبت به بازخورد شبکههای اجتماعی حساستر باشند.
پژوهشگران در بخش بحث و بررسی مطالعه نوشتهاند که افراد افسرده بعضاً از شبکههای اجتماعی برای جبران کمبود تعاملات اجتماعی واقعی استفاده میکنند.
پژوهشگران از سه مجموعه داده متفاوت از محتوای شبکه اجتماعی ایکس (توئیتر سابق) برای بررسی رفتار مجازی بالغ بر ۷ هزار کاربر استفاده کردند که شامل ۳ هزار و ۲۰۰ مطلب میشد.
ارتباط آنلاین ممکن است آسانتر باشد
یائل نیو، پژوهشگر علوم اعصاب محاسباتی از دانشگاه پرینستون و نویسنده ارشد مطالعه حاضر، به اپک تایمز گفت: «افراد افسرده اغلب خودشان را به آب و آتش نمیزنند، اما همچنان نیازمند روابط اجتماعی هستند. ارتباط آنلاین ممکن است برای آنها آسانتر باشد و به تنها راه ارتباطیشان تبدیل شود.»
نیو گفت: «روابط مجازی همیشه در دسترس هستند و لازم نیست برای ایجاد ارتباط از تخت خارج شوید یا لباس بپوشید.»
او افزود: «ارتباط گرفتن با دیگران در فضای مجازی مخاطرات کمتری دارد.»
نیو گفت: «میتوانیم فوراً تلفن را خاموش کنیم، اسم و رسممان را مخفی نگهداریم و حتی از شناسهای استفاده کنیم که کسی به هویتمان پی نبرد. تعامل در فضای مجازی زحمت کمتری دارد.»
در این مطالعه بررسی نشده که استفاده از شبکههای اجتماعی باعث تشدید افسردگی میشود یا خیر، اما یافتههای یک مطالعه مروری نشان میدهند که استفاده زیاد از شبکههای اجتماعی با افسردگی و دیگر مشکلات سلامت روان ارتباط دارد؛ بهویژه در مورد کاربرانی که جزو گروههای آسیبپذیر بهشمار میروند. پژوهشهای پیشین هم استفاده از شبکههای اجتماعی را با افزایش خطر ابتلا به افسردگی مرتبط میدانند.
«لایکها» بیشتر به چشم میآیند و قابل شمارش هستند
در زندگی واقعی باید به نشانهها دقت کنید تا بفهمید دیگران درباره شما چه فکری میکنند، اما در شبکههای اجتماعی با شمارش تعداد لایکهای میتوانید به میزان محبوبیت افراد پی ببرید.
نشانههای مرتبط با تعاملات حضوری مانند اخمکردن یا لبخندزدن به طرف مقابل نشان میدهند که از معاشرت با او استقبال میکنید یا تمایلی به معاشرت با او ندارید، اما نمیتوان این نشانهها را با عدد و رقم سنجید. شبکههای اجتماعی این شاخصها را با کمّیسازی بازخورد کاربران ملموستر کردهاند.
نیو گفت: «در شبکههای اجتماعی با اعداد و ارقام سروکار داریم.»
افراد افسرده در تفسیر نشانههای اجتماعی مشکل دارند. از اینرو، بازخورد فوری و شاخصهای قابل سنجش شبکههای اجتماعی برای آنها جذابیت بیشتری دارد.
نیو تأکید کرد: «با اینحال، این اعداد آنقدرها مهم نیستند. اینکه امروز ۱۰ لایک بگیرم و دیروز ۸ لایک گرفته باشم، درعمل تفاوتی ندارد. البته شاید بگویید تفاوت دارد.»
ماهیت اعتیادآور شبکههای اجتماعی
بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی لایک کمی میگیرند یا بازخورد چندانی دریافت نمیکنند، اما گاهی مطالبشان بهواسطه الگوریتم شبکههای اجتماعی بهطور گسترده مورد توجه قرار میگیرد.
نیو گفت: «این سازوکار تا حدی به دستگاههای قماربازی شباهت دارد. گاهی جایزه بسیار بزرگی نصیبتتان میشود و همین جوایز بزرگ و گاهبهگاه باعث میشوند درگیر بمانید.»
کلر گیلن، استاد روانشناسی کالج ترینیتی دوبلین و از نویسندگان مطالعه حاضر، به اپک تایمز گفت: «بردن واقعاً مؤثر است. گاهی برد بزرگ و غیرمنتظرهای نصیبتان میشود و همین برد به شما انگیزه میدهد که برای رسیدن به برد بعدی ادامه دهید.»
مطالعات متعدد نشان دادهاند که آدمهای افسرده بیش از دیگران تحت تأثیر این بردها قرار میگیرند. برای نمونه، مطالعاتی در تایلند و نروژ انجام گرفته که نشان میدهند افسردگی با اختلال قمار ارتباط مستقیم دارد.
نیو گفت: «مغز فرد بهنوعی از برد و دریافت پاداش محروم مانده و در شرایطی قرار میگیرد که برای رسیدن به آن پاداش ریسک میکند.»
عادت استفاده ناسالم از شبکههای اجتماعی را بشکنید
ادامه👇
6 037
انیمیشن: An Object at Rest (شیئی در حال سکون)
کارگردان: Seth Boyden
سال تولید:۲۰۱۵
تمرکز روی تابآوری و تغییر
انیمیشن کوتاه *An Object at Rest* (یک شیء در حال سکون) در ظاهر داستان فرسایش یک سنگ در طبیعت است؛ اما در واقع، داستان خودِ ماست!
این سنگ دلش میخواهد در آرامش استراحت کند، اما:
باران و طوفان (بحرانهای ناگهانی زندگی)
ریشه درختان (روابط و مسئولیتها)
ودر نهایت تمدن انسانی (فشارهای جامعه)
مدام او را میتراشند، تکه تکه میکنند و شکلش را تغییر میدهند.
در روانشناسی به این فرآیند میگوییم «پذیرش تغییر». ما انسانها هم مثل این سنگ، گاهی چارهای جز پذیرش در برابر فرسایشهای روزگار نداریم. اما قشنگترین جایش اینجاست: سنگ از بین نمیرود، بلکه هر بار به شکل جدیدی در میآید و به بقای خود ادامه میدهد. این یعنی تابآوری
دکتر مریم محزون
@mentalskills
6 037
یکی از نشونههای بلوغ فکری اینه که بتونی حتی با باورهای خودت هم مخالفت کنی؛
یعنی هدفت فقط حقبهجانب بودن نباشه، بلکه آماده باشی شواهد جدید رو ببینی و اگر لازم بود، نظرت رو تغییر بدی!
@mentalskills
🕊️🌱
6 037
گل ها را تماشا کنید !
تحقیقات نشان میدهد نگاه کردن به گل ها هر روز صبح، اضطراب، افسردگی و عصبانیت را به حد قابل توجهی کاهش و انرژی شما را افزایش میدهد
گلها متعادل کننده حالات روحی اند.
☘️🌿🍀☘️🌿🍀☘️🌿🍀☘️🌿🍀
@mentalskills
6 037
🎬 نام انیمیشن: Body – Award Winning Student Animated Short Film
👤 کارگردان: لَوندر بِرچ (Lavender Birch) بدن و ذهن، دو بخش از یک سیستم واحد هستند. وقتی ذهن برای هدفی فشار میآورد اما بدن خسته است، تعادل سیستم مختل میشود. در روانشناسی این حالت را ناسازگاری ذهن و بدن مینامند. نتیجهاش معمولاً کاهش تمرکز، اختلال خواب، اضطراب، و فرسودگی عاطفی است. بیشتر ما یاد گرفتهایم که صدای ذهن را بشنویم — اما کمتر یاد گرفتهایم که به نشانههای بدنمان پاسخ دهیم. توجه به محدودیتهای فیزیکی ضعف نیست، بلکه نوعی تنظیم هیجانی (Self-Regulation) است؛ یعنی توانایی هماهنگ کردن خواستههای ذهن با ظرفیت بدن.
@mentalskills
6 037
🏵️🍂🏵️🍂🏵️🍂🏵️🍂🏵️
متاسفانه برای تعداد زیادی از اشخاص مکالمه درونی شامل ایراد گرفتن از خودشان است...
آن ها اغلب چنین بیاناتی را تکرار می کنند :
من احمق هستم.....
من از پس هیچ کاری برنمیام ...
من زیبا و دوست داشتنی نیستم ...
مکالمه ی درونی منفی اغلب به اضطراب و افسردگی منجر می شود و ممکن است نتایج ناخوشایند دیگری در بر داشته باشد چنین پیش گویی های کام بخشی متداول هستند، شما کم کم تبلیغات خودتان را باور می کنید و باعث می شوید آنچه از آن می ترسید رخ دهد...
@mentalskills
6 037
گاهی کافی است عکس ده سال پیش خودمان را ببینیم تا متوجه شویم چقدر از آن آدم فاصله گرفتهایم.
چهره تغییر کرده، بدن تغییر کرده، سلیقهها عوض شدهاند، باورها جابهجا شدهاند و حتی زخمهایی که زمانی بخش مهمی از هویت ما بودند، ممکن است امروز دیگر همان معنا را نداشته باشند.
اما با وجود همه این تغییرات، یک احساس عجیب باقی میماند:
«این منم.»
اینجاست که پرسش جدی آغاز میشود؛ اگر بدن، افکار، احساسات، خاطرات، شغل، روابط و حتی شخصیت ما در طول زمان تغییر میکنند، چه چیزی باعث میشود هنوز خودمان را همان «من» بدانیم؟
ما از کودکی یاد میگیریم خودمان را با مجموعهای از برچسبها تعریف کنیم:
یک نام، یک خانواده، یک گذشته، یک شغل، یک شخصیت، یک بدن و مجموعهای از خاطرات.
با تکرار این روایت، کمکم داستانی که درباره خود ساختهایم را با خودِ واقعی اشتباه میگیریم.
اما داستان قابل تغییر است.
فکر میتواند بیاید و برود.
ترس میتواند ظاهر شود و ناپدید شود.
خشم، عشق، شکست، اعتمادبهنفس و ناامیدی دائمی نیستند.
حتی بدن نیز هر لحظه در حال تغییر است.
پس شاید مسئله اصلی این نباشد که «من چه هستم؟»
بلکه این باشد که:
«چه چیزی در من، تغییرات مرا مشاهده میکند؟»
این همان جایی است که مفهوم آگاهی وارد بحث میشود.
میتوان ذهن را مانند صفحهای تصور کرد که تصاویر مختلف روی آن ظاهر میشوند؛ افکار، خاطرات، احساسات و تجربهها دائماً تغییر میکنند، اما ما معمولاً خودمان را با همان تصاویری که روی صفحه ظاهر شدهاند یکی میگیریم.
من «ترسیدهام»، پس من ترس هستم.
من «شکست خوردهام»، پس من شکست هستم.
من «زخمی شدهام»، پس من همان زخم هستم.
شاید بخش بزرگی از رنج انسان دقیقاً از همین اشتباه ناشی شود:
ما تجربهای را که از خود داریم، با خودِ تجربهکننده اشتباه میگیریم.
اما یک نکته مهم وجود دارد.
اینکه بگوییم «آگاهی مانند فضایی است که همه تجربهها در آن رخ میدهند»، یک استعاره فلسفی قدرتمند است؛ نه یک حقیقت علمی اثباتشده درباره ماهیت ذهن.
علوم اعصاب هنوز آگاهی را بهطور کامل توضیح نداده است و نمیتوان صرفاً از تجربه درونی نتیجه گرفت که آگاهی مستقل از مغز وجود دارد.
با این حال، همین پرسش ارزشمند است؛ زیرا ما را مجبور میکند بین «آنچه تجربه میکنیم» و «آنچه هستیم» تفاوت بگذاریم.
و شاید استعاره شیشه و فضا دقیقاً همین را به چالش میکشد:
اگر شیشه بشکند، فضای درون آن به معنای فیزیکی «باقی نمیماند»؛ اما این تصویر میتواند به ما یادآوری کند که ظرف تجربه را نباید با تمام حقیقت تجربه یکی بدانیم.
@mentalskills
🌺🍃🌺🍂🍃🌺🍂🌺
6 037
مشکلی نیست اگه احساس میکنی گم شدی...
یا احساس ناراحتی میکنی...
یا احساس تنهایی میکنی...
یا حتی ترسیدی...
مشکلی نیست…
بعضی وقتها، با اینکه داریم رو خودمون کار میکنیم، سعی میکنیم راههای درست رو انتخاب کنیم و تصمیم های درست بگیریم بازم ممکنه احساسات ناخوشایند به سراغمون بیان…
این خیلی مهمه که ما به همه احساساتمون فرصت بروز بدیم!
باید بدونیم اشکالی نداره اگه احساسات ناخوشایند بیان، مهم اینه که بهشون به دید مهمونهای ناخوندهای نگاه کنیم که به هر دلیلی اومدن و به زودی قراره برن..
@mentalskills
🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂
6 037
در کوچه ای وارد شدم،
پیری از کوچه آمد،
پیرگفت : نرو، بن بست است
گوش نکردم و رفتم،
بن بست بود برگشتم؛
سرکوچه که رسیدم،
پیر شده بودم!
قدر تجربه های بزرگترها را بدانیم...
@mentalskills
6 037
افکار ما نیز مانند گوشی هایمان
هر روز به کمی شارژ نیاز دارند؛
کمی تمرکز، کتاب خواندن و تفکر
چیزیست که ما را در مسیر آگاهی
و موفقیت نگه می دارد...
@mentalskills
6 037
🍂🍃🍂🍃🍂🍃
یادمان باشد که هدف از مرور زندگی گذشته، تمرکز بر ديگران و اعمال آنها نیست! ما به دنبال شناسایی سهم و نقش خود در ايجاد مسائل و مشکلات موجود ميگرديم. هدف از به ياد آوردن خاطرات و نام بردن از اشخاص و ديگران،شناخت بهتر و کسب آگاهی از خود است ...!
@mentalskills
6 037
🍃🍂🍃🍂🍃🍂
گاهی بعد از اینکه نیازت رو بیان میکنی، نه میگی یا مرز میذاری، بهجای اینکه سبک بشی، اضطرابت بیشتر میشه؛ ذهنت شروع میکنه به مرور حرفها، عذاب وجدان میگیری یا حتی بدنت واکنش نشون میده…
این همیشه به معنی اشتباه بودن رفتارت نیست.
اگر مدتها عادت داشتی برای حفظ آرامش، راضی نگه داشتن دیگران یا جلوگیری از تعارض، خودت رو الویت قرار ندی و بذاری اخر، بیان نیاز میتونه در شروع برای ذهنت ناآشنا و حتی تهدیدکننده باشه.
برای همین ممکنه رفتارت سالمتر شده باشه، اما احساست هنوز با اون هماهنگ نشده باشه.
هر اضطرابی بعد از مرزبندی، نشونهی این نیست که باید برگردی و حرفت رو پس بگیری. فقط یعنی داری رفتاری رو تمرین میکنی که قبلاً برات ناآشنا بوده.
کمکم، با تکرار و تجربه، یاد میگیری که داشتن مرز و نیاز و ابرازشون چیزهایی نیستن که بابتشون باید احساس گناه کنی.
@mentalskills
6 037
زمانی که با تنهاییمان دوست شویم درمییابیم نوع ارتباط برقرار کردنمان با آدمها تغییر میکند. وقتی از تنهاییمان فرار نمیکنیم، دیگر نیاز نداریم به آدمها پناه ببریم. حالا رابطههایمان رنگ و بوی نیاز و خواهش ندارد. طعم ترس از دست دادن ندارد و قرار نیست آدمها شبیه توقعها و آرزوهای ما شوند.
📒 تکههایی از یک کل منسجم
پونه_مقیمی
@mentalskills
6 037
وقتی تنهایی و یا خسته هستی،
بهترین کار، ادامه دادن زندگی با یک کتاب است.
📕 روزهای_برمه
✍🏻 جرج_اورول
@mentalskills
6 037
درخت اضطراب
اضطراب فقط چیزی نیست که در ظاهر تجربهاش میکنیم.
گاهی آنچه میبینیم، فقط برگهای درخت اضطراب است:
فکرهای زیاد،
بیقراری،
تحریکپذیری،
ناتوانی در آرام شدن،
اجتناب،
جلب رضایت دیگران
یا مدام دنبال اطمینان گشتن.
اما ریشهها معمولاً عمیقترند.
ترس از قضاوت شدن،
ترس از دست دادن،
تجربههای غیرقابلپیشبینی دوران کودکی،
شرمهای قدیمی،
استرسهای انباشته،
نیاز شدید به کنترل،
سوگهای حلنشده،
ترس از شکست
و هوشیاری مفرط...
به همین دلیل است که گاهی تلاش میکنیم یکی از نشانههای اضطراب را خاموش کنیم، اما مدتی بعد نشانهی دیگری ظاهر میشود.
چون برگ را دستکاری کردهایم، اما ریشه هنوز سر جایش است.
البته این به این معنا نیست که هر اضطرابی حتماً ریشه در کودکی دارد یا هر نشانهای یک علت پنهان مشخص دارد.
اضطراب میتواند تحت تأثیر عوامل مختلفی شکل بگیرد؛ از شرایط فعلی زندگی و فشارهای مزمن گرفته تا تجربههای گذشته و الگوهای فکری و رفتاری.
اما یک سؤال مهم میتواند شروع خوبی باشد:
«اضطراب من فقط دربارهی چیزی است که همین امروز اتفاق میافتد، یا چیزی قدیمیتر را هم در من فعال میکند؟»
گاهی درمان اضطراب فقط یاد گرفتنِ آرام شدن نیست؛
بلکه فرصتی است برای فهمیدن اینکه چه چیزی در درون ما هنوز احساس امنیت نمیکند.
وقتی ریشهها را بهتر میشناسیم، بهجای جنگیدن مداوم با نشانهها، میتوانیم با خودمان رابطهی عمیقتری برقرار کنیم.
آنچه در بالا میبینیم، نشانهها هستند؛
آنچه در زیر خاک است، داستان ماست.
@mentalskills
