573
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-330 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
مه '26
مه '260
در 0 کانالها
آوریل '260
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+3
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+8
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+3
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+3
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+6
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+5
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+5
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '25
+3
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+5
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+4
در 2 کانالها
Get PRO
مه '25
+5
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+7
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '25
+2
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+4
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+7
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+15
در 2 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+7
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+8
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+5
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '24
+12
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+18
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+10
در 0 کانالها
Get PRO
مه '24
+13
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+9
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '24
+13
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+8
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+6
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+10
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+10
در 2 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+13
در 2 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+3
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+8
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+4
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+10
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+22
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+36
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+13
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+7
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+8
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+6
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+1
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+4
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+2
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+8
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+7
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+3
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+4
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+5
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+9
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+3
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+10
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+9
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+9
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+9
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+5
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+9
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+12
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+17
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+6
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+15
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+17
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+20
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+13
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+761
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 17 مه | 0 | |||
| 16 مه | 0 | |||
| 15 مه | 0 | |||
| 14 مه | 0 | |||
| 13 مه | 0 | |||
| 12 مه | 0 | |||
| 11 مه | 0 | |||
| 10 مه | 0 | |||
| 09 مه | 0 | |||
| 08 مه | 0 | |||
| 07 مه | 0 | |||
| 06 مه | 0 | |||
| 05 مه | 0 | |||
| 04 مه | 0 | |||
| 03 مه | 0 | |||
| 02 مه | 0 | |||
| 01 مه | 0 |
پستهای کانال
در نهایت به دوستان و آشنایانم در ایران گفتم دیگر با من تماس نگیرند. به آنها هشدار دادم: شما در خطر هستید، همه ارتباطها را قطع کنید. نمیخواستم کسی را در معرض خطر قرار دهم. این وضعیت با ماجرای سلمان رشدی شدیدتر شد.
فتوای روحالله خمینی علیه سلمان رشدی، نویسنده بریتانیایی-هندی، به خاطر کتاب آیات شیطانی در سال ۱۹۸۹ صادر شد. امیرشاهی این حکم را حملهای به آزادی بیان دانست و از نویسندگان و روشنفکران فرانسه خواست با رشدی اعلام همبستگی کنند.
*دی سایت: چگونه؟*
*امیرشاهی*: با آن فتوا، ملاها آموزه انقلاب اسلامی را به خارج صادر کردند. روشنفکران منتقدی مانند من ناگهان هدف قرار گرفتند، فارغ از ملیت یا محل زندگیشان.
ماجرای رشدی به یک بحران جهانی تبدیل شد. برای من نیز انگیزه مهمی شد تا علناً سخن بگویم. از من خواسته شد رئیس کمیته سلمان رشدی در فرانسه شوم، اما نپذیرفتم. نمیخواستم نقش رهبری داشته باشم؛ به دلایل مختلف. یکی از آنها این بود که فرانسویها اول باید یاد میگرفتند نام «*امیرشاهی*» را چگونه تلفظ کنند.
*دی سایت: آینده ایران را چگونه میبینید؟*
*امیرشاهی*: پیشبینی آن غیرممکن است. با این همه اطلاعات متناقض و تبلیغات، چه از داخل ایران و چه از خارج، نمیتوان چیزی را با قطعیت گفت. اما میتوانم بگویم که عمیقاً نگرانم. بسیار نگران مردم ایران و همچنین حاکمیت کشورمان هستم.
*دی سایت: منظور شما از حاکمیت چیست؟*
*امیرشاهی*: نمیتوانم بپذیرم کسی مانند رضا پهلوی با حمایت قدرتهای خارجی از راه دور دستور تغییر رژیم بدهد. برای من این بدتر از بزرگترین توهین است.
از نظر شخصی نیز کاملاً مخالف دخالت دولتهای خارجی در کشورم هستم. این فکر که کشورهای دیگر ــ چه ایالات متحده، چه اسرائیل یا هر بازیگر منطقهای و بینالمللی دیگر ــ بخواهند به این شکل در امور ایران دخالت کنند، برای من غیرقابل تحمل است.
در پایان گفتوگو، مهشید امیرشاهی ما را به اتاق کار روشن و پرنور خود میبرد. دستنوشتههای خاطراتی را نشان میدهد که اکنون مشغول نوشتن آنهاست. سپس به آشپزخانه میرویم؛ برنج تقریباً آماده است.
پرستار کودکیاش ــ «دایه» ــ همیشه میگفت خانمهای اشرافی نباید وقتشان را در آشپزخانه بگذرانند. اما امیرشاهی هنگام تحصیل در انگلستان آشپزی را خودش یاد گرفت. وقتی این را تعریف میکند، میخندد.
به نقل از هفتهنامه دی سایت (Die Zeit)
| 2 | *دی سایت: در اعتراضات اخیر ایران دوباره یک نام در مرکز توجه قرار گرفته: رضا پهلوی، پسر آخرین شاه. چگونه میتوان تغییر شعار «زن، زندگی، آزادی» در اعتراضات ۲۰۲۲ به «رضاشاه روحت شاد» یا «پهلوی برگرد» را توضیح داد؟*
*امیرشاهی*: به نوعی ما مسافران زمان شدهایم. دوباره در وضعیتی شبیه ۱۹۷۹ هستیم. آن زمان خمینی بود، امروز پهلوی. این برای من هم غمانگیز است و هم نگرانکننده.
مردم اغلب میگویند: رضا شاه اول چادر را از سر زنان برداشت؛ انگار این یک دستاورد بوده است. در واقع چادر را با زور از سر زنان کشیدند. این همانقدر شرمآور است که در رژیم فعلی زنان مجبور به پوشیدن حجاب هستند.
*دی سایت: اما رضا پهلوی برای بسیاری از ایرانیان امید بزرگی است. مردم اعتراض کردند و حتی جانشان را به خطر انداختند. کشتار رخ داد.*
*امیرشاهی*: مردم دلایل خوبی برای اعتراض دارند. کشتار در ایران مرا بیکلام کرده است. برایش واژهای ندارم.
اما این پهلوی جوان به هیچ وجه پاسخ مناسبی برای وضعیت کنونی ایران نیست. او هرگز شغل واقعی نداشته است؛ حالا قرار است کشوری با ۹۰ میلیون جمعیت را اداره کند؟
داستانها، اما نه داستان بازگشت
*دی سایت: به نظر شما چه باید اتفاق بیفتد؟*
*امیرشاهی*: باز هم باید به تاریخ خود نگاه کنیم. ما در ایران یک انقلاب قابل توجه داشتیم: انقلاب مشروطه از ۱۹۰۵ تا ۱۹۱۱. آن یک انتقال موفق قدرت از شاه به مجلس بود.
پهلویها این دستاوردها را نابود کردند. نظام تکحزبی آنها در نهایت راه را برای انقلاب ۱۹۷۹ هموار کرد. ما باید به آن بنیانهای دموکراتیک بازگردیم: پایان دادن به حکومت استبدادی و بازگرداندن مجلس به عنوان مرکز قدرت سیاسی.
*دی سایت: چرا ایران را ترک کردید؟*
*امیرشاهی*: راستش اصلاً قصد رفتن نداشتم. معتقد بودم اگر بخواهم علیه روحانیت و دولت مبارزه کنم باید در کشور بمانم.
اما در سطح بینالمللی شایعاتی درباره من پخش شد: اینکه رژیم مرا تعقیب کرده، کتک زده و حتی با اسید سوزانده است. هیچکدام از اینها برای من اتفاق نیفتاد. میدانم برای بسیاری دیگر چنین شد، اما برای من نه. درست است که توهین و انتقاد بود و بعضی دوستان با تمسخر حرف میزدند، اما چیز دیگری نه.
من رفتم چون مادرم، خواهر کوچکم، دخترم و خواهرزادهام در فرانسه بودند و نگران من بودند. آن زمان تماس تلفنی هم آسان نبود. تصمیم گرفتم بروم و اوضاع را توضیح بدهم. قصد داشتم فقط یک ماه بمانم. اما بعد، جنگ ایران و عراق شروع شد و دیگر نتوانستم برگردم.
*دی سایت: اکنون هم نقش شما بیشتر نقش ناظر از دور است. این برای شما چگونه است؟*
*امیرشاهی*: پس از انقلاب ۱۹۷۹ دو نسل در ایران به دنیا آمدهاند؛ نسلهایی که آغاز انقلاب را تقریباً نمیشناسند. اگر در کشور بودم، شاید با آنها ارتباط میگرفتم و درباره آن زمان برایشان میگفتم.
گاهی از سر خشم گفتهام: تا وقتی ملاها در قدرتاند هرگز پایم را به ایران نمیگذارم. اما این فقط حرفهایی از سر ناامیدی است. بزرگترین اندوهی که در همه این سالها با خود حمل کردهام جدایی از سرزمینم بوده است.
مهشید امیرشاهی چند سال در دانشگاه دانشگاه سوربن در پاریس زبان انگلیسی تدریس کرد. او به عنوان نویسنده فعالیت داشت و با نخستوزیر پیشین شاه، شاپور بختیار همکاری میکرد تا زمانی که بختیار در تبعید به دست مأموران جمهوری اسلامی ترور شد.
*دی سایت: اگر به ایران بازگردید چه اتفاقی میافتد؟*
*امیرشاهی*: من داستان مینویسم، اما داستانی درباره بازگشتم نه. بدترین صحنهها را حتی نمیخواهم تصور کنم: اینکه شاید مرا ببرند و فوراً اعدام کنند، یا کتک بزنند و شلاق بزنند و شکنجه کنند.
دیگر نمیتوانم تهران را در ذهنم ببینم. فکر نمیکنم شهری را که در آن بزرگ شدهام بشناسم. نمیدانم دیگر چه شکلی دارد. این اندوهی است که هیچکس نمیتواند از ذهنم پاک کند.
چیزی که بیش از همه دلم برایش تنگ شده صدای زبان فارسی است؛ اینکه کسی کنارم بنشیند و فارسی حرف بزند. من همیشه زبانها را دوست داشتم. هر زبانی که یاد گرفتم به این دلیل بود که خودِ زبانها را دوست داشتم. من همیشه رابطهای عمیق با نوشتن و سخن گفتن داشتهام.
*دی سایت: هنوز با کسانی که در ایران زندگی میکنند در تماس هستید؟*
*امیرشاهی*: نه. چون در خارج از کشور فعالیت سیاسی داشتم، نام من در ایران خطرناک شد. زمانی فهرستی منتشر شد که در آن «پروندههای امنیتی» را نوشته بودند. نام من در صدر آن بود.
به همین دلیل نام من در ایران برده نمیشود. هیچیک از کتابهایم در کتابفروشیها و کتابخانههای ایران وجود ندارد، هرچند در بازار سیاه هنوز فروخته میشوند. به همین دلیل دیگر نمیتوانستم با کسی در ایران تماس مستقیم داشته باشم. وقتی شروع کردم رژیم را علناً نقد کنم، انزوایم کامل شد. | 113 |
| 3 | 🟥*مصاحبۀ خانم مهشید امیرشاهی با روزنامۀ دی تسایت آلمانی. متن از آلمانی به فارسی برگردانده شده است.*
*مهشید امیرشاهی:*
«مردم فریاد میزدند: خون!»
مصاحبه: *سارا معین*
سه شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۴ فوريه ۲۰۲۶
📷
*مهشید امیرشاهی یکی از مهمترین روشنفکران ایرانی است. او در سال ۱۹۷۹ درباره خمینی هشدار داد و به همین دلیل مورد توهین قرار گرفت. امروز او ۸۸ سال دارد — و بار دیگر هشدار میدهد*
_در جریان انقلاب ۱۹۷۹ در ایران، مهشید امیرشاهی جرأت کرد درباره خطر اسلامگرایان به رهبری روحالله خمینی هشدار دهد. او بهای سنگینی برای این کار پرداخت: زندگی در تبعید در فرانسه. از آنجا برای استقرار پارلمانتاریسم دموکراتیک در کشورش مبارزه کرد و همچنین از نویسنده سلمان رشدی دفاع نمود._
_امروز این زن ۸۸ ساله تنها بهندرت در خانهاش در حومه پاریس مهمان میپذیرد، اما ایران را با دقت دنبال میکند. هنگام خداحافظی، امیرشاهی برای نویسنده یک غذای برنجی ایرانی میپزد. برنج ــ که هنر است ــ تهدیگی بینقص دارد._
*دی سایت: خانم امیرشاهی، وقتی به ایران فکر میکنید چه احساسی دارید؟*
*مهشید امیرشاهی*: این سؤال خوبی برای شروع نیست. حال خوبی ندارم. خشمگینم.
*دی سایت: چرا؟*
*امیرشاهی*: وضعیت ایران مرا به یاد روزهای انقلاب ۱۹۷۹ میاندازد. آن زمان برای خودم دشمنان زیادی درست کردم، حتی در میان دوستانم. بعدها بسیاری از آنها پشیمان شدند. من از معدود کسانی بودم که آشکارا علیه انقلاب و علیه به قدرت رسیدن اسلامگرایان به رهبری روحالله خمینی سخن گفتم.
من آدم مذهبی نیستم، اما هرگز هم نگفتهام که جهان باید کاملاً بدون دین باشد. فقط معتقدم دین نمیتواند یک کشور را اداره کند؛ دین برای حکومتداری مناسب نیست. به همین دلیل هم انقلاب را به هیچ وجه نمیتوانستم بپذیرم.
اما مشکل اصلی، سلطنت پهلوی بود که پیش از انقلاب حکومت میکرد. آن حکومت آزادی بیان و بسیاری دیگر از حقوق انسانی را از ما گرفت. پهلویها ایران را به یک سلطنت مطلقه و یک نظام تکحزبی تبدیل کرده بودند. مجلس عملاً بیقدرت بود.
*دی سایت: شما خانواده پهلوی، یعنی خانواده شاه سرنگونشده را مسئول انقلاب میدانید. چرا؟*
*امیرشاهی*: برای فهمیدن آنچه در سال ۱۹۷۹ رخ داد باید به گذشته برگردیم. من که کودک دهه چهل میلادی بودم، به یاد دارم بزرگترها هرگز نام شاه آن زمان، رضا شاه پهلوی، را با صدای بلند بر زبان نمیآوردند. میگفتند «پدر» یا «خان» و بعد سریع موضوع را عوض میکردند.
نام او را آشکارا گفتن خطرناک بود، چون خبرچینها همه جا بودند. این وضع زندگی خانوادههای عادی بود. ترس دائمی وجود داشت.
*دی سایت: روحانیان پیش از انقلاب چه وعدههایی به مردم ایران دادند؟*
*امیرشاهی*: وضعیت paradoxical بود. جانشین رضا شاه، یعنی محمدرضا شاه پهلوی که از حدود ۱۹۵۰ قدرت را در دست داشت، مخالفان چپ و چپ میانه را به شدت سرکوب میکرد. اما در برخورد با روحانیت ملایمتر بود. همین به آنها فرصت داد.
آنها از طریق شبکههای خود ــ مساجد و بلندگوهایی که اساساً برای اذان بودند ــ سانسور را دور میزدند و تبلیغاتشان درباره خمینی را پخش میکردند؛ اینکه او «بهشت را بر زمین خواهد آورد».
آنها توانستند به بخشهای بزرگی از مردم دسترسی پیدا کنند و مردم هم حرفشان را باور کردند.
*دی سایت: سپس چه شد؟*
*امیرشاهی*: فضای سیاسی سال ۱۹۷۹ آنقدر خفقانآور و فاسد بود که مردم دیگر به اصلاح نظام فکر نمیکردند؛ بلکه میخواستند آن را کاملاً جایگزین کنند. به همین دلیل به خیابان آمدند.
*دی سایت: شما هم؟*
*امیرشاهی*: فقط یک بار، در آغاز. وقتی اولین شعارها را شنیدم، برگشتم. جمعیت فریاد میزد: «خمینی عزیزم، فرمان بده، تا خون بریزیم.»
من شرمنده شدم. آن تظاهرات اولین و آخرین تظاهرات من بود. نمیتوانم بگویم مردم واقعاً چه میخواستند یا چه فکر میکردند، اما آنها فریاد خون میزدند.
به نظر من تظاهرکنندگان آن زمان چندان مقصر نبودند؛ آنها تقریباً انتخابی نداشتند. اما عملها پیامد دارند، حتی اگر از احساسات ناشی شوند. کتاب من در هزار درباره همین مسئله و درباره انقلاب است.
در فوریه ۱۹۷۹، مهشید امیرشاهی مقالهای منتشر کرد که در آن از سیاستمدار شاپور بختیار دفاع میکرد؛ کسی که سالها از مخالفان شاه بود. شاه در آخرین تلاش برای حفظ قدرت، او را به نخستوزیری منصوب کرد. اما بختیار از سوی نخبگان سیاسی تنها گذاشته شد.
*امیرشاهی* در آن مقاله روشنفکران و سیاستمدارانی را نقد کرد که به نظر او راه را برای حاکمیت اسلامگرایان هموار کردند. او در سال ۱۹۷۹ نوشت: «از تنها ماندن نمیترسم. این بار میترسم ــ نه برای خودم، بلکه برای آینده این کشور». | 109 |
| 4 | https://www.instagram.com/reel/DVIWk4kDMsn/?igsh=NzBxYzc2dmJsaW5m | 104 |
| 5 | https://www.instagram.com/reel/DT-OKFogshm/?igsh=MWNoeTd0Z3o5ZW05dw== | 100 |
| 6 | @rozaneoja | 99 |
| 7 | @rozaneoja | 92 |
| 8 | یکی تیغ داند زدن روزِ کار
یکی را قلمزن کند روزگار...
فریبِ جهان قصهٔ روشن است
ببین تا چه زاید، شب آبستن است
همیشه تصور میکردم داریوش آشوری مصداق بارز کسی است که روزگار قلمزنش کرده، حال میبینم پیرانهسر تیغ هم بر کف گرفته است! و این البته نه تأثیر پیری و بیماری و فقر و تنهایی و غربت است!
شاید حدود ده سال پیش بود که یک روز ابوالفضل خطیبی به من گفت آشوری هفتهای یک بار و گاه بیشتر، از آن سر دنیا به او زنگ میزند و درباره شاهنامه سؤال میپرسد و با او بحث میکند! برایش بسیار جذاب و حیرتآور بود که کسی در آن سنوسال مباحث تخصصی را در حوزهٔ شاهنامهپژوهی دنبال کند و به موضوعاتی علاقمند باشد که شاید در جوانی کمتر به آنها پرداخته بوده است. یک بار هم همان سالها خطیبی گفت که خود آشوری بدش نمیآید بیاید ایران، فقط اندکی میترسد اینجا اذیتش کنند! ما هر دو مطمئن بودیم که اینجا خطری او را تهدید نمیکند، و بعدها از قول خود آشوری در جایی خواندم که حتی فرهنگستان هم به او پیشنهاد همکاری داده بوده است. باری این گذشت تا دو روز پیش عکس او را کنار رضا پهلوی دیدم و امروز هم یادداشتهای مسکوب را دربارهٔ مشاوره دادنهای آشوری و به رضا پهلوی در سال ۱۳۶۲ خواندم (؟)! مانند مشتزنی که ناگهان به رگبار مشتهای حریف بسته شده باشد، مدتی هوش و حواسم مختل شد! شاید اگر فقط شیفتهٔ نثر زیبا و محکم مسکوب نبودم و اندکی او را جدیتر گرفته و تمام مطالبش را خوانده بودم، امروز کمتر حیرتزده میشدم. چطور میشود کسی که نیچه را درک میکند، در کنار افرادی قرار بگیرد که احتمالاً نمیدانند تهدید به آتش زدن قرآن برای مخاطب مسلمان هیچ فرقی با خود آتش زدن قرآن ندارد! چطور میشود کسی که در جوانی با زبان پاکیزه از آدم بددهنی مانند آل احمد انتقاد میکرد، حال پیرانهسر از جریانی دفاع کند که استفاده از الفاظ بسیار زشت و رکیک بخشی از ابزارشان برای آشناییزدایی در گفتمان سیاسیاشان است! چطور میشود فردی که واژهٔ خوشساخت «همهپُرسی» را به فهرست لغات فارسی میافزاید و عملاً واژهٔ فرنگی و بیمعنای «رفراندوم» را از میدان بدر میکند، در آستانهٔ نودسالگی از حملهٔ آمریکا و اسراییل به خاک وطنش دفاع کند! و اگر اشتباه نکنم همان واژهٔ «گفتمان» هم پیشنهاد جاافتادهٔ آشوری برای دیسکورس فرنگی بوده است! باری با خواندن یادداشتهای مسکوب و چند یادداشت دیگر دریافتم که در تمام آن سالها او خود خودش بوده است، اما من و امثال من بیهوده تصویر دیگری از او را در ذهن خود میپروراندیم. خطا از ماست که کودکانه تصور میکنیم طبیعتِ آدمی با فرمولهای رمانتیک تبیینپذیر است- و ای کاش تا پیش از مرگش معادلی هم برای «رمانتیک» بدهد! از بعد از آن دیماه سوزان، همه چیز بهشدت دگرگون شده است، و قطعاً اتفاقات حیرتآور بیشتری در راه است، و ما باید خود را برای هرچه کمتر مبهوت شدن آماده کنیم!
@rozaneoja | 150 |
| 9 | @rozaneoja | 136 |
| 10 | فایل صوتی از طرف Mohammad-Ali Sajjadi | 86 |
| 11 | بدون متن... | 88 |
| 12 | انقلاب علیه انقلاب.pdf | 101 |
| 13 | من چقدر مست
من چقدر سادهام
مثل آنکه دفتر و کتاب و شعر
هر چه خواندهام به باد دادهام.
مست
غرق نور الکل و صفای دود
مستِ مستِ مست
هیج کوچهای مرا به خانهای نمی برد
کوچه تا ستارهها تهیست...
یاد علی باباچاهی عزیز گرامی.
@rozaneoja | 98 |
| 14 | . پای دوربین هشت میلیمتری دهه آغازین پنجاه. وقت ساخت فیلم کوتاه بلوف که گمش کردم. با ناصرحاج محمدعزیز دراین فیلم نقش گاریچی جواني را بازي مي کرد. فيلم را گم کردم .
@rozaneoja | 160 |
| 15 | ناصر حاج محمد دوست دیرینه مان به رويا پيوسته.
با ناصر از نوجوانی دوست شدیم. دبیرستان طبری آمل. گروه هنری ساختیم . او سنتور مي نواخت. مهاجر بود. بدلیل شغل پدر بزرگوارش. خانه شان . مادر مهربانان چای ما هم بود. ناصر کم حرف بی ادعا و بسیار مهربان بود و ساده دل. با او و دوچرخه اش در شهر می چرخیدیم. روزهای نم نم باران. ضبط صوت کوچکش را به فرمان می چسباند با کش و ما موسيقي و شعرخوانی شاملو را گوش می دادیم. او به شهر و زادگاهش تاکستان و قزوین گوچید و معلم شد و با عشق به همه بچه ها درس داد و ... ما همیشه در تماس بودیم حضوري يا تلفنی. آخرین بار زمستان سال ۴۰۳ بود که شبی را در قزوین با او خانواده نازنینش سر کردم. و واپسین گفت و گو زمانی همين چندین روز پیش بود که دیگر صدایی از نمایش در نمي آمد و امروز به خاکش سپردیم.
@rozaneojaa | 127 |
| 16 | می خواهم بخوابم
اگر رويا پاورچین پاورچین روی ابرم راه نرود
با عنکبوت ها تار نتنند در سيال سیاره ام.
می خواهم بخوابم اگر بیداری آزارم ندهد
و روز سربی و آفتاب بي عطر از پنجره سویم شلیک نکنند.
پرده را نسوزاند و پروانه های رنگین را رم ندهد.
پس با چشمان باز
به راز و نیاز با رويا می پردازم!
م.ع. سجادی
۶ دی ۱۴۰۴
@rozaneoja | 200 |
| 17 | ❗️انیمیشن Pittari
▪️کارگردان: Patrick Smith
▫️محصول: ۲۰۱۷ میلادی
@artchanel | 151 |
| 18 | نگاره ای از بهزاد شیشه گران
@rozaneoja | 136 |
| 19 | ❗️انیمیشن Pittari
▪️کارگردان: Patrick Smith
▫️محصول: ۲۰۱۷ میلادی
@artchanel | 1 |
| 20 | رابرت دووال، بازیگر برنده اسکار در ۹۵ سالگی درگذشت.
➥
رابرت دووال -
بازیگر نامدار و برنده اسکار سینمای آمریکا که با نقشآفرینی درخشان در سه گانه «پدرخوانده» و در «اینک آخرالزمان» به شهرت جهانی رسید، در سن ۹۵ سالگی درگذشت.
لوسیانا دووال، همسر او، در بیانیهای گفت: «رابرت برای هر یک از نقشهای بیشمارش، تمام وجود خود را به شخصیتها و حقیقت روح انسانی که آن شخصیتها نمایندهاش بودند، میبخشید.»
از برجسته ترین نقشهای او میتوان به نقش شخصیت «تام هیگن»، مشاور و حقوقدان خانواده مافیایی کورلئونه در سه گانه «پدرخوانده» اشاره کرد.او همچنین نقش سرهنگ «بول میچام» را در
«سانتینی بزرگ» و شخصیت اصلی فیلم «استالین» را بازی کرد، و نیز در فیلمهای «مهربانی محض» و «حواری» در نقش شخصیتهای فروپاشیده و سقوط کرده ظاهر شد.
۵ ژانویه ۱۹۳۱
۱۵ فوریه ۲۰۲۶
@rozaneoja | 132 |
