fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

سۆزی مێحڕاب

سۆزی مێحڕاب

رفتن به کانال در Telegram

لەم کات و سـاتە هەستیـارەدا، زیاتر لە ڕابردو بەیەکەوە بین و خـەم و تەم و ژانــی ژیان بڕەوێنینـەوە. " سـۆزی میـحڕاب " ارتباط با ادمین @sozimihrabadmen

نمایش بیشتر
2 212
مشترکین
-124 ساعت
+67 روز
+1730 روز
آرشیو پست ها
لیژنەی فەتوای هەرێم وەرگرتنی فەتوا لە زیرەكیی دەستكرد بە نادروست دەزانێت د. حەسەن پشدەری، ئەندامی لیژنەی باڵای فەتوا لە هەرێم
لیژنەی فەتوای هەرێم وەرگرتنی فەتوا لە زیرەكیی دەستكرد بە نادروست دەزانێت د. حەسەن پشدەری، ئەندامی لیژنەی باڵای فەتوا لە هەرێمی كوردستان، لە لێدوانێكیدا ڕایگەیاندووە، "
وەرگرتنی فەتوا لە زیرەكیی دەستكرد (چات جی پی تی)، دروست نییە، چونكە زۆرێك لەوەڵامەكانی بێسەرچاوەن".
ڕاشیگەیاندووە:
ئەگەر لەسەر بابەتێك پرسیار لە چات جی پی تی كرا و وەڵامەكەی بە سەرچاوەی متمانەپێكراوەوە پێشكەش كرد، پاش ئەوەی هاووڵاتییەكە خۆی پشكنینی بۆ ئەو سەرچاوەیە كرد و دڵنیا بوو كە ناوەڕۆكەكەی هاوتایە، ئەوكات ئاساییە.
ئەو ئەندامەی لیژنەی باڵای فەتوا ئاماژەی بەوەش كردووە،
"زۆربەی كات، وەڵامەكانی ئەو تەكنەلۆژیایە بێسەرچاوەن یان سەرچاوەكان ئەو زانیارییانەیان تێدا نییە كە چات جی پی تی باسیان دەكات، باشتر وایە هاووڵاتیان بۆ وەرگرتنی فەتوا پشت بەو تەكنەلۆژیایە نەبەستن".
#سۆزی‌میحڕاب🕌 ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌═══ 🕋 @Sozimihrab🕌 ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺═══

‍ 📌#تلنگری برای پدران و مادران ✍️ #حمـزه خـان بیگـی
🎍هرگاه ازنافرمانی فرزندت به ستوه آمدی،پیش ازآنکه انگشت اتهام رابه سوی او بگیری، لحظه‌ای انگشت را به سوی قلب خودت برگردان... شاید آنچه امروز در آیینه فرزندت می‌بینی،تصویری از زخم‌های پنهان روح خود تو باشد. گاهی خداوند فرزند را تازیانه بیداریِ پدر قرار می‌دهد؛نه برای شکستن او، بلکه برای بیدار کردنش.
📖حسن بصری رحمه‌الله می‌گفت:
🌷«اگر در فرزندت چیزی دیدی که ناخوشایند توست، رضایت پروردگارت را بجوی؛ زیرا آن هشدار، متوجه خود توست.»
♦️چه بسیار پدرانی که از سرکشی فرزند می‌نالند، اما سال‌هاست که خود از فرمان خدا سرپیچی کرده‌اند. ♦️چه بسیار مادرانی که از سردی دل فرزند شکایت دارند، اما چراغ ذکر و دعا را در خانه خاموش کرده‌اند. 🔸مبادا هر شب برای اصلاح فرزند دعا کنی، اما برای اصلاح خویش هرگز اشک نریزی. 🔸فرزندت همیشه به سخنانت تبدیل نمی‌شود؛ او غالباً به حقیقتِ وجودت تبدیل می‌شود. 👌اگر درخانه،نور طاعت کم‌رنگ شود،تاریکی آن نخست درچهره فرزندان آشکار می‌گردد
. 🪴پیش از آنکه فرزندت را بازخواست کنی، از خود بپرس: آخرین باری که با اشک توبه درِ خانه خدا را کوبیدی، چه زمان بود؟ شاید مشکل از اتاق فرزندت آغاز نشده باشد...شاید سال‌ها پیش، از همان روزی آغاز شده باشد که دل تو از خدا فاصله گرفت.
👌اصلاح نسل، از اصلاح نفس آغاز می‌شود؛ و گاهی سرکش‌ترین فرزند، آخرین پیامِ رحمت خدا برای بیدار کردن پدر و مادر است.🌼 💞┈••✾•🍃🌺🍃•✾••┈💞 کانال #سۆزی‌میحڕاب ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌═══ 🕋 @Sozimihrab🌹  ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺‌‌‌═══ 🔸🔷🔶🔹🔻🔸🔺🔹 سایت https://sozimihrab.org/

زیر ذره‌بین: ضرب‌المثل «اخلاص گرانبهاست» علمای اسلام به اتفاق آرا موافقند که سخنان همه قابل پذیرش یا رد است، به جز حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) که از روی میل شخصی سخن نمی‌گوید. بنابراین، سخنان دیگران در معرض بررسی، اصلاح و حتی خطا است. بدون شک، گفته‌هایی از برخی علما، مصلحان و زاهدان به نسل‌های بعدی منتقل شده است که با وجود پتانسیل اغراق یا انحراف از روح و متون شریعت اسلامی، نسل‌ها آنها را به عنوان حقایق دینی تثبیت شده تلقی کرده‌اند. یکی از این گفته‌های رایج «اخلاص گرانبهاست» است. این مفهوم تحت پوشش منع ریاکاری و انجام اعمال برای غیر خدا ترویج می‌شود، به این معنی که اخلاص - پیش‌نیاز پذیرش اعمال نیک توسط خدا - یک ویژگی نادر و دست نیافتنی است که فقط توسط تعداد کمی از افراد برگزیده به دست می‌آید. برای شروع، این گفته نه آیه‌ای از قرآن است و نه حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم). بلکه این سخنی است که برخی از زاهدان و علمای سلوک معنوی بیان کرده‌اند که در الفاظ خود اختلاف نظر دارند، اما مفهوم کمیابی اخلاص را در بر می‌گیرد، اینکه اخلاص سخت‌ترین چیز برای نفس است و نفس در آن سهمی ندارد. کامل‌ترین پاسخ به این گفته رایج، از کتاب خداوند متعال است، جایی که خداوند می‌فرماید: «خداوند هیچ نفسی را بیش از توانش تکلیف نمی‌کند.» ابن کثیر در مورد این آیه می‌گوید: «یعنی خداوند هیچ کس را بیش از توانش تکلیف نمی‌کند.» این آیه در این نکته صریح است که خداوند متعال بندگان خود را بیش از آنچه در حد توان و طاقتشان است، تکلیف نمی‌کند. از آنجایی که خداوند متعال در چندین جای کتاب مقدس خود به اخلاص امر کرده و پیامبرش (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز در سنت مطهر این کار را انجام داده‌اند، مشخص است که اخلاص در اعمال برای خدا، به عنوان شرط قبولی اعمال، در حد توان همه افراد است. با این حال، برخی به دلیل هوی و هوس و دلبستگی ضعیف به آنچه نزد خداوند متعال است، خواسته‌های خود را در اولویت قرار می‌دهند و از انجام این شرط فاصله می‌گیرند. خداوند متعال به همه بندگانش دستور داده است که اخلاص داشته باشند و آن را فقط برای عده‌ای خاص تجویز نکرده است. بنابراین، ضعف این گفته روشن می‌شود. ما می‌فهمیم که علمای سلوک و تزکیه نفس، این را به عنوان هشداری در برابر نیات و اهداف فاسد و هشداری در برابر باطل شدن اعمال نیک به دلیل ریا و جلب رضایت دیگران در نظر داشته‌اند. شاید انگیزه آنها احساسات خاص ایمانی یا دوره‌هایی از بی‌تفاوتی و کاستی‌های معنوی و غیره بوده است. با این حال، خطر ترویج چنین گفته و این معنا این است که باعث می‌شود مردم وقتی می‌بینند که اخلاص گرانبها، نادر و دشوار است، دلسرد شوند. در نتیجه، ممکن است علاقه خود را به اعمال نیک از دست بدهند و پس از ناامیدی از انجام شرط اخلاص، آنها را رها کنند. علاوه بر این، در را به روی شک و تردید باز می‌کند و باعث می‌شود فرد دائماً نیات خود را زیر سوال ببرد و در نتیجه کار را دشوار می‌کند. کافی بود که اخلاص را تشویق و از ریا برحذر داشت، همانطور که قرآن و سنت قبلاً انجام داده‌اند. اگر زندگی صحابه (رضی الله عنهم) را بررسی می‌کردیم، این اغراق‌ها را در مورد اخلاص نمی‌یافتیم. بله، آنها برای آن ارزش زیادی قائل بودند و آن را بسیار گرامی می‌داشتند، اما به مفهوم نادر بودن اخلاص اعتقاد نداشتند. و بله، آنها از ریا و شرک به خدا می‌ترسیدند و اعمال نیک انجام می‌دادند، از ترس اینکه خدا آنها را نپذیرد. با این حال، این یک انتقاد از خود بود، نه ادعایی مبنی بر اینکه اخلاص نادر و دست نیافتنی است. شاید آنها مراقب بودند که اعمال نیک خود را پنهان کنند، اما نه به آن اندازه اغراق‌آمیزی که در برخی از آثار زندگینامه‌ای و کتاب‌های تاریخی می‌شنویم که اخلاص را به عنوان یک هدف دست نیافتنی فقط برای تعداد کمی از افراد خاص به تصویر می‌کشند. روش دریافت، استنباط و استنتاج علم ایجاب می‌کند که به منابع شریعت اسلامی مراجعه کنیم، نه به اظهارات افرادی که تحت تأثیر یک موقعیت یا شرایط خاص قرار گرفته‌اند و چنین اظهاراتی از آنها ثبت شده است. این به معنای کوچک شمردن علما نیست، بلکه به معنای تصحیح واقعیت است. علم مبتنی بر کلام خدا و کلام رسولش (صلی الله علیه و آله و سلم) است و هر حکم شرعی باید ریشه در منابع شریعت اسلامی داشته باشد. تسلیم مطلق در برابر کلام هیچ کس جز کلام پیامبر برگزیده (صلی الله علیه و آله و سلم) جایز نیست. چنین سخنانی باید بر اساس قرآن و سنت بررسی و ارزیابی شوند. این بسیار مناسب‌تر از کاری است که مدعیان روشنفکری انجام می‌دهند و سعی می‌کنند متن معصوم را مورد انتقاد قرار دهند و عقل و فهم خود را معیار پذیرش متون قرآنی یا نبوی قرار دهند . == احسان الفقیه روزنامه الشرق (قطر) به کوشش : عبدالله حسن زاده - مهاباد 🆔@Sozimihrab

👈روایت دوستی؛ قصەای از جنس انسانیت.!!! ✍ عبداللە علی پور سمیر، چشم‌های عبدالله بود و عبدالله پاهای سمیر.! یکی جهان را به چشم می‌دید و دیگری راه عبور از آن را برای هر دو هموار می‌کرد. عبدالله، با کمک سمیر از موانع و چاله‌های مسیر آگاه می‌شد، و سمیر به نیروی او تکیه می‌کرد تا بتواند در زندگی حرکت کند. آن‌ها نه‌ تنها به یکدیگر وابسته بودند، بلکه هر یک بخشی از توانایی‌های دیگری را در وجود خود کامل می‌کردند؛ گویی زندگی، آن دو را به هم سپرده بود تا معنای واقعی همراهی، همدلی و انسانیت را به نمایش بگذارند. سال‌ها گذشت و هر دو به دوران پیری رسیدند. دیگر کسی از خویشاوندان و نزدیکانشان باقی نمانده بود که تکیه‌گاهشان باشد. از این‌ رو، در اتاقی کوچک کنار یکدیگر زندگی می‌کردند و روزگارشان را با هم می‌گذراندند. محل کارشان نیز یک قهوه‌خانه بود. سمیر، در داخل قهوه‌خانه می‌نشست و با قصه‌ها و سخنان شیرینش، دل مردم را به دست می‌آورد و آن‌ها را سرگرم می‌کرد. عبدالله، نیز در برابر همان قهوه‌خانه، گندم‌شامی پخته‌شده می‌فروخت و از این راه زندگی خود را می‌گذراند. اما روزی رسید که، سمیر از دنیا رفت. با رفتن او، انگار بخشی از وجود عبدالله نیز خاموش شد. عبدالله، دیگر آن همراه همیشگی را نداشت؛ همان کسی که چشم او به جهان بود و حضورش به زندگی‌اش معنا می‌بخشید. پس از مرگ سمیر، عبدالله به مدت یک هفته از اتاق بیرون نیامد. شب و روز گریه می‌کرد و در اندوه از دست دادن دوستش فرو رفته بود. سرانجام، هنگامی که به سراغش رفتند، با پیکر بی‌جان او روبه‌رو شدند؛ عبدالله نیز در همان اتاق، پس از مرگ دوست دیرینه‌اش، از دنیا رفته بود. شاید این دو مرد در ظاهر، انسان‌هایی ساده و بی‌ادعا بودند؛ اما زندگی‌شان درسی بزرگ برای تمام انسان‌ها به یادگار گذاشت. 🤏نکات و پیام‌های حکایت: یکی ( سمیر ) چشم داشت، اما برای حرکت به دیگری نیازمند بود؛ دیگری نابینا بود، اما با تکیه بر دوستش می‌توانست راه زندگی را ادامه دهد. آن‌ها به‌جای آنکه ناتوانی‌های یکدیگر را ببینند، توانایی‌های هم را به خدمت گرفتند.! سمیر، برای عبدالله پنجره‌ای رو به جهان بود و عبدالله برای سمیر، پلی برای عبور از دشواری‌های زندگی. چه زیباست که گاهی خداوند برای نشان دادن معنای واقعی توانایی، دو انسان را چنان کنار هم قرار می‌دهد که آنچه در یکی کم است، در دیگری یافت می‌شود؛ نه برای آنکه یکی بر دیگری برتری داشته باشد، بلکه برای آنکه هر دو بیاموزند هیچ انسانی به‌تنهایی تمام آن چیزی نیست که زندگی از او می‌خواهد. اما تلخ‌ترین بخش این روایت، آنجاست که سمیر از دنیا می‌رود و عبدالله دیگر تاب ماندن را ندارد. شاید در آن اتاق کوچک، تنها یک دوست را از دست نداده بود؛ بلکه بخشی از جهان خود را گم کرده بود. 🖇ادامە داستان... #سۆزی‌میحڕاب ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌═══ 🕋 @Sozimihrab🌹  ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺‌‌‌═══

AnimatedSticker.tgs0.20 KB

خودت را باور داشته باش... اگر نداشته باشی ،🍃🌸 دیگران هم، دلیلی برای باور داشتنِ تو، نخواهند داشت 🌺💐 صبح همگی بخیر 🌺💐 #س
خودت را باور داشته باش... اگر نداشته باشی ،🍃🌸 دیگران هم، دلیلی برای باور داشتنِ تو، نخواهند داشت 🌺💐 صبح همگی بخیر 🌺💐 #سۆزی‌میحڕاب ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌═══ 🕋 @Sozimihrab🌹  ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺‌‌‌═══

‍ روى أبو سعيد الخدري رضي الله عنه أنه قال: دخلت على رسول الله ﷺ في بيت بعض نسائه، فقلت: يا رسول الله، أيُّ المسجدين الذي أُسِّس على التقوى؟ قال: فأخذ كفًّا من حصباء، فضرب به الأرض، ثم قال: «هو مسجدكم هذا»، ويقصد المسجد النبوي الشريف في المدينة المنورة. 🌿 المسجد النبوي أحد المساجد الثلاثة التي ورد النهي عن شدّ الرحال إلى غيرها بقصد التعبد بخصوصها. فعن أبي سعيد الخدري رضي الله عنه، عن النبي ﷺ، أنه قال: «لا تُشَدُّ الرحالُ إلا إلى ثلاثةِ مساجدَ: المسجدِ الحرامِ، ومسجدِ الأقصى، ومسجدي هذا». ومن فضائل المسجد النبوي الشريف أن الصلاة فيه تعدل ألف صلاة فيما سواه من المساجد، إلا المسجد الحرام. فعن أبي هريرة رضي الله عنه، عن النبي ﷺ، أنه قال: «صلاةٌ في مسجدي هذا خيرٌ من ألفِ صلاةٍ فيما سواه، إلا المسجدَ الحرامَ». اللهم ارزقنا الصلاة في المسجد النبوي الشريف، واكتب لنا زيارة المسجد الأقصى والصلاة فيه، وهيّئ لأهل فلسطين الأمن والسلام، وفرّج كربهم، وارفع عنهم الظلم، واحفظهم بحفظك يا أرحم الراحمين. اللهم ارزقنا صلاةً في رحاب المسجد الأقصى المبارك، ونحن في أمنٍ وعافية، واكتب لنا زيارته والصلاة فيه، يا رب العالمين. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ئەبو سەعیدی خودری (ڕەزای خوای لێ بێت) ڕیوایەتی کردووە کە: چوومە لای پێغەمبەری خوا ﷺ لە ماڵی یەکێک لە ژنەکانی، وتم: ئەی پێغەمبەری خوا، کام لەو دوو مزگەوتە ئەوەیە کە لەسەر تەقوا دامەزراوە؟ ئەڵێت: مشتێک بەردی بچووکی هەڵگرت و بە توندی دای بە زەوی دا، پاشان فەرمووی: «ئەوەیە مزگەوتی ئێوە» مەبەستی مزگەوتی نەبەوی شەریف بوو لە مەدینەی منەوەرە. 🌿 مزگەوتی نەبەوی یەکێکە لەو سێ مزگەوتەی کە قەدەغەکردن هاتووە بە بەستنی بار و سەفەرکردن بۆ غەیری ئەوان بە مەبەستی تایبەتی عیبادەتکردن لەوان‌دا. ئەبو سەعیدی خودری (ڕەزای خوای لێ بێت)، نەقڵ ئەکا لە پێغەمبەرەوە ﷺ، کە فەرمووی: «بار نابەسترێت و ڕێ نابڕدرێت تەنها بۆ سێ مزگەوت نەبێت: مزگەوتی حەرام، و مزگەوتی ئەقسا، و ئەم مزگەوتی من.» لە فەزڵەکانی مزگەوتی نەبەوی شەریف ئەوەیە کە نوێژکردن تێیدا یەکسانە بە هەزار نوێژ لەو مزگەوتانەی تر، جگە لە مزگەوتی حەرام. ئەبو هورەیرە (ڕەزای خوای لێ بێت) لە پێغەمبەرەوە نەقڵ ﷺ ئەکا کە فەرمووی: «نوێژێک لەم مزگەوتی منەدا باشترە لە هەزار نوێژ لەوەی تر، جگە لە مزگەوتی حەرام.» خودایە، نوێژکردنمان لە مزگەوتی نەبەوی شەریفدا بە قسمەت بکە، و سەردانکردنی مزگەوتی ئەقسا و نوێژکردن تێیدا بۆمان بنووسە. بۆ خەڵکی فەلەستین ئاسایش و ئاشتی وەگێڕە، خەم و تەنگانەیان لابەرە، ستەم لەسەریان هەڵگرە، بە پاراستنی خۆت بیانپارێزە، ئەی میهرەبانترینی میهرەبانان. خودایە، نوێژێکمان لە حەوشەی مزگەوتی ئەقسای پیرۆز بە نسیب بکە، لە کاتێکدا ئێمە لە ئاسایش و تەندروستیدا بین، و سەردانکردن و نوێژکردن تێیدا بۆمان بنووسە، ئەی پەروەردگاری جیهانیان.. #بڵۆ #سۆزی‌میحڕاب🕌 ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌═══ 🕋 @Sozimihrab🕌 ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺═══

دینداری و سرخوردگی! ✍️نویسنده: دکتر سعد الکبیسی ترجمه: عبدالله حسن‌زاده – مهاباد یکی از نیرومندترین و فلج‌کننده‌ترین عواملی که به ناامیدی و سرخوردگی می‌انجامد، «دینداری آرمان‌گرایانه، بی‌انضباط و بیگانه با کاربست عملی مفاهیم دینی» است؛ نگرشی که ناخودآگاه این باور نادرست را در ذهن‌ها می‌نشاند که آموزه‌های دینی، دست‌نیافتنی، دور از واقعیت و غیرعملی هستند و راه دستیابی به افق‌های معنویِ آرمانی را به روی مؤمنان می‌بندند. این دلسردی اگر ریشه‌یابی و مهار نشود، گام‌به‌گام ژرف‌تر شده و چه‌بسا به تشکیک در باورها و مبانی فکری بینجامد.در ادامه، ده عامل کلیدی در پیدایش این سرخوردگی از باب نمونه (نه انحصار) بررسی می‌شود: ۱. موعظه‌های مناسک‌محور و تقلیل‌گرایانهتقلیل‌دادن عبادت به اعمالی همچون نماز، روزه و اذکار، ناخواسته این پیام را می‌رساند که تلاش‌های دنیوی و زیست روزمره پیوندی با بندگی خدا ندارند و پرداختن به معاش، امری پست و نکوهیده است. در نتیجه، فرد دچار عذاب وجدان و احساس کاستی مداوم می‌شود و رسیدن به مرتبهٔ مقربان را ناممکن می‌پندارد. این لغزش اغلب ناشی از آن است که سیرهٔ صحابه، تابعین و سلف صالح صرفاً در محراب عبادت روایت می‌شود و نقش‌های اجتماعی، حرفه‌ای و اقتصادی آنان ناگفته می‌ماند؛ در حالی که بزرگانی چون ابوبکر صدیق، عثمان بن عفان، عبدالرحمن بن عوف، ابوحنیفه، عبدالله بن مبارک و لیث بن سعد (رضی الله عنهم) بازرگانانی شاخص و اثرگذار بودند و جایگاه والایشان در سایهٔ تعادل میان علم، بخشش، کار و مناسک عبادی شکل گرفته بود. ۲. انگیزه‌بخشی مهارنشده و آرمان‌گرایی تخیلیترغیب افراد به اهدافی فراتر از ظرفیت ساختاری و محیطی—مانند تشویق به نوآوری‌های بزرگ در بستری فاقد کمترین امکانات، یا انتظار پیشرفت در ساختارهای بسته‌ای که تنها چاپلوسان را برمی‌کشند، یا امیدواری به پیروزی بی‌واسطه بر دشمن بدون تدارک اسباب و عُدّه—نمونه‌هایی از این خطاست. وعده‌های الهی دربارهٔ نصرت مؤمنان همواره مشروط به رعایت سنت تدریج، برنامه‌ریزی گام‌به‌گام و ابزارهای مادی است. انگیزه همانند داروست؛ اگر از حدِ تعادل بگذرد، نه‌تنها شفا نمی‌بخشد، بلکه کشنده خواهد بود. 📎ادامەی مطلب.......👇 #سۆزی‌میحڕاب🕌 ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌═══ 🕋 @Sozimihrab🕌 ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺═══

غەمی بێ بڕانەوە: زستان   غەمگینم  کە چی  بپۆشم هاوین لەگەرمان مات ومەدهۆشم بەهار دڵۆپە  پاییز  سەغڵەت بوون وەک  بابڕدەڵە  و  پوش  و  کڵۆشم هەموو وەرزەکان خانەخویێ غەمم وەک زولفەینی یار  دایم ڕەشپۆشم وێڕای  ئەو   هەموو  دۆخە   نامۆیە تەنیا بە  لوتفی   یەزدان  دڵخۆشم ساعی، مەهاباد، #سۆزی‌میحڕاب🕌 ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌══ 🕋 @Sozimihrab🕌 ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺═══

‍ شێخ مەحمودی حەفید ئەڵێت:  لەبیرمە کاتێک لەگەڵ باوکمدا چووم بۆ ئەستەمبووڵ، بۆ بینینی سوڵتان عەبدولحەمید، سەیرم کرد ژیانی ئێمە و ئەوان زۆر جیاوازە، لە باوکم پرسی: ئەم جیاوازییە بۆ؟ بۆچی ژیانی ئەم گەلە، لە ژیانی گەلی کورد ناچێت؟ باوکم وەڵامی دامەوە، ووتی: ئەوان بۆخۆیان دەژین و ئێمەیش بۆ ئەوان. لەو کاتەوە، من بیر لە حاڵی خۆمان دەکەمەوە، بۆم دەرکەوت، تورک ئایینی ئیسلامیان کردە کوتەکی دەستیان، بۆ یەخسیر کردنی ئێمە، منیش بەگژیاندا چوومەوە، تا سلێمانی وای لێ هات بووە کورەی ئاگر. بەڵام ئەوان لە ئێمە بە هێزتر بوون ناچاربووم خۆم لە قەڵای مەریوان بشارمەوە، لەوێ لە نێوان برا کوردەکانی ئێراندا ژیام. لە ڕاستیدا لەلایەن حکومەت و گەلی ئێرانەوە زۆر خزمەت کرام و لەوێشدا ئەرکی سەرشانم جێبەجێ کرد تێم گەیاندن: پێویستە بزانن چۆن بژین و بۆ کێ تێ بکۆشین. بۆم ڕوون کردنەوە کە دەبێت بە زمانی کوردی بخوێنین و بنووسین، بۆ ئەوەی زوبانەکەمان بگاتە پلەی زوبانە زیندوەکانی جیهان. تورک ویستی سوودم لێ وەرگرێت، چونکە پێویستی بەمن بوو هەروەکو چۆن ئینگلیز دۆستی تازەمان پێویستیان بە منە. منیان زۆر بەڕێزەوە ناردەوە بۆ وڵاتەکەم هاتنەوەی منیش بۆ ئەوە بوو بتوانم پشتگیریتان بکەم و ڕێگەیەک بدۆزینەوە، تا بگەینە ئەو هیوایەی بۆی تێ دەکۆشین... ( ئەمە بەشێکە لەو وتارەی کە شێخ محمود لە کۆبونەوەی ئەنجومەنی وەزیران و ئەنجومەنی نیشتمانی گەل دا خوێندویەتیەوە ساڵی ١٩٢٢). وێنەکە: شێخ محمودی حەفیدو شێخ لەتیفی کوڕی لە دەشتی پێنجوێن ساڵی چلەکان. سەرچاوەی وێنەکە: ئەلبومی وێنەکانی شێخ لەتیف. ــــــــــــ سەرچاوە: یاداشتەکانی شێخ لەتیفی حەفید ساغکردنەوەو ڕێکخستنی: کەمال نوری مەعروف چاپی دووم.   (  لا   ١٢٥   ) ــــــــــــــــــــــــــــــ بیلال محمد کریم #سۆزی‌میحڕاب🕌 ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌═══ 🕋 @Sozimihrab🕌 ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺═══

‍ 🔴نیت پاک، چه نیتی است؟ ✍مصطفی ملکیان 🔹فیلسوفان اخلاق همگی پذیرفته‌اند که عمل اخلاقی باید از انگیزه‌ای پاک سرچشمه بگیرد، اما دربارهٔ این‌که «انگیزهٔ پاک» دقیقاً چیست، تقریباً سیزده دیدگاه مختلف مطرح شده است که به نظر من دو دیدگاه قابل دفاع است و گمان می‌کنم هر دو، در نهایت، به یک نتیجه می‌رسند. 1⃣دیدگاه اول: با انگیزه کاستن از درد و رنج و شکوفا کردن خود دیدگاه اول این است که انگیزهٔ پاک در یک عمل، انگیزه‌ای است که شخص از انجام آن عمل، دو قصد داشته باشد: کاستن از درد و رنج دیگران شکوفا کردن خود نخست، بکوشد از درد و رنج دیگران بکاهد و زندگی انسان‌های دیگر را اندکی بهتر کند. دوم، همان عمل باعث رشد و خودشکوفایی او نیز بشود. یعنی انسان با انجام آن کار، یک قدم به انسانی کامل‌تر و متعالی‌تر تبدیل شود. 🔹در این نگاه، نه باید خود را فراموش کرد و نه دیگران را. اگر فقط به فکر دیگران باشیم و رشد خود را نادیده بگیریم، بخشی از حقیقت را از دست داده‌ایم؛ و اگر فقط به رشد خود فکر کنیم و نسبت به رنج دیگران بی‌اعتنا باشیم، باز هم از اخلاق فاصله گرفته‌ایم. نیت پاک زمانی شکل می‌گیرد که هر دو جنبه، در کنار یکدیگر حضور داشته باشند. 2⃣دیدگاه دوم: کنار گذاشتن ایگو ایگو همان چیزی است که در ادبیات سنتی ما از آن با عنوان «نفس» یاد می‌شد؛ همان نفسی که می‌گفتند در برابر عقل قرار دارد و سفارش می‌کردند: «تابع نفس نباشید، بلکه تابع عقل باشید.» ایگو سه ویژگی اساسی دارد: 🔹نخست آن‌که به نیازها قانع نیست و دائماً به دنبال خواسته‌ها است. نیازهای انسان محدودند و پایان می‌پذیرند، اما خواسته‌ها مرزی نمی‌شناسند. انسان برای ادامهٔ زندگی به مقدار مشخصی غذا، آب، پوشاک و امکانات نیاز دارد؛ اما ایگو همیشه بیش از نیاز طلب می‌کند و هیچ‌گاه احساس کفایت ندارد. 🔹ویژگی دوم ایگو این است که برای رسیدن به خواسته‌های خود، مرزهای اخلاقی را به رسمیت نمی‌شناسد. اگر لازم باشد دروغ بگوید، تهمت بزند، رشوه بدهد یا بگیرد، کم‌فروشی کند یا هر کار غیراخلاقی دیگری انجام دهد، مانعی در برابر خود نمی‌بیند؛ زیرا تنها چیزی که برایش اهمیت دارد، رسیدن به خواسته‌های خویش است. 🔹ویژگی سوم این است که همهٔ انسان‌ها و حتی همهٔ موجودات را بر اساس میزان سود و زیانی که برای او دارند ارزش‌گذاری می‌کند. اگر کسی برای او منفعتی داشته باشد، ارزشمند تلقی می‌شود و اگر سودی نداشته باشد یا زیانی به او برساند، ارزشش کاهش می‌یابد. در این نگاه، محور همهٔ داوری‌ها «خودِ انسان» است، نه حقیقت و نه خیر. 🔹از این رو، هرچه انسان بتواند این سه ویژگی را در وجود خود کم‌رنگ‌تر کند، از ایگو فاصله گرفته و به نیت پاک نزدیک‌تر شده است. 🔹در نگاه نخست، این دو دیدگاه با یکدیگر متفاوت به نظر می‌رسند؛ یکی بر کاهش درد و رنج دیگران و خودشکوفایی تأکید می‌کند و دیگری بر کنار گذاشتن ایگو. اما در حقیقت، هر دو به یک مقصد می‌رسند. 🔹انسانی که از خودمحوری فاصله می‌گیرد، طبیعی است که رنج دیگران را جدی‌تر می‌بیند و برای کاهش آن تلاش می‌کند؛ و انسانی که صادقانه در پی کاستن از رنج دیگران است، به‌تدریج از اسارت ایگو رها می‌شود و مسیر رشد و شکوفایی خود را نیز پیدا می‌کند.....🌸🌺 #سۆزی‌میحڕاب🕌 ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌══ 🕋 @Sozimihrab🕌 ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺═══

‍ خوشکەکەت خۆشەویستە... زۆرێک لە پیاوان، دوای ئەوەی خوشکەکانیان هاوسەرگیری دەکەن، تر پرسیاریان لێ ناکەن و هەواڵیان ناپرسن؛ لەبیریان دەکەنەوە، وەک ئەوەی هەرگیز خوشکیان نەبووبێت! خوشکەکەیان دەسپێرن بە مێردەکەی و وا دەزانن چیتر هیچ بەرپرسیارێتییەکیان بەرامبەر ئەو نییە و زاوا بەرپرسی هەموو شتێکە؛ وەک ئەوەی خوشکەکەیان هیچ ڕۆڵێکی لە ژیانیاندا نەبووبێت. وەک ئەوەی گرێبەستی هاوسەرگیری واژۆ کراوە، کاڵایەک تەسلیم کراوە و کار تەواو بووە! بەڵام خوشکەکەت، دوای هاوسەرگیریش هەر پێویستی بە تۆ هەیە؛ بەڵکو دوای هاوسەرگیری زیاتر پێویستی بە خۆشەویستی و میهرەبانیی تۆیە. پێویستی بەوە هەیە لەگەڵت ڕاوێژ بکات؛ خەمی خۆی لە دڵدا نەشارێتەوە؛ تۆ ڕێنمایی و ئامۆژگاریی بکەیت. کاتێک سەردانی دەکەیت یان هەواڵی لێ دەپرسی، زۆر دڵشاد دەبێت؛ وەک ئەوەی دەیەوێت بفڕێت. ژنێک باسی ئەو ڕۆژانە دەکات کە براکەی سەردانی دەکات، دەڵێت: «کاتێک براکەم هەواڵم لێ دەپرسی یان دێتە سەردانم، لە دڵشادی نزیکە بفڕم. ئەو شەوە لای مێردەکەم بەردەوام باسی براکەم دەکەم؛ لە دڵسۆزی و خۆشەویستی و بەخشندەییەکەی دەڵێم.» بەڵێ، ئەو شانازی بە براکانی دەکات؛ وەک ئەوەی بە مێردەکەی ئاگاداری دەداتەوە کە وریا بێت و ڕۆژێک نەوێرێت بە خراپی مامەڵەی لەگەڵ بکات؛ چونکە برا هەیە و تەنها و بێ‌پشت‌وپەنا نییە. ژنێکی تر دەڵێت: «هەندێک جار ناچار دەبم لای مێردەکەم درۆ بکەم و بڵێم: براکەم سڵاوی بۆ تۆ ناردووە.» ئەگەر تۆ هەواڵی خوشکەکەت و مێردەکەی بپرسی، هەستی دڵنیایی و ئارامیی پێ دەبەخشیت؛ هەست دەکات مافەکانی پارێزراون و لە ناو خێر و خۆشگوزەرانی‌دایە. یەک سڵاو، یەک پرسیاری هەواڵ، یان بانگهێشتێکی سادە، وا خوشحاڵی دەکات کە ئەو ڕۆژە خۆی بە بەختەوەرترین ژنی سەر زەوی دەزانێت. کاتێک مۆبایلەکەی خوشکەکەت زەنگ دەخوات و ناوی تۆ لەسەر شاشەکە دەردەکەوێت، لەوانەیە بە دەنگی بەرز وەڵام بدات، تاکو مێردەکەی بیبیستێت کە براکەی هەواڵی لێ دەپرسی، خەمی دەخوات و پشت‌وپەنا و پاڵپشتییەتی. لەبەر ئەوەیە ژن لای مێردەکەی ڕێزی زیاتر دەبێت؛ نە یەک جار، بەڵکو هەزار جار زیاتر بایەخی پێ دەدرێت و ڕێزی بۆ دەگیرێت. زمانی حاڵی ئەو ژنە وا دەڵێت: «برا خۆشەویستم، دوای خوای گەورە تۆ پەنا و پشت‌وپەنامیت. هەر چۆنێک بێت و هەرچەند ژیان سەخت بێت، من دڵخۆشم؛ چونکە تۆم هەیە.» وریابن! هاوسەر، منداڵ، گرفت و کێشەکانی ڕۆژانە و ژیان، هەموویان لە بۆنی و ڕەگی خێزانی باوکتانن. جوانترین و باشترین شتێک کە ژن لە جیهاندا دەتوانێت هەیبێت، برایە. شوێنی برا بە هیچ شتێک پڕ ناکرێتەوە. با دەرگای خۆشەویستی لەنێوان ئێوە و خوشک و براکانتان هەمیشە کراوە بێت. ئەگەر ئەو دەرگایە داخرا، دەرگایەکی گەورەی خۆشەویستیمان بەسەر خۆماندا داخستووە. لە عەرەبێکی بادیەنشین پرسیان: «کوڕەکەت مرد؟» وتی: «پاداشتم بۆ نووسرا.» وتیان: «برات مرد؟» وتی: «پشتم شکایەوە.» برا چیتر ناگەڕێتەوە؛ دایک و باوکم لە کوێ بێنم تاکو برایەکی ترم بۆ لەدایک ببن؟ کەواتە ئاگاداری خوشک و براکانتان بن؛ ڕێ مەدەن شەیتان بچێتە نێوانتان، و ڕێ مەدەن گرفت و سەختییەکانی ڕۆگار پەیوەندیی خوشکایەتی و برایەتی لەبیرتان بکەنەوە. لە کتێبی: چرپە نووسینی: د. حەسسان شەمسی پاشا لاپەڕە: ٢١٩–٢٢١ منیش لێرەوە پێت دەڵێم، برای خۆشەویستم: خوا ڕەحمتت بکات ئەگەر دوای خوێندنەوەی ئەم بابەتە تەلەفۆنەکەت هەڵنەگریت و پەیوەندی بە خوشکەکەتەوە نەکەیت. ئەگەر بەهۆی تێنەگەیشتن، ڕەنجش، دڵشکاندن یان قسەیەکی ناخۆش دوورییەک لەنێوانتان دروست بووە، لانیکەم هەواڵی لێ بپرسە. ژیان کورتە و تەمەنمان بەردەوام تێدەپەڕێت؛ کەس نازانێت لە ساتێکی تر چی ڕوودەدات. نەک خوا نەخواستە دوای مردنی خوشکە خۆشەویستەکەت بە حەسرەت بژی کە بۆچی لە کاتی ژیانی لە تەنیشتی نەبوویت و هەواڵت لێ نەپرسی. بۆیە تاکو دەرفەتت لەبەردەمە، لەدەستی مەدە؛ زوو زوو هەواڵی خوشکەکانتان بپرسن. #سۆزی‌میحڕاب🕌 ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌══ 🕋 @Sozimihrab🕌 ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺═══

👈بۆ لە عیبادەتەکانمان تام و چێژ وەرناگرین؟ (لذت عبادت). ✍ یونس سلیمان زاده جوابەکەی ئەوەیە کە ، هەروەک چۆن جەستە نەخۆش دەکەوێ و تام لە خۆراکی خۆش وەرناگرێ، ئاواش ڕوحی ئینسان نەخۆش دەکەوێ و تام و چێژ لە خۆراکی ڕوح کە عیبادەتەکانە نابینێ . بابای نەخۆش ، بە خواردن و خۆراک نە تەنها کەیفی ساز نابێ ، بەڵکو لەوانەیە بێزیشی لێی بێتەوە ! ئەو کەسەی دڵیشی نەخۆشە ، عیبادەتەکان لە سەر ڕوح و ڕەوانی قورسن و پێی ناڕەحەت دەبێ وەک خودای گەورە دەفەموێ : وَٱسْتَعِينُوا۟ بِٱلصَّبْرِ وَٱلصَّلَو‌ٰةِ ۚ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى ٱلْخَـٰشِعِينَ [بقرە /٤٥] (ئێوه هه‌وڵ بده‌ن) پشت ببه‌ستن به‌ئارامگرتن و نوێژكردن (بۆ گه‌یشتن به ئامانج) به‌ڕاستی نوێژ ئه‌ركێكی گه‌وره‌و گرانه‌، مه‌گه‌ر له‌سه‌ر ئه‌و كه‌سانه‌ی كه به خۆشه‌ویستی و سۆزه‌وه خواپه‌رستی ئه‌نجام ده‌ده‌ن و (باوه‌ڕی دامه‌زراویان هه‌یه‌) ٭٭چی بکەین چێژ لە عیبادەتەکانمان وەرگرین؟ ۱- ڕاهێنانی خۆمان لەسەر عیبادەت و خودا پەرەستیەکان و هەوڵ دان و خۆماندوو کردن لەو ڕێگایەدا : ابن رەجب دەفەرموێ : ” نەفسی تۆ وەکو ئەسپێک وایە هەتا زۆرتر زەختی لەسەر بکەی چاکتر غار دەدا “ ۲- هاونشینی و ڕەفیقایەتی ئینسانە چاکەکان : جەعفەری کوڕی سولەیمان دەڵێ : ” هەر کاتێک دڵم ڕەق دەبوو ڕاستەو خۆ دەچوم بۆ لای موحەممەدی کوڕی واسیع و زیاتر گڕو تینم وەردەگرت “ عەبدوللای کوڕی موبارەک دەفەرموێ : هەرکات دەچووم بۆ لای فوزەیلی کوڕی عەییاز خۆم لا بچووک دەبۆوە”( ئەوەندە ئەو پیاوەم گەورەو چاکەکار دەهاتە بەر چاو ،خۆم و کردەوەکانم لا چکۆلە دەبۆوە و هەوڵم دەدا خۆم لەئاستی ئەو نزیک کەمەوە .) ۳- دورکەوتنەوە لە تاوان و خراپەکاری : لە پیاوچاکێکیان پرسی : ئەگەر ئینسان کاری چاک بکاو تاوانیشی لەپاڵدا ئەنجام بدا ، ئایا تام و چێژ لە عیبادەتەکانی وەردەگرێ؟ فەرمووی : “نەتەنها بە ئەنجامدانی کاری خراپ و تاوان ، بەڵکوو هەرکەس ئارەزووی کاری خراپیشی لەدڵ دابێ ، چێژ لە عیبادەتەکانی نابا “ خودا ناسێکی دی دەفەرموێ : ” هەرکات تاوانێکم کردووە ، بۆتە بەربەست لە ڕێگای ئەنجامدانی شەو نوێژەکانم و شەو نوێژم لە قیس چووە !” فەرمودەی پێغەمبەرمان هەیە(درودی خودای لەسەربێ) دەفەرموێ : خودا فەرمویەتی : “هەرکەس لەبەر خاتری من خۆی لە ڕوانینی نامەحرەمێک بپارێزێ ، شیرناییەک لە ئیمانی پێ دەدەم کە لەبەری بحەسێتەوە .” ٤- کردەوە چاکەکانمان زیاتر بکەین : کردەوەی چاک هۆکارێکە بۆ زیادبوونی ئیمان و باوەڕ و زیادبوونی باوەریش ئامێرێکە بۆ تام و چێژ وەرگرتن لە عیبادەتەکان . پێغەمبەر(د.خ) دەفەرموێ : “لە هەر کۆیەکن لە خودای گەورە شەرم و شکۆتان هەبێ و لێی بترسن و بە دوای ئەنجامدانی تاوان ،کاری باش بکەن چونکە کارە چاکەکان خڕاپەکان دەسڕنەوە و لەگەڵ خەڵکیش بە خۆش ڕەفتاری بجوڵێنەوە “[ترمذی/۱۹۸۷، مسند احمد/۲۱۳٥٤ ] حدیث : حسن خودای گەورەش دەفەرموێ : “وَأَقِمِ ٱلصَّلَو‌ٰةَ طَرَفَىِ ٱلنَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ ٱلَّيْلِ ۚ إِنَّ ٱلْحَسَنَـٰتِ يُذْهِبْنَ ٱلسَّيِّـَٔاتِ ۚ ذَ‌ٰلِكَ ذِكْرَىٰ لِلذَّ‌ٰكِرِينَ “[هود/۱۱٤]. 🖇درێژەی مژار... #سۆزی‌میحڕاب🕌 ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌══ 🕋 @Sozimihrab🕌 ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺═══

AnimatedSticker.tgs0.19 KB

اگر وجدانتان را بفروشید خیلی چیزها می‌توانید بخرید ولی خودتان دیگر مفت نمی‌ارزید 🌺💐 صبح همگی بخیر 🌺💐 #سۆزی‌میحڕاب ═══‌‌‌‌
اگر وجدانتان را بفروشید خیلی چیزها می‌توانید بخرید ولی خودتان دیگر مفت نمی‌ارزید 🌺💐 صبح همگی بخیر 🌺💐 #سۆزی‌میحڕاب ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌═══ 🕋 @Sozimihrab🌹  ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺‌‌‌═══

✳️ بیانیه حماس برای فرمانده #یحیی سنوار؛ نماد مقاومت و جوهره نبرد در مسیر آزادی در صحنه‌ای باشکوه و انقلابی، بزرگان در نبردهای آزادی به مقام والای شهادت می‌رسند؛ در حالی که در خون پاک خود غوطه‌ورند و تا آخرین نفس، سلاح انقلاب را در دست دارند. یحیی سنوار، «ابو ابراهیم»، فرمانده بزرگ و شهید نبرد طوفان‌الاقصی، نیز چنین به شهادت رسید؛ در خط مقدم رویارویی، در خاک شهر رفح. بدین‌ترتیب، او به نمادی الهام‌بخش از انقلاب در مسیر ملت ما به سوی آزادی تبدیل شد. 🔥 این تصویر در حافظه فلسطینیان، در مسیر حرکتشان به سوی آزادی و رهایی از اشغال، زنده و بلکه جاودانه خواهد ماند. ملت ما امروز، در دومین سالگرد شهادت فرمانده طوفان و عبور بزرگ به سوی فلسطین، این تصویر را به یاد می‌آورد و از دل آن، رشته‌های امید به سپیده‌دمِ نزدیک آزادی را می‌بافد. سنوار در صحنه‌ای الهام‌بخش و انقلابی، در حالی به شهادت رسید که در میدان مقاومت می‌جنگید. او مرحله تازه‌ای از درگیری و رویاروییِ باز و مستمر با اشغالگر را آغاز کرده بود؛ مرحله‌ای که پیامدهای آن همچنان در منطقه ادامه دارد و سیمای نظمی تازه را ترسیم می‌کند؛ نظمی که با خون فرزندان این سرزمین نوشته می‌شود و به سود ملت‌هایی است که در پی آزادی و استقلال خویش‌اند. ❗️سنوار رفت؛ همان‌گونه که پیش از او شهید عبدالقادر الحسینی و شهید عزالدین قسام رفتند، اما داستان ملت ما به پایان نرسیده است. از جنینِ قسام تا رفحِ سنوار، مسیر مقاومت ادامه دارد؛ داستان ملتی که با پایداری و مقاومت خود آن را می‌نویسد تا اشغالگر را از سراسر خاک فلسطین بیرون براند. مردی که از اردوگاه خان‌یونس برخاست تا در ۷ اکتبر، فرماندهی طوفان را بر عهده بگیرد؛ سپس با چوبی در دست به مقابله با یک پهپاد رفت، پیش از آنکه در منطقه تل‌السلطانِ رفح به شهادت برسد. «ابو ابراهیم» در فاصله میان تولد در تبعید و آوارگی، سال‌های طولانی زندان و رهبری سیاسی و نظامی در رأس جنبش حماس، مسیری را رقم زد که فلسفه مقاومت را در خود خلاصه می‌کند: پایداری تا آخرین نفس و وحدتی که سازش نمی‌شناسد. 🔴 تولد در اردوگاه السنوار در ۱۹ اکتبر ۱۹۶۲، در اردوگاه آوارگان خان‌یونس به دنیا آمد؛ پس از آنکه اشغالگران در سال ۱۹۴۸ خانواده‌اش را از شهر مجدل آواره کردند. اردوگاه، نقش مهمی در شکل‌گیری آگاهی ملی او از همان سال‌های نخست زندگی داشت. او در مدارس خان‌یونس تحصیل کرد و سپس تحصیلات خود را در دانشگاه اسلامی غزه ادامه داد و مدرک کارشناسی زبان عربی گرفت. در همان‌جا فعالیت‌های دانشجویی را رهبری کرد، ریاست شورای دانشجویی را بر عهده گرفت و هدایت بلوک اسلامی را عهده‌دار شد. به این ترتیب، از همان سال‌های آغازین، به‌عنوان چهره‌ای سرسخت و صاحب اندیشه در عرصه فعالیت‌های دانشجویی شناخته شد. ⚠️سال‌های زندان سنوار نخستین بار در سال ۱۹۸۲ زندانی شد. سپس در سال ۱۹۸۸ بازداشت و به چهار بار حبس ابد محکوم شد که از این مدت، ۲۳ سال را به‌طور پیوسته در زندان گذراند. زندان برای او به دانشگاهی تبدیل شد. او ریاست هیئت عالی رهبری اسرای حماس را بر عهده گرفت و همراه با همرزمانش، اعتصاب‌های غذای گسترده‌ای را در سال‌های ۱۹۹۲، ۱۹۹۶، ۲۰۰۰ و ۲۰۰۴ مدیریت کرد. زبان عبری را به‌خوبی آموخت و کتاب‌های مهمی را از این زبان ترجمه کرد. همچنین آثاری در زمینه سیاست، امنیت و ادبیات نوشت که از جمله آن‌ها می‌توان به رمان «خار و میخک» اشاره کرد؛ رمانی که تجربه فلسطینیان پس از جنگ ۱۹۶۷ را به تصویر می‌کشد. 🔥 تأسیس «مجد» سنوار در تأسیس نخستین دستگاه امنیتی جنبش مشارکت داشت و سپس در سال ۱۹۸۶، در پایه‌گذاری دستگاه امنیتی «مجد» نقش ایفا کرد؛ نهادی که هسته اولیه تجربه امنیتی حماس را شکل داد. نوشته‌ها و آثار فکری او که در دوران زندان ثبت و تدوین شده بودند، بعدها به منابعی مرجع برای این جنبش تبدیل شدند و تصویر او را به‌عنوان فردی تشکیلاتی، منضبط و توانمند در طراحی نظام‌های فکری و امنیتیِ منسجم تثبیت کردند. ✳️ رسیدن به جایگاه رهبری پس از آزادی در چارچوب توافق مبادله اسرا موسوم به «وفاء الاحرار»(تبادل شالیت) در سال ۲۰۱۱، ازدواج کرد و صاحب سه فرزند شد. او مسئولیت پرونده‌های امنیتی و نظامی را در رهبری جنبش بر عهده گرفت و در سال ۲۰۱۷ به ریاست دفتر سیاسی حماس در غزه انتخاب شد. ✅ سنوار توانست بسیاری از پرونده‌ها را در سطح ملی و دیگر حوزه‌ها مدیریت کند و در کاهش بحران‌های غزه نقش داشته باشد. او همچنین به همراه جنبش فتح، تلاش‌های گسترده‌ای برای پایان دادن به شکاف داخلی فلسطین و بازگرداندن وحدت ملی بر پایه برنامه مقاومت انجام داد. سنوار در مسیر فعالیت خود، شکل‌های گوناگون مقاومت را با یکدیگر پیوند داد. از سال ۲۰۱۸، راهپیمایی‌های بازگشت را به‌عنوان ابزاری برای مقاومت مردمی و مسالمت‌آمیز رهبری کرد. همچنین چندین نبرد نظامی علیه اشغالگران و دورهای مختلف رویارویی را مدیریت کرد که در آن‌ها دکترین بازدارندگی اسرائیل به چالش کشیده شد. برجسته‌ترین این نبردها، نبرد «سیف القدس» در سال ۲۰۲۱ بود. او همچنین مسئولیت آزادی اسرای فلسطینی از زندان‌های اشغالگران را بر دوش خود می‌دانست و این مسئله را اولویتی ملی و اخلاقی تلقی می‌کرد. 🔴سنوار در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های خود، دیدگاهی را مطرح می‌کرد که جهان را از دریچه موازنه قدرت و بازدارندگی می‌نگریست. از نظر او، مقاومت انتخابی برای بقا و موجودیت بود، نه صرفاً یک تاکتیک. او معتقد بود ملت فلسطین نباید قربانی‌ای باشد که در سکوت کشته می‌شود. او از بازدارندگی با سلاح سخن می‌گفت و تصویر و حافظه را نیز دو سلاح می‌دانست که از نظر خطر و تأثیرگذاری، چیزی از سلاح‌های دیگر کم ندارند. همین ترکیب اندیشه و سازمان‌دهی سبب شد اقدامات او به الگویی نظری تبدیل شود که مرحله‌ای مهم از تاریخ منازعه در فلسطین را ثبت می‌کند. 🔥 طوفان‌الاقصی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، سنوار به‌عنوان یکی از طراحان اصلی عملیات «طوفان‌الاقصی» مطرح شد؛ عملیاتی که از آن به‌عنوان خطرناک‌ترین، بزرگ‌ترین و موفق‌ترین حمله نظامی فلسطینیان علیه اشغالگران در چند دهه اخیر یاد شده است. آن روز، امضای آغاز فصلی تازه از منازعه بود. در آگاهی فلسطینیان و افکار عمومی جهان، ابو ابراهیم به نماد رهبری تبدیل شد که از دل محاصره بیرون می‌آید و معادلات امنیتی اسرائیل را دگرگون می‌کند. پس از ترور اسماعیل هنیه در ژوئیه ۲۰۲۴، سنوار به‌عنوان رهبر کل جنبش حماس انتخاب شد. بدین‌ترتیب، او از جایگاه رهبری حماس در غزه به رأس رهبری کل جنبش رسید؛ اقدامی که چالشی در برابر اشغالگران و تأکیدی بر این پیام بود که او چهره محوری این مرحله است؛ رهبری که تجربه زندان، تشکیلات، سیاست و میدان نبرد را در خود جمع کرده است. @Thirdintifada

پەیامی «سۆزی مێحراب» «نَتَعاوَنُ فیما اتَّفَقْنا عَلَیْهِ وَ یَعْذُرُ بَعْضُنا بَعْضاً فیما اخْتَلَفْنا فیهِ» (در آنچه بر آن توافق داریم، با هم همکاری می‌کنیم؛ و در آنچه در آن اختلاف‌نظر داریم، عذر یکدیگر را می‌پذیریم.) امام شهید حسن البنّا (رحمه‌الله)
در روزگاری که امت اسلامی بیش از هر زمان دیگری آماج تیرهای تفرقه، بدگمانی و فرسایش درونی قرار گرفته است، بازخوانی این قاعدهٔ طلایی و حکمت‌بنیان، نه یک انتخاب ذوقی، بلکه ضرورتی ایمانی و تمدنی برای حیات و سربلندی جامعهٔ اسلامی است.
این سخن نغز و گهربار که از ژرفای فقه مقاصدی و سیرهٔ مصلحان بزرگ برآمده، نقشهٔ راهی روشن پیش روی همهٔ ما می‌نهد: ۱. مدار وحدت در مشترکات عظیم:
اصول بنیادین دین، توحید کلمه، حرمت مقدسات، و دغدغه‌های کلان امت، اقیانوسی پهناور از نقاط اشتراک را شکل می‌دهند. هم‌افزایی و دست‌دردست‌هم‌نهادن در این مشترکات، پایگاه قدرت و عزت مسلمین است، اگر توان و همت ما صرف ساختن، اصلاح و خدمت به دین و مردم شود، فرصتی برای منازعات بیهوده باقی نخواهد ماند.
۲. ادب و اخلاق در مواجهه با اختلافات:
تنوع در فهم، اجتهاد و سلایق فکری، از سنت‌های طبیعی خلقت و گشایش‌های شریعت اسلام است، آن‌گاه که تفاوت دیدگاه‌ها با «عذرنهادن»، «رواداری ایمانی» و «حسن‌ظن» آراسته گردد، نه مایهٔ نزاع، بلکه سبب پویایی و غنای فکری خواهد بود. جامعه‌ای که عذر برادر ایمانی‌اش را در مسائل اختلافی نمی‌پذیرد، در حقیقت بر سر شاخه نشسته و بن می‌بُرد.
۳. پاسداشت وحدت، هنر انبیا و مصلحان:
تاریخ هدایت بشر گواهی می‌دهد که دعوت به اعتصام به حبل‌الله، الفت قلوب و پیوند دادن دل‌های مؤمنان، هنر جاودان پیامبران عظام الهی و ادامه‌دهندگان راستین راه آنان بوده است؛ چنان‌که خدای متعال الفت میان دل‌ها را مظهر لطف و عنایت خاص خود معرفی می‌فرماید:  «وَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا مَا أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ» (انفال: ۶۳).
 ۴. تفرقه‌افکنی؛ پیشهٔ نمرودیان و فرعونیان: 
در نقطهٔ مقابل، ایجاد شکاف، دوقطبی‌سازی و افروختن آتش کینه در میان صفوف اهل ایمان، همواره منطق طاغوت‌ها و جباران تاریخ بوده است:  «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِی الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِیَعًا» (قصص: ۴). 
امروز نیز کسانی که دانسته یا نادانسته طبل تفرقه می‌کوبند و زبان و قلمشان جز به تحقیر، تکفیر و طرد دگراندیشان مسلمان نمی‌چرخد، اختاپوس‌های تفرقه‌افکنی هستند که با بازوهای تعصب و جزم‌اندیشی، در پیکر جامعه رخنه کرده و خون برادری و همبستگی را می‌مکند. ندای سۆزی مێحراب:
جامعهٔ امروز ما، بیش از خطبه‌های شورانگیز و سخنان تکراری، تشنهٔ بزرگان، اندیشمندان و مصلحانی است که شجاعت وحدت‌گرایی داشته باشند؛ بزرگانی با سینهٔ فراخ و نگاهی افق‌گشا، که منافع کلان امت را بر حبّ و بغض‌های جزئی مقدم دارند و مانع از بلعیده شدن سرمایه‌های فکری و معنوی جامعه توسط اختاپوس‌های تفرقه شوند
. بیایید پیام این مشعل‌دار اصلاح، حسن بنا را آویزهٔ گوش کنیم:  دست در دست هم برای آنچه ما را گرد هم می‌آورد و سعهٔ صدر و مدارا برای آنچه در آن با هم تفاوت داریم. «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» #سۆزی‌میحڕاب🕌 ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌═══ 🕋 @Sozimihrab🕌 ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺═══

⭐️«حجاب؛ حقّ دینی، فرهنگی و انسانی زنان مسلمان»⭐️ 🌟حجاب در فرهنگ اسلامی صرفاً یک پوشش ظاهری نیست، بلکه بخشی از هویت دینی، اعتقادی و فرهنگیِ میلیون‌ها زن مسلمان به شمار می‌آید. زن مسلمان هنگامی که حجاب را برمی‌گزیند، در حقیقت حقّ خود را برای زیستن بر اساس باورهای دینی و ارزش‌های اخلاقی خویش مطالبه می‌کند. از این رو، دفاع از حجاب تنها دفاع از یک حکم شرعی نیست، بلکه دفاع از آزادیِ وجدان، حق انتخاب و احترام به تنوع فرهنگی و اعتقادی در جامعه نیز محسوب می‌شود.
🎍اگر نظامی سیاسی خود را سکولار معرفی می‌کند و مدعی است که در حوزه باورها، عبادات و پوشش شخصی شهروندان دخالت نمی‌کند، لازمهٔ پایبندی به این اصل آن است که برای زنان محجبه نیز همان اندازه حق و آزادی قائل باشد که برای دیگر شهروندان قائل است. سکولاریسم، اگر به معنای بی‌طرفی دولت در برابر عقاید مختلف باشد، نباید به ابزاری برای محدود کردن نمادهای دینی یا محروم ساختن دینداران از حقوق اجتماعی آنان تبدیل شود. آزادی زمانی معنا پیدا می‌کند که شامل حقّ انتخاب پوشش دینی نیز باشد.
🌻امروز بسیاری از مادران، زنان، دانشجویان و دانش‌آموزان مسلمان آذربایجان، حجاب را نه از سر اجبار، بلکه از روی ایمان، اعتقاد و پایبندی به ارزش‌های اسلامی برگزیده‌اند. آنان حجاب را بخشی از شخصیت، کرامت و هویت خویش می‌دانند و طبیعی است که خواهان حفظ این حق باشند. نادیده گرفتن این خواسته، در حقیقت نادیده گرفتن صدای بخش مهمی از جامعه‌ای است که می‌خواهد بر اساس باورهای دینی خود زندگی کند. 📖 قرآن کریم نیزحجاب وعفاف را درچارچوب حفظ کرامت انسانی وسلامت اخلاقی جامعه مطرح می‌کند:
🌷﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ﴾(الأحزاب: ۵۹) «ای پیامبر، به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو پوشش‌های خود را بر خویش فرو افکنند؛ این برای آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، مناسب‌تر است.»
🌻از منظر اسلامی، حجاب نماد عبودیت خداوند، پاسداشت کرامت زن و تعهد به ارزش‌های اخلاقی است. به همین دلیل، هرگونه محدودیت علیه زنان محجبه نه تنها مسئله‌ای دینی، بلکه مسئله‌ای مرتبط با حقوق فرهنگی و آزادی‌های اساسی انسان‌ها نیز به شمار می‌آید. 👌جامعه‌ای که به کرامت انسان و آزادی انتخاب احترام می‌گذارد،باید به زنان مسلمان نیز اجازه دهد که بدون ترس ازمحرومیت، فشار یا تبعیض، بر اساس اعتقادات خود زندگی کنند. زن مسلمان همان‌گونه که حق تحصیل، حضور اجتماعی و مشارکت درعرصه‌های مختلف را دارد، حق دارد هویت دینی و پوشش اسلامی خود را نیز حفظ کند. احترام به این حق، نشانهٔ عدالت، مدارا و احترام به تنوع فکری و فرهنگی در هر جامعه‌ای است.🌼 ✍️ #حمـزه خـان بیگـی ─═इई🌼🍃🌸🍃🌼ईइ═─ #سۆزی‌میحڕاب🕌 ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌═══ 🕋 @Sozimihrab🕌 ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺═══

📌فوبیای تجرد در میان دختران، دلایل و آسیب‌هایش ✍ دکتر ژیلا مرادپور ➰این روزها دختران مجردی که ترس و هراس از تجرد و نداشتن زمینه ازدواج عامل آمدنشان نزد مشاور شده است در دفاتر مشاوره روز به روز بیشتر می شود. به تعبیری می توان گفت خیلی از آنان ➰فوبیای تجرد دارند یعنی نسبت به مجرد ماندن ترس شدید و بیمارگونه یافته اند. ⁉️عاملش چیست؟! اینکه سن ازدواج بطور کلی در کشورمان رو به افزایش است و عواملی از جمله نابسامانی اقتصادی و گرانی و توقعات بالای خانواده ها و سخت گرفتن ازدواج و نبودن شغل و... از عوامل جامعه شناسی آن است بماند  واینکه از طرف دیگر علاوه بر این عوامل فقر فرهنگی یا نگاه اجتماعی مسموم تزریق شده به ذهن دخترانمان از کودکی تا بزرگسالی هم عامل مهم دیگر در بزرگ شدن این معضل است خود بماند.! ➰دختران ایرانی از این نگاه ناسالم اجتماعی بسیار آسیب دیده اند. نگاهی که بیشتر سنتی است تا دینی! ➰چون در دین اسلام ازدواج به خودی خود ارزش نیست بلکه ازدواج اولا در اصل مستحب است و حالت استحبابش مشروط به داشتن نیاز به آن  وتوانایی برآوردن مسوولیت آن است و اگر شخصی نیاز به آن نداشت و یا توانایی اجرای مسوولیتش را نداشت دیگر مستحب نیست بلکه می تواند بسته به مورد ، مکروه یاحرام یا مباح شود. ادامه متن👇 🔖  فوبیای تجرد در میان دختران، دلایل و آسیب‌هایش 『 @zhilamoradpur 』