fa
Feedback
سۆزی مێحڕاب

سۆزی مێحڕاب

رفتن به کانال در Telegram

لەم کات و سـاتە هەستیـارەدا، زیاتر لە ڕابردو بەیەکەوە بین و خـەم و تەم و ژانــی ژیان بڕەوێنینـەوە. " سـۆزی میـحڕاب " ارتباط با ادمین @sozimihrabadmen

نمایش بیشتر
2 191
مشترکین
+224 ساعت
+87 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+19
در 0 کانال‌ها
ژوئن '26
+25
در 4 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+1
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+65
در 11 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+25
در 5 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+79
در 13 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+38
در 9 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+66
در 15 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+60
در 24 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+59
در 13 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+55
در 16 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+32
در 10 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+38
در 18 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+57
در 24 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+105
در 22 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+64
در 22 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+67
در 18 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+54
در 17 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+50
در 16 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+40
در 17 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+93
در 7 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+111
در 25 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+68
در 21 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+59
در 15 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+87
در 17 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+82
در 17 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+147
در 28 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+82
در 11 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+68
در 10 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+72
در 19 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+83
در 14 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+86
در 13 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+50
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+71
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+48
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+50
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+42
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+78
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+97
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+115
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+63
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+51
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+64
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+30
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+42
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+62
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+38
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+83
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+54
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+99
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+50
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+33
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+65
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+56
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+56
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+86
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+45
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+58
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+38
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+28
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+51
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+89
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+56
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+51
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+72
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+1 588
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
08 ژوئیه+4
07 ژوئیه+2
06 ژوئیه+3
05 ژوئیه+3
04 ژوئیه0
03 ژوئیه+3
02 ژوئیه+1
01 ژوئیه+3
پست‌های کانال
هنرِ بندگی؛ ایمان به تدبیری که نقشه‌اش نهان است ✍️محمد محمودی(سردشت) در زندگی هر انسان، روزهایی فرا می‌رسد که همه چیز در ظاهر به بن‌بست می‌رسد؛ روزهایی که انسان هرچه به اطراف خود نگاه می‌کند، راهی برای خروج از مشکلات نمی‌یابد. گاهی گرفتاری مالی، گاهی بیماری، گاهی از دست دادن عزیزی، گاهی شکست در زندگی و گاهی نگرانی از آینده، آن‌چنان بر انسان سنگینی می‌کند که گویی همه درها بسته شده‌اند. در چنین لحظاتی، بسیاری از ما تنها یک سؤال در ذهن داریم: «این مشکل چگونه حل خواهد شد؟» اما شاید این، سؤال درستی نباشد. سؤال مهم‌تر این است: «آیا به خدایی که زمام همه امور در دست اوست، اعتماد دارم؟» داستان حضرت موسی یکی از روشن‌ترین پاسخ‌های قرآن به این پرسش است. هنگامی که او همراه بنی‌اسرائیل به ساحل دریا رسید، پیش روی آنان دریایی عظیم بود و پشت سرشان سپاه مجهز فرعون. از نگاه محاسبات عادی، هیچ راه نجاتی وجود نداشت. نه پلی بود، نه کشتی‌ای و نه راه گریزی. همراهان موسی با اضطراب گفتند: ﴿إِنَّا لَمُدْرَكُونَ﴾ «بی‌تردید گرفتار خواهیم شد.» اما پاسخ موسی، پاسخی برخاسته از یقین بود، نه از محاسبات ظاهری: ﴿كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ﴾ «هرگز چنین نیست؛ پروردگارم با من است و به‌زودی مرا راهنمایی خواهد کرد.» 🖇ادامەی مطلب.....👇 #سۆزی‌میحڕاب🕌 ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌═══ 🕋 @Sozimihrab🕌 ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺═══

2
#سۆزی‌میحڕاب🕌 ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌═══ 🕋 @Sozimihrab🕌 ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺═══
1
3
🔰 حکمتِ تدرّج؛ راهبردِ تربیت و دعوت در مدارِ سننِ الهی 🌼 بخش اول = در مدرسه و کلاس درس 🌼 🌟تدرّج، تنها یک روشِ آموزشی یا یک فنِّ تربیتی نیست؛ روحی است که در سراسرِ عالمِ تکوین و تشریع جریان دارد. خداوند، خود، جهان را در یک لحظه نیافرید؛ «خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ» تا به بندگانش بیاموزد که هر بنایِ استوار، بر مدارِ صبر و تدریج استوار می‌شود، نه بر شتاب و استعجال. انسان نیز، در مسیرِ ایمان، اخلاق و معرفت، یک‌باره به کمال نمی‌رسد؛ «وَخُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِیفًا»، و همین ضعف، دعوت‌گرِ حکیم را به تدرّج و مدارا فرا می‌خواند. ☀️در این نگاه، تدرّج، نه یک تکنیکِ فرعی، بلکه تجلّیِ «سُنَّةَ اللَّهِ» در تربیتِ انسان است؛ سنّتی که اگر شناخته و رعایت شود، راهِ دعوت و اصلاح را هموار می‌سازد، و اگر نادیده گرفته شود، شتاب‌زدگی، بذرِ حق را در خاکِ ناپخته می‌سوزاند و دل‌ها را از پذیرشِ نور بازمی‌دارد. ♻️ تدرّج در مدرسه؛ تربیتِ دل‌ها در کنارِ تعلیمِ ذهن‌ها   مدرسه، تنها محلِّ انتقالِ اطلاعات نیست؛ کارگاهِ ساختنِ انسان است. در این کارگاه، اصلِ تدرّج، همچون نخِ نامرئی، باید در همهٔ اجزای تعلیم و تربیت حضور داشته باشد؛ از برنامه‌ریزیِ درسی تا تربیتِ اخلاقی و مدیریتِ خطا. 🔶در برنامه‌ریزیِ درسی؛ هر درس، حلقه‌ای از زنجیرهٔ فهم     معلمِ حکیم می‌داند که ذهنِ دانش‌آموز، همچون زمینی است که باید آرام‌آرام شخم بخورد، آبیاری شود و بذر در آن بنشیند. مفاهیمِ دشوار، اگر بی‌مقدمه و بدونِ زمینه‌سازی عرضه شوند، یا فهم نمی‌شوند، یا فهمِ سطحی و شکننده‌ای پدید می‌آورند. ☀️ اصلِ تدرّج در برنامه‌ریزیِ درسی یعنی: هر درس، حلقه‌ای از زنجیرهٔ فهم باشد، نه جزیره‌ای جدا و بی‌ارتباط. مفاهیمِ ساده، پلی شوند به سوی مفاهیمِ پیچیده؛ مثال‌های عینی، راه را برای درکِ مفاهیمِ انتزاعی هموار کنند؛ و هر مرحله، بر پایهٔ مرحلهٔ پیشین بنا شود. 🌻این همان روحی است که در قرآن نیز دیده می‌شود؛ نزولِ تدریجیِ آیات، همراه با تربیتِ تدریجیِ امت. آیاتِ مکی، نخست ایمان، توحید، آخرت و اخلاق را در جان‌ها می‌نشاند، سپس در مدینه، احکام و نظامِ اجتماعی را بر آن ایمانِ ریشه‌دار بنا می‌کند. گویی خداوند، خود، به معلمانِ امت می‌آموزد که: «لا تُقِیمُوا بِنَاءَ التَّکْلِیفِ عَلَى قَلْبٍ لَمْ یَثْبُتْ فِی مَقَامِ الإِیمَانِ». 🔶در تربیتِ اخلاقیِ دانش‌آموز؛ از تمرین‌های کوچک تا بلوغِ اخلاقی     در تربیتِ اخلاقی، تدرّج، از هر عرصه‌ای آشکارتر است. نمی‌توان از دانش‌آموز، یک‌باره انتظارِ بلوغِ اخلاقی داشت؛ همان‌گونه که نمی‌توان از نهالی تازه، انتظارِ میوهٔ رسیده داشت. معلمِ تدرّجی، به جایِ مطالبهٔ ناگهانیِ کمال، مسیرِ رشد را به گام‌های کوچک تقسیم می‌کند: 👌مثال‌های کوچک: از او می‌خواهد در کارهای ساده، امانت‌داری و صداقت را تمرین کند؛ مثلاً در تحویلِ تکلیف، در نگهداریِ وسایلِ مدرسه، در رفتار با هم‌کلاسی‌ها. 👌تمرین‌های عملی: فرصت‌هایی می‌آفریند تا دانش‌آموز، مسئولیتِ کوچک بر عهده گیرد؛ مسئولِ نظمِ کلاس، مسئولِ کتابخانه، یا همراهِ معلم در ادارهٔ یک فعالیتِ گروهی. 👌تشویق‌های تدریجی: هر گامِ کوچکِ اخلاقی را می‌بیند، نام می‌برد و تشویق می‌کند؛ تا دانش‌آموز، طعمِ شیرینِ رشد را بچشد و به ادامهٔ راه راغب شود. این همان روحِ آیهٔ «لِیَزْدَادُوا إِیمَانًا مَعَ إِیمَانِهِمْ» است؛ ایمان و اخلاق، در یک لحظه به اوج نمی‌رسند، بلکه در مسیرِ «ازدیاد» و افزوده‌شدنِ تدریجی حرکت می‌کنند. 🔶در مدیریتِ خطا؛ خطا به‌مثابهٔ فرصتِ رشد خطای دانش‌آموز، در نگاهِ معلمِ شتاب‌زده، تنها یک جرم است که باید هرچه زودتر کیفر شود؛ اما در نگاهِ معلمِ تدرّجی، خطا، فرصتی برای تربیت است. معلمِ حکیم، به جایِ واکنشِ تند، از خطا پلی به سمتِ رشد می‌سازد : ☀️با گفت‌وگو: با دانش‌آموز می‌نشیند، از انگیزه‌ها و زمینه‌های خطا می‌پرسد، و او را به دیدنِ درونِ خود دعوت می‌کند؛ تا خطا، به آینه‌ای برای خودشناسی تبدیل شود. ☀️با توضیحِ پیامدها: پیامدهای رفتارش را برای او روشن می‌سازد؛ نه با تهدید، بلکه با تبیین؛ تا دانش‌آموز، رابطهٔ میانِ عمل و نتیجه را بفهمد. ☀️با دادنِ فرصتِ جبران: راهی برای جبران می‌گشاید؛ مثلاً اگر حقی ضایع شده، او را در بازگرداندنِ حق شریک می‌کند؛ اگر نظمی برهم خورده، او را در بازسازیِ نظم سهیم می‌سازد. 👌این شیوه، یادآورِ سنتِ الهی در توبه است؛ خداوند، درِ بازگشت را می‌گشاید، فرصتِ جبران می‌دهد، و خطا را به نقطهٔ آغازِ سلوکِ تازه تبدیل می‌کند. معلمِ تدرّجی، در حدِّ توانِ انسانی، از همین سنتِ رحمت، در کلاسِ درس اقتباس می‌کند. 🌼 🌼 ادامه در بخش دوم =  در خانواده و تربیتِ نسل🌼? ?🔻 📚 باالهام ازشيخنا الإمام يوسف القرضاوي؛من كتابه:فقه الوسطية الإسلامية والتجديد.معالم ومنارات. ✍️ #حمـزه خـان بیگـی
113
4
‍ ❣رؤیایی صادق در سپیده‌دم «روایتی صادق و مستند از زبان استاد مصطفی خرم‌دل، به گواهی یاران نزدیک» در روزگاری که جانِ استاد خرم‌دل با نور قرآن عجین شده بود، و هر ورق از تفسیر «فی‌ظلال‌القرآن» را چون برگ درختی به آب اخلاص می‌شست و با جوهر ایمان می‌نگاشت، حادثه‌ای سهمگین در میانه‌راه قد علم کرد؛ آنگونه که گویی قضا قصد کرده بود ترجمه را در نیمه‌راه به محاق برد. رنجوری، آرام و خزنده در پیکر استاد نشسته بود؛ ابتدا تب و تحلیل، و سپس، واژگانی سنگین از زبان پزشکان: «سرطان است. بی‌درنگ باید جراحی شوید.» همه‌چیز مهیا شد: تختِ جراحی، دارو، تیغ و تشویش. اما در میان تمام آن اضطراب‌ها، دل استاد، تنها از یک چیز در تپش بود: «کار ترجمه‌ام هنوز ناتمام است. چه کسی این بار امانت را به منزل خواهد رساند؟» شب پیش از عمل، مصطفای ما تنها با خدای خویش سخن گفت. نه چون بیمار، که چون عاشقی نگران از نیمه‌ماندن عهدِ خویش. خسته از زمینیان، چشم به آسمان دوخت. و آن‌گاه، رؤیا آغاز شد. نه، این رؤیا نبود؛ اشراق بود. دیداری بود از آن‌سوتر. در میان روشنی خواب، ناگاه دو چهره‌ی قدسی بر بالینش پدیدار شدند: نخست، سیمای ملکوتی رسول خاتم، محمد مصطفی (صلى‌الله‌علیه‌وسلم)؛ و کنار ایشان، یار راستین و مونسِ غار، ابوبکر صدیق (رضی‌الله‌عنه). پیامبر نور و رحمتﷺ با نگاهی نرم و آشنا، پرسیدند: مصطفی، نگران هستی؟ و او، با بغضی فروخورده گفت: بله، یا رسول‌الله نگران کار ناتمام ترجمه‌ام هستم. آنگاه پیامبرﷺ، لبخندی زدند. لبخندی که نه فقط امید، که شفا در آن نهفته بود. کاسه‌ای کوچک، پر از آشی ساده، به او دادند ـ و استاد می‌گفت: گمانم عدس بود ـ و فرمودند: بخور، نگران نباش. و با همان آرامش ملکوتی، از نظر ناپدید شدند. مترجم دل‌سپرده، از خواب برخاست، نه با رطوبت تب، که با درخششی تازه در نگاه. سبک‌بال، چنان‌که گویی هیچ‌گاه بیمار نبوده است. صبح، تیم جراحی آمد تا او را به اتاق عمل ببرد. اما استاد با قاطعیت گفت: «نیازی به جراحی نیست. من شفا یافته‌ام.» اصرارها سودی نداشت. پزشکان، به ناچار، دوباره آزمایش گرفتند. و در کمال ناباوری، هیچ نشانی از بیماری نبود. سرطانی در کار نبود؛ تن، سلامت بود و دل، پُر از شکر. وقتی استاد این رؤیای صادقه را برای پزشکان بازگو کرد، حیرت در چهره‌شان نشست. آن روز، به جای ورود به اتاق عمل، با پای خود، بی‌نیاز از یک قرص، از بیمارستان ترخیص شد و به خانه بازگشت. و خداوند، به او توفیق داد تا ترجمه‌ی کامل «فی‌ظلال‌القرآن» را به انجام رساند؛ آن‌گونه که گویی روح سید قطب، از آسمان نیل تا دیار کوردستان، او را در این رسالت یاری کرده است. این روایت، نه از زبان راویان دور، که به نقل مستقیم استاد، و با گواهی روشن دختر ایشان و جمعی از نزدیک‌ترین دوستانشان ثبت شده است. ممکن است در تعبیر یا ترتیب واژگان اندکی تفاوت در نقل‌ها باشد، اما اصل واقعه ـ این مکاشفه‌ی قدسی و کرامتِ بی‌نیاز از تأویل ـ در جان اهل یقین، مسلّم و ماندگار است. و آن کاسه‌ی آش عدس، تنها یک ظرف غذا نبود؛ ظرفی بود از رحمت، وعده‌ای از آسمان، و نشانه‌ای که بر دروازه‌ی یقین نوشته‌اند تا اهل اخلاص بدانند: تا کار ناتمام از آنِ خداست، مرگ بر درِ بیمارستان هم ناتوان است. #رؤیای_صادق ✍️ صدیق ابراهیمی #سۆزی‌میحڕاب🕌 ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌══ 🕋 @Sozimihrab🕌 ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺═══
88
5
🔺بازگشت به خان عدم تفاهم! با لغو تعلیق تحریم‌های نفتی و پتروشیمی ایران، احتمالا روند آزادسازی اموال بلوکه ‌شده نیز متوقف و یادداشت تفاهم، صرفاً به تداوم بازگشایی شکننده تنگه هرمز در برابر ادامه رفع محاصره و کاهش آتش جنگ در لبنان محدود ‌شود. با این حال، تداوم زورآزمایی در تنگه هرمز و حملات دوجانبه نیز ممکن است در نقطه‌ای به همین تعهدات پایان دهد و عملاً از یادداشت تفاهم جز نامی باقی نماند. آمریکا انتظار داشت با امضای این یادداشت، مذاکراتِ توافق نهایی به سرعت آغاز شود، اما اجرای خودِ این تفاهم به بزرگ‌ترین مانعِ پیشِ روی این مذاکرات تبدیل شد و تفاهم‌نامه‌ای که قرار بود کاتالیزورِ توافق نهایی باشد، خود به سدی در این مسیر بدل گشته است. طبیعی است که وقتی یک توافق اولیه و موقت در همان ماه‌ نخست دچار چنین سرنوشتی می‌شود، نمی‌توان انتظار دستیابی به توافق نهایی را داشت. در چنین شرایطی، ظاهرا قرار است که بنیامین نتانیاهو در آینده نزدیک با دونالد ترامپ دیدار و گفتگو کند. وی به این وضعیت به عنوان بزرگ‌ترین فرصت و دستاویز برای جهت‌دهی دوباره به سیاست‌های دونالد ترامپ با هدف تشدید تنش می‌نگرد. خلاصه این که این داستان همچنان ادامه دارد .... #صابر_گل_عنبری #سۆزی‌میحڕاب🕌 ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌═══ 🕋 @Sozimihrab🕌 ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺═══
116
6
‍ لحظاتی با رازونیاز امام اعظم روزی امام ابوحنیفه، رحمه الله، نماز عشاء را پشت سر مؤذن مسجد خواند. مؤذن سوره زلزال را خواند. وقتی نماز تمام شد و مردم از مسجد خارج شدند، فقط امام ابوحنیفه و مؤذن باقی ماندند. مؤذن گفت: به ابوحنیفه نگاه کردم که در فکر فرو رفته بود و نفس نفس می‌زد. با خودم فکر کردم: "باید بروم تا حواسش با من پرت نشود." بنابراین از مسجد خارج شدم و چراغ فتیله ای را با کمی روغن گذاشتم. سپس پس از طلوع فجر برگشتم. او هنوز در جای خود بود و می‌گفت: يا من يجزي بمثقال ذرةٍ خيرٍ خيرًا ؛ ويا من يجزي بمثقال ذرةٍ شرٍّ شرًّا ؛ أَجِر النعمانَ عبدَكَ من النار ، وأدخله في سعة رحمتك . "ای کسی که به اندازه ذره‌ای نیکی را با نیکی پاداش می‌دهی و ای کسی که به اندازه ذره‌ای بدی را با بدی پاداش می‌دهی، بنده‌ات نعمان را از آتش نجات بده ووسعت رحمتت را شامل حال ایشان نمائید مؤذن گفت: وارد شدم و دیدم که چراغ هنوز روشن است. امام ابوحنیفه گفت: «می‌خواهی چراغ را برداری؟» فکر کرد هنوز وقت شام است. گفتم: صبح شده، امام! ابوحنیفه پاسخ داد: «آنچه دیدی برای خودت نگه دار.» سپس دو رکعت نماز خواند و نشست تا با ما نماز صبح را بخواند، در حالی که با وضوی عشاء نشسته بود. من این موضوع را تا زمان وفات امام به کسی نگفتم. ✍عبدالرحمن مام رش _پیرانشهر #سۆزی‌میحڕاب🕌 ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌═══ 🕋 @Sozimihrab🕌 ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺═══
130
7
‍ 🍃۵. تجدید عهد با سنت پیامبر ﷺ و پیمودن راه او.🍃 🌼 صلوات بر پیامبر اکرم ﷺ تنها زمزمه‌ای بر زبان و وردی بر لب نیست؛ بلکه تجدید پیمانی است میان دلِ مؤمن و حقیقت محمدی. هر بار که انسان بر او درود می‌فرستد، در واقع پرده‌ای از غفلت را کنار می‌زند و عهد نخستین خویش را با رسالت و هدایت او تازه می‌کند؛ عهدی که در ژرفای فطرت نهاده شده و با نور نبوت پیوند خورده است. ذکرِ محبوب، دل را به سوی او می‌کشاند؛ و هرچه ذکر افزون‌تر شود، حضور او در جان رسوخ بیشتری می‌یابد. 🌻از همین روست که صحابهٔ بزرگوار، نه تنها بسیار بر او صلوات می‌فرستادند، بلکه در رفتار و منش، آیینهٔ تمام‌نمای سنت او بودند. آنان دریافته بودند که صلوات، صرفاً اظهار محبت نیست، بلکه راهی است برای زنده نگه‌داشتن الگوی کامل انسانی. 📖 خدای متعال فرمود: «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» در وجود پیامبر خدا، نمونه‌ای کامل و راهنمایی روشن برای شماست. 📖 حسن بصری، با نگاهی ژرف به حقیقت محبت، گفت: «عَلامَةُ حُبِّهِمْ لِلنَّبِيِّ ﷺ اتِّبَاعُ سُنَّتِهِ» «نشانهٔ محبت آنان به پیامبر، پیروی از سنت اوست». 🌻این سخن، پرده از حقیقتی لطیف برمی‌دارد: محبتِ بی‌پیروی، ادعایی بی‌ثمر است؛ و صلوات، پلی است میان محبت و پیروی، میان ذکر و سلوک، میان نور و عمل. در حقیقت، صلوات نوعی تربیتِ درونی است؛ تربیتی که از راه تکرارِ آگاهانهٔ نام پیامبر ﷺ، روح را به سمت اخلاق او سوق می‌دهد. هر بار که انسان بر او درود می‌فرستد، گویی در درون خویش می‌گوید: «ای رسول خدا، من هنوز بر عهد تو ایستاده‌ام؛ راه تو را می‌خواهم، و نور تو را می‌جویم.» 🌻این است رازِ پیوند میان صلوات و سیر و سلوک: ذکر، دل را نرم می‌کند؛ دلِ نرم، آمادهٔ پیروی می‌شود؛ و پیروی، انسان را به مقام محبت حقیقی می‌رساند. 🍃۶. برانگیختن شوق دیدار پیامبر ﷺ و شعله‌ور ساختن محبت او🍃 🌼صلوات، تنها یادآور سنت نیست؛ آتش شوق را نیز در جان می‌افروزد. دلِ آدمی، به‌ویژه دلِ مؤمن، با یاد محبوب زنده می‌شود؛ و هرچه ذکر افزون‌تر گردد، شعلهٔ اشتیاق فروزان‌تر می‌شود. صلوات، همان نسیمی است که بر آتش محبت می‌وزد و آن را از خاموشی می‌رهاند. 📖پیامبر اکرم ﷺ فرمود: روى الإمامُ مُسلِمٌ في صحيحِهِ عن أبي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه قال: أنَّ رَسولَ اللهِ ﷺ أتى المَقْبَرَةَ فقالَ: «وَدِدْتُ أَنَّا قَدْ رَأَيْنَا إِخْوَانَنَا» قالوا: يا رَسولَ اللهِ، أَوَلَسْنَا إِخْوَانَكَ؟ قالَ ﷺ: «أَنْتُمْ أَصْحَابِي، وَإِخْوَانِي الَّذِينَ لَمْ يَأْتُوا بَعْدُ» 📚(صحيح مسلم، كتاب الطهارة، باب استحباب زيارة القبور) «از کسانی که بیش از همه مرا دوست دارند، مردمی هستند که پس از من می‌آیند؛ هر یک از آنان دوست دارد مرا ببیند، حتی اگر بهای آن را با خانواده و مال خود بپردازد.» 🌻این حدیث، حقیقتی ژرف را آشکار می‌کند: محبت حقیقی، فاصلهٔ زمانی نمی‌شناسد. دل‌هایی که قرن‌ها پس از بعثت می‌تپند، می‌توانند چنان مشتاق باشند که گویی در کنار او نفس می‌کشند. 📖 ابن‌القیم رحمه‌الله، با نگاهی دقیق به سیرت دل، می‌گوید: «هرگاه بنده بسیار بر پیامبر ﷺ صلوات فرستد، محبت او بر دلش چیره می‌شود تا جایی که جایی برای غیر او باقی نمی‌ماند؛ و پیامبر نزد او از جان و فرزند و خانواده و مالش محبوب‌تر می‌گردد.» 🌻این سخن، حقیقتی عرفانی را بیان می‌کند: ذکرِ بسیار، دل را از پراکندگی جمع می‌کند و آن را به سوی یک قبله می‌کشاند؛ قبلهٔ عشق به رسول خدا ﷺ. صلوات، دل را از آلودگی‌های روزمره می‌شوید و آن را آمادهٔ پذیرش نور می‌کند. هرچه صلوات بیشتر شود، تصویر پیامبر در جان انسان شفاف‌تر می‌گردد؛ و هرچه این تصویر شفاف‌تر شود، آرزوی دیدار او عمیق‌تر می‌شود. این شوق، شوقی جسمانی نیست؛ شوقی است که از سرچشمهٔ نورانی نبوت برمی‌خیزد و انسان را از خاک به افلاک می‌برد. 👌در این دو مقصد، حقیقت صلوات آشکار می‌شود: ۱. صلوات، تجدید عهد با راه پیامبر است یعنی هر بار که می‌گوییم «اللهم صلّ على محمد»، در حقیقت می‌گوییم: «ای رسول خدا، من راه تو را برگزیده‌ام و بر پیمان تو ایستاده‌ام.» ۲. صلوات، آتش شوق دیدار را در دل می‌افروزد یاد محبوب، دل را به سوی او می‌کشاند؛ و دلِ مشتاق، به مقام محبت حقیقی نزدیک‌تر است. پس صلوات، هم ذکر است و هم سلوک؛ هم محبت است و هم پیمان؛ هم یاد است و هم حرکت؛ و در نهایت، راهی است برای رسیدن به نور محمدی ﷺ.🌼 #وصفي_أبوزيد #مقاصد_الصلاة_على_النبي ٤ ✍️ #حمـزه خـان بیگـی ┈••✾•🍃⚜️🍃•✾ #سۆزی‌میحڕاب🕌 ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌═══ 🕋 @Sozimihrab🕌 ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺═══
133
8
پوخته‌یه‌ك له‌ ژیاننامه‌ی مامۆستا مه‌لا عوزێر حافز هه‌ورامی زانای دیاری کوردستان كه‌ ئه‌مڕۆ كۆچی دواییكرد+2
پوخته‌یه‌ك له‌ ژیاننامه‌ی مامۆستا مه‌لا عوزێر حافز هه‌ورامی زانای دیاری کوردستان كه‌ ئه‌مڕۆ كۆچی دواییكرد
247
9
یەکێك لە ڕاستترین و ئازاترین بڕیارەکانی پێگەیشتن ئەوەیە کە لە سەرووی هەموو ئەو شتانەی کە ناڕوون و چەقبەستوو و سەرلێشێواون . ب
یەکێك لە ڕاستترین و ئازاترین بڕیارەکانی پێگەیشتن ئەوەیە کە لە سەرووی هەموو ئەو شتانەی کە ناڕوون و چەقبەستوو و سەرلێشێواون . بەرزبوونەوە؛ بۆ ئەوەی لە سەرووی هەموو ئەو شتانەدا هەڵبستیت کە لە نێوان چاوەڕوانی و تێڕاماندا گیرت خواردووە، بەبێ ڕوونی و دڵنیایی؛ و دەست بکەیت بە ڕووکردنە ئەو شتەی کە ڕاستەقینە و بۆ ئەوەی مانات پێدەبەخشێت و ژیانت زیاد دەکات، نەك تێکەڵی بکەیت . یەکلاکەرەوە ئەگەر بە ئازاریش بێت، زۆر میهرەبانترە لە دوودڵی لە شوێنێك کە هی تۆ نییە 🌷💌 . وەرگێڕانی: ئیسحاق عەلائەدین #سۆزی‌میحڕاب🕌 ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌═══ 🕋 @Sozimihrab🕌 ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺═══
157
10
«جاسوسی که به اتهام همکاری در ترور عزالدین الحداد، فرمانده شاخه نظامی حماس، اعدام شد. به گزارش رسانه‌های اسرائیلی به نقل از م+1
«جاسوسی که به اتهام همکاری در ترور عزالدین الحداد، فرمانده شاخه نظامی حماس، اعدام شد. به گزارش رسانه‌های اسرائیلی به نقل از منابعی در غزه، این جاسوس «مصطفی مهنا»، سرهنگ در دستگاه امنیت پیشگیرانه (الأمن الوقائي) متعلق به تشکیلات خودگردان فلسطین است. او با خواهر همسرِ الحداد ازدواج کرده است. طبق گفته منابع نزدیک به حماس، مهنا تنها یک دقیقه پیش از ترور، اسرائیل را از حرکت الحداد مطلع کرد و حتی پس از آن، در بیمارستان از مرگ او اطمینان حاصل کرد و سپس خبر را به اسرائیل مخابره نمود. بر اساس این منابع، مهنا در طول این جنگ، اسرائیل را در ترور ۳۷ شخصیت برجسته حماس یاری داده است.» #سۆزی‌میحڕاب🕌 ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌═══ 🕋 @Sozimihrab🕌 ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺═══
181
11
اندرز دادن یا آبرو بردن !! ✍سمیه آرمند  ـ بسیاری از انسان‌ها در زمینۀ روش اندرز مشکل دارند و حد و حدود آن را به گونه‌ای شایسته مراعات نمی‌کنند گاهی به جای اندرز یک نفر آبرو و حیثیت او را لکه‌دار می‌نمایند، تعدادی هم به جای تسامح و مدارا دچار تملق و ریا می‌شوند. چنین روش‌های ناصوابی زمینه را برای مشکلات بسیاری فراهم می‌نماید و زیان آن از سودش بیشتر بوده و به مسئولیت روایی به روشی ناروا عمل می‌شود. زمانی که اندرز کارگر نمی‌افتد یا زمینه را برای ضرر و بدی بیشتری فراهم می‌سازد، مدارا و تسامح با طرف بسیار ضروری است و تا زمانی که حال و وضع او به صورت طبیعی در می‌آید و شرایط برای موعظه و راهنمایی مناسب می‌شود، باید با او راه مدارا را در پیش گرفت. اما اگر اندرزگو به خاطر روش ناپسند خویش زمینه جرأت پیدا کردن بیشتر طرف را برای بدی و معصیت فراهم نماید، یا به خاطر ریاکاری و چشم‌پوشی بی‌جهت او را بیشتر به انجام اعمال ناروا وادار کند، چنین چیزی تملق و ریاکاری زشتی است که با ارزش‌های والای اخلاقی سازگاری ندارد و شریعت و اخلاق اسلامی آن را ناپسند می‌شمارد. رفتن به نزد حاکمی خودکامه که برای اراده و کرامت مردم هیچ ارزشی قایل نیست و خودکامگی و ستمگری او را توجیه کردن و پسندیده جلوه دادن و او را به فسق و فجور و ستمگری بیشتر ترغیب نمودن با خودداری از اندرز او در اوج قدرت وشوکتش به خاطر مأیوس گردیدن از اصلاح او تفاوت بسیار است. زیرا سکوتی که به خاطر دست یافتن به فرصت و شرایط مناسبی برای اندرز و نصیحت و راهنمایی او به راه هدایت باشد مطلوب و مفید است، آن روش قبلی تملق و ریا و روش بعدی و مدارا و تسامح است، تملق از خواری و هراسناکی و مدارا از اندیشه و حکمت سرچشمه می‌گیرند. اندرز و راهنمایی دارای مراتبی است: مرتبه اول: بیش از هر چیز نباید با عجله آن‌چه را که در مورد دوست و همسایه یا دیگر مردم گفته می‌شود، تأیید نمود، بلکه باید در مورد آن تحقیق کرد و پس از اطمینان از آن در مورد چگونگی تذکر به شخص موردنظر تصمیم گرفت. زیرا بسیاری از انسان‌ها به شایعه‌پراکنی در مورد دیگران عادت کرده و بیش از آن‌که به مردم حسن ظن داشته باشند، سوء‌ظن دارند و با شتاب در مورد آن‌ها داوری می‌کنند. 🖇ادامە مطلب... #سۆزی‌میحڕاب🕌 ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌═══ 🕋 @Sozimihrab🕌 ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺═══
200
12
سردشت؛ چهار دهه پس از بمباران، زمان پایان سکوت ده روز از سالگرد بمباران شیمیایی سردشت گذشته است؛ ده روزی که می‌توانست آغازگر یک بیداری تازه باشد، اما مانند سال‌های گذشته در سکوت سپری شد. همین سکوت، خود گواه واقعیتی تلخ است: سردشت تنها یک‌بار با بمب‌های شیمیایی هدف قرار نگرفت؛ این شهر در چهار دهه گذشته، بارها با سلاحی خاموش‌تر اما ویرانگرتر آسیب دیده است؛ سلاحِ محرومیت، فراموشی و بی‌توجهی. امروز، آنچه بیش از آثار گاز خردل مردم سردشت را رنج می‌دهد، استمرار عقب‌ماندگی و عادی شدن این وضعیت است. مسئولی که کمبود بودجه را بهانه می‌کند، مدیری که اجرای طرح‌ها را به آینده موکول می‌کند، نهادی که مسئولیت را به دیگری واگذار می‌کند و حتی شهروندی که می‌گوید «از دست من کاری ساخته نیست»، هرکدام به نوعی در تداوم این شرایط سهم دارند. این پرسش همچنان پابرجاست: چرا نام «حلبچه» در حافظه جهانی جایگاهی شناخته‌شده یافته است، اما «سردشت» هنوز آن‌گونه که شایسته است به افکار عمومی جهان معرفی نشده؟ چرا «هیروشیما» به نماد جهانی مبارزه با سلاح‌های کشتار جمعی تبدیل شده است، اما سردشت ــ به عنوان نخستین شهر قربانی حملات شیمیایی گسترده علیه غیرنظامیان در جهان و نخستین شهر ایران در این فاجعه ــ هنوز جایگاه واقعی خود را در روایت‌های ملی و بین‌المللی نیافته است؟ مسئله سردشت تنها درمان جانبازان شیمیایی نیست؛ مسئله، توسعه همه‌جانبه شهری است که هزینه‌ای سنگین برای دفاع از این سرزمین پرداخت کرده است. چرا پس از چهار دهه، راه‌های ارتباطی این منطقه هنوز با استانداردهای مطلوب فاصله دارند؟ چرا اشتغال پایدار همچنان بزرگ‌ترین دغدغه جوانان این منطقه است؟ چرا زیرساخت‌های آموزشی، بهداشتی، صنعتی، گردشگری و کشاورزی سردشت متناسب با ظرفیت‌های گسترده آن توسعه نیافته‌اند؟ چرا محیط‌زیستی که خود قربانی جنگ بوده، همچنان با بی‌توجهی مواجه است؟ پاسخ این پرسش‌ها را نباید تنها از دیگران مطالبه کرد؛ هرکدام از ما نیز باید سهم خود را در این مسیر پیدا کنیم. اگر بزرگداشت سردشت تنها به برگزاری مراسم سالگرد محدود شود و مطالبه‌گری مستمر، پیگیری عمومی و مسئولیت اجتماعی شکل نگیرد، شرایط موجود همچنان ادامه خواهد یافت. امروز این مسئولیت تاریخی بیش از هر زمان دیگری متوجه نگاه دولت است. توسعه سردشت نباید صرفاً یک پروژه عمرانی معمولی تلقی شود؛ بلکه باید گامی برای جبران بخشی از خسارت‌های تاریخی این شهر باشد. مأموریت مسئولان استانی، اجرای واقعی و ملموس طرح‌هاست؛ همان‌گونه که نمایندگان مجلس باید با استفاده از ابزارهای نظارتی خود، روند اجرای برنامه‌ها را پیگیری کنند و وزارت امور خارجه نیز موضوع حقوق قربانیان را در مجامع بین‌المللی دنبال کند. در کنار این نهادها، رسانه‌ها، سازمان‌های مردم‌نهاد، هنرمندان و دانشگاهیان نیز وظیفه دارند با روایت مستمر رنج‌های جانبازان شیمیایی و معرفی ظرفیت‌های بومی، اجازه ندهند این حقیقت تاریخی به فراموشی سپرده شود. اما مهم‌تر از همه، این پرسش در برابر تک‌تک ما قرار دارد: آیا به محرومیت و مظلومیت سردشت عادت کرده‌ایم؟ اگر پاسخ مثبت باشد، باید بپذیریم که خطرناک‌ترین تهدید امروز سردشت دیگر سلاح شیمیایی نیست؛ بلکه بی‌تفاوتی و به تعویق افتادن عدالت است. فراموشی، حافظه تاریخی یک ملت را تضعیف می‌کند؛ بی‌تفاوتی، روح مطالبه‌گری را از بین می‌برد و تأخیر در تحقق عدالت، فرصت‌های توسعه را از نسل‌های آینده می‌گیرد. سالگرد بمباران شیمیایی سردشت نباید صرفاً یک مناسبت تقویمی باشد؛ بلکه باید نقطه آغاز حرکتی ملی برای تحقق توسعه متوازن و پاسداشت کرامت قربانیان جنگ باشد. امروز زمان آن است که توسعه سردشت ــ از تکمیل زیرساخت‌های حمل‌ونقل و خدمات درمانی گرفته تا ایجاد اشتغال، حفاظت از محیط‌زیست و پیگیری حقوقی این فاجعه در سطح بین‌المللی ــ به یک مطالبه عمومی و جدی تبدیل شود. نزدیک به چهار دهه گذشته است. روزها می‌گذرند، اما هنوز فرصت تغییر باقی است. اگر هر نهاد، هر مسئول و هر شهروند، سهم خود را بپذیرد، سردشت می‌تواند از نماد رنج و مظلومیت، به نماد عدالت، همبستگی و توسعه پایدار تبدیل شود. من، به عنوان نویسنده و مطالبه‌گری از دیار سردشت، ضمن اعلام آمادگی عملی در صورت نیاز، با قلم خود هر آنچه در توان دارم برای زنده نگه داشتن این حرکت انجام خواهم داد و از این پس، هر ماه دست‌کم یک مقاله در این مسیر منتشر خواهم کرد. اما قلم من به تنهایی کافی نیست؛ شهروند گرامی با مشارکت خود، مسئول محترم با تعهد و عمل خود و نماینده مجلس با استفاده از ظرفیت‌های قانونی خود، تا چه اندازه برای این عهد ملی آستین بالا خواهند زد؟ پس بیایید این عهد را سرلوحه قرار دهیم؛ آن را بر دیوارهای شهر حک کنیم، در فضای مجازی گسترش دهیم و تا رسیدن به هدف، هر روز آن را تکرار کنیم: «سردشت ترحم نمی‌خواهد؛ عدالت می‌خواهد.» محمدعلی سوره @Sozimihrab
182
13
محمدعلی سوره @KhatNegaar #سۆزی‌میحڕاب🕌 ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌═══ 🕋 @Sozimihrab🕌 ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺═══
1
14
سردشت؛ چهار دهه پس از بمباران، زمان پایان سکوت ده روز از سالگرد بمباران شیمیایی سردشت گذشته است؛ ده روزی که می‌توانست آغازگر یک بیداری تازه باشد، اما مانند سال‌های گذشته در سکوت سپری شد. همین سکوت، خود گواه واقعیتی تلخ است: سردشت تنها یک‌بار با بمب‌های شیمیایی هدف قرار نگرفت؛ این شهر در چهار دهه گذشته، بارها با سلاحی خاموش‌تر اما ویرانگرتر آسیب دیده است؛ سلاحِ محرومیت، فراموشی و بی‌توجهی. امروز، آنچه بیش از آثار گاز خردل مردم سردشت را رنج می‌دهد، استمرار عقب‌ماندگی و عادی شدن این وضعیت است. مسئولی که کمبود بودجه را بهانه می‌کند، مدیری که اجرای طرح‌ها را به آینده موکول می‌کند، نهادی که مسئولیت را به دیگری واگذار می‌کند و حتی شهروندی که می‌گوید «از دست من کاری ساخته نیست»، هرکدام به نوعی در تداوم این شرایط سهم دارند. این پرسش همچنان پابرجاست: چرا نام «حلبچه» در حافظه جهانی جایگاهی شناخته‌شده یافته است، اما «سردشت» هنوز آن‌گونه که شایسته است به افکار عمومی جهان معرفی نشده؟ چرا «هیروشیما» به نماد جهانی مبارزه با سلاح‌های کشتار جمعی تبدیل شده است، اما سردشت ــ به عنوان نخستین شهر قربانی حملات شیمیایی گسترده علیه غیرنظامیان در جهان و نخستین شهر ایران در این فاجعه ــ هنوز جایگاه واقعی خود را در روایت‌های ملی و بین‌المللی نیافته است؟ مسئله سردشت تنها درمان جانبازان شیمیایی نیست؛ مسئله، توسعه همه‌جانبه شهری است که هزینه‌ای سنگین برای دفاع از این سرزمین پرداخت کرده است. چرا پس از چهار دهه، راه‌های ارتباطی این منطقه هنوز با استانداردهای مطلوب فاصله دارند؟ چرا اشتغال پایدار همچنان بزرگ‌ترین دغدغه جوانان این منطقه است؟ چرا زیرساخت‌های آموزشی، بهداشتی، صنعتی، گردشگری و کشاورزی سردشت متناسب با ظرفیت‌های گسترده آن توسعه نیافته‌اند؟ چرا محیط‌زیستی که خود قربانی جنگ بوده، همچنان با بی‌توجهی مواجه است؟ پاسخ این پرسش‌ها را نباید تنها از دیگران مطالبه کرد؛ هرکدام از ما نیز باید سهم خود را در این مسیر پیدا کنیم. اگر بزرگداشت سردشت تنها به برگزاری مراسم سالگرد محدود شود و مطالبه‌گری مستمر، پیگیری عمومی و مسئولیت اجتماعی شکل نگیرد، شرایط موجود همچنان ادامه خواهد یافت. امروز این مسئولیت تاریخی بیش از هر زمان دیگری متوجه نگاه دولت است. توسعه سردشت نباید صرفاً یک پروژه عمرانی معمولی تلقی شود؛ بلکه باید گامی برای جبران بخشی از خسارت‌های تاریخی این شهر باشد. مأموریت مسئولان استانی، اجرای واقعی و ملموس طرح‌هاست؛ همان‌گونه که نمایندگان مجلس باید با استفاده از ابزارهای نظارتی خود، روند اجرای برنامه‌ها را پیگیری کنند و وزارت امور خارجه نیز موضوع حقوق قربانیان را در مجامع بین‌المللی دنبال کند. در کنار این نهادها، رسانه‌ها، سازمان‌های مردم‌نهاد، هنرمندان و دانشگاهیان نیز وظیفه دارند با روایت مستمر رنج‌های جانبازان شیمیایی و معرفی ظرفیت‌های بومی، اجازه ندهند این حقیقت تاریخی به فراموشی سپرده شود. اما مهم‌تر از همه، این پرسش در برابر تک‌تک ما قرار دارد: آیا به محرومیت و مظلومیت سردشت عادت کرده‌ایم؟ اگر پاسخ مثبت باشد، باید بپذیریم که خطرناک‌ترین تهدید امروز سردشت دیگر سلاح شیمیایی نیست؛ بلکه بی‌تفاوتی و به تعویق افتادن عدالت است. فراموشی، حافظه تاریخی یک ملت را تضعیف می‌کند؛ بی‌تفاوتی، روح مطالبه‌گری را از بین می‌برد و تأخیر در تحقق عدالت، فرصت‌های توسعه را از نسل‌های آینده می‌گیرد. سالگرد بمباران شیمیایی سردشت نباید صرفاً یک مناسبت تقویمی باشد؛ بلکه باید نقطه آغاز حرکتی ملی برای تحقق توسعه متوازن و پاسداشت کرامت قربانیان جنگ باشد. امروز زمان آن است که توسعه سردشت ــ از تکمیل زیرساخت‌های حمل‌ونقل و خدمات درمانی گرفته تا ایجاد اشتغال، حفاظت از محیط‌زیست و پیگیری حقوقی این فاجعه در سطح بین‌المللی ــ به یک مطالبه عمومی و جدی تبدیل شود. نزدیک به چهار دهه گذشته است. روزها می‌گذرند، اما هنوز فرصت تغییر باقی است. اگر هر نهاد، هر مسئول و هر شهروند، سهم خود را بپذیرد، سردشت می‌تواند از نماد رنج و مظلومیت، به نماد عدالت، همبستگی و توسعه پایدار تبدیل شود. من، به عنوان نویسنده و مطالبه‌گری از دیار سردشت، ضمن اعلام آمادگی عملی در صورت نیاز، با قلم خود هر آنچه در توان دارم برای زنده نگه داشتن این حرکت انجام خواهم داد و از این پس، هر ماه دست‌کم یک مقاله در این مسیر منتشر خواهم کرد. اما قلم من به تنهایی کافی نیست؛ شهروند گرامی با مشارکت خود، مسئول محترم با تعهد و عمل خود و نماینده مجلس با استفاده از ظرفیت‌های قانونی خود، تا چه اندازه برای این عهد ملی آستین بالا خواهند زد؟ پس بیایید این عهد را سرلوحه قرار دهیم؛ آن را بر دیوارهای شهر حک کنیم، در فضای مجازی گسترش دهیم و تا رسیدن به هدف، هر روز آن را تکرار کنیم: «سردشت ترحم نمی‌خواهد؛ عدالت می‌خواهد.»
1
15
sticker.webp
158
16
راستە ناتوانین وەرزی بەهار بین بۆ ناخی زۆر کەس بەڵام دەتوانین گوڵێک بین لەبەر پەنجەرەی ژیانیاندا ئەگەر وتیان کەسی چاک نەماوە
راستە ناتوانین وەرزی بەهار بین بۆ ناخی زۆر کەس بەڵام دەتوانین گوڵێک بین لەبەر پەنجەرەی ژیانیاندا ئەگەر وتیان کەسی چاک نەماوە ، با ئێمە ئەو کەسە بین بەبینینمان خەلک بڵێن : هێشتا دنیا باشی تێدا ماوە 🌺💐 بەیانیت باش 🌺💐 #سۆزی‌میحڕاب ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌═══ 🕋 @Sozimihrab🌹  ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺‌‌‌═══
174
17
💢 قاضی به #سید_قطب گفت: شما متهم به تلاش برای قتل #عبد_الناصر هستید. سیدقطب پاسخ داد : کشتن عبدالناصر هدف کم ارزشی است مابرا
💢 قاضی به  #سید_قطب گفت: شما متهم به تلاش برای قتل #عبد_الناصر هستید. سیدقطب پاسخ داد : کشتن عبدالناصر هدف کم ارزشی است مابرای هدف والاتری تلاش می کنیم. ما می خواهیم نسلی را تربیت کنیم که امثال عبدالناصر از آن متولد نشود! #سۆزی‌میحڕاب🕌 ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌═══ 🕋 @Sozimihrab🕌 ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺═══
387
18
‍ #در_محضر_نبی رسول‌الله (ص) فرمودند: «إنَّ أَحَبَّ الأَعمالِ إِلَى اللهِ تَعالى الحُبُّ فِي اللهِ وَالبُغضُ فِي الله.» احمد و ابوداود. بی‌گمان دوست‌داشتنی‌ترین کارها نزد خداوند متعال، دوست داشتن به خاطر خدا و دشمن داشتن به خاطر خداست. توضیح: اگر جهانیان، همه ادیان، مسلکها، نظامها و قانونها را جمع کنند و  تنها به همین حدیث رسول‌الله (ص) عمل نمایند، جهان به بهشت تبدیل خواهد شد و بشریت از بسیاری از مشکلات، ناراحتی‌ها، کشمکش‌ها، اختلاف‌ها و جنگ‌ها نجات خواهد یافت. اکنون بگویید چرا و چگونه؟ همه ما می‌دانیم که حب و بغض دو عاملی هستند که زندگی بشر بر محور آن‌ها می‌چرخد. ما گاه کسانی را دوست می‌داریم به خاطر هواهای نفسانی، شهوات و امیال انسانی، یا به سبب منافعی که در آنان سراغ داریم؛ بی‌آنکه توجه کنیم آیا آن افراد برای دین خدا و برای انسانیت مفیدند یا مضر. گاه حتی به شخصیت، خوبی یا بدی آنان نیز توجهی نداریم و نمی‌اندیشیم که دوست داشتن آن‌ها تا چه اندازه برای ما سودمند یا زیان‌آور است. همچنین نمی‌نگریم که این محبت برای دیگران، برای اقوام و ملت‌ها، و در مجموع برای جامعه بشری مفید است یا زیان‌بار. در این میان فرقی نمی‌کند کسانی که دوستشان داریم شخصیت‌های حقیقی باشند، مانند افراد، یا شخصیت‌های حقوقی؛ مانند دولت‌ها، نظام‌ها، شرکت‌ها، احزاب، مسلک‌ها، ادیان، یا مؤسسات مالی، اجتماعی، علمی و سیاسی. وقتی چنین اشخاص حقیقی یا حقوقی را دوست داشتیم، طبیعتاً آماده می‌شویم هر کار، اخلاق و رفتاری را که آنان دوست دارند یا از ما می‌خواهند انجام دهیم؛ حتی اگر آن کار یا رفتار به زیان فرد، جامعه یا انسانیت باشد. به بیان دیگر، ما اختیار زندگی خود را در دست آنان می‌گذاریم و هر سو که ما را سوق دهند، حتی اگر به سوی امور زیان‌بار باشد، از آنان پیروی می‌کنیم. برعکس، اگر نسبت به شخصیت‌های حقیقی یا حقوقی بغض داشته باشیم، خواه آن‌ها خوب باشند یا بد، مفید باشند یا مضر، چون نسبت به آنان کینه داریم، در جهت مخالف خواسته‌هایشان رفتار می‌کنیم؛ بی‌آنکه بیندیشیم این بغض برای خود ما، برای جامعه، یا برای دین و انسانیت سودمند است یا زیان‌بار. در نتیجه، زندگی خود را بر اساس همین بغض بنا می‌کنیم، هر چه پیش آید. در بسیاری از موارد، این بغض‌ها و محبت‌ها نیز از هواهای نفسانی، شهوات و منافع یا زیان‌های شخصی سرچشمه می‌گیرد. آری، در همین انتخاب محبت‌ها و بغض‌ها و در برخورد و اصطکاک میان آن‌هاست ـ در حالی که بیشتر این محبت‌ها و بغض‌ها از عقلانیت و حقانیت سرچشمه نگرفته‌اند ـ که جنگ، نزاع، ویرانی، خسارت و شر در میان انسان‌ها، جوامع، دولت‌ها و نظام‌های حاکم بر جهان پدید می‌آید و دنیا را به جهنمی برای بشر تبدیل می‌کند. نمونه‌های آن را در که جنگ، نزاع، ویرانی، خسارت و شر در میان انسان‌ها، جوامع، دولت‌ها و نظام‌های حاکم بر جهان پدید می‌آید و دنیا را به جهنمی برای بشر تبدیل می‌کند. نمونه‌های آن را در جنگ‌های میان افراد، اقوام، ملت دو را به گونه‌ای تنظیم کند که مایه سعادت بشریت باشند، نه سبب بدبختی و سیه‌روزی انسان‌ها. پیامبر می‌فرماید: همه محبت‌های خود را در یک جهت قرار دهید؛ در جهت خواست خداوند، که برای بشر جز خیر، صلاح، توفیق و خوشبختی نمی‌خواهد. به بیان دیگر، رسول‌الله می‌فرماید: چیزی یا کسی را دوست بدارید که خدا آن را دوست دارد، خواه شخصی حقیقی باشد یا حقوقی. در این راه، منافع شخصی، هواهای نفسانی و شهوات خود را معیار قرار ندهید. هر چه خدا می‌خواهد، شما نیز همان را بخواهید؛ حتی اگر در ظاهر با امیال شما ناسازگار باشد. اگر افراد، احزاب، ملت‌ها و دولت‌ها چنین کنند و تنها خواست خدا را معیار قرار دهند، نیمی از مشکلات آنان حل خواهد شد و بسیاری از نزاع‌ها و کشمکش‌هایی که از محبت‌های غیرخدایی سرچشمه می‌گیرد پایان خواهد یافت. از سوی دیگر، اگر ما انسان‌ها نسبت به چیزها یا اشخاصی ـ چه حقیقی و چه حقوقی ـ تنها به این دلیل که خداوند آن‌ها را دوست ندارد از آنان بیزاری بجوییم، و از آن‌ها دوری کنیم، حتی اگر مطابق میل ما باشند یا نزدیک‌ترین افراد به ما باشند، آن‌گاه بغض نیز سامان می‌یابد و معیار آن، رضای خدا خواهد بود. در نتیجه، بخش دیگری از نزاع‌ها، اختلافات و جنگ‌هایی که از بغض‌های نادرست سرچشمه می‌گیرد نیز پایان می‌یابد و جهان به سوی امنیت و زندگی مسالمت‌آمیز برای همه انسان‌ها حرکت خواهد کرد. در این باره می‌توان کتاب‌ها نوشت؛ اما برای پرهیز از طولانی شدن سخن، این نوشته را با یک درخواست به پایان می‌برم: به سخن محمد بن عبدالله (ص) گوش فرا دهید و محبت‌ها و بغض‌های خود را تنها برای خدا و در مسیر خواست او قرار دهید، نه برای چیز دیگر. ✍عبدالله حسن‌زاده ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌══ 🕋 @Sozimihrab🕌 ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺═══
231
19
‍ عادی‌سازی جرم و گناه ✍ صلاح الدین احمد ترجمه: سۆزی مێحڕاب انسان موجودی است که از توانایی ترسناکی برای سازگاری با محیط و رفتارهایی که برمی‌گزیند، برخوردار است. وقتی فردی به انجام یک رفتار یا خصلتِ خاص مداومت می‌ورزد، آن رفتار به‌تدریج از حالتی غریب و بیگانه، به بخشی از ساختار روزمره‌ی او تبدیل می‌شود. دقیقاً همین‌جاست که جرم و بی‌اخلاقی ریشه می‌دوانند و از رفتاری ناپسند، به پدیده‌ای عادی بدل می‌گردند. از منظر روان‌شناختی، این فرآیند پیچیده است و با خاموش شدن حسگرهای درونی و کاهش کشمکش‌های درونیِ فرد ارتباط دارد. هنگامی که انسان برای اولین بار جرمی مرتکب می‌شود یا دست به بی‌اخلاقی می‌زند، وجدانش به‌شدت او را آزار می‌دهد و دچار تلاطم روانی عمیقی می‌شود، چرا که آن عمل با سرشتِ پاک او در تضاد است. اما با تکرار همان کردار، مغز برای محافظت از جسم و روان در برابر آن درد و عذاب، به «توجیه» روی می‌آورد. مقاومت‌های روانی به‌سرعت ضعیف می‌شوند و آن حسِ گناه که همچون زنگ هشداری عمل می‌کند، به‌طور کامل خاموش می‌گردد. در این مرحله، فرد دیگر سنگینیِ کار خود را حس نمی‌کند و تصور می‌کند آنچه انجام می‌دهد، صرفاً رفتاری ساده است که شایسته‌ی سرزنش نیست؛ بدین ترتیب، جرم در درون او «خانه‌نشین» می‌شود. از نگاه علمی و علوم اعصاب (نوروساینس)، این پدیده به توانایی تغییر در ساختار مغز بازمی‌گردد. هر بار که فردی دست به عملی هنجارشکنانه می‌زند، مسیر عصبی جدیدی در مغز او شکل می‌گیرد. با استمرار و تکرار آن عمل، این مسیرهای عصبی تقویت می‌شوند و در مقابل، واکنش بخش‌هایی از مغز که مسئول ترس و خودتنبیهی هستند، سست می‌گردد. مغز با آن «زهرِ رفتاری» که روزانه به آن تزریق می‌شود، خو می‌گیرد و نسبت به آن بی‌حس می‌شود. از نظر اجتماعی، عادی‌سازی جرم، مرحله‌ی پایانی فروپاشی اخلاق عمومی است. وقتی افرادِ جامعه مشاهده می‌کنند که فرد یا گروهی بر بی‌اخلاقی و قانون‌شکنی مداومت می‌ورزند و رفتارهایشان به امری رایج تبدیل شده است، معیارهای اجتماعی از درون دچار فروپاشی می‌شوند. آنچه در گذشته مایه‌ی شرمساری و انزجار بود، به موضوعی کاملاً عادی تبدیل می‌شود. این وضعیت باعث می‌شود نسل جدید در محیطی چشم بگشاید که مفاهیم خیر و شر در آن وارونه شده‌اند؛ تا جایی که گاهی جرم نه‌تنها به عنوان یک انحراف، بلکه به عنوان بخشی از «مبارزه برای بقا» یا «شجاعت» نگریسته می‌شود. حفظ حساسیت نسبت به کوچک‌ترین انحرافات، تنها سپری است که می‌تواند جلوی این سقوطِ مرگبار به باتلاقِ عادی‌سازی جرم را بگیرد. #سۆزی‌میحڕاب🕌 ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌═══ 🕋 @Sozimihrab🕌 ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺═══
208
20
🔰 امانتِ الهی؛ پیوندِ دنیا و آخرت 🌟در نگاه قرآن، خانواده نهادی اجتماعیِ صرف نیست؛ امانتی الهی است که سرنوشتِ دنیا و آخرتِ انسان را در خود حمل می‌کند. پدر و مادر، تنها والدینِ جسم نیستند؛ والدینِ روح‌اند. فرزند، تنها موجودی برای پرورش نیست؛ امانتی برای نجات است. و خانه، تنها محلِ زیستن نیست؛ پلِ عبور به آخرت است. در این افق، هر رفتار تربیتی، هر سخن، هر نگاه و هر محبت، سنگی است در بنای نجاتِ مشترک. نجات، امری فردی نیست؛ نجات، امری خانوادگی است. 🔸خانواده؛ کشتیِ نجات در دریای دنیا در مقصدهای پیشین، خانواده محلِ آرامش، تکامل و امتداد بود؛ اما در این مقصد، خانواده کشتی نجات است. کشتی‌ای که اگر ناخدای آن بیدار باشد، همهٔ سرنشینان را به ساحل سلامت می‌رساند؛ و اگر غفلت کند، همه را در معرض طوفانِ گمراهی رها می‌سازد. 🌻 قرآن، با فرمان «قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ»، به ما می‌آموزد: نجات، با تربیت آغاز می‌شود؛ تربیت، با محبت و حکمت ادامه می‌یابد؛و محبت، هنگامی کامل می‌شود که انسان، دیگری را به سوی خدا ببرد، نه از خدا دور کند. در چنین نگاهی، محبتِ بدون هدایت، محبتی ناقص است؛ و تربیتِ بدون محبت، تربیتی بی‌روح. 🔸 نتیجه؛ خانواده، بسترِ نجات و امانِ تربیتی بدین‌سان، مقصدِ «امانِ تربیتی و نجاتِ مشترک» یکی از بلندترین و ژرف‌ترین مقاصد قرآن در نظام خانواده است. خانواده، در این افق: محلِ رشد انسان است، اما فراتر از آن، محلِ نجات اوست؛ محلِ تربیت است، اما فراتر از آن، محلِ تزکیه است؛ محلِ محبت است، اما فراتر از آن، محلِ هدایت است. 👌در این منطق، هر پدر و مادر، چراغدارِ راهِ نجاتِ اهلِ خویش‌اند؛ و هر خانواده، اگر بر ستون‌های ایمان، معرفت، ادب و محبتِ هدایت‌گر بنا شود، به خانه‌ای بدل می‌گردد که درهای آن از این جهان به سوی جهان دیگر گشوده است؛ خانه‌ای که در آن، نان و ایمان، محبت و هدایت، تربیت و نجات، در هم می‌آمیزند تا انسان، نه تنها «خوب زندگی کند»، بلکه خوب از زندگی عبور کند.🌼 #وصفي_أبوزيد #المقاصد_الأسرية١ ✍️ #حمـزه خـان بیگـی ┈••✾•🍃⚜️🍃•✾• #سۆزی‌میحڕاب🕌 ═══‌‌‌‌༻🍁༺‌‌‌═══ 🕋 @Sozimihrab🕌 ═══‌‌‌‌༻‌🍁༺═══
180