fa
Feedback
بیژن عبدالکریمی

بیژن عبدالکریمی

رفتن به کانال در Telegram

📈 تحلیل کانال تلگرام بیژن عبدالکریمی

کانال بیژن عبدالکریمی (@bijanabdolkarimi) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 17 310 مشترک است و جایگاه 3 258 را در دسته سیاست و رتبه 19 442 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 17 310 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 26 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -291 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -2 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 13.22% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 6.38% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 2 289 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 1 105 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 70 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند عبدالکریمی, اعتراض, بیژن, نیرو, چنین تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
https://eitaa.com/bijanabdolkarimi youtube.com/@bijan.abdolkarimi Instagram.com/bijan.abdolkarimi https://rubika.ir/bijanabdolkarimi https://ble.ir/bijanabdolkarimi https://x.com/abdolkarimiiii

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 27 ژوئیه, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته سیاست تبدیل کرده‌اند.

17 310
مشترکین
-224 ساعت
-617 روز
-29130 روز
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+68
در 3 کانال‌ها
ژوئن '26
+123
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+58
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+111
در 4 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+249
در 3 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+388
در 12 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+152
در 11 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+123
در 13 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+249
در 12 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+125
در 15 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+266
در 11 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+252
در 22 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+507
در 36 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+953
در 19 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+172
در 5 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+58
در 5 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+85
در 4 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+120
در 8 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+133
در 3 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+512
در 16 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+161
در 7 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+81
در 8 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+105
در 13 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+80
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+67
در 5 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+402
در 24 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+273
در 13 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+2 072
در 35 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+440
در 13 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+395
در 6 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+265
در 10 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+245
در 13 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+240
در 11 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+296
در 8 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+645
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+274
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+302
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+135
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+204
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+189
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+248
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+480
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+1 435
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+883
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+1 778
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+904
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+268
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+310
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+308
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+443
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+512
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+300
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+201
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+291
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+247
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+176
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+438
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+2 861
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+455
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+858
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+222
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+275
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+231
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+281
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+362
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+274
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+9 828
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
26 ژوئیه+3
25 ژوئیه+2
24 ژوئیه0
23 ژوئیه+5
22 ژوئیه0
21 ژوئیه+1
20 ژوئیه+2
19 ژوئیه+9
18 ژوئیه+5
17 ژوئیه+5
16 ژوئیه0
15 ژوئیه+9
14 ژوئیه+7
13 ژوئیه0
12 ژوئیه0
11 ژوئیه+3
10 ژوئیه+1
09 ژوئیه+1
08 ژوئیه+1
07 ژوئیه+3
06 ژوئیه+1
05 ژوئیه+5
04 ژوئیه+1
03 ژوئیه+1
02 ژوئیه+1
01 ژوئیه+2
پست‌های کانال
🔻«دفاعیه عبدالکریمی در برابر کیفرخواست روشنفکران» بیژن عبدالکریمی استاد فلسفه: 🔻 در مقاله فاکتورهای یک هبوط مدعای مرکزی آقای غلامی این است که علت تغییر مواضع اینجانب را نباید در عواملی مانند منفعت‌طلبی یا دریافت پول جست‌وجو کرد. 🔻 من راجع به اینکه آیا مواضع من در این سالیان سال تغییر کرده یا نه، ده‌ها کلیپ منتشر کرده‌ام و گفته‌ام که تغییر موضعی در کار نیست. همان انتقاداتی را که از جمهوری اسلامی داشته‌ام، همچنان دارم و کماکان بر آن‌ها پایبندم. 🔻 اما اکنون کشور ما تحت حمله دو قدرت اتمی است. در چنین شرایطی، آیا هنوز باید بیایم و درباره پایان تئولوژی صحبت کنم؟ آیا هنوز باید جمهوری اسلامی را به خاطر مسائل فرهنگی نقد کنم؟ این نکته را بارها و بارها اعلام کرده‌ام، اما باز هم این دوستان، تعبیر تغییر مواضع را به‌صورت یک امر مطلق و مفروض پذیرفته‌اند، بی‌آنکه به عرایض من، که ده‌ها بار تکرار شده، توجهی داشته باشند. 🎥 ویدیو کامل در آپارات |سایت @FarhikhteganMag

2
👆 ادامه مطلب: هرگونه اقدام واقعی برای «دلارزدایی»، شفافیّت تراکنش‌های بانکی، یا پیوندخوردن با نظامات مالی جایگزین در شرق، شریانِ حیاتیِ این طبقه را که همان انتقال آزادانه و بی‌ردّپای ثروت ملّی به ساختارهای مالی غربی است، قطع می‌کند. به همین دلیل، سریع‌القلم‌ترین نظریه‌پردازانِ آنها، خلع سلاح منطقه‌ای را پیش‌شرط گشایش اقتصادی معرفی می‌کنند تا مسیر این چرخه‌ی مالی هموار بماند. ‌ سرمایه‌ی مالی به طور ذاتی فراملّی، سیّال و بی‌وطن است. این سرمایه با هرگونه قدرتی که بخواهد منابع را به سمت خیر عمومی، عدالت اجتماعی یا دفاع ملی هدایت کند، وارد ستیز می‌شود. وقتی نهادهایی مانند بانک مرکزی یا اتاق‌های بازرگانی به تسخیر این تفکر درمی‌آیند، سیاست‌گذاری پولی کشور به جای آنکه در خدمت تقویت ساختار درونی قدرت و تاب‌آوری جامعه در برابر امپریالیسم باشد، به ابزاری برای تنظیم بازارهای مالی به نفع این الیگارشی تبدیل می‌شود. مسئله‌ی اصلی کشور، دیگر صرفا یک تهدید نظامی بیرونی نیست، بلکه یک نبرد هژمونیک داخلی بر سر جهت‌گیری تاریخی ایران است. پذیرش منطقِ جریانی که بقا را در گرو قطع دسترسی به اهداف منطقه‌ای و هضم‌شدن در بازار غربی می‌داند، در نهایت به معنای خلع سلاح داوطلبانه پیش از صلح تحمیلی خواهد بود؛ صلح و توسعه‌ای که در آن ساختار، چیزی جز وابستگی تام و تضعیف حاکمیت ملّی نخواهد بود. بد حادثه اینجاست که ما با یک بورژوازی ملّی یا حتی تجاری روبه‌رو نیستیم، بلکه با یک الیگارشی مالیِ غارتگر مواجه‌ایم که با گروگان‌گرفتن معیشت عمومی و ابزارهای سیاست‌گذاری پولی، تلاش می‌کند کشور را در موضع ضعف ساختاری قرار دهد تا در نهایت، گزینه‌ی تسلیم سیاسی در برابر نظم جهانی، تنها راه خروج از بحرانِ خودساخته جلوه کند. اما بدتر این که ما در ساختار سیاسی کشور درون نظام فاقد جریانی هستیم که بتواند یک نظم اقتصادیِ متفاوتِ انقلابی در برابر این تسلیم‌گرایان ارائه دهد. بدون شکل‌گیری یک جریان فکریِ بدیل و ساختارمند که شجاعتِ تعطیل‌کردن منطق سرمایه‌داری مالی رانتی ، مهار بانک‌های خصوصیِ خلق‌پول‌کننده، و بازگرداندن هدایت اعتبار به سمت تولیدِ ملّی را داشته باشد، کشور در این چرخه‌ی فرساینده باقی خواهد ماند. این خلاء، بزرگ‌ترین نقطه‌ی ضغف ماست که تسلیم‌گرایان روی آن حساب کرده‌اند؛ آن‌ها منتظرند تا فرسودگی ناشی از نبودِ جریانی بدیل، ساختار حکمرانی را به این نتیجه برساند که برای حفظ بقایِ حداقلی، باید دست‌ها را در برابر نظم بین‌المللی بالا برد. @otaqejangmedia برای ارسال نوشته‌های خود با @ravieiran در ارتباط باشید
595
3
بدتر از «بدِ حادثه» (تحلیلی از شکاف درون حاکمیت بر مبنای اقتصاد سیاسی) ✍️ حمید فرازنده دکتر محمود سریع‌القلم، نام‌آشنای دیرسابقه‌ی چرخ اقتصاد کشور، ۹ تیر ۱۴۰۵، در ویدیویی در صفحه‌ی اینستاگرامش گفت: «اردوغان با ایلان ماسک و بیل گیتس معاشرت می‌کند، ما با حوثی‌ها. این‌که ما با کی معاشرت می‌کنیم نشان‌دهنده‌ی سطح فکر ماست.» جمله‌ای که مرا به یاد «خسن و خسین هرسه دختران معاویه بودند» انداخت. اظهاراتی از این دست، به‌ویژه در شرایط حسّاس کنونی، بازتاب‌دهنده‌ی یک گسست فکری عمیق در تحلیل کلان کشور و آینده‌ی ژئوپولیتیک آن است. پیشنهادی مانند دعوت از چهره‌های شاخص سرمایه‌داری غربی یا قطع ارتباط با متحّدین ما در منطقه، فراتر از یک توصیه‌ی اقتصادی ساده، نشان‌دهنده‌ی یک صورت‌بندی ایدئولوژیک خاص از مفهوم «توسعه» است. نظریه‌پردازانی که امروز آدرسِ دعوت از ایلان ماسک و گسست از عمق استراتژیک منطقه را می‌دهند، در اصل به پیروی از مکتب شیکاگو می‌خواهند همان پروژه‌ای را که در آمریکای لاتین با کودتا و سرکوب پیاده شد، در ایران از طریق شوک‌های پولی پیاپی و فرسوده‌کردن جامعه به کرسی بنشانند تا در نهایت، خطّ مقدّم میدان رزم، پشت سنگرهای خالیِ اقتصاد مالی فرو بریزد. دیدگاهی که گشایش اقتصادی را در گرو تن‌دادن به قواعد نظم بازار غربی می‌داند، در معصوم‌ترین حالت، یک فرض اساسی را نادیده می‌گیرد: سیاسی‌بودنِ ذاتِ ساختارهای مالی و تکنولوژیک جهانی. سرمایه‌دارانی مانند ایلان ماسک یا شرکت‌های بزرگ فناوری غربی، مانند بیل گیتس، سرمایه‌‌دارانی مستقل از ساختار قدرت و امنیّت ملّی ایالات متحده نیستند. سامانه‌هایی مانند اینترنت ماهواره‌ایِ استارلینک یا آزمایشگا‌ه‌های طبّی گیتس برای «تحقیقات»(!) ویروسی، مستقیماً در پروژه‌های امنیتی و هژمونیک غربی تعریف می‌شوند. دعوت از این ساختارها بدون داشتنِ توانِ چانه‌زنیِ ساختاری و پدافند سایبری-اقتصادی داخلی، به معنای تسلیم‌کردن حاکمیت داده‌ها و شریان‌های حیاتی کشور است. پیشنهاد قطع ارتباط با نیروهای متحد ما در منطقه، نشان‌دهنده‌ی عدم درک پیوند ارگانیک میان امنیت سخت و بقای اقتصادی است، و نشانه‌ای آشکار از «سطح فکر» گوینده‌ی این حرفِ کاملا حساب‌شده. در تحلیل مادّی و ژئوپولیتیک، عمق استراتژیک ایران در منطقه، صرفا یک پروژه‌ی عقیدتی یا نظامی نیست، بلکه کمربند امنیّتی کشور در برابر استراتژی محاصره و خفگی اقتصادی است. جناح دیپلماسیِ غرب‌محور یا تکنوکرات‌هایی که تصور می‌کنند با قربانی‌کردن این اهرم‌های قدرت می‌توانند به «صلح پایدار و رفاه ارزی» برسند، این واقعیت تاریخی را فراموش می‌کنند که در نظام سرمایه‌داری جهانی، کشورهای فاقد قدرت دفاعی و استراتژیک، نه به‌مثابه‌ی شریک، بلکه به‌عنوان پیرامونیانِ تحت استعمار و تأمین‌کننده‌ی منابع ارزان ادغام می‌شوند. تلاش نهادهایی مانند اتاق بازرگانی یا بخش‌هایی از بدنه‌ی تکنوکراتیک برای پیشبرد این دستور کار، با منافع مادّی یک طبقه‌ی خاص گره خورده است. این جریان سود خود را نه در تولید ملّی و خوداتّکایی ساختاری، بلکه در واسطه‌گری، واردات و پیوندخوردن با چرخه‌های مالی دوبی و غرب می‌بیند. برای این الیگارشی، مفاهیمی چون «اقتصاد مقاومتی»، «بازارهای جایگزین در شرق و جنوب جهانی» یا «دلارزدایی»، مُخلِّ چرخه‌ی سودآوری ارزی و رانتی است. از این رو، آنان تلاش می‌کنند تا از طریق به‌اصطلاح تئوریسین‌های خود، وابستگی را به‌صورت تنها راه عقلانی پیشرفت جلوه دهند. در اقتصاد سیاسی کلاسیک، چرخه‌ی سرمایه به صورت «پول-کالا-پولِ بیشتر» تعریف می‌شود؛ یعنی پول باید به کالا (تولید یا خدمت) تبدیل شود تا ارزش افزوده ایجاد کند. اما منطق سرمایه‌داری مالیِ مسلّط بر نهادهای مذکور، در جهت زایش پول از پول بدون دخالت کالا و کار مولّد کار می‌کند. برای این جریان، تورّم، تلاطمات ارزی و نرخ بهره‌ی بالا، گران‌شدن ملک و زمین، نه فاجعه‌ی ملّی، بلکه «محیط زیست طبیعی» برای کسب سودهای نجومی است. آنها از ایجاد ناترازی‌های بانکی و مکش نقدینگی به سمت بخش‌های غیرمولد ارتزاق می‌کنند. اما چرا این سرمایه‌داری مالی داخلی، این‌چنین سرسختانه مدافع ادغام در نظم بازار غربی و توصیه‌های تکنوکراتیک است؟ چون حیات این طبقه به «چرخه‌ی فرار سرمایه» و تبدیل ریالِ حاصل از رانت و سوداگری به دارایی‌های پایدار در خارج از مرزها (به‌ویژه دوبی، کانادا و اروپا) وابسته است. ادامه مطلب در پست بعدی: 👇
528
4
متفکرانی همچون بیژن عبدالکریمی زمانی که وارد فضای حاکمیتی می‌شوند، نوک انگشت انتقادشان به سمت حاکمیت می‌رود و هنگامی که در بی
متفکرانی همچون بیژن عبدالکریمی زمانی که وارد فضای حاکمیتی می‌شوند، نوک انگشت انتقادشان به سمت حاکمیت می‌رود و هنگامی که در بین مردم هستند، انتقادشان متوجه فرهنگ عمومی و کنش‌های گروه‌های اجتماعی است. ما به چنین متفکران باشهامتی نیاز داریم. @bijanabdolkarimi
1 233
5
👆 ادامه مطلب: بازخوانی بیانیه‌های سپاه در این راستا می‌تواند راهگشا باشد. در اطلاعیه شماره ۴۲ سپاه در عملیات نصر ۲ آمده است: «چراکه اگر متجاوز تنبیه نشود و هزینه سنگینی بابت عهدشکنی و زیر پا گذاشتن توافقات نپردازد، تصور خواهد کرد که هر وقت اراده کند می‌تواند جنگ را از سر گیرد و هر وقت تحت فشار قرار گیرد به آن خاتمه دهد و چرخه جنگ، مذاکره و باز هم جنگ را تکرار کند و سایه جنگ را دائماً روی سر ما نگه دارد.» همچنین در اطلاعیه شماره ۴۶ این‌چنین گفته شده است: «آمریکای شکست‌خورده در میدان جنگ، باز هم درصدد است با خدعه و نیرنگ، فرصت مجددی برای تنفس و تجدید قوا برای حمله ایجاد کند و در بیانات روزهای اخیر مرتباً از برگشت به مذاکره حرف می‌زنند. دشمن باید تاوان عهدشکنی خود را بپردازد و این بار اجازه نخواهیم داد آمریکا با آتش‌بس‌های فریبنده، ذخایر نفت و مهمات خود را جایگزین و پس از آن مجدداً حملات را از سر بگیرد.» این دو اطلاعیه نشان می‌دهد که برخلاف آنچه بسیاری از ما تکرار می‌کردیم، در جلسه شعام، اعضای همراه با توافق لزوماً با ایده خوش‌بینانه هم‌داستان نبوده‌اند. من امیدوارانه این احتمال را دنبال می‌کنم که آتش‌بس و نهایتاً فضای به‌وجودآمده پس از انعقاد توافق (یعنی رفع محاصره دریایی) برای بازآرایی توان نظامی (و شاید غیرنظامی) لازم بوده است. شدت حملات نیروهای مسلح به اهداف متخاصم طی روزهای اخیر نشان می‌دهد که آن‌ها درگیر امید خوش‌بینانه به توافق اسلام‌آباد نبوده‌اند و احتمالاً در حال تقویت توان نظامی برای دفاع از کشور و پاسخ به متجاوز بوده‌اند. در پایان، روی سخنم با افرادی است که هنوز هم بی‌محابا مفاهیمی مانند «خائن» را در خصوص همراهان با توافق اسلام‌آباد به کار می‌برند: واقعیت از چیزی که ما و شما گمان می‌کردیم و می‌کنیم پیچیده‌تر است و لایه‌های بسیاری دارد. همان‌طور که نسبت به تجربه‌های تاریخی دشمنی آمریکا آگاهیم، نسبت به درایت، زمان‌شناسی و شجاعت نیروهای مسلح نیز آگاه و مؤمن باشیم. @otaqejangmedia برای ارسال نوشته‌های خود با @ravieiran در ارتباط باشید
1 199
6
توافق اسلام‌آباد؛ شاید ما اشتباه کرده باشیم ✍️ علیرضا اسکندری‌نژاد در آستانه گسترش ابعاد و عمق جنگ قرار داریم. هیچ بعید نیست که امروز یا فردا جبهه‌های بیشتری از جنگ گشوده شود. کنش‌های مردم و التهاب حاکم بر جامعه نشان می‌دهد که بسیاری انتظار گسترش جنگ را دارند. در واقع، بیش از ده روز است که «توافق اسلام‌آباد» عملاً به کاغذپاره‌ای بی‌اعتبار بدل شده است. در این مجال کوتاه که ممکن است پیش از گسترش جنگ داشته باشیم، مایلم نهیبی به خود بزنم. پیش از انعقاد توافق اسلام‌آباد، به‌صورت مکتوب و در قالب نشست‌های رسانه‌ای، تلاش کردم تا اشتباه بودن روند منتهی به توافق با آمریکا را نشان دهم. در این زمینه، نه بازی‌ها و کنش‌های سیاسی و حزبی، که واگویی تجربه‌های تاریخی و اجتماعی مهم‌ترین انگیزه‌ام بود. به یک معنا، آنچه طی هفته‌های گذشته درباره توافق گفتم و گفتیم محقق شد. با وجود این، امروز به جای سرخوشی ناشی از سرکشیدن جام غرور، بازنگری انتقادی در گفتار و کردار خود را یکی از مهم‌ترین گام‌های پیشرفت می‌دانم. ایده اساسی و لُبّ کلام من و بسیاری دیگر چنین بود: تجربه تاریخیِ انعقاد توافق با آمریکا و طی کردن فرایند مذاکراتی، در نهایت به ضرر ایران تمام شده است. نزاع تاریخی میان ایران و آمریکا را نمی‌توان با مذاکرات و توافق تخفیف داد یا منحل کرد. هرآن‌کس که سربلندی، پیشرفت و شکوفایی ایران را می‌خواهد باید بداند که این مسیر تقاطعی با مذاکرات ندارد. این موضع ما نه از سر لجبازی و منافع جناحی بود و نه از بی‌خیالی نسبت به سرنوشت ایران. ما نیز حیات زیر سایه جنگ و خود جنگ را لحظه‌ای بر زندگی آسوده مرجح نمی‌دانیم. با این حال، تحقق این زندگی را در گرو برقراری مجدد بازدارندگی از طریق پاسخ محکم نظامی یا تغییر دکترین امنیت ملی می‌دانیم. در اینجا قصد ندارم بر مواضعم پافشاری کنم و نادرستی استدلال‌ها و مواضع سایر نیروهای اجتماعی را به رخشان بکشم. از نگارش این یادداشت یک هدف بیشتر ندارم و آن هم طرح نکته‌ای انتقادی علیه موضعی است که خود اتخاذ کرده‌ایم. نوک پیکان انتقاد ما همواره به سوی نیروهایی نشانه می‌رود که مذاکرات و نتیجه آن را ابزاری برای کنترل، تخفیف یا فراتر از اینها، رفع تخاصم میان آمریکا و ایران می‌دانند. گمانم این است که ایده این گروه دیگر رنگ‌ولعابش را از دست داده و طرفدارانش را بر اثر شکست‌های پیاپی ناامید کرده است. طی هفته‌های اخیر مداوماً درگیر یک پرسش اساسی بودم: چرا فرماندهان نظامی در آن جلسه معروف شعام به توافق رأی دادند؟ این پرسش سترگ و دشوار طی روزهای اخیر با واقعیت‌های میدان نبرد، جایی که نیروهای مسلح با تمام توان به یاغی‌گری آمریکا پاسخ دادند، در هم آمیخت. بی‌وقفه مشغول اندیشیدن به این وضعیت بودم و تا کنون پاسخی جز این نیافتم: مسئولان اجرایی و فرماندهان نظامی را نمی‌توان یک کل یکپارچه با انگیزه‌ها و ایده‌هایی مشابه فرض کرد. این ابداً به معنای تکرار ایده «شکاف میدان-دیپلماسی» نیست. من تقریباً از انگیزه‌های اعضای غیرنظامی شعام بی‌اطلاعم و نمی‌دانم که آیا واقعاً بر مبنای خوش‌بینی نسبت به نتایج مذاکرات به توافق رضایت داده‌اند یا خیر؛ اما گمانه‌زنی‌هایی درباره انگیزه‌های فرماندهان نظامی دارم و قرائنی هم برای طرح گمانه‌هایم مطرح می‌کنم. ادامه مطلب در پست بعدی: 👇
1 104
7
لامرد؛ از فلسفه انسان‌زدایی تا واقعیت جنایت جنگی ✍️ فاطمه سادات عمرانی وقتی ترامپ در پاسخ به یک خبرنگار درباره‌ی اِعمال جنایت جنگی بر نیروگاه‌های ایران، این ملت را حیوان می‌نامد، با یک لغزش کلامی صرفاً کینه‌توزانه مواجه نیستیم؛ بلکه با قدیمی‌ترین و بنیادی‌ترین مکانیسم‌های سلطه‌گری رو‌به‌رو هستیم. انسان‌زدایی (Dehumanization) و دیگری‌سازی ازجمله ابزارهای توجیه اخلاقی جنایت توسط نظام سلطه در تاریخ استعمار بوده و هست. استوارت هال در کتاب غرب و دیگری شرح می‌دهد که غرب به‌مثابه یک ساختار قدرت، خودش را به‌عنوان مرکز، کمال عقلانیت و مدرنیته معرفی می‌کند تا بتواند دیگران (شرقی‌ها، سیاه‌پوست‌ها، مسلمان‌ها و...) را به شکل شیء و ابزار یا موجوداتی عقب‌مانده و بدوی تعریف کند که هنوز فرایند متمدن شدن را طی نکرده‌اند و باید مورد تربیت قرار بگیرند؛ در غیر این صورت برای جوامع بشری خطرناک خواهند بود. ریشه‌‌های این نگرش را می‌توان در آراء ارسطو یافت. او بر این باور بود که ساکنان خارج از یونان فرق چندانی با بردگان ندارند؛ درنتیجه باید تحت سرپرستی مدنیت یونان باشند. غربِ امروز خود را حاصل این جهان‌بینی می‌داند. بر همین اساس، استعمار غرب با مرکزیت بخشیدن به خود، تمام جهان را از دریچه نگاه خویش بازتعریف می‌کند و در این مسیر، دیگری را از دایره انسانیت خارج ساخته و به ابزاری بی‌ارزش و مادون‌انسان تقلیل می‌دهد که کشته شدنش اهمیتی ندارد. فرایندی که فرانتس فانون متفکر بزرگ ضد استعمار از آن به‌عنوان پیش شرط روانی لازم برای انجام جنایات گسترده نظام سلطه یاد می‌کند. این سازوکار دقیقاً همان توجیهی است که در مورد بمب‌باران اتمی ژاپن و نیز نسل‌کشی فلسطینیان در غزه صورت گرفت. در سال ١٩۴۵ ادبیات رسانه‌ای و تبلیغات نظامی سازماندهی شده‌ای از سوی آمریکا در مورد ژاپن ایجاد شد که آن‌ها را با ویژگی‌های جانوران موزی و غیر قابل کنترل توصیف می‌کرد و به این ترتیب اقدام بر نابودیشان را امری بدیهی و منطقی نشان می‌داد. پس از جریان ٧ اکتبر در سال ٢٠٢٣ نیز این پیام از سوی یوآو گالانت وزیر جنگ رژیم اسرائیل به رسانه‌ها مخابره می‌شد که: «ما با حیوانات انسان‌نما و داعش‌گونه می‌جنیگم، پس نیازی به دلسوزی برای کشتار در غزه نیست.» این استدلالی است که سعی در توجیه قتل‌عام بیش از هفتاد هزار غیر نظامی و نابودی میراث تاریخی و باستانی پنج هزار ساله در جغرافیای نوار غزه را داشت. به‌ دنبال همین نگاه ضد انسانی و شی‌ءانگار استعمار است که شاهد آزمایش سلاح‌ها و ایده‌‌های نوین سرکوب، از سوی رژیم اسرائیل بر روی مبارزان فلسطینی هستیم. در مصاحبه‌های منتشر شده از نوآم‌چامسکی و ایلان پاپه درباره‌ی فلسطین، به روش‌های تسلیحاتی اشاره شده که به صورت آزمایشی بر روی مردم فلسطین امتحان می‌شود تا درصورت مؤثر بودن، به‌عنوان روش مجرب سرکوب معترضان، در اختیار دیگر کشورها نیز قرار بگیرد. به بیان دیگر، انسان فلسطینی در نگاه نظام سلطه به مادون‌انسان و ابراز آزمایش جنایت تقلیل یافته است. این مکانیسم بی‌رحمانه در ایران نیز اعمال شد. در نخستین روز جنگ تحمیلی سوم علیه ایران، شاهد استفاده‌ی آزمایشی از سلاح کشتار جمعی آمریکایی بر سر غیر نظامیان ایرانی بودیم؛ وقتی ارتش آمریکا موشک PrSM نقطه‌زن خود را در حمله به کودکان و افراد غیر نظامی حاضر در یک سالن ورزشی در لامرد استان فارس امتحان کرد. دن کین، افسر ارشد آمریکایی، از آزمایش این موشک که شهادت ۲۱ غیر نظامی و حدود ۱۰۰ مجروح را در پی‌داشت، ابراز خرسندی کرده و آن را موفقیت‌آمیز دانست. عملکرد این موشک مرگبار به گونه‌ایست که بالای سر هدف منفجر شده و هزاران ترکش و گلوله‌ی تنگستن را شلیک می‌کند که علاوه بر کشتن افراد، تعداد قابل توجهی را در قالب اهداف کور، مجروح می‌سازد. جراحت‌هایی که اگر منجر به مرگ فرد نشود، ممکن است هرگز بهبود نیابد یا موجب نقص عضو شود. این نوع مهندسی در ایجاد جراحت یادآور سیاست پیاده شده در عملیات پیجری لبنان است. عوامل موساد پس از انجام عملیات پیجری، اعلام کردند که هدف ما صرفاً تلفات جانی نبود؛ می‌خواستیم در خیابان نمایندگانی داشته باشیم تا مردم بدانند سرنوشت مقابله با ما چه خواهد بود. این قبیل استراتژی‌های نظامی، تجلی عینی فرایند انسان‌زدایی است. فرایندی که انسان‌ها را به محیط آزمایشگاهی برای تزریق وحشت و نمایش قدرت سلاح‌های نظام سلطه تبدیل می‌کند. در برابر سلطه‌ی بی‌پروای این بربریت متمدن است که جهان‌بینی مقاومت معنا یافته و در تقابل با تعریف‌های تحمیلی استعمار، دست به ساختارشکنی و بازتعریف هویت خویش می‌زند؛ چرا که انسان مقاومت خودش را با چشمان استعمار نمی‌نگرد و بر سر حقوق انسانی خود ایستاده‌ است. @otaqejangmedia برای ارسال نوشته‌های خود با @ravieiran در ارتباط باشید
1 219
8
ما مخالف مذاکره نیستیم. بحث بر سر این است که مذاکره کی، کجا و تحت چه شرایطی انجام شود. 🔗 مشاهده برنامه سه‌کنج در آپارات @bij
ما مخالف مذاکره نیستیم. بحث بر سر این است که مذاکره کی، کجا و تحت چه شرایطی انجام شود. 🔗 مشاهده برنامه سه‌کنج در آپارات @bijanabdolkarimi
2
9
ما مخالف مذاکره نیستیم. بحث بر سر این است که مذاکره کی، کجا و تحت چه شرایطی انجام شود. 🔗 مشاهده برنامه سه‌کنج در آپارات @bij
ما مخالف مذاکره نیستیم. بحث بر سر این است که مذاکره کی، کجا و تحت چه شرایطی انجام شود. 🔗 مشاهده برنامه سه‌کنج در آپارات @bijanabdolkarimi
1 530
10
دل‌نوشته‌ای برای رهبر شهید ✍️ زینب داودی خداحافظ عزیزتر از جانم خداحافظ پناه امن دلواپسی‌هایم خداحافظ پدر مهربانم خداحافظ داغ ابدی قلبم خداحافظی می‌کنم و تو را برای ابد با آن صورت زیبا در قلبم نگه می‌دارم خداحافظی می‌کنم، اما نه... دلم نمی‌آید خداحافظی کنم طاقت دل کندن از تو را ندارم طاقت نشنیدن صدایت را، ندیدن روی ماهت را ندارم خدایا بار این داغ خیلی سنگین است و من توانش را ندارم خدایا قسم به تو که این داغ برایم سردشدنی نیست که اگر بود، بعد از این همه روز جگرم نمی‌سوخت خدایا بگو چگونه در شهری قدم بزنم که دیگر رهبرم در آن نفس نمی‌کشد خدایا بگو چگونه زندگی کنم وقتی می‌دانم دیگر نیست خدایا جای خالی‌اش پر شدنی نیست که نیست خدایا غم دلم سبک شدنی نیست چگونه پاره تنم را رهسپار کردم و هنوز زنده‌ام؟ خدایا بار این غم در توان من نبود و نیست خداحافظی نمی‌کنم با تو جان من خداحافظی نمی‌کنم با تو صبورِ مظلوم من من، به امید دیدار تو در قیامت به امید دیدار روی ماه تو در رؤیای هر شبم و شاید اگر ماندم و شد به امید دیدارت در لحظه ظهور، نفس می‌کشم ولی فقط نفس و به تو قول می‌دهم تا آخرین لحظه زندگی‌ام جز در راه تو قدمی برندارم خداحافظی نمی‌کنم جان دلم به امید دیدار... @otaqejangmedia برای ارسال نوشته‌های خود با @ravieiran در ارتباط باشید
1 437
11
حاصل نیهیلیسم این است که نیروی معترض هیچ اتوپیایی ندارد، هیچ طرحی ندارد، هیچ برنامه‌ای ندارد، هیچ مانیفستی ندارد. فقط معترض ا
حاصل نیهیلیسم این است که نیروی معترض هیچ اتوپیایی ندارد، هیچ طرحی ندارد، هیچ برنامه‌ای ندارد، هیچ مانیفستی ندارد. فقط معترض است و حتی نمی‌تواند راهی برای برون‌شد از این وضعیت ارائه دهد. @bijanabdolkarimi
1 957
12
نظریه «خود-همسان‌انگاری با متجاوز» ✍️ حمید فرازنده آنا فروید نظریه‌ای معرف دارد به نام «خود-همسان‌انگاری با متجاوز» (Identification with the Aggressor). او این مفهوم را در سال ۱۹۳۶ در کتابِ Das Ich und die Abwehrmechanismen «من و مکانیسم‌های دفاعی»، تئوریزه کرد. آنا فروید توضیح می‌دهد که این مکانیزم، یک پاسخ دفاعی پیش‌دستانه در برابر یک تهدید بیرونیِ سخت و جدّی است. واکنش روانی فرد در سه مرحله طی می‌شود: فرد در ابتدا از قدرت‌ کوبنده‌ی مهاجم دچار وحشت و احساس عجز عمیق می‌شود. در مرحله‌ی دوم، برای فرار از این اضطراب طاقت‌فرسا، اگو دست به یک چرخش تند می‌زند: فرد به جای آنکه منتظر ضربه بماند، ویژگی‌ها، نگاه، زبان و ارزش‌های متجاوز را درونی خود می‌کند. در آخرین مرحله، از موضعِ «منفعل در معرض تهدید»، به موضعِ «عامل فعال تهدید» برمی‌جهد و با چشم متجاوز به هدف تجاوز نگاه می‌کند. وقتی این نظریه را به سطح رابطه‌ی فرد و جامعه ببریم، با اتخاذ یک تحلیل طبقاتی شاید بتوانیم درک کنیم چرا این مکانیزم دفاعی در بخش سرخورده‌ی طبقه‌ی متوسط ما بیش از طبقات دیگر فعال می‌شود. این نظریه را بیاییم بر شرایط فعلی ایران که مورد تهاجم شرورترین نیروی تاریخ واقع شده است، تطبیق دهیم. فرد یقه‌سفید طبقه‌ی متوسط، به دلیل داشتن سرمایه‌ی فرهنگی -در هر حدی- این پندار را در سر دارد که اگر با ارزش‌های متجاوز هم‌سان‌‌انگاری کند، متجاوز او را به‌‌منزله‌ی سوژه‌ی مدرن و متمدن به رسمیت خواهد شناخت. سوپراگوی او که شیفته‌ی هیمنه و کلاس غربی است، تخلیه‌ی مستقیم رانه را بر او‌ ممنوع کرده است، پس این انرژی تغییر مسیر می‌دهد و سوژه خود را با متجاوز همسان‌انگاری می‌کند. او در اینستاگرام مرتب استوری می‌گذارد تا به متجاوز سیگنال دهد: من با این توده‌های عقب‌مانده فرق دارم؛ من را در جبهه‌ی خودت بپذیر. اما آنا فروید در پایان این مقاله (ص۱۲۱ ترجمه انگلیسی) نشان می‌دهد که این روش برای سوژه آرامش به همراه نمی‌آورد، چون رانه‌ی واقعی هنوز حل‌ّوفصل نشده و در ناخودآگاه دست‌نخورده باقی مانده است. حل مسئله از منظر فروید منوط است به فروریختن ترس سوژه از سوپراگوی مهاجم. حال وقتی کشور تحت جنگ تحمیلی و فشار مضاعف اقتصادی است، طبقه‌ی متوسط احساس می‌کند سبک زندگی دلخواهش در حال نابودی است. او می‌داند که قدرت تغییر این واقعیت را ندارد. آنا فروید می‌گوید او با اتخاذ نگاه متجاوز، خشم و تحقیر را متوجه هدف متجاوز می‌کند که در مثال ما این هدف همانا ساختار دفاعی کشور خودش است. او با تمسخر مقاومت، احساس عجز خود را پنهان و آن را در ذهن خود به یک ژست روشنفکرانه و واقع‌بینانه تبدیل می‌کند. یکی از وجوه ظریف نظریه‌ی آنا فروید این است که فردی که خود را با متجاوز هم‌سان‌انگاری کرده، شروع به تقلید کارکردی از او می‌کند: مانند متجاوز شروع به تحقیر نیروهای دفاع می‌کند، خط‌ونشان می‌کشد و اراده‌ی مقاومت را به سخره می‌گیرد. فرد سرخورده‌ی طبقه‌ی متوسط، همین کارکرد را در فضای مجازی هم بازتولید می‌کند: آیا تاکنون جایی دیده‌اید این افراد در محکوم‌کردن حمله‌ی نظامی امریکا یک کلمه نوشته باشند؟ —برعکس، به جای نقد ساختار سیاسی-نظامی مهاجم، به بازتولید پروپاگاندای او دست می‌زنند و هرگونه جلوه‌ای از توانمندی، ایستادگی یا اصالت تاریخی را به‌صورت توهم یا عقب‌ماندگی بازنمایی می‌کنند. این خودتحقیری درواقع نمود خشم متجاوز است که از حنجره‌ی یک بومی استعمارزده شنیده می‌شود. او به نیابت از امپریالیسم، به شلاق‌زدن روان جامعه مشغول می‌شود تا شکست‌های شخصی و اضطراب سقوط طبقاتی‌اش را تسکین دهد. خود-هم‌سان‌انگاری با متجاوز در اینجا یک مکانیسم بقا در سطح نمادین است. فردی که در زندگی اقتصادی و شخصی شکست خورده، با چنگ‌زدن به ریسمان هژمونی مهاجم، تلاش می‌کند سهمی از قدرت فانتزی او را مال خود کند تا اگوی ضربه‌دیده‌اش را سرپا نگه دارد. سرانجام تاریخی آن‌ها را آنا فروید، با توجه به موارد کلینیکی بسیاری که شاهد بوده، زیستن در حسادت و خشم پنهان می‌بیند. آن‌ها مجبورند شاهد بقا و پیشروی همان بخش مقاومت‌کننده از جامعه‌ای باشند که مدام در استوری‌های‌شان نابودی‌اش را روزشماری می‌کردند. این تقابل، آن‌ها را به سمت نوعی تبعید خودخواسته سوق می‌دهد؛ تبعیدی که در آن فرد تا آخر عمر با عقده‌ی وطن‌باختگی و سرخوردگی از شکست رؤیای امپریالیستی‌اش روزگار می‌گذراند. درسطح فردی، این مکانیسم معیوب/پاتولوژیک دفاعی، بستر زوال ارتباط با واقعیت، توهم دانای کل‌بودن و درنهایت پارانویا می‌شود. @otaqejangmedia برای ارسال نوشته‌های خود با @ravieiran در ارتباط باشید
1 584
13
سلام به هم‌وطنانم ما از نخستین روزهای جنگ رمضان رسانه‌ای را تحت عنوان اتاق جنگ تأسیس کردیم. رسانه‌ای که مأموریت اصلی‌اش به تص
سلام به هم‌وطنانم ما از نخستین روزهای جنگ رمضان رسانه‌ای را تحت عنوان اتاق جنگ تأسیس کردیم. رسانه‌ای که مأموریت اصلی‌اش به تصویر کشیدن چهره‌هایی است که در محافل رسانه‌ای رسمی جایی ندارند. علی‌رغم فعالیت‌های رسانه‌ای مثبتی که طی این مدت داشتیم، امروز با مشکلات بسیاری ازجمله مسئله مالی مواجه شده‌ایم. از شما خواهانم چنانچه علاقه‌مند به حمایت از فعالیت‌ رسانه‌ای مستقل هستید، از اتاق جنگ حمایت کنید. کمک مالی ریالی پلتفرم دارمت یا واریز مستقیم به شماره کارت 6219861921472444 یا شماره شبای 390560611828005214431501 به نام علیرضا اسکندری‌نژاد کمک مالی ارزی و رمزارزی امکان کمک مالی مستقیم ارزی هنوز برقرار نشده است. در صورت تمایل به انجام کمک‌های موردی به اکانت @OtaqeJang_Admin در تلگرام پیام دهید کمک‌های رمزارزی از طریق لایت‌کوین (LTC) به آدرس  ltc1qe0z634dk9ksyqq2sm83z4svpmwq2w98629v7m6 کار داوطلبانه ثبت فرم برای انجام کار داوطلبانه (در صورت همکاری گواهی معتبر کار داوطلبانه صادر خواهد شد) @bijanabdolkarimi @otaqejangmedia
1 128
14
سراب سازش! ✍️ احسان خرسندنژاد وقتی شیر نر جوان و قدرتمندی به گله‌ی شیر دیگری حمله می‌کند، پس از مغلوب‌کردن شیر نر حاکم آن گله، فرزندان وی را کشته و مالک ماده‌شیرانش می‌گردد؛ و چنین است قانون طبیعت. کسی که قدرت دارد سراغ سازش نمی‌رود، بلکه قتل‌وعام و تصاحب می‌کند. تاریخ هم نشان می‌دهند که این اصل در سطوح کلان سیاست‌های بشری نیز نعل‌به‌نعل برقرار است. در واقع، علی‌رغم ظاهر پیچیده‌ی آن، عالم سیاست هم تابع همان تک قانون جنگل است: قدرت. لذا چنانچه قدرت برقرار باشد، خواسته‌ها در دسترس‌اند و برعکس، بی‌مایه فطیر است. اما دیپلماسی چه زمانی وارد بازی می‌شود؟ شکل اول دیپلماسی، آنچه که معمولاً در تلویزیون در قالب صحنه‌ی دست دادن چند انسان خوش‌لباس و لبخند‌بر‌لب به تصویر در می‌آید، چیزی جز همان اعمال قدرت و چپاول در ظاهری آرایش‌شده نیست. حقیقت این است که شیر نری، شیر نر دیگر را مغلوب کرده و صرفاً برای حفظ ظاهر تمامی خواسته‌های خود را با کت‌و‌شلوار و لبخند به طرف مقابل تحمیل می‌کند. این در‌حالی‌ست که خون‌ها در جای دیگر ریخته شده است و چپاولی عظیم در راه است. اما دیپلماسی واقعی به زبان ساده زمانی امکان‌پذیر می‌‌شود که زور دو طرف به همدیگر نرسد. تنها در این حالت است که دو طرف تصمیم از خواسته‌های حداکثری خود کوتاه آمده، به طرف مقابل امتیازاتی داده و برایش حقوقی قائل شوند. لذا عقب‌نشینی از یک خواسته در برابر قدرتی تمامیت‌خواه، چنانچه از روی ترس و ضعف باشد، هیچ‌گاه توسط آن قدرت‌ به‌ عنوان «حسن نیت» تلقی نشده، بلکه «نقطه ضعف» به شمار آمده و موجب افزایش خواسته‌هایش می‌شود! لذا، پشت واژه‌های آراسته‌ای مانند «تنش‌زدایی»، «سازش» یا «ادغام در جامعه جهانی» چیزی جز «کوتاه آمدن»، «تسلیم» و «سرسپردگی» پنهان نشده است. حقیقت این است که قدرت‌های سلطه‌گر هیچ‌گاه یک کشور مستقل و مقتدر را برنمی‌تابند و انحصار قدرت را تنها حق خود می‌دانند. در چنین فضایی، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که آیا عقب‌نشینی و انعطاف دیپلماتیک که توسط به‌اصطلاح صلح‌طلبانی که دیگران را جنگ‌طلب و تندرو خطاب می‌کنند، واقعاً راهی برای تنش‌زدایی است یا جاده‌صاف‌کن تسلیم کامل؟ جواب در «تجربه» نهفته است! بیایید تجربه‌ی مواجه ایران با آمریکا و متحدانش را مرور کنیم: ۱. خلع‌سلاح و تضعیف توان بازدارندگی: از تلاش برای نابودی صنعت هسته‌ای گرفته تا خط‌ونشان کشیدن برای برد و تعداد موشک‌ها؛ مثال‌های مشابه سرانجام این مسیر را قبلاً در لیبی و عراق دیده‌ایم! ۲. محاصره‌ی نظامی و جنگ‌های نیابتی: افروختن آتش جنگ در افغانستان و عراق و سازماندهی تروریسم تکفیری در کشورهای ذکرشده و سوریه، یعنی اطراف مرزهای ایران. ۳. تحریم‌های شدید اقتصادی: با هدف افزایش نارضایتی عمومی و فروپاشی کم‌هزینه کشور با به خیابان کشاندن مردم؛ چیزی که هنوز هم از آن صحبت می‌کنند! ۴. جنگ پیچیده‌ی رسانه‌ای و روان‌شناختی: ترور شخصیتی، روایت‌سازی، رؤیافروشی، حمله به استراتژی‌های کلان امنیت ملی از جمله حضور نظامی ایران فرای مرزهایش، آن هم درحالی‌که آمریکا خود هزاران کیلومتر دورتر حضور مستقیم نظامی دارد! ۵. بدعهدی مطلق در تمام مذاکرات: از نخستین سال‌های پس از انقلاب تا به امروز، هیچ توافقی مانع زیاده‌خواهی طرف مقابل نشده است! خروج از برجام وقتی که دیگر نیازی به آن نبود، ترور رهبری، فرماندهان و دیپلمات‌ها، حملات مستقیم نظامی وسط مذاکرات آن هم دو بار و نقض متعدد بندهای توافق اسلام‌آباد اثبات کرده است که هدف نظام سلطه «حل چالش‌ها» نیست؛ بلکه تسلیم بی‌قیدوشرط و یا سرنگونی است! کوتاه آنکه اگر کسی کوچک‌ترین درکی از قوانین حاکم بر جهان سیاست داشته باشد، می‌داند که چیزی به نام سازش، معامله‌ی برد-برد یا صلح عزتمندانه بدون قدرت و از طریق امیتاز دادن ناشی از ضعف (شما بخوانید باج) حاصل نمی‌شود. در مناسبات بی‌رحمانه‌ی قدرت‌های بزرگ، هرگاه استقلال و توان بازدارندگی یک ملت معامله شود، انتهای آن مسیر نه تنها صلح و توسعه نخواهد بود، بلکه تجاوز و ویرانی گسترده را باید انتظار کشید! لذا چرخه‌ی مذاکره، زدن زیر میز بازی، افزایش فشار‌ها/حملات و بازگشت دوباره به مذاکره چیزی جز حربه‌ی دشمن برای شکستن مقاومت و اراده‌ی ملت‌های تحت‌سلطه نیست! و از آنجایی که این جنگ، جنگ اراده‌‌هاست، ملتی که اراده‌‌اش بشکند، بازنده‌ی حتمی آن خواهد بود. و تمام کسانی که با رؤیافروشی صحبت از فریب نظام سلطه با دادن امتیازاتی به عنوان بهانه‌ای برای اعلام پیروزی توسط آن می‌کنند، یا احمق‌اند و ناآگاهانه در زمین دشمن بازی می‌کنند یا... @otaqejangmedia برای ارسال نوشته‌های خود با @ravieiran در ارتباط باشید
1 649
15
📢 تشکر از عزیزانی که فرم همکاری داوطلبانه را تکمیل کرده‌اند. تا پایان هفته فرصت برای تکمیل فرم و پیوستن به تیم رسانه‌ای ما باقی است. ✏️ فرم همکاری داوطلبانه @bijanabdolkarimi @otaqejangmedia
1 926
16
فروپاشی امر عمومی و مسئله حجاب ✍️ مصطفی قندخو یکی از دلایلی که باعث می‌شود بخش قابل توجهی از ما نتوانیم مسئله حجاب را در ایران به‌درستی بفهمیم، بی‌توجهی به زمینه‌های اجتماعی آن است. بحث حجاب اغلب به‌صورت یک مناقشه صرفاً حقوقی یا اخلاقی طرح می‌شود، درحالی‌که لایه مهم‌تری در پس آن قرار دارد: نسبت ما با «امر عمومی». حجاب در سنت فکری و اجتماعی که از آن برآمده، صرفاً یک انتخاب کاملاً خصوصی نیست. منطق آن تا حد زیادی مبتنی بر درکی از فضای مشترک اجتماعی است؛ فضایی که در آن کنش‌های فردی تنها به فرد مربوط نمی‌شود بلکه به کیفیت زیست جمعی نیز پیوند می‌خورد. به بیان دیگر، حجاب در چارچوبی معنا پیدا می‌کند که در آن «حریم عمومی» واجد اهمیت و حساسیت اجتماعی است. اما مسئله اینجاست که سبک زندگی معاصر ما به‌طور فزاینده‌ای در جهتی حرکت کرده که تجربه امر عمومی را تضعیف می‌کند. گسترش فردگرایی، فروپاشی ساختارهای محله‌ای، و شکل خاصی از کلان‌شهرنشینی که با نوعی گمنامی و فردانگاری همراه است، همگی به کاهش احساس تعلق به فضای مشترک انجامیده‌اند. در چنین شرایطی، افراد بیش از آنکه خود را عضوی از یک «جمع» بدانند، به‌مثابه واحدهای مستقل زندگی می‌کنند. نتیجه این تحول آن است که حتی اموری که ذاتاً عمومی‌اند نیز از جذابیت و اهمیت می‌افتند. کاهش مشارکت سیاسی نمونه‌ای از همین روند است؛ امری که ذاتاً به حیات جمعی مربوط است، اما در جامعه‌ای با تجربه ضعیف از امر عمومی، کمتر موضوع توجه و کنش قرار می‌گیرد. در چنین بستری، طبیعی است که مسئله‌ای مانند پوشش که در عین داشتن جنبه‌های شخصی، واجد ابعاد عمومی نیز هست؛ با دشواری فهم مواجه شود. وقتی حساسیت نسبت به امر عمومی کاهش یافته باشد، هر قاعده یا هنجاری که به رفتار فرد در فضای مشترک مربوط شود، به‌سادگی به‌عنوان مداخله در حریم خصوصی فهم می‌شود. از این منظر، شاید پیش از آنکه درباره درستی یا نادرستی سیاست‌ها و قواعد مربوط به حجاب بحث کنیم، لازم باشد به پرسشی بنیادی‌تر بازگردیم و از خود بپرسیم نسبت ما با امر عمومی در جامعه امروز چیست؟ بدون بازسازی نوعی تجربه مشترک از زندگی جمعی، بسیاری از منازعات فرهنگی و اجتماعی از جمله مسئله حجاب، به‌سختی قابل فهم و حل خواهند بود. با این حال، بازسازی نسبت فروپاشیده ما با امر عمومی، با خطابه‌گرایی و تبلیغاتی که ذیل عنوان «فعالیت فرهنگی» شناخته می‌شود اصلاح نخواهد شد؛ چه رسد به اینکه راه‌حل را در جرم‌انگاری جست‌وجو کنیم. مسئله در سطح عمیق‌تری قرار دارد. آنچه نیازمند آن هستیم، طرحی نو در سبک زندگی است. بازاندیشی در شیوه‌هایی که افراد را دوباره در معرض تجربه زیست مشترک قرار می‌دهد. چنین تحولی بیش از آنکه محصول موعظه باشد، به ایجاد ساختارهایی نیاز دارد که رو به سوی امر عمومی دارند؛ ساختارهایی که انسان را از پیله خوددوخته فردگرایی بیرون می‌آورند و امکان تجربه دوباره «باهم‌بودن» را فراهم می‌کنند. تنها در بستری که امر عمومی دوباره به تجربه‌ای زنده در زندگی روزمره تبدیل شود، می‌توان انتظار داشت بسیاری از منازعات فرهنگی ما معنای تازه‌ای پیدا کنند و امکان گفت‌وگوی واقعی درباره آن‌ها فراهم شود. @otaqejangmedia برای ارسال نوشته‌های خود با @ravieiran در ارتباط باشید
1 784
17
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا ✍ ناهید صفری محرم امسال بوی دیگری دارد. تاسوعا و عاشورایش، رنگ تازه‌ای یافته‌اند. پرچم‌های سیاه عزاداری، این‌بار در کنار پرچم‌های ایران برافراشته شده‌اند؛ صحنه‌ای که اشکی از جنس عشق حسین بر چشمانم جاری می‌سازد. این حس از جنس احساس عاشورای سال گذشته است. لحظه‌ای که با با وجود تهدیدهای دشمن، رهبر در میان عزاداران حاضر شد و «ای ایران بخوان» خاطره‌ای ماندگار در تاریخ‌مان شد. چه کسی می‌توانست باور کند که شب عاشورا، این سرود میهنی خوانده شود؟ اما امسال، دیگر این صحنه باورپذیرتر شده؛ در هر دسته‌ای، در هر کوچه‌ای، عزاداران، با شور حسینی، ایران را فریاد می‌زنند. ایران، جان این روزهاست. این تقارن، مرا به اعماق وجودم پرتاب می‌کند. تمام آموزه‌هایم را از کودکی تا امروز مرور می‌کنم؛ آن عشق و شوری که مادر از حسین در دلم نشاند، باورهایی که در فراز و نشیب سال‌ها با من همراه شدند و هنوز جاری‌اند. سؤالاتی که همیشه داشتم، نقدهایی که بر برخی عزاداری‌ها وارد می‌دانم، همه و همه امسال با شدتی طاقت‌فرسا به ذهنم هجوم آورده‌اند. امسال، اصل ماجرای کربلا برایم عمیق‌تر و ژرف‌تر از همیشه رخ نموده است. تک‌تک این پرسش‌ها، مرا با یک پرسش عمیق‌تر مواجه کرده‌اند: در عاشورای سال ۶۱، تو کجای میدان ایستاده بودی؟ شاید بگویید مگر می‌شود جایی غیر از کنار حسین ایستاد؟ این چه سؤال بی‌معنایی است! چرا این تردید، ریشه در دلم دوانده است؟ تردیدم از آنجاست که امروز انسان‌هایی را می‌بینم که دل‌هایشان از عشق حسین چنان لبریز است که من در برابرشان هیچم. اما همین‌ها، وقتی سخن از وضعیت این ایام ایرانمان می‌شود، حرفی می‌زنند که بوی حسین نمی‌دهد. این سخنان جانم را به درد می‌آورد. مگر نه اینکه درس حسین، درس مقاومت در برابر ظلم بود؟ پس چرا وقتی از مقاومت می‌گویم، مرا تندرو خطاب می‌کنند؟ چرا نمی‌توانم این سخنان را بپذیرم که می‌گویند: «منطق جهان امروز و توانایی‌های ما حکم می‌کند که در برابر ابرقدرت‌ها نایستیم»؟ مگر حسین نمی‌دانست با این تعداد اندک، در برابر لشکر کوفه چه سرنوشتی خواهد داشت؟ مگر حسین، عاقبت را نمی‌دید؟ او می‌دانست؛ اما حسین انتخاب کرد، چون دنیای او، محدود به این کره خاکی نبود. در منطق او، پیروزی با تعداد سربازان سنجیده نمی‌شد. او مرگ عزتمندانه را بر زندگی همراه با ذلت ترجیح داد. او به حقیقتی بزرگتر از این ایمان داشت. این، همان پیامی است که امروز هم جاری‌ست. بر این باورم که عزاداری که در برابر ظلم زمانه موضع نگیرد، از جنس عزادار حقیقی حسین نیست. قلبم گواهی می‌دهد که اگر حسین امروز در کنار ما بود، در کدام سو ایستاده بود. چون از عاشورا این درس را گرفته‌ام که باید با حق بود ولو فقط ۷۲ تن باشند. هنوز هم فریاد او در گوش زمانه می‌پیچد: «هیهات منا الذله»؛ و این فریاد، به تمام کسانی که عشق حسین در وجودشان خانه کرده است، می‌گوید که حتی اگر در شناخت حسین زمانه تردید داری، تشخیص یزید زمانه، چندان دشوار نیست. @otaqejangmedia برای ارسال نوشته‌های خود با @ravieiran در ارتباط باشید
2 081
18
مردم مبعوث شدند، دولت نه! ✍️ کاوه تجویدی دولت کنونی جمهوری اسلامی ایران، با وجود خدمات و تلاش‌هایی که به‌ویژه در دوران جنگ و شرایط بحرانی انجام داده است، نشان داده که از توانایی لازم برای حل ریشه‌ای مشکلات و معضلات اقتصادی کشور برخوردار نیست. همچنین در حوزه سیاست‌گذاری کلان و راهبردی، چشم‌انداز روشن و منسجمی از سوی دولت مشاهده نمی‌شود و در عرصه سیاست خارجی نیز نتایج حاصل‌شده با انتظارات و نیازهای کشور فاصله قابل توجهی دارد. از سوی دیگر، رئیس‌جمهور بارها با این مضمون اظهار داشته‌اند که «این گوی و این میدان؛ هر که می‌تواند بسم‌الله». درحالی‌که چنین سخنانی، به جای پذیرش مسئولیت و ارائه راه‌حل، می‌تواند به‌عنوان نوعی شانه خالی کردن از بار مسئولیت تلقی شود. این دولت، هرچند در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۴۰۳ و با حدود ۱۶ میلیون رأی در دور دوم و مشارکتی کمتر از ۵۰ درصد، به‌عنوان دولت منتخب مردم روی کار آمد، اما حوادث و تحولات مهمی که از آن زمان تاکنون رخ داده و تجربه‌هایی که ملت ایران از سر گذرانده‌اند، شرایط کشور را دگرگون کرده است. ملت ایران در این دوره از آزمون‌های بزرگ عبور کرده است. نیروهای مسلح ایران نیز با ایثار، فداکاری و حضور در میدان، ظرفیت‌ها و توانمندی‌های خود را به نمایش گذاشته‌اند. اما به نظر می‌رسد دولت همچنان با همان نگاه، همان رویکردها و همان محاسبات گذشته حرکت می‌کند و نتوانسته خود را با شرایط جدید کشور و مطالبات روز جامعه هماهنگ سازد. امروز مردم ایران دگرگون شده‌اند؛ جامعه ایران تجربه‌ای تازه را پشت سر گذاشته و وارد مرحله‌ای جدید شده است. کشور به دولتی نیاز دارد که هم‌تراز با این سطح از آگاهی، بلوغ، مسئولیت‌پذیری و اراده ملی باشد. برای مردم مبعوث‌شده، دولت مبعوث‌شده لازم است؛ دولتی که بتواند پاسخگوی نیازهای ملت، هم‌افق با آرمان‌های مردم و در تراز ظرفیت‌های ایران باشد. @otaqejangmedia برای ارسال نوشته‌های خود با @ravieiran در ارتباط باشید
2 107
19
مردم بعوث شدند، دولت نه! ✍️کاوه تجویدی دولت کنونی جمهوری اسلامی ایران، با وجود خدمات و تلاش‌هایی که به‌ویژه در دوران جنگ و شرایط بحرانی انجام داده است، نشان داده که از توانایی لازم برای حل ریشه‌ای مشکلات و معضلات اقتصادی کشور برخوردار نیست. همچنین در حوزه سیاست‌گذاری کلان و راهبردی، چشم‌انداز روشن و منسجمی از سوی دولت مشاهده نمی‌شود و در عرصه سیاست خارجی نیز نتایج حاصل‌شده با انتظارات و نیازهای کشور فاصله قابل توجهی دارد. از سوی دیگر، رئیس‌جمهور بارها با این مضمون اظهار داشته‌اند که «این گوی و این میدان؛ هر که می‌تواند بسم‌الله». درحالی‌که چنین سخنانی، به جای پذیرش مسئولیت و ارائه راه‌حل، می‌تواند به‌عنوان نوعی شانه خالی کردن از بار مسئولیت تلقی شود. این دولت، هرچند در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۴۰۳ و با حدود ۱۶ میلیون رأی در دور دوم و مشارکتی کمتر از ۵۰ درصد، به‌عنوان دولت منتخب مردم روی کار آمد، اما حوادث و تحولات مهمی که از آن زمان تاکنون رخ داده و تجربه‌هایی که ملت ایران از سر گذرانده‌اند، شرایط کشور را دگرگون کرده است. ملت ایران در این دوره از آزمون‌های بزرگ عبور کرده است. نیروهای مسلح ایران نیز با ایثار، فداکاری و حضور در میدان، ظرفیت‌ها و توانمندی‌های خود را به نمایش گذاشته‌اند. اما به نظر می‌رسد دولت همچنان با همان نگاه، همان رویکردها و همان محاسبات گذشته حرکت می‌کند و نتوانسته خود را با شرایط جدید کشور و مطالبات روز جامعه هماهنگ سازد. امروز مردم ایران دگرگون شده‌اند؛ جامعه ایران تجربه‌ای تازه را پشت سر گذاشته و وارد مرحله‌ای جدید شده است. کشور به دولتی نیاز دارد که هم‌تراز با این سطح از آگاهی، بلوغ، مسئولیت‌پذیری و اراده ملی باشد. برای مردمِ مبعوث‌شده، دولتِ مبعوث‌شده لازم است؛ دولتی که بتواند پاسخگوی نیازهای ملت، هم‌افق با آرمان‌های مردم و در تراز ظرفیت‌های ایران باشد. @otaqejangmedia برای ارسال نوشته‌های خود با @ravieiran در ارتباط باشید
220
20
سلام به هم‌وطنانم ما از نخستین روزهای جنگ رمضان رسانه‌ای را تحت عنوان اتاق جنگ تأسیس کردیم. رسانه‌ای که مأموریت اصلی‌اش به تص
سلام به هم‌وطنانم ما از نخستین روزهای جنگ رمضان رسانه‌ای را تحت عنوان اتاق جنگ تأسیس کردیم. رسانه‌ای که مأموریت اصلی‌اش به تصویر کشیدن چهره‌هایی است که در محافل رسانه‌ای رسمی جایی ندارند. علی‌رغم فعالیت‌های رسانه‌ای مثبتی که طی این مدت داشتیم، امروز با مشکلات بسیاری ازجمله مسئله مالی مواجه شده‌ایم. از شما خواهانم چنانچه علاقه‌مند به حمایت از فعالیت‌ رسانه‌ای مستقل هستید، از اتاق جنگ حمایت کنید. کمک مالی ریالی پلتفرم دارمت یا واریز مستقیم به شماره کارت 6219861921472444 یا شماره شبای 390560611828005214431501 به نام علیرضا اسکندری‌نژاد کمک مالی ارزی و رمزارزی امکان کمک مالی مستقیم ارزی هنوز برقرار نشده است. در صورت تمایل به انجام کمک‌های موردی به اکانت @OtaqeJang_Admin در تلگرام پیام دهید کمک‌های رمزارزی از طریق لایت‌کوین (LTC) به آدرس  ltc1qe0z634dk9ksyqq2sm83z4svpmwq2w98629v7m6 کار داوطلبانه ثبت فرم برای انجام کار داوطلبانه (در صورت همکاری گواهی معتبر کار داوطلبانه صادر خواهد شد) @bijanabdolkarimi @otaqejangmedia
1 743