fa
Feedback
وادی | سیده فاطمه مطهری

وادی | سیده فاطمه مطهری

رفتن به کانال در Telegram

نوشته‌های سیده فاطمه مطهری @sfmotahari

نمایش بیشتر
266
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-130 روز

در حال بارگیری داده...

ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
ژوئن '26
ژوئن '26
+47
در 0 کانال‌ها
مه '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '260
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مارس '260
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '260
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '260
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '250
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '250
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '250
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '250
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '250
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '250
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '250
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مه '250
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '250
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '250
در 2 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '250
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '250
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+7
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '240
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مارس '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '230
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '230
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '230
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '230
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+231
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
23 ژوئن+1
22 ژوئن0
21 ژوئن0
20 ژوئن0
19 ژوئن0
18 ژوئن0
17 ژوئن0
16 ژوئن0
15 ژوئن+1
14 ژوئن0
13 ژوئن+1
پست‌های کانال
مدارس در عراق مانند ایران در سه مقطع تقسیم‌بندی می‌شود. شش سال دبستان سه سال راهنمایی یا همان متوسطه اول سه سال دبیرستان یا ه
مدارس در عراق مانند ایران در سه مقطع تقسیم‌بندی می‌شود. شش سال دبستان سه سال راهنمایی یا همان متوسطه اول سه سال دبیرستان یا همان متوسطه دوم. متوسطه دوم دو رشته دارد؛ ادبی و علمی. ادبی همان انسانی ما می‌شود و علمی جمع بین ریاضی و تجربی ما. هنر هم ندارند! اینجا حیاطِ یک مدرسه راهنمایی دخترانه در بغداد است! @sfmotahari_ir

2
می‌خواست از مدینه خارج شود به سمت سرزمین نینوا. زیر لب آیه ۲۱ قصص را خواند «فخرج منها خائفا یترقب قال رب نجنی من القوم الظالم
می‌خواست از مدینه خارج شود به سمت سرزمین نینوا. زیر لب آیه ۲۱ قصص را خواند «فخرج منها خائفا یترقب قال رب نجنی من القوم الظالمین» خدایا از قوم ظالم مرا نجات بده #بفرمایید_روضه @sfmotahari_ir
23
3
ما در زبان فارسی دو‌ مصدر داریم که خیلی شبیه هم هستند و خیلی وقت‌ها این دو‌ را به جای هم استفاده می‌کنیم! ولی معنی و کاربردشان کاملا باهم متفاوت است؛ مصدر «گذاشتن» و «گزاردن» 👈 گذاشتن به معنی «قرار دادن» و «وضع کردن» است و 👈 گزاردن به معنی «به جا آوردن»، «انجام دادن» مثلا کلماتی مثل نمازگزار، سپاس‌گزار دارند یک عملی را به جا می‌آورند، پس از مصدر گزاردن می‌آیند و باید با ز نوشته شوند. ولی کلماتی مثل بارگذاری، بذار، می‌ذارم چون به معنی قرار دادن چیزی در جایی هستند از مصدر گذاشتن می‌آیند و باید با ذال نوشته شوند. خوب است در نوشته‌هایمان، مخصوصاً فضای مجازی حواسمان به این نکته باشد. #نگران_زبان_فارسی‌ام @sfmotahari_ir
35
4
متن مجهول و اختلاف‌افکن دربارۀ الیاس قالیباف، اولین‌بار در کانالی به نام «شبکه یک» در تلگرام که متعلق به منافقین است منتشر شد
متن مجهول و اختلاف‌افکن دربارۀ الیاس قالیباف، اولین‌بار در کانالی به نام «شبکه یک» در تلگرام که متعلق به منافقین است منتشر شد و بعد چند ساعت توسط برخی کانال‌های انقلابی در ایتا و بله بازنشر شد؛ بدون اطلاع از صحت و سقم آن و بدون در نظر گرفتن منشأ نشر و افرادی که آن را نوشته‌اند و در فضای مجازی منتشر کرده‌اند! فراموش نکنیم ما در یک جنگِ ترکیبی هستیم؛ اگر ابزار نظامی برای مدتی زمین گذاشته می‌شود، ابزار سایبری و رسانه، همیشه فعال و در حال شلیک و آسیب‌رسانی هستند. هشیار باشیم. @sfmotahari_ir
40
5
فاطمه طبقه پایین خواب بود. من و بهار روی تخت‌های بالا نشسته بودیم. خسته بودم. از سفر ده روزه و سختِ سیستان و بلوچستان برمی‌گشتیم. بهار با چند عروسکی که از آنجا خریده بودیم مشغول بازی بود و گاهی با من حرف میزد و شریک بازی‌اش میکرد. خوابم می‌آمد؛ گفتم: "بهار بسه خاله؟ بخوابیم؟" برخلاف تصورم قبول کرد. تختش را مرتب کرد و دراز کشید. چند ثانیه نگذشته بود که صدایم کرد و گفت: "خاله میتونی #گوشواره‌هامو دربیاری؟" در تاریکی و با چشمان نیمه‌باز سعی کردم گوشواره‌‌ها را درآورم، ولی نتوانستم. گفتم "با اینا نمیتونی بخوابی؟" گفت "نه، دراز میکشم میره تو گوشم." چراغ را روشن کردم. نشستم کنارش و آرام سعی کردم از گوشش دربیاورم. لاله گوشش نرم بود و نازک آنقدر که میترسیدم برای درآوردن قلاب گوشواره، کمی فشارش دهم، مبادا گوش بهارِ پنج ساله زخم شود؛ آخر مثل برگ گلی لطیف بود. دستانم لرزید. از وسط بیابان‌های مسیر زاهدان تهران، پرت شده بودم به بیابان‌های کربلا. سعی میکردم از گوش دخترکی پنج ساله به آرامی گوشواره‌اش را دربیاورم و ذهنم رفته بود جایی دیگر... گفتم: "نمیتونم بهار، نمیتونم." سعی کردم اشک‌هایم را از چشمانش پنهان کنم. گفت: "مامانم همیشه گوشواره‌هامو برام درمیاره." گفتم "مامانت بلده. گوش کوچولو خوشگلت خیلی لطیفه. من نمیتونم" و در دلم گفتم "من میترسم بهار. میترسم گوشِت پاره بشه و خون بیاد." بهار سرش پایین بود و آرام نشسته بود تا گوشواره‌هایش را دربیاورم. من دوست مادرش بودم. از من نمی‌ترسید. شب بود. وسط بیابان بودیم. ولی چراغ کوپه روشن بود. قطار امن بود... و بهار نفهمید آن شب چه روضه‌ای برای من بود. @sfmotahari_ir خاطره مربوط به تیر ۱۳۹۸ است.
44
6
به‌به 😌😌 اسمایلی به خود گرفتن 😁
46
7
یادمان نرود آمریکا با ایران وارد جنگ شد تا رژیمش را تغییر دهد، تا نابودش کند. تمدنش را، دولتش را و حتی ملتش را؛ اما امروز نه تنها نتوانسته به همه اهدافش برسد که بر سر معامله و امضای تفاهم‌نامه با ما می‌نشیند؛ آن هم آمریکایی که خود را ابرقدرت جهان جا زده بود و هیچ‌کدام از کشورهای دنیا، قدرت و جسارت ایستادگی در مقابلش را نداشتند. این تفاهم‌نامه حتی اگر نقض شود و آمریکا زیرقولش بزند،(که تجربه نشان داده می‌زند و در دشمنی و قلدری ذره‌ای کوتاه نمی‌آید) پیروزی بزرگی است برای ما و برای مردم آزادی‌خواهِ دنیا. برای آنهایی که سال‌هاست زیر بار ظلم سر خم کرده‌اند و بله قربان‌گویِ ضحاکان بوده‌اند. مردم جهان با هر دین و آیین و رنگ و جغرافیا، از این یکسال ایستادن، مقاومت و مبارزۀ ایران با ابلیسِ زمین اگر درس بگیرند و نترسند و در برابر ظلم جهان‌خواران، بپاخیزند، بزرگترین پیروزی برای ماست؛ بزرگترین پیروزیِ انسان در برابر شیطان. @sfmotahari_ir
159
8
آدم ابوالبشر پس از خلقتش، بر طاق عرش پنج نور دید. جبرئیل را پرسید که اینان کیستند؟ جبرئیل نام‌هایشان را آموخت. آدم ابوالبشر گ
آدم ابوالبشر پس از خلقتش، بر طاق عرش پنج نور دید. جبرئیل را پرسید که اینان کیستند؟ جبرئیل نام‌هایشان را آموخت. آدم ابوالبشر گفت: «پنجمین آنها کیست که وقتی نامش را بر زبان آوردی قلبم آزرده شد، اشک از ديدگانم جاری گشت و شرر بر جانم افکند؟» جبرئیل گفت: «او حسین است، فرزندی از فرزندانت. به مصیبتی گرفتار آید که مصائب هستی در برابرش اندک‌اند.» آدم گفت: «آن مصیبت چیست؟» جبرییل گفت: «او را خواهند کشت در حالی که تشنه است، غریب است و تنهاست.» سلام بر آقای غریب، وحید، فرید... #روضۀ_مجازی @sfmotahari_ir
46
9
سلام بر محرم مرداد ۶۸ دو ماه از فوت خمینیِ کبیر گذشته بود و محرم آغاز شده بود. آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جدید انقلاب در سخنانشان
سلام بر محرم مرداد ۶۸ دو ماه از فوت خمینیِ کبیر گذشته بود و محرم آغاز شده بود. آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جدید انقلاب در سخنانشان در آغاز محرم گفتند: [امسال مصیبت امام بزرگوارمان را داریم. نباید دستگاه تبلیغى اسلامى کشور بگذارد که یاد امام حتّى اندکى کهنه بشود؛ البتّه کهنه هم نخواهد شد. امام با شخصیّت و عظمت خود و با خصوصیّاتى که در او بود و بعد از معصومین در هیچ کس جز او ندیده‌ایم و نشنیده‌ایم، پایۀ اصلى و ریشۀ این درخت طیّب و شجرۀ طیّبه است. این ریشه باید همیشه محکم و زنده و تروتازه بماند. یاد امام را زنده کنیم و زنده بداریم] و حال ۳۷سال از آن روزها می‌گذرد؛ سی و هفت محرم سکان‌دار و پرچم‌دار این عزا، او بود و امسال اولین سالیست که به مقتدایش و امامش پیوسته و پرچم را به دست خلف صالحش سپرده است؛ و ما میراث‌داران انقلاب و نهضت خمینی و خامنه‌ای هستیم. نهضتی که پیروزی‌اش، تداومش و استقامتش به پشتوانه و الگوگیری و توجه به قیام عاشورا و راه و مکتب اباعبدالله بوده و هست و امید داریم این نهضت و مسیر به قیام قائم برسد؛ ان‌شاءالله. پ‌ن: فیلم روضه‌خوانی مرحوم کوثری در محرم سال ۱۳۶۸ #باهم_ببینیم @sfmotahari_ir
63
10
-1792029559931461885_27853441956794.mp3
42
11
-1792029559931461885_27853441956794.mp3
1
12
من محمد ابن عبدالله را بسیار دوست می‌دارم؛ از همان هجده سالگی که گنبد سبزش را در مدینه‌اش دیدم، عاشق شدم و بعدتر که بیشتر شناختمش، واله‌اش. آدم وقتی کسی را خیلی دوست دارد، علاوه بر دوست داشتن عادی، سعی می‌کند شبیهش شود؛ در رفتارها، کارها، علایق، رفتارها. سعی می‌کند «او» شود؛ حتی اگر شده کمی. حتی اگر شده کاریکاتوری. اما تلاشش را می‌کند. من محمد ابن عبدالله را بسیار دوست می‌دارم. سعی کرده‌ام کمی شبیهش شوم. خیلی جاها نتوانسته‌ام، مشخص است که نتوانسته‌ام؛ اما سعیم را کرده‌ام. تلاشم را کرده‌ام برای قطره‌ای شبیهش شدن. *معلمی برای من تمرینِ پیام‌بری است*؛ من پیام‌برِ کلاسم هستم. باید تلاش کنم تا شبیه معشوقم شوم؛ حتی اگر این تلاشم کاریکاتوری باشد. سر و کله‌اش بزرگ باشد و تنه‌اش کوچک و رنجور؛ اما من باید چون محمد (صل الله علیه) وقتی حسن و حسین‌ (علیها سلام) موقع سجده بر پشتش می‌نشستند، مهربان باشم و از سجده بلند نشوم. باید مثل «او» وقتی شکمبه گوسفند بر سرش ریختند، باگذشت باشم. باید شبیهش شوم در جدیت، دقت و مصمم بودن در مدیریت و راه بردنِ امتم، کلاسم. من باید پیام‌بر باشم. حتی اگر نتوانم و ادایش را درآورم. معلمی برای من، پیام‌بری است و چه خوش به احوالم که الگویی چون محمد ابن مصطفی که جانم به فدایش باد، دارم. پ‌ن: صوت را دخترکانِ یکی از کلاس‌های هشتمم ساخته‌اند؛ اولین‌بار که شنیدمش، اشک بود که از چشمانم جاری شد؛ از میزانِ پاکی، معصومیت و احساساتِ پاک عزیزانم. کاش پیام‌بر خوبی برایشان بوده باشم... کاش ذره‌ای شبیه «او» باشم... #معلمی [اون معلم دوقلو نگارش هم داستانی داره، بین من و جوجه‌هام] @sfmotahari_ir
1
13
پرونده سال تحصیلی ۱۴۰۴ ـ ۱۴۰۵ را با وارد کردن چهارصد و پنجاه نمره در سامانه آموزش‌پرورش بستم! سال تحصیلی عجیب و سختی بود؛ حتی
پرونده سال تحصیلی ۱۴۰۴ ـ ۱۴۰۵ را با وارد کردن چهارصد و پنجاه نمره در سامانه آموزش‌پرورش بستم! سال تحصیلی عجیب و سختی بود؛ حتی از سال ۹۸ـ۹۹ که حاجی شهید و بعد کرونا آمد و آموزش مجازی تازه پا گرفت، سخت‌تر بود.‌ انگار این یکسال اندازه چند سال طول کشید؛ کش آمد؛ بار داشت و سنگین بود... حتی وقتی هفته پیش، بعد از سه ماه دخترکانم را حضوری دیدم، گمان می‌بردم چند سال بزرگتر شده‌اند، پخته‌تر و عاقل‌تر. این روزها خیلی به سال بعد فکر می‌کنم و تفاوتی که باید با سال‌های قبل داشته باشد؛ چه در تدریسِ من و چه در انگیزۀ بچه‌ها برای درس‌خواندن. قالوا بلی‌یمان برای این روزها و زمانه بوده است و باید خودمان را برایش آماده کنیم؛ آماده‌تر! ان‌شاءالله #معلمی @sfmotahari_ir
38
14
واقعاً بر نمی‌گردی؟؟؟ #باهم_ببینیم #آقای_شهید [صد و هفت روز گذشت] @sfmotahari_ir
واقعاً بر نمی‌گردی؟؟؟ #باهم_ببینیم #آقای_شهید [صد و هفت روز گذشت] @sfmotahari_ir
41
15
یادمان نرود این جنگ، یک جنگ موجودیتی است! با دشمن بر سر موجودیت می‌جنگیم و جنگ پایان نمی‌پذیرد تا تمام شدن موجودیت یک طرف! در این مرحله فقط یک مقطع از جنگ تمام شده است و نبردهای بعدی در راه است! و باید خودمان را برای روزهای سخت‌تر و مبارزه مجدد با شیطان، آماده کنیم. @sfmotahari_ir
77
16
أنت الحيّ و نحن في عداد الموتی تو زنده‌ای و ما در شمار مردگانیم باید باور کنیم دیگه..... #عربیات #آقای_شهید @sfmotahari_ir
أنت الحيّ و نحن في عداد الموتی تو زنده‌ای و ما در شمار مردگانیم باید باور کنیم دیگه..... #عربیات #آقای_شهید @sfmotahari_ir
59
17
هر سال اواخر اردیبهشت و آخرین جلسه کلاس، بر روی تخته شعری از قیصر را برای دانش‌آموزانم می‌نوشتم: حرف‌های ما هنوز ناتمام تا نگ
هر سال اواخر اردیبهشت و آخرین جلسه کلاس، بر روی تخته شعری از قیصر را برای دانش‌آموزانم می‌نوشتم: حرف‌های ما هنوز ناتمام تا نگاه میکنی وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی پیش از آنکه باخبر شوی لحظه عزیمت تو ناگزیر می‌شود آی ای دریغ و حسرت همیشگی ناگهان چقدر زود دیر می‌شود و آخرینِ زنگ سال تحصیلی را با این شعر تمام می‌کردم. امسال اما نه کلاس حضوری بود نه تخته‌ای نه دانش‌آموزی که روی صندلی‌های کلاس نشسته باشد و با چشمان کنجکاو و شاداب نگاهم کند. من بودم و لپ‌تاپ و یک کلاس مجازی و دانش‌آموزانی که نمی‌دانستم چندنفرشان واقعا آنطرف خطوطِ مسی، دل‌شان، چشم‌شان و قلب‌شان با من است. قلبِ من اما، پیش تک‌تک‌شان بود و برایشان دل‌تنگ. شعر را بر روی برگه‌ای نوشتم و تصویرش را در کلاس مجازی بارگذاری کردم و برایشان خواندم. برای دخترکانی که مطمئن بودم در سالی که گذشت از عمق جان درک کردند این زود دیر شدن را... بماند اینجا به یادگار، از پایان سال تحصیلی ۱۴۰۵ به امید سالی بدون هیچ کلاسِ مجازی #معلمی @sfmotahari_ir
60
18
أحفروا قبراً يتسع لنا جميعاً معه قبری حفر کنید و همۀ ما را با او دفن کنید #آقای_شهید #عربیات @vaadi_ir
أحفروا قبراً يتسع لنا جميعاً معه قبری حفر کنید و همۀ ما را با او دفن کنید #آقای_شهید #عربیات @vaadi_ir
64
19
کاش این مستند «روزی که با تو بودم » چند قسمت بود و آروم آروم می‌دیدیم ..... قلب آدم نمی‌کشه.....
62
20
فیلم ریحانه‌زهرا را حتماً دیده‌اید. دختر شهید مهدی حیدری که نشسته روی تخت و با بابایش حرف می‌زند؛ همان جملۀ «بابا من که دوسِت
فیلم ریحانه‌زهرا را حتماً دیده‌اید. دختر شهید مهدی حیدری که نشسته روی تخت و با بابایش حرف می‌زند؛ همان جملۀ «بابا من که دوسِت داشتم» اولش دل را خون می‌کند... فیلم را مادرش گرفته؛ همسرِ شهید. و در آن لحظه اصلا خبر نداشته همسرش شهید شده است. ساعتی قبل تلفنی با آقامهدی‌اش صحبت کرده؛ و همان حدود دخترش به خواب می‌رود و بعد که بلند می‌شود شروع به بی‌تابی برای پدر می‌کند... مادر با موبایل از دخترک فیلم می‌گیرد تا شب که همسرش می‌آید نشانش دهد و حتما بگوید «دختر نازت رو ببین برات چه می‌کرد» و بعد بابا قربان‌صدقۀ دخترشان برود و ... اما آقامهدی در همان لحظات شهید شده و به خواب دخترش آمده و اولین نفر، دختر سه ساله‌اش خبر پرواز پدر را در خواب فهمیده... پدرها دخترکانشان را خیلی دوست دارند؛ مخصوصاً سه ساله‌ها را... السلام علیک یا ابا عبدالله السلام علیک یا ابا عبدالله السلام علیک یا ابا عبدالله پ‌ن: این روایت، نقل قول مادر شهید است، از فیلم نوه‌اش و لحظۀ شهادت پسر. @vaadi_ir
60