fa
Feedback
چهار خطی

چهار خطی

رفتن به کانال در Telegram

رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی (این صفحه روز پنج‌شنبه نوزدهم آذر هزار و سیصد و نود و چهار شمسی راه‌اندازی شده است.)

نمایش بیشتر
4 881
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
+1830 روز

در حال بارگیری داده...

جذب مشترکین
مه '26
مه '26
+16
در 4 کانال‌ها
آوریل '26
+31
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+67
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+75
در 11 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+57
در 8 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+64
در 13 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+74
در 11 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+81
در 8 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+63
در 7 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+70
در 9 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+50
در 6 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+194
در 11 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+122
در 21 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+115
در 20 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+131
در 32 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+85
در 16 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+102
در 8 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+132
در 13 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+118
در 7 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+91
در 13 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+112
در 16 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+143
در 24 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+178
در 17 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+190
در 23 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+175
در 24 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+178
در 9 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+152
در 7 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+162
در 11 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+102
در 2 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+84
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+81
در 3 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+82
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+64
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+78
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+75
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+114
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+151
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+140
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+66
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+56
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+91
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+43
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+30
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+78
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+65
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+67
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+61
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+85
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+92
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+57
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+43
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+51
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+85
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+72
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+117
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+58
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+35
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+74
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+62
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+96
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+68
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+91
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+73
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+94
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+2 259
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
18 مه+1
17 مه+1
16 مه+1
15 مه0
14 مه0
13 مه+2
12 مه+1
11 مه+2
10 مه+1
09 مه0
08 مه+1
07 مه0
06 مه+1
05 مه+1
04 مه+2
03 مه0
02 مه0
01 مه+2
پست‌های کانال
photo content

2
یکی ارموی مرد شهنامه‌دان/جشن‌نامه چهل و پنج سالگی دکتر سجاد آیدنلو به‌کوشش رضا غفوری چاپ اول ۱۴۰۴، نشر ادبیات .. در این جشن‌نامۀ ارجمند مقاله‌ای نیز از من چاپ شده است:‌ «معرفی و بررسی منابع فریتز مایر در کتاب مهستی زیبا»، سیدعلی میرافضلی، صفحات 968-995 در این نوشته، 22 منبع کهن دست اول کتاب مهستی زیبا معرفی و بررسی شده است. در انتهای مقاله، فهرستی از منابع کهنِ نویافته که بعد از چاپ کتاب فریتز مایر به دست آمده، درج شده است.
1
3
برای نخستین بار نفیسی به استناد دو سفینه، این رباعی را از رودکی دانسته اما نفیسی در چاپ نخست، به دلیل استفاده «دماغ» به معنی بینی انتساب این رباعی به رودکی را بسیار ضعیف دانسته است. (نفیسی، ۱۳۱۹, ۱۰۳۸) سپس در جامع التواریخ در وقایع سال ۶۹۳ فقط بیت دوم این رباعی توسط درویشی، به صدر جهان گفته شد. «روزی درویشی برسرِ بازار عنان صدرالدّین بگرفت و گفت: شعر: بوی جگر سوخته عالم بگرفت/ گر نشنیدی زهی دماغی که تراست» آقای میرافضلی پیشتر در یادداشتی اشاره کرده بودند که این رباعی در دیوان سنایی کتابت ۶۸۴ ه.ق. به شماره ۲۶۲۷ کتابخانه بایزید ولی‌الدین ترکیه نیز با تفاوت بیت دوم نیز به صورت ضبط شده است. (ایشان همچنین به اشتباه برگ ۲۹۰ را نقل کردند که درست آن برگ ۲۸۶ر می‌باشد.) بر رهگذر باغ چراغی کی تراست / ترسم بنشینذ از فراغی کی تراست بنشانذ هم آب اجل آتش تو / بر باذ دهذ خاک دماغی که تراست تا کنون بر اساس این شواهد و بنا بر استدلالات آقای میرافضلی، ضبط دیوان سنایی را می‌توانیم ضبط اصلی و مضبوط بدانیم. اما این ضبط اصلی بعداً در قرن نهم و دهم هجری مانند بسیاری از اشعار قدما، صورت اصل خود را از دست داده و به شاعران مختلفی منسوب شده. در خلاصه الاشعار، این رباعی به صورت زیر و به لطف الله نیشابوری نسبت داده شده است. (برگ ۲۶۳، همچنان به نقل از میرافضلی) بر رهگذر باد چراغی که تراست / ترسم که بمیرد ز فراغی که تراست بوی جگر سوخته عالم بگرفت / گر نشنودی زهی دماغی که تراست همچنان تنها در یک نسخه از دیوان اثیرالدین اخسیکتی که در سال ۱۰۶۷ ه.ق. کتابت شده و در تملک آقای پرتو بیضایی بوده است، این رباعی با اندکی تفاوت به صورت زیر ضبط شده است. در دهگذر باد چراغی که تو راست / ترسم که بمیرد از فراغی که تو راست بوی جگر سوخته عالم بگرفت / گر نشنیدی زهی دماغی که تو راست در نهایت به دلیل استفاده نکردن دماغ به معنای بینی تا قرن هفت (به استثنا پند پیران)، انفصال معنایی بیت اول و دوم در ضبط جدید، و پراکندگی ضبط دوم در نسخه‌های متأخر، ضبط اصیل مربوط به سنایی است. همچنان در حال حاظر منابع بیشتری برای یافتن شاعد مصرع «بوی جگر سوخته...» و یا ترکیب کننده این دو مصراع در دسترس نیست. باشد که منابع بیشتری به دست آیند!
1 143
4
در رهگذر باد چراغی که تو راست ترسم که بمیرد از فراغی که تو راست بوی جگر سوخته عالم بگرفت گر نشنیدی، زهی دماغی که تو راست #رودکی سروده‌های رودکی؛ پژوهشِ علی رواقی؛ فرهنگستان زبان و ادب فارسی؛ ۱۳۹۹: ۴۰. https://t.me/tarikhfarhanghonariranzamin
1 036
5
فردا بینی که بادِ این دولت‌ها بیرون شده باشد از سر و سبلت‌ها عاقل نکند به روز دولت شادی کامروز همه دو است و فردا لت‌ها • #اوحدالدین_کرمانی | چهارخطی #رباعی
1 015
6
#پوشه_شنیداری درس‌گفتار«رباعیات خواجو و جریان رباعی‌سرایی در قرن هشتم» سخنران:سیدعلی میرافضلی زمان:۱۹ مهرماه ۱۳۹۶ @Bookcitycc
867
7
در تاریخ ادبیات فارسی همان گونه که قصاید و غزلیات فراوانی به استقبال و اقتفای یکدیگر سروده شده است، رباعیات فراوانی هم در جواب یکدیگر به طُرُق مختلف آن وجود دارد. یکی از رباعیات دل انگیز از امیر فخرالدین مسعود بن ابی الیمن کرمانی است که به دو زبان فارسی و عربی شعر می‌گفته و در تذکره یِ لباب الالباب، عوفی او را در جلد اول، باب پنجم (در لطایف اشعار ملوک کبار و سلاطین نامدار) از امیرانِ شاعر معرفی کرده است. او از شاعران نیمه ی دوم قرن ششم است. رباعیِ دل انگیزِ او که گویا بعد از او سرمشق شاعران بوده، اینست:(لباب الالباب، ۶۷) ای بر تن من نهاده باری غم تو وی در دلِ من فکنده ناری غم تو گفتی که مگر غمِ مَنَت چنین کرد آری غمِ تو، غمِ تو آری غمِ تو. ردپای این رباعی و به استقبال آن شعر گفتن را در کتاب نفثه المصدور شهاب الدین زیدری نسوی می بینیم:(نفثه المصدور، ۲۴) از غم چو گزیر نیست، باری غم تو اما داستانِ یکی از رباعیاتی که در اواخرِ قرن ششم سروده شده است و کسی نتوانسته نظیر آن را بگوید، آن است که در کتاب تاریخ الوزرا از نجم الدین ابو رجا قمی آمده که: "...معین الدین (معین الدین ابو نصر کاشانی) وزیر سلطان سنجر بود، این بیت در حق او گفته‌اند: ای رای تو در هوایِ کاشان کوشان بَز را به زر و جامه یِ باشان بوشان این بیت را هیچ شاعر به دو بیت نتوانست کردن به حکم آنکه بر طریق لزوم مالایَلزم قافیه بیش از این نبود."(تاریخ الوزرا، ۱۱۷) #امیر_فخر_الدین_مسعود_کرمانی #محمد_عوفی #نجم_الدین_ابی_الرجا_قمی #شهاب_الدین_زیدری_نسوی #محسن_حسنی_حاجیوند @insanity_imagination_history
1 178
8
باری غم تو! آقای میرافضلی در یادداشت اخیرشان به رباعی فخرالدّین مسعود بن ابی‌الیمن کرمانی و اقتباس آذر بیگدلی از آن پرداخته‌ا
باری غم تو! آقای میرافضلی در یادداشت اخیرشان به رباعی فخرالدّین مسعود بن ابی‌الیمن کرمانی و اقتباس آذر بیگدلی از آن پرداخته‌اند. گفتنی است که اقتباس از رباعی فخرالدّین مسعود نمونه‌های کهنی نیز دارد. دستنویس شمارۀ ۳۷۶۶ کتابخانۀ اسعدافندی مجموعه‌ای است از رسالات گوناگون که در نیمۀ دوم دهۀ سوم قرن هشتم کتابت شده است. در برگ ۱۱۱ر از این منبع رباعی زیر بدون ذکر نام گوینده آمده که احتمالاً سرایندۀ آن از رباعی فخرالدّین کرمانی الگوبرداری کرده است: ای بر دل من نهاده بار غم تو و آورده درخت صبر بار غم تو چون بر دل من همیشه غم خواهد بود باری غم تو، غم تو، باری غم تو آنچه در این رباعی درخور توجه است، قوافی آن است. چنانکه می‌دانیم تلفظ کسرۀ اضافه و «ی» (در این رباعی یای مجهول در کلمهٔ باری) در گذشته کمابیش یکسان بوده است. سراینده با نادیده گرفتن یکسانی کلمات قافیه در خط، همسانی آوایی را در آن اصل قرار داده و کوشیده است با کلمۀ «بار» در جایگاه قافیه به نوعی جناس تام بسازد. @r_varyani
850
9
باری غم تو! آقای میرافضلی در یادداشت اخیرشان به رباعی فخرالدّین مسعود بن ابی‌الیمن کرمانی و اقتباس آذر بیگدلی از آن پرداخته‌ا
باری غم تو! آقای میرافضلی در یادداشت اخیرشان به رباعی فخرالدّین مسعود بن ابی‌الیمن کرمانی و اقتباس آذر بیگدلی از آن پرداخته‌اند. گفتنی است که اقتباس از رباعی فخرالدّین مسعود نمونه‌های کهنی نیز دارد. دستنویس شمارۀ ۳۷۶۶ کتابخانۀ اسعدافندی مجموعه‌ای است از رسالات گوناگون که در نیمۀ دوم دهۀ سوم قرن هشتم کتابت شده است. در برگ ۱۱۱ر از این منبع رباعی زیر بدون ذکر نام گوینده آمده که احتمالاً سرایندۀ آن از رباعی فخرالدّین کرمانی الگوبرداری کرده است: ای بر دل من نهاده بار غم تو و آورده درخت صبر بار غم تو چون بر دل من همیشه غم خواهد بود باری غم تو، غم تو، باری غم تو آنچه در این رباعی درخور توجه است، قوافی آن است. چنانکه می‌دانیم تلفظ کسرۀ اضافه و یای مجهول (در کلمهٔ باری) در گذشته کمابیش یکسان بوده است. سراینده با نادیده گرفتن یکسانی کلمات قافیه در خط، همسانی آوایی را در آن اصل قرار داده و کوشیده است با کلمۀ «بار» در جایگاه قافیه به نوعی جناس تام بسازد. @r_varyani
94
10
آری غم تو؛ آری دل تو! (نمونه‌ای از سرقات ادبی) استاد رشید کاکاوند در پنجاه و هشتمین قسمت برنامۀ پُر مخاطب «اکنون» که به میزبانی سروش صحّت اجرا می‌شود، به شعر آذر بیگدلی پرداخته و از غفلت مخاطبان از ظرفیت‌ها و ظرافت‌های شعر او گلایه کرده است. او نادیده گرفتن اشعار آذر و دیگر شاعران مکتب بازگشت را به گردن نسل اول استادان دانشگاه تهران انداخته که دل در گرو سبک خراسانی داشته‌اند. استاد کاکاوند، در همین برنامه، نمونه‌هایی از غزل‌ها و رباعی‌های آذر را قرائت کرده و مخصوصاً از این رباعی آذر بیگدلی و تکنیک تکرار در مصراع چهارم آن بسیار مشعوف شده ‌است (رک. دیوان آذر بیگدلی، 392): گفتم به دلی نکرده یاری دل تو آورده هزار دل به زاری دل تو گفت: این همه را کرده دل من؟ گفتم: آری دل تو، دل تو، آری دل تو! اغلب رباعیات آذر و شاعران هم‌مسلک و هم‌مکتب او، بازآفرینی رباعیات کهن فارسی است. رباعی بالا، نیز در ساخت و شگرد و موسیقی، برگرفته از این رباعی فخرالدین مسعود کرمانی شاعر قرن ششم هجری است که عوفی آن را در تذکرۀ خود نقل کرده است (لباب الالباب، 58): ای بر تن من نهاده باری غم تو وی در دل من فکنده ناری غم تو گفتی که: مگر غم منت چونین کرد؟ آری غم تو، غم تو، آری غم تو! کاری که آذر کرده، تبدیل غم به دل است و به چنین کاری خلاقیت و تسلط بر ظرایف زبان نام نمی‌توان نهاد. ضمن اینکه، در مورد تغییر یاء حروف قافیه در رباعی آذر هم مجال بحث باقی است. گفتنی است که آذر در تذکرۀ آتشکده، به لباب الالباب عوفی توجه تام داشته و سرگذشت امیرفخرالدین مسعود را آورده، ولی از سه رباعیی که عوفی از او نقل کرده، به ذکر دو رباعی بسنده کرده (آتشکدۀ آذر، نیمۀ اول، 51) و رباعی بالا را که بهترین رباعی امیرفخرالدین هم هست، نادیده گرفته تا ردپای تأثیرپذیری خود را کاملاً پوشانده باشد. جالب این است که در سرگذشت شاعر نوشته: «سوای این دو رباعی، شعری از او ملاحظه نشد». یعنی می‌خواسته وانمود کند که رباعی مورد اشارۀ ما وجود خارجی ندارد. .. "چهار خطی" https://telegram.me/Xatt4 آری غم تو؛ آری دل تو! (نمونه‌ای از سرقات ادبی) استاد رشید کاکاوند در پنجاه و هشتمین قسمت برنامۀ پُر مخاطب «اکنون» که به میزبانی سروش صحّت اجرا می‌شود، به شعر آذر بیگدلی پرداخته و از غفلت مخاطبان از ظرفیت‌ها و ظرافت‌های شعر او گلایه کرده است. او نادیده گرفتن اشعار آذر و دیگر شاعران مکتب بازگشت را به گردن نسل اول استادان دانشگاه تهران انداخته که دل در گرو سبک خراسانی داشته‌اند. استاد کاکاوند، در همین برنامه، نمونه‌هایی از غزل‌ها و رباعی‌های آذر را قرائت کرده و مخصوصاً از این رباعی آذر بیگدلی و تکنیک تکرار در مصراع چهارم آن بسیار مشعوف شده ‌است (رک. دیوان آذر بیگدلی، 392): گفتم به دلی نکرده یاری دل تو آورده هزار دل به زاری دل تو گفت: این همه را کرده دل من؟ گفتم: آری دل تو، دل تو، آری دل تو! اغلب رباعیات آذر و شاعران هم‌مسلک و هم‌مکتب او، بازآفرینی رباعیات کهن فارسی است. رباعی بالا، نیز در ساخت و شگرد و موسیقی، برگرفته از این رباعی فخرالدین مسعود کرمانی شاعر قرن ششم هجری است که عوفی آن را در تذکرۀ خود نقل کرده است (لباب الالباب، 58): ای بر تن من نهاده باری غم تو وی در دل من فکنده ناری غم تو گفتی که: مگر غم منت چونین کرد؟ آری غم تو، غم تو، آری غم تو! کاری که آذر کرده، تبدیل غم به دل است و به چنین کاری خلاقیت و تسلط بر ظرایف زبان نام نمی‌توان نهاد. ضمن اینکه، در مورد تغییر یاء حروف قافیه در رباعی آذر هم مجال بحث باقی است. گفتنی است که آذر در تذکرۀ آتشکده، به لباب الالباب عوفی توجه تام داشته و سرگذشت امیرفخرالدین مسعود را آورده، ولی از سه رباعیی که عوفی از او نقل کرده، به ذکر دو رباعی بسنده کرده (آتشکدۀ آذر، نیمۀ اول، 51) و رباعی بالا را که بهترین رباعی امیرفخرالدین هم هست، نادیده گرفته تا ردپای تأثیرپذیری خود را کاملاً پوشانده باشد. جالب این است که در سرگذشت شاعر نوشته: «سوای این دو رباعی، شعری از او ملاحظه نشد». یعنی می‌خواسته وانمود کند که رباعی مورد اشارۀ ما وجود خارجی ندارد. ‌‏.. "چهار خطی" https://telegram.me/Xatt4
2 193
11
گدایی بر سر گنج! ای در طلب گره‌گشایی مُرده در وصل بزاده، از جدایی مُرده ای بر لب بحر، تشنه با خاک شده وی بر سر گنج، از گدایی مُرده! عطار نیشابوری (د. ۶۲۷ ق) ‏● کاری ندارم که عطاملک جوینی، رباعی را در کار دق‌مرگ شدن سلطان محمد خوارزمشاه، به سال ۶۱۷ ق، کرده و گفته: «و وقت وفات او، یکی در نظم آورده است». نیز کاری به این ندارم که شمس تبریزی و افلاکی و ترمذی و سلطان ولد از رباعی خوش‌شان‌آمده و مریدان مولانا آن را به حضرت مولوی بسته‌اند. انتساب رباعی به افضل کاشانی و شاه نعمت الله ولی نیز به بنده ربطی ندارد. دوستداران افضل، مانند دوستداران ابوسعید، هر رباعی به دردبخوری در تاریخ رباعی فارسی بوده، به ایشان اعطا کرده‌اند. به این مطلب هم کاری ندارم. حتی کاری ندارم به اینکه عطار در مصیبت‌نامه عین همین مطلب را به نظم در آورده است: ای دریغا! روبهی شد شیر تو تشنه می‌میری و دریا زیر تو تشنه از دریا جدایی می‌کنی بر سر گنجی گدایی می‌کنی فقط، رباعی عطار را نوشتم که بگویم، شیخنا! سخن عارفانۀ تو را فرخی یزدی، این شاعر لب دوخته و جگر سوخته، ۷۰۰ سال بعد، این جوری به حوزۀ اجتماعیات بُرده است: دردی بتر از علت نادانی نیست جز علم، دوای این پریشانی نیست با آنکه به روی گنج منزل دارد بدبخت و فقیرتر ز ایرانی نیست! ‏● منابع: مختارنامه، ۱۴۹؛ مصیبت‌نامه، ۹۸؛ تاریخ جهانگشای، ۲: ۱۱۷؛ مقالات شمس، ۲۴۱؛ کلیات شمس، ۸: ۲۶۹؛ معارف سلطان ولد، ۵۴؛ معارف ترمذی، ۶۱؛ مناقب العارفین، ۵۵۸؛ دیوان بابا افضل، ۱۷۶؛ دیوان شاه نعمت الله، ۸۰۱؛ دیوان فرخی یزدی، ۲۱۱ ‏●● "چهار خطی" https://telegram.me/Xatt4
960
12
‍ حقوق و ادبیات⚖️📚🖌 ✅رباعی به مثابه خطبه عقد ! اگر به شما بگویند : در فلان نقطه خاک ، مردی با یک رباعی، زنی را به عقد خویش درآورده است، لابد خواهید گفت که این‌ها ادا اطوار جوانان امروزی است . مگر شرع اجازه می‌دهد؟ مگر ازدواج هم شوخی است؟ خواهیم گفت که یک جا هست که تاریخ رباعی فارسی با تاریخ فقه به تفاهم رسیده‌اند، و فرزند آنها حکایتی است که در حیرت الفقهاء آمده است حیرت الفقهاء و خجلت الفضلاء رساله‌ای است فقهی به فارسی که علاء مفتی بخارایی، به سال ۶۹۵ ق نوشته است و نوعی توضیح المسایل فقه بر طبق آراء امام ابوحنیفه و امام شافعی به حساب می‌آید. در این رساله، حکایتی در مورد مهستی گنجوی، شاعر معروف رباعی پرداز، آمده که تاکنون در هیچ متن دیگری دیده نشده است. معروف است که پورِ خطیب گنجه، دلداده و همسر مهستی دبیر بود و داستانی خیال انگیز در مورد مناظرات عاشقانه این دو در دست است. ... حکایت علاء بخارایی در مورد ماجرای پسر قاضی و مهستی با توجه به حدود دو قرن فاصله، در جزئیات رنگ افسانه به خود گرفته است. اگر به این حکایت اعتماد کنیم، معلوم می‌شود که پور خطیب گنجه، در مسئله نکاح، سر مهستی گنجوی کلاه گذاشته است! حکایت را بخوانید: در محیط خواندم که اگر مردی زنی مطربه را گوید به حضور دو گواه که بگوی: من تن به تو دادم که تو جانان منی و آن مطربه این را بگوید. او بگوید:" قبول کردم "نکاح درست بود و مَهر لازم شود . و در وقتی که پسر قاضی اوقه می‌خواست که مهستی دبیر را بخواهد و زن او نمی‌شد او را گفتند این بیت بگوی: ای آنکه حدیث عشق ما می‌گفتی وز دیده به جای آب دُرّ می‌سفتی از روی حقیقتی، به سیصد دینار خود را به تو دادم و توام پذرُفتی! مولانا، به حضور گواهان گفت: قبول کردم ! و میان ایشان مقالات رفت و در این معنی فتوا به بخارا آوردند. علمای بخارا جواب گفتند که این نکاح درست بود. مویّد آن حکایتی است که مستوفی در تاریخ گزیده سال ۷۳۰ ق آورده است: ابن خطیب گنجه و هو تاج الدین احمد، معاصر سلطان محمود غزنوی است. مناظرات او با منکوحش مهستی شیرین است. گویند پسر خطیب گنجه پیش از زناشویی، مهستی را به معاشقت دعوت کرد. اجابت نکرد و به جواب این ابیات نوشت: تن با تو به خواری ای صنم در ندهم با آنکه ز تو به است هم در ندهم یک باره سر زلف به خم در ندهم بر آب بخُسبم خوش و نم در ندهم پور خطیب گنجه بر او مکر کرد و او را به نام دیگری حاصل کرد و با او گفت: تن زود به خواری ای صنم در دادی وز گفته خویش نیک باز استادی گفتی خُسبم بر آب و نم در ندهم بر خاک بخفتی و نم اندر دادی احتمالاً این حکایت، خاطره‌ای از همان داستان نکاح مهستی است و نشان می‌دهد که پور خطیب برای کامیابی در کَل کَلِ شاعرانه خود، از همه ابزارهای شرعی و غیر شرعی مدد جسته است. 🍂🍃🕊 📗 چهار خطی، کندوکاوی در تاریخ رباعی فارسی 🖌 سید علی میرافضلی 📚نشر سخن ۱۳۹۷ صفحات ۱۱۳ و ۱۱۴ و ۱۱۵ 🌱 t.me/jaannioosh
1 486
13
▫️«احمشاد غزنوی و صدر کرمانی»، سیدعلی میرافضلی، آینۀ پژوهش، سال سی و ششم، شمارۀ‌چهارم (پیاپی 214): مهر و آبان 1404، 57-69 ‏.. کرمان در نیمۀ اول قرن ششم هجری شاهد رفت و آمد شاعران و ادبای زیادی از سرزمین‌های دور و نزدیک بود. یکی از کسانی که در دوران حکومت سلاجقۀ کرمان به این دیار سفر کرد، شمس‌الدین احمشاد غرنوی، واعظ و فقیه قرن ششم هجری است که عماد کاتب اصفهانی در کتاب مشهور خود خریدةالقصر و جریدةالعصر نام او را در ردیف شعرای هرات آورده و از گفتار او بر می‌آید که این شخص، از دانشمندان بزرگ و فضلای روزگار خود بوده است. خاقانی در یکی از قصاید خود، قاضی احمشاد را ستوده و از او استمداد جُسته است. سفر احمشاد غزنوی به کرمان پیش از 545 ق بوده است. احمشاد در چکامه‌ای عربی صدرالدین ابوالیُمن احمد کرمانی وزیر سلطان مغیث‌الدین محمد سلجوقی (حکـ.537-551 ق) را مدح گفته که بخش‌هایی از آن در کتاب عماد اصفهانی نقل شده است. در مقالۀ حاضر به معرفی احمشاد غزنوی، صدر الدین ابوالیمن کرمانی و فرزندش امیر فخرالدین مسعود می‌پردازیم. ‏.. "چهار خطی" رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی https://telegram.me/Xatt4
1 837
14
درگذشت کامران فانی ایرج افشار دربارهٔ کامران فانی نوشته بود: «عزیزِ همه، کامران فانی». این تعبیر صمیمی، دقیق‌تر از توصیفات رسمی، جایگاه او را در میان اهل فرهنگ نشان می‌دهد. فانی از دوست‌کام‌ترین چهره‌های فرهنگی ایران بود. بهاالدین خرمشاهی، با طیبتی دوستانه، او را «علامهٔ قزوینیِ ثانی» خوانده بود؛ لقبی که به جنم کتاب‌بارگی او اشاره داشت. جالب آنکه در مدرسهٔ «علامهٔ قزوینی» قزوین درس خوانده بود و از کودکی ولع خواندن داشت؛ همه‌چیز می‌خواند و از خواندن لذت می‌برد. دانشش گسترده بود، اما آن را به رخ نمی‌کشید. منشی فرهنگی داشت. آرام و کناره‌جو بود. اهل جلوه‌فروشی نبود. نقاد بود و در عین حال منصف و حق‌گزار. لبخند آرامش گاه رنگ نیشخندی نافذ داشت. طنزش ظریف و هوشیارانه بود. کم‌حرف بود و وقتی سخن می‌گفت، نکته‌ای تازه داشت. به فانی «آقای کتابدار» می‌گفتند. روحیهٔ کتابداری و خدمت، به فعالیت‌های فرهنگی او جهت می‌داد. ویراستار کارآزموده و مترجم خبره‌ای بود. مستشار مؤتمن اهل علم و نهادهای علمی و انتشاراتی بود. کمتر کسی را دیده‌ام که این‌همه طرح و ایده از ذهنش بجوشد. وقتی دربارهٔ موضوعی سخن می‌گفت، هم مآخذ تحقیق را خوب می‌شناخت و هم می‌توانست چشم‌اندازی کلی و منسجم ارائه دهد. راهبر و راهنما بود. عبدالحسین آذرنگ به‌درستی گفته است که اگر نظام دانشگاهی ما قدرت تشخیص داشت، باید امکانی فراهم می‌کرد تا فانی در دانشگاه‌ها درس دهد، سخنرانی کند و دانشجویان با او ارتباط مستقیم داشته باشند. می‌گفت در میان قدما، خیام در رباعیات و ابن‌خلدون در مقدمه، ذهنیتی «مدرن» داشتند. فانی نیز در واقع انسانی عمیقاً مدرن بود؛ بی‌ادا و اطوار، بی‌فرنگی‌مآبی و بی‌ستیز با سنت؛ در پی شناخت دقیق سنت ایرانی بود و قدردان کسانی که معارف سنتی را به شیوه‌ای عالمانه معرفی می‌کنند. خمیرهٔ شخصیتش عقل‌باور و علم‌محور بود؛ علم و عقلی که هنر و ادبیات آن را ورز می‌داد و زنده و پوینده نگه می‌داشت. فانی با موسیقی کلاسیک بسیار مأنوس بود و کتابی هم دربارهٔ بتهوون ترجمه کرده بود. دربارهٔ سینما نیز کتاب و مقاله ترجمه کرده بود و شعر معاصر را به‌خوبی می‌شناخت. یک‌بار دربارهٔ حسین منزوی سخن گفت که تعجب کردم؛ احتمالاً صدایش را باید ضبط کرده باشم. رمان‌خوان و رمان‌شناس قهاری بود. از نوجوانی دل به رمان سپرده بود. زبان انگلیسی را نیز از راه خواندن رمان‌ها آموخته بود. رمان غربی و موسیقی کلاسیک را مهم‌ترین مدخل شناخت فرهنگ غرب می‌دانست و معتقد بود آشنایی با ادبیات جهان کمک می‌کند قدر و مقام ادبیات خودمان را بهتر بشناسیم. یک‌ روز، در میان گفت‌وگویی دوستانه، به سایه گفت کاش اختراعی می‌شد که بشر به‌جای خوردن غذا، کپسولی می‌خورد و کلاً از دنگ‌وفنگ خوردن می‌رست. این شوخی ساده، روحیهٔ او را به‌خوبی نشان می‌دهد. همان‌جا به یاد حکیمان رواقی دنیای کهن افتادم؛ آنان که فانی درباره‌شان بسیار می‌دانست و بی‌آنکه ادعایی کند، به شیوه‌ای نزدیک به آنان زندگی می‌کرد. کامران فانی در شب مجلهٔ بخارا گفت: چرا می‌گویید کم‌کارم؟ و حقا هم کم ننوشت، اما نسبت به آنچه می‌دانست، نوشته‌هایش اندک بود. کامران فانی خلاف مذهب مختار زمانه، دانش را به ابزار شهرت و برتری بدل نکرد؛ و باید بکشد عذابِ تنهایی را، مردی که ز عصر خود فراتر باشد. https://t.me/n00re30yah
1 474
15
با دریغ و اندوه درگذشت استاد کامران فانی، نویسنده، مترجم، کتابدار، دانشنامه‌نگار و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی، را
با دریغ و اندوه درگذشت استاد کامران فانی، نویسنده، مترجم، کتابدار، دانشنامه‌نگار و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی، را به آگاهی می‌رساند. استاد فانی، زادهٔ ۲۶ فروردین ۱۳۲۳ بود و در پی دوره‌ای بیماری امروز شنبه، ۲۲ آذرماه ۱۴۰۴ جان به جان‌آفرین سپرد. وی ۱۴ مهرماه ۱۳۸۲ به عضویت پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی درآمد. روابط‌عمومی فرهنگستان زبان و ادب فارسی با تسلیت درگذشت این دانشمند نامدار و شخصیت برجستهٔ ادبی و فرهنگی، برای ایشان آمرزش و آرامش روان آرزو می‌کند‌. روابط‌عمومی فرهنگستان زبان و ادب فارسی @theapll
1 114
16
یادداشت دوست پژوهشگر آقای علی عشایری.
1
17
درود استاد رباعی مورد نظر حضرت عالی را در مجموعهٔ شمارهٔ ۲۹۱۰ ایاصوفیه، برگ ۱۶۷ر نیز دیده‌ام. اما الحاقی است: ای بت، به سرِ م
درود استاد رباعی مورد نظر حضرت عالی را در مجموعهٔ شمارهٔ ۲۹۱۰ ایاصوفیه، برگ ۱۶۷ر نیز دیده‌ام. اما الحاقی است: ای بت، به سرِ مسیح اگر ترسایی باید که به نزدِ ما تو بی‌ترس آیی یا چشمِ ترم به آستین خشک کنی یا بر لبِ خشکِ من لبِ تر سایی
1 832
18
▫️تصویر دستنویس 12738 کتابخانۀ مرعشی قم، برگ 54پ ‏.. "چهار خطی" رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی https://telegram.me/Xa
▫️تصویر دستنویس 12738 کتابخانۀ مرعشی قم، برگ 54پ ‏.. "چهار خطی" رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی https://telegram.me/Xatt4
2 596
19
مولانا قوام ‌الدین کربالی رحمه الله ای مُغبچۀ مسیح اگر ترسایی باید که به نزد ما تو بی ترس آیی یا چشم ترم به آستین خشک کنی یا بر لب خشک من لبی تر سایی منبع رباعی، مجموعۀ نظم و نثر شمارۀ 12738 کتابخانۀ مرعشی قم است (برگ 54پ) که در اواخر قرن نهم هجری کتابت شده است. کاتب دستنویس، هبة‌الله بن قاضی جلال‌الدین‌ هاشمی کازرونی است و کتابت نسخه را روز دوازدهم ربیع الاول 897 ق به پایان بُرده است. نام قوام‌الدین کربالی را در تذکره‌های شعر نیافتم، ولی با توجه به عبارت «رحمه الله» معلوم می‌شود که وی پیش از تاریخ کتابت نسخه از دنیا رفته و کاتب دستنویس، با او آشنایی داشته و از احوالات او باخبر بوده است. مولی قوام‌الدین کربالی (زنده در 839ق) از شاگردان سید شریف جرجانی (د. 816ق) دانشمند معروف قرن هشتم و اوایل قرن نهم هجری است. میرصدرالدین محمد دشتکی شیرازی (د.904ق) و ضیاءالدین نورالله تستری (د.925ق) را از شاگردان قوام‌الدین برشمرده‌اند. کربال یکی از بخش‌های شهرستان خزامه در استان فارس است. قوام‌الدین در قوافی رباعی بالا از صنعت تجنیس استفاده کرده و این شگرد، در رباعی فارسی بسیار مورد توجه بوده است (رک. سفینۀ ترمذ، 490؛ مونس الاحرار، 2: 1162). یکی از شاعران قرن ششم هجری به نام امیرخواجه سمرقندی رباعیی با همین شگرد ادبی دارد که احتمالاً الگوی سرودن رباعی فوق بوده است (مجمع الرباعیات، 197ر): ای آنکه صلیب داری و ترسایی لب بر لب من به بوسه کمتر سایی ور زآنکه به زلف عنبرِ تر سایی از بهر چه پیش من تو با ترس آیی؟ در مونس الاحرار (2: 1164) محمدبن بدر جاجرمی که در 741ق گردآوری شده، رباعی زیر با عنوان «لواحد من الافاضل» نقل شده و مشتمل بر همین صنعت است: هرگه که به زلف عنبر تر سایی بیم است کز او تازه شود ترسایی تو پای ز هفت چرخ برتر سایی چون است که نزد بنده با ترس آیی؟ رباعی منسوب به قوام‌الدین کربالی در منابع متأخّر به شیخ ابوسعید ابوالخیر (سخنان منظوم ابوسعید، 102) و مهستی گنجوی (رباعیات مهستی، 95) منسوب است. ولی نکتۀ‌ مهمی که وجود دارد این است که ما رباعی مورد نظر را در سه منبع متعلّق به قرن هشتم می‌بینیم: سفینۀ اشعار گردآوردۀ سراج تبریزی در 730ق (دستنویس ایاصوفیا، برگ 285ر)، دقایق الشعر تاج حلوایی که در حدود 750ق تألیف شده (چاپی، 14) و سفینۀ رباعیات (دستنویس شمارۀ 1203 دانشگاه استانبول، برگ 241ر). در هر سه منبع، رباعی فاقد نام گوینده است. اما وجود رباعی در این سه منبع، به ما می‌گوید که نمی‌تواند سرودۀ شاعری از قرن نهم باشد. بنابراین، هبةالله کازرونی در انتساب رباعی به قوام‌الدین کربالی خطا کرده است. ناگفته نماند که نسبت قوام‌الدین در بعضی منابع (فهرست نسخه‌های خطی مجلس، حائری، 9: 481) کرمانی ضبط شده که خطاست و همین اشتباه مدت‌ها مرا در شناخت گویندۀ رباعی به خطا افکنده بود. ‏.. "چهار خطی" https://telegram.me/Xatt4
2 507
20
توضیح خانم دکتر عابدینی در دست‌نویس ضبط «اگرچه» آمده و چون رباعی تنها در یک دستنویس موجود است، نمی‌توان متن را که اتفاقا دست‌
توضیح خانم دکتر عابدینی در دست‌نویس ضبط «اگرچه» آمده و چون رباعی تنها در یک دستنویس موجود است، نمی‌توان متن را که اتفاقا دست‌نویس اساس ما نیز بوده است تغییر داد. کرمانیّات؛ به قلم سیدعلی میرافضلی https://t.me/Kermanyyat
1 057