گلسیب
رفتن به کانال در Telegram
گاهی او شعر میگوید و گاهی شعر او را.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
248
مشترکین
+724 ساعت
+327 روز
+3230 روز
آرشیو پست ها
247
Repost from مَرد سانفرانسیسکویی
من همون اندازه که زندگی گرفتم، به همون اندازه هم زندگی بخشیدم. نمیخوام اون قسمت دارک زندگیم رو توجیه کنم، اما حداقل خواستم بگم سعی خودم رو کردم تا جبرانش کنم؛ تا تکرارش نکنم.
247
هرکسی هرکجا که ایستاده هر چندتا قدم که در توانشه از خالهزنک بودن و بدگویی پشت سر بقیه فاصله بگیره.
247
توی اولین جنگی که تجربه کردیم یه توییت دیدم نوشته بود: «زندگیهامون تغییر کرد، احتمالاً برای همیشه.» من اونموقع لایکش کردم، ولی منِ اونموقع نسبت به الان خیلی کمتر معنیش رو درک کرده بود و منِ الان هم نسبت به منِ آینده قطعا هنوز اونقدر نچشیدهتش. از اخبار تکراری دیگه سردرنمیارم اما فهمیدم وارد کُمایی شدیم که نه میمیریم نه میتونیم زندگی کنیم؛
چه جالبانگیزناک، چه جوانیای، به به.
247
من مناجات درختان را هنگام سحر، نفس پاک شقایق را در دامن کوه، رقص عطر گل یخ را با باد، همه رو میبینم، میشنوم.
من به این جمله نمیاندیشم، به تو میاندیشم.
