حرة
رفتن به کانال در Telegram
تو را در راه خدا آزاد کردم؛ أنتِ حرة لوجهالله. - اینجا یک دفترچه یادداشت کاملا شخصی است و نه چیزی بیشتر.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
242
مشترکین
-124 ساعت
+17 روز
+330 روز
آرشیو پست ها
242
خیلی با خودم کلنجار میرفتم،
اما اگر میخواستم یکقدم، حتی یکقدم از آنچه همیشه میخواستم کوتاه بیایم، دیگر خودم نبودم.
242
همیشه خدا جای شکرش رو باقی میگذاره. مثلا فرهنگیانیهام میتونن وضعیت هفتهای چندجا مصاحبه رفتن برا شغل من رو ببینن و بعد بگن باز خداروشکر نمیخوام دنبال کار بگردم.
242
محیط فقط زنانه اصلا محیط خوبی برای تحصیل و کار و... نیست. این رو از کسی بشنوید که تفکیک بودن یا نبودن دانشگاه و محیط کار اصلا براش موضوعیت نداره.
242
امروز یکی از استادهامون وقتی شنید ۳نفر از ورودیهای ما دانشگاه تهران قبول شدن گفت سطح دانشگاه تهران تنزل پیدا کرده که از الزهرا گرفته. ممنون استاد. ما که مهمون یکی دو روز بودیم ولی ببخشید سطح دانشگاه به استادهاشه.
242
ساجده اونروز تو استوریش نوشته بود روز اولی که اومدم الزهرا کتاب شعر فاضل رو میخوندم و الان موقع فارغالتحصیلی روی نیمکتها نشستم و دارم کتابِ خاطرات یک آدمکش رو میخونم و این دقیقا کاریه که الزهرا با هر دانشجویی که دیوان شعر به دست میاد دانشگاه موقع خروجی میکنه.
242
الزهرا دقیقا شبیه یه دبیرستان دخترونه تو یک اشل بزرگتره. فقط شما میتونید مقعنه نپوشید صبحتاصبح.
242
نیاز دارم یا دو کیلو تخمه بخرم یا بیستکیلو سبزی بعد بشینم مفصل دراماهای الزهرا رو تعریف کنم و رفتار اساتیدمون رو مو به مو توضیح بدم(ما فقط چندتا استاد مدعو خیلی خوب داشتیم).
242
ترک کردن کانالها و گروههای دانشگاه الزهرا شور و شوق و شعف و ذوق رو باهم داره؛ باشد که دیگر هیچگاه گذرم به تو نیافتد. باشد که تو بمانی و ماجراها و آدمهایت.
242
قبل جنگ تو محوطه علومج نشسته بودم و به یکی از بچهها میگفتم من چیز زیادی نمیدونم ولی چیزی که ازش مطمئنم اینه که دوسال آینده ارشد نمیخونم و نمیخوام بخونم. بعد الان تنها چیزی که ازش مطمئنم اینه که دوسال آینده درحال ارشد خوندنم.🗿
242
هر وقت میرزا قاسمی درست میکنم انقدر فلفل قلمی سبز تند در آن میریزم که دستهایم موقع خرد کردن فلفلها، تا مدتها طعم تندی دارد.
امروز درحالی که داشتم برا جلسه ساعت پنجعصر آماده میشدم که بادمجونها و گوجهها را دودی میکردم برای شام. بعد هم همهاش به خودم میگفتم «زن با یک دستش گهواره را تکان میدهد با یک دستش دنیا را» درواقع، به جای تکاندادن گهواره، بادمجانها را میچرخاندم و حواسم بود جزغاله نشوند.
من، فکر میکردم اگر خیلی اتفاقات در زندگیام نیافتند، چقدر حسرت میخورم بابتِ نشدنشان. فکر میکردم یک گردالی قلمبه از نشدنها گیر میکند توی گلویم و نمیتوانم اصلا یک کلمه حرف بزنم. فکر میکردم دنیا، به من خیلی چیزها بدهکار است. فکر میکردم و به جد انتظار داشتم از آن؛ اما وقتی دست از آن حسرتها کشیدم، فهمیدم زندگی میتواند بدون خیلی چیزها پیش برود و البته خوب هم پیش برود. بعضی وقتها میگویم به درک که نشدنیها نشدهاند اما بعد سقلمه میزنم به خودم که خیربودنهای زندگی به درک نیستندها. فعلا با جهان درصلحم دقیقا از همان وقتی که فهمیدم زندگی هیچچیزی به من بدهکار نیست.
یکی از روزهای شهریورماه/۱۴۰۵.
242
Repost from Ihashti
از همان وقتی که عباسمیرزا در مواجهه با دستاوردهای نظامی و تکنیکی غرب با حیرت پرسید که مگر خورشید بر غرب و شرق به یکسان نمیتابد، تاریخ ما همواره بهنحوی به نسبت شرق و غرب گره خورده است.
داریوش شایگان در کتاب «آسیا در برابر غرب» همین نسبت را واکاوی میکند. در نظر او تفکر تمدنهای شرقی و آسیایی از اساس متفاوت با سیر تفکر تمدن غرب است. شایگان ابتدا تاثیر نیهلیسیم اندیشه غربی بر تقدیر تاریخی تمدنهای آسیایی را بررسی میکند و سپس از موقعیت تمدنهای شرقی در برابر سیر اندیشه غربی سخن میگوید.
در این هشتیکتاب قرار است «آسیا در برابر غرب» را با تسهیلگری محمدرضا ایمانی، کارشناسی ارشد اندیشهٔ سیاسی از دانشگاه علامه طباطبایی، با هم مطالعه کنیم و درباره مسائل اساسی و دغدغههایی که داریم با هم به گفتگو بنشینیم.
اگر به فلسفه و علوم اجتماعی علاقه دارید یا زمانی ذهنتان درگیر تفاوتهای تمدنهای شرق و غرب شده است، در این هشتیها منتظرتون هستیم.
🗓 از همین هفته، چهارشنبهها ساعت ۱۷
🎙 میزبان هشتی: محمدرضا ایمانی
برای ثبتنام و اطلاعات بیشتر به آیدی هشتی پیام دهید:
@ihashti_admin
