es
Feedback
بهشت✨🌱

بهشت✨🌱

Ir al canal en Telegram
397
Suscriptores
Sin datos24 horas
+67 días
+530 días
Atraer Suscriptores
oct '26
octubre '26
+5
en 1 canales
septiembre '26
+24
en 5 canales
Get PRO
agosto '26
+39
en 14 canales
Get PRO
julio '26
+71
en 14 canales
Get PRO
junio '26
+180
en 16 canales
Get PRO
mayo '260
en 9 canales
Get PRO
abril '26
+102
en 17 canales
Get PRO
marzo '260
en 6 canales
Get PRO
febrero '26
+38
en 4 canales
Get PRO
enero '260
en 2 canales
Get PRO
diciembre '25
+20
en 3 canales
Get PRO
noviembre '250
en 1 canales
Get PRO
octubre '25
+1
en 0 canales
Get PRO
septiembre '250
en 0 canales
Get PRO
agosto '250
en 0 canales
Get PRO
julio '250
en 0 canales
Get PRO
junio '250
en 1 canales
Get PRO
mayo '25
+5
en 0 canales
Get PRO
abril '25
+17
en 1 canales
Get PRO
marzo '25
+14
en 3 canales
Get PRO
febrero '25
+12
en 2 canales
Get PRO
enero '25
+105
en 2 canales
Get PRO
diciembre '24
+18
en 1 canales
Get PRO
noviembre '24
+1
en 0 canales
Get PRO
octubre '24
+13
en 0 canales
Get PRO
septiembre '24
+35
en 1 canales
Get PRO
agosto '24
+6
en 0 canales
Get PRO
julio '24
+6
en 0 canales
Get PRO
junio '24
+16
en 0 canales
Get PRO
mayo '24
+8
en 0 canales
Get PRO
abril '24
+10
en 0 canales
Get PRO
marzo '24
+14
en 0 canales
Get PRO
febrero '24
+79
en 1 canales
Get PRO
enero '24
+135
en 0 canales
Get PRO
diciembre '23
+168
en 2 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
03 octubre+2
02 octubre0
01 octubre+3
Publicaciones del Canal
در درواز ما قلمفر به فلفل یا همان مرچ میگن

2
در بدخشان و تاجیکستان قلمفُر به میخک میگیم و میگن.
56
3
در ولسوالی‌های سانچارک، گوسفندی و بیشتر کوهستانات ولایت سرپل هم این واژه به کار می‌رود. (البته من از زبان مردم این مناطق شنیدم.)
56
4
دینه‌پگه رفته بُدم خانه غفورای چَمبُل، بَد شله گرفتن کا پیشین همونجه ششتم جان. بُد که همو یچه کلان شان یک گَرد علف باغی از باغ قاضی‌ها ایورد همونجه بَد آش علفی جور کردیم، جوب‌جای‌کایره همو دختر کلان شان یکککک فَرخَم قلمفور سر امو علف ده انداخت پیییی! هموتتته تلخ نشده بُد که! ته‌تی جان خورده نتانستم!
58
5
اصلش قرنفل است. به معنای مرچ تازه بیدل می‌گوید یارم هرگاه‌که در سخن می‌آید بوی عجبش از دهن می‌آید این بوی قرنفل است یا نکهت گل یا رایحه‌ی مشک ختن می‌آید البته در سانچارک هم همین شکل تلفظ مارمل مروج است.
59
6
لهجه مارملی «قلمفور»😊
53
7
هنگامی که به جای ریشه دوستدارِ گل و شکوفه‌ها می‌شوی، در خزان چه خواهی کرد؟
هنگامی که به جای ریشه دوستدارِ گل و شکوفه‌ها می‌شوی، در خزان چه خواهی کرد؟
52
8
🍂
🍂
86
9
📖✨
📖✨
137
10
وقتی مولانا میگه: همه را بیاموزدم ز تو خوشترم نیامد. یاد آقایانی می‌افتم که میگن دورهایم را زدم و دنبال آرامشم
99
11
گمبل به معنی «سنگ کلان» آتقله به معنی «پرتاب شدید»
111
12
«گمبل»🫥
113
13
گمبله گرفته که آتقله کرد، جان قریب کله بچه ممدلا د خورده بُد کو نیکی خیر گذشت! اگه نی جان وی زنده نمی‌ماند!
112
14
لهجه مارملی «آتقله» 🫥
108
15
این را باید روز اول پاییز اینجا می‌نوشتم. خیر شما فکر کنید روز اول پاییز است.🙃
110
16
محبوب من پاییز عزیزمان آمده است پاییزی که چندان طولانی نخواهد بود… محمد صالح اعلا
115
17
چند ثانیه‌ای از سوارشدن ما در تاکسی می‌گذشت. یک طرفم مادربزرگ نشسته بود و طرف دیگر، چند خریطه‌ی سودا. با مادربزرگ چنان درگیر
چند ثانیه‌ای از سوارشدن ما در تاکسی می‌گذشت. یک طرفم مادربزرگ نشسته بود و طرف دیگر، چند خریطه‌ی سودا. با مادربزرگ چنان درگیر تحلیل سیاست‌های کشور بودیم، گویی اینجا تاکسی نه، بلکه میز مذاکره باشد. مادربزرگ سخنگوی حکومت شده بود و من هم مدافع حقوق تمام مردم افغانستان. وقتی دیدم به نتیجه نمی‌رسیم، گفتم: «خو برو، بی‌بی‌جان، همی تو راست میگی.» مادربزرگ اعتراض‌کنان گفت: «واا! یک‌عالم دلیل برایش می‌گویم، هنوزم مرا منت میدهد.» قبل از اینکه طغیانی شود، دست‌هایم را بالا بردم: «تسلیم!» مادربزرگ با لبخند، سرش را تکان داد. ادامهٔ نوشته: https://gandomin.com/7124/ #تاکسی‌نویسی #گندمین #زن_و_نویسندگی #افغانستان #gandomin #afghanistan
93
18
#مجموعه
#مجموعه
108
19
«‏اگر به زخم نیندیشم ‏مرهم علف را ‏به خواب کدام آهو بزنم؟» - منوچهر آتشی. | آن؛ نشسته در بهمن.
113
20
چرا نمی‌توانم خوب نگاهت کنم؟ زیبایی‌ات سحر و افسونم می‌کند، خوابم می‌کند و احساس می‌کنم که چشم‌هایم را می‌سوزاند و من همیشه ت
چرا نمی‌توانم خوب نگاهت کنم؟ زیبایی‌ات سحر و افسونم می‌کند، خوابم می‌کند و احساس می‌کنم که چشم‌هایم را می‌سوزاند و من همیشه ترسیده‌ام که مبادا آن‌ها را از دست بدهم. اینست که فقط دورادورت را نگاه می‌کنم، به‌طور مبهم و گنگ، مثل کسی که میدانِ دیدش تغییر کرده باشد، و آن‌وقت تو را در خیالم تماشا می‌کنم، دنباله‌ی تو را در خیالم می‌سازم، آن‌قدر که بتوانم و بخواهم. بهرام صادقی
129