کافه دکلمه
Ir al canal en Telegram
1 189
Suscriptores
-124 horas
-17 días
-430 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Nube de Etiquetas
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
julio '26
julio '26
+14
en 0 canales
junio '26
+25
en 0 canales
Get PRO
mayo '260
en 0 canales
Get PRO
abril '260
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+1
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+2
en 0 canales
Get PRO
enero '26
+3
en 0 canales
Get PRO
diciembre '25
+10
en 0 canales
Get PRO
noviembre '25
+10
en 0 canales
Get PRO
octubre '25
+19
en 0 canales
Get PRO
septiembre '25
+3
en 0 canales
Get PRO
agosto '25
+7
en 0 canales
Get PRO
julio '25
+13
en 0 canales
Get PRO
junio '25
+9
en 0 canales
Get PRO
mayo '25
+21
en 1 canales
Get PRO
abril '25
+13
en 0 canales
Get PRO
marzo '25
+15
en 0 canales
Get PRO
febrero '25
+18
en 0 canales
Get PRO
enero '25
+38
en 0 canales
Get PRO
diciembre '24
+33
en 0 canales
Get PRO
noviembre '24
+38
en 1 canales
Get PRO
octubre '24
+26
en 0 canales
Get PRO
septiembre '24
+32
en 0 canales
Get PRO
agosto '24
+27
en 0 canales
Get PRO
julio '24
+11
en 0 canales
Get PRO
junio '240
en 0 canales
Get PRO
mayo '24
+7
en 0 canales
Get PRO
abril '24
+2
en 0 canales
Get PRO
marzo '24
+6
en 0 canales
Get PRO
febrero '24
+16
en 0 canales
Get PRO
enero '24
+1 629
en 0 canales
Get PRO
diciembre '23
+15 924
en 0 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 21 julio | 0 | |||
| 20 julio | 0 | |||
| 19 julio | 0 | |||
| 18 julio | 0 | |||
| 17 julio | +3 | |||
| 16 julio | 0 | |||
| 15 julio | +1 | |||
| 14 julio | +1 | |||
| 13 julio | 0 | |||
| 12 julio | 0 | |||
| 11 julio | 0 | |||
| 10 julio | 0 | |||
| 09 julio | 0 | |||
| 08 julio | +1 | |||
| 07 julio | +1 | |||
| 06 julio | 0 | |||
| 05 julio | 0 | |||
| 04 julio | +2 | |||
| 03 julio | +1 | |||
| 02 julio | +3 | |||
| 01 julio | +1 |
Publicaciones del Canal
🍃🌷عصر زیبایے را
🍃🌷با لحظههایے پر از دلخوشی
🍃🌷براتون آرزو میڪنم
🍃🌷مهـر، شادے، عشق
🍃🌷و لبخند شیـرین
🍃🌷همنشین دائمیتون باشه
🌹🎂عصرتون شیرین و خوشمزه🎂🌹
| 2 | 🦋
💃تا الان هر چه مراسم سالگرد ازدواج دیدید ،فراموش کنید ❤️ | 3 |
| 3 | 🦋
مـن محبت میفروشـم ، تـو محبت میخرے؟
خستـہ از تنهـاییم ، مـن را بہ همـرہ میبری؟
شاعـرے هستم شڪستہ ، مونـس مـن دفترم
دفتـرم را مے فـروشـم ، شعرهـایم میخری؟
گـاہ گـاهـے گـریـہ ڪـردم ، در میـان شعـرهـا
اشڪ هایم مے فروشم ، آب دیـدہ میخرے؟
ڪاسـہ ے صبـرم شـدہ لـبریـز ، از نـامـردمی
صبر هـم مـن مے فـروشم ، تو آیا میخری؟
زخـم خنجـر یادگـارے ، دادہ اسـت دوسـت
یادگـارے مے فروشم ، زخم خنجر میخرے؟
من ندارم هیچ در دست ڪلبہ اے ویرانہ ام
راستے هرگز نگفتے ، دست خالے میخری؟
بیڪسم ، تنهـا رفیق من شدہ این خـاطـرات
خاطراتـم مے فروشم ، تو گذشتہ میخرے؟
مے شود مـن را بہ مهمـانے بـرے بر آسمان؟
زندگـانے مے فروشـم ، عمـر باقے میخری؟
#صدای_آشنا | 2 |
| 4 | 🦋
شده عاشق بشوی بغض کنی پیش کسی
حرف دل باشد و پیدا نشود هم نفسی
شده شب تا به سحر گریه کنی با دل خون
شور اشکت بدهد بر غم تو طعم گسی
شده آلوده ی عشقی بشوی بی پر و بال
عشق باشد که تو را حبس کند در قفسی
شده از شدت دلتنگی و غم ِکز بکنی
گوشه ی تنگ اتاق است که فریاد رسی
شده در کوچه ی بن بست دلت گم بشوی
تک و تنها تو بمانی و غم دسترسی
شده تقدیر بیاید سر خوشبختی تو
برود گل ، بنشیند به دلت خا رو خسی
شده کابوس بیاید به سراغت شب و روز
که کند خانه ی دلتنگ تو را بازرسی ...!؟
| 3 |
| 5 | ❤️🩹 | 6 |
| 6 | دونن
ناغیللارلا یاشادین
گؤیدن
اوچ آلما دوشدو
بیری سنین
بیری منیم
بیریده قولاق آسانلارین
بیری سنه چاتاراق
سئویندین
یوخلادین
بویون
ناغیللارلا یاشاییرسان
گؤیدن
اوچ آلما دوشور
ناغیل دئیهن سؤیلهییر؛
بیری منیم
بیری اؤزومون
بیریده ناغیل دئیهنین
سنه
آلما چاتماییر
و
سن
داها ناغیللارلا یاتماق ایستهمیرم
دئیه-دئیه
یئنه یوخلاییرسان
بئله گئتسه
صاباح
ناغیلسیز
آلماسیز
.
.
.
یوخلامالیسان
غلامعلی حسین زاده-سیرداش موغانلی | 6 |
| 7 | زمستان آمده در یخ زدنهای خودم گیرم
دلم خوش بر بهاران بود و ناگه دیده ام پیرم
چقدر آرام از دست من گیچ و پریشان رفت
جوانی های کم رونق - و احساسات دلگیرم
کسانی آمدند و اندکی همراه دل بودند
کمی هم ، درد و عشق و عاشقی بر سینه افزودند
ولی چون آدم ماندن نبودند از برم رفتند
و من چون آدم رفتن نبودم سخت فرسودم
جهانم را به لبخند عزیزان کرده ام زیبا
درونم را پر از زخم زبان کردم در این معنا
به پشت خورده خنجر - نیمه جان با درد در راهم
و دستم سالها ماندست بر دیوار این دنیا
همیشه سمت درهایی که اصلا وا نشد رفتم
به سمت آنچه باید می شد و اما نشد رفتم
به سمت او که از احساس و از همراهی ام میگفت
همیشه سمت آنکس که برایم پا نشد رفتم
ولی خوشحالم از اینکه هنوز انسان انسانم
و خوشحالم از اینکه فکر آزادیست در جانم
و روزی میرسد تا اینکه در راه جنون باشم
و میدانم که پای زندگی با طعم احساسات میمانم
#سعید_خاکسار | 4 |
| 8 | هرگز از یاد نخواهد شدنم صحبت دوست
کی فراموش شود، چون همه هستی من اوست؟!
بی سهی سرو و سمن سای تو ای جان جهان
همچو اوراق دلم، خون جگر، تو بر توست
تا برفتی ز برم در نظرم قامت تو
راست مانند سهی، سرو روان بر لب جوست
نفسی وصل تو را من به جهانی ندهم
که قناعت نکنند اهل دل از مغز به پوست
گر کشد مهر رخت بر دل من، تیغ رواست
هر بدی کز طرف دوست رسد، جمله نکوست
جان به کام دل دشمن ندهد، پس چه کند؟
آن جگر سوخته ئی، کش نرسد دست به دوست
نه به کام از تو چنین دور فتاد "ابن یمین"
چه کند دور فلک را چو ستم عادت و خوست!
#ابن_یمین | 5 |
| 9 | آهوی روزگار نه آهوست، اژدر است
آب هوی و حرص نه آبست، آذر است
زاغ سپهر، گوهر پاک بسی وجود
بنهفت زیر خاک و ندانست گوهر است
در مهد نفس، چند نهی طفل روح را
این گاهواره رادکش و سفلهپرور است
هر کس ز آز روی نهفت از بلا رهید
آنکو فقیر کرد هوای را توانگر است
در رزمگاه تیرهٔ آلودگان نفس
روشندل آنکه نیکی و پاکیش مغفر است
در نار جهل از چه فکندیش، این دلست
در پای دیو از چه نهادیش، این سر است
شمشیرهاست آخته زین نیلگون نیام
خونابههانهفته در این کهنه ساغر است
تا در رگ تو مانده یکی قطره خون بجای
در دست آز از پی فصد تو نشتر است
همواره دید و تیره نگشت، این چه دیدهایست
پیوسته کشت و کندنگشت، این چه خنجر است
دانی چه گفت نفس بگمراه تیه خویش:
زین راه بازگرد، گرت راه دیگر است
در دفتر ضمیر، چو ابلیس خط نوشت
آلوده گشت هرچه بطومار و دفتر است
مینا فروش چرخ ز مینا هر آنچه ساخت
سوگند یاد کرد که یاقوت احمر است
از سنگ اهرمن نتوان داشت ایمنی
تا بر درخت بارور زندگی بر است
#پروین_اعتصامی | 6 |
| 10 | اتفاقم به سر کوی کسی افتادهست
که در آن کوی، چو من کشته بسی افتادهست
خبر ما برسانید به مرغان چمن
که همآواز شما در قفسی افتادهست
به دلارام بگو ای نفس باد سحر
کار ما همچو سحر با نفسی افتادهست
بند بر پایْ تحمل چه کند گر نکند؟
انگبین است که در وی مگسی افتادهست
هیچکس عیب هوس باختن ما نکند
مگر آنکس که به دام هوسی افتادهست
سعدیا حال پراکندهٔ گوی آن داند
که همه عمر به چوگان کسی افتادهست
#سعدی | 6 |
| 11 | #شعر
باز دل تنگ تو شد کاش خدا رحم کند؛
وقت باریدن اشکم ، نم باران بزند
باز در پرسه خیابانِ دلت ، دربدرم !
زیرِ باران غزل ، چترِ صدایت ببرم
شیشهٔ بغضِ پریشان به گلو می شکند
تا که از کوهِ غمت ، تکّه ی جانم بکَند
گریه ام کاش صدایش به رقیبم نرسد
قهر و دوریِ تو هم کاش ، درازا نکشد
برگ ریزان دلم بود که می رفتی و من!
ریختم اشک جداییِ تو را ، بر دامن
پهن کردم وسط کوچه ، ببندم گذرت
مرثیه خوانِ غزل را که بیفتد ز سرت ؛
رفتن و ترکِ من و ، خانه تنهاییِ دل !
تا که شاهد نشوم بر شبِ رسواییِ دل
قلبم از سنگ نشد ، بعد تو و رفتنِ تو
لحظه ی کوچِ نگاه و چمدان بستن تو
مثلِ دیوانه در این شهر به دنبال توام
مضطرب ، دل نگرانِ تو و احوالِ توام
من هنوز از بُنِ جانت به تو نزدیک ترم
از همین فاصله با عشق تو را می نگرم
شاخه ی پیچک احساس مرا دست نزن
کورسویی هم اگر مانده به بن بست نزن
یادِ مستی و غزلخوانی و بیداری و شب
ساغر و ساقی و پاییز و جنون و من و تب
یادت آور که چه شب های عزیزی تو و من
تنگ آغوش هم از عشق و وفا بود ، سخن
ثانیه ثانیه احوال تو را ، شعر شدم
گفتی اشعار و غزل های تو را من بلدم
آسیابِ غزلت ، چرخش هر انجمن است
مصرع چَشم و هجاهای تو دندان شکن است
سینه در جوشش اشعار جدید است بیا
خسته از شعر شدن از تو بعید است بیا
شانه در پیچ و خمِ کوچه ی یادت نرود
بی تو دستم وسطِ بقچه ی عادت نرود
دستم از پنچره ی باغ نگاهت شده دور
چشمم از بس که نزد پلک به راهت شده کور
نگْذر از آن همه شیدایی و دیوانگی ات !
آن همه عشق که بود از تب پروانگی ات
از همین فاصله برگرد و ببین حالِ مرا
قهوه ای تلخ گشاید ، گره ی فالِ مـرا
ریسه بر ریشه ی امیدِ دلت می بندم
بر تپش های بلند دل خود می خندم
باز کن سمتِ دو چشمم درِ دروازه ی عشق
گره ای کور بزن ، رشته ی شیرازه ی عشق
گوشهٔ باغچه ، "گلپونه" نگاهش به در است
مدّتی هست که از حال دلت بی خبر است
#افسانه_احمدی_پونه
| 7 |
| 12 | خوشبخت اونه که داره با آدم مورد علاقش
این روزای سخت میگذرونه.🫀🖇♥︎
سلام صبحتون بخیر | 7 |
| 13 | ❣☘ســـــلام
❣☘صبحتون بخیر
❣☘ان شاالله امروزتون
❣☘پراز خیر و برکت باشه
❣☘حال دلتون خوب خوب
❣☘روز تون عالی وپُربرکت
| 8 |
| 14 | چــه گلـهـــایی کـه محـروم از بهــارند
چــه خَــس هـا کـه نمــــاد لالــه زارند
چــه بلبــل هـا کـه تَــرک لالـه کــردند
چــه خفـاشـان کـه بــر جــای هَـــزارند
چــه شیـــرانی کـه رفتـنـد از قلمــرُو
چــه کفـتـــاران بـه دنبــــال شکـــارند
عجـب قــانـون کـه دارد ایــن طبیعت
کــه ابلیســـان در عــــالـم افتخــــارند
در ایـــــن دنیـــــای پُـــــر درد و ملالت
ملالــت ها ، ملالــت می گـــــــذارند
شگفتـم معصیت از چیست ، یا رب
کـه دسـت از نا نجیبی بــر نـــدارند
نمــــانـده رَدی از رحـــم و مُــــروّت
کـه چــون نا صادقان دستی به کارند
قلنــدر هـــم بـه خــواب کهف بــردند
چـه افعــی هـا در آستیــن پیلــه دارند
خــداونـدا در ایـــن بــازی ســــرایت
ســرایی کو کــه بـــر آن دل سِپــارند
فقـط آه اسـت و نـالـــه کُنـــج سینــه
چـه زانـــوهـا بـه سینــه می فشــارند
مسبـــب کیـــست اینـــک بــار الاهـــا
کـه رســـــــم آدمیـــــزادی نــــــدارنـد
اگــــر باری ز دوشـت بـــر نـــدارند
چـــرا باری به دوشـت مـی گــذارند
چـه دنیــــای غـــریبـی شـــد خــدایا
کـه یـاران هــــم دگــــر لطـفی ندارند
رفیقـــان نارفیـــق انـد ایــــن زمــانه
دلــی نـامهــــــربـان در سینــــه دارند
فقـط در فکــــر استبــداد خویشـنـد
کـه در کــردار خــود صدقی نـــدارند
اگـر مُـــردن زمان یا که نشان داشت
عیـــان می شــد چه کَس ها انتظـارند
چـه کَـس هــا روی دوشش می بَرندت
چـه کَــس هــا هــم برایت بی قـرارند
همانهـــایی کـه روی ســــــر بَـــرَندت
همانهـــا هم به خاکـت می سپــــــارند
چنیــن اسـت این رســـوم آدمیـــزاد
کـه با رســــم وفـــــــا ناســــازگــارند
#یوسف_رحمانی
#حضرت_شعروموسیقی | 10 |
| 15 | #امید_نصری
#امشب_امشب
#شبتون_خوش
🎙 ◁ㅤ𝄞 ㅤ𝄞ㅤ▷ㅤ 🎧 | 15 |
| 16 | یک شب مجنون نمازش را شکست
موزیک پایانی شب
| 1 |
| 17 |
از شب پرسیدم
چه بنویسم به ڪسے ڪه دوستش دارم !!!
گفت بنویس
بے #تووو فردایے ندارم ...
شبتون دلارام 🌙🤍
🫧⃝☕️┄༅═┅┄ | 14 |
| 18 | شب خوبی داشته باشید عزیزان
╲\ ╭🌷🍃
╭ ⭐️ ╯ ♡ ♡
🌷╯\╲ | 11 |
| 19 | چــه گلـهـــایی کـه محـروم از بهــارند
چــه خَــس هـا کـه نمــــاد لالــه زارند
چــه بلبــل هـا کـه تَــرک لالـه کــردند
چــه خفـاشـان کـه بــر جــای هَـــزارند
چــه شیـــرانی کـه رفتـنـد از قلمــرُو
چــه کفـتـــاران بـه دنبــــال شکـــارند
عجـب قــانـون کـه دارد ایــن طبیعت
کــه ابلیســـان در عــــالـم افتخــــارند
در ایـــــن دنیـــــای پُـــــر درد و ملالت
ملالــت ها ، ملالــت می گـــــــذارند
شگفتـم معصیت از چیست ، یا رب
کـه دسـت از نا نجیبی بــر نـــدارند
نمــــانـده رَدی از رحـــم و مُــــروّت
کـه چــون نا صادقان دستی به کارند
قلنــدر هـــم بـه خــواب کهف بــردند
چـه افعــی هـا در آستیــن پیلــه دارند
خــداونـدا در ایـــن بــازی ســــرایت
ســرایی کو کــه بـــر آن دل سِپــارند
فقـط آه اسـت و نـالـــه کُنـــج سینــه
چـه زانـــوهـا بـه سینــه می فشــارند
مسبـــب کیـــست اینـــک بــار الاهـــا
کـه رســـــــم آدمیـــــزادی نــــــدارنـد
اگــــر باری ز دوشـت بـــر نـــدارند
چـــرا باری به دوشـت مـی گــذارند
چـه دنیــــای غـــریبـی شـــد خــدایا
کـه یـاران هــــم دگــــر لطـفی ندارند
رفیقـــان نارفیـــق انـد ایــــن زمــانه
دلــی نـامهــــــربـان در سینــــه دارند
فقـط در فکــــر استبــداد خویشـنـد
کـه در کــردار خــود صدقی نـــدارند
اگـر مُـــردن زمان یا که نشان داشت
عیـــان می شــد چه کَس ها انتظـارند
چـه کَـس هــا روی دوشش می بَرندت
چـه کَــس هــا هــم برایت بی قـرارند
همانهـــایی کـه روی ســــــر بَـــرَندت
همانهـــا هم به خاکـت می سپــــــارند
چنیــن اسـت این رســـوم آدمیـــزاد
کـه با رســــم وفـــــــا ناســــازگــارند
#یوسف_رحمانی | 11 |
| 20 | بلبل از گلزار میگوید سخن
کرکس از مردار میگوید سخن
گل ز لطف رنگ و بو دم میزند
خار از آزار میگوید سخن
یار حرف یار دارد بر زبان
غیر از اغیار میگوید سخن
زاهد از حور و قصور و انگبین
عشق از دیدار میگوید سخن
عابد از سجاده و تسبیح و ذکر
کافر از زنار میگوید سخن
عاقل از ناموس و رسم و نام و ننگ
مست از خمار میگوید سخن
پادشاه از تاج و تخت و لشکری
لشکر از پیکار میگوید سخن
اهل علم از درس و بحث و مدرسه
تاجر از تجار میگوید سخن
در طبیعی بحث دارد فلسفی
صوفی از اسرار میگوید سخن
عارف از حق واعظ عقبی پرست
از بهشت و نار میگوید سخن
مفتی از دستار و ریش و طیلسان
قاضی از دینار میگوید سخن
بانو از اسباب طبخ آش و نان
خواجه از بازار میگوید سخن
شاعر از رخساره و زلف بتان
هرزهگو بسیار میگوید سخن
هر کسی کاری که دروی ماهر است
بیشکی زان کار میگوید سخن
چون نصیبی دارد از هر پیشه فیض
در همه اطوار میگوید سخن
#فیض_کاشان | 9 |
