کافه دکلمه
Відкрити в Telegram
1 196
Підписники
+124 години
+37 днів
+830 день
Триває завантаження даних...
Схожі канали
Хмара тегів
Вхідні та вихідні згадування
---
---
---
---
---
---
Залучення підписників
липень '26
липень '26
+7
в 0 каналах
червень '26
+25
в 0 каналах
Get PRO
травень '260
в 0 каналах
Get PRO
квітень '260
в 0 каналах
Get PRO
березень '26
+1
в 0 каналах
Get PRO
лютий '26
+2
в 0 каналах
Get PRO
січень '26
+3
в 0 каналах
Get PRO
грудень '25
+10
в 0 каналах
Get PRO
листопад '25
+10
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '25
+19
в 0 каналах
Get PRO
вересень '25
+3
в 0 каналах
Get PRO
серпень '25
+7
в 0 каналах
Get PRO
липень '25
+13
в 0 каналах
Get PRO
червень '25
+9
в 0 каналах
Get PRO
травень '25
+21
в 1 каналах
Get PRO
квітень '25
+13
в 0 каналах
Get PRO
березень '25
+15
в 0 каналах
Get PRO
лютий '25
+18
в 0 каналах
Get PRO
січень '25
+38
в 0 каналах
Get PRO
грудень '24
+33
в 0 каналах
Get PRO
листопад '24
+38
в 1 каналах
Get PRO
жовтень '24
+26
в 0 каналах
Get PRO
вересень '24
+32
в 0 каналах
Get PRO
серпень '24
+27
в 0 каналах
Get PRO
липень '24
+11
в 0 каналах
Get PRO
червень '240
в 0 каналах
Get PRO
травень '24
+7
в 0 каналах
Get PRO
квітень '24
+2
в 0 каналах
Get PRO
березень '24
+6
в 0 каналах
Get PRO
лютий '24
+16
в 0 каналах
Get PRO
січень '24
+1 629
в 0 каналах
Get PRO
грудень '23
+15 924
в 0 каналах
| Дата | Залучення підписників | Згадування | Канали | |
| 05 липня | 0 | |||
| 04 липня | +2 | |||
| 03 липня | +1 | |||
| 02 липня | +3 | |||
| 01 липня | +1 |
Дописи каналу
| 2 | سلام ما که رساند به کوی حضرت یارم
که بس غریب فتادم، نشان ز دوست ندارم
خیال خال عذارش، نشسته بر دل سودا
سر و تن و دل و جانم، فدای حضرت یارم
گمان مبر که زمانی، جدا ز یاد تو بودم
صبوری ام شده از حد، جدا ز صبر وقرارم
کنار گلشن یاران نشد که من بنشینم
نشسته ام به غریبی، مگر که بوتهٔ خارم؟
ز دوری تو شکستم، به سایه ات ننشستم
هنوز بیخود و مستم، هنوز عشق تو دارم
صبا بیا و پیامی ز حال من برسانش
بگو که تیر نگاهی زند، ز دیده نگارم
بیار قاصد قدسی زکوی یار غباری
برای مرهم جانم، برای دیدهٔ زارم
ببین که زمرهٔ مردم، گرفته دامن صحرا
کجا روم من شیدا، بگو که رو به که آرم؟
ببار دیدهٔ پرخون، ز درد سینهٔ مجنون
که پاره پاره بود دل، زجور یار و دیارم
#محمد_علی_کریمی
#حضرت_شعروموسیقی | 3 |
| 3 | 🍓عصرتون سرشاراز عشق و امید
🍍طعم لحظہ هاتون عسل
🍇لبخندتـون همیشگی
🍎و زنـدگیتون پـراز
🍒زیبایی و آرامـش
🍉عصرتون دلپذیر | 2 |
| 4 | اینجا جاده احساس من است
آن گونه که دوست می دارم می نویسم
و آن گونه که دوست می دارم
تصویرها را بر این صفحه مجازی نقاشی می کنم
اینجا پر پرواز تمام واژه ها
تا آسمان عشق و احساس باز است...
اگرت با من و احساسم همره این راهی...
باش و با من هم قدم شو
و گر نیستی
قضاوتم مکن
آرام بیا...
اگر نوشته هایم را خواندی و آرام شدی
به یک جرعه آرامش دعایم کن...
و گر سیراب نگشتی و تسکین نیافتی
آرام برو...
گویی که هیچ گاه مسیرت به این جاده نیفتاده است
که من اینجا به نیت دل خود
و تمامی دل هایی از جنس خود می نویسم | 2 |
| 5 | وفاداری یه چیزی نیست که فقط با حرف ثابت بشه؛ از درون آدم میاد. توی فکرشه، توی قلبشه، توی ذاتشه.
وفاداری تو خون بعضیاس.
وفاداری یه ویژگی باارزشه، نه یه اتفاق. یا آدم ظرفیتش رو داره، یا نداره.
آدمی که اهل وفاداریه، حتی وقتی شرایط سخت میشه، ارزشهاش رو عوض نمیکنه. شاید خیلیها بگن «زندگیه، هر اتفاقی ممکنه بیفته.»
اما واقعیت اینه که آدمِ وفادار، با هر باد و هر وسوسهای مسیرش رو عوض نمیکنه.
اون برای چیزی که دوستش داره و بهش باور داره، پای حرف و انتخابش میایسته.
وفاداری یه ویژگی لوکسه.
تو یا توانایی وفاداری رو داری یا نداری.
انسانی که وفاداره واقعاً بزرگه. ادم وفادار یه سر و گردن از دیگران بالاتره
ممکنه کسی بگه که در زندگی هر چیزی ممکنه اتفاق بیفته
نه، عزیزان من، برای چنین انسانی
هر چیزی ممکن نیست.
چون برای آدمهای وفادار، «آدم اصلی زندگیش» همیشه ارزشمندتر از هر چیز موقتیه. | 5 |
| 6 | .
و چه زیبا گفت مولانا:
روزی میرسد گلی می روید
که گمان می کردی
هرگز نخواهد رویید
اندوهی میگذرد که گمان میکردی
هرگز نخواهد گذشت
و روزگاری می گذرد
که گمان میکردی
هرگز نخواهد گذشت
زندگی چنان رازی است
که اول سپاس بعد بردباری
و بعد باور میخواهد .
.
| 4 |
| 7 | یه پسری بوده به اسم " فریدون " که عاشق یه دختری به اسم فرنگیس میشه، انقدر که این دختر و دوست داشته همه جا دنبالش بوده از مدرسه تا پارک دم خونه اش...یه روزی سیاوش قمیشی و دوستاش و فریدون کنار هم بودن که یکی از دوستاش به فریدون میگه بیخیاله این دخترشو به درد تو نمیخوره ، اون فاحشه است
فریدون که باورش نمیشد که این داستان واقعی باشه میره و تحقیق میکنه و متوجه میشه دوستاش بهش حقیقت و گفته بودن و تا یه مدت طولانی دچار افسردگی میشه و از شدت ناراحتی شعری میگه به اسم فرنگیس : آخ که دیگه فرنگیس....
و جالبه بدونید این جز اولین ساخته های سیاوش قمیشی هستش که بعد از گذشت ۴۰ سال هنوز هم مردم با این آهنگ خاطره دارن.
دروغ چرا ؟ خودم این اهنگو با صدای تتلو خیلی بیشتر دوست دارم :) | 3 |
| 8 | برای شادی روحم… کمی غــزل، لطفاً
دلم پر از غم و درد است… راهِ حل لطفاً
همیشه کام مـــــرا تلخ می کند دنیـا…
به قدرِ تلخیِ دنیــــای تان… عسل لطفاً
مرا به حالِ خودم ول کنیـــــد آدم هـا…
فقـــــط برای دمی… گریـــــه لااقـل ،لطفاً
کسی میان شما عشق را نمــــی فهمد…
ادا…دروغ… بس است این همــه دغل لطفاً
کجاست کوه کنـــــی تا نشان دهد اصلاً…
به حرف نیست که عاشق شدن… عمل لطفاً
به زور آمـــــده بودم… به اختیـار مــــرا…
ببر به آخرِ دنیـــــا… از ایـن محــــل لطفاً
نمانده راهِ زیادی… کنــــار قبرستـــــان
پیاده میشوم اینجا همیـن بغل لطفا
#فرزاد_نظافتی | 3 |
| 9 | شربتی از لبِ لعلش نچشیدیم و بِرَفت
رویِ مَه پیکرِ او سیر ندیدیم و برفت
گویی از صحبتِ ما نیک به تنگ آمده بود
بار بربست و به گَردش نرسیدیم و برفت
بس که ما فاتحه و حرزِ یمانی خواندیم
وز پی اش سوره اخلاص دمیدیم و برفت
عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد
دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و برفت
شد چمان در چمنِ حسن و لطافت لیکن
در گلستانِ وصالش نَچَمیدیم و برفت
همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم
کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت
#حافظ | 2 |
| 10 | یک سینه پر از خنجر دلتنگی و حسرت
یک قلبِ پر از درد نبودیم، که بودیم
در غربتِ بارانیِ شبهای خیابان
آوارهی شبگرد نبودیم، که بودیم.
آن آتش جوشندهی سوزان به دل کوه
انباشته از غصه و دلتنگ ترینیم
در بیشهی دلسوخته از شعلهی اندوه
خاکسترِ دلسرد نبودیم، که بودیم
دلخوش به خیالیم به رؤیای بهاران
زیر قدمِ رهگذران، برگِ خزانیم
آن غنچهی نشکفته و پژمرده و تنها
بی حوصله و زرد نبودیم، که بودیم
در کنج قفس، جرم و خطایی که نداریم
جز قلبِ ستمدیده و آفت زدهی خویش.
بی محکمه در محضر بیمهری قانون
ما مورد پیگرد نبودیم، که بودیم
هر چند تمام تنمان یکسره زخم است
یا اینکه دل آشفته و درماندهی رنجیم.
همراه غم و غصهی دلهای پریشان
درمانگر و همدرد نبودیم، که بودیم
در دشت پراز خاطرهی فصل رهایی
بیتابی آهوی گریزان، دل ما بود
در بند فریب و ستم و حیله گرفتار
صید دلِ نامرد نبودیم، که بودیم
#نگار_حسینی | 3 |
| 11 | دوش رفتم به کوی باده فروش
ز آتش عشق دل به جوش و خروش
مجلسی نغز دیدم و روشن
میر آن بزم پیر باده فروش
چاکران ایستاده صف در صف
باده خوران نشسته دوش بدوش
پیر در صدر و میکشان گردش
پارهای مست و پارهای مدهوش
سینه بیکینه و درون صافی
دل پر از گفتگو و لب خاموش
همه را از عنایت ازلی
چشم حقبین و گوش راز نیوش
سخن این به آن هنیئالک
پاسخ آن به این که بادت نوش
گوش بر چنگ و چشم بر ساغر
آرزوی دو کون در آغوش
به ادب پیش رفتم و گفتم:
ای تو را دل قرارگاه سروش
عاشقم دردمند و حاجتمند
درد من بنگر و به درمان کوش
پیر خندان به طنز با من گفت:
ای تو را پیر عقل حلقه به گوش
تو کجا ما کجا که از شرمت
دختر رز نشسته برقعپوش
گفتمش سوخت جانم، آبی ده
و آتش من فرونشان از جوش
دوش میسوختم از این آتش
آه اگر امشبم بود چون دوش
گفت خندان که هین پیاله بگیر
ستدم گفت هان زیاده منوش
جرعهای درکشیدم و گشتم
فارغ از رنج عقل و محنت هوش
چون به هوش آمدم یکی دیدم
مابقی را همه خطوط و نقوش
ناگهان در صوامع ملکوت
این حدیثم سروش گفت به گوش
که یکی هست و هیچ نیست جز او وحده لااله الاهو.. | 4 |
| 12 | من زنم، گاهی شبیه مرد میگیرد دلم!
بی صدا زیر هجوم درد، میگیرد دلم!
با مرور خاطراتت روز و شب سر میکنم
پای عکست بی برو برگرد، میگیرد دلم!
با غرورم شرط بستم بر میگردی ولی
میشوم بازنده و دلسرد، میگیرد دلم
فکر اینکه دست سردت گرم آغوش کسیست
با وجودی که رهایم کرد، میگیرد دلم
بی شکایت زندگی کردم، شدم تسلیم بخت
از بلایی که سرم آورد، میگیرد دلم!
گفته بودی مرد باش، اصلا سراغه من نیا
من زنم! تنها شبیه مرد میگیرد دل.. | 4 |
| 13 | 🍁 #شعر 🍁
" خاطرات کهنه "
مانده ام تنهای تنها ای "#پری " کو همنوایی
مثل ماهی درکنار ساحلم وای از جدایی
عمر من از من گرفتی زندگانی مرده در من
قسمتم این بوده آیا ؟ صادقانه گو خدایی ؟
برده ای تَنگِ قفس این شاعر دیوانه را
کاش یک روزی بیابم ازقفس منهم رهایی
بغض هایم گشته آبستن به هر درد و بلا
شکوه ها دارم زدوران رفته ای آخر کجایی؟
عاشقت دیوانه گشته کاش برگردی گلم
باز کن زنجیر هجران را شوم منهم فدایی
باده ام پر کن اسیر خاطرات کهنه ام
ای #پری آواره ام دور از من عاشق چرایی
گفته بودی با بهاران باز می گردی گلم
خسته ی این روزگارم گر کنار من نیایی
صدهزاران شکوه دارم از جفای روزگار
جز سرشک دیدگانم بر نمیخیزد نوایی
هیچ میدانی که عشقت با دل و جانم چه کرد
تو کمر بشکستی و دادی بدست من عصایی
رفته ای شب ها ندارم غیر ناله همدمی
دست و بالم بسته ای دیگر ندارم من رجایی
من حلالت کرده ام برگرد و با "#رافغ "بساز
غیر آغوشت ندارم من خدا داند سرایی
#غفارحسین #نژاد "#رافغ"
| 6 |
| 14 | 💢 #شعر 💢
بر سر راه تو ، هر بار نشستن تا کی
از تو از یاد تو، یک عمر گذشتن تا کی
با دلم بد نشو ، بدجور دلم می گیرد
شیشه ی نازک دل را بشکستن تا کی
دل گرفتار شما شد شب و روز و هر آن
بر ضـریح دلتان صد گـره بستن تا کی
خسته از دربدری خسته ام از غربت و غم
دل در اندیشه ی ، رویای تو رفتن تا کی
سمت چشمان تو می آیم از این تنهایی
این چنین بند دل از سینه گسستن تا کی
باورم را به تو می بازم و افسـوس از من
پای دل میکِشی این خاطره شُستن تا کی
منتظر ماندنم اینجا نکند تأثیری؛
گله ای نیست ولی راز نگفتن تا کی
من به دنبال نگاهِ تو و تو بار سفر؛
بستن و بی من از این غمکده رفتن تا کی
می روی خانه ات آباد ، دلت خوش باشد
من ولی در غم تو ، باز نوشتن تا کی؟!
قهرِ گل"پونه" و حالِ بد من هم رویَش
هر شب از حسرت دیدار ، نخفتن تا کی؟
#افسانه_احمدی_پونه | 5 |
| 15 | 🕊 #شعر 🕊
گر چه آئین محبت همه جا باب نشد
شاید این دوره ی ما بود که جذاب نشد
واژه ها مست شدند و به کنار افتادند
قلم خسته ی من بود فقط خواب نشد
گر چه از دوری و از فاصله ها رنجیدم
خشک شد چشم من از گریه و سیراب نشد
از تحجر شده ام خسته و کو نو اندیش ؟!
چاره ی دوره ی من دسته و احزاب نشد
باید از عشق بگویم که قلم خوش رقصد
دفترم جای سخن چینی و القاب نشد
آسمان هم به نظر کر شده گوشش سنگین
شنوای سخن یک دل بی تاب نشد
سینه ی تنگ من از مهر تو بس وسعت یافت
عذر تقصیر که ابیاتم اگر ناب نشد
شعر بالنده همان مثنوی چشمت بود
از خجالت که قلم دید و ولی آب نشد
غرض از واژه چرانی همه دلتنگی بود
گریه ی چشمم اگر جاری سیلاب نشد
حسرتی داشت دلم دیدن روی تو " پری "
مثل من هیچ کسی غرقه ی گرداب نشد
از حواسم گله مندم که فقط چشمم بود
خسته از همرهی و ریزش خوناب نشد
آنقدر در گذرت خانه به دوشی کردم
دیده بر روی تو یک لحظه شرفیاب نشد
پاسی از شب بگذشته ست که من بیدارم
از چه رو قصه ی من در خور احباب نشد ؟!
"رافغم" شاعر دلخسته ی این شهر و دیار
حیف و صد حیف که عشقم بدلت قاب نشد
#غفارحسین #نژاد_رافع | 6 |
| 16 | https://t.me/Rahgozarta?livestream=b7379d136664ae925c | 6 |
| 17 | #کلیپ | 6 |
| 18 | 🦋
🌹🌹مثل یک ماهیِ قرمز که نمیرد سرِ سال
من همانقدر ملولم تو همانقدر محال
بارِ یک خلقت مردانه چنان بر دوشت
که غزل گنگ و زبانم کر و چشمانم لال
خواب تو بوی کسی غیر مرا داد .. چه حیف ..
که همآغوش نبودیم در آغوش خیال..
دین در اندام که آموخته بودی که مرا
بوسهات سخت حرام است و غمت بیش حلال
هم به هم ریختهام هم غزلم بارانیست
بیتو یک ارگ بم افتاد مسیرش به شمال
فعل ناممکن من ، کاش محقق بشوی
مثل یک ماهی قرمز که نمیرد سرِ سال
#زهرا_شفیعی | 6 |
| 19 | من عشق می خواهم فقط، فریاد، می فهمی؟
شیرین من ام بانوی بی فرهاد، می فهمی؟!
در جستجویت زندگی ! با بی سرانجامی
من رفته ام تا نا کجا آباد، می فهمی ؟
شیداترین گُردآفرین، یک زن که تا آخر
جنگید و با دلدادگی جان داد، می فهمی ؟
نه مهربانی بود در دنیا نه جایی امن
دلخسته ام مغلوب این بیداد، می فهمی ؟
ساکت ولی حنّآنه چون فریاد می کردم
هرگز نشد بغض از گلو آزاد، می فهمی ؟
آکنده از ایمان ولی در بین ره ماندن
آواره بودن در هوا چون باد، می فهمی ؟
شادی ! کجا باید به دنبالت بگردم هان ؟
نه عدل دیدم اندکی نه داد می فهمی؟!
با قایقی سوراخ در امواج طوفانها
بر روی آبم، عمرِ بی بنیاد، می فهمی ؟
هیچ است مکنت، قصر و شوکت، هیچ ای دنیا !
من عشق می خواهم فقط، فریاااد...می فهمی؟
#مریم_یوسفی_نصیری_نژاد | 7 |
| 20 | لیـلا
رضاا بهـراام
تقدیمتون 🌹💫
🎸🎸سلام صبحتون بخیر | 6 |
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
