Eunoia
Ir al canal en Telegram
636
Suscriptores
+124 horas
+47 días
+830 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Nube de Etiquetas
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
septiembre '26
septiembre '26
+15
en 0 canales
agosto '26
+21
en 0 canales
Get PRO
julio '26
+30
en 2 canales
Get PRO
junio '26
+46
en 8 canales
Get PRO
mayo '26
+11
en 0 canales
Get PRO
abril '26
+10
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+3
en 1 canales
Get PRO
febrero '26
+43
en 7 canales
Get PRO
enero '26
+2
en 4 canales
Get PRO
diciembre '25
+16
en 3 canales
Get PRO
noviembre '25
+13
en 3 canales
Get PRO
octubre '25
+18
en 1 canales
Get PRO
septiembre '25
+31
en 8 canales
Get PRO
agosto '25
+16
en 1 canales
Get PRO
julio '25
+45
en 6 canales
Get PRO
junio '25
+42
en 6 canales
Get PRO
mayo '25
+29
en 2 canales
Get PRO
abril '25
+19
en 2 canales
Get PRO
marzo '25
+19
en 2 canales
Get PRO
febrero '25
+28
en 4 canales
Get PRO
enero '25
+45
en 3 canales
Get PRO
diciembre '24
+30
en 2 canales
Get PRO
noviembre '24
+36
en 7 canales
Get PRO
octubre '24
+71
en 6 canales
Get PRO
septiembre '24
+35
en 5 canales
Get PRO
agosto '24
+37
en 3 canales
Get PRO
julio '24
+60
en 4 canales
Get PRO
junio '24
+26
en 2 canales
Get PRO
mayo '24
+31
en 6 canales
Get PRO
abril '24
+33
en 4 canales
Get PRO
marzo '24
+47
en 7 canales
Get PRO
febrero '24
+72
en 7 canales
Get PRO
enero '24
+60
en 4 canales
Get PRO
diciembre '23
+231
en 6 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 15 septiembre | +1 | |||
| 14 septiembre | +1 | |||
| 13 septiembre | 0 | |||
| 12 septiembre | +2 | |||
| 11 septiembre | 0 | |||
| 10 septiembre | 0 | |||
| 09 septiembre | +1 | |||
| 08 septiembre | +1 | |||
| 07 septiembre | +1 | |||
| 06 septiembre | +1 | |||
| 05 septiembre | 0 | |||
| 04 septiembre | +1 | |||
| 03 septiembre | +1 | |||
| 02 septiembre | +3 | |||
| 01 septiembre | +2 |
Publicaciones del Canal
مسئلهی وفاداری به متن مکتوب عملاً امکانپذیر نیست؛ زیرا پارتیتور، با توجه به محدودیتهایی که دارد، نمیتواند تمام وجوه یک موسیقی محض را درون خود ثبت کند. پارتیتور خودِ قطعه نیست؛ قطعه آن چیزی است که به صدا درمیآید و به همین دلیل، قطعه یک وجود شنیداریِ محض و مطلق ندارد.
رویکردی وجود دارد که در آن میتوان نسبت به پارتیتور بنیادگرا بود: «اینطور نوشته شده، پس همینطور اجرا خواهد شد.» اینجا مسئلهی شنودپذیری (audibility) قطعه مطرح میشود: آنچه آهنگساز نوشته، در برخی جنبهها کاملاً تقریبی است.
«فُرته یعنی بلند؛ بله، اما نسبت به چه؟»اما همهی ما میدانیم که فقط یک متن Urtext وجود دارد؛ پس تفسیرهای متفاوت چگونه حاصل میشوند؟ به فهم من، تمرین (rehearsal) به بیانی تلاش اجراگر است برای اینکه بتواند صدایی را که «درست به نظر میرسد» ـــ جملهبندی، تأکیدها و... ـــ بازیابد. اما این «درست به نظر آمدن» از کجا نشأت میگیرد؟ اینجا ما با سابقهی شنیداری و فرهنگ شنیداری طرف هستیم. در واقع، همهچیز، از سالن اجرا و ساز گرفته تا فرهنگ و درک ما از موسیقی، در یکدیگر تنیدهاند. آنچه در اجرا «درست» یا «مناسب» به نظر میرسد، صرفاً از خودِ متن مکتوب استخراج نمیشود، بلکه در نسبت میان متن، صدا، اجرا و تجربهی شنیداری شکل میگیرد. و به بیانی دیگر، این همان پدیدارشناسی صوت است: چگونگی پدیدارشدن صدا در تجربهی شنیداری؛ نسبت صداها با یکدیگر، برجستهشدن و محوشدنشان، حرکتشان در زمان، و اینکه یک رابطهی صوتی چگونه ادراک میشود.
| 2 | خب هنوز از ذهنم بیرون نرفته. | 78 |
| 3 | «عزیزم زندگی واقعا ارزشش رو داره.» | 99 |
| 4 | ترجمهی فارسی آخرین کتاب هراری، Nexus رو گیر آوردم و بسیار خرسندم. | 132 |
| 5 | Amirta Shel-Gil (1913-1941) | 1 |
| 6 | دنیل برنبیم: درک فورتوِنگلِر از موسیقی درکی فلسفی بود. او میفهمید که موسیقی نه بیانیه است و نه یک موجودیت مشخص. موسیقی «شدن» است. آنچه یک عبارت موسیقی میگوید اهمیتی ندارد، آنچه اهمیت دارد این است که چگونه به آن عبارت برسی، چگونه آن را ترک کنی و چگونه به عبارت بعدی گذار کنی.
- تشابهها و تناقضها ـــ کاوشهایی در موسیقی و جامعه | دنیل بَرِنبُیم و ادوارد سعید | بهزاد هوشمند | 124 |
| 7 | Francis Bacon in his studio, photographed by Peter Stark. | 184 |
| 8 | شصت و پنج صفحه خوندم و تا اینجا به کتاب مورد علاقهم تبدیل شده. یک بخشیش دارن درمورد پدیدارشناسی صوت صحبت میکنن و واقعا خیلی جالبه. جلوی خودم رو گرفتم اینجا رو باهاش اسپم نکنم. | 222 |
| 9 | ادوارد سعید: یکی از چیزهای قابل توجه دربارهی نوع کاری که تو میکنی این است که تو یک اجرا کننده یا تأویلگر هستی ـــ هنرمندی که بیش از بیان کردن خودش به بیان کردن دیگران توجه میکند. این یک چالش است. نکتهی جالب توجه دربارهی گوته ـــ و همینطور تجربهی ما در وایمار ـــ
این بود که هنر، به خصوص در نظر گوته، تماماً سفری به «دیگری» بود، نه تمرکز بر خود. و این نگاه امروز بسیار در اقلیت است. امروز تمرکز بیشتر بر تاکید روی هویت، نیاز به ریشهها، ارزشهای فرهنگی و احساس تعلق فردی است. دیگر بهندرت کسی خودش را کنار میگذارد تا چشم انداز وسیعتر به دست آورد.
- تشابهها و تناقضها ـــ کاوشهایی در موسیقی و جامعه | دنیل بَرِنبُیم و ادوارد سعید | بهزاد هوشمند | 248 |
| 10 | «توز» در واژهی «کینهتوز» از مصدرِ «توختن» میاد. توختن یعنی یه چیزی رو خواستن، طلب کردن، آرزو کردن، به دنبال یه چیزی رفتن. کینهتوز کسی هستش که به دنبال انتقام و کینه میره. | 257 |
| 11 | پارالاکس [اختلافمنظر] فقط جابهجایی یا حس سرگشتگی در زمان و مکان نیست؛ یکجور آشفتگی و ناهمخوانیِ بنیادین است میان آنچه هستیم، آنچه میتوانستیم باشیم، آنچه هنوز شاید بتوانیم باشیم، آنچه نمیتوانیم بپذیریم به آن بدل شدهایم، و آنچه هرگز نخواهیم بود. با خودت فکر میکنی شبیه دیگران نیستی و خیال میکنی برای درکِ دیگران، برای بودنِ با آنها، دوست داشتنشان، و دوست داشته شدن میبایست به چیزهایی جز این افکار طبیعی که در سر داری بیندیشی. برای بودنِ با دیگران باید خلاف آنچه هستی باشی؛ برای فهمیدنِ دیگران باید نقطهی مقابل آنچه را میبینی بخوانی؛ برای بودن در جایی باید خیال کنی جای دیگری هستی یا میتوانستی باشی. به این میگویند حالوهوای وهمانی (irrealis-mood).
ــــ آندره آسیمان، «سخن آخر: اختلافمنظر»، از کتاب تو آنجا نبودهای، ترجمهی شاید نیکرفعت، نشر گمان، ۱۴۰۵، ص. ۱۶۸. | 243 |
| 12 | +3 Rachmaninov: Four Pieces
#meowsic | 270 |
| 13 | . | 225 |
| 14 | اگر کسی در حرفهای فعالیت کند که چیزی بیش از حرفه باشد، چیزی که یک شیوهی زندگی است، چنان که برای ما اینگونه است ــــ چیزی فراتر از ساعت کاری، از نُه صبح تا پنج عصر ـــ آن وقت مکان جغرافیایی اهمیت کمتری پیدا میکند. مطمئنم وقتی آثار گوته را میخوانی، به شکلی شاید خندهدار احساس میکنی آلمانی هستی، همانطور که من وقتی آثار بتهوون یا بروکنر را رهبری میکنم. این یکی از درسهایی بود که از کارگاهمان در وایمار گرفتم. دقیقاً این نکته که نهتنها داشتن چندین هویت امکانپذیر است، بلکه چیزی است که باید با اشتیاق به سوی آن رفت. حس تعلق به فرهنگهای مختلف انسان را غنیتر میکند.
- تشابهها و تناقضها ـــ کاوشهایی در موسیقی و جامعه | دنیل بَرِنبُیم و ادوارد سعید | بهزاد هوشمند | 223 |
| 15 | فرزانه افشار - زمستان امسال | 216 |
| 16 | +2 Rachmaninov: Three Nocturnes
#meowsic | 185 |
| 17 | ادوارد در موسیقی تنها ترکیبی از صداها را نمیدید، بلکه این حقیقت را میفهمید که هر شاهکارِ موسیقی همچون مفهومی از جهان است؛ و دشواری در اینجاست که این مفهومِ جهان را با کلمات نمیتوان بر زبان آورد ــــ چرا که اگر گفتن آن با کلمات ممکن بود، دیگر نیازی به موسیقی نبود. اما او این حقیقت را تصدیق میکرد که غیرقابل توضیح بودنِ آن به معنای نبودنش نیست.
- تشابهها و تناقضها ـــ کاوشهایی در موسیقی و جامعه | دنیل بَرِنبُیم و ادوارد سعید | بهزاد هوشمند | 213 |
| 18 | و خب
پس از نوشتن این قطعه بود
مالر یکی از دخترانش رو بر اثر وبا فک کنم
از دست داد
و گویی به یکی از دوستاش نامه زد
که دیگه یه همچین مجموعه ای نخواهد نوشت | 181 |
| 19 | +4 اولین ضبطش خدمتدون
@german_idyll | 199 |
| 20 | هشدار محتوای دلخراش
امروز توی شبکههای اجتماعی میگشتم، اتفاقی خبر قتل یک دختر پانزده ساله به دست پدرش رو دیدم. که توی آگهی ترحیمش هم زده بود فرزند دلبند پدر.
به قول استادم کات.
صحنه بعد؛ داشتم رمان طوبی و معنای شب رو میخوندم. به یک دختر نوجوان چهارده ساله تجاوز شد. دختر باردار شد. و پدرش وقتی فهمید با چاقو قلبش رو سوراخ کرد و شکمش رو درید.
کات.
دلم داره به هم میپیچه. ممکنه گریه کنم ولی هیچی حل نمیشه. | 192 |
