پـَروازبدونِبـال|گُـناهـِ بوسـه
"پرواز بدونِ بال" (آنلاین) ژانر: لزبین🏳️🌈، عاشقانه، درام "گناه بوسه" (تمام شده) حق عضویتی نویسنده: شاین✨ پایان خوش پارت گذاری: از شنبه تا پنجشنبه تبلیغات👇🏼 @shinetabliq
Mostrar más📈 Análisis del canal de Telegram پـَروازبدونِبـال|گُـناهـِ بوسـه
El canal پـَروازبدونِبـال|گُـناهـِ بوسـه en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 20 084 suscriptores, ocupando la posición 1 706 en la categoría Libros y el puesto 16 717 en la región Irán.
📊 Métricas de audiencia y dinámica
Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 20 084 suscriptores.
Según los últimos datos del 17 junio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -553, y en las últimas 24 horas de 5, conservando un alto alcance.
- Estado de verificación: No verificado
- Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 7.07%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 13.41% de reacciones respecto al total de suscriptores.
- Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 1 416 visualizaciones. En el primer día suele acumular 2 687 visualizaciones.
- Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 29.
- Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como ناله, صدا, چنگ, ک.ص, نوک.
📝 Descripción y política de contenido
El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“"پرواز بدونِ بال"
(آنلاین)
ژانر: لزبین🏳️🌈، عاشقانه، درام
"گناه بوسه"
(تمام شده)
حق عضویتی
نویسنده: شاین✨
پایان خوش
پارت گذاری: از شنبه تا پنجشنبه
تبلیغات👇🏼
@shinetabliq”
Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 18 junio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Libros.
Carga de datos en curso...
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 18 junio | +49 | |||
| 17 junio | +51 | |||
| 16 junio | +3 | |||
| 15 junio | +8 | |||
| 14 junio | +4 | |||
| 13 junio | +7 | |||
| 12 junio | +5 | |||
| 11 junio | +8 | |||
| 10 junio | +3 | |||
| 09 junio | +2 | |||
| 08 junio | +2 | |||
| 07 junio | +318 | |||
| 06 junio | +33 | |||
| 05 junio | +9 | |||
| 04 junio | +15 | |||
| 03 junio | +27 | |||
| 02 junio | +6 | |||
| 01 junio | +10 |
| 2 | از دوربین به نوه سکسی و #ک.ص تپل دشمن بیغیرتم نگاه کردم اووف اون #پستون های درشت و #ک.ص و کو.ن تنگ و صورتیش #ک.یرمو شق کرده بود...
با عشوه جوری که انگار میدونست من دارم نگاهش میکنم چرخید و دیلدوی ۳۰سانتی برداشت...
_اووف توله سگ حشری میخواد روی دیلدوی کلفت سواری کنه آههه الان من باید #ک.ص و کو.نشو همزمان با #ک.یرکلفتم و دیلدوی دراز جر میدادم اووف آههه...🔞🔞🍆
از کلاهک #ک.یرم آب منی زد بیرون که افسون تا ته روی دیلدو نشست و با آه و ناله روی دیلدو بالا پایین میشد...
_آههه اووف آییی کیارش آههه دلم #ک.یرتو میخواد آههه اووف....
با حرفش وحشی شدم و بلند شدم و سمت اتاقش رفتم
تا درو باز کردم حشری چو.چولشو جلوم مالوند که با دیلدو بلندش کردم و #ک.یرمو توی کو.ن تنگش فرو کردم و شروع کردم به تلمبه زدن تو #ک.ص و کو.نش که.....
https://t.me/+GxnXMfyV3wY4ZGY0
استاکر #کــ.یرکلفت با دیدن #کــ.ص و کون تپل دختر ۱۶سالهی حشری جق میزنه که....🔞💦🙊👆🏼 #محدودیــــــتسنـــــــــــــــی💦🔞❌ | 770 |
| 3 | horny Peach🍑🔞💦
#part7
توی حموم پدربزرگ کو.ن تپل و #ک.ص صورتیمو قمبل کرده بودم که کیارش حشری جوونی گفت و شروع کرد به خوردن #ک.ص و کو.نم..💦🔞🍒
_آههه اووم کیااارش آههه اووف اووم #ک.صم مال توعه اووف محکمترر #ک.صمو بخور ایییی آهههه...
#پستون های گنده و نوک صورتیمو مالوند و دهنشو از روی #ک.صم برداشت و #ک.یر دراز و قطورشو لای چو.چول #ک.صم کشید و یهو کل #ک.یرشو توی #ک.صم کوبید که یهو در حموم باز شد و با دیدن پدربزرگ.....
https://t.me/+GxnXMfyV3wY4ZGY0
سکس تو حموم با دشمن #کــ.یرکلفت پدربزرگ هات🔞🔞 | 553 |
| 4 | خلاصه : دلوین و رها از روز اول دانشگاه باهم بحث و کلکل دارن تا اینکه مجبور میشن توی پروژه ی دانشگاهی هم گروه باشن و این پروژه باعث میشه تا ارتباط این دو نفر قوی و صمیمی تر بشه ،، وقتی از سمت دانشگاه به یک کمپی میرن با خبری که رها میده همه رو شوک زده میکنه . . . !
ژانر : لزبین ، اروتیک ، عاشقانه🌈✨
https://t.me/+GhxLMia2bv84Nzk0 | 555 |
| 5 | Se🔞xi bit💦ch
#part_153
_دوتا کـ*ص تپل از فاحشه خونه خریدم که کـ*صای همو بخورن اوممم🔞💦
با حشریت زبونمو روی #کـ*ص دختره میکشم و با انگشتم سوراخ کـ*صشو انگشت میزنم
_اوووم شیخ #کـ*صم چطوره؟ کیـ*رت دلش نمیاد این کـ*ص تپلو مال خودش کنه؟
چشماش برقی زد
_همونطوری که داری #کـ*ص اونو لیس میزنی کیـ*رمو لیس بزن تیدا بیا
کـ*یر کلفت و سیاه شیخو توی دهنم فرو کردم که زبون اون فاحشه اینبار #کـ*ص منو لیسید
_دفعهی بعد جای دوتا فقط خودتو میگیرم تیدا، بشی #فاحـ*شه اختصاصیم اوممم
و شروع کرد تلمبه زدن که....🙈🔞💦
https://t.me/+qxFaBkVNLwpmMTJk
تریسام دوتا زن فاحشه با خرپول ترین شیخ دبی..🔞💦❌ | 519 |
| 6 | #فاحــشـهخـــــیـــس🔥👙
#part73🔞💦
بهشتش رو روی بهشتم تنظیم کرد و خودش رو تکون داد برخورد بهشت هامون به همدیگه باعث شد از لذت ناله ای بکنم...
انقد این کار رو تکرار کرد نزدیک ارضا شدنم بود که بلند شد و روی تخت خوابید و با لوندی لب زد
سوزان:تو باید من رو ارضام کنی نه من تو رو!
چشمکی زد پاهاش رو باز کرد اشاره ای به بهشتش کرد و گفت:
سوزان:برام بخورش جنـ*ـده کوچولو!
با تردید سرم و به سمت بهشت خیسش بردم
و آروم زبونم رو روش کشیدم که...
https://t.me/+qxFaBkVNLwpmMTJk
سکسه لزبین با فاحشه کوچولوی تازه کار💦🔞🫦
سرچ کن پارت 73 نبود لف بده🙈🍒 | 543 |
| 7 | ⭐️ | 1 290 |
| 8 | _این لباسِ خاکبرسری و کی چپونده تو کمدم؟
متعجب لباس و بین دستهام گرفتم یه لباس خواب قرمز از جنس حریر که همش یک وجب بود و بی درو پیکر!
_من خریدم، دوست دارم شب برام بپوشیش.
مات برگشتم و نگاهی به میران انداختم.
_جانم؟ یه تکه لباس بی درو پیکرو بپوشم چه غلطی کنم؟
کجخندش عصبی ترم کرد.
_غلطای خوب خوب.
حرصی لباس را سمتش پرت میکنم.
_بده اون دوست دخترای رنگاوارنگت برات بپوشن آقا، من این لباس و تن نمیزنم.
نزدیک شد، حالا دیگر لبخند به لب نداشت.
اخمی میکند و میغرد:
_زنمی، زنم، ولت کنی با چادر چاقچور کنارم میخوابی!
امشب باس این لباس و تنت کنی سعیده.
مثل خودش اخمی میکنم.
_و اگه تنم نکنم؟
نزدیک شد، خیلی نزدیک
طوری که گرمی تنش و احساس کردم.
_اونوقت خودم به روش خودم تنت میکنم، ولی بعدش قول نمیدم حامله ت نکنم توله.
چشمهام گرد شد که دست پیش آورد و روی دکمه ی شومیزم نشست.
اولین دکمه رو که باز کرد به خودم اومدم و تندی پسش زدم.
_داری چیکار میکنی مردک!
دوباره نزدیک شد، دستش دور کمرم حلقه شد و تنم و به تنش چسبوند.
_میخوام همین امشب با زنم باشم، با زنی که محرممه، حلالِ حلال.
گرمی دستهاش و این همه نزدیکی داشت حالم و خراب میکرد.
دست روی سینه اش گذاشتم.
_ولی ازدواج ما صوری بود، خودت اینطور خواستی.
زیر گوشم غرید:
_من غلط کردم خوبه؟ دیگه نمیتونم نسبت بهت خوددار باشم سعیده، د لامذهب داری دیوونه م میکنی، میخوام همین امشب حست کنم.
مسخ شدم، میران منو دوست داشت؟ مردی که اون همه خواهان داشت؟
به خودم که اومدم دکمه های شومیزم و تا آخر باز کرده بود.
دستش که پوست شکمم و لمس کرد به خودم لرزیدم.
زیر گوشم اغواگرانه پچ زد:
_هیش، نلرز جوجه رنگیم، قول میدم اذیتت نکنم.
بغلم کرد و به سمت تخت قدم برداشت
https://t.me/+iP7C7NFteDthMGI0
https://t.me/+iP7C7NFteDthMGI0
https://t.me/+iP7C7NFteDthMGI0
یه پسر سک.سی داریم و یه دخترِ هیچی ندون😂🔥
دخترمون باهوشه، اما تا وقتی که بحث چیزای زنونه نباشه!
میپرسید چرا؟ چون از سن کم با پیکان وانت بار زده و میوه فروخته🥲
حالا دل داده به کی؟ پسری که نصف دافای شهر زیرش بودن😭💔
پسر جذابی که عاشق زنای لونده و با دیدن دختر معصوم ما که رفتارش پسرونه است، شروع میکنه به اذیت کردنشش😔
اما تا کجا؟ وقتی یبار دزدکی بدن دخترونه و سفیدش و میبینه، میفهمه چه اشتباهی کرده و...😂🔥🔞 | 1 360 |
| 9 | - سینه ات داره خون میاد، قطعش کن.
با بغض دست زیر سینه ی گردم گذاشتم و خون دستم رو پر کرد
روی زمین سرد نشسته بودم و لخت مادرزاد بودم.
- خیلی بدی، چرا وسط سکسمون سیگارتو فشار دادی زیر سینم؟
دیگه دوست ندارم.
با لوسی رو چرخوندم که از پشت تنمو گرفت و انگشتش رو توی سوراخ کو🍑نم فرو کرد
از این خشونتش ایی گفتم که لب زد:
- میخواستم اون ماه گرفتکی کوفتیت توی سکس جلوی چشمم نباشه جنده خانوم.
https://t.me/+-GXkr0IG4OMyM2E8
https://t.me/+-GXkr0IG4OMyM2E8
این حرفش گذاشت بیشتر گریه کنم
یه تهمت دروغی ساده کاری کرده بود شوهری که عاشقانه دوسم داشت حالا سینم رو بسوزونه
همون ماه گرفتگی که هر شب میگفت با دیدنش حش💦ری میشه
بی اهمیت به سوزش شدیدش دستمو برداشتم.
- تهمت زد، دروغ گفت، باور کن بد زندگیمون رو خواست آرس، خواست از هم بپاشیم
نکن اینکارو.
منو سمتش چرخوند و پیراهنشو پرت کردتو سینم که دکمش به جای سیگارش خورد و ایی گفتم.
- میگی داداشم الکی گفته واسش لخت شدی هوم؟ الکی گفته که زیر سینه ی چپت یه ماه گرفتگی داری؟
بعنی میگی داداش من هم خون من خواسته توی غربتی پاپتی که من زیرپر و بالتو گرفتم رو جلوی من خراب کنه؟
هر حرفش تیر مستقیمی به قلبم بود، ناباور نگاهش کردم که لب زد:
- نمیتونم بکشمت، نمیتونمم طلاقت بدم
عاری واسم این که بپرس چرا طلاقت دادم و بگم چون زنم هوس ک💦یر داداشمو کرده
با زبون خوش برو ماه دخت
برو تا غیابی طلاقت بدم
خرج و مخارجتم میدم. مهریه ات هم تو حسابته فقط برو.
ازم رو چرخوند و من شکسته تر از همیشه پیراهنش رو پوشیدم اخرین یادگاریش
با شورت باکسرش رفت توی تراس و من از همونجایی که بودم داد زدم:
- باشه ارش خان، من میرم
هیچ پولی هم ازت نمیخوام ولی اینو یادت باشه
دختری که یک روز به ناحق سینه اش رو سوزوندی و از خونه ات بیرونش کردی هیچ وقت نمیبخشتت
یه روزی کل تهران رو دنبالم میگردی.
و بعد ارام تر گفتم:
- خداحافظ عشق من خداحافظ بابایی که هیچ وقت قرار نیست بچه ات رو ببینی.
https://t.me/+-GXkr0IG4OMyM2E8
https://t.me/+-GXkr0IG4OMyM2E8
❌وقتی که آرش فهمید به ناحق به ماهدخت تهمت زدن دیوونه شد.
تموم تهران رو دنبالش گشت ولی آب شده بود و وقتی فهمید حامله بوده دنیا روی سرش خراب شد و حالا تهران که سهله، کل دنیارو قراره دنبالش بگرده بی خبر از اینه که ماهدخت قوی تر از قبل قراره برگرده و... | 895 |
| 10 | پرستار کوچولوی حشری رو روی تخت معاینه خوابوندم و پاهاشو روی قسمت مخصوص گذاشتم
با دیدن ک.ص کوچولوی صورتیش آب دهنم رو قورت دادم.
دختر کوچولوم از ترس رنگش پریده بود اما برام مهم نبود.
من عاشق این بودم که واسه ک.یرم التماس کنه تا توی مطب بکنمش
به طرف وسایل پزشکی رفتم و گوشی معاینه و روان کننده رو برداشتم و به طرفش رفتم.
بین پاهاش وایسادم و بوی ک.صش مستم میکرد
-نترس جنده کوچولو ..زود تموم میشه..
سرش رو تکون داد و من چو.چو.له شو مالیدم
دستم که بهش خورد اه بلندی کشید:
-اههه...دکتر...
لبش رو که به دندون گرفت ک.صش و براش مالیدم که ناله ش بلند شد:
-اقای #دکتر تو رو خدا ..منو بکن...اهه
-هیس ..حرف نزن
تو که نمیخوای پرسنل بیمارستان بفهمن زیرم هر شب آبت میاد؟
-نه توروخدا .. هر کاری بخواید میکنم...
ک.یرم رو مالیدم و گفتم :
-هر کاری؟
به برآمدگی زیر شلوارم نگاه کرد و گفت:
-هر کاری...
انگشتم و تو سوراخ ک.ون تنگش فرو کردم و عقب و جلو کردم
جیغ آرومی کشید که یهو در باز شد و...
https://t.me/+fm3G8gUx2Ew0YzVk
https://t.me/+fm3G8gUx2Ew0YzVk
رابطه دکتر و پرستار تویمطب💦🔞
#با_هر_پارتش_آبت_میاد💦🔥 | 1 024 |
| 11 | س...ک...س عروس خانواده با پدر شوهرش🔞❌
بنری که میخونید، #پارتواقعیرمانه و دارای #محدودیت_سنی هست.
لطفاً با #احتیاط وارد شوید👇🆘 محتوای ذکر شده، مناسب بزرگسالان است:
- حتی باورت نمیشه که چقدر دلم میخواد همین حالا کی*رمو با تمام قدرت وارد جفت سو*راخات
کنم و اونقدر تلم*به بزنم که ک*ص و کو*نت سرخ
و کبود بشه!
آخی کشیدم و با دستام، با..سنش رو چنگ زدم. ناخنام رو تو پوست کو*نش فشار دادم و محکم، سمت خودم کشیدمش که کی*رش مستقیم لای چا.ک حساس ک*صم قرار گرفت.
- پس برای همین اینقدر داری دست دست میکنی واسه پا*ره کردنم؟
جون کشیده ای گفت و تو یه حرکت، کل کی*رش رو تو ک*صم جا داد که آه بلندی کشیدم و پاشنهٔ پاهام
رو به کمرش فشار دادم.
- آه! همینه! همینو میخواستم! جر..م بده مرصاد جون! ک*ص و کو..نمو با کی*ر کلفتت پا...ره کن
- چشم! شما امر کن عروس س*ک*سی و حش..ری من!
بلافاصله شروع کرد به وحشیانه تل*مبه زدن. کی*رش رو با هر بار ضربه داخل سو*راخم، تا نا*فم احساس میکردم و بدنم زیر تل*مبه هاش مثل ویبره میلرزید.
- خوبه ملیسا!؟ خوشت میاد داری زیر کی*ر پدر شوهر خودت گا*ییده میشی!؟
سرم رو تند تند تکون دادم و ناخنام رو از کمر تا شونه هاش بالا کشیدم و پشتش رو چنگ زدم:
- آه! آره آره! حالا میفهمم آرش قدرتش تو س*کس کردنو از کی به ارث برده! آخ! محکتر! دلم میخواد زیر ک*یرت یه جوری گا*ییده بشم که ک*صم خون بیفته مرصاد!
https://t.me/+ZiUesCzW-fA1NmI0
https://t.me/+ZiUesCzW-fA1NmI0
https://t.me/+ZiUesCzW-fA1NmI0
https://t.me/+ZiUesCzW-fA1NmI0
https://t.me/+ZiUesCzW-fA1NmI0
https://t.me/+ZiUesCzW-fA1NmI0
https://t.me/+ZiUesCzW-fA1NmI0
https://t.me/+ZiUesCzW-fA1NmI0
https://t.me/+ZiUesCzW-fA1NmI0
https://t.me/+ZiUesCzW-fA1NmI0
https://t.me/+ZiUesCzW-fA1NmI0
https://t.me/+ZiUesCzW-fA1NmI0
ملیسا، دختری که در غیاب شوهرش پدر شوهرش رو اغوا میکنه و باهاش همخواب میشه. اما بعد از اینکه زن جوون پدر شوهرش متوجه ماجرا میشه، با پدر شوهر و پدرزن شوهرش سه نفری❌❌
https://t.me/+ZiUesCzW-fA1NmI0
https://t.me/+ZiUesCzW-fA1NmI0
فقط یه دختر سڪسیُ حشـ.ری مثل من میتونه توی یک ثانیه ڪ.یر کلفتتُ بیدار کنهُ...🤤💦🔞 | 1 634 |
| 12 | تو زندان زنان، کـ*صشو با بادمجون...😱💦🍆
#part15
_ تا کی میخوای به زور ببندیم ومجبورم کنی کـ*صتو بلیسم؟ 🔞💦
کاتلین کـ*صشو به دهنم فشار داد و حشـ*ری نالید
_حرف نباشه لیستو بزن وگرنه مجبور میشم بگم از پشت بادمجون بیشتر داخلت فشار بدن ❌❗️
محکمتر چوچول صورتیشو لیس زدم و حشری با دستم خودمو مالیدم
_دست و پام بسته نبود هم میتونستی بیشتر توش کنی تا بفهمن کـ*صم صاحب داره
کاتلین بلند شد و سرشو اورد سمت کـ*صمو بادمجونو ازش بیرون کشید
_دختر خوب الان وقتشه با ویبـ*راتوری که قایمکی اوردم جرت بدم..🍆😈💦🔞
https://t.me/+MtPHXazPfSo3ZGQ0
زندان زنای لزبین حشـ*ری که نوبتی کـ*ص همدیگه رو با بادمجون جر میدن❌🔞💦 | 1 490 |
| 13 | گروپ سکـــ*س زندانی🔞💦
#part24
_بدو سرباز تا تو کتایونو مجبور میکنی کیـ*رتو ساک بزنه منم کاتلینو محبور میکنم کـ*صشو واسم باز کنه!
کیـ*رمو لای سوراخ کاتلین گذاشتمو و شروع کردم به تلمبه زدن تو کـ*ص خیس و صورتیش
_همونجوری که دارم کـ*صتو میگام کـ*ص کتایون لیس بزن🍒💦
کتایون داشت کیـ*ر سربازو سـ*ـاک میزد و کـ*صش زیر زبون هــ*رزه ای بود که داشتم کـ-صشو جر میدادم
_زودباشین دخترا زودتر ابمونو بیارین
سرباز کیـ*ر شقشو به زور تو کـ*ص کتایون کرد و دوتایی شروع کردیم به تلمبه زدن...🔞💦❌
https://t.me/+MtPHXazPfSo3ZGQ0
گروپ سکـ*س و تجاوز سربازای ح*شری به زنای لزبین زندانی😱🔞💦 | 1 495 |
| 14 | از دوربین به نوه سکسی و #ک.ص تپل دشمن بیغیرتم نگاه کردم اووف اون #پستون های درشت و #ک.ص و کو.ن تنگ و صورتیش #ک.یرمو شق کرده بود...
با عشوه جوری که انگار میدونست من دارم نگاهش میکنم چرخید و دیلدوی ۳۰سانتی برداشت...
_اووف توله سگ حشری میخواد روی دیلدوی کلفت سواری کنه آههه الان من باید #ک.ص و کو.نشو همزمان با #ک.یرکلفتم و دیلدوی دراز جر میدادم اووف آههه...🔞🔞🍆
از کلاهک #ک.یرم آب منی زد بیرون که افسون تا ته روی دیلدو نشست و با آه و ناله روی دیلدو بالا پایین میشد...
_آههه اووف آییی کیارش آههه دلم #ک.یرتو میخواد آههه اووف....
با حرفش وحشی شدم و بلند شدم و سمت اتاقش رفتم
تا درو باز کردم حشری چو.چولشو جلوم مالوند که با دیلدو بلندش کردم و #ک.یرمو توی کو.ن تنگش فرو کردم و شروع کردم به تلمبه زدن تو #ک.ص و کو.نش که.....
https://t.me/+GxnXMfyV3wY4ZGY0
استاکر #کــ.یرکلفت با دیدن #کــ.ص و کون تپل دختر ۱۶سالهی حشری جق میزنه که....🔞💦🙊👆🏼 #محدودیــــــتسنـــــــــــــــی💦🔞❌ | 1 016 |
| 15 | horny Peach🍑🔞💦
#part7
توی حموم پدربزرگ کو.ن تپل و #ک.ص صورتیمو قمبل کرده بودم که کیارش حشری جوونی گفت و شروع کرد به خوردن #ک.ص و کو.نم..💦🔞🍒
_آههه اووم کیااارش آههه اووف اووم #ک.صم مال توعه اووف محکمترر #ک.صمو بخور ایییی آهههه...
#پستون های گنده و نوک صورتیمو مالوند و دهنشو از روی #ک.صم برداشت و #ک.یر دراز و قطورشو لای چو.چول #ک.صم کشید و یهو کل #ک.یرشو توی #ک.صم کوبید که یهو در حموم باز شد و با دیدن پدربزرگ.....
https://t.me/+GxnXMfyV3wY4ZGY0
سکس تو حموم با دشمن #کــ.یرکلفت پدربزرگ هات🔞🔞 | 759 |
| 16 | خلاصه : دلوین و رها از روز اول دانشگاه باهم بحث و کلکل دارن تا اینکه مجبور میشن توی پروژه ی دانشگاهی هم گروه باشن و این پروژه باعث میشه تا ارتباط این دو نفر قوی و صمیمی تر بشه ،، وقتی از سمت دانشگاه به یک کمپی میرن با خبری که رها میده همه رو شوک زده میکنه . . . !
ژانر : لزبین ، اروتیک ، عاشقانه🌈✨
https://t.me/+GhxLMia2bv84Nzk0 | 760 |
| 17 | Se🔞xi bit💦ch
#part_153
_دوتا کـ*ص تپل از فاحشه خونه خریدم که کـ*صای همو بخورن اوممم🔞💦
با حشریت زبونمو روی #کـ*ص دختره میکشم و با انگشتم سوراخ کـ*صشو انگشت میزنم
_اوووم شیخ #کـ*صم چطوره؟ کیـ*رت دلش نمیاد این کـ*ص تپلو مال خودش کنه؟
چشماش برقی زد
_همونطوری که داری #کـ*ص اونو لیس میزنی کیـ*رمو لیس بزن تیدا بیا
کـ*یر کلفت و سیاه شیخو توی دهنم فرو کردم که زبون اون فاحشه اینبار #کـ*ص منو لیسید
_دفعهی بعد جای دوتا فقط خودتو میگیرم تیدا، بشی #فاحـ*شه اختصاصیم اوممم
و شروع کرد تلمبه زدن که....🙈🔞💦
https://t.me/+qxFaBkVNLwpmMTJk
تریسام دوتا زن فاحشه با خرپول ترین شیخ دبی..🔞💦❌ | 744 |
| 18 | #فاحــشـهخـــــیـــس🔥👙
#part73🔞💦
بهشتش رو روی بهشتم تنظیم کرد و خودش رو تکون داد برخورد بهشت هامون به همدیگه باعث شد از لذت ناله ای بکنم...
انقد این کار رو تکرار کرد نزدیک ارضا شدنم بود که بلند شد و روی تخت خوابید و با لوندی لب زد
سوزان:تو باید من رو ارضام کنی نه من تو رو!
چشمکی زد پاهاش رو باز کرد اشاره ای به بهشتش کرد و گفت:
سوزان:برام بخورش جنـ*ـده کوچولو!
با تردید سرم و به سمت بهشت خیسش بردم
و آروم زبونم رو روش کشیدم که...
https://t.me/+qxFaBkVNLwpmMTJk
سکسه لزبین با فاحشه کوچولوی تازه کار💦🔞🫦
سرچ کن پارت 73 نبود لف بده🙈🍒 | 736 |
| 19 | 780 | |
| 20 | برادر شوهرش تو خواب ک*صش و میخوره😱🔞
با حس خیسی و داغی زبونی روی ک*صم آروم لای پلکام و باز کردم که سر هومان و بین پام دیدم !
با ولع داشت چـ.وچــولم و میخورد.
_اووف چه خوشمزه ای! ک..صت مزه ی توت فرنگی میده.
وحشت زده سعی کردم با دستام سرش و پس بزنم.
_ هومان چیکار میکنی...آههه...لعنتی بسه تمومش کن.
_اووف تو فقط ناله کن، کیه که از این ک.ص خوشمزه بگذره
سر کلاهکش و چند بار به ک*صم مالید و با یه فشار واردم کرد.
_آخخ...
https://t.me/+gh_FW7oXichiMmRk
https://t.me/+gh_FW7oXichiMmRk
https://t.me/+gh_FW7oXichiMmRk
https://t.me/+gh_FW7oXichiMmRk
هومان... پسر هات و سک.سی که عاشقِ نامزدِ برادرش میشه و با دیدنِ ک.ص صورتی و تپلش، ح.شری میشه و تو اتاق خفتش میکنه و قبل اینکه برادرش دستش بهش برسه، خودش بکارتش و میگیره و مال خودش میکنه🤤🙈
#شورتخیسکن_سسکی | 798 |
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
