es
Feedback
ادب‌سرا | Adabsara

ادب‌سرا | Adabsara

Ir al canal en Telegram

به‌ادب‌سرای‌مان خوش آمديد! اين‌جا ما ميزبان شما هستیم؛ با جرعهء از كتاب نوشيدن غزليات ناب سماع با مولانای جان و جشن زيبائ از دست نويس‌های شما با ما بر جهان متفاوت ادب قدم بگذاريد! ارسالی:👈🏻@HamasaShirzad

Mostrar más
779
Suscriptores
-124 horas
-77 días
-2030 días
Atraer Suscriptores
julio '26
julio '26
+11
en 3 canales
junio '26
+14
en 0 canales
Get PRO
mayo '26
+13
en 2 canales
Get PRO
abril '26
+20
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+4
en 2 canales
Get PRO
febrero '26
+8
en 0 canales
Get PRO
enero '26
+17
en 2 canales
Get PRO
diciembre '25
+14
en 4 canales
Get PRO
noviembre '25
+16
en 1 canales
Get PRO
octubre '25
+19
en 1 canales
Get PRO
septiembre '25
+9
en 2 canales
Get PRO
agosto '25
+9
en 1 canales
Get PRO
julio '25
+7
en 0 canales
Get PRO
junio '25
+13
en 0 canales
Get PRO
mayo '25
+16
en 1 canales
Get PRO
abril '25
+15
en 1 canales
Get PRO
marzo '25
+28
en 7 canales
Get PRO
febrero '25
+51
en 13 canales
Get PRO
enero '25
+42
en 3 canales
Get PRO
diciembre '24
+68
en 8 canales
Get PRO
noviembre '24
+42
en 9 canales
Get PRO
octubre '24
+41
en 10 canales
Get PRO
septiembre '24
+74
en 6 canales
Get PRO
agosto '24
+31
en 4 canales
Get PRO
julio '24
+79
en 6 canales
Get PRO
junio '24
+60
en 4 canales
Get PRO
mayo '24
+59
en 13 canales
Get PRO
abril '24
+38
en 1 canales
Get PRO
marzo '24
+202
en 28 canales
Get PRO
febrero '24
+140
en 17 canales
Get PRO
enero '24
+52
en 3 canales
Get PRO
diciembre '23
+51
en 1 canales
Get PRO
noviembre '23
+59
en 7 canales
Get PRO
octubre '23
+62
en 3 canales
Get PRO
septiembre '23
+101
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+198
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+334
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+4 650
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+940
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
23 julio0
22 julio0
21 julio0
20 julio+1
19 julio0
18 julio0
17 julio0
16 julio0
15 julio0
14 julio+2
13 julio+1
12 julio0
11 julio+2
10 julio0
09 julio0
08 julio+1
07 julio0
06 julio0
05 julio+1
04 julio+1
03 julio0
02 julio+1
01 julio+1
Publicaciones del Canal
آدمی که حتی فقط یک روز واقعاً زندگی کرده باشد، می‌تواند صد سال را راحت در زندان بگذراند. آنقدر یاد و خاطره خواهد داشت که حوصله‌اش سر نرود. 📔: بیگانه #آلبر_کامو

2
لیلا دوباره قسمت ابن‌السلام شد عشق بزرگم آه چه آسان حرام شد می‌شد بدانم این‌که خطِ سرنوشتِ من از دفترِ کدام شبِ بسته وام شد؟ اوّل دلم فراق تو را سرسری گرفت وان زخم کوچک دلم آخر جذام شد گلچین رسید و نوبت با من وزیدنت دیگر تمام شد، گل سرخم! تمام شد شعر من از قبیلهٔ خون است، خون من، فواره از دلم زد و آمد کلام شد ما خون تازه در تنِ عشقیم و عشق را شعر من و شکوه تو، رمزالدوام شد بعد از تو باز عاشقی و باز… آه نه! این داستان به نام تو، این‌جا تمام شد شعری از حسین منزوی
29
3
وقتی هستی خوشحال‌ترم؛ بسان آدمی که از فرط خنده روی زانوی خودش می‌کوبد. وقتی هستی عاشق‌ترم؛ از «نجیب خنده‌ی تو»ی محمدرضا و «که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها»ی حافظ. وقتی هستی، شاکرترم؛ آن‌قدر که «الحمدلله» دیگر واژه نیست، «لوب‌دوب» قلب من است. #دیبا
24
4
مادرم گفت: «شب می‌گذرد...» و من سال‌هاست می‌بینم بعضی شب‌ها نمی‌گذرند؛ فقط روی شانه‌ی آدم پیر می‌شوند. آن روز که پدر رفت بی‌آن‌که بداند بعضی رفتن‌ها در را نمی‌بندند، تمامِ پنجره‌های خانه را با خود می‌برند. از آن روز هر صدای پا، هر صدای چرخاندن کلید را کمی با امید، کمی از سرِ اشتباه به انتظار می‌نشینم. #دیبا
26
5
|ایستگاه آخر| کنار مردی ایستاده‌ام که نماز میت می‌خواند، به خودم می‌نگریستم، به آن بدنِ نحیف و رنگ پریده، لبانی که به خُشکی خ
|ایستگاه آخر| کنار مردی ایستاده‌ام که نماز میت می‌خواند، به خودم می‌نگریستم، به آن بدنِ نحیف و رنگ پریده، لبانی که به خُشکی خاک درآمده، و پیکری که سرخی خون را دیگر نمی‌شود زیر پوستش احساس کرد، صورتی که زرد می‌زند همچون مزرعه‌ی گندم، و شانه‌های که بر اثر جاذبه‌ی زمین کبود شده است، نه لباسی‌ به این تن زیب می‌دهد، نه انگشتر و ساعتی دستانم را آراسته است، به تنها چیزی که دل خوش کرده‌‌ام سه متر کفن و پارچه‌ی لفافه است همین، از دیدن خودم نا‌اُمید می‌شوم، کنار خودم دراز می‌کشم، وقتی نماز تمام می‌شود، یکی مشغول گوشی‌اش می‌شود، دونفر پچ‌پچ کنان باهم شوخی می‌کنند، آن یکی سیگاری دود می‌کند، چند نفر هم درحال خوش‌و‌بش هستند، و با دیدن چنین منظره‌ی از آن‌ها نیز نااُمید می‌شوم، و آهسته‌و‌پیوسته زیر لب زمزمه‌ می‌کنم: یَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ؟ یَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ؟ یَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ؟ … #بصیر✍🏻
35
6
مجموعه ویبنارهای آموزشگاه عالی حسیب الماس سی و دومین ویبنار موضوع ویبنار«فرصت‌ها و چالش‌های نویسندگی در عصر هوش مصنوعی» با حض
مجموعه ویبنارهای آموزشگاه عالی حسیب الماس سی و دومین ویبنار موضوع ویبنار«فرصت‌ها و چالش‌های نویسندگی در عصر هوش مصنوعی» با حضور: بانو عایشه فرهمند زمان: سه‌شنبه 30 سرطان مکان: پلتفرم گوگل میت ساعت: 9:00 شب پل ارتباطی: 0794554593 چشم‌ بر‌ راه حضور گرم شما عزیزان در این ویبنار ارزشمند هستیم! https://chat.whatsapp.com/IFU2ErrUixT2K9Xy7QBH0n?s=cl&p=i&ilr=0&amv=2
47
7
چکیده‌ای کتاب: «زه پښتون نه یم، خو پښتو زما د مینې ژبه ده.» ✍🏻 #بانو_کهکشان @kahkashan_writes
52
8
نوشته بود کاش مثل نان بودم چه زیبا برمی‌گردد از سفر آتش! ☕️🎶 تقدیمت
83
9
سمفونی برای من همیشه یادآور این حقیقت است که تلاش فردی چه اندازه ارزشمند و سرنوشت‌ساز است؛ اینکه عشق هر انسان به کارش می‌توان
سمفونی برای من همیشه یادآور این حقیقت است که تلاش فردی چه اندازه ارزشمند و سرنوشت‌ساز است؛ اینکه عشق هر انسان به کارش می‌تواند او را هزاران قدم جلوتر ببرد، و اینکه هیچ تاریکی و هیچ مانعی توان ایستادن در برابر اراده و اشتیاق واقعی را ندارد .
82
10
گاه احساس می‌کنم ما دو تن در اتاقی دو دَر هستیم و درهای اتاق روبروی یکدیگر قرار دارند. هر یک از ما دسته یکی از در ها را بدست گرفته است. یکی از ما چشمکی می‌زند و آن دیگری بلافاصله خودش را پشت در قایم می‌کند. در این هنگام اولی ناچار است حرفی بزند. دومی فوراً در را پشت سر خود می‌بندد تا دیگر دیده نشود اما او مطمئن است در را دوباره باز خواهد کرد، زیرا این اتاق جایی هست که شاید نتوان از آن بیرون رفت. ای کاش اولی دقیقا مثل دومی نبود… ای کاش او آرامش داشت، ای کاش او فقط وانمود می‌کرد که به دیگری نگاه نمی کند. اما به جای همه‌ی اینها او دقیقا همان کاری را می‌کند که دیگری در پشت در خود می‌کند. حتی گاه پیش می‌آید که هر دو پشت درهای‌شان هستند و اتاق زیبا خالی است. بدفهمی های دردناک و جانگداز از همین جا آغاز می شود. نامه به میلنا #فرانتس_کافکا
77
11
روزی کفش‌هایم کنارِ در خواهند ماند... خورشید برای هیچ‌کس طلوع نمی‌کند؛ فقط طلوع می‌کند. کتری باز هم خواهد جوشید. باد پرده‌ها+2
روزی کفش‌هایم کنارِ در خواهند ماند... خورشید برای هیچ‌کس طلوع نمی‌کند؛ فقط طلوع می‌کند. کتری باز هم خواهد جوشید. باد پرده‌ها را تکان خواهد داد. گنجشک، از همان شاخه خواهد خواند. جهان، پس از من، همان‌قدر آرام به چرخیدنش ادامه خواهد داد که پیش از من می‌چرخید. با این همه، دلم می‌خواهد تا وقتی هستم، دست‌کم در دلِ یک انسان، به اندازه‌ی روشن شدنِ چراغی در غروب، اتفاق بیفتم. #دیبا
57
12
شروع داستان؛ قسمتِ اول. شَنگ… شَنگ... شَنگ... صدای برخورد گیلاس‌ها میان جمع می‌پیچید، آن‌ قدر ها بلند که انگار هر ضربه، پشت چشم‌های من فرود می‌آمد. از میان جمعیت خودم را کنار کشیدم و کنار مادر، در گوشه‌ای از سالن، روی چوکی نشستم. تحمل این همه صدا برایم دشوار بود. هنوز دماغم بوی باروت و خون میداد. روی انگشت اشاره‌ام، همان جایی که بارها ماشه را کشیده بود، ردِ سخت و تیره‌ای مانده بود. دست‌هایم دیگر شبیه دست‌های یک پسر جوان نبود، زبر، درشت و پر از زخم شده بودند. شانه‌ام هنوز سنگینی تفنگی را حس میکرد، و چشم‌هایم از خستگی می‌سوخت. اطرافم پر از آدم بود. فامیل‌ها دور میزها نشسته بودند، دخترها با لباس‌های رنگارنگ می‌خندیدند و پسرها دسته‌دسته گوشه‌های سالن ایستاده بودند. عروسی... نمی‌دانستم آخرین بار چه وقت به عروسی آمده بودم، چند ساله بودم، نمیدانم. شاید سال‌ها پیش، پیش از مکتب حربی، پیش از جنگ، پیش از آنکه زندگی بوی باروت بگیرد. نگاهم به مادر افتاد. نگرانی را می‌شد از چشم‌هایش خواند. لبخند کم‌رنگی زدم و برای اینکه خیالش راحت شود، آرام چشمکی به او زدم. ولبخندی ساده ی بر لبش نقش بست. موسیقی تمام سالن را پر کرده بود. دوباره از جا بلند شدم و به ساکت‌ترین گوشه رفتم، صدا ها دیگر درست به گَوشم نمی رسید، فقط زمزمه ی گنگ ی از آن را می شنیدم. به دست‌هایم خیره شدم. همان انگشت اشاره... همان رد ماشه. نیم گیلاس برای خودم ریختم و یک‌نفس سر کشیدم، مزه ی که بر دهنم نشست، هیچ شباهتی به آنی نداشت که ادیب، آن زمستان جان سوز در جبهه آورد. این یکی مزه‌ی آسودگی، تجمل و فاصله از جنگ را میداد، مزه ی مفت، ها مَزه ی مُفت. چقدر این مزه ی مُفت بی ارزش بود، چقدر … آیدا عبیر- بُریده ی از داستان جدید.
92
13
وجدت وردة تنمو على قبر، يا لهذا الاعتذار المتأخر جدًا! من گُلی را در حال رُستن روی یک گور دیدم، آه از این، معذرت خواستن‌های بی‌نهایت دیر‌هنگام! #عمرمحمد_العمودي #عربیات ترجمه: #محمدرضا_موسوی
66
14
تو وقتی می‌بینی که من فسرده‌ام، نباید بُگذری، سکوت کنی، یا فقط همدردی کنی؛ بناکننده‌ی شادی‌هایِ من باش! مگر چقدر وقت داریم؟! یک قطره‌ایم که می‌چکیم در تنِ کویر؛ و تمام می‌شویم... #نادر_ابراهیمی
83
15
آدم سالم نیازی به آزار دیگران ندارد. تا وقتی کسی از درون در عذاب نباشد، برای بی‌رحمی کردن در حق دیگران انگیزه‌ی کافی ندارد. #آلن_دوباتن
79
16
📚 سومین نشست نقد و بررسی کتاب باشگاه کتاب‌خوانی ذهن آگاه 📖 کتاب: کیمیاگر اثر پائولو کوئیلو اگر به کتاب، رشد فردی و گفت‌وگوه
📚 سومین نشست نقد و بررسی کتاب باشگاه کتاب‌خوانی ذهن آگاه 📖 کتاب: کیمیاگر اثر پائولو کوئیلو اگر به کتاب، رشد فردی و گفت‌وگوهای الهام‌بخش علاقه‌مند هستید، شما را به این نشست فرهنگی دعوت می‌کنیم تا درباره مفاهیم ارزشمند این کتاب، مانند رؤیا، هدف، شجاعت، خودشناسی و یافتن گنج درونی، با هم به تبادل نظر بپردازیم. مهمانان ویژه: ✨ بانو ملکه صاحبی ✨ بانو دیبا امین 📅 زمان: شنبه، ۲۷ سرطان 🕘 ساعت: ۹:۰۰ صبح 📍 مکان: مرکز آموزشی ذهن آگاه (جاده شهید مزاری، ایستگاه شفاخانه) 🌸 ویژه بانوان 📞 ثبت‌نام: 0772280381 0702305709 🌱 باشگاه کتاب‌خوانی مرکز تحقیقاتی ذهن آگاه «می‌خوانیم، می‌اندیشیم، می‌سازیم.»
56
17
| از نوشتن | در هنگام نوشتن، ذهن‌تان را اسیرِ ویرایش، تصحیح و انتخاب دقیق واژه‌ها، قالب‌بندی، زیبایی متن، تعداد واژه‌ها، کامل و ناقص بودنِ متن نکنید؛ بگذارید واژه‌ها بی‌واسطه از ذهن و قلب‌تان روی کاغذ جاری شوند. شما فقط بنویسید؛ فرقی نمی‌کند دربارهٔ چه چیزی می‌نویسید یا از زبانِ چه کسی مهم این‌ست که جریانِ نوشتن را متوقف نکنید. چون ما همیشه فرصتِ دیگری برای ویرایش داریم، اما متوقف کردنِ قلم، گاهی به معنای خاموش کردنِ هزاران حرفِ ناگفته است. بنویسید؛ حتی اگر نخستین نسخهٔ نوشته‌تان آشفته، ناقص یا پر از خطا باشد. #حماسه_شیرزاد
64
18
✨📚 دوره آموزش صرف و نحو (صفر تا صد) 📚✨ 🔹 می‌خواهی قواعد نحو را به‌صورت ساده، روان و کامل یاد بگیری؟ 🔹 از مبتدی تا حرفه‌ای
✨📚 دوره آموزش صرف و نحو (صفر تا صد) 📚✨ 🔹 می‌خواهی قواعد نحو را به‌صورت ساده، روان و کامل یاد بگیری؟ 🔹 از مبتدی تا حرفه‌ای، همراه ما باش! 📖 آنچه در این دوره می‌آموزی: ✔️ آشنایی با اصول و قواعد نحو ✔️ شناخت اسم، فعل و حرف ✔️ آموزش کامل اعراب (رفع، نصب، جر، جزم) ✔️ جملات اسمیه و فعلیه ✔️ ترکیب و تحلیل جملات ✔️ تمرینات کاربردی و مثال‌های متنوع 🌟 ویژگی‌های دوره: ✅ آموزش از صفر تا صد ✅ تدریس ساده و قابل فهم ✅ مناسب برای همه سطوح ✅ آموزش به‌صورت آنلاین ✅ امکان اشتراک در یک جلسه امتحانی رایگان مدت زمان دوره: دو ماه 👩‍🏫 مدرس: مرحبا «مفلح» 📱 پلتفورم: واتساپ 📩 ثبت‌نام و معلومات بیشتر: برای معلومات بیشتر و هزینه اشتراک، به واتساپ شماره زیر پیام بگذارید👇 📞 +93729973214
79
19
عزیزان در نشر اعلان سهیم شوید.
5
20
✨📚 دوره آموزش نحو (صفر تا صد) 📚✨ 🔹 می‌خواهی قواعد نحو را به‌صورت ساده، روان و کامل یاد بگیری؟ 🔹 از مبتدی تا حرفه‌ای، همرا
✨📚 دوره آموزش نحو (صفر تا صد) 📚✨ 🔹 می‌خواهی قواعد نحو را به‌صورت ساده، روان و کامل یاد بگیری؟ 🔹 از مبتدی تا حرفه‌ای، همراه ما باش! 📖 آنچه در این دوره می‌آموزی: ✔️ آشنایی با اصول و قواعد نحو ✔️ شناخت اسم، فعل و حرف ✔️ آموزش کامل اعراب (رفع، نصب، جر، جزم) ✔️ جملات اسمیه و فعلیه ✔️ ترکیب و تحلیل جملات ✔️ تمرینات کاربردی و مثال‌های متنوع 🌟 ویژگی‌های دوره: ✅ آموزش از صفر تا صد ✅ تدریس ساده و قابل فهم ✅ مناسب برای همه سطوح ✅ آموزش به‌صورت آنلاین ✅ امکان اشتراک در یک جلسه امتحانی رایگان مدت زمان دوره: دو ماه 👩‍🏫 مدرس: مرحبا «مفلح» 📱 پلتفورم: واتساپ 📩 ثبت‌نام و معلومات بیشتر: برای معلومات بیشتر و هزینه اشتراک، به واتساپ شماره زیر پیام بگذارید👇 📞 +93729973214
9