1 949
Suscriptores
+224 horas
+137 días
+1730 días
Archivo de publicaciones
1 948
انسانها به قدری دروغگو، به قدری دسیسهگر، به قدری مکّار و حیلهگر، به قدری مشتاق به سود خود و بیتوجه به سود دیگران هستند که اگر کمتر آنها را باور کنید و کمتر به آنها اعتماد کنید، اشتباه نکردهاید.
1 948
کمالگرایی، شکل موجهی از اضطراب مزمن است. تلاشی بیپایان برای پر کردن حفرهای درونی که با هیچ دانشی تکمیل نمیشود. تو نمیخواهی یاد بگیری، میخواهی ناتوان نباشی. نمیخواهی جا بمانی، میخواهی دیده شوی. اما زیستن مسابقه نیست و انسان برای کامل شدن خلق نشده. عمق از ایستادن میآید و نه از دویدن. و فهمیدن این ناتمامی گاهی از هر کمالی شریفتر است و اما ناکافی.گریه.
1 948
هیچ وقت آنهایی که تمام کتابهایشان را تا ته خواندهاند، درک نکردهام. کتاب زنده است، گاهی تو را به وقت دیگری موکول میکند و بعد یک روز، تو را فرا میخواند.
1 948
Repost from Fuck This Channel️
آدمی احساس میکنه یه جای نامعلوم گم شده درحالی که وسط خونه نشسته و پا روی پا انداخته.
1 948
Repost from محمّدِامین
من از آن دستهی کسانی هستم که همیشه دوست دارند چیزهای جدید یاد بگیرند؛ نه برای اینکه یادگرفتن خوب است، قشنگ است، ملیح است و این حرفها.
من دوست دارم یاد بگیرم چون حس میکنم خیلی چیزها در دنیا هست که میتواند پازل ناقص شخصیتیام را تکمیل کند و من آنها را ندارم.
چیزهای ارزشمندی که از انسانهای ارزشمند یاد گرفته میشوند و تا قبل از آن فقط توهم داشتن و بلد بودنشان را داشتم نه خودشان را.
1 948
Repost from اَبــوتُـراب
گناه براى غير گناهكار نيز شوم است.
اگر گناهكار را سرزنش كند، به آن مبتلا مىشود،
اگر از او غيبت كند، گناهكار شود
و اگر به گناه او راضى باشد، شريک وى است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مهربانترین انسان تاریخ فرمود ✨
1 948
شاید تنها یک آغوش میتوانست ما را نجات بدهد. اما ما نشستیم و بحث کردیم. اینکه آنروز حق با کداممان بود چه اهمیتی داشت؟
1 948
همه فکر میکردند باران برای گلهای رز میبارد اما او میدانست میبارد تا قبری که بیکس بود را شسته باشد و همین دانستنها چقدر تاریکی او را متفاوت کرده بود.
1 948
میبینی؟ مثل ستاره پخشمان کردهاند در این صفحهی سیاه که هرکداممان جایی برای خودمان سوسو بزنیم که مثلا هستیم.
1 948
شما آدمها با آن سکوت تحقیرآمیزتان من را راندید. درست در دورهای که پرشورترین احساساتم را نثارتان میکردم. جواب اشتیاقم را با آزار دادید، و تا آخر عمر رنجیده خاطرم کردید. حالا من مسلّماً حق دارم بین شما و خودم دیوار بکشم.
1 948
او فقط در ذهنم باقی مانده؛ مثل لکهای روی دیوار که هرچه دست میکشی، محو نمیشود. اما خاطرهها بیجاناند، نه بوی نفس دارند و نه چشمشان به در خیره میماند. خاطره دلتنگ نمیشود؛ این منم که مثل سگ ولگرد دور همان جای خالی میچرخم و گمان میکنم هنوز گرمایی از او مانده. اما او فقط یک سایه است. سایهها هیچوقت برنمیگردند، حتی شاید هیچوقت هم واقعاً نبوده باشند!
1 948
Repost from محمّدِامین
آن کسی که خدا برای تو میفرستد، تو را چنان دوست خواهد داشت که گویی رسالتاش همین است.
1 948
گمان میکردم از آن دسته آدمهایی هستی که میتوان کنارش غمگین بود و با خیالی آسوده سوگواری کرد. اما تو هم از آنهایی بودی که درکی از عمق رنج ندارند. برای درک ماهیت رنج، باید آن را زیسته باشی.
1 948
همهچیز برایم زیادی آشناست. آشنایی زیاد، کسالت است. نمیفهمم جهان مزهی مقوا میدهد یا دهانم.
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
