𝐇𝐲𝐩𝐞𝐫𝐟𝐞𝐦𝐢𝐧𝐢𝐧𝐢𝐭𝐲
Ir al canal en Telegram
Elizabeth Fraser is my mother, Chester Bennington is my father. I was raised somewhere between a lullaby and a scream. cinema diary: @Cineglimps بعد از سکوت، موسیقی بهترین وسیله برای بیان ناگفتههاست. Talk:http://t.me/BluChtBot?start=61a0a003b1dda3808b41
Mostrar más305
Suscriptores
Sin datos24 horas
+37 días
+1730 días
Archivo de publicaciones
یکی از بچه ها بهم پیام داده میگه بزرگ شدی باید رفتار هام رو تغییر بدم
میگم چندساله منو میشناسی میگه از وقتی که کنکور داشتی😭
بامعرفت باشید مثل ایشون🥰
حالا اگه به بلو اعتماد دارید بلو هم هستش دیگه
حوصلهم سر رفته واقعا😭
حرفای جالب بزنید، خبرای جالب، مثلا تسلای جدید🥰
http://t.me/BluChtBot?start=61a0a003b1dda3808b41
راه ارتباطی جدید و همیشگی 💌
بیاید صحبت کنیم، هرچیزی که دل تنگتون میخواد بنویسید.
@Mahdiora_bot
این ترک دربارهی شیفتگی به کسیه که میدونی نمیتونی داشته باشیش؛ کسی که در زندگی واقعی به دیگری تعلق داره، اما در جهان درونی تو به چیزی فراتر از یک انسان معمولی تبدیل شده. از منظر روانکاوانه، میل همیشه از حضور ابژه تغذیه نمیکنه؛ گاهی دقیقا در فاصله ای زنده میمونه که میان ما و ابژهی خواستنمون وجود داره. دست نیافتنی بودن معشوق، امکان آرمانی سازی اون رو فراهم میکنه؛ چون در غیاب تجربهی واقعی، تصویر ذهنی ما از دیگری میتونه دست نخورده باقی بمونه، فارغ از تناقض ها و محدودیت هایی که هر رابطه ای در نهایت آشکار میکنه. راوی از یک سو نمیخواد در زندگی معشوق مداخله کنه و از سوی دیگه نمیتونه میل خودش رو انکار کنه؛ گویی میان احترام به آزادی دیگری و اشتیاق به نزدیک شدن به اون شخص گرفتار شده. عمیقترین لایهی موسیقی همین تناقض هستش:
اینکه خواستن دیگری لزوما به معنای میل به تصاحب او نیست، اما همیشه هم نمیشه مرز میان دوست داشتن خود دیگری و دلبستگی به تصویری رو که از او ساختیم به سادگی تشخیص داد. گاهی ما فقط در تمنای رسیدن به یک نفر نیستیم، بلکه درگیر خود تمناییم؛ میلی که با فاصله زنده میمونه و شاید اگر روزی به واقعیت تبدیل بشه، دیگه هرگز به همون شکل سابق وجود نداشته باشه.
این ترک دربارهی شیفتگی به کسیه که میدونی نمیتونی داشته باشیش؛ کسی که در زندگی واقعی به دیگری تعلق داره، اما در جهان درونی تو به چیزی فراتر از یک انسان معمولی تبدیل شده. از منظر روانکاوانه، میل همیشه از حضور ابژه تغذیه نمیکنه؛ گاهی دقیقا در فاصله ای زنده میمونه که میان ما و ابژهی خواستنمون وجود داره. دست نیافتنی بودن معشوق، امکان آرمانی سازی اون رو فراهم میکنه؛ چون در غیاب تجربهی واقعی، تصویر ذهنی ما از دیگری میتونه دست نخورده باقی بمونه، فارغ از تناقض ها و محدودیت هایی که هر رابطه ای در نهایت آشکار میکنه. راوی از یک سو نمیخواد در زندگی معشوق مداخله کنه و از سوی دیگه نمیتونه میل خودش رو انکار کنه؛ گویی میان احترام به آزادی دیگری و اشتیاق به نزدیک شدن به اون شخص گرفتار شده. عمیقترین لایهی موسیقی همین تناقض هستش: اینکه خواستن دیگری لزوما به معنای میل به تصاحب او نیست، اما همیشه هم نمیشه مرز میان دوست داشتن خود دیگری و دلبستگی به تصویری رو که از او ساختیم به سادگی تشخیص داد. گاهی ما فقط در تمنای رسیدن به یک نفر نیستیم، بلکه درگیر خود تمناییم؛ میلی که با فاصله زنده میمونه و شاید اگر روزی به واقعیت تبدیل بشه، دیگه هرگز به همون شکل سابق وجود نداشته باشه.
Artist: Julee Cruise
Album: The Art of Being a Girl
Released: 2002
Genre: Trip-Hop, Bossa Nova
@hyperfemininity
