ديدبان آزار
Ir al canal en Telegram
آزار جنسی تجربهای است که ما را به یکدیگر پیوند میدهد. در دیدهبان آزار برای ایجاد حساسیت در جامعه نسبت به آن قدم برمیداریم. سایت: www.harasswatch.com اینستاگرام: Instagram.com/harasswatch ایمیل: harasswatch96@gmail.com
Mostrar más1 864
Suscriptores
Sin datos24 horas
-57 días
+230 días
Archivo de publicaciones
1 864
در چهارمین سالگرد قیام ژینا، جنگ بار دیگر نام «مردم» را به میدان نزاع بدل کرده است. حکومتی که خیابان را با خشونتی حاد از معترضان پس گرفت، اکنون میکوشد به نام دفاع از همان مردم سخن بگوید؛ امپریالیسم نیز میخواهد خشم آنان از حکومت را به مجوزی برای ویرانکردن زندگیها و سرزمینشان بدل کند. همزمان، جانها و بدنهای مردمان پیرامونی بار دیگر کشتارپذیر شده و به نام «ضدیت با جنگ» آماج حملات دیگریستیزانه ناسیونالیسم دولتی و غیردولتی قرار گرفتهاند. بازگشت به «ژن، ژیان، ئازادی» در این لحظه، نفی این سیاستهای قهرآمیز از بالا و احیای امکان سیاستی از پایین است؛ سیاستی که در آن مردم خود سخن بگویند، سازمان یابند و درباره زندگی مشترکشان تصمیم بگیرند. شکوه آن قیام دقیقاً در گشودن همین امکان بود: بازگرداندن مردم و جامعه به هسته سیاست؛ امکانی که نه سرکوب دولتی میتواند آن را به تمامی ابطال کند و نه جنگ امپریالیستی حق مصادرهاش را دارد.
اینجا بخوانید
@harasswatch
1 864
در ماههای اخیر، افراد الجیبیتیکیوپلاس، بهویژه زنان ترنس، در ترکیه با موجی از بازداشتها و تشدید فشارهای امنیتی و قضایی روبهرو شدهاند. همزمان، یورش پلیس به مرکز اجتماعی و بهداشتی کازا کوئا (Casa Kuà) در برلین نیز اعتراض گسترده فعالان حقوق افراد کوییر و ترنس را برانگیخته است. این دو رویداد، با وجود تفاوت در زمینه و شرایط وقوع، بار دیگر بحث درباره امنیت زنان ترنس، حق دسترسی به خدمات درمانی و حمایتی و پیامدهای برخورد نهادهای دولتی با فضاهای مستقل جامعه کوییر را مطرح کردهاند.
اینجا بخوانید
@harasswatch
1 864
روزنامه گاردین در گزارشی تحقیقی که با همکاری سازمان خبرنگاران عرب برای روزنامهنگاری تحقیقی منتشر کرده، با تکیه بر اظهارات چهار زندانی فلسطینی سابق خبر داده که نیروهای اسرائیلی در دوران بازداشت با استفاده از سلاحهای شوک الکتریکی ساخت شرکت آمریکایی اکسون آنها را شکنجه کردهاند. این گزارش به شواهدی از تداوم روابط تجاری میان این شرکت آمریکایی و طرفهای اسرائیلی اشاره میکند؛ آن هم در شرایطی که سازمانهای حقوق بشری بارها درباره استفاده از شوک الکتریکی برای شکنجه و بدرفتاری با زندانیان هشدار دادهاند.
اینجا بخوانید
@harasswatch
1 864
زنی در پیادهرو روسریاش را برنمیدارد تا صرفاً پوشش دیگری انتخاب کند. کار او پرسشی قدیمی را از خلوت خانه و راهروی مدرسه به خیابان میکشاند: چه کسی میتواند درباره نسبت میان بدن او و امکان حضورش حکم بدهد؟ پاسخهای آماده کم نیستند. خانواده از آبرو میگوید، مدرسه از انضباط، کارفرما از مقررات، دولت از قانون و بخشی از فضای مجازی از تصویر «زن شجاع». هر پاسخ پیش از شنیدن صدای زن، جایگاهی برای او در نظر گرفته است. اعتراض به یک الزام، بیدرنگ به نزاع بر سر اختیارِ نامگذاری بدل میشود. پرسش این جستار شمار زنان معترض یا اندازه تغییر قوانین نیست. میخواهم بدانم نظم جنسیتی ایران زن را چگونه شناختنی کرده و خیزش ژینا چه اختلالی در این شیوه شناختن انداخته است.
اینجا بخوانید
@harasswstch
1 864
صدها زن در سانتیاگو، پایتخت شیلی، روز سهشنبه ۳ نوامبر، در اعتراض به تصمیم دولت برای کاهش مجازات محکومان جرائم جنسی علیه کودکان، در مقابل کاخ ریاستجمهوری این کشور تجمع کردند.
این اعتراضات به دنبال فراخوان سازمانهای فمینیستی، در حالی برگزار شد که خشم عمومی از تصمیم وزارت دادگستری افزایش یافته و گروههای مدافع حقوق زنان و سازمانهای اجتماعی، استعفای فرناندو رابات، وزیر دادگستری شیلی را به یکی از مطالبات اصلی خود تبدیل کردهاند.
حدود ۵۰۰ زن با پوشیدن شالهای بنفش و سردادن شعارهای فمینیستی در مقابل اقامتگاه ریاستجمهوری خوزه آنتونیو کاست تجمع کردند. شرکتکنندگان در این تظاهرات خواستار بازگرداندن محکومان به زندان و جلوگیری از آزادی افرادی شدند که به ارتکاب جرائم جنسی علیه کودکان محکوم شدهاند.
بر اساس گزارشها، این تصمیم شامل دستکم ۵۶ فرد محکوم به جرائم جنسی علیه کودکان، از جمله محکومان به تجاوز و سوءاستفاده جنسی، میشود.
انتشار این اطلاعات موجی از انتقادها را در جامعه شیلی به دنبال داشت. مخالفان دولت معتقدند چنین تصمیمی امنیت کودکان و زنان را به خطر میاندازد و حقوق قربانیان را نادیده میگیرد.
@harasswatch
1 864
پس از انتشار اخبار زنکشی، معمولاً یک پرسش آشنا مطرح میشود: زن چه کرده بود؟ آیا رابطه عاطفی داشته است؟ آیا قصد جدایی داشته؟ آیا با خواسته خانواده مخالفت کرده؟ آیا رفتاری انجام داده که از نظر اطرافیان پذیرفتنی نبوده است؟ این پرسشها ممکن است در ظاهر تلاشی برای شناخت زمینه واقعه باشند، اما در بسیاری از موارد، پیش از آنکه مسئولیت عامل خشونت بررسی شود، زندگی قربانی را به موضوع محاکمه تبدیل میکنند. در این منطق، زن باید ابتدا درباره رفتار خود توضیح دهد تا مشخص شود آیا شایسته همدلی است یا نه. گویی حق امنیت و زندگی او به میزان انطباقش با معیارهای اخلاقی جامعه وابسته است. این همان سازوکاری است که در آن، مسئولیت خشونت بهتدریج از مرتکب به قربانی منتقل میشود.
اینجا بخوانید
@harasswatch
1 864
در یک پژوهش دانشگاهی درباره ۴۸ زن محکوم به اعدام در آمریکا، مشخص شد که دستکم ۹۶ درصد از آنها پیش از زندانیشدن، نوعی خشونت مبتنی بر جنسیت را تجربه کرده بودند؛ از جمله خشونت جسمی، جنسی یا روانی. از میان افرادی که سابقه چنین خشونتی برایشان ثبت شده بود، ۸۹ درصد خشونت جسمی یا جنسی و ۶۷ درصد هر دو نوع خشونت را تجربه کرده بودند.
همچنین، حدود ۸۰ درصد زنان این نمونه پیش از رسیدن به ۱۸ سالگی با آزار شدید مواجه شده بودند. در بسیاری از موارد، عامل خشونت یکی از اعضای خانواده، مراقبان یا شریک عاطفی آنها بود. پژوهش نشان داد که آزارها اغلب محدود به یک اتفاق نبوده و در طول زندگی تکرار شدهاند.
اینجا بخوانید
@harasswatch
1 864
بخش دوم متن «پاسخگویی از پایین؛ در جستجوی عدالت بیرون از دولت» سراغ مفاهیمی میرود که هر فرایند پاسخگویی، آگاهانه یا ناآگاهانه، بر آنها بنا میشود: قدرت، عدالت، آسیب، رضایت، حقیقت، عاملیت، پاسخگویی، کامیونیتی، امنیت و دگرگونی. این واژهها را همه به کار میبریم، اما اغلب هرکس معنای متفاوتی از آنها در ذهن دارد. و بسیاری از فرایندها دقیقاً در همین فاصله میان معناها شکست میخورند.
اینجا بخوانید
@harasswatch
1 864
شبانه محمود، وزیر کشور بریتانیا میگوید تقریبا تمام زنانی که تلاش میکنند با قایقهای کوچک از شمال فرانسه خود را به بریتانیا برسانند، در طول این مسیر مورد تجاوز جنسی قرار گرفتهاند. او در گفتوگو با پادکست The Rest Is Politics اظهار داشت که اگر فعالان راست افراطیِ نقابپوش به قدرت برسند، او را «خواهند کشت» یا «از کشور خودش بیرون خواهند کرد.»
اینجا بخوانید
@harasswstch
1 864
معمولاً وقتی از نگاه پورنوگرافیک حرف میزنیم، نخستین چیزی که به ذهن میآید بدنِ جنسیشده، دوربین، برهنگی، لذت بصری یا نسبت قدرت میان تماشاگر و تصویر است. اینها البته مهماند، اما هنوز به مسئلهٔ مورد نظر من نمیرسند. پیشنهاد من این است که «نگاه پورنوگرافیک» را نه صرفاً بهعنوان شیوهای برای دیدن بدن، بلکه بهعنوان نحوی برای برقرار کردن نسبت میان واقعیت و بازنمایی در نظر بگیریم. در این معنا، پورنوگرافی پیش از آنکه تصویر خاصی از بدن تولید کند، نوعی رابطهٔ خاص میان آنچه رخ داده و آنچه دیده میشود برقرار میکند: بدن باید دیده شود، اما کافی نیست که دیده شود؛ باید بهگونهای دیده شود که بتوان از تصویر چیزی دربارهٔ حقیقتِ میل، رنج، رضایت یا حتی مرگ استنتاج کرد. در همان حال، همواره امکانی برای پسکشیدن این ادعا باقی میماند: این فقط یک تصویر است؛ این فقط اجراست؛ این فقط صحنهسازی است. این «فقط» نقشی حاشیهای ندارد. بخشی از قدرت تصویر دقیقاً در همین نوسان است.
اینجا بخوانید
@harasswatch
1 864
آنچه در این میان اهمیت دارد، فقط چگونگی کشته شدن مریم نیست؛ بلکه روایتی است که پس از مرگ او شکل گرفت و در آن، بهجای آنکه قتل یک زن موضوع اصلی باشد، زندگی خصوصی او به محاکمه گذاشته شد. ادعاهایی که درباره مریم مطرح شد، هرگز ثابت نشد و حتی اگر هم ثابت شده بود، مریم، در هیچ سازوکاری ذرهای مستحق هیچ شکلی از خشونت و گرفتهشدن جانش نبود. بهعبارتی دیگر، هرشکلی از زنکشی، خصوصا آنجا که خشونت به نام «ناموس» گره خورده، توجیح، و عقوبتزدایی میشود، چیزی جز تکرار خشونت نظام مردسالار و پدرسالاری نیست که در آن بدن و زندگی زن تماما تحت کنترل، نظارت، تنبیه همسر، برادر، پدر، و پسران زن فرض میشود، و در صورت بروز هر شکلی از ناسازگاری، تخطی، یا حتی شبه به چالشکشیدن این نظام، تن زن به بستری مجاز برای اعمال هر شکلی از خشونت بدل میشود.
اینجا بخوانید
@harasswatch
1 864
🔹زنان در اعتراضات هند
تماشای زنانی که برای اعتراض به خیابان میآیند عمیقا تاثیرگذار است.تصاویر منتشرشده از اعتراضات اخیر، زنانی را نشان میدهند که در میان جمعیت فریاد میزنند، محکم بر موضع خود میایستند، پلاکاردهایشان را بالا میگیرند، با قدرت حاکم روبهرو میشوند و برای شنیدهشدن صدایشان مطالبهگری میکنند. زنانی که در کنار مردان ایستادهاند و نه پشت سر آنها. زنانی که با خشمشان، پرسشهایشان و امتناعشان از پذیرش وضع موجود، فضای عمومی را از آن خود میکنند. و من مدام به این فکر میکنم که زن هندی برای ایستادن در چنین جایگاهی، چهها که باید پشت سر بگذارد. میدانیم از همان کودکی، درباره حضور در فضاهای عمومی به ما چه یاد میدهند. بزرگ میشویم و یاد میگیریم که باید مراقب باشیم. شبها دیر بیرون نمان. تنها جایی نرو. توجه دیگران را به خودت جلب نکن. با غریبهها بحث نکن. کسی را تحریک نکن. حواست به آدمهای اطرافت باشد. به کسی خبر بده که کجا هستی. مطمئن شو که سالم به خانه میرسی.
اینجا بخوانید
@harasswatch
1 864
میان تجاوز و فریب، اگرچه هر دو میتوانند به نقض خودآیینی و آسیب عمیق به سوژه بینجامند، تفاوتی بنیادی در سازوکار اعمال قدرت وجود دارد. تجاوز، در معنای کلاسیک و آشکار آن، با تحمیل، اجبار و خشونت همراه است: بدن و اراده دیگری در برابر نیرویی بیرونی قرار میگیرد که مجال انتخاب را از او سلب میکند. در فریب، اما، صورت مسئله پیچیدهتر است؛ زیرا فریب الزاماً با «نه» گفتن قربانی و سپس تحمیل خواست دیگری شکل نمیگیرد، بلکه ممکن است در سطحی ظریفتر، از مسیر ایجاد پذیرش عمل کند. اینکه فردی به یک رابطه یا کنش «بله» گفته است، به تنهایی تمام پیچیدگی تجربه او را توضیح نمیدهد. پذیرش و رضایت را باید درون زمینهای بررسی کرد که آگاهی، مناسبات قدرت، امکان مخالفت، وابستگی و معنای رابطه را در اختیار سوژه قرار میدهد. فرد ممکن است در لحظهای مشخص با تصمیمی موافقت کند و این موافقت از منظر تجربه همان لحظه برای او واقعی باشد؛ اما اگر موضوعاتی که برای تصمیمگیری اهمیت اساسی داشتهاند عمداً از او پنهان شده باشند، افشای بعدی آنها میتواند معنای آن تصمیم را دگرگون کند.
اینجا بخوانید
@harasswstch
1 864
بخش دوم متن «پاسخگویی از پایین؛ در جستجوی عدالت بیرون از دولت» سراغ مفاهیمی میرود که هر فرایند پاسخگویی، آگاهانه یا ناآگاهانه، بر آنها بنا میشود: قدرت، عدالت، آسیب، رضایت، حقیقت، عاملیت، پاسخگویی، کامیونیتی، امنیت و دگرگونی. این واژهها را همه به کار میبریم، اما اغلب هرکس معنای متفاوتی از آنها در ذهن دارد. و بسیاری از فرایندها دقیقاً در همین فاصله میان معناها شکست میخورند.
اینجا بخوانید
@harasswatch
1 864
پرونده کریستا پایک؛
تناقض «اعدام انساندوستانه» در ایالات متحده آمریکا
پروندهٔ کریستا پایک و شکست ایالت تنسی آمریکا در اجرای حکم اعدام او، بحث گستردهای را دربارهٔ مجازات مرگ در ایالات متحده باز کرده است. کریستا پایک، که اکنون ۵۰ سال دارد، در ۱۸ سالگی به همراه دوستپسر ۱۷ سالهاش دست به قتلی فجیع زده بود. هرچند که نمیتوان در پروندهٔ او از بیگناهی سخن گفت، اما وکلایش بارها به خشونتهای جنسی فجیع که از سن بسیار پایین تحمل کرده اشاره کردهاند.
پایک خواسته بود که به روشی به جز تزریق (که روش معمول اعدام در ایالات متحده است)، و با طناب دار اعدام شود و یا لااقل تیم اجرای اعدامش زن باشند. برای او، بستهشدن دست و پا به تخت توسط مردان و تزریق دارو توسط آنها میتوانست به دلیل سابقهٔ خشونت جنسی که در زندگیاش تجربه کرده بود، بسیار آسیبزا و تحریککننده باشد. در عین حال، او از «شکست» اعدام از طریق تزریق هم میترسید و میگفت ویژگیهای بدنیاش مانع مرگش خواهد شد. درخواستهایی که توجهی دریافت نکرد و تحقق هم پیدا کرد.
اینجا بخوانید
@harasswatch
1 864
شبانه محمود، وزیر کشور بریتانیا میگوید تقریبا تمام زنانی که تلاش میکنند با قایقهای کوچک از شمال فرانسه خود را به بریتانیا برسانند، در طول این مسیر مورد تجاوز جنسی قرار گرفتهاند. او در گفتوگو با پادکست The Rest Is Politics اظهار داشت که اگر فعالان راست افراطیِ نقابپوش به قدرت برسند، او را «خواهند کشت» یا «از کشور خودش بیرون خواهند کرد.»
اینجا بخوانید
@harasswstch
1 864
🔹«دخترمان را کشتیم و خودمان برایش عزاداری میکنیم.»
سیزدهم مهر، مریم یارمحمدی، ۲۸ ساله و مادر دو فرزند، ساکن روستایی در نزدیکی قشم، توسط برادرش با چاقو فجیعانه مثله شد. با همکاری همسر و با انگیزه «ناموسی». همسر با برادر برای قتل مریم برنامهریزی میکند و بچهها را از خانه بیرون میبرد. برادر شبانه به خانه مریم میرود و با ضربات چاقو ابتدا پستانها و واژن او را تکهتکه و در نهایت شاهرگ گردنش را قطع میکند. او بالای سر مریم ایستاد تا مطمئن شود مرده است و سپس او را به بیمارستان برد. برادر و همسر مریم توسط پلیس بازداشت شده اند اما خانواده و نزدیکان در مقابل بیمارستان تجمع و به بازداشت این دو اعتراض کردند. آنها اعلام کردند هیچ شکایتی ندارند چراکه «مرگ کمترین مجازات برای مریم بوده است.»
در آگهی ترحیم منتشر شده برای این زن اسامی همسر و برادرانش در کنار دیگر مردان خانواده بهعنوان صاحبان عزا دیده میشود. ایرانوایر ویدیویی از مراسم بهخاکسپاری مریم منتشر کرده که تمامی حاضران در مراسم مرد هستند. در مرثیهای که هنگام سوگواری بهزبان محلی خوانده خوانده میشود نوحهخوان میگوید: دخترمان را کشتیم و خودمان برایش عزاداری میکنیم.»
وقتی زنی به بهانههای ناموسمحور به قتل میرسد، عدهای میگویند نباید یک طرفه قضاوت کرد و باید دید زن چه کرده است. اما زنکشی، با هر بهانهای، فقط یک طرف برای قضاوت و محکوم کردن دارد و آن فرد سلطهگر است که خود را مالک تن و جان و زندگی زن میداند و اگر این مالکیت و «آبرو» را در معرض خدشهدار شدن ببیند، دست به کشتن به فجیعترین شکل ممکن میزند. حالا گاهی بهانه نه گفتن به درخواست ازدواج است، گاهی قصد طلاق، گاهی دوستپسر داشتن و رابطه خارج از ازدواج، یا بهانههای دیگر. اما با هر بهانه و در هر شرایطی، خشونت و قتل زنستیزانه فقط یک مقصر و مسئول دارد و آن فرد یا افراد خشونتگر و قاتل است.
@harasswstch
1 864
🔹«دخترمان را کشتیم و خودمان برایش عزاداری میکنیم.»
سیزدهم مهر، مریم یارمحمدی، ۲۸ ساله و مادر دو فرزند، ساکن روستایی در نزدیکی قشم، توسط برادرش با چاقو فجیعانه مثله شد. با همکاری همسر و با انگیزه «ناموسی». همسر با برادر برای قتل مریم برنامهریزی میکند و بچهها را از خانه بیرون میبرد. برادر شبانه به خانه مریم میرود و با ضربات چاقو ابتدا پستانها و واژن او را تکهتکه و در نهایت شاهرگ گردنش را قطع میکند. او بالای سر مریم ایستاد تا مطمئن شود مرده است و سپس او را به بیمارستان برد. برادر و همسر مریم توسط پلیس بازداشت شده اند اما خانواده و نزدیکان در مقابل بیمارستان تجمع و به بازداشت این دو اعتراض کردند. آنها اعلام کردند هیچ شکایتی ندارند چراکه «مرگ کمترین مجازات برای مریم بوده است.»
در آگهی ترحیم منتشر شده برای این زن اسامی همسر و برادرانش در کنار دیگر مردان خانواده بهعنوان صاحبان عزا دیده میشود. ایرانوایر ویدیویی از مراسم بهخاکسپاری مریم منتشر کرده که تمامی حاضران در مراسم مرد هستند. در مرثیهای که هنگام سوگواری بهزبان محلی خوانده خوانده میشود نوحهخوان میگوید: دخترمان را کشتیم و خودمان برایش عزاداری میکنیم.»
وقتی زنی به بهانههای ناموسمحور به قتل میرسد، عدهای میگویند نباید یک طرفه قضاوت کرد و باید دید زن چه کرده است. اما زنکشی، با هر بهانهای، فقط یک طرف برای قضاوت و محکوم کردن دارد و آن فرد سلطهگر است که خود را مالک تن و جان و زندگی زن میداند و اگر این مالکیت و «آبرو» را در معرض خدشهدار شدن ببیند، دست به کشتن به فجیعترین شکل ممکن میزند. حالا گاهی بهانه نه گفتن به درخواست ازدواج است، گاهی قصد طلاق، گاهی دوستپسر داشتن و رابطه خارج از ازدواج، یا بهانههای دیگر. اما با هر بهانه و در هر شرایطی، خشونت و قتل زنستیزانه فقط یک مقصر و مسئول دارد و آن فرد یا افراد خشونتگر و قاتل است.
