ديدبان آزار
前往频道在 Telegram
آزار جنسی تجربهای است که ما را به یکدیگر پیوند میدهد. در دیدهبان آزار برای ایجاد حساسیت در جامعه نسبت به آن قدم برمیداریم. سایت: www.harasswatch.com اینستاگرام: Instagram.com/harasswatch ایمیل: harasswatch96@gmail.com
显示更多1 822
订阅者
+124 小时
+47 天
+3430 天
帖子存档
1 822
اعتراض به تبرئه استاد دانشگاه سنندج علیرغم 17 گزارش آزار و تعرض جنسی
صدایی جمعی در دفاع از امنیت دانشگاه و کرامت انسانی
🟠 دیدبان آزار: روز دوشنبه، هشتم تیر ماه، جمعی از دانشجویان کارشناسی ارشد جامعهشناسی دانشگاه کردستان، در اعتراض به رأی وزارت علوم مبنی بر تبرئه جمال محمدی، یکی از اساتیدی که به آزار دانشجویان دختر متهم شده بود دست به تجمع اعتراضی زدند. دانشجویان پلاکارد به دست گرفتند، شعار دادند و از درِ دانشکدهٔ علوم اجتماعی تا ساختمان مرکزی دانشگاه راهپیمایی کردند.
پیشینه این اعتراض، به سال گذشته برمیگردد زمانی که یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد، به یکی استادان گروه مراجعه کرد و گفت که جمال محمدی در دفتر خود به او تعرض جنسی کرده است. در نتیجه زنانی دیگر هم جلو آمدند و در نهایت ۱۷ نفر علیه استاد مربوطه به دانشگاه گزارش دادند و در پروندهای ۳۰۰ صفحهای، روایات خود را از تعرض و آزار جنسی این استاد مستند کردند.
نسخه کامل متن:
https://harasswatch.com/news/2611/
@harasswatch
1 822
از نیاز و استحقاق تا سیاستِ باورپذیری؛
او چه نیازی به تجاوز داشت؟
نویسنده: فاطمه عسکری
🟠 هر بار که مردی قدرتمند، ثروتمند یا مشهور به تجاوز یا آزار جنسی متهم میشود، معمولاً یک پرسش آشنا بیان میشود: او چه نیازی به این کار دارد؟
🟠 این پرسش فرض میگیرد که انگیزه تجاوز جبرانِ یک کمبود جنسی است و از همین رو نتیجه میگیرد مردی که از چنین کمبودی رنج نمیبرد، انگیزهای هم برای این کار ندارد. اما اگر انگیزه اصلی تجاوز اعمال قدرت و سلطه باشد، نه رفع یک محرومیت جنسی، آن وقت میزان دسترسی فرد به روابط رضایتمندانه اهمیت چندانی نخواهد داشت.
🟠 این فقط یک اشکال مفهومی نیست؛ دادههای تجربی هم از این تصویر که تجاوز را نتیجه «محرومیت جنسی» میداند حمایت نمیکنند. اگر تجاوز صرفاً راهی برای رفع یک نیاز جنسی بود، انتظار میرفت مرتکبان آن عمدتاً مردانی باشند که دسترسی کمتری به روابط جنسی رضایتمندانه دارند. در این صورت، محرومیت جنسی باید یکی از ویژگیهای شاخص مرتکبان میبود.
🟠 پژوهشها اما تصویر دیگری نشان میدهند. در مطالعاتی که مرتکبان را با غیرمرتکبان مقایسه کردهاند، محرومیت جنسی الگوی متمایزکنندهای نبوده است و در برخی پژوهشها مرتکبان حتی شمار بیشتری از شرکای جنسی رضایتمندانه را گزارش کردهاند
🟠 پس اگر «نیاز» توضیح مناسبی برای این رفتار نیست، چگونه میتوان توضیحش داد؟ یکی از مفاهیمی که در ادبیات پژوهشی توجه زیادی به خود جلب کرده، «استحقاق جنسی» است. منظور از استحقاق جنسی این است که فرد رابطه جنسی را چیزی بداند که حق اوست؛ نه امری که تنها با رضایت طرف مقابل معنا پیدا میکند. در چنین نگاهی، مخالفت یا امتناع طرف مقابل نه یک انتخاب مشروع، بلکه مانعی تلقی میشود که نباید وجود داشته باشد.
🟠 پرسش دقیقتر احتمالاً این است که چرا نوع خاصی از لذت —لذتِ تحمیل اراده، لذتِ گرفتن چیزی برخلاف خواست دیگری— اینقدر در تجربه مردانه آشنا و تکرارشونده به نظر میرسد؟ چرا چیزی که ظاهراً باید یک استثنا باشد، بارها و بارها در قالب الگوهای مشابه ظاهر میشود؟ برای نزدیکشدن به این پرسش، دیگر صرفِ توصیف رفتار کافی نیست. باید به خودِ میل نگاه کرد: به اینکه میل چگونه شکل میگیرد، چگونه سازمان مییابد و چه نسبتی با قدرت پیدا میکند.
🟠 خشونت جنسی را نیز نمیتوان صرفاً نتیجه میل جنسی یا نیاز به رابطه دانست. در برخی خوانشهای لکانی، خشونت جنسی را میتوان تلاشی برای کسبِ نوعی ژوئیسانس فهمید؛ ژوئیسانسی که نه از صرفِ رابطه جنسی، بلکه از تجربه سلطه و نادیدهگرفتنِ اراده دیگری حاصل میشود. فرد از تحمیلِ اراده خود، از نادیدهگرفتنِ خواستِ دیگری و از فروکاستنِ او به ابژهای برای ارضای خود، نوعی ژوئیسانس بهدست میآورد.
🟠 ماجرای «او چه نیازی داشت؟» فقط به یک اشتباه در توضیح انگیزه محدود نمیشود. این جمله کارکرد اجتماعی مهمتری هم دارد. چنین پرسشهایی اغلب پیش از آنکه کسی شواهد را بررسی کند، تعیین میکنند که حرف چه کسی باورکردنی به نظر برسد و حرف چه کسی با تردید روبهرو شود.
🟠 به همین دلیل، این پرسش بیش از آنکه ابزاری برای کشف حقیقت باشد، به سازوکاری برای بازتوزیعِ اعتبار تبدیل میشود؛ سازوکاری که پیش از بررسی شواهد، روایتِ متهم را معقولتر و روایتِ شاکی را مشکوکتر جلوه میدهد.
نسخه کامل متن:
https://harasswatch.com/news/2610/
@harasswatch
1 822
از نیاز و استحقاق تا سیاستِ باورپذیری
او چه نیازی به تجاوز داشت؟
نویسنده: فاطمه عسکری
🟠 هر بار که مردی قدرتمند، ثروتمند یا مشهور به تجاوز یا آزار جنسی متهم میشود، معمولاً یک پرسش آشنا بیان میشود: او چه نیازی به این کار دارد؟ این جمله در ظاهر فقط یک سؤال است، اما پشت آن مجموعهای از فرضها قرار دارد که معمولاً ناگفته میمانند. در این متن سعی دارم منطق پنهان آن را کمی شرح دهم: این مرد به رابطه جنسیِ رضایتمندانه دسترسی فراوان دارد؛ تجاوز راهی برای رسیدن به رابطه جنسی است؛ بنابراین کسی که بهراحتی میتواند به آنچه میخواهد دست پیدا کند دلیلی ندارد سراغ راهی پرخطر و ناخواسته برود. پس احتمالاً مرتکب چنین کاری نشده است.
نسخه کامل متن:
https://harasswatch.com/news/2610/
@harasswatch
1 822
شهادت ترانه حائری از انقلاب ناتمام 57 و عشق میان زنان؛
«مبارزه خوشبختی من است»
نویسنده: ترانه حائری
برگردان: گروه زنان* سال صفر
🟠 مقدمه مترجمان: بسیاری چهره او را با عکسی که در فضای مجازی دستبهدست شده میشناسند، عکسی که ترانه جوان را با فریادی انقلابی و کتابهایی در دست نشان میدهد. ترانه حائری مانند هزاران زن دیگر، در تظاهرات هشتم مارس ۵۷ حضور پررنگی داشت. زنانی که بسیاری از آنان با آنکه در انقلاب مشارکت داشتند، اما از همان فردای انقلاب حذف شدند و بسیاری از حقوقی را که دههها برایش جنگیده بودند، از دست دادند. ترانه هم مانند دیگر حذفشدگان، روایت خود را دارد.
نسخه کامل متن:
https://harasswatch.com/news/2607/
@harasswatch
1 822
مروری بر ترجمه فارسی کتاب
«فمینیسم برای همه: سیاستی پرشور»
🟠 دیدبان آزار: کتاب «فمینیسم برای همه: سیاستی پرشور» نوشته بل هوکس که بهتازگی توسط نشر بیدگل و با ترجمه الهه محمدی منتشر شده، دعوتی است به سوی فهم عمومی اما عمیق و ساختاری فمینیسم؛ یا بهقول مترجم در مقدمه، کتابی برای پاسخ به پرسش «فمینیسم یعنی چی؟» اما بدون کلمات قلمبه و سلمبه و البته، بدون افتادن در دام سطحینگریهای رایج در صورتبندیهای لیبرال از فمینیسم. کتاب فمینیسم برای همه، درواقع تلاش بل هوکس است برای ارائه مقدمهای کوتاه، ساده و قابلفهم درباره تاریخ، نظریه و سیاست فمینیسم به عموم مردمی که معمولاً تصویری نادرست، سوءبرداشتشده و بدنامشده از جنبش فمینیستی دارند. آنچه کتاب را به مدخلی مهم برای شروع خواندن از فمینیسم تبدیل میکند، برخلاف کتابهای رایج، تلاقی عمیق مسائل مرتبط با ستم جنسی و جنسیتی با نژاد و طبقه است که در امتداد سنت طولانی مبارزات ضدساختاری زنان و کوئیرهای سیاه در آمریکا علیه ساختارهای نژادپرستانه و تسلطگرای فمینیسم سفید و طبقاتی نوشته شده است.
در اینستاگرام
نسخه کامل متن:
https://harasswatch.com/news/2608/
@harasswatch
1 822
آیا جهان دیگری ممکن است؟
مابین سرخوردگی و امید
نویسنده: کهکشان
🟠 شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ در اتاق خوابگاه دانشجوییام روی تخت نشسته بودم و ویدئوی مرگ ندا آقاسلطان را که در تهران توسط نیروهای حکومتی به قتل رسیده بود بر روی صفحه لپتاپ در فیسبوک تماشا کردم. خونی که از دهانش و دماغش بیرون میزد و صورتش که غرق خون شد و چشمانی که زندگی از آنها پرواز کرد، همه را، تماشا کردم. بعد از دیدن ویدئو چنان زارزار گریه کردم که انگار هیچ کنترلی بر خودم و گریهام ندارم. انگار دیگر هیچچیز وجود ندارد و فقط صدای من است که بهطرز گوشخراشی از گلویم بیرون میآید. آنقدر صدایم بلند بود که همسایه بغلی که یک دانشجوی تورک بود زنگ در را زد که ببیند چه اتفاقی افتاده است. در را باز نکردم ولی با صدای زنگِ در کمی به خودم آمدم. گویی برای دقایقی کاملا از خودم جدا شده بودم.
در اینستاگرام
نسخه کامل متن:
https://harasswatch.com/news/2606/
@harasswatch
1 822
سرکوب بلوچها در پاکستان؛ ماهرنگ بلوچ به حبس ابد محکوم شد
🟠 دیدبان آزار: دادگاه ضد تروریسم کویته پاکستان ماهرنگ بلوچ را به همراه دو تن از دستیارانش به نامهای صبغتالله بلوچ و بالاچ قادر به حبس ابد محکوم کرد. این حکم علیه رهبر کمیته یکجهتی بلوچ موجی از انتقادات گسترده را در میان سیاستمداران و مدافعان حقوق بشر برانگیخته است. ماهرنگ بلوچ ۳۳ ساله است و در مارس سال گذشته به اتهام «حمله به شفاخانه دولتی کویته» و «تحریک مردم به خشونت» بازداشت شد؛ یعنی درست یک روز پس از سازماندهی یک تجمع اعتراضی مسالمتآمیز در دانشگاه کویته که علیه ناپدیدسازیهای قهری برنامهریزی شده بود و به شدت سرکوب شد.
در اینستاگرام
@harasswatch
1 822
خوانشی هگلی از نابرابری جنسیتی؛
کنترل روانی در دیالکتیک سلطه
نویسنده: میمنت مهدویان
🟠 مقصود از این کنترل روانی، لزوماً فریب آگاهانه یا دستکاری عمدی افراد نیست، بلکه مجموعهای از سازوکارهای فرهنگی و اجتماعی است که الگوهای خاصی از وابستگی، تأییدطلبی و خودارزیابی را تولید میکنند. آنچه در اینجا «اقتصاد روانی سلطه» نامیده میشود، به نحوه سازماندهی نیازهای عاطفی و هویتی افراد در چارچوب روابط قدرت اشاره دارد؛ یعنی وضعیتی که در آن نیاز انسان به عشق، احترام، اعتبار یا پذیرش اجتماعی میتواند در خدمت تثبیت نابرابری قرار گیرد.
نسخه کامل متن:
https://harasswatch.com/news/2602
در اینستاگرام
@harasswatch
1 822
ارتجاع طالبان و ترس از زنان؛
«درباره فتنههای زنان هوشیار باشید»
🟠 دیدبان آزار: در پی بازداشت زنان در هرات و سرکوب اعتراضات مردمی در شهرک جبرئیل که دو کشته و چند زخمی به دنبال داشت، ریاست اطلاعات و فرهنگ طالبان در این ولایت اطلاعیهای درباره پوشش زنان منتشر کرد:
صدای زنان عورت است، پوشاندن تمام بدن زن لازم است، و پنهان کردن روی زن به سبب ترس از فتنه ضروری است.ریاست اطلاعات و فرهنگ طالبان در هرات در این اطلاعیه پوشش تمام بدن زن، پنهان کردن صورت، نازک و چسبان نبودن لباس، ممنوعیت بلند کردن صدا و همچنین ممنوعیت نگاه مردان بیگانه به زنان را الزامی عنوان و خروج بدون ضرورت زنان از خانه را محدود کرده است. 🟠 براساس این دستور طالبان، حجاب نباید تنگ و چسبان، دارای عطر و بوی خوش و شبیه لباسهای مردان و غیرمسلمانان باشد. طالبان همچنین با نقلقولهایی از پیامبر اسلام آورده است: «بیحجابی دسیسه یهود است» و «یهود از طریق فتنه زنها، بر سرکوبی امتها دست قوی دارد.» در اینستاگرام @harasswatch
1 822
باجگیری اخلاقی و مطالبهٔ بخشش؛
تأملی بر روایتِ رستگاری در دوران پس از «میتو»
نویسنده: مویرا دانگن
برگردان: نیلوفر رحمانیان
🟠 «امید به گذشتهای بهتر»؛ آیا این دقیقاً همان چیزی نیست که مردانِ «میتو» و تشویقکنندگانشان در پیِ آناند؟ آیا وقتی دوست مورگان اسپرلاک در صفحات نیویورک تایمز حسرت میخورد که دوست درگذشتهاش پیش از مرگ از رستگاری و اعاده حیثیتِ عمومی برخوردار نشد، در واقع خواستار گذشتهای بهتر نیست؟ آیا وقتی کوین اسپیسی در یک برنامهٔ پربیننده تلویزیونی میکوشد قضاوت عمومی دربارهٔ اتهامهای تعرض جنسیاش را از نو به محاکمه بگذارد، او نیز در طلب گذشتهای بهتر نیست؟ این مردان و هوادارانشان میخواهند گذشته را از نو بنویسند. اما آنچه میخواهند تغییرش دهند، خشونتی نیست که در گذشته رخ داده است. بلکه میخواهند لحظهای را تغییر دهند که دیگران از آن خشونت باخبر شدند. اگر بخشش، آنگونه که هرمن میگوید، نوعی کنار آمدن با تغییرناپذیریِ گذشته است، شاید کسانی که بیش از همه به بخشیدن نیاز دارند، همین قماش باشند.
نسخه کامل متن:
https://harasswatch.com/news/2605/
@harasswatch
1 822
🟠 نقش گرفتن روی پارچه؛ بررسی سوژه زن در رسانههای جریان اصلی
شیما وزوایی با اشاره به اینکه جنگ همواره مساله زن را به عقب میراند، در ارائه خود با عنوان «نقش گرفتن روی پارچه»، به بررسی چگونگی شکلگیری و بازنمایی سوژه زن در رسانههای جریان اصلی و مناسبات آن با قدرتهای درگیر در جنگ پرداخت.
بخش نخست تحلیل این ارائه به بررسی حسابهای کاربری دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو بهعنوان نمایندگان دو گفتمان آمریکا و اسرائیل اختصاص داشت. گفتمان رسمی آمریکا بر خلاف تصور عموم، رویکردی مبتنی بر حذف زن از مسئله جنگ دارد و محتوای مربوط به زنان در آن محدود است. در نقطه مقابل، نهادهای رسمی و وزارت دفاع اسرائیل در ویدیوهای پرشماری که بخش زیادی از آنها با هوش مصنوعی تولید شده، از سوژه زن استفاده حداکثری کردهاند.
در ادامه این تحلیل، وضعیت رسانههای فارسیزبان حامی جنگ با نمونه ایران اینترنشنال بررسی شد. در حالی که گفتمان رایج بینالمللی در زمان جنگها معمولاً بر بازنمایی قربانی بودن زنان و کودکان استوار است، این نگاه در این رسانه غایب بوده و فضا بسیار مردانه به نظر میرسد.
بررسی رسانههای داخلی نیز نشاندهنده استراتژیهای متفاوتی در بازنمایی سوژه زن است. در این میان، خبرگزاری فارس در میان تمام رسانههای بررسیشده، بیشترین حجم استفاده از تصویر زنان را داشته است. این رسانه با پیوند زدن جغرافیای ایران به هویت زن، با ارجاعاتی مشخص به جنبش «زن، زندگی، آزادی»، حضور هماهنگ زنانی را نمایش میدهد که از آزادی پوشش، بیان و حرکت برخوردارند و با انتشار پوسترهایی تحت عنوان «زنان پیشتاز میدان»، شکلی از ملیگرایی جنسیتمحور را بازتولید میکند. از سوی دیگر، بررسی خبرگزاری ایرنا و رسانه آتیه نشان میدهد که رسانههای دولتی رفتار همسانی ندارند و نوعی تکثر میان آنها دیده میشود.
🟠 معنای کنش در وضعیت تعلیق
فرشته طوسی با یک پرسش شروع کرد: آیا در وضعیت تعلیق و بحران کنونی، اساساً کنشگری مؤثری ممکن است؟ ارائه ضمن بازتعریف کنش موثر، هشدار داد که برای فرار از انفعال، نباید به پاسخهای آماده پناه برد و تاکید کرد کنشی که صرفاً برای تسکین وجدان فردی باشد و با واقعیت عینی جامعه نسبتی برقرار نکند، محکوم به شکست است؛ خطایی که در سالهای گذشته بارها تکرار شده است. فرشته طوسی این الگوی رایج را «کنشگری خودارجاع» نامید؛ جریانی که بهدلیل بریدگی از میدان واقعیت اجتماعی، ناتوانی در کسب دستاوردهای خُرد و ملموس، و فرار از مطالبات واقعی روزمره به سمت مفاهیم کلان و انتزاعی، عملاً به بازتولید همان وضعیت انسداد کمک کرده است. پیامد تلخ این رویکرد، شکلگیری گفتاری هژمونیک بود که هرگونه دستاورد کوچک اجتماعی یا فعالیت نهادمند مدنی، صنفی و دانشجویی را با خشونت نمادین طرد و تخریب میکرد.
فرشته طوسی شکاف میان سیاست محلی و فراملی متجلی میشود را «دو کوری متقابل» نامید. از یک سو، سیاست محلیِ بریده از افق بینالمللی به تجربههای زیسته صرف، جهانبینی شخصی و در نهایت سیاستزدایی تقلیل مییابد. از سوی دیگر، نگاه صرفاً بینالمللی با فرافکنی منشأ ستم به بیرون، ساختارهای محلی قدرت را از مسئولیت مبرا میکند. راهکار عبور از این بنبست، حفظ تنش سازنده میان این دو سطح است.
🟠بنبست تابآوری اقتصادی با حذف زن
طهورا قربانعلی و کوثر کریمیپور در ارائه مشترک خود با عنوان «بنبست تابآوری اقتصادی با حذف زن»، نشان دادند که چگونه در جریان تکانههای ناشی از کووید، قطعی اینترنت و بحرانهای نظامی، زنان نخستین قربانیان اخراج و بیکاری بودهاند. بررسی آمارها نشان میدهد در پی جنگ اخیر درخواستها برای بیمه بیکاری دهها برابر شده است که بخش عمدهای از این متقاضیان را زنان تشکیل میدهند. همچنین قطعی و اختلال در اینترنت، کسبوکارهای خانگی زنان را که آخرین پناهگاه اقتصادی آنان بود، به تعطیلی کشاند؛ از سوی دیگر، پاندمی کرونا ثابت کرد کارهای از دست رفته زنان در زمان بحران، معمولاً هرگز جبران نمیشوند و صدمات وارده بر اشتغال آنان ساختاری و برگشتناپذیر است.
در حال حاضر نرخ مشارکت اقتصادی زنان در ایران تنها ۱۵ درصد است که فاصه عمیق و معناداری با میانگینهای جهانی و حتی منطقهای دارد؛ مسئلهای حیاتی که عملاً هیچگونه توجه درخوری از سوی سیاستگذاران دریافت نمیکند.
سهم زنان از اقتصاد کشور نهتنها اندک است، بلکه همین سهم ناچیز نیز در بیثباتترین، شکنندهترین و غیررسمیترین لایههای بازار کار قرار دارد؛ لایههایی که در مواجهه با هر بحران اجتماعی، سیاسی یا جنگی، بهعنوان اولین خطوط دفاعی اقتصاد قربانی و حذف میشوند و به این ترتیب، تابآوری کل اقتصاد جامعه را به بنبست میکشانند.
نسخه کامل متن:
https://harasswatch.com/news/2603
@harasswatch
1 822
🟠 دیدبان آزار: این متن گزارشی است از نشست «زن در مواجهه با جنگ» که در موسسه رحمان برگزار شد و جنگ و پیامدهای آن را از سه زاویه دید بازخوانی کرد. در بخش نخست، شیما وزوایی با تمرکز بر جنگ روایتها در رسانههای جریان اصلی، چگونگی مصادره یا حذف سوژه زن در ساختارهای قدرت را بررسی میکند. فرشته طوسی در بخش دوم با نگاهی انتقادی، به سراغ مفهوم کنشگری در وضعیت بحران و تعلیق میرود و با نقد تحلیلهای انتزاعیِ بریده از واقعیت، بر ضرورت بازگشت به تجربههای زیسته و اخلاق مراقبت برای حفظ عاملیت جامعه تاکید میکند. در نهایت، کوثر کریمیپور در بخش سوم با تکیه بر آمارها نشان میدهد که چگونه در زمان وقوع تنشها، زنان بهعنوان اولین لایه از اقتصاد شکننده کشور حذف میشوند و این حذف ساختاری، چطور تابآوری کل جامعه را به بنبست میکشاند.
نسخه کامل متن:
https://harasswatch.com/news/2603
@harasswatch
1 822
+3
🟠 ۱۹ ژوئن، روز جهانی محو خشونت جنسی در درگیریهای نظامی است. سال گذشته حدود ۱۰ هزار مورد خشونت جنسی مرتبط با جنگ و درگیری نظامی در سراسر جهان ثبت شده است. آمار که در مقایسه با سال قبل از آن، دو برابر شده است. خشونت جنسی در درگیریهای نظامی، بهعنوان ابزار جنگی مورد استفاده قرار میگیرد تا انسجام اجتماعی جامعه هدف را نابود کند.
🟠 تصاویر مربوط به یک اجرای هنری به یاد قربانیان تجاوز در جنگ است. این رویداد تلاش کرد به بازماندگان تجاوز یگدر جنگ کوزوو صدا دهد، جنگی که در آن ۲۰ هزار زن مورد تجاوز قرار گرفتند. زنانی که اکثرا آلبانیاییتبار بودند.
🟠 ردیفهایی از لباسهای آویزان شده زنان جزئی از این رویداد هنری به نام «به تو فکر میکنم» است که در ورزشگاه پریشتینا در روز ۱۲ ژوئن ۲۰۱۵، سالگرد ورود ناتو به کوزوو، برگزار شد. این هنرمند، استادیوم فوتبال را به عنوان نمادی از مردانگی انتخاب کرده است و میگوید که نمایش دادن لباسهای کثیف در انظار عمومی پیامی دارد: «مسائل خصوصی خود را عمومی کنید.»
@harasswatch
1 822
عدالت کیفری در پروندههای خشونت جنسی؛ آیا امیدمان واهی است؟
نویسنده: شیوا شریفزاد
🟠 اگر دومینیک پلیکو در یک شهر کوچک توانسته بود بیش از ۷۰ مرد را پیدا کند -که تنها چیزی که به اشتراک دارند این است که در شعاع چند کیلومتری دومینیک پلیکو زندگی میکردند- که حاضر باشند به زنی بیهوش تجاوز کنند، این عدد در شهرهای بزرگ به چه ابعادی میرسد؟ در سطح یک کشور؟ در جهان؟ چه تعداد از این خشونتها هر روز در جریاناند، در مکانهایی که نظام حقوقی اساساً ظرفیت رسیدگی ندارد، یا رسانهها حساسیت و توجهی به آن نشان نمیدهند؟ چه تعداد مرد حاضرند اگر موقعیت و امکانش فراهم شود، دست به چنین عملی بزنند؟ در چنین بستری، مجازات کیفری، هرچند که ضروری، اما آیا برای این گستردگی کافی است؟
نسخه کامل متن:
https://harasswatch.com/news/2601
در اینستاگرام
@harasswatch
1 822
میکشاند؟ توی کافه نشستهام و به دوستی که بیشتر از ده سال است میشناسمش میگویم؛ با وسواس، اضطراب، نگران واکنشاش. «نگران نباش، یه دوست دیگه هم داشتم، مرد بود اون، یه مدت میگفت من گِیام، بعد یه مدت رفع شد، یادش رفت.» با بیسکوئیت کنار چایی بازی میکنم و بیشتر از ده سال دوستی توی ذهنم میدود. هفتههاست ندیدمات و تنها که راه میروم در خیابانهایی دستت را میگیرم که میشناسندت. «ببین من عمرا بتونم از مطهری رد بشم، همین آخرشه، وی در تلاش برای رد شدن از مطهری جان باخت.» چشمم را میبندم بوی دود و اضطراب و هیاهوی شهر تبدیل به بوی عرقت میشود. «رد شو بعد از این حرفها بزن، خطرناکه.» و بوی عرقت تبدیل به خشکی تنهای عصری که در آن برای آخرین بار از دروازههای دانشگاهی بیرون آمدم که تمام کودکیام را به رویایش بافته بودم. «یک ساعت دورش گشتم و با خودم کلنجار رفتم که یه شالی بخرم برم تو یا نه.» روی زبان شور میشود، یا حتی تلخ، اما شبیه تلخی قهوهای که من رها نکرده باشم که تا میتواند بجوشد. «باورت میشه یه اسپرسو گرفتم سیصد تومن؟ آدمها واقعا دارن برای هر روز زندگی له میشن.» و تبدیل می شود که زبری شور دیوارههای دور دانشگاه، از بیرون. «نرفتم تو. راه ندادن. دست آدم مگه مزه حس میکنه؟» و پخش میشود روی چمنهای پارک کودکیام، جایی حوالی زاگرس که خودم را روی آنها انداختم تا بدنم لمس خاک خشک را به یاد بیاورد.
🟠 قهقهه میزنی.
چرا دارم برایت مینویسم؟ اصلا چهطور میشود این همه نزدیک نوشت. نوشتن مگر همیشه ردی از غیاب با خودش ندارد؟ نمیدانم. شاید برای کشاندن بودنت روی دوش کلمات تا جایی که از سیاهی این سال بلند... چهطور این همه ویرانی کنار بیتابی آشنای تنت دوام آورد؟
🟠 قهقهه میزنی.
در خانهای جمع شدهایم. چند نفریم؟ رنگ آبرنگ آشفته میشود و نمیشود شمرد. اما برگشتهایم، نه فقط ما که یعنی من و تو، «ما» که یعنی کسی دستش به گوشی نمیرود تا بنویسد «واقعا جات خالیه.» برگشتهایم، روی خونهای روان لابهلای سنگفرشها «نه یه قطره دو قطره، همینجوری خون حرکت میکرد» پایکوبان گریستهایم به رقص سوگ جمعی و بعد خسته کنار صندلیهای کافهای با آبجوهای پنهانشده، «ژینا از خیابانها نمیرود.» گفتم خانه؟ خیابان است. رنگ آبرنگ پخش میشود و دیواری نیست. کنار صندلیهای کافهای، تو کمی دورتر نشستهای، قهقهه میزنی و کلمهای نیست که روی دوش آن تصویر آن لحظه را بکشم.
🟠 حالا اما، در رطوبت نابهجایی از جهان، در انتهای سالی که در آن همه چیز میسوزد، قهقه میزنی. من عاشق زنی شدهام و یک سال است که نامام شبیه من است. چرا دارم مینویسم؟ شاید تا بودنت کلماتم را از انکار، نابهجایی و مرگ بیرون بکشد. شاید هم فقط برای انعکاس خندهات بر دوش کلمات، شاید برای تخیل لبخند همه زنانی که این نامه را میخوانند و طرح لبخندشان را میتوانم تخیل کنم، شاید فقط برای دوباره نامیدن کلمهای که یک روز فریادش خواهیم زد، در انتهای این سال بلند خون و ویرانی. شاید برای دویدن به سمتت در انتهای آن خیابان سوزان که ناگهان پر از جمعیت میشود. شاید فقط برای یک سال لزبین زیستن.
@harasswatch
1 822
برای یک سال لزبین زیستن؛
در شادی ما چیزی هست که جهان را به گریه میاندازد
نویسنده: ترانه
🟠 لزبین.
حالا میشود یک سال که نامام را نامیدهام؛ به صدای بلند. چشمدرچشم آینه، زلزده به خیابان و جایی میان در آغوش گرفتنات. عجیب است اما پرسیدی و یادم نمیآمد که اولین بار کی بود؟ انگار سالهاست که میدانستم و انگار که با بوسیدنت فهمیدم. انگار با بوسیدنت فهمیدم که سالها بود میدانستم. یک سال میشود که دستان یکدیگر را گرفتهایم و به نگاههای ترسیده و بهتزده و حتی منزجر رهگذرها نگاه کردهایم. از تصویر در آینه تعجب کردهایم و باز با هم مرور کردهایم که این واقعا تصویر ماست. «ما واقعا لزبینیم؟ یعنی اگه به من بیست ساله میگفتن اینو!» بارها نامیدهام و غم و ناامیدی را در چشمان کسانی که قبل از این «به من افتخار میکردند» دیدهام. بغض و خشم را فرو دادهام، و خودم را دوباره و چندباره توضیح دادهام. گفتهام «میفهمم» و نمیفهمیدم، نمی خواستم بفهمم که چهطور حتی توان نگاه کردن به چشمهایم را ندارند. نفرت را نمیتوان ندید. بیمار نامیده شدهام، نزدیکانم جلوی چشمم به دنبال «مقصر» و «مشکل» و «اشتباه» گشتهاند. بارها کلمه معالجه را شنیدهام. ترسیدهام. پنهان کردهام. از پنهان کردنم منتفر شدهام. باز هم گاهی پنهان. «میترسم اون به خاطر من خشونت ببینه.» ترس از خشونت دیدن آدمی نزدیک و کم سنوسال، خیلی نزدیک. هنوز هم گاهی از سنگینی نگاه شهر وحشت میکنم و تو این را خوب میدانی. «خواهرید؟» خندیدهایم. «به دوستت سلام برسون.» خندیدهایم. «به صاحبخونه چیزی نگو» خندیدهایم.
🟠 هربار در ذهنم به همه این لحظههای انکار برمیگردم و جواب دیگری میدهم «نه خواهر نیستیم، پارتنریم.» و در برابرشان یکدیگر را میبوسیم. و تو میخندی. انگار هربار برگشتن به تحریف این خاطرهها فقط بهانهای برای قهقهه زدنت در ذهن من باشد، یا نوشتن این نامه هم حتی. تا به حال کسی فقط برای شنیدن قهقهه کسی نامه نوشته است؟ شاید اصلا نوشتنش برای این باشد که صدای قهقههات را از تمام این روزهای نابهجایی بدزدم و روی دوش کلمات بکشم تا خیابانهایی که تنها خانهام بودند «حس میکنم یه جایی حوالی کشاورز اولین بار دستانت را گرفتهام.» تقاطع کشاورز و حجاب؟ روی دوش کلمات بکشم تا آنجا که انعکاس قهقههات بپیچد و من حس کنم که به خانه برگشتهام. که این نابهجایی کشسان تمام شده و من همنام خودم شدهام.
🟠 قهقهه میزنی.
چند قدم جلوتر میروی با دوستی کنارت و من چند قدم عقبتر با دوست دیگری. چشمهایمان از حرکت بین گریه و بهانههایی برای فراموشی، از چک کردن اخبار و تکرار «کجارو زدن؟»، از چرخیدن بین پیامهایی که به سختی گاهی میرسد و دیده میشود، از انتظار، از سبکی بیمعنای زندگی و زمان ورم کرده است. اما چند قدم جلوتر میروید و ما نمیشنویم. فقط میبینیم که میخندید و به قهقههات لبخند میزنم. دوست کنارم جا میخورد. «شنیدی به چی خندیدن؟» نشنیدهام.
🟠 قهقهه میزنی.
شاید این نوشته اصلا برای خیره شدن به سالی باشد که در آن به عمقی از تاریکی زل زدیم که پیش از آن فرسنگها بیرون از تخیلمان بود و به تجربهای از عشق که آن هم. چهطور این همه ویرانی کنار بیتابیات دوام آورد؟ جایی حوالی اول این سال، نشستهای در نقاشیای از یک حیاط. سیگار میکشی. شب است و تصویر با آبرنگ کشیده شده. رنگها به هم میپیچد. و جایی گوشه بالای تصویر انگار که کودکی وسط نقاشی قلمو را از تو قاپ زده باشد و خودش روی کاغذ دویده باشد، رنگها وحشی میشوند. به هم آمیخته. سر میخورند روی هم، «دستت آشناست، هر جا که میخواهی»، و بعد در همین قاب من کنارت مینشینم، در گوشات با هقهق زمزمه میکنم که «دیگر هیچ چیز نیست، نه زندگی، نه کار، نه دانشگاه، نه مهاجرت، اگر تهران میسوزد بگذار همه چیز با آن بسوزد.» جنگ اول است و فکر میکنیم به انتهای سیاهی خیره شدهایم. هنوز مانده اما. هنوز در خیابان، روی همان سنگفرشی که قرار است، که قرار بود، که «باورت میشه فضای عمومی چهجوری عوض شده بعد ژینا؟»، که «زود دوباره با هم»، که فریاد، که خون، که دی، که خون، که خون، «می ترسم خبر مرگشو بشنوم.»... این همه ویرانی چهطور کنار بیتابی تنت تاب آورد؟ رنگها میپیچند، تو در امتداد به هم رسیدنشان چیزی میکشی «پاشو بیا نقاشی یادت بدم.» و کوهستانی روی امتداد شهری طرح میخورد که شبیه سرگردانی ما در تهران است. «تو کجای تهران میشه همدیگه رو ببوسیم؟»
🟠 قهقهه میزنی.
من عاشق زنی شدهام که در انتهای سالی که در آن همه چیز میسوزد ایستاده و...من عاشق زنی شدهام. اولین بارهایی که لزبین را به صدای بلند گفتم از لرزش صدای خودم غافلگیر میشدم. و وسواسی حتی که واقعا؟ نکند وهم، اما این نامِ ناگهان چهقدر آشناست؟ اما باز نکند وهم؟کدام وهم خودش را روی دوش کلمات تا آن خیابانها
1 822
برای یک سال لزبین زیستن
در شادی ما چیزی هست که جهان را به گریه میاندازد
نویسنده: ترانه
به ن، زنی که در انتهای خیابانی که در آن همه چیز میسوزد محکم ایستاده، آغوشش را گشوده و قهقهه میزند تا از عشق نترسم. و به همه شما که انعکاس این قهقهه را میشناسید و با آن میخندید.
نسخه کامل متن:
https://harasswatch.com/news/2600
در اینستاگرام
@harasswatch
1 822
🟠 زنان حاضر در این تجمع، خواستار شفافسازی درباره روند واگذاری معدن و علت محروم ماندن ساکنان محلی از حقوق و منافع اقتصادی آن شدند. در بخشی از سخنان مطرحشده در این تجمع خطاب به مسئولان آمده است: «آقای استاندار، فرماندار، خبرنگاران و رسانهها کجا هستند؟ ما وطنفروش نیستیم، ما فرزندان همین خاک هستیم؛ همان خاکی که شهدا برای آن جان دادند و پدران ما برای آبادانیاش زحمت کشیدند.» معترضان همچنین با اشاره به شرایط اقتصادی و محرومیتهای منطقه تأکید کردند مردم این روستا نیز با مشکلات گسترده معیشتی روبهرو هستند و کودکانشان حق برخورداری از آیندهای بهتر را دارند.
🟠 همزمان در شهرستان تفتان، شامگاه همان روز حوالی ساعت ۲۱، حدود ۴۰ نیروی نظامی در منطقه تیلویی واقع در روستای سرسیاه از توابع بخش نوکآباد، به محل تجمع زنان بلوچ معترض به فعالیت معدن طلای تفتان یورش بردند. بر اساس ویدئوها و گزارشهای منتشرشده، نیروهای حاضر زنان معترض را مورد توهین، فحاشی، تهدید و ضربوشتم قرار دادهاند. در ویدئوی حدود ۹ دقیقهای منتشرشده از این رویداد، زنان حاضر اعلام میکنند که نیروهای نظامی با قنداق اسلحه به آنان حمله کرده و دستکم یک زن بلوچ در جریان این برخوردها مجروح شده است.
🟠 در تصاویر منتشرشده، زنان معترض از رفتارهای تحقیرآمیز و تهدید به تشکیل پرونده قضایی، بازداشت و برخوردهای امنیتی سخن گفته و اعلام کردهاند که تنها خواسته آنان جلوگیری از آسیب بیشتر به محیط زندگی و منابع طبیعی منطقه بوده است. ماموران مدام از زنان معترض میپرسند «شوهرت کجاست؟ مرد نداری؟ مردت کو؟» صدای تهدید ماموران در ویدئو شنیده میشود: «میزنم تو گوشت و کرت میکنم. مملکت صاحب دارد. اینجا قانون دارد.» به گفته ساکنان محلی، اعتراضات در سرسیاه در واکنش به گسترش فعالیتهای معدن طلای تفتان و پیامدهای ناشی از آن شکل گرفته است. ساکنان میگویند تردد مستمر کامیونهای معدن از ساعات ابتدایی صبح تا حدود یک بامداد، آرامش روستا را مختل کرده و زندگی روزمره مردم را با مشکلات جدی روبهرو ساخته است.
🟠 منابع محلی همچنین تأکید کردهاند که فعالیتهای معدنی طی سالهای اخیر موجب آسیب گسترده به منابع آبی منطقه شده و خشک شدن بخشی از منابع آب، کشاورزی، دامداری و معیشت بسیاری از خانوادههای محلی را با بحران مواجه کرده است. در جریان این یورش، یک زن بلوچ به نام «بیبینور ریگی کوته» ۵۵ ساله و دارای پنج فرزند، اهل و ساکن روستای سرسیاه، بر اثر ضربات قنداق اسلحه از ناحیه سر مجروح شده است. بر اساس اظهارات شاهدان، نیروهای انتظامی نوکآباد به همراه مسئولان و نیروهای حراست معدن طلای تفتان، از جمله فردی با نام «موحد» که به عنوان مسئول حراست معدن معرفی شده، وارد محدوده روستا شده و با زنان، دختران و سالمندان حاضر برخوردهای خشونتآمیز داشتهاند.
🟠 اهالی روستای سرسیاه میگویند سالهاست نسبت به گسترش فعالیتهای معدن و پیامدهای آن بر محیط زیست، مراتع، باغات، منابع طبیعی و زمینهای آبا و اجدادی خود اعتراض دارند. به گفته آنان توسعه فعالیتهای معدنی موجب نابودی پوشش گیاهی، خشک شدن بخشی از اراضی، محدود شدن عرصههای چرای دام و ایجاد مشکلات جدی اقتصادی برای خانوارهایی شده که معیشتشان وابسته به کشاورزی و دامداری است. ساکنان منطقه همچنین تأکید دارند که با وجود بهرهبرداری گسترده از منابع معدنی، سهم مردم بومی از فرصتهای شغلی ایجادشده بسیار ناچیز بوده و بخش عمده قراردادها و فعالیتهای اقتصادی مرتبط با معدن در اختیار افراد و گروههای خاص قرار گرفته است.
🟠 این رویدادها بار دیگر نگرانیها درباره نحوه اجرای پروژههای معدنی در مناطق محروم، محروم ماندن جوامع بومی از منافع اقتصادی منابع طبیعی و برخورد امنیتی با اعتراضات مردمی را افزایش داده است؛ موضوعی که در سالهای اخیر در مناطق مختلف سیستان و بلوچستان و دیگر مناطق محروم کشور با مطالباتی درباره عدالت، شفافیت و مشارکت مردم محلی در مدیریت منابع همراه بوده است. همچنین با اشاره به شرایط اقتصادی و محرومیتهای منطقه تأکید کردند مردم این روستا نیز با مشکلات گسترده معیشتی روبهرو هستند و کودکانشان حق برخورداری از آیندهای بهتر را دارند.
🟠 همزمان در شهرستان تفتان، شامگاه همان روز حوالی ساعت ۲۱، حدود ۴۰ نیروی نظامی در منطقه تیلویی واقع در روستای سرسیاه از توابع بخش نوکآباد، به محل تجمع زنان بلوچ معترض به فعالیت معدن طلای تفتان یورش بردند. بر اساس ویدئوها و گزارشهای منتشرشده، نیروهای حاضر زنان معترض را مورد توهین، فحاشی، تهدید و ضربوشتم قرار دادهاند. در ویدئوی حدود ۹ دقیقهای منتشرشده از این رویداد، زنان حاضر اعلام میکنند که نیروهای نظامی با قنداق اسلحه به آنان حمله کرده و دستکم یک زن بلوچ در جریان این برخوردها مجروح شده است.
@harasswatch
1 822
اعتراض زنان بلوچ به واگذاری معدنها به خشونت کشیده شد
«یک قطره آب هم نداریم»
🟠 به گزارش رسانههای محلی بلوچ، روز سهشنبه ۲۶ خردادماه ۱۴۰۵، مجموعهای از اعتراضات مردمی در مناطق مختلف استان کرمان و سیستان و بلوچستان در واکنش به نحوه واگذاری و بهرهبرداری از معادن منطقه و همچنین برخورد نیروهای نظامی با معترضان محلی شکل گرفت؛ اعتراضاتی که محور اصلی آنها اعتراض به نادیده گرفتن حقوق مردم بومی، محرومیت از منافع اقتصادی منابع طبیعی و پیامدهای زیستمحیطی پروژههای معدنی بود. در نخستین مورد، شماری از زنان بلوچ روستای پشموکی از توابع شهرستان فاریاب استان کرمان در مقابل معدن کرومیت این منطقه تجمع کرده و نسبت به نحوه واگذاری امتیاز بهرهبرداری این معدن اعتراض کردند. معترضان اعلام کردند که امتیاز این معدن به افراد دارای نفوذ و مرتبط با نهادهای دولتی واگذار شده، در حالی که مردم بومی منطقه از منافع اقتصادی آن بیبهره ماندهاند.
در اینستاگرام
@harasswatch
1 822
رسوایی پزشکان بدون مرز در اردوگاه پناهندگان سودان
بهرهکشی جنسی در پوشش امداد
دیدبان آزار: پزشکان بدون مرز اعلام کرد که الگوی نگرانکنندهای از سوءاستفاده و بهرهکشی جنسی توسط برخی کارکنان محلی و خارجی این سازمان در چاد، در امتداد مرز سودان، شناسایی شده است. بر اساس یک یادداشت محرمانه داخلی که خبرگزاری آسوشیتدپرس به آن دست یافته، در برخی موارد این سوءاستفادهها متوجه دختران زیر سن قانونی بوده و گاهی نیز غذا یا فرصتهای شغلی در ازای رابطه جنسی به پناهجویان پیشنهاد شده است. این گزارش پزشکان بدون مرز که در ماه ژوئیه تکمیل شد و نخستین بار روز شنبه توسط آسوشیتدپرس منتشر شد، از ثبت ۵۹ مورد ادعای سوءاستفاده جنسی خبر میدهد. بر اساس این گزارش، ۱۸ نفر از کارکنان اخراج شده و برای همیشه از استخدام مجدد در این سازمان محروم شدهاند.
نسخه کامل متن:
https://harasswatch.com/news/2599
در اینستاگرام
@harasswatch
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
