ومیض| نورِ لطیف
Ir al canal en Telegram
ومیض= نورِ لطیف، درخشش ناگهانی. سنرحل ویبقي الأثر⛓
Mostrar más1 540
Suscriptores
+424 horas
-27 días
+1030 días
Archivo de publicaciones
1 540
نه اختیار دارید.
مگه تا حالا نمیریختید؟!
بد نیست این ترکیب رو هم امتحان کنید: ماست، ترجیحا چکیده، خیار، گشنیز تازه، فلفل سیاه، کمی پودرسیر و چند قطره لیموی تازه.
خیار رو ریزِ ریز کنید، اما متوجه باشید آب نندازه بعد هم گشینزها رو خوب ریز کنید و در ادامه بقیه مواد رو اضافه کنید. چند تا تکه یخ هم داخل این موادتون اضافه کنید. مطمئنم از امتحانش پشیمون نمیشید.
نکته: آبلیمو کم اضافه کنید چون تلخ میشه.
چه عطر ماست و خیاری پیچیدههه..
1 540
ممنون از عزیزانی که در کنارم هستند.
متاسفانه یا خوشبختانه مدتیست ( همانطور که از پستها پیداست) حال روحی مساعدی ندارم و خلاف آن هم نمیتوانم بنویسم. صد البته که اهل بروز دادنِ غمها نیستم. ( پس شما شدت این آزمایشی که در آن قرار دارم را تصور کن..)
بنابراین اگر ماندید خانهتان آباد و اگر هم رفتید خانهتان آباد.
1 540
متاسفانه یا خوشبختانه درد دندانم طوریه که زده به دستم و پام و احساس میکنم بیحس شدن به گمانم دندان عفونت بدی کرده..
1 540
Repost from شیخ عبدالعزیز طریفی
شیخ عبدالعزیز طریفی:
عقل توانایی ادراک همه چیز را ندارد، مانند چشم که نمیتواند خورشید ظهر را بنگرد زیرا بالاتر از توانش هست. الله نیز اوامری غیبی دارد که عقل باید در برابرش تسلیم شود مانند چشم که در برابر خورشید تسلیم است.
instagram.com/tarefe.fa
telegram.me/tarifi
1 540
در میان درهای از ناخوشایندها گیر میافتی و آنقدر تمنای گشایش را داری که مدام میپرسی چه خواهد شد؟ عاقبت چه میشود؟
اما همهی این پرسشها را باید کنار گذاشت و نتیجه را به خدا سپرد.
تو دلت را آرام کن و یقینت را محکمتر از هر زمان بساز؛ آنچه از توان تو بیرون است را به او بسپار و در پی هیچ سوال و تشویشی نباش.
بسپار به خداوندی که پایان راه را میداند، حتی وقتی تو چیزی جز ابهام و تاریکی و نشدن نمیبینی.
#مجاهده_سین
1 540
Repost from عکسِ مهتاب 🌙
همراهان گرامی، سلام علیکم. تقاضا دارم لطف کرده و از کانال یوتیوب حمایت کنید. با پیوستن به کانال و لایک کردن ویدیوها، کانال بالا میرود و افراد بیشتری از آن مطلع خواهند شد و ان شاء الله در این اجر شریک خواهید شد. خیلی متشکرم.
https://youtu.be/i0PqkVihngw?si=7lNotvo1UXA4WeHZ
1 540
هرگاه دچار حوادث و گرفتاریها میشویم، نزد خود میگوییم: این دیگر آخرین امتحان است؛ آخرین آزمایشی که تجربهاش میکنم و از سر میگذرانم. البته شاید هم چنین باشد، و شاید هم نه.
اینجا دنیاست، و آدمی در رنج آفریده شده است. زندگی، همیشه یک رودخانهی آرام و زلال نیست. گاهی هم یک دریای طوفانی و سیاه است که باید پای در آن بگذاری و ادامه را بیابی. ممکن است با یک رنج، همه دردها به پایان برسد و گشایش را در آغوش بگیری و شاید هم نه. هیچ تضمینی در کار نیست! مگر به لطف و مهربانی و بخشش پروردگار.
پس چه خوب است که به امتحانها نه بهعنوان پایان راه، بلکه بهچشمِ پلی برای پیوند به زندگی نگاه کنیم. هر سختی، اگر با صبر و توکل پشت سر گذاشته شود این خود اطاعت و بندگیست.
#مجاهده_سین
1 540
امید داشتن در روزهای خوب، سخت و هنر نیست. حقیقت، آنجا که راه بسته است نمایان میشود. پیامبران، راهنمای همین مسیر بودهاند.
حضرت یوسف: با اینکه میدانست درها قفل است، به سمتشان دوید. ایشان به ما یاد داد که تکلیف ما، دویدن است، نه باز کردن در.
حضرت یونس: در تاریکی مطلق شکم ماهی، به جای ناامیدی، خدا را یاد کرد.
حضرت موسی: وقتی راه پیش رو دریا بود و راه پشت سر دشمن، با اطمینان گفت: خدا با من است.
حضرت ابراهیم: در دل آتش، جز خدا را ندید و آتش برایش سرد شد. ایشان به ما یاد داد اگر توکل به خدا باشد، آتش سوزان به تو آسیب نمیرساند.
اینها همه قصه نیستند، راهنما هستند. توکل یعنی: تمام تلاشت را بکن، اما نتیجه را به صاحب درها بسپار.
#مجاهده_سین
1 540
توکل، امید و یقین درست همانجایی معنا پیدا میکند که ناامیدی و شک راهمان را بسته و نقطهی دیدمان، به امید را مختل ساخته.
مادامی که امید ته کشیده است و هیچ دری را به رویت باز نمیبینی؛ آنجا که نور، حتی از روزنهای به باریکی سوراخ یک سوزن هم ناپیداست، تو به میدانی حقیقی و جدی وارد شدهای. اینجاست که عیار واقعی ایمان سنجیده میشود و آزمون اصلی آغاز میشود. اینکه از تمام آنچه آموختهای، چقدر در وجودت رسوخ کرده است؟
آیا توکل و امید و یقین به خداوند، تنها کلماتی است که بر زبان میچرخد؟ یا نه، در عمیقترین لایههای قلبت نفوذ کرده و با آنها ادغام شده. این لحظه، رویارویی با حقیقت خود است؛ که آیا در هجوم تاریکیها، ناامیدی را انتخاب میکنی و از رحمت خدا غافل میشوی، یا با وجود همهی بنبستها، باز هم در جستجوی راهی هموار میگردی.
#مجاهده_سین
1 540
توکل، امید و یقین درست همانجایی معنا پیدا میکند که ناامیدی و شک راهمان را بسته و نقطهی دیدمان، به امید را مختل ساخته.
مادامی که امید ته کشیده است و هیچ دری را به رویت باز نمیبینی؛ آنجا که نور، حتی از روزنهای به باریکی سوراخ یک سوزن هم ناپیداست، تو به میدانی حقیقی و جدی وارد شدهای. اینجاست که عیار واقعی ایمان سنجیده میشود و آزمون اصلی آغاز میشود. اینکه از تمام آنچه آموختهای، چقدر در وجودت رسوخ کرده است؟
آیا توکل و امید و یقین به خداوند، تنها کلماتی است که بر زبان میچرخد؟ یا نه، در عمیقترین لایههای قلبت نفوذ کرده و با آنها ادغام شده. این لحظه، رویارویی با حقیقت خود است؛ که آیا در هجوم تاریکیها، ناامیدی را انتخاب میکنی و از رحمت خدا غافل میشوی، یا با وجود همهی بنبستها، باز هم در جستجوی راهی هموار میگردی.
#مجاهده_سین
1 540
خواهش میکنم از این پیام ساده نگذرید و در این عصر جمعه ما را در دعایتان یاد کنید.
1 540
حملات و بمباران مراسمهای عروسی توسط آمریکا در افغانستان:
۲۰۰۲ ارزگان روستای کاکرک.
۲۰۰۸ ننگرهار روستای دهبالا.
۲۰۰۸ قندهار روستای جغتو.
۲۰۱۲ لوگر روستای برکیبرک.
۲۰۱۹ کابل کابل.
اینها تنها نمونهی کوچکی بودند که فقط در ویکیپدیا ثبت شده علاوهبر این حملات، (Double tap) حملهای دوبارهای که مردم برای کمک به زخمیان میشتافتند صورت میگرفت و آمارِ کشتهها و زخمیها را چندین برابر میکرد، در کنار حمله به جشنها، به مراسمهای عزا نیز حمله میشد؛ همچنان به بیمارستانها، مکاتب و مدارسی که علوم شرعی تدریس میکردند و...
پ.ن: این (و...) حرفهای ناگفتهی زیادی را در خود جای داده، همانجایی که حملاتِ بیشمارِ آمریکا بر افغانستان، جای جای این وطن را از خون شهدا رنگین ساخته؛ جویهای خون به راه انداخته و این جغرافیا را تا سالهای سال، از پای درآورده و رمقِ توسعه و پیشرفت را از او سلب کرده..
#مجاهده_سین
1 540
انا لله و انا الیه راجعون..
چقدر به یاد بمباران مراسمات عزا و عروسی در افغانستان افتادم، که توسط همین جنگطلب دوران، (آمریکا) اتفاق میافتاد..
