ومیض| نورِ لطیف
الذهاب إلى القناة على Telegram
1 457
المشتركون
+124 ساعات
+97 أيام
+1530 أيام
أرشيف المشاركات
1 457
گفت: «بَچِهم.»
همانطور که به سمت صدا میچرخیدم، انگار در یک لحظه زمان متوقف شد. تمام آن لحظاتی که پدرم با آن صدای رسا و عزیزش ما را صدا میزد، در ذهنم تداعی شد. عادتش بود؛ نام کوچکمان را میگفت و بعد، آن «بَچهم»ِ را به دنبالش میآورد. چیزی مثل: «محمد، بچهم...»
حق دارید که درکی درستی از این کلمه نداشته باشید اما برای من، این واژه یک دنیا حرف نگفته بود. یک کتابِ بزرگ، که غرق در لغتهای محبتآمیز بود. یک نوع امنیت که در یک کلمه خلاصه میشد؛ بچهم.
سرم را چرخاندم و گفتم: «بله، عمو جان.»
اما چه نیک. چه نیک، که بعد از پدر، بزرگوارانی هستند که ما را اینگونه خطاب کنند به یاد آن روزها..
#مجاهده_سین
1 457
.
اللّٰهُم اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلِلْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ الأَحْياءِ مِنْهُمْ وَالأَمْوَات.
1 457
بسیاری از کسانی که سوالهای تند و چالشی درمورد اسلام میپرسند، لزوما دشمن یا اسلامستیز نیستند. شاید آنان به دنبال جوابی برای فوران شبهات ذهنی خود هستند، بنابراین درمورد این دسته افراد باید سعهصدر داشته باشیم و از زدن برچسبهای گوناگون به آنها خودداری کنیم.
هر پرسشی نشانهی عناد درباره اسلام نیست. گاهی فریاد درونیاست که سالها مدفون شده و اجازهی ابراز نداشته. اگر با صبوری به آنها پاسخ داده شود، همین مسیر پر ازسوال و ابهام میتواند به یک هدایت روشن و زیبا ختم شود. گاهی یک پرسشگر در جستوجوی چراغیست تا از ظلمات خویش رهایی پیدا کند و حقیقتناب را دریابد.
گاهی یک سوال پلیست به سوی نور و روشنایی.
#مجاهده_سین
1 457
میدانم گاهی، زیر بار دویدنها و نرسیدنها، کم آوردهای. لحظاتی بوده که در خلوت، اشکهایت را پاک کردی و تمام شببیداریها و خستگیهایت به مثل یک فیلم از مقابل چشمانت گذشت.
اما بیا به نشدنها یکطور دیگر نگاه کنیم؛ چند قدم به عقب برگردیم و تمام این به، حاصل نرسیدنها را از خیلی دورتر ببینیم، در اینجا شاید متوجه شویم که بسیاری از نرسیدنها، نه یک شکست، بلکه یک سپر محافظتی بودهاند؛ حکمتی که از درک محدود آدمی خارج است. دنیا محل گذر است و شاید همین نشدنها، آزمایشی برای ما باشند. شاید تقدیر و خیر، همین بوده که در جایگاه و موقعیتی که هستیم، بمانیم.
پس آرام بگیر.
#مجاهده_سین
1 457
Repost from 🇵🇸قرن پانزدهم
واژههای شوهر و همسر در فضای مجازی فارسی کمکم حذف شده و جای خود را به "پارتنر" دادهاند. این واژهی مبهم حالات مختلفی از روابط را شامل میشه جز ازدواج شرعی. همچنین اصطلاح دوستدختر/دوستپسر که قبلا رابطهای نامشروع و خارج از چارچوبِ عرف و اخلاق بود، امروز به شکلی گسترده قبحزدایی و عادیسازی و ترند شده است.
همچنینموجی از محتواهای ضدِ ازدواج نیز در اینستاگرام فارسی در حال نشر است، و از تمام زوایا به ازدواج شرعی حمله شده و بهعنوان اقدامی پرهزینه، محدودکننده و محکوم به خیانت و شکست به تصویر کشیده میشود.
در این فضا، مخاطب جوان مدام از مشکلات اقتصادی، آمار طلاق، خیانت و سختیهای زندگی مشترک متاثر میشود، و همزمان در ذهنش روابط خارج از ازدواج بهعنوان امری عادی و فراگیر تلقی میشود.
بدون شک بخش عمدهی این موج تصنعی، قسمتی از پروژه هسبارا (شبکهی بلاگرهای مزدور و باتهای هدایت شونده) است، و حاصل این هجمهها، کاستن اعتماد جوانان به تشکیل خانواده و ایجاد تردید نسبت به ازدواج، و سوق دادن آنان به روابط نامشروع و پیامدهای مخرب آن است.
1 457
فَإِنَّکَ بِأَعْیُنِنا.
واصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ فَإِنَّکَ بِأَعْیُنِنا و در برابر فرمان پروردگارت صبر كن، كه قطعاً تو زير نظر ما هستى..
فَإِنَّکَ بِأَعْیُنِنا را تا جایی که به یاد دارم از پروفایل ارح قلبیعزیز، ایده گرفته بودم و نوشتمش برای نیلوفرعزیز.
آن روزها خط را به تازگی آموخته بودم و قطعا ضعفهایی مشهود است.
#مجاهده_سین
1 457
نمیدانم چه رابطهای میان گفتن و نگفتن هست.
همان لحظهای که کلمات بر جانت سنگینی میکنند و هرچه با خود کلنجار میروی تا آنها را فرو بدهی، اما یکجایی، در یک لحظه، میخواهند بیرون بریزند و تو را از باری که بر جانت نشسته راحت کنند.
و تو خیال میکنی با گفتن و شنواندنشان به دیگری، دیگر آن کلمات از آن تو نیستند و هر طوریکه شده میخواهی از آنها خلاص شوی. تصور میکنی با شنواندن آنها به دیگری، آن را از مالکیت خودت خارج میکنی.
اما آیا با گفتن، واقعاً این اتفاق میافتد؟
آیا ارزشش را دارد، به قول قدیمیها، سفره دلت را حتی نزد نزدیکترین آدم زندگیات باز کنی؟
آیا گفتن، آن حس را از ما میگیرد؟
آیا گفتن تاریخ انقضا دارد؟
آیا گفتن درمانی قطعی است یا لحظهای؟
آیا بعد از گفتن، تضمینی هست که دوباره به همان احساس انفجار دچار نشویم؟
قاعدتاً نه.
گفتن شاید همان لحظهای که در حال گفتنیم، کمی التیاممان بدهد، اما بعد از تمام شدن سخن، آن حال و هوا دوباره از راه میرسد، شک نکن. همه آن گفتهها از آن تو هستند و رهایی کجا؟
#مجاهده_سین
1 457
نتیجهی دستبرد به شاخهی دیگر.
البته قول نمیدهم در اینجا ماندگار باشد.
تمام اینکارها تجربه و خیلی دلی بوده و هست و شخصا تمامش را برای خودم انجام دادهام.
#مجاهده_سین
1 457
آماده شده تابلو فوق را حدود شش یا هفت ماه پیش آغاز کرده بودم که در همان وقت هم تمام شد. اما عکاسیاش تا به حال به طول انجامید..
هر آنکه دستی بر انجام اینچنین فعالیتها دارد، به خوبی به این نکته واقف است که عکاسی از یک اثر، چیزی سختتر و وقتگیرتر از حتی اجرای همان اثر و کار میباشد..
#مجاهده_سین
1 457
+2
این تابلو را حدود شش یا هفت ماه پیش آغاز کرده بودم که در همان وقت هم تمام شد. اما عکاسیاش تا به حال به طول انجامید..
#مجاهده_سین
1 457
گاهی دلم میخواهد به روزهای مدرسه برگردم؛ نه برای درس و مشق، که قصهی آنها جداست، بلکه برای چشیدن طعم آشدوغِ پیرمرد.
همان آشدوغی که وقتی از مدرسه به طرف خانه برمیگشتم، عطرش گرسنگیام را چند برابر میکرد. همان آشدوغی که قبل از رسیدن به دکان پیرمرد، بوی خوشش در تمام کوچه پس کوچهها پیچیده بود.
همان آشدوغی که به خاطر ملاحظههای من و مامان، هیچوقت نتوانستم طعمش را بچشم و مزهاش را بفهمم..
و چه دکان عجیبی داشت آن پیرمرد...
دکانی که هیچ شباهتی به مغازههای امروزی نداشت،
نه ویترینی بود و نه خبری از رنگها.. قسمتی از خانهی پیرمرد بود، با یک دیگ بزرگ و یک پیکنیک وسط دکان..
میدانی! ما یکبار عطرها را میفهمیم و آنها را احساس میکنیم و همان یکمرتبه، ممکن است، به خاطرهساز تمام زندگیمان مبدل شود.
#مجاهده_سین
1 457
بسیار قابل قدر است است وقتی دو نفر در دنیای کوچک و خصوصی خود با آزادیِ تمام در مورد مسائل جهان اسلام و هر موضوعی گفتوگو میکنند؛ آنطور که هیچ ترسی از قضاوت یا مواخذه نباشد.
در این فضای امن، دیگر ترس از نگفتن چیزهایی که در جمعهایی، نباید آن را گفت، نیست. ترس از تمسخر وجود ندارد و حتی ناآگاهی هم موجب خجالت نمیگردد؛ چراکه آنها برای یاد گرفتن و تبادل نظر با هم نشستهاند، نه برای قضاوت کردن و جنگ و جدال و یا تحقیر.
در حقیقت، وقتی این گفتگو میان یک زن و شوهر اتفاق میافتد، زیبایی آن چندین برابر میشود. این یعنی، دو نفر که در کنار هم، نه تنها همسر، که نزدیکترین تکیهگاه فکری برای یکدیگرند. یک تلفیق بیوصف. زیباترین نوع همسفری برای رسیدن به هر چه کمال بیشتر.
#مجاهده_سین
