کتابهای ممنوعه
♦مجموعهای از نایابترین کتابها؛ به همراه جرعهای از تاریخ 🎧 کتابخانه صوتی "کتاب آوا" 🆔 @avabookchannel
Mostrar más📈 Análisis del canal de Telegram کتابهای ممنوعه
El canal کتابهای ممنوعه (@ketab_mamnouee) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 76 288 suscriptores, ocupando la posición 249 en la categoría Libros y el puesto 4 192 en la región Irán.
📊 Métricas de audiencia y dinámica
Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 76 288 suscriptores.
Según los últimos datos del 23 junio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 1 102, y en las últimas 24 horas de 25, conservando un alto alcance.
- Estado de verificación: No verificado
- Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 16.23%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 5.17% de reacciones respecto al total de suscriptores.
- Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 12 379 visualizaciones. En el primer día suele acumular 3 946 visualizaciones.
- Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 43.
- Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como کتاب, رویداد, اجرا, آقا, خزعل.
📝 Descripción y política de contenido
El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“♦مجموعهای از نایابترین کتابها؛ به همراه جرعهای از تاریخ
🎧 کتابخانه صوتی "کتاب آوا"
🆔 @avabookchannel”
Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 24 junio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Libros.
Carga de datos en curso...
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 24 junio | +38 | |||
| 23 junio | +29 | |||
| 22 junio | +53 | |||
| 21 junio | +26 | |||
| 20 junio | +51 | |||
| 19 junio | +39 | |||
| 18 junio | +39 | |||
| 17 junio | +41 | |||
| 16 junio | +31 | |||
| 15 junio | +49 | |||
| 14 junio | +28 | |||
| 13 junio | +29 | |||
| 12 junio | +47 | |||
| 11 junio | +25 | |||
| 10 junio | +60 | |||
| 09 junio | +33 | |||
| 08 junio | +63 | |||
| 07 junio | +66 | |||
| 06 junio | +49 | |||
| 05 junio | +57 | |||
| 04 junio | +66 | |||
| 03 junio | +56 | |||
| 02 junio | +49 | |||
| 01 junio | +37 |
| 2 | 🎧 کتاب " یهود ، ایران ، اسرائیل "
♦️ پارت سوم: اماکن مقدس یهودی در ایرانزمین (بخش دوم)
✒ نوشته مِنشه امیر
🎙 راویها: " رشته گفتوگوهای رادیویی مِنشه امیر با پرفسور اَمنون نِتصر "
✔ فایل صوتی 9
♦️ پایان
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
🆔 @avabookchannel | 1 186 |
| 3 | 🎧 کتاب " یهود ، ایران ، اسرائیل "
♦️ پارت سوم: اماکن مقدس یهودی در ایرانزمین (بخش اول)
✒ نوشته مِنشه امیر
🎙 راویها: " رشته گفتوگوهای رادیویی مِنشه امیر با پرفسور اَمنون نِتصر "
✔ فایل صوتی 8
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
🆔 @avabookchannel | 1 446 |
| 4 | 🎧 کتاب " یهود ، ایران ، اسرائیل "
♦️ پارت دوم: پیوند یهودیان با فرهنگ ایرانزمین (بخش سوم)
✒ نوشته مِنشه امیر
🎙 راویها: " رشته گفتوگوهای رادیویی مِنشه امیر با پرفسور اَمنون نِتصر "
✔ فایل صوتی 7
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
🆔 @avabookchannel | 1 450 |
| 5 | 🎧 کتاب " یهود ، ایران ، اسرائیل "
♦️ پارت دوم: پیوند یهودیان با فرهنگ ایرانزمین (بخش دوم)
✒ نوشته مِنشه امیر
🎙 راویها: " رشته گفتوگوهای رادیویی مِنشه امیر با پرفسور اَمنون نِتصر "
✔ فایل صوتی 6
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
🆔 @avabookchannel | 1 323 |
| 6 | 🎧 کتاب " یهود ، ایران ، اسرائیل "
♦️ پارت دوم: پیوند یهودیان با فرهنگ ایرانزمین (بخش اول)
✒ نوشته مِنشه امیر
🎙 راویها: " رشته گفتوگوهای رادیویی مِنشه امیر با پرفسور اَمنون نِتصر "
✔ فایل صوتی 5
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
🆔 @avabookchannel | 1 131 |
| 7 | 🎧 کتاب " یهود ، ایران ، اسرائیل "
♦️ پارت اول: سرگذشت ملت یهود و سرزمین اسرائیل (بخش چهارم)
✒ نوشته مِنشه امیر
🎙 راویها: " رشته گفتوگوهای رادیویی مِنشه امیر با پرفسور اَمنون نِتصر "
✔ فایل صوتی 4
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
🆔 @avabookchannel | 1 130 |
| 8 | 🎧 کتاب " یهود ، ایران ، اسرائیل "
♦️ پارت اول: سرگذشت ملت یهود و سرزمین اسرائیل (بخش سوم)
✒ نوشته مِنشه امیر
🎙 راویها: " رشته گفتوگوهای رادیویی مِنشه امیر با پرفسور اَمنون نِتصر "
✔ فایل صوتی 3
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
🆔 @avabookchannel | 905 |
| 9 | 🎧 کتاب " یهود ، ایران ، اسرائیل "
♦️ پارت اول: سرگذشت ملت یهود و سرزمین اسرائیل (بخش دوم)
✒ نوشته مِنشه امیر
🎙 راویها: " رشته گفتوگوهای رادیویی مِنشه امیر با پرفسور اَمنون نِتصر "
✔ فایل صوتی 2
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
🆔 @avabookchannel | 1 127 |
| 10 | 🎧 کتاب " یهود ، ایران ، اسرائیل "
♦️ پارت اول: سرگذشت ملت یهود و سرزمین اسرائیل (بخش اول)
✒ نوشته مِنشه امیر
🎙 راویها: " رشته گفتوگوهای رادیویی مِنشه امیر با پرفسور اَمنون نِتصر "
✔ فایل صوتی 1
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
🆔 @avabookchannel | 1 128 |
| 11 | 🎧 کتاب " یهود ، ایران ، اسرائیل "
✒ نوشته مِنشه امیر
🎙 راویها: " رشته گفتوگوهای رادیویی مِنشه امیر با پرفسور اَمنون نِتصر "
✔ 9 فایل صوتی
🔹این کتاب از رشته گفتوگوهای رادیویی توسط مِنشه امیر با پرفسور اَمنون نِتصر انجام شدهاست. این کتاب سه پارت دارد:
پارت اول: سرگذشت ملت یهود و سرزمین اسرائیل.
پارت دوم: پیوند یهودیان با فرهنگ ایران زمین.
پارت سوم: اماکن مقدس یهودی در ایران زمین.
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
🆔 @avabookchannel 🔻🔻🔻 | 1 035 |
| 12 | 🔴 کتاب " صوراسرافیل "
🔵 نوشته "باقر مومنی"
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee | 831 |
| 13 | 🔴 کتاب " صوراسرافیل "
🔵 نوشته "باقر مومنی"
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee | 833 |
| 14 | ◀ در مقاله شماره ۱۲ صوراسرافیل منشر شد، اصل آزادی، خصوصا آزادی اندیشه مورد بررسی قرار گرفت. انتشار این مقاله باعث توقیف روزنامه شد. در ابتدای مقاله به خرافاتی که در آن زمان در ایران وجود داشت حمله شده است و سپس از رهبران دین که برای هر عمل و لحظه زندگانی انسان قواعد و قوانین خاص مذهبی وضع کردهاند، خواسته شده است که انسان را بدون هیچ ترس و وحشت و اجباری، آزاد بگذارند تا خود انسان در مورد سرنوشتش تصمیم بگیرد. در مقاله آمده است:
" تنها خواهشی که از هر رئیس روحانی و جسمانی باید کرد این است که بعد از این لازم نیست نه به زور چوب، نه با تجسم استدلال، نه با تازیانه، طریقت کمال منتظره ما را به ما معرفی فرمایید. شما فقط اجازه بدهید که ما در تمیز و تشخیص کمال خودمان به شخصه مختار باشیم ".
- آن گاه تعریف جدیدی از آزادی را آن گونه که در اروپا پیاده شده بود، تعریف می گردد:
"آزادی، رفتار نمودن انسان است در تمام امور مشروعه خود به نحو دلخواه ".
- سپس حدود آزادی را مشخص می کند، "سرحد این رفتار دلخواه، آزادی دیگران است .... یعنی سر حد [مرز] این آزادی، تا آنجا منبسط می شود که به آزادی دیگران صدمه نرساند ".
- آنگاه فواید آزادی در یک جامعه، یک یک برشمرده می شود و نتیجه گیری می گردد که:
"انسان فقط بعد از تحصیل این حق، یعنی بعد از به دست آوردن آزادی[است که] میتواند خود را آدم شمرده". (صوراسرافیل، شماره ۱۲، صفحههای ۱ تا ۳)
◀ در دو مقالهای که یکی تحت عنوان "مسئولیت قلم" در شماره یک صوراسرافیل و دیگری تحت عنوان "نیم ساعت دارالفنون" در شماره ۲ نوشته شد، آزادی اندیشه و قلم مورد بررسی قرار گرفته است. در مقالات به طور صریح و روشن از آزادی بیان و اندیشه دفاع شده و از سانسور مطبوعات انتقاد شده است:
"..... این لفظ منحوس فرنگی سانسور را از صفحه این خاک براندازد ". (صوراسرافیل، شماره ۱، صفحه های ۴ تا ۶، مقاله مسئولیت قلم)
"زیرا که مملکت و دولت ما مشروطه است و مطبوعات نیز باید مثل سایر دول مشروطه عالم آزاد باشد. و کلمه منحوس سانسور یعنی تفتیش در مطبوعات با سایر الفاظ منفوره دیگر که یادگار دوره خوف و وحشت است، بکلی از وطن ما محو و نابود شود و بعدها این کلمات فقط در کتب تاریخ بیادگار بماند ".(صوراسرافیل، شماره ۲، صفحه ۷، مقاله نیم ساعت دارالفنون)
◀ محمدعلی شاه، پيش از کودتا و بمباران مجلس، تبعيد هشت واعظ و روزنامه نگار را خواستار شد و يکی از آنان ميرزا جهانگيرخان شيرازی بود. با اين حال، در هنگامۀ توپ بستن مجلس، گريختن از پايتخت و يا پناهگزينی در سفارت انگليس را نپسنديد (کسروی، تاريخ مشروطه، ص۶۶۶). او را دستگير ساختند و به باغشاه که محل بازداشت آزاديخواهان بود بردند. اندکی بعد، در سوم تير۱۲۸۷ پرونده زندگی اين جوان پرشور سی و چهار ساله، به دست دﮋخيمان استبداد بسته شد. قتل جهانگیر خان به روایت احمد کسروی: در اینباره در باغشاه با آن دو تن و با دیگران همزنجیر میبوده، پرسیدهایم همان گفتههای او را میآوریم. میگویند:
" شب چهارشنبه را که با آن سختی به پایان رسانیدیم بامدادان از خواب برخاستیم و قزاقان هر هشت تن را به یک زنجیر بسته بودند، بیرون میبردند و چون آنان را برمیگردانیدند هشت تن دیگری را میبردند. حاجی ملک المتکلمین و برادرم قاضی به خوردن تریاک عادت میداشتند. برای هر دو تریاک آوردند. و چون اندکی گذشت دو تن فراش برای بردن ملک و میرزا جهانگیرخان آمدند و ایشان را از قطار بیرون آورده به گردن هر یکی زنجیر دستی (شکاری) زده گفتند: برخیزید بیایید. گویا هر دو دانستند که برای کشتن میبرندشان. ملک دم در با آواز دلکش و بلند خود این شعر را خواند:
ما بارگه دادیم این رفت ستم بر ما
بر بار گه عدوان آیا چه رسد خذلان
این را خوانده پا از در بیرون گذاشت. ما همگی اندوهگین گردیدیم و این اندوه چند برابر شد. هنگامی که دیدیم آن دو فراش زنجیرهایی را که به گردن ملک و میرزا جهانگیرخان زده و ایشان را برده بودند برگردانیده در جلو اتاق به روی دیگر زنجیرها انداختند و ما بیگمان شدیم که کار آن بیچارگان به پایان رسیده ".
مامونتوف نیز مینویسد: " سرگذشت این دو تن بسیار ساده بود. امروز ایشان را به باغ بردند و پهلوی فواره نگاه داشتند. دو دژخیم طناب به گردن ایشان انداخته از دو سو کشیدند. خون از دهان ایشان آمد و این زمان دژخیم سومی خنجر به دلهای ایشان فرو کرد. مدیر روزنامه را هم بدینسان کشتند ".
[ارداقی:] " و این هنگام بود که همه را که بیست و دو تن بودیم با زنجیر و آن حال آسیبدیدگی برده نهاده پیکرهها از ما برداشتند […] و باید اندیشید که ما چه رنجی میکشیدیم و چه شرمندگی نزد هم میداشتیم. در این میان شکنجه و آزار هم دریغ نمیکردند ".(تاریخ مشروطه ایران. ج.۲. تهــران: امیرکبیر . چاپ سیزدهم، ۱۳۵۶. ص ۶۵۷-۶۶۳)
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee | 846 |
| 15 | 🛑 یاد آر ز شمع مرده! یاد آر
🖋 نوشته محمد امیری (مدیر کانال کتابهای ممنوعه)
🔹ميرزا جهانگيرخان شيرازی، مدير روزنامه نامدار صوراسرافيل بود که نه تنها به سبب انتشار آن روزنامۀ آزادیخواه، بلکه به سبب شخصيت مستقل و جان باختنش در راه آزادی، از چهره های برجسته جنبش مشروطه خواهی به شمار می رود. ميرزا جهانگيرخان به سال ۱۲۵۴ خورشیدی، در يک خانواده متوسط شيرازی زاده شد و سال های آخر تحصيل خود را در مدرسه دارالفنون تهران سپری ساخت. عدالتجويیهای عصر مظفری و فرمان مشروطه، او را به عرصه مبارزۀ سياسی کشاند. نخست، عضو يک گروه مخفی به نام "کميته انقلاب" شد که در آن کسانی همچون حسن تقی زاده، جمال واعظ اصفهانی، ملک المتکلمين، علی اکبر دهخدا و محمد رضا شيرازی عضويت داشتند. از اعضای آن کميته، محمدرضا شيرازی روزنامه مساوات و جهانگيرخان شيرازی روزنامه صوراسرافيل را انتشار دادند و ممکن است انتشار هر دو روزنامه آزاديخواه و تندرو، با تصميم کميته بوده باشد. روزنامه صوراسرافيل با شعار سه بهری "حريت، مساوات، اخوت" انتشار يافت. شمارگان عادی آن حدود پنج هزار نسخه بود و پاره ای از شمارهها تجديد چاپ نيز می شدند؛ تا آن جا که عبدالله مستوفی شمارگانش را تا بيست و چهار هزار نسخه نيز نوشته است (شرح زندگانی من، ج۲، ص ۲۴۹). نوشتارهای بسا تندروانه روزنامه، گرفتاريی هايی برای آن پديد آورد و مهمتر از همه، کين استبداديان را نسبت به جهانگيرخان برانگيخت که فرجامی شوم داشت.
◀ در بسیاری از مقالات و نوشتههای نشریه، به خرافات و عقاید کهنهای که در آن روزگار در ایران وجود داشت حمله شده است. خصوصا دهخدا در نوشتههای طنز خودش انتقادات زیادی از روحانیون کرده است، حرص پول و مقام، دو رویی و سوء استفاده آنان از دین را مورد انتقاد قرار داده است. دهخدا بسیاری از بدبختیهای ایران را از آنان میداند. دهخدا خرافاتیان و کهنه پرستان را مردمی میدانند که:
" اوهام آباء کرام خود را به هر درجه از کثافت که باشد دو دستی چسبیده و حفظ آن را از وظایف مقدسه خود میشمارند."(صور اسرافیل، شماره ۱۲، صفحه ۱)
◀ از جمله مقالاتی که در آن ها به خرافات حمله شده است می توان از مقاله "ظهور جدید" در شماره چهار نام برد. از دیگر مقالاتی که در آنها از کجرویها و سوء استفاده روحانیون انتقاد شده است میتوان از مقاله مکتوب شهری، شماره ۶، صفحههای ۵ و ۶ را نام برد. انتقاداتی که در صوراسرافیل در مورد خرافات و سوء استفاده و رفتار روحانیون چاپ شد، مخالفتها و تهدیداتی را برای نشریه در پی داشت. در مقاله طولانی که در شماره توام ۷ و ۸ نشریه تحت عنوان دفاع نوشته شد و در سرمقاله شماره ۹ در مورد خط مشی انتقادی روزنامه بدون توجه به این که شخص انتقاد شونده دارای چه مقامی است، سعی شده است که به این انتقادات پاسخ داده شود. در سرمقاله شماره ۹ آمده است که:
"روزنامه صوراسرافیل تا شماره شش ..... بدون هراس و بیم و بی ملاحظه احدی، از خودی و بیگانه شروع به انتقاد اعمال سیه و خرافات مضره مملکتی گذاشت.... و بزرگان روحانی را از این نقطه نظر با روسای ملکی فرقی نگذاشت..... و معایب و مفاسد را راجع به هر کس و ناشی از هر دسته و هیئت که بود، بر نهج واحد، عیب جویی و نکته گیری کرد."(صور اسرافیل، شماره ۹، صفحه ۱).
◀ روزنامه از انتقاد از خرافات و مخالفت با روحانیون دست بر نداشت و در مقاله دیگری که در شماره ۱۲ به چاپ رساند، از آنان دوباره انتقاد کرد. انتقاد در این شماره از نشریه، باعث توقیف نشریه شد و خشم آخوندها را به دنبال داشت. نویسندگان صوراسرافیل، مورد تهدید قرار گرفتند. دهخدا در چرند وپرند شماره ۱۴ مینویسد:
"بعد از این که یک دسته پنجاه نفری از طلاب مطول خوان، نصف حاجیها و کربلائیهای شهر و تمام شاگردان حوزه درس شیخ ابوالقاسم، حکم قتل ما را دادند،... به اداره صوراسرافیل حمله کردند. من دست و پایم را گم کردم و خودم را باختم و عاقبت به اصرار رفقا از ترس جان رفتم توی خانه..... در اتاق را پیش کردم برای این که لازم بود پیش کنم، برای این که مرا به شش لول و تفنگ تهدید کرده بودند.... بله من میترسیدم، ترس که عیب و عار نیست.... بله من میترسیدم برای این که من دیده بودم وقتی یک آخوند کسی را میزد، همه آخوندها سر آن یک نفر میریختند و غالبا بعد از آن که در زیر چماق بیچاره میمرد، آن وقت تازه از یکدیگر میپرسیدند این ملعون چه کرده بود؟."(صور اسرافیل، شماره ۱۴، صفحه های ۷ و ۸، چرند و پرند). | 1 199 |
| 16 | 🛑 یاد آر ز شمع مرده! یاد آر
🖋 نوشته محمد امیری (مدیر کانال کتابهای ممنوعه)
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee | 881 |
| 17 | ◀ در آبان همین سال حکم تعلیق وی لغو شد و به سر کلاس بازگشت. سالهای میانی دهه ۴۰ مصادف بود با دستگیری تعدادی از نزدیکانش که موجب شرکت او در اعتصابات دانشجویی شد. او در شیوه آموزشی و مضمون قصههای خود تلاش میکرد روح اعتراض به حکومت را در دانشآموزان پرورش دهد. صمد بهرنگی در ۹ شهریور سال ۱۳۴۷ در رود ارس و در ساحل روستای شامگوالیک غرق شد و پیکرش را ۱۲ شهریور در چند کیلومتری محل غرق شدنش از آب گرفتند. جلال آلاحمد این مرگ را به ساواک نسبت داد که بعد آن را شایعهسازى دانست. صمد را در گورستان امامیه تبریز بهخاک سپردند. حدود یک ماه قبل از مرگش، کتاب ماهی سیاه کوچولو از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان چاپ شد و مورد اقبال مردم ایران قرار گرفت.
◀ در سال ۱۳۷۰، در اوج سرکوب امنیتی در ایران، مقاله ای با عنوان “روزهای باران در تبریز” به قلم فرج سرکوهی سردبیر مجله منتشر شد، که در آنجا نویسنده پس از تحلیل ابعاد چندگانه شخصیت فرهنگی و سیاسی صمد نوشت:
" تا پیش از صمد بهرنگی داستان نویسی کودکان، جز در چند نمونه انگشت شمار، بیشتر ترجمههایی بود از متون خارجی با محتوا و بینشی برخاسته از زندگی طبقه متوسط که… به کودکان تعلیم میداد که تمیز باشند و سر به راه. مسواک بزنند و نظم موجود را بپذیرند. درس بخوانند و هرگز معترض نباشند. بپذیرند و نپرسند. در خانه و مدرسه فرزند و دانش آموزی مطیع باشند و در جامعه کارمند و مهره ای حرف شنو. تصویرها، اشیاء، آدمها، مسایل و شیوه زندگی در این کتابها برای بیش تر کودکان این آب و خاک ناشناخته و غریب بود... صمد، کودکان واقعی را به دنیای خیالی ادبیات کودکان و جهان رنگین ادبیات کودکان را به جهان کودکان واقعی آورد. با صمد بود که کودک حاشیه نشین، کودک روستایی از حاشیه و سایه به متن و مرکز داستان آمد. آدمها تغییر کردند. صحنه واقعیتر شد. مسایل و درگیریها رنگ گرفتند. صمد ادبیات کودکان ایران را متحول کرد و همراه با آن جهان ما را.
صمد در روزگاری که برنامهریزان دستگاههای آموزش و پرورش رسمی… بوروکراتهای اخته… سر در آخور بورژوازی نو کیسه نمیدیدند که در چند خیابانهای پایینتر از خانههای آنها مردمان اعماق انبوه و فقیر و رانده شده زندگی میکنند، قد برافراشت. کتاب "کند و کاو در مسایل تربیتی" را نوشت و "الفبا برای کودکان روستایی" را … صمد چند مجله و گاهنامه منتشر کرد… که هر کدام چراغی بود فرا راه آنان که تشنه دانستن، عطشان هنر و مشتاق خلاقیت فرهنگی و عمل اجتماعی بودند. همچنین صمد به گردآوری فرهنگ مردمی سرزمین خود برخاست. دو جلد "افسانههای آذریایجان" و مجموعه "متلها و چیستانها" را با همکاری بهروز دهقانی و نوشتههای دیگری را خود به تنهایی منتشر کرد... صمد انسانی والا و مبارز، نزدیک به نمونه آرمانی معلمی مردمی، لبزیز از رنگ سرخ و آبی صداقت و عشق و خوبی بود. شاگردانی را از اعماق روستاهای ممقان و کارگاه های قالی بافی حکم آباد… و کلاسهای بیروح دانشگاه تبریز بر کشید که بعدها با آموزشهایی که از او دیدند تحت تاثیر گرایش عاشقانه مردمی او در فرهنگ و هنر و در عرصه سیاست انقلابی علیه شاه بالیدند…. شخصیت صمد در آن سالها ترکیبی بود از همه عناصری که در آن روزگار ارج بسیار داشت. در صمد فقرگرایی مائویستی، آزادگی عرفان ایرانی، رندی حافظ، ظنز عبید، صداقت دست ناخورده، انقلابیگری سوسیالیستی، زندگی بوهمی، روحیه طغیانی امپرسیونیستی و نفی آنارشیستی در هم آمیخته بود.
صمد از توفانهای بعد از ۲۸ مرداد برآمد؛ با جوانان دهه ۴۰ حرکت کرد و درست در بزنگاه یک دگرگونی مهم در سال ۴۷ درگذشت. آثاری که او در سالهای آخر عمر خود نوشته است، بیانگر عبور او و نسلی از مبارزان ایرانی است از یک نقطه فضایی به فضایی دیگر. از سال ۴۱ به بعد با سرکوبی سازمانهای سیاسی، محفلهای ادبی و فرهنگی شکل میگیرد… تا سال ۴۷ هنوز این محافل و محفل تبریز، که صمد خود محور آن بود، محافلی ادبی و فرهنگی بودند، با گرایش روزافزون به سیاست. عناصر اصلی آن محفل هر یک به نحوی در کار خلق فرهنگی و ادبی بودند. صمد ترجمه می کند. داستان کودکان مینویسد. تحقیق میکند. فولکلور جمعآوری میکند. نابدل علاوه بر شعر به مباحث تئوریک میپردازد. دیگران نیز به فعالیتهای فرهنگی مشغولاند. محفل با ساعدی ارتباط نزدیک دارد. شاملو در مجله خوشه، که سردبیری آن را دارد، چند صفحه به چاپ آثار بچههای محفل اختصاص میدهد. محفل "مهد آزادی" را منتشر میکند. صمد همهجا هست. آثار بچهها را جمع میکند. برای چاپ به این و آن میدهد. صمد اگر صمد شد، به دلیل پیافکندن تحولی در ادبیات کودکان، طرحهای نو در تعلیم و تربیت، انتشار چند گاهنامه فرهنگی، تربیت شاگردان خلاق و نو آور در عرصه فرهنگ و سیاست بود..."
♦️زادروز صمد بهرنگی
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee | 5 020 |
| 18 | 🛑 به یاد صمد بهرنگی، خالق ماهی سیاه کوچولو
✍ محمد امیری؛ مدیر کانال
🔹صمد بهرنگی، نویسنده و مترجم، در دوم تیرماه سال ۱۳۱۸ در تبریز، در خانوادهای تهیدست زاده شد. پس از تحصیلات دبیرستان، در سال ۱۳۳۶ از دانشسرای مقدماتی پسران تبریز فارغالتحصیل شد. وی از مهر همان سال، تا پایان عمر کوتاهش، آموزگار شد و در آذرشهر، ماماغان، قندجهان، گوگان و آخیرجان در استان آذربایجان فرستاده شد و تدریس کرد. صمد خیلی زود دریافت که بسیاری از آموزههای دانشسرا به کار معلمی در مناطق دورافتاده و آموزش کودکان محروم و تهی دست ترک زبان نمیآید. در کتاب کند و کاو در مسائل تربیتی ایران مینویسد:
" هرگز نگفته بودند که اگر برف سنگین آذربایجان ارتباط روستا را با خارج قطع کرد و نفت در ده پیدا نشد و خودت مریض و بیدوا و درمان افتادی و ماندی چکار باید بکنی. مرا گول زده بودند. این بود که وقتی به روستا رسیدم، چنان شد که گویی در خوابی شیرین ناگهان دچار کابوس شدهام. [..] یکباره دریافتم که تمام تعلیمات مربیان دانشسرا کشک بوده. همهاش را به باد فراموشی سپردم و فهمیدم که باید خودم برای خودم فوت و فن معلمی را پیدا کنم و چنین نیز شد ".
◀ صمد شیوههای ناکارآمد آموزش و پرورش را که برای دانش آموزان شهری طراحی شده بود، کنار گذاشت. حق آموزش کودکان دور از مرکزی را که به زبان دیگری جز فارسی تکلم میکردند، به رسمیت شناخت و روشهایی مناسب حال آنان در پیش گرفت. به جستجوی راههایی برخاست که بتواند آنها را به خواندن و آموختن علاقهمند کند. با پدران روستایی سروکله میزد که فرزندان را به چشم نیروی کار نبینند و آنها را به مدرسه بفرستند. توصیههای آموزش رسمی را در نوشتههایش نقد کرد و پیشنهادها و تجربههایش را در اختیار نهاد. برخی در آموزش و پرورش شیوه پیشرو و انتقادی او را نمیپسندیدند و گاه او را به مناطقی دورافتادهتر میفرستادند و یا از حقوقش میکاستند.
◀ در مهر ۱۳۳۷ برای ادامه تحصیل در رشته زبان و ادبیات انگلیسی به دوره شبانه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز رفت و همزمان با آموزگاری، تحصیلش را تا خرداد ۱۳۴۱ و دریافت گواهینامه ادامه داد. در ۱۹ سالگی اولین داستانش با نام عادت را نوشت و یک سال بعد داستان تلخون، که برگرفته از داستانهای آذربایجان بود با نام مستعار "ص. قارانقوش" در کتاب هفته منتشر شد و این روند “بینام” تا سال ۱۳۴۲ و داستانهای دیگر ادامه یافت. بعدها از او مقالاتی در روزنامه "مهد آزادی" توفیق و … با امضاهای متعدد و نامهای مستعار فراوان از جمله داریوش نواب مرغی، چنگیز مرآتی، بابک و … به چاپ رسید. وی ترجمههایی نیز از انگلیسی و ترکی استانبولی به فارسی و از فارسی به آذری (از جمله ترجمه شعرهایی از اخوان ثالث، شاملو، فروغ فرخزاد و نیمایوشیج) انجام داد. تحقیقاتی نیز در جمعآوری فولکلور آذربایجان و نیز در مسائل تربیتی از او منتشر شده است.
◀ این کارها که صمد میکرد در زمانهای بود که تازه تلاشها برای رسمیت بخشیدن به کودکی و حقوق آن آغاز شده بود. محمدهادی محمدی، از مولفان کتاب تاریخ ادبیات کودک و از نویسندگان کتاب صمد ساختار یک اسطوره، درباره نقش و تاثیر آموزگاری صمد بهرنگی میگوید:
" در دهه ۱۳۴۰ با مشارکت بخشی از نخبهترین روشنگران ایرانی کار باسواد کردن کودکان روستایی هم در چارچوب سپاه دانش و هم به شکل آزاد آن با مشقت و سختی فراوان پایه گذاری شد. این حرکت متاثر از ارادهای بود که در حاکمیت شکل گرفته و نظریهپرداز برجسته آن پرویز ناتل خانلری (وزیر فرهنگ وقت) بود که سپاه دانش را به شاه پیشنهاد داد. همگرایی این دسته از نخبگان که در مرکز آن کسانی مانند ثمینه باغچه بان، لیلی ایمن، توران اشتیاقی، معصومه سهراب، یحیی مافی، توران میرهادی و ایرج جهانشاهی بودند و در حوزه دور از مرکز یا پیرامونی آن کسانی مانند صمد بهرنگی، محمد بهمن بیگی و عباس سیاحی، سبب شد که نه تنها این گروه مبانی نظری سوادآموزی به کودکان توده های محروم ایرانی را تهیه کنند، که مهمتر از آن، سازه های نهاد کودکی را خشت به خشت بالا ببرند ".
◀ صمد بهرنگی در سال ۱۳۴۱ بهجرم بیان سخنهای ناخوشایند در دفتر دبیرستان و بین دبیران، اخراج و به دبستان انتقال یافت. در سال ۱۳۴۲ کتاب الفبای آذری برای مدارس آذربایجان را نوشت، که این کتاب به پیشنهاد جلال آلاحمد برای چاپ به کمیته پیکار جهانی با بیسوادی فرستاده شد، اما او با تغییراتی که قرار بود آن کمیته در کتاب ایجاد کند با قاطعیت مخالفت کرد و کتاب را پس گرفت. سال ۱۳۴۳ بهخاطر چاپ کتاب "پاره پاره"، به مدت ۶ ماه از کار تعلیق شد و در این سال با نام مستعار افشین پرویزی کتاب انشاء ساده را برای کودکان دبستانی نوشت. | 4 808 |
| 19 | 🛑 به یاد صمد بهرنگی، خالق ماهی سیاه کوچولو
✍ محمد امیری؛ مدیر کانال
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee | 4 297 |
| 20 | 🎧 کتاب دو جلدی" هفت پادشاه "
♦️ ناگفتهها از زندگی و روزگار سلاطین قاجار
✒ نوشته محمود طلوعی
🎙 راوی: " نسرین یونسی "
✔ 13 فایل صوتی (جلد اول)
✔ 14 فایل صوتی (جلد دوم)
🎧 عضو کانال کتابخانه صوتی " کتاب آوا " شوید
🆔 @avabookchannel
🆔 @avabookchannel | 7 815 |
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
