کتابهای ممنوعه
♦مجموعهای از نایابترین کتابها؛ به همراه جرعهای از تاریخ 🎧 کتابخانه صوتی "کتاب آوا" 🆔 @avabookchannel
Больше📈 Аналитический обзор Telegram-канала کتابهای ممنوعه
Канал کتابهای ممنوعه (@ketab_mamnouee) языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 77 238 подписчиков, занимая 242 место в категории Книги и 4 167 место в регионе Иран.
📊 Показатели аудитории и динамика
С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 77 238 подписчиков.
Согласно последним данным от 15 июля, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило 1 223, а за последние 24 часа — 16, при этом общий охват остаётся высоким.
- Статус верификации: Не верифицирован
- Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 10.98%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 4.47% реакций от общего числа подписчиков.
- Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 8 480 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 3 450 просмотров.
- Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 24.
📝 Описание и контентная политика
Автор описывает ресурс как площадку для выражения субъективного мнения:
“♦مجموعهای از نایابترین کتابها؛ به همراه جرعهای از تاریخ
🎧 کتابخانه صوتی "کتاب آوا"
🆔 @avabookchannel”
Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 16 июля, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Книги.
Загрузка данных...
| Дата | Привлечение подписчиков | Упоминания | Каналы | |
| 16 июля | +42 | |||
| 15 июля | +23 | |||
| 14 июля | +48 | |||
| 13 июля | +25 | |||
| 12 июля | +32 | |||
| 11 июля | +35 | |||
| 10 июля | +59 | |||
| 09 июля | +54 | |||
| 08 июля | +42 | |||
| 07 июля | +38 | |||
| 06 июля | +47 | |||
| 05 июля | +67 | |||
| 04 июля | +49 | |||
| 03 июля | +53 | |||
| 02 июля | +35 | |||
| 01 июля | +45 |
| 2 | Нет текста... | 4 403 |
| 3 | 🎧 کتاب صوتی " سبکی گران جان بودن" یا "بار هستی"
✒ نوشته میلان کندرا
👤 ترجمه دکتر پرویز همایون پور
🎙 راوی: " ح. پرهام "
🎧 عضو کانال کتابخانه صوتی " کتاب آوا " شوید
🆔 @avabookchannel
🆔 @avabookchannel | 2 949 |
| 4 | 🔴 کتاب " بار هستی "
🔵 نوشته "میلان کوندرا"
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee | 2 654 |
| 5 | 🛑 خلاصهای از داستان بار هستی نوشته میلان کوندرا
◀ توما جراح موفق ساکن شهر پراگ است که به تازگی با دختری به نام ترزا آشنا شده است. وی احساس دلبستگی به ترزا میکند. شکست در زندگی مشترک اولیه او را فردی حساس کرده به طوری که از ازدواج مجدد هراس دارد، از این علاقه به ازدواج مجدد هراس دارد و در نهایت این علاقه به ازدواج با ترزا میانجامد. توما معتقد است که او (ترزا) هم کودکی است که در درون سبدی نهاده و در رودخانه رهایش ساخته اند و او آن را از آب گرفته است. ترزا دختری ظاهرا آرام است که از محیط نا آرام خانه به توما پناه آورده است. توما با کمک دوستش سابینا برای ترزا کار تازه ای در پراگ پیدا میکند. در همین زمان کشور چک مورد حمله شوروی قرار میگیرد و دچار نابسامانی میشود، به همین دلیل توما تصمیم به مهاجرت میگیرد و به همراه ترزا به زوریخ میرود، اما روح ناآرام و آشفته ترزا تحمل این سفر را ندارد و خیلی زود به پراگ باز میگردد. به ناچار توما به دنبال وی به شهر باز می گردد. در همین احوال سابینا نیز که برای برگزاری نمایشگاه نقاشی سفر کرده با فرانز، استاد دانشگاه آشنا میشود. وی انسانی وفادار و متعهد است. این دو هیچ نقطه مشترکی با هم ندارند و خیلی زود از هم جدا میشوند.
◀ بعد از بازگشت به پراگ، توما مانند ده میلیون اهالی این بحث را که با خود میگفت که مسلما در میان کمونیستها کسانی بودند که خبر وقایع وحشتناکی که در روسیه بعد از انقلاب روی داده و هم چنان ادامه داشت، کم و بیش به گوش آنها رسیده بود. اما این احتمال هم وجود داشت که بیشتر آن ها واقعا از هیچ خبر نداشتند. توما با خود میگفت که میدانستند یا نمیدانستند، مسئله اساسی نیست، بلکه باید پرسید: اگر بیخبر باشیم، بیگناه هستیم؟ آیا آدم ابلهی که بر اریکه قدرت تکیه زده است، تنها به عذر جهالت از هر گونه مسئولیتی مبراست؟". به همین منظور، توما به خاطر نوشتن مقالهای برعلیه کمونیست توبیخ و از بیمارستان اخراج میشود. ترزا هم در آن روزهای شلوغ از سربازان عکاسی میکرد و سعی در ثبت آن وقایع داشت. چک در این زمان اوضاعی نابسامان دارد. توما برای گذران زندگی به کارگری و پاک کردن شیشه ها می پردازد و ترزا در یک رستوران به کار مشغول می شود. خستگی ناشی از فشارهای بعد از جنگ باعث ضعف بنیه مردم گشته است، ترزا و توما نیز از این امر مستثنی نیستند. به همین دلیل به روستا می روند تا به دور از همهمه و هیاهو زندگی کنند. در نهایت از بهترین جراح پراگ چیزی باقی نمیماند، او راننده کامیون شده و ترزا مسئول به چرا بردن گاو های روستا گردیده است. پسر توما که اکنون دانشجوست به خاطر عقاید ضد دولتی از دانشگاه اخراج میگردد. او نیز به همراه همسرش به روستا پناه میآورد و بعد از جستجو برای یافتن پدر برایش گاه گاهی نامه مینویسد. کارنین سگ ترزا و توما است، که توما به ترزا داد و بسیار به ترزا وفادار بود. او در روستا بیمار میشود که آنها تصمیم میگیرند برای آزار ندیدنش، او را با تزریق به آرامش ابدی برسانند. در جریان مرگ کارنین، ترزا با پرسشهایی از خود، عشقش را نسبت به کارنین و توما ،در مقایسه ای قرار می دهد و به این نتیجه میرسد، کارنین را همانطور که بود، پذیرفت و هیچ وقت نخواست آن را تغییر دهد. در مقابل همیشه در حال تغییر دادن توما بود. در نهایت برخلاف تصور همیشگیاش که خود را عاشق تر میدانست، توما را که از کار، خانه و اعتبارش برای ترزا گذشته بود و به کنار او در روستایی به عنوان یک راننده کامیون و کشاورز آرام گرفته بود، عاشق تر یافت. فرانز در بازگشت از راهپیمایی که برای کمک به مردم صورت گرفته کشته میشود. سابینا طی نامهای از سیمون پسر توما مطلع میگردد که توما و ترزا در جاده در حالی که توما راننده کامیون بوده کشته شدهاند و در می یابد که به یقین آن ها خوشبخت بوده اند. کوندرا معتقد است، با مرگ پیش از آنکه فراموش شویم، به صورت کیچ که اثر هنری ساده و ناشی از بدسلیقگی است، درمیآییم. کیچ ایستگاه ارتباطی میان هستی و فراموشی است.
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee 🔻🔻🔻 | 2 602 |
| 6 | 🔴 کتاب " بار هستی "
🔵 نوشته "میلان کوندرا"
🔹این کتاب دارای هفت فصل میباشد که نامهای آن به ترتیب زیر است:
۱. سبکی و سنگینی
۲. تن و روان
۳. کلمههای نامفهوم
۴. تن و روان
۵. سَبُکی و سنگینی
۶. راهپیمایی بزرگ
۷. لبخند کارنین
♦️ماجراهای این کتاب مربوط به سال
۱۹۶۸ در پراگ در دورهٔ زمانی موسوم به
#بهار_پراگ میباشد. کتاب #روایت #زندگی #روشنفکران و #هنرمندان آن دوره است. در این داستان اشاره به جنگ ناخواسته و ظلم و جوری که بر مردم چکسلواکی رفته رمان را جذاب تر نموده است. کوندرا در این رمان به چهار شخصیت و بیان ویژگی ها، طرز تفکر و زندگی آن ها می پردازد . #توما شخصیت جالب و مهم داستان، #ترزا عشق و حسادت ، #سابینا روحیه خیانت و #فرانز وفاداری را نشان میدهند. شخصیت اصلی کتاب توماس نام دارد که جراح حاذق و معروفی است. او با دختری به نام ترزا ازدواج میکند. ترزا به #عکاسی از سربازان مشغول است و مثل اکثر مردم چکسلواکی سعی در #ثبت #وقایع و #جنایات #تجاوزات #روسها در #خلال #جنگ را دارد. #سابینا که یک نقاش است و #فرانز - استاد دانشگاه - (دوست سابینا) است. در بخشهایی از کتاب درباره تفاوتهای شخصیت این دو نفر صحبت شده است. بهطور مثال تفاوت عقیده آن دو درباره مسئله خیانت و یا تفاوت افکارشان درباره زن بودن و یا درباره تاریکی و روشنایی و یا نظرشان راجع به نیویورک و... پیوند خوردن #شخصیتهایی که #نگرشهایی_متفاوت دارند، این دو هیچ نقطه مشترکی با هم ندارند و خیلی زود از هم جدا می شوند.
♦️کوندرا در اين رمان از كمونيستهای چک انتقاد می كند و معتقد است كه چون آنان باعث بدبختی مردم چک شده اند بهتر است مثل اديپ خود را نابينا كنند. توما شخصيت اصلی رمان با انتقاد از كمونيست های چک متنی را در يک مجله منتشر می كند كه موجب بركنار شدنش از شغل پزشکی می شود و مجبور به انتخاب شغل شيشه پاک كنی برای مغازه ها می شود. کوندرا درباره قهرمان کتابش میگوید:
" شخصیت رمانی که نوشتهام، امکانات خود من هستند که تحقق نیافتهاند. بدین سبب تمام آنان را هم دوست دارم و هم هراسانم میکنند. آنان هرکدام از مرزی گذر کردهاند که من فقط آن را دور زدهام. آن چه مرا مجذوب میکند، مرزی است که از آن گذشتهام، مرزی که فراسوی آن خویشتن من وجود ندارد ".
♦️در این رمان نقشی بسیار تعیین کننده و حساس به یک سگ به نام "کارنین" داده شده است. به طوری کوندرا یکی از فصل های کتابش را "لبخند کارنین" نام گذاری کرده است. در ارتباط با حیوانات خواننده با نظری روبه رو میشود که نظر خود کوندرا است:
"حیوانات هم روح دارند! و این نظری مخالف نظر دکارت است که به غیر از انسان را فاقد روح می پندارد".
▪️در قسمتی از کتاب می خوانیم: "دکارت می گوید: انسان مالک و ارباب است، در حالی که حیوان فقط یک ماشین خودکار است، یک ماشین جاندار است ".
🔸کوندرا مطرح میکند که طبق #عقیده_نیچه بازگشت ابدی در #تکرارشدن #ماجراها و #اتفاقات است و اگر آنها تکرار نشوند ابدی نخواهند شد. اگر چه آشنایی توما با ترزا بر حسب یک اتفاق ساده رخ داده است اتفاقی که اگر همان یک بار پیش نمیآمد چون تکرار نشدنی بود مسلما به آشنایی آن دو منجر نمیشد و ارزش این آشنایی به همین اتفاق مطلق است. بار هستی در خلاصه درباره درک این موضوع است که تشخیص راه درست از راه غلط برای انسان غیرممکن است. بههمین دلیل راه غلطی وجود ندارد و انسان مبری از اشتباه است. این رمان فاقد #روایت_خطی ست, ماجراها طبق قاعده زمانی پیش نمیروند؛ به طوری که کوندرا ابتدا درباره آشنایی ترزا و توما مینویسد و بعد از چند قسمت مفصل از داستان که به شرح ماجراهای آنها می پردازد داستان را به چگونگی تولد یافتن ترزا و نیز سالهای سختی که با مادرش برای بزرگ کردن برادرها و خواهرهایش گذراند. | 2 264 |
| 7 | 🔴 کتاب " بار هستی "
🔵 نوشته "میلان کوندرا"
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee | 1 921 |
| 8 | 🛑 تابستان ۱٣۶۰: چگونه خشونت چیره شد
🔹دانشگاه تهران، ۵ تیر ۱٣۶۰ (٢۶ ژوئن ۱۹۸۱):
علی خامنهای که هنوز رئیس جمهور نشده و حجتالاسلام خوانده میشد، در نماز جمعه سازمان مجاهدین خلق را مرتد اعلام میکند. از یک هفته قبل، کشور دچار رویدادهای خشونتآمیزی شده بود که آثارش تا چند دهه بعد باقی ماند. رویدادهای تابستان ۱٣۶۰ در تاریخ جمهوری اسلامی آغاز مرحلهای تازه و بیسابقه در مسیر خشونت و بیقانونی است. گستاخی و حرص جمعی از به قدرت رسیدگان برای حذف دیگران و انحصار همه چیز، عصیان توهمزده گروههایی چون سازمان مجاهدین خلق را بهدنبال داشت که حاضر به زیر بار رفتن نبودند، اما جز ترور و خشونت مضاعف هیچ پاسخ دیگری نداشتند. کار به جایی رسید که رژیم از ترس نابودی، هر شکل جنایت، بیعدالتی، و سرکوب را برای خود مجاز دانست. در خطبههای نماز جمعه روز ۵ تیر، علی خامنهای که بیشتر با عنوان نماینده آیتالله خمینی در شورای عالی دفاع فعالیت میکرد، به شدت به سازمان مجاهدین خلق حمله برد و آنها را مرتد خواند. او گفت:
" شما هستید که بعد از آنی که از پدر و مادرهای مسلمان متولد شدید به طرف کفر رفتید... مبانی مارکسیستی و الحادی و کفرآمیز در حرفها و کتابها و عمل شما مشهود است، شما مرتجعید، شما مرتدید! شما نامتان هم در تاریخ نمیماند، اما اگر بماند با لعن و نفرین همگانی خواهد ماند ".
◀ اندکی قبل از این تکفیر، خمینی شخصا جبهه ملی را مرتد اعلام کرده بود. بدین ترتیب، روحانیون درجهاول رژیم راه را برای آدمکشی گشودند و شرعا آن را توجیه کردند. این گذشته از تکفیرها یا فتواهایی بود که پنهانی و عملا در مقام حکم قتل صادر میشد. رویدادهای این تابستان هولناک با عزل بنیصدر و تظاهرات خشن روز ٣۰ خرداد آغاز شد. یک هفته بعد، مجاهدین با سوءقصد علیه خامنهای واکنش نشان دادند و فردای آن روز (هفتم تیر)، ساختمان حزب جمهوری اسلامی را منفجر کردند که بیش از هفتاد نفر را کشت. به غیر از سیدمحمد بهشتی، ۴ وزیر و ٢۷ نماینده مجلس در این انفجار مهیب به قتل رسیدند. دو ماه بعد (۸ شهریور)، مجاهدین خلق بار دیگر انفجار بزرگی را در ساختمان نخستوزیری باعث شدند که به مرگ رئیس جمهور محمدعلی رجایی و نخستوزیر محمدجواد باهنر انجامید. در این مدت، ترور برخی شخصیتهای حکومتی و در عین حال اعدام مخالفان رژیم ادامه یافت. اعدام محمدرضا سعادتی، عضو مهم سازمان مجاهدین که به جاسوسی برای شوروی متهم شد، ترور حسن آیت که معمولا به عنوان گنجاننده اصل ولایت فقیه در قانون اساسی شناخته میشود، یا ترور علی قدوسی، دادستان کل انقلاب از جمله رویدادهایی است که طی تابستان ۶۰ انعکاس گستردهای در جامعۀ ایرانی داشت. در این ماهها، بخصوص در پی تظاهرات روز ٣۰ خرداد، اعدام بیملاحظه مخالفان رژیم شدت گرفت. شمار زیادی از جوانان و نوجوانانی که به گروههایی چون مجاهدین خلق یا اتحادیه کمونیستها وابسته بودند، گاه تنها بهاتهام فروش چند نشریه یا پخش اعلامیه، اعدام شدند.
◀ گذشته از موج اعدامهای اول انقلاب که در اکثر موارد با اتهام "همکاری با رژیم مخلوع" صورت میگرفت، اعدامهای سال ۱٣۶۰ برای نخستین بار جوانانی را قربانی کرد که خود را انقلابی میدانستند و اکثرا در آغاز کار از خمینی طرفداری کرده بودند. شمار اعدامشدگان سال ۱٣۶۰ به طور دقیق معلوم نیست. چندین سازمان سیاسی و تشکلهای حقوق بشری در این باره تحقیقاتی کردهاند. از جمله نزدیک به چهل سال بعد از رویدادها، گروهی موسوم به راستیاد، توانست مشخصات بیش از ٣۵۰۰ نفر از اعدامشدگان را ثبت کند. برخی دیگر مدعیاند که شمار اعدامها در سراسر کشور از دههزار نفر تجاوز کرده است. در هرصورت بدیهی است که این کشتار بزرگ در مقایسه با اعدامهای سال ۱٣۶۷ بسیار ناشناختهتر باقی مانده است.
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee | 2 838 |
| 9 | 🛑 فتح تهران بدست مشروطهخواهان
🖋 نوشته محمد امیری (مدیر کانال کتابهای ممنوعه)
🔹مظفرالدینشاه قاجار به مردم، مشروطه داد و پسرش محمدعلی، زد زیر بساط و فرمانهای مشروطه را امضاء نکرد و آخر سر، مجلس ایران را به توپ بست و مشروطهخواهان را کشت و زندانی کرد و تبعید کرد. به قول خودش:
" دستور دادهایم به قزاقها هر که نافرمانی کرد، امانش ندهند، هر که فریاد مشروطهخواهی سر داد، پوستش را کنده، کاه پر کنند ".
◀ اینطوری #استبداد_صغیر، در تاریخ معاصر ایران شروع شد و عاقبتش چه شد؟... در بسیاری از شهرهای ایران، جنبوجوش و فعالیتها برای تشکیل نیروهای انقلاب و ریشهکن کردن دستگاه استبداد محمدعلی شاه آغاز شده بود. در روز ۲۲ تیرماه سال ۱۲۸۸، تهران توسط مشروطهخواهان فتح شد و دوران #استبداد_صغیر به پایان رسید. این واقعه، نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران محسوب میشود. نخستین دسته از مشروطهخواهان که به قصد تسخیر پایتخت، از قرارگاه خود خارج شدند، هزار سوار بختیاری بودند که به سرداری #حاجی_علیقلیخان، سردار اسعد، در آغاز ماه جمادیالثانی ۱۳۲۷، از راه جوشقان و قم عازم تهران شدند و نیروی دولتی را که در کاشان متمرکز شده بودند، پشت سر گذاشتند و در همان حال، سران دیگر بختیاری، در تدارک نیرو و بسیج افراد برای حرکت به سوی پایتخت بودند. وصول خبر حرکت #سردار_اسعد به تهران، چنان رعب و هراسی در دل درباریان و رجال دستگاه استبداد انداخت که کلیه وزیران، غیر از اسعدالدوله، از شغل خود کنارهگیری کردند و از اطراف محمدعلیشاه پراکنده شدند. در #تاریخ_هجده_ساله_آذربایجان، درباره برخی از درباریان که از ترس حرکت نیروهای مشروطه به سمت تهران به مشروطهخواهان پیوستند، چنین آمده است:
" جز اسعدالدوله، کسی با محمدعلیشاه نماند. ما از این مرد نکوهش نوشتهایم و در اینجا از ستایش باز نمیایستیم. این کار او مردانه و دلیرانه بود ولی دیگران را هرچه نکوهش کنیم، رواست، اینان آن کسانیاند که همیشه پیرامون محمدعلی میرزا و پدر بر پدر، از درباریان بودند و بیشتر ایشان، زمانی که محمدعلی میرزا مجلس را به توپ بست و رشته کارهای کشور به دست لیاخوف و شاپشال افتاد، عنوان وزارت داشتند. هر روز در باغشاه آن بیدادگریهای لیاخوف را با دیده دیدند و تماشا کردند و این اندازه مردی از خود نشان ندادند که به آن بیدادگریها ایراد گیرند؛ ولی اکنون، بیدرنگ از کار کناره جستند و این از بهر آن کردند که رو به سوی مشروطه بیاورند و دیگر از دسته درباریان بیرون باشند ".
◀ #علیاصغر_شمیم در کتاب #ایران_در_دوره_سلطنت_قاجار، با اشاره به پیشروی مشروطهخواهان به سمت تهران مینویسد:
" نیروی تحت فرماندهی سردار اسعد در قم با رسیدن نیروهای جدید از بختیاری و مجاهدین داوطلب اصفهان و فارس تقویت شدند. مقارن این اوقات، قزوین به تصرف نیروی مجاهدین گیلان درآمد که فرماندهی آنان با محمد ولی خان نصرالسلطنه سپهدار بود. حرکت این نیرو از قزوین به سوی تهران، تا کرج بدون خونریزی صورت گرفت و اولین برخورد این نیرو با دستهای از قزاقان، به فرماندهی #بلینف، در کنار پل کرج روی داد. #یفرمخان به همراهی دوست و همکار خود ابراهام خان، که هر دو اعضای برجسته حزب #اتحادواتفاق یا داشناک ارامنه تابع ایران بودند، با یک حمله نیروی قزاق را درهم شکستند. کمی بعد، بین نیروهای سپهدار و سردار اسعد که اولی در کرج و دومی در رباط کریم موضع گرفته بودند، ارتباط برقرار شد. در این موقع، نمایندگان سیاسی انگلستان از جانب سفارت انگلیس در تهران با دو سردار ملیون تماس گرفتند و گفتگو کردند، شاید آنان را از حرکت به سوی تهران باز دارند، ولی نتیجهای به دست نیاوردند، جز آن که مشاهدات خود را یادداشت کردند، که بعدا در کتاب آبی، نشریه رسمی وزارت خارجه بریتانیا، درج شد "
- او می افزاید: " مجاهدین گیلان و اصفهان و بختیاری طبق قراری که بین فرماندهان آن دو نیرو گذاشته شده بود، به سمت تهران پیش راندند. در این آرایش، یفرمخان و سربازان ورزیده و جنگ دیده او، در مقدمه و بختیاریها در جناح راست و مجاهدین گیلان در جناح چپ، پیش میرفتند. نبرد با نیروهای دولتی که از تهران تا کاروان سرای سنگی جلو آمده بودند، سه روز طول کشید و نیروی دولتی شکست خورد. آنگاه برای تصرف تمام نقاط حساس پایتخت نیز، سه روز جنگ در داخل شهر ادامه یافت تا آن که روز ۲۷ جمادیالثانی ۱۳۲۷ (هـ.ق)، محمدعلی شاه از تاج و تخت و مقام سلطنت دست کشید و به کعبه آمال خود، یعنی سفارت روس پناهنده شد و به این ترتیب، عمر حکومت استبدادی سیزده ماه برای شاه، با نکبت و تلخکامی به پایان رسید ".
◀ فاتحان تهران مجلسی در بهارستان تشکیل دادند و محمدعلی قاجار را از سلطنت خلع کردند و پسرش احمدمیرزا، ولیعهد قاجار را به جایش نشاندند و مشروطه و مجلس شورای ملی دوباره برقرار شد.
🆔 @ketab_mamnouee
https://tinyurl.com/4ujmbzdt | 3 341 |
| 10 | پیش بینی تاریخی بختیار
در دو کلمه | 7 057 |
| 11 | Нет текста... | 5 834 |
| 12 | مشکلات مردم | 5 860 |
| 13 | کودکی ام قصه درد
جوانی ام پائیز سرد
ساقه و برگم شده زرد
این سر دنیا
زنده بی زندگی ام
نفس نمیکشم دگر
حال مرا ببین خدایا
در پی خوشبختی محض
دویده ام چه بی شر | 9 628 |
| 14 | 🛑 مرگ ژوزف استالین و نمایش سهروزه جسد او در مسکو، اسفند ۱۳۳۱
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee | 17 478 |
| 15 | 🔴 کتاب " آرمانشهر (یوتوپیا) "
🔵 نوشته تامس (توماس) مور
⚫ ترجمه "داریوش آشوری" و "نادر افشار نادری"
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee | 14 565 |
| 16 | 🔴 کتاب " آرمانشهر (یوتوپیا) "
🔵 نوشته تامس (توماس) مور
⚫ ترجمه "داریوش آشوری" و "نادر افشار نادری"
🆔 @ketab_mamnouee
🔹اصل واژه utopia، یونانی است و معنی آن "جایی که وجود ندارد" یا "ناکجاآباد" است. آرمان شهر، نمادی از یک واقعیت آرمانی و بدون کاستی است. مور این کتاب را در ۱۵۱۶ میلادی تحت تاثیر جمهوری افلاطون و با توجه به موارد ناعادلانه دانسته شده در ستایش دیوانگی اثر اراسموس نوشت. آرمان شهر، شرح کشوری فرضی به نام #آبراکسا است و فرمانروای آن، #یوتوپوس فرمان داده است تا پیرامون سرزمین این کشور تنگه هایی بکنند و آن را به صورت جزیره ای جدا از سرزمین های دیگر درآورند. دریانوردی به نام #رافائل_هیتلودی، به طور ناگهانی از این جزیره گذر میکند و پنج سال در آن زندگی میکند و تنها بدان سبب به اروپا بر میگردد که سازمان عاقلانه و عادلانه آن جزیره را به اروپاییان بشناساند. مور بر این عقیده بود که جامعه را نمیتوان از طریق وضع قوانین خوب اصلاح کرد، زیرا با وجود قوانین خوب باز مشکلات و معضلات باقی خواهد بود؛ بنابراین پیش از آنکه به تدوین قوانین خوب برای اصلاح جامعه پرداخته شود، باید علل وقوع مسایل را بررسی کرد. در واقع توماس مور تفکرات خود را در ارتباط با ضرورت استقرار نظام سیاسی مبتنی بر عقل و خرد و منطق در انگلیس را در کتاب معروفش به نام #یوتوپیا یا #آرمانشهر نوشت. کتابی که میتوان از آن به عنوان سنگ بنای اولیه حکومت دموکراسی در جهان نام برد.
◀ این نویسنده، در بخش دوم کتاب خود جامعه آرمانی را به تصویر می کشد. مدینه فاضله مور یک جامعه سیاسی است، که شکل حکومت آن دموکراسی پارلمانی است و نمایندگان مجلس و مقامات دولتی از ۵۴ شهر آن به طور غیرمستقیم انتخاب میشوند و انتخاب به این گونه است که هر ۳۰ خانواده یک گروه را تشکیل میدهند، هر گروه یک مدیر (مددیاران) یا نماینده به نام "فیلارک" انتخاب میکنند که به مدت یک سال مسوولیت دارد. هر ۱۰ مدیر یک فرد را از بین خود انتخاب میکنند و این روند ادامه داشت تا سرانجام چهار شخص انتخاب میشوند و از بین آنها یکی را به عنوان پادشاه انتخاب میکنند که تا پایان عمر و تا زمانی که از قانون تخلف نمیکرد، باقی می ماند. مدیران یک شورا داشتند. افزون بر شوراهای مدیران یک مجلس ملی هم بود که قوانین را تنظیم میکرد. در اتوپیا، ۵۴ شهر وجود دارد که به جز پایتخت، همه از روی یک نقشه ساخته شده بودند و هر دو سال یکبار خانه ها را با یکدیگر عوض میکنند. همه یک جور لباس میپوشند، اما میان لباس مرد و زن و متاهل و مجرد تفاوت وجود داشت. همه چیز اشتراکی بود. هر ۳۰ خانواده ناهار و شام را با هم میخوردند. دولت به دقت ازدواج را تنظیم میکرد. دختران قبل از ۱۸ و پسران قبل از ۲۲ سالگی حق ازدواج ندارند. چندهمسری اجازه داده نمیشد و طلاق ناپسند است. اما در موارد قابل قبول پس از بررسی دقیق و کامل میتوان ازدواج را منحل کرد...
◀ در یوتوپیا تمام ادیان به طور برابر از آزادی کامل برخوردارند. حتی برای کافران و مشرکان هیچ مجازات درنظر گرفته نشده بود و فقط از مشاغل عمومی و حقوق مدنی محروم بودند. مردم یوتوپیا درگیر جنگ نمیشوند؛ مگر در سه صورت دفاع از خاک خود در موقع هجوم خارجی، نجات دادن خاک کشورهای متحد از دست مهاجمان، آزاد ساختن مللی که تحت فشارهای حکومت های جبار قرار دارند. در واقع این حقوقدان نامدار در کتاب یوتوپیا از محدوده جغرافیایی مدینه، روابط اجتماعی، میزان جمعیتی، نوع پوشش، زر و سیم اهل مدینه و شیوه نگهداری آن گرفته تا حکمت اخلاقی مردمان، حوزه کیفری و دادرسی، جنگاوری و دین مداری ساکنان آرمان شهر و ده ها موضوع خرد و کلان دیگر بازتاب داده است...
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee 🔻🔻🔻 | 13 796 |
| 17 | #آرمانشهر
#یوتوپیا
#توماس_مور
#تامس_مور
🔴 کتاب " آرمانشهر (یوتوپیا) "
🔵 نوشته تامس (توماس) مور
⚫ ترجمه "داریوش آشوری" و "نادر افشار نادری"
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee | 9 634 |
| 18 | 🎥 سکانسی از فیلم "مردی برای تمام فصول"؛ هنگام گردن زدن توماس مور
✔این فیلم، ساخته شده از نمایشنامه ای به همین نام، نوشته رابرت بولت، فیلمنامه نویس و نمایشنامه نویس انگلیسی است. داستان فیلم درباره ایستادگی توماس مور در مقابل پادشاه هنری هشتم است، که میخواهد بر خلاف قانون کلیسا همسر خود را طلاق دهد و دوباره ازدواج کند. سر توماس مور که بعد از مرگ کاردینال، به مقام صدراعظمی رسیده و پادشاه اصرار دارد با توجه به صداقت و اعتباری که سرتوماس مور میان مردم دارد، وی ازدواجش را تایید کند تا نیازی به تایید پاپ نداشته باشد، اما سر توماس که به اخلاق و اصولش پایبند است، نمیتواند تن به این کار بدهد و همه مشکلات را به جان میخرد تا اصولش را زیر پا نگذارد...
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee | 9 357 |
| 19 | 🛑 روزی که "توماس مور"، صاحب کتاب "آرمانشهر (یوتوپیا)" گردن زده شد
✒محمد امیری، مدیر کانال
🔹ششم جولای، روزی است که سر #توماس_مور، فیلسوف و نویسنده انگلیسی، جانش را در راه پایداری بر باورهایش از دست داد و به دستور هنری هشتم پادشاه انگلستان، گردن زده شد... توماس مور به سال ۱۴۷۸ میلادی در یک خانواده ونیزی الاصل که از چند نسل پیش به انگلستان نقل مکان کرده بود، در لندن به دنیا آمد. پدرش در شورای پادشاهی قاضی و از نجبای درجه دوم بود. توماس تحصیلات خود را در آکسفورد به انجام رسانید. در نوزده سالگی در رم یک سلسله سخنرانی درباره "شهر خدا"، اثر "سن آگوستین" ایراد کرد. کمی بعد وارد یکی از صومعه های فرقه "شارترو" شد و مدت چهار سال بدون آن که تصمیم به ادای سوگند بگیرد در آن جا ماند. سپس صومعه را ترک گفته و ازدواج کرد و به شغل وکالت پرداخت. اوج به شهرت رسیدن توماس، مقارن با ظهور #مارتین_لوتر آلمانی و قیام او علیه کلیسای کاتولیک رم بود، و پس از آن که مارتین لوتر سلسله مقالات خود تحت عنوان رستگاری را در جامعه آن روز اروپا انتشار داد و کلیسای کاتولیک و اندیشه های خشک حاکم بر آن را به مبارزه طلبید، این توماس مور بود که برخلاف میل قلبی خود به دستور هنری هشتم مجبور شد در مقام پاسخگویی به مارتین لوتر برآمد و این مقارن زمانی بود که توماس مور از سوی پادشاه انگلیس ضمن ایفای نقش مشاور اعظم برای پادشاه، مسوولیت خزانه داری انگلیس را نیز بر عهده گرفته بود... در عرصه عمل میان مور و افکار و اندیشه های هنری هشتم هیچگونه سنخیتی وجود نداشت و همین ناسازگاری ها او را وادار ساخت تا در سال ۱۵۳۲، به بهانه بیماری از ریاست پارلمان و بسیاری از مناصب حکومتی استعفا دهد.
◀ توماس در سال ۱۵۱۶ ميلادی، كتاب معروف #یوتوپيا (یا آرمانشهر) را كه یک اثر تحقيقی سياسی است، تاليف كرد. او در اين كتاب یک جهان آرمانی به تصوير كشيده است كه همه شهروندان آن میتوانند به خوشبختی دست يابند. او معتقد بود که آموزش و پرورش کلید تحول در یک جامعه است. او در یکی از آخرین نوشته هایش چنین مینویسد:
" اگر مردم خود را با آموزشی ضعیف در رنج و محنت قرار دهیم، و سبب شویم که از همان آغاز کودکی، منش و وجدان آنان به تباهی گراید، و سپس آنان را به دلیل جرم هایی کیفر کنیم که نتیجه آن، دریغ آموزش نخستین است. چه نتیجه ای از آن میتوان گرفت، جز آنکه نخست دزد میپروریم و سپس مجازاتش میکنیم! ".
◀ توماس مور در اثر مشهور خود #یوتوپیا، که بازتاب رویاهای رواقی گونه او برای جهانی است که او زیباترش میخواست، عدالتی را ترسیم میکند که آرمان اوست. یوتوپیای او، جزیره ای که مردمانش در همه چیز برابرند، و برده ای نیست، و زنان و مردان در حق تحصیل و پیشرفت برابرند، و مالکیت عمومی و اصل برابری نخستین اصل است. مدارای مذهبی در میان مردمان آن جزیره یک اصل است و کسی از برای باور دینی اش تحت تعقیب قرار نمیگیرد و...
◀ او زندگی خود را به جرم مخالفت با دو تصمیم شاه از دست داد. نخست مخالفت با تصمیم شاه، مبنی بر جدایی از ملکه آراگون و ازدواج مجددش که تا پای مرگ اعلام کرد که نتوانسته این تصمیم شاه را مطابق بر وجدان خود بیابد و بپذیرد و از این رو وقتی شاه از او حقیقت نظرش را خواسته، او گفتن راستی را که از نظر شاه تلخ بوده است، بر گفتن دروغ و عبور از مرزهای اخلاقی اش ترجیح داده و میدهد و عواقب آن را نیز میپذیرد و طلاق گفتن زن پادشاه را تایید نمیکند. دومین جرم او نیز عدم سوگند وفاداری به تصمیم شاه مبنی بر خروج از کلیسای واتیکان و ایجاد کلیسای مستقل انگلستان تحت نظر شاه بود. هنری هشتم، که در تاریخ به #سلطان_گردن_زدن مشهور است، #توماس_مور را که لقب "سِر" داشت اعدام كرد، تا ديگر مخالفان حساب كار خود را بكنند. توماس مور پانزده ماه مقاومت كرده و تسليم نظر پادشاه نشده بود. #وینستون_چرچیل، نخست وزیر انگلستان در زمان جنگ جهانی دوم در این رابطه مینویسد:
" مقاومت سر توماس مور در مقابل غلبه سلطنت بر کلیسا به دلیل آن نبود که او ضعف های کلیسا را نمیدانست و نمیدید؛ بلکه هراس او از غلبه ناسیونالیسم فزاینده ای بود که اتحاد دنیای مسیحی را نابود میساخت و آتش جنگ را بر می افروخت. او تصمیم گرفت در انتخاب حساس خود در کنار ارزشهای اخلاقی و دیدگاه جهان گرایانه خود بایستد، و اعدام بی رحمانه او توسط هنری هشتم، تنها اعدام یک سیاستمدار نخبه نبود، بلکه اعدام نظامی بود که تلاش داشت بشریت را به افقهای روشنتری رهنمون گردد "
✔سالروز اعدام #توماس_مور
🆔 @ketab_mamnouee
📘 منابع: مراجعه به کتابهای:
۱. آرمانشهر (یوتوپیا)، توماس مور، ترجمه داریوش آشوری
۲. تاریخ اندیشه های سیاسی در غرب، دکتر ابوالقاسم طاهری
🆔 @ketab_mamnouee | 8 029 |
| 20 | ♦️پیشرفتهای ایران از دید یک مستند آمریکایی که در سال ۱۳۵۴ تهیه شده است.
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee 🔻🔻🔻 | 8 287 |
