کتابهای ممنوعه
♦مجموعهای از نایابترین کتابها؛ به همراه جرعهای از تاریخ 🎧 کتابخانه صوتی "کتاب آوا" 🆔 @avabookchannel
إظهار المزيد📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام کتابهای ممنوعه
تُعد قناة کتابهای ممنوعه (@ketab_mamnouee) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 76 212 مشتركاً، محتلاً المرتبة 250 في فئة الكتب والمرتبة 4 190 في منطقة إيران.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 76 212 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 21 يونيو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 1 037، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 21، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 13.76%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 5.48% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 10 481 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 4 178 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 38.
- الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل کتاب, رویداد, اجرا, آقا, خزعل.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“♦مجموعهای از نایابترین کتابها؛ به همراه جرعهای از تاریخ
🎧 کتابخانه صوتی "کتاب آوا"
🆔 @avabookchannel”
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 22 يونيو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الكتب.
جاري تحميل البيانات...
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 22 يونيو | +38 | |||
| 21 يونيو | +26 | |||
| 20 يونيو | +51 | |||
| 19 يونيو | +39 | |||
| 18 يونيو | +39 | |||
| 17 يونيو | +41 | |||
| 16 يونيو | +31 | |||
| 15 يونيو | +49 | |||
| 14 يونيو | +28 | |||
| 13 يونيو | +29 | |||
| 12 يونيو | +47 | |||
| 11 يونيو | +25 | |||
| 10 يونيو | +60 | |||
| 09 يونيو | +33 | |||
| 08 يونيو | +63 | |||
| 07 يونيو | +66 | |||
| 06 يونيو | +49 | |||
| 05 يونيو | +57 | |||
| 04 يونيو | +66 | |||
| 03 يونيو | +56 | |||
| 02 يونيو | +49 | |||
| 01 يونيو | +37 |
| 2 | 🔴 کتاب " بخت بیدادگر "
♦️ داستان یک زندگی (پراگ، ۱۹۴۱-۱۹۶۸)
🔵 نوشته "هدا مارگولیوس کووالی"
⚫ ترجمه راضیه خشنود
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee | 4 806 |
| 3 | 🔴 کتاب " بخت بیدادگر "
♦️ داستان یک زندگی (پراگ، ۱۹۴۱-۱۹۶۸)
🔵 نوشته "هدا مارگولیوس کووالی"
⚫ ترجمه راضیه خشنود
🔹عنوان فرعی کتاب بخت بیدادگر این است؛ "داستان یک زندگی (پراگ، ۱۹۴۱-۱۹۶۸)". کتاب زندگینامه نویسنده هدا مارگولیوس کووالی بین سالهای ۱۹۴۱ تا ۱۹۶۸ است. داستانی که با بیان ظریف خود کوشیده است روایتگر تاریخ سیاسی و اجتماعی عصر نویسندهاش باشد. کتاب با این جمله آغاز میشود:
" چشمانداز زندگی مرا سه قدرت مختلف رقم زدند "
- و در ادامه در سراسر کتاب، تاریخ نفوذ قدرتهای سیاسی بر زندگی بیقدرتان را شرح میدهد.
◀ هدا یهودی است، اما تاکیدی بر این موضوع ندارد. او سریع از این موضوع میگذرد تا انسان بودن کسانی برجسته شود که تجربه غیرانسانی اردوگاههای کار نازیها را پشت سر گذاشتهاند. او برای اینکه داستان بیش از حد دلخراش نشود، از بیان جزئیات حتی مرگ عزیزانش سر باز میزند تا خواننده مانند آدمهای داستان تا آستانه فروپاشی نرود و توان ادامهدادن را از دست ندهد.
◀ این کتاب داستانی مملو از تحملکردنهای عاشقانه؛ شاید ابتدا گمان کنید این کتاب صرفا زندگینامهای اجتماعی یا سیاسی است؛ اما اینگونه نیست. هِدا تاریخ را، آنچه را بر جامعه و خودش گذشته، مانند پازلی صبورانه کنار هم چیده تا عشق را عیان کند؛ عشق به همسرش. او میتواند ساعتها از روزهای پردردسر سیاسیاش بگوید تا به این هدف برسد: بیگناهی همسرش. روایت خفقان و اعترافگیریهای ظالمانه سیستم تمامیتخواه زمانهاش، تعداد درخور توجهی از صفحات کتاب را به خود اختصاص داده است.
◀ هدا بهخوبی نشان میدهد چگونه یک ایدئولوژی که در آغاز درست به نظر میرسید، میتواند در ادامه کشور را به نابودی بکشاند. کمونیسم به راهی رفت که حتی طرفدارانش هم انتظار این میزان بیراهبودن را نداشتند. نیاز به بازنگری مدام یک تفکر از زیربناهای اصلی داستان است. سانسور اطلاعات و چگونگی به ابتذال کشیدهشدن این شیوه مدیریت در فضای خفقان عصر کمونیسم از دیگر ارکان این روایت است.
◀ جلال آلاحمد در مجموعه مقالات "ارزیابی شتابزده"، در مقدمهای با عنوان "سرکه نقد یا حلوای تاریخ"، خاطرهای از معلم تاریخش آورده است. به اعتقاد معلم "هیچ واقعهای را تا صد سال بر آن نگذرد، نمیتوان داوری کرد"؛ اما آلاحمد معتقد است "در دیر قضاوتکردنها چه فرصتهاست برای چه گریزی و چه معاذیری". در بخت بیدادگر نویسنده مستقیم مینویسد:
" امروز نگاهکردن به پشت سر، قضاوت و محکومکردن کار آسانی است..." و اینکه " گاهی نیات شر به نتایج خیر میانجامد و نیات خیر دقیقا به نقیض خود منجر میشوند. همه چیز بستگی به شرایط دارد ".
◀ هدا آنقدر زیست تا مقدار زیادی از این گذشته و قضاوتهای آینده را هوشیارانه به چشم ببیند و بهسختی زندگی کند و طوری بخت بیدادگر را به تصویر بکشد تا خوانندگانش هم در این قضاوت فهمی به دست آورند و شریک شوند. از جنگهای جهانی گرفته تا جنگهای داخلی و حاکمیت کمونیسم آنچه در اروپای شرقی گذشت، دستاورد بزرگی برای همه کشورهاست؛ بدون آنکه نیاز باشد سالها صبر کنند تا نتیجه رخ نشان دهد. حتی برای کشورهایی که به آزادبودن شناخته میشوند و آزادبودنشان شکبرانگیز است. تکرار مدام این سؤالات نیاز همه دنیاست:
آزادی چیست؟
چگونه به دست میآید؟
آیا ما آزاد هستیم؟
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee 🔻🔻🔻 | 4 615 |
| 4 | 🔴 کتاب " بخت بیدادگر "
♦️ داستان یک زندگی (پراگ، ۱۹۴۱-۱۹۶۸)
🔵 نوشته "هدا مارگولیوس کووالی"
⚫ ترجمه راضیه خشنود
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee | 4 294 |
| 5 | ◀ جنبش مشروطیت، سرچشمه رنسانس ایرانی بود که با خلع سلاح مشروطه خواهان در تهران و سپس به حاشیه راندنشان و... شکست سیاسی خورد؛ اما فکر مشروطیت و آرمان آزادیخواهی هرگز شکست نخورد و به تجسد و سکون تن نداد. ارمغان سیاسی ـ اجتماعی مشروطیت که کلمه آزادی بود، پرنده آرزوهای ملتی گشت که مغلوب قرق آسمان و اریکه دیکتاتوری روحانیت گشت. پرندهای که به آرمان آزادی تعهد داد تا هرگز بر شانه و بر دست هیچ "سلطنت مقدس موهبت الهی و فقاهت مقدس موهبت الهی" ننشیند. با مشروطیت بود که علاوه بر تداوم آرمان آزادی در عرصه سیاسی، چگونگی بیان مسائل اجتماعی و فرهنگی از دربارها بیرون آمد و با زبانی جدید در کتابها و ترانهها و موسیقی ظهور یافت. زبانی که همخوان زبان مردم شد. ایران امروز با تکیه بر مشروطیت، مطالباتی فراتر و جامعتر به یمن فکر آزادی برآمده از مشروطیت و آگاهی نسل به نسل درباره ضرورت آن، به یمن مبارزه با دیکتاتوری، اکنون مطالبات مردم ایران بسا فراتر از قانون اساسی مشروطه شده است. اکنون مطالبات مردم ایران علاوه بر آزادی، به حوزههای برابری زن و مرد، اجرای منشور بینالملل حقوقبشر، آزادی تشکیل تشکلهای مستقل صنفی و سیاسی، جدایی دین از دولت، استقلال قوای سهگانه و برابری همهجانبهٔ همهٔ اقلیتهای قومی و مذهبی تعمیم یافته است. مقولاتی که پاسخ به یکی از آنها از جانب حاکمیت خودکامه ولایت فقیهی مصادف با سرنگونی آن خواهد بود.
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee | 6 803 |
| 6 | 🛑 انقلاب مشروطیت و درس های مهم آن برای ایران امروز
🔹مشروطیت مثل قدمهای بزرگ ملتها برای توسعه و پیشرفت و ترقی، نخست تولد یک فکر بود و سپس پیدایش یک جنبش. فکر مشروطیت در ایران، مولود تحولی بزرگ در اروپا یعنی انقلاب کبیر فرانسه بود؛ انقلابی که مادر واژههای "آزادی" و "جمهوری" در فرهنگ و تفکر و در دنیای سیاست گردید. از انقلاب فرانسه کتابها، مقالهها، نقاشیها، مکتبهای سیاسی و ادبی و فیلمها درآمد و در دنیا انتشار یافت. فکرها و جوهر مشترک موجود در این کتابها و مکتبهای سیاسی و ادبی، نفی سلطه اقوام مسلط و سرمایهدار بر طبقات رنجبر و نیز رهایی از بردگی فکری و دیکتاتوری سیاسی بود. این فکرها و پیامها به زبان فارسی نیز ترجمه شدند و نویسندگان ایرانی در نیمه دوم قرن سیزدهم خورشیدی [همزمان با صدارت سلسله قاجاریه بر ایران]، این فکرها و پیامها را در میان ایرانیان انتشار دادند.
◀ از اینجا بود که زمزمهها و تلاشهای اصلاحخواهانه همراه با جنبشهای اعتراضی علیه حکومت قاجار شروع شد. در ادامه، برای اولین بار تشکلهای صنفی و سیاسی سربرآوردند؛ مثل: انجمن تجار، روحانیان مشروطهخواه، روشنفکران مشروطهخواه، انجمن زنان وطنخواه، انجمن تبریز و کرمان. تصور کنید در ایرانی که قرن تا قرن عادت داشت که مشتی بیگانه اروپایی و خودکامه ایرانی، خاکش را به توبره بکشند و مردماش را اسیر ناگزیر نگه دارند، ناگهان سر و کله تشکلهای صنفی و سیاسی در آن پیدا شود. تشکلهایی که برای اولین بار ندا سر دادند که پادشاه باید سلطنت کند و نه حکومت. این اولین صدای خوفناک انفجار بمب مشروطهخواهی در ارکان دولتهای مقتدر سلسله قاجاریه بود. پیام دیگر مشروطهخواهی این بود که دولتهای ایران نباید دستور از بیگانه بگیرند.
◀ شعله فکر آزادیخواهی و پیام مشروطهخواهی سال به سال در میان انجمنها و تشکلها و تودههای مردم بالا میگرفت؛ از طرفی دخالت بیگانگان صاحب منافع در ایران و دسیسههای دربار قاجاریه، از پس سماجت و پایداری و همبستگی مشروطهخواهان و انتشار اجتماعی و مردمیاش برنمیآمدند. تا اینکه روز ۱۴مرداد سال۱۲۸۵ خورشیدی، مظفرالدین شاه قاجار فرمان مشروطیت را امضاء کرد. امضای فرمان مشروطیت با توجه به دسیسههای هماهنگ استعمار و ارتجاع دربار قاجاری، بهسادگی حاصل نشد. محصول اتحاد مردم، سماجت و روشنگریهای انجمن تبریز و پشتیبانیاش از تلاشهای طباطبایی و بهبهانی و نیز مقابله متحدشان با سنگاندازی مرتجعینی مثل شیخ فضلالله نوری و باند او بود. با امضای فرمان مشروطیت، مرحله نخست نفی سلطه شاهی و مشروط کردن آن به سلطنت و نه حکومت، انجام شد؛ ولی این تازه آغاز حفاظت از آن و اجرایی کردنش بود. اما استعمار و دربار که دست بردار نبودند. از اینجا بود که روحانیان مشروعهخواه با استفاده از دجالیت مذهبی نهادینه شده در ذات همپندار با خودکامگیشان، از در همسویی با دربار محمدعلی شاه برآمدند و دشمن مشروطیت شدند.
◀ بزرگترین برگ استعمارگر روس و دربار قاجار علیه فرمان مشروطیت و ایستادگی مجلس مشروطهخواه، به توپ بستن مجلس، کشتار و اعدامهای پس از آن و آغاز "استبداد ضغیر" بود. بسیاری از تشکلها از هم پاشید. بسیاری منفعل شدند. تاکتیک معروف "النصر بالرعب" مسلط شد. از آنجا بود که شعله پایداری و مغلوب رعب و فضای خودبخودی پس از ضربه نشدن، در تبریز بالا گرفت. از همانجا هم بود که نقش بیهمتای انجمن تبریز در جا انداختن فکر مشروطیت و آزادیخواهی در بین مردم و پیدایش رهبری ستارخان و باقرخان برجسته شد و منجی مشروطیت شدند. پایداری تبریز با کمترین نیرو در مقابل لشکریان دولتی، گوشهگیران و ضربهخوردهها را سر پا کرد، قوای مقاومت بیشتر و بیشتر شد و امید در دل مردم تبریز، سپس شمال و بقیه ایران زنده گشت. پایداری و نبرد تبریز گسترش یافت، تا تهران سرایت نمود و دوباره مشروطیت را برگرداند.
◀ بدینگونه بود که فکر مشروطیت بهعنوان اولین پله ترقی و پیشرفت، در جامعه و ادبیات سیاسی ایران جاری گشت. این فکر به تدوین قانون اساسی و بطور خاص متمم آنکه به حقوق ملت اشاره دارد، منجر شد. از آن پس، مثل تمام انقلابهای سیاسی و اجتماعی، نیاز به حفاظت و تضمین اجرایی و حقوقی و قانونی داشت. چنین روندی اگر پیش میرفت، نخستین نتایجاش محدود کردن خودکامگی، مشروط کردن شاه به سلطنت و اجرای یکسان قانون برای همه از جمله حاکمان بود. | 6 314 |
| 7 | 🛑 تفاهمنامه میان آمریکا و جمهوری اسلامی که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، چهارشنبه ۲۷ خرداد آن را امضا کرد، در همان مکانی به امضا رسید که بیش از یک قرن پیش پیمان ورسای برای پایان دادن به جنگ جهانی اول امضا شده بود. پیمان ورسای ۲۸ ژوئن ۱۹۱۹ در کاخ ورسای فرانسه از سوی نمایندگان آلمان و رهبران کشورهای متفق، از جمله آمریکا، بریتانیا و فرانسه، امضا شد و به طور رسمی به جنگ جهانی اول پایان داد. با این حال، بسیاری از تاریخنگاران این توافق را یکی از عوامل بیثباتیهای بعدی در اروپا میدانند. آلمان در این پیمان مسئول آغاز جنگ شناخته شد، بخشی از قلمرو خود را از دست داد، به پرداخت غرامت سنگین محکوم شد و محدودیتهای گستردهای بر توان نظامی آن اعمال شد. به باور بسیاری از پژوهشگران، نارضایتی گسترده از مفاد پیمان ورسای بعدها به رشد حمایت از آدولف هیتلر کمک کرد و زمینهساز وقوع جنگ جهانی دوم شد.
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee | 6 912 |
| 8 | لا يوجد نص... | 8 217 |
| 9 | 🎧 کتاب صوتی " شیر و خورشید ، نشان سه هزار ساله "
✒ نوشته دکتر ناصر انقطاع
🎧 عضو کانال کتابخانه صوتی " کتاب آوا " شوید
🆔 @avabookchannel
🆔 @avabookchannel | 14 818 |
| 10 | 🎧 کتاب " نقد نماز "
♦️ آیا باید نماز بخوانیم یا نه؟
✒ نوشته آرش زندیق
🎙 راوی: " احسان اطهری "
✔ فایل صوتی 2
♦️ پایان
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
🆔 @avabookchannel | 16 492 |
| 11 | 🎧 کتاب " نقد نماز "
♦️ آیا باید نماز بخوانیم یا نه؟
✒ نوشته آرش زندیق
🎙 راوی: " احسان اطهری "
✔ فایل صوتی 2
♦️ پایان
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
🆔 @avabookchannel | 1 |
| 12 | 🎧 کتاب " نقد نماز "
♦️ آیا باید نماز بخوانیم یا نه؟
✒ نوشته آرش زندیق
🎙 راوی: " احسان اطهری "
✔ فایل صوتی 1
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
🆔 @avabookchannel | 15 938 |
| 13 | 🎧 کتاب " نقد نماز "
♦️ آیا باید نماز بخوانیم یا نه؟
✒ نوشته آرش زندیق
🎙 راوی: " احسان اطهری "
✔ 2 فایل صوتی
🔹برای بسیاری از افرادی که در طول عمرشان اسلام را میشناسند و آن را کنار میگذارند این پرسش عمیق و بزرگ شکل میگیرد که چرا و چگونه سالها به این خرافات و مهملات و باورهای غلط و مضر باور داشتهاند. آخر چگونه ممکن است؟ ایراد کار از کجا بود؟ این پرسشیست که بارها از من شده است. برای برخی از آنها باید بازگو کرد که تقید به نماز و یا سایر رفتارهای زمانبندی شده دینی ممکن است توانایی روشن فکر کردن و تفکر انتقادی را از کودکی از آنها دست کم در مورد باورهای دینی گرفته باشد. یعنی آنها حتی توانایی تشکیک را هم نداشتهاند و این از نتیجههای شستشوی مغزی است، اگر بد خواهی بخواهد دیگران را گول بزند ابتدا باید حس پرسشگری در آنها را از بین ببرد و نماز ابزار اسلام برای شستشوی مغزیست.
♦️هنگامی که مسلمانان نماز میخوانند از خدا چیزهایی میخواهند، مثلاً اینکه آنها را به راه راست هدایت کند، و وقتی که انسانهای خداباور از خدایشان چیزی میخواهند انگار جای خدا و بشر عوض میشود و این انسان است که به خدا میگوید چکار بکند یا نکند. انسانی که به سختی میتواند همه ابعاد زندگی انفرادی خود را درک کند از خدایی که در فرض همه چیز و همه کس را آفریده است میخواهد که برنامههای قبلی خود را رها کند و آینده را به میل او تغییر دهد. وقتی کسی از خدا چیزی میخواهد در واقع فکر میکند که بهتر از خدا شرایط خود و دیگران را درک میکند.
در بخش نخست این نوشتار خود نماز و جزئیات آن مانند راز و نیاز با خدا، اذان، وضو، قنوت، سجود و غیره مورد نقد و بررسی قرار گرفته و غیر منطقی و غیر عقلایی و حتی گاهی مضر بودن این افعال را نشان خواهیم داد. در این بخش همچنین به ادعای معروف ثواب غیر قابل نوشتن نماز جماعت پرداخته و اینکه نماز خواندن برای بدن ارزش ورزشی دارد خواهیم پرداخت.
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
🆔 @avabookchannel 🔻🔻🔻 | 16 101 |
| 14 | 🎧 کتاب " نقد نماز "
♦️ آیا باید نماز بخوانیم یا نه؟
✒ نوشته آرش زندیق
🎙 راوی: " احسان اطهری "
✔ 2 فایل صوتی
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
🆔 @avabookchannel | 12 101 |
| 15 | ◀ با تثبیت سلسله قاجار سر فرود آوردن در برابر قبله عالم، همانقدر واجب است که به جا آوردن نمازهای پنجگانه. اندیشه حاکمیت قانون و نقد فرهنگ جامعه از اواخر دوره قاجار آغاز شد. عمده تلاشها بر روی تغییر شکل حاکمیت و مشروط کردن قدرت شاه بود. در این دوره کسی در فکر آزادی رعیت از ستم اربابان نبود؛ چرا که برقراری قانون و حاکمیت مردم و سرفرازی ملی حرف نخست را میزد. ترانههای عارف قزوینی و اشعار میرزاده عشقی از حب وطن برای مردم میگفتند. ایرج میرزا در هجو فرهنگ عامه از هیچ چیزی فروگذار نمیکرد. عشقی در وصف حال زنان ایران نوشت:
زنان کشور ما زندهاند و در کفناند − که این اصول سیه بختی از سیه رختی است
◀ هر چند مشروطه خواهان موفق شدند سلطنت مطلقه قاجار را به نظام مشروطه تغییر دهند؛ ولی مشروطیت نتوانست نظام پارلمانی را تثبیت کند و در نهایت با حاکمیت رضا خان آرمانهای آزادیخواهانه مشروطیت به فراموشی سپرده شد و معماران دوره رضا خانی از جمله تیمور تاش و حزب تجدد با تمرکز بر تشکیل دولت مقتدر مرکزی و نوسازی سیستم اداری تصور میکردند با نوسازی ظاهری جامعه ایران مدرن میشود. آنان با اجبار در پوشیدن کت و شلوار و استفاده از کلاه پهلوی و کشف حجاب اجباری تجدد نمایشی را به جامعه تحمیل کردند. مشکل آنجا بود که پوشاندن کت و شلوار به تن رعیت ذهنیت رعیت بودن را از بین نمیبرد. اصلاحاتی که در زمان رضا خان صورت گرفت تنها جنبه نوسازی جلوههای بیرونی جامعه بود تا تحول فرهنگی جامعه از درون؛ و دیدیم که با تبعید رضا خان زنانی که به اجبار چادر از سر آنان برداشته شده بود، دوباره چادر به سر کردند.
◀ به تدریج فضای سیاسی کشور برای فعالیت سیاسی باز میشد. کم کم روزنامهها جرات کردند تا از استبداد حاکم در زمان رضا خان بنویسند و با پیروزی متفقین و شرایط جهانی بعد از جنگ، جنبشهای ملی گرا در جهان از جمله در ایران نیز در صحنه سیاسی ظاهر شدند. شکل گیری احزاب و شرکت مردم در تظاهرات برای تاثیر گذاری در سیاست کشور در این دوره در رشد و توسعه فرهنگ سیاسی اجتماعی نقش مهمی داشت. شرکت زنان در فعالیتهای اجتماعی در این دوره سنگ بنای جنبشهای آینده را گذاشت. با اعلام انقلاب سفید و لغو نظام ارباب و رعیتی، رعیت آزاد شده از قید ارباب راهی شهر شد و به تدریج کوچ روستائیان به شهر به مهاجرت بزرگی تبدیل شد که نمود آن را میشد در حاشیه نشینی اطراف شهرهای بزرگ دید. حاشیه نشینان بعدا سیاهی لشگر جنبش مذهبی شدند و در قیام سال ۱۳۵۷ شرکت کردند.
◀ از انقلاب مشروطیت تا به امروز جای یک بازیگر بزرگ در تحولات اجتماعی ایران غایب است و آن شهروند است. انتظار میرفت که در عصر جدید و گسترش رابطه با اروپا، انسان ایرانی از ذهنیت رعیت بودن رها شود و در یک روند تاریخی فرهنگی به شهروند ارتقا پیدا کند. این روند سترون باقی ماند؛ دهخدا در لغت نامه خود واژه رعیت را این چنین معنی میکند”مردم زیر دست و فرمانبردار” و در فرهنگ معین آمده است “گروهی که دارای سرپرست و راعی باشند”. با توجه به معنی راعی که چوپان است و کار چوپان مراقبت از گله است؛ رعیت گلهای است که به مراقبت چوپان نیاز دارد. در ایران نظام ارباب و رعیتی نه با قیام رعیتها علیه نظام، که با صدور فرمان پادشاه صورت گرفت؛ بیآنکه آنان که قرار شد از بند اطاعت ارباب آزاد شوند و برای این آزادی و مزیتهای آن آماده باشند. هر چند از نظر حقوقی دیگر او رعیت نبود، ولی ذهنیت رعیت بودن در او نهادینه شده بود و زمانی که از روستا به شهر کوچ کرد این ذهنیت از او جدا نشد.
◀ هر چند اصلاحات اقتصادی از دهه چهل به رشد شهرنشینی و توسعه صنعتی انجامید؛ ولی در غیاب آزادیهای بنیادی چون آزادی بیان، مطبوعات و تشکل امکان تبادل نظر آزاد در جامعه وجود نداشت تا انسان شهری در مراودههای اجتماعی با دیدگاههای مختلف رو در رو شود، ذهنش به چالش کشیده شود و در روند تقابلهای اجتماعی جایگاه خود را در جامعهای که به سرعت در حال تغییر بود بیابد. تشکلها به محفلهای کوچک مخفی و نیمه مخفی محدود شد. در قیام علیه سلطنت بخش بزرگی از جامعه نه برای حق شهروندی که به دنبال راعی گمشده خود میگشتند تا از آنان مراقبت کند. با سقوط سلطنت و به قدرت رسیدن روحانیت نیز مسئله آزادیهای بنیادی حل نشد و تمام راههای ممکن برای برساختن یک جامعه دموکراتیک بسته شد. رعیت بودن به مراتب آسان تر از شهروند بودن است. شهروند باید بیندیشد باید از حق شهروندی خود دفاع کند، باید قدرت را نقد کند، باید بایستد و از نظر خود دفاع کند، باید در اداره جامعه شرکت فعال کند و صدها وظیفه دیگری را به عهده بگیرد را که در ازای دریافت حق شهروندی بر دوش او گذارده میشود.
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee | 9 553 |
| 16 | 🛑 از رعیت بودن تا شهروند شدن در ایران
🔹روایت شده که در ۳۱ اکتبر ۱۵۱۷ میلادی راهب و استاد الهیات آلمانی، مارتین لوتر، که فروش آمرزش نامه را از سوی کلیسا مردود میشمارد، در اعتراض به فساد اقتصادی کلیسا دیدگاه خود را مکتوب کرده و آن را که شامل ۹۵ بند بود بر در کلیسای ویتنبرگ در آلمان کوبید. این سر آغاز جدلی شد که به شکل گیری مذهب پروتستان و جنگهای سی ساله انجامید و سر انجام در سال ۱۶۴۸ با امضای عهد نامه وستفالی صلح برقرار شد. لوتر مردم را به خواندن بدون واسطه انجیل به زبان مادری خود ترغیب میکرد. با توسعه صنعت چاپ کتاب به تدریج در دسترس همگان قرار گرفت و این به گسترش پیام لوتر کمک میرساند. لوتر برای رابطه مومن و خدا نیازی به واسطه نمیدید و به زعم او هر فرد مومنی میتوانست با خدای خود راز و نیاز کند.
◀ رنه دکارت، متولد ۱۵۹۶ در فرانسه، که در جوانی در جنگهای سی ساله شرکت داشت، به همه چیز شک کرد و در نهایت به این نتیجه رسید که تنها چیزی که میتواند به آن یقین داشته باشد، این است که می اندیشد و جملهای گفت که امضای او شد بر پذیرش خردورزی:
" میاندیشم پس هستم ".
◀ حدودا ۱۰۰ سال بعد از اعتراض مارتین لوتر، دکارت جای اندیشیدن را در هستی انسانی مرکزی دانست. او با شک روشی خود، راه را برای تفکر نقاد گشود، تفکری که خودبنیاد است و به وحی و فرموده گردن نمیگذارد. در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم انسان اندیشمندی که دکارت کشف کرده بود، خسته از اندیشیدن و در مانده از یافتن نقش خود در دنیایی که صنعت در آن رشد میکرد و شهر نشینی آداب دیگری برای زندگی وضع میکرد به درمانگاه فروید پناه برد و از روانکاو خواست تا بر اضطراب خود در کشاکش غریزه و عقل چاره ای بجوید. میتوان گفت پس از حدود ۲۶۰ سال از کشف دکارت آنچه با نام سوژه دکارتی نامگذاری شده بر روی صحنه ظاهر شد، هرچند صحنهای که او در آن از خود رونمایی کرد، سالن مجلل اپرای وین نبود که اتاق محقری بود در وین که دکتر زیگموند فروید او را بر روی کاناپهای نه چندان پر زرق و برق خواباند و از او خواست آنچه را که فکر میکند بر زبان بیاورد. مطب فروید گنجایش محدودی داشت و کسانی که به او مراجعه میکردند، افرادی بودند رسیده به این ادراک که با مشکل هایی دست و پنجه نرم میکنند که جسمانی نیست؛ از این رو برای حل مشکل خود به فروید مراجعه میکردند.
◀ در همان زمان در همسایگی اتریش، انسان آلمانی که دیگر امیدی به معجزه الهی نداشت و امیدش را از آسمان بریده بود، سرگردان در دنیای سیاست بی آنکه افق روشنی در برابرش باشد دست از اندیشیدن کشید و در جستجوی خدایی زمینی به زیر علم فاشیسم پناه بردند، به جایی که انسان درمانده و تحقیر شده در انبوه کسانی همانند خود محو شد و همراه دیگران در پرستش ناجی زمان خود عقل را تعطیل کرد تا به فرمان رهبر دست به هر جنایتی بزند. جنگ دنیا را فرا گرفت و دوباره میلیونها انسان کشته شدند؛ با شکست آلمان صلح برقرار شد. اینبار شرایط جهان تغییر کرده بود و انسان اندیشمند دکارت تلاش کرد تا با رجوع به عقل سلیم جهان بهتری بیافریند. در اروپای پس از جنگ سوژه دکارتی برای به دست آوردن حق فردیت خود دموکراسی را برگزید و توانست در مبارزه ای مستمر از رعیت بودن به شهروند ارتقا یابد. شهروندی که نجات را نه از آسمان میطلبد و نه از منجی در هر شکلی. او نیاز به قیم ندارد و خود را به اندازه کافی بالغ میداند که برای زندگی خود آنچه را درست تشخیص میدهد انجام دهد.
◀ در ایران تحولات اجتماعی به گونه دیگری راه خود را یافت. تا قبل از شکل گیری اولین جوانههای فکر مشروطیت خواهی ما رد پایی از فردیت و آزادی فرد در جنبشهای اجتماعی نمیبینیم. عرفان ایرانی به دنبال دستیابی آزادی فرد همچون موجودی اجتماعی نیست و در عوض به دنبال رسیدن به رستگاری فردی است و پیوستن به معشوق ابدی خود تا از بند این دنیای خاکی رها شود. کسانی همچون حافظ هم در این فرهنگ سربرآوردهاند. حافظ، زهد و ریا را تاب نمیآورد و رندانه در برابر زهد ریایی سرکشی میکند، از تن دادن به پذیرش نیرنگ و دورویی سر باز میزند تا از این مهلکه بی آنکه آلوده شود به میخانه پناه برد و دمی رنج این جهان را در پیاله می به فراموشی بسپارد. با به قدرت رسیدن صفویان و نهادینه شدن نقش روحانیت شیعه در ساختار قدرت، اندیشدن به حکم شرع تعطیل شده و از انسانها اطاعت بدون قید و شرط از دستورات فقهی را میخواهند. نوحه خوانی و مداحی جایگزین شعر میشود؛ هنرهای تزیینی و معماری مورد حمایت حاکمان قرار میگیرند و انسان شیعه در زیر گنبدهای عظیم مساجد مبهوت عظمت معماری اسلامی خود را حقیر و تسلیم قدرت مییابد. شمشیر قزلباشان و فقه فقها رعیت را مطیع ارباب میسازد و او را از اندیشیدن منع میکند. رعیت میپذیرد که این خواست الهی است که او رعیت باشد و باید راضی بود به رضای خداوند. | 10 729 |
| 17 | 🛑 روایتی درباره شورش ۱۵ خرداد ۱۳۴۲
✍ محمد امیری؛ مدیر کانال
🔹رویداد پانزده خرداد یک جنبش خودجوش نبود؛ این رویداد ساخته و پرداخته گروهی از افراد حرفهای بود که با اطلاع و موافقت خمینی برنامهریزی و بوسیله اشخاصی که بعدا به نام "جمعیت هیئتهای موتلفه" معروف شدند با همراهی گروهی از اوباش و قمهکشهای تهران و شهرستانها برگزار شد؛ در حقیقت با برنامهای از قبل معین و حساب شده، ترتیب یک شورش خیابانی را تهیه کرده و اجرا کردند. مهدی عراقی که یکی از سردستگان ایجاد این بلوا بود میگوید:
"... صبح ساعت ۵ خبر دستگیری آقای خمینی به تهران رسید. هر کدام از بچه ها ماموریت پیدا کردند که در یک قسمت از شهر مردم را وادار به بستن و تظاهرات بکنند. عدهای از بچهها ماموریت پیدا میکنند که میدان را تعطیل بکنند... بچههای دیگر ریختند وسط میدان... یک تعداد از بچهها هم رفتند بازارچه قوامالدوله شاهپور و گمرک و آنجا را تعطیل کرده بودند؛ یک تعدادی هم خیابان شهباز و خیابان خراسان و دولاب و اینجاها...".(ناگفتهها، محمود عراقی، تهران، موسسه خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۷۰، ص۱۸۳-۱۸۴)
◀ این گروه حتی شعارها و مسیر راهپیمائی را از قبل تعیین کرده بود. در این راه پیمائی با سردادن شعارهای مذهبی تحریک کننده آرامش خیابانها را به هم ریختند. روشن است که گروهی از مردم یا به عنوان تماشاچی و یا به عنوان ماجراجویی به آنان پیوستند. وگرنه به جز خمینی تقریبا کلیه علمای معتبر آن روز با یک چنین بلوا مخالف بودند. در مورد مخالفت مراجع با بلوای پانزده خرداد، ۲۷ نفر از مراجع مهم حوزههای علمیه در مخالفت با شورش فوق به حکیم نامه نوشته بودند. حاج شیخ عبدالعلی جلیلی، یکی از طرفداران خمینی در این باره میگوید:
" ... من رفتم به آقای حکیم اعتراض کردم که آقا شما چرا نسبت به آقای خمینی موضع همکاری و همراهی ندارید؟ آقای حکیم گفت نامهها را بیاورید. ۲۷ تا نامه از ۲۷ نفر از علمای مهم شهرستانها پیش آقای حکیم بود که در آنها نوشته بودند شما گول حرفهای آقای خمینی را نخورید؛ اینها یک عده نهضتیها و بچهها هستند که اطراف ایشان را گرفته اند..."(خاطرات شفاهی، حسینعلی منتظری، اتحاد ناشران ایرانی در اروپا، ص۱۴۷)
◀ اصولا خود حکیم نیز به عنوان اعلم مجتهدان آن روز خمینی را در حد یک عامل خرابکار به حساب میآورد. در این مورد نیز به یک حقیقت دیگری اشاره میکنیم. پس از تبعید خمینی به ترکیه، شیخ حسینعلی منتظری، جهت جلب حمایت حکیم از خمینی به نجف میرود. وی به مدت سه ربع ساعت با حکیم در مورد توجیه رفتار خمینی صحبت میکند و تصور مینماید که او را قانع کرده است. منتظری در ادامه حرفهایش مینویسد:
"... بعد آقای حکیم بلند شد رفت... چند دقیقه بعد یک سیدی که از علما و از حواريون آیتالله حکیم بود، آمد نشست؛ ایشان آقازاده یکی از علما بود و از اطرافیان حکیم به حساب میآمد. آقای عمید من را به او معرفی کرد که بله ایشان منتظری از شاگردان آقای بروجردی و آقای خمینی هستند. یک دفعه دیدم سید گفت: خدا لعنت کند انگلیسیها را؛ خدا لعنت کند انگلیسیها را؛ یک روز یک سیدجمالالدین افغانی درست میکنند و میاندازند جلو؛ یک روز هم یک سید خمینی میآید و روحانیت و دین و اینها را...".(بالا، خاطرات شفاهی، منتظری، ص۱۴۶-۱۴۵)
◀ دومین مرجع معروف نجف نیز حاج سید ابوالقاسم خوئی نام داشت، و اعتقاد داشت که روحانیان باید از "کار کثیف سیاست" دوری کرده؛ به مسائل معنوی و آموزش علمای نسل آینده بپردازند. او به قدری با عقیده "ولایت فقیه" خمینی مخالف بود که در مقابل کلاسهای ولایت فقیه که خمینی در نجف بر پا کرده بود، یک سری کلاسهای "رد ولایت فقیه" تشکیل داد. ابوالحسن بنیصدر در این باره میگوید:
"... بعد از این درسها، (درسهای ولایت فقیه بوسیله خمینی)، آقای خوئی درسهای دیگری گذاشت که به اصطلاح معروف شد به رد ولایت فقیه؛ عنوانش این شد که خیلی این آقایان را ناراحت کرده بود که ایشان این درسها را گذاشته و ولایت فقیه را رد کرده؛ و ولایت فقیه آقای خمینی را رد کرده است...".(انقلاب ایران به روایت رادیو بیبیسی، مصاحبه با ابوالحسن بنیصدر، عبدالرضا هوشنگ مهدوی، انتشارات قیام، ۱۳۷۲، ص۱۹۶)
◀ در داخل کشور نیز از مراجع معروفی چون "نجفی مرعشی"؛ "محمد رضا گلپایگانی"؛ "محمد هادی میلانی"، و معروفترین مرجع دیگر داخل کشور آن زمان سید کاظم شریعتمداری بود. همچنین حاج سید احمد خوانساری مخالف این بلوا بودند... بنابراین روشن میشود که جز تعداد اندکی ناچیز - موافق چنین آشوبی نمیتوانستند باشند؛ اکثریت طبقات روشنفکر و تحصیلکرده و اصلاحطلبان چپی و غیر چپی آن دوره نیز تا حدودی از اصلاحات شاه حمایت میکردند؛ بنابراین ادعای مورخین جمهوری اسلامی که از شرکت اکثریت مردم ایران در آن نهضت سخن میگویند، نمیتوانند پایه صحیح تاریخی داشته باشد.
🆔 @ketab_mamnouee | 16 556 |
| 18 | 🔴 کتاب " آتش بر فراز تبریز "
🔵 نوشته "بهروز خاماچی"
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee | 13 934 |
| 19 | 🔴 کتاب " آتش بر فراز تبریز "
🔵 نوشته "بهروز خاماچی"
🔹اهمیت سیاسی، نظامی، اقتصادی و به طور کلی موقعیت خاص ژئوپلتیکی و جغرافیای سیاسی آذربایجان بر هیچ کس پوشیده نیست. آذربایجان و مرکز آن تبریز در یک مکان خاصی از خاورمیانه و بر سر راه آسیا به اروپا و آفریقا قرار گرفته، که از آغاز پیدایش حکومتهای سلطهگر در رقابت بر سر تصرف سرزمینها و گسترش نفوذ امپراطوریها همواره مورد توجه سلاطین و فرمانروایانی از مادها و آشوریها، پارسها، اشکانیان، ساسانیان، اعراب، ترک، مغول، تاتار، غز، عثمانی، روس و انگلیس واقع شده است. بنابراین کمترین سرزمینی را در تاریخ جهان، مانند آذربایجان به یاد دارد، که در طول حیات سیاسی خویش، بارها و بارها مورد هجوم بیگانگان قرار گرفته باشد و همواره از میان حوادث بیشمار در عرصه تاریخ جهان جان به سلامت برده و با افتخار و شرف به حیات خود ادامه دهد.
◀ سلاطین عثمانی برای گسترش امپراطوری خود همیشه چشم طمع به ایران داشته و بارها این سرزمین مورد هجوم و جنگهای متعدد بین سلاطین سنّی عثمانی و... واقع میگشت. در این رهگذر، امپراطوری روسیه_تزاری که در رقابتهای مستعمراتی از قرن هیجدهم میلادی نمیخواست از رقبای خود عقب بماند و برای گسترش دامنه نفوذ و سرزمین خود همواره در فکر تسلط بر آذربایجان بوده، از آغاز خصومت بین "ایران و عثمانی" و "ایران و روسیه" تا پایان جنگ_جهانی_دوم به مدت ۴۵۰ سال در طول تاریخ معاصر آذربایجان، شهر تبریز نزدیک به ۱۹ بار توسط عثمانیها و ۵ بار توسط نیروهای اشغالگر روسی و شوروی مورد حمله و غارت و ویرانی قرار گرفته است. آنچه اساس مطالب این کتاب را تشکیل میدهد، مطالبی است از آغاز جنگهای ایران و روس در عهد فتحعلیشاه تا جنگ جهانی دوم، به مدت ۱۲۰ سال که تا حدودی واقعیت و اشغال تبریز توسط قوای مهاجم روسی را بیان داشته و کیفیت ظلم و ستم روسها و در مقابل شجاعت و مردانگی مردم تبریز را در برابر اشغالگران مشخص میسازد.
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee | 13 429 |
| 20 | 🔴 کتاب " آتش بر فراز تبریز "
🔵 نوشته "بهروز خاماچی"
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee | 11 492 |
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
