یادها
Ir al canal en Telegram
مانند هر مخاطبی، بخش هایی از تاریخ برایم جذاب است. در اینجا با سایر مخاطبان در میان می گذارم
Mostrar más2 237
Suscriptores
+224 horas
+257 días
+1230 días
Archivo de publicaciones
2 237
#نظام_سلطانی
فرمانروایان سلطانی (چنانکه گویی می خواهند اتهام انقلابیون را مبنی بر اینکه آنها دست نشانده بیگانه هستند، تأیید کنند) کاهش حمایت خارجی در آخرین روزهای نظام خود را به عنوان توطئه خارجی بر ضد خودشان تعبیر میکنند. موضوع چنین خیانتی در خاطرات اکثر آنها پس از سرنگونی، برجسته است.
2 237
#گروگان_گیری
نگاهم به پوستری از یک گل سرخ تنها افتاد که از زمان مرگ طالقانی (یکی از روحانیان مورد احترام انقلاب) آنجا آویزان بود. یک بار دیگر حسرت خوردم که ای کاش صدای معتدل او این قدر ناگهانی خاموش نمیشد. آهی کشیدم و حسرت خوردم که ای کاش دیدگاههای خردمندانه او میتوانست به این هتاکی بی وقفه به آمریکا و آمریکاییها و هر آنچه آمریکایی است، فایق شود.
او دوست ما نبود اما مردی دوراندیش بود.
2 237
#سیروس_نهاوندی
در سال ۱۳۴۲ که گروه نیکخواه به ایران میروند، نخستین تحقیقات خویش را در مورد ایران و چگونگی ادامه کار طی مقاله ای به دوستان خویش در خارج از کشور گزارش میدهند، که نخستین کارپایه مشی سیاسی سازمان انقلابی حزب توده ایران می گردد. در بخشی از این مقاله آمده:
رفرم یا انقلاب؟
اگر در اجتماعی توده ها با تجارب انقلابی خود آموخته اند که پارلمان مؤسسه ای برای پیشبرد منافع طبقات حاکم است، اگر در اجتماعی کارگران بر اثر تجربه خود میدانند که اتحادیه های کارگری توسط پلیس اداره میشود، اگر انقلابیون از واقعیات حکومت دیکتاتوری (که به زور زندان شکنجه و اعدام حکومت میکند) باخبر شده اند و ده ها حقایق دیگر... در چنین شرایطی به آسانی میتوان گفت که راه انقلاب، غیر مسالمت آمیز است.
این وظیفه اصلی حزب پرولتری است که این تشخیص را در موقع صحیح بدهد و از تلف شدن نیروها جلوگیری کند. حزب پرولتری باید تدارک ببیند و از هم اکنون خود را آماده سازد. اگر راه قهرآمیز را انتخاب میکند بنابراین باید تمام نیروی خود را برای ایجاد تشکیلاتی جنگجو و انقلابی به کار برد. باید از هم اکنون اعضای حزب را به آموختن فنون جنگهای انقلابی بگمارد، باید آنها را مسلحانه به روستاها روانه سازد. تنها گفتن این که راه انقلاب ایران قهرآمیز است، کافی نیست. باید تمام تشکیلات حزب را در جهت این راه کشاند. باید تمام دستگاه تبلیغاتی حزب را در اختیار مطالب مربوط به مبارزه قهرآمیز گذاشت و با پیگیری و قاطعیت تمام حزب را از ایدئولوژیهای مسموم کننده ای که سالهاست سراسر آن را فرا گرفته، پاک کرد.
2 237
#بشارت_منجی
نام اصلی مهدی سودانی (۱۲۵۹ - ۱۳۰۲ قمری) محمد احمد بن عبدالله و از سادات حسینی بود. پدرش فقیه بود اما زمانی که مهدی طفل بود درگذشت. وی به خارطوم رفت و به تحصیلات مذهبی ادامه داد. نخستین بار رساله ای با عنوان «تطهير البلاد من مفاسد الحكام» نوشت. رسوخ فساد در حکومت مصری ها بر سودان سبب شد تا مهدی بتواند راحت تر در میان مردم نفوذ کرده و بحث عدالت و نفی فساد را مورد تأکید قرار دهد. وی ابتدا به دعوت سری پرداخت و شماری از قبایل به او پیوستند. در سال ۱۲۸۹ (۱۸۸۱ میلادی) دعوت خود را علنی و خود را مهدی منتظر معرفی کرد و از فقهای سودان خواست تا از وی حمایت کنند.
وی به عبدالله التعایشی (که بعد از او جانشینش شد) گفت خوابی که دیده او را مهدی منتظر نشان داده و وی نیز در زمره نخستین حواریین اوست. اصطلاح حواری اصطلاحی بود که برای یاران وی بکار می رفت.
اساس کار وی خواب و نیز ادعای شنیدن صداهایی در بیداری (هواتف) بود. وی بر اساس آنها مدعی شد نوعی دعوت مهدیانه و حتی نبوت گونه دارد.
وقتی شهرت یافت که مهدی سودانی قصد رفتن به مکه را دارد (که اخبار به ظهور مهدی در آنجا اشاره داشتند) ترکان عثمانی دست به کار شده به معاریف و اشراف شهر اعلام کردند که این کار به آنان آسیب خواهد زد.
منازعات وی با حکومت سبب غلبه وی در سال ۱۳۰۰ شده و پس از آن بارها سپاهیان مصری در مقابل وی شکست خوردند. در یکی از این نبردها بود که فرمانده انگلیسی به نام گوردون کشته شد و یاران مهدی گفتند وی همان دجال بوده که توسط مهدی کشته شده است.
مهدی سودانی در حال تشکیل یک دولت بود که وبا گرفت و ۹ رمضان ۱۳۰۲ درگذشت. مزار وی تا به امروز زیارتگاه است.
قیام مهدی سودانی در واقع به نوعی قیام علیه غرب و تمدن غربی هم تلقی شده است. زیرا سالها بود که غربی ها آن نواحی را به تحت سلطه خود داشتند، گرچه این تسلط در قالب تسلط مصر بر سودان بود.
2 237
#نظام_سلطانی
هم دیکتاتورها و هم مخالفان آنها معتقدند بیگانگان حکومت ها را روی کار می آورند و از قدرت برکنار میکنند. و این خود باعث می شود که در بحران ها، پای قدرت های خارجی به میان کشیده شود.
با شدت یافتن بحران، متفقین خارجی فرمانروایان را رها میکنند و اغلب کوشش میکنند یک نیروی سوم را پیدا کنند که بتواند انقلاب را دفع کند و گاهی (مانند فیلیپین و هائیتی) آن را مییابند و ترتیب کنار رفتن دیکتاتور را می دهند. اگر هیچ نیروی سومی پیدا نشود، فرمانروا و همدستانش در آخرین لحظه به خارج می گریزند، هنگامی که همه آنها را ترک کرده اند.
دیکتاتورهایی که بخت کمتری دارند زمانی که دیگر مفید نیستند توسط حامیان پیشین خود برکنار می شوند. تهاجم ایالات متحده آمریکا به پاناما و دستگیری مانوئل نوریگا (که به بهای جان پنج هزار پانامایی تمام شد) آشکارترین نمونه است. فرانسه نیز به سرنگونی امپراتور بوکاسا در سال ۱۹۷۹ با اعزام نیروی نظامی کمک کرد و این علیرغم آن بود که پول تاجگذاری او را نیز پرداخته بود.
2 237
از چپ به راست: رابرت اندرز، کاتلین استافورد، جوزف استافورد، کورا لیجک، مارک لیجک و هنری لی شاتز
2 237
#گروگان_گیری
چندین آمریکایی شاغل در سفارت، دستگیر نشده بودند. لی شاتز که وابسته کشاورزی مان بود و در زمان اشغال سفارت بیرون بود، به سفارت سوئد پناه برده بود. او از مخفیگاهش میتوانست محوطه پارک موتوری سفارت را ببیند و ما گزارشهای عینی او را به واشینگتن انتقال میدادیم. به همین ترتیب بود که توانستیم ورود نیروهای سپاه پاسداران به صحنه را گزارش دهیم؛ گروهی غالباً خودخوانده از شبه نظامیان جوان ایرانی که از زمان پیروزی انقلاب اسمشان سر زبانها افتاده بود. تقریباً همیشه یونیفرم های سبز تیره میپوشیدند و چکمه های نظامی به پا داشتند و معمولاً سلاح حمل میکردند. آنها بیرون دروازه های سفارت و در برابر انبوه جمعیت صف کشیده بودند و اوضاع را زیر نظر داشتند.
همچنین با لیلیان جانسون که برای مأموریتی موقت به سفارت آمده بود، حرف زدیم. او با نیروهای امنیتی بخش اداری کار میکرد و همان روز صبح به فرودگاه رفته بود تا با اولین پرواز به فرانکفورت آلمان غربی (محل کار ثابتش) بازگردد. او را از فرودگاه بازگردانده بودند چون «ویزایش اشکال داشت». از روی ناچاری در یکی از آپارتمانهای مسکونی آمریکایی ها در حوالی محوطه سفارت پناه گرفته بود.
و بعد خبر رسید که پنج آمریکایی دیگر هم گریخته اند. کتی و جو استفورد، مارک و کورا لیجک و باب اندرس که همگی در کنسولگری کار میکردند. جالب این که به سادگی از کنسولگری بیرون آمده و حالا در یکی از آپارتمانهای شخصی شان پنهان شده بودند. چندبار تلفنی با آنها گفت وگوی مختصری کردیم.
https://irna.ir/xjRZk9
2 237
#سیروس_نهاوندی
در سال ۱۳۴۲ که گروه نیکخواه به ایران میروند، نخستین تحقیقات خویش را در مورد ایران و چگونگی ادامه کار طی مقاله ای به دوستان خویش در خارج از کشور گزارش میدهند، که نخستین کارپایه مشی سیاسی سازمان انقلابی حزب توده ایران می گردد. در بخشی از این مقاله آمده:
رفرم یا انقلاب؟
طبقه کارگر ایران آگاه ترین نیروی محرکه اجتماع ماست و به همین دلیل وظیفه پرولتاریای ایران رهبری انقلاب و در درجه اول وحدت با دهقانان است.
دهقانان به علت این که در تضاد اصلی با رژیم کنونی هستند و بر اثر وجود رژیم ارباب - رعیتی جزء مهمترین نیروهای محرکه انقلاب محسوب میشوند. بدون شرکت فعال دهقانان به هیچ وجه نمیتوان وظایف اصلی انقلاب کنونی را انجام داد. هیچ طبقه و قشری بدون وحدت با دهقانان قادر به پیروزی بر امپریالیسم نیست و در نتیجه قادر به عبور از این مرحله انقلابی در ایران نخواهد بود. وحدت کارگران با دهقانان استخوان بندی وحدت کلیه نیروهای خلق است. وحدت با دهقانان مهمترین و مبرم ترین وظیفه کارگر و تمام تشکیلات انقلابی اوست. این وحدت در عین حال وسیله رسیدن به هدف دیگر پرولتاریا یعنی رهبری تمام نیروهای انقلابی است.
2 237
#بشارت_منجی
در سال ۱۸۲۸ میلادی یک نفر سنگالی به نام محمد بن عمر بن احمد ادعای مهدویت کرد. او را دیوانه دانستند و در دارالمجانین محبوس ساختند. ده روز بعد هنگام نماز مغرب از بند گریخت و به طرزی پیغمبرانه، نطق کرد.
چون از المامی (که امیر ناحیه بود) شکست خورد و در اعتقاد پیروان او تزلزلی روی کرد، برای جلب اطمینان آنان به عنوان قربانی و در عوض گناهان اُمت، پسر شیرخوار خود را قربانی کرد. بعد از آن اطلاعی از او باقی نمانده.
2 237
#نظام_سلطانی
نظام سلطانی [بیش از سایر نظام های دیکتاتوری] مستعد فروپاشی ناگهانی ست:
هنگامی که باتیستا با شورشیان کاسترو روبرو شد، شاه با تظاهر کنندگان غير مسلح، عیدی امین با نیرویی مهاجم (مرکب از تبعیدی ها و سربازان تانزانیایی)، ژان کلود دووالیه با تظاهرات خیابانی و موبوتو با یک گروه شورشی نیرومند، نظامهای آنها سقوط کرد.
2 237
#گروگان_گیری
شایعات به سرعت پخش می شدند و پروبال پیدا میکردند. گفته می شد که پسر آیت الله جنبش مردمی در سفارت را رهبری می کند. سی اتوبوس پُر از طلبه از قم آورده بودند تا هدایت تجمع را به عهده بگیرند.
به تدریج همه امیدها برای حل و فصل سريع بحران، رنگ باخت. تلویزیون اعلام کرد که مجلس خبرگان (در جلسه تدوین قانون اساسی حکومت جدید) از دانشجویان در نقش قهرمانان انقلاب تمجید کرده است. این همراه بود با گزارشهایی درباره صدها تلگرامی که در حمایت از دانشجویان به پایتخت ایران سرازیر میشد و متن برخی از آنها از رادیو و تلویزیون پخش میشد؛ و همه اینها برای ما نشانه های خوبی نبودند.
ما به عبث در پی تنها یک کلام معتدل درباره این شرایط به اخبار گوش میدادیم؛ فقط یک صدای کوچک که اقدام دانشجویان را محکوم یا اعلام خطر کند. اما فقط وجد و سرور و کامیابی را میشنیدیم که در لفاظی های موزون به فارسی به گوش میرسید.
2 237
#سیروس_نهاوندی
در سال ۱۳۴۲ که گروه نیکخواه به ایران میروند، نخستین تحقیقات خویش را در مورد ایران و چگونگی ادامه کار طی مقاله ای به دوستان خویش در خارج از کشور گزارش میدهند، که نخستین کارپایه مشی سیاسی سازمان انقلابی حزب توده ایران می گردد. در بخشی از این مقاله آمده:
رفرم یا انقلاب؟
رژیم شاه مدافع سرخت منافع امپریالیسم در ایران است و به این جهت در تضاد با منافع زحمتکشان و خرده بورژوازی و بورژوازی ملی است. رژیم کنونی برای تثبیت ارتجاع به رفرمهایی دست زده است که در آخرین تحلیل، به نفع تحکیم قدرت امپریالیسم، هیئت حاکمه کنونی و دیگر طبقات استثمارگر است. برای هر کس و یا گروهی شکی در این باره باقی باشد، برای مارکسیست - لنینیستها هیچ گونه شکی باقی نیست. کلیه مارکسیست – لنینیستهای ایران هم اکنون به طور آشکارا تغییر رژیم کنونی را هدف عبوری خود قرار میدهند. پس آنچه در اینجا مورد بحث خواهد بود، بررسی راه های انقلاب ایران است. یعنی ما بدون هیچ گونه ابهامی این اصل را پذیرفته فرض میکنیم و آن مبارزه خلقهای ایران برای در هم کوبیدن رژیم استعماری - استثماری کنونی و استقرار رژیم نوینی است که برای ایجاد ایرانی مستقل، دمکراتیک، توده ای و بالاخره سوسیالیستی مبارزه میکند. و این عمل فقط یک راه دارد و آن تحول انقلابی است. تنها از طريق انقلاب است که میتوان نیروی طبقات حاکم را خرد کرد و نیروی نوی را (که در شرایط کنونی میهن ما از طبقات کارگر، دهقان، خرده بورژوازی و بورژوازی ملی تشکیل میشود) به حکومت رساند.
«اعمال زور ابزاری است که جنبش اجتماعی به وسیله آن راه خود را میگشاید. (انگلس) و «قهر، مامای جامعه ی کهنی است که آبستن جامعه ی نوین میباشد.» (مارکس)
2 237
#بشارت_منجی
احمد بن عبدالله سلجماسی معروف به ابن محلی (۹۶۷ - ۱۰۲۲) ، یک صوفی شورشی بود که مدعی شد مهدی است. او در سجلماسه متولد شد و حوالی ۹۸۰ قمری برای تحصیل به فاس رفت. مدت مدیدی در آنجا ماند. سپس به حج رفت. به تدریج به جنوب مغرب رفته، با رؤسای قبایل مکاتبه کرده، آنان را به تمسک به سنت فرا خوانده و چنین شهرت داد که مهدی فاطمی منتظر است. وی می گفت از نسل عباس بن عبدالمطلب است.
چندی بعد به سجلماسه یورش برده، آنجا را تصرف کرده، به عدالت مشهور گشت. پیروزی وی برابر سلطان وقت مراکش بر قدرت او افزوده، وی را بر مراکش مسلط کرد، و زان پس پادشاه شد و تصوف را رها کرد.
در این هنگام یک صوفی دیگر (به حمایت از پادشاه مراکش) بر وی حمله کرد. در این حمله ابن محلی کشته شد و سرش برای دوازده سال بر دیوار آویزان بود. یارانش بر این گمان بودند که او نمرده بلکه غیبت کرده است. وی سیزده سال و نه ما حکومت کرده، فقیه و ادیب بود و تألیفاتی هم دارد.
2 237
#نظام_سلطانی
آزاد شدن انتخابات در نظام سلطانی دشواری های خاص خود را دارد. حکومت انتخابات آزاد را گسستی آشکار با گذشته معرفی نمی کند [که می توانست امید به تغییرات واقعی را زنده کند] زیرا ادعا دارد انتخابات همیشه آزاد بوده است. و این دقیقاً همان چیزی است که سوءظن مخالفان را (که مشکوک به اراده و ظرفیت اخلاقی حکومت برای سازمان دادن انتخابات واقعی هستند) بر می انگیزد.
این وضعیت همچنین نقش اپوزیسیون غیردموکراتیک را تقویت میکند، زیرا آنها می توانند گروه اخیر را متهم کنند که مخالف واقعی نبوده، فرصت طلب هستند و یا در بهترین حالت به گونه ای چاره ناپذیر ساده اندیش اند.
به علاوه سوابق دستکاری و تقلب در انتخابات توسط نظامهای سلطانی، جاذبه دموکراسی را نیز کاهش میدهد. نتیجه این است که نظام سلطانی فضایی سیاسی به وجود می آورد که در آن دسیسه چینی، توطئه، خیانت، پنهان کاری و شایعه پراکنی رواج می یابد.
2 237
#گروگان_گیری
[در اولین روز تسخیر] دانشجویان به بخش ارتباطات (که در ساختمان کنسولگری سفارت قرار داشت) دست نیافته بودند. خوب میدانستم که درِ امنیتی بزرگ فولادی آنجا میتواند آن بخش ساختمان را به گاوصندوق تبدیل کند.
من با یک خط با واشینگتن صحبت میکردم، همکارم بیل رویر روی خط دیگری با مردانی که هنوز در اتاقِ در بسته ی بخش ارتباطات بودند، حرف میزد. ده آمریکایی آن جا بودند. وزارت امور خارجه دیگر نمی توانست مستقیماً با سفارت خانه تماس برقرار کند؛ بنابراین سؤالات از طریق من به بیل و توسط او به کسانی که آن جا بودند انتقال مییافت. جوابهایی هم که به بیل میدادند به من انتقال می یافت و من آنها را برای واشینگتن تکرار میکردم.
مطلع شدیم که وزارت امور خارجه ایران میگوید فقط باید به دانشجویان فرصت بدهیم تا آرام شوند. آنها از آیت الله خواهند خواست که از دانشجویان درخواست کند سفارت را ترک کنند.
در واشنگتن می گفتند فکر می کنیم تحصنی بوده که از کنترل خارج شده، گفته بودند فقط قصد تحصن دارند، اما انگار اختیارشون رو از دست داده اند.
هم زمان آمریکایی های داخل بخش ارتباطات، به صورت سازمان یافته مشغول تکه تکه کردن و سوزاندن اسناد طبقه بندی شده بودند و شعارهای جمعیت تظاهر کننده حتی از میان در قطور فولادی هم به داخل نفوذ میکرد.
سیستم ارتباطی مان مدت زیادی دوام نیاورد. دانشجویان تهدید کردند که اگر مردان درون بخش ارتباطات خودشان را تسلیم نکنند، بعضی از امریکایی هایی را که در سفارت به اسارت درآورده اند، خواهند کشت. سرانجام و با ناامیدی تمام این خبر خرد کننده را که افراد از بخش ارتباطات خارج شده اند، منتقل کردیم.
حالا سفارت کاملاً به کنترل ایرانی ها درآمده بود.
2 237
#سیروس_نهاوندی
در سال ۱۳۴۲ که گروه نیکخواه به ایران میروند، نخستین تحقیقات خویش را در مورد ایران و چگونگی ادامه کار طی مقاله ای به دوستان خویش در خارج از کشور گزارش میدهند، که نخستین کارپایه مشی سیاسی سازمان انقلابی حزب توده ایران می گردد. در بخشی از این مقاله آمده:
رفرم یا انقلاب؟
زمانی دارودسته خلیل ملکی و نیروی سومی ها میکوشیدند که از طریق طرح راه های رفرمیستی، انقلاب خلقهای ایران را به کج راه بکشند. ولی خوشبختانه بر اثر آگاهی توده ها و نقش پرارزش مبارزه پیگیر مارکسیست - لنینیستها عملاً این گروه ها با شکست روبرو شدند و هم اکنون نه اثری از تزهایشان هست و نه اثری از خودشان.
در سالهای اخیر زمانی که جبهه ملی ایران دوباره فعالیت خود را شروع کرد، رهبری آن از چنین تزهایی پشتیبانی می نمود. آنها شعار مبارزه در چهارچوب رژیم کنونی را میدادند و به هیچ وجه در تظاهرات گوناگون خود سخنی از برچیدن بساط سلطنت و یا خرد کردن ماشین دولتی (که حافظ منافع بورژوازی کمپرادور و مالکین بزرگ و بوروکراسی اداری و نظامی است) به میان نمیکشیدند. ولی این رهبری هم اکنون از میدان مبارزات انقلابی مردم ما خارج شده است. و تمایل عمومی اعضاء جبهه ملی - چه در ایران و چه در خارج - به سوی مبارزه برای تغییر رژیم میباشد. نوشته ها و اعلامیه های مختلف گروه ها و دسته های جبهه ملی (به خصوص باختر امروز، ایران آزاد و پیام دانشجو) تأکید کننده این واقعیت است. هم اکنون در مجموع میتوان گفت که کلیه تشکیلات سیاسی طبقات ضد استعمار یعنی کارگران، دهقانان، خرده بورژوازی و بورژوازی ملی خواهان تغییر رژیم و حداقل استقرار رژیم دموکراتیک که نماینده اکثریت ملت ایران است میباشند.
