es
Feedback
2 469
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-330 días
Atraer Suscriptores
mayo '26
mayo '26
+11
en 2 canales
abril '26
+7
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+3
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+44
en 4 canales
Get PRO
enero '26
+11
en 1 canales
Get PRO
diciembre '25
+26
en 5 canales
Get PRO
noviembre '25
+74
en 7 canales
Get PRO
octubre '25
+40
en 7 canales
Get PRO
septiembre '25
+92
en 7 canales
Get PRO
agosto '25
+161
en 14 canales
Get PRO
julio '25
+123
en 12 canales
Get PRO
junio '25
+54
en 15 canales
Get PRO
mayo '25
+41
en 6 canales
Get PRO
abril '25
+45
en 7 canales
Get PRO
marzo '25
+101
en 10 canales
Get PRO
febrero '25
+191
en 12 canales
Get PRO
enero '25
+82
en 6 canales
Get PRO
diciembre '24
+114
en 9 canales
Get PRO
noviembre '24
+231
en 13 canales
Get PRO
octubre '24
+73
en 9 canales
Get PRO
septiembre '24
+90
en 16 canales
Get PRO
agosto '24
+180
en 7 canales
Get PRO
julio '24
+98
en 7 canales
Get PRO
junio '24
+30
en 5 canales
Get PRO
mayo '24
+123
en 4 canales
Get PRO
abril '24
+73
en 5 canales
Get PRO
marzo '24
+141
en 12 canales
Get PRO
febrero '24
+100
en 6 canales
Get PRO
enero '24
+256
en 7 canales
Get PRO
diciembre '23
+57
en 2 canales
Get PRO
noviembre '23
+159
en 7 canales
Get PRO
octubre '23
+22
en 3 canales
Get PRO
septiembre '23
+149
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+29
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+15
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+23
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+22
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+7
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+24
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+18
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+30
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+17
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+1
en 0 canales
Get PRO
octubre '220
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+37
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+25
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+24
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+51
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+28
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+40
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+24
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+23
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+28
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+39
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+85
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+77
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+49
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+27
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+58
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+65
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+40
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+58
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+108
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+99
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+96
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+1 067
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
26 mayo0
25 mayo0
24 mayo+1
23 mayo+1
22 mayo0
21 mayo+1
20 mayo+1
19 mayo0
18 mayo+1
17 mayo+1
16 mayo+1
15 mayo+1
14 mayo0
13 mayo0
12 mayo0
11 mayo0
10 mayo0
09 mayo0
08 mayo0
07 mayo0
06 mayo0
05 mayo+1
04 mayo+1
03 mayo+1
02 mayo0
01 mayo0
Publicaciones del Canal
قصّه‌خوانی شبانه. سیلونه می‌نویسد: «وحشت، قانون و مقرراتی ندارد. کاربرد آن کاملاً خودسرانه است و هدفی جز ارعاب ندارد. هدفش این نیست که عدّه‌ای از مخالفان را از میان بردارد، بلکه بیش‌تر این است که عدّهٔ هرچه گسترده‌تری را از نظرِ روانی از پا درآورد. آن‌ها را دیوانه و سرگشته و بزدل کند. ته‌ماندهٔ هر نوع شرافتِ انسانی را از آن‌ها بگیرد.» #سیلونه

2
کم گوی و گزیده گوی.
164
3
بیایید دوستان، بیایید تک‌مصراعی از «شاعر آینه‌ها» بخوانیم: «یعنی این شب ‌که تو دیدی به ‌سحر نزدیک ‌است.» #بیدل
859
4
دیگه فامیل چیه که عرزشی هم باشه.
420
5
.
310
6
4_5818692134932323940.mp3
71
7
Sin texto...
71
8
بچه‌ها اگه کسی این آهنگ رو داره، لطفا برای منم بفرسته.
75
9
«اسم» | یوتوب | اینستاگرام به مناسبت چهلمین روز لاله‌های رفته تقدیم به مسعود صیفوری و تمام آنان که جان بر سر آزادی ایران گذاش
«اسم» | یوتوب | اینستاگرام به مناسبت چهلمین روز لاله‌های رفته تقدیم به مسعود صیفوری و تمام آنان که جان بر سر آزادی ایران گذاشتند. ملودی و آواز: محسن نامجو کلام: حافظ ویدئو: هادی موسوی @Official_MohsenNamjoo
72
10
«هرگز رنج را دوست نداشته‌ام.» فرزانهٔ بافرهنگ، شاهرخ مسکوب می‌گوید. اگر شما هم این روزها، خلیدنِ خارِ رنجی عظیم را در جانِ خود احساس می‌کنید، بد نیست این چند سطر را بخوانید: «هرگز رنج را دوست نداشته‌ام؛ ولی احساسِ رنج را دوست دارم. زیرا این خود محکی است برای انسانیت. آن وقت که انسان هیچ رنجی احساس نکند، جا دارد که در انسانیتِ خود شک کند. و البته کسی که به چنان حالی برسد، از چنین تردیدی، بسیار به دور است.» #شاهرخ_مسکوب
1 673
11
زمزمهٔ شبانه: «دیدی که خونِ ناحقِ پروانه، شمع را چندان امان نداد که شب را سحر کند؟» از شاعر عهد صفوی. #حکیم_شفایی_اصفهانی
1 558
12
عجب وضع کثافتی.
113
13
نامه‌های کوتاه شبانه. «سلام. فایده ندارد. به هر ریسمانی که بگویی چنگ زده‌ام. نمی‌شود؛ عادت نمی‌کنم. همچنان غرق در حیرتم. به هر سو نگاه می‌کنم، زیر لب می‌خوانم: "مجال بی‌رحمانه اندک بود و واقعه، سخت نامنتظر."» #نامه‌ها #شاملو
1 917
14
بچه‌هایی که تو اون روزها محبت کردند و همراه ما بودند، می‌تونند آخرین وضعیت رو از کانال ماری و محمود پیگیری کنند.
1 842
15
یه کوچه نیست ببینی، داغِ جوون ندارن این‌همه عاشق اون‌جا، نام و نشون ندارن بهار، بهاره امسال... #موسیقی_شبانه
1 717
16
🫂
185
17
مرسی که تو این روزها کنارمون هستی و مینویسی. هر چند کم...
186
18
خانلری، بی‌گفتگو، یکی از فرزانه‌ترین فرزندانِ این آب و خاک بود. می‌دانم؛ دل و دماغِ خواندنِ متن‌های بلند را ندارید. امّا بیایید در این شبِ تاریک و بلندِ زمستانی، که رو به کوتاهی و نور دارد، چند سطری از نامهٔ او را با هم بخوانیم. با این توضیحِ دردناک که بر صدرِ نامه می‌بینیم: «پسرم آرمان که این نامه را به او نوشته بودم، در هشت سالگی درگذشت و همهٔ این آرزوها بر باد رفت.» اینک، سرِ گریستن اگر دارید: «من نیز مانند هر پدری آرزو دارم که دورانِ جوانیِ تو به خوشبختی بگذرد. امّا جوانی بر من خوش نگذشته است و امید ندارم که روزگارِ تو بهتر باشد. دورانِ ما عصرِ ننگ و فساد است و هنوز نشانه‌ای پیدا نیست از این‌که آینده جز این باشد. شاید بر من عیب بگیری که چرا دل از وطن برنداشته و تو را به دیاری دیگر نبرده‌ام تا در آن‌جا با خاطری آسوده‌تر به‌سر ببری. شاید مرا به بی‌همّتی متّصف کنی. راستی آن است که این عزیمت بارها از خاطرم گذشته است. امّا من و تو از آن نهال‌ها نیستیم که آسان بتوانیم ریشه از خاکِ خود برکَنیم و در آب و هوایی دیگر نمو کنیم. پدرانِ تو، تا آن‌جا که خبر دارم، همه با کتاب و قلم سر و کار داشته‌اند؛ یعنی از آن طایفه بوده‌اند که مأمورند میراثِ ذوق و اندیشهٔ گذشتگان را به آیندگان بسپارند. جان و دلِ چنین مردمی با هزاران بند و پیوند، به زمینِ خود بسته است. از این همه تعلّق گسستن کارِ آسانی نیست. امّا شاید ماندنِ من سببی دیگر نیز داشته است. دشمنِ من که «دیوِ فساد» است در این خانه مسکن دارد. من با او بسیار کوشیده‌ام. همهٔ خوشی‌های زندگی‌ام در سرِ این پیکار رفته است. او بارها از درِ آشتی درآمده و لبخندزنان در گوشم گفته است: «بیا! بیا! که در این سفره آن‌چه خواهی هست.» امّا من چگونه می‌توانستم دل از کینِ او خالی کنم؟ چگونه می‌توانستم دعوتش را بپذیرم؟ آن‌چه می‌خواستم آن بود که «او» نباشد. این‌که تو را به دیاری دیگر نبرده‌ام از این جهت بود که از تو چشمِ امیدی داشتم. می‌خواستم که کینِ مرا از این دشمن بخواهی. کینِ من، کینِ همهٔ بستگانِ من و هم‌وطنانِ من است. کینِ ایران است. خلافِ مردی دانستم که میدان را خالی کنم و از دشمن بگریزم. شاید تو نیرومندتر از من باشی و در این پیکار، بیش‌تر کامیاب شوی. اکنون که این‌جا مانده‌ایم و سرنوشتِ ما این است، باید در فکرِ حال و آیندهٔ خود باشیم. می‌دانی که کشورِ ما روزگاری قدرتی و شوکتی داشت. امروز از آن قدرت و شوکت نشانی نیست. ملّتی کوچکیم و در سرزمینی پهناور پراکنده‌ایم. امّا اگر هنوز امیدی هست، آن است که جوانانِ ما همه یک‌باره به فساد، تن در نداده‌اند. هنوز برقِ آرزو در چشمِ ایشان می‌درخشد. آرزوی آن‌که بمانند و سرافراز باشند. تا چنین شوری در دل‌ها هست، همهٔ بدی‌ها را سهل می‌توان گرفت. آینده به دستِ ایشان است و من آرزو دارم که فردا تو هم در صفِ این کسان درآیی؛ یعنی در صفِ کسانی که به قدر و شأنِ خود پی برده‌اند. می‌دانند که اگر برای ایران آبرویی نمانَد، خود نیز آبرو نخواهند داشت. می‌دانند که برای کسبِ این شرف، کوشش باید کرد و رنج باید برد. آرزوی من این است که تو هم در این کوشش و رنج شریک باشی. مردانه بکوشی و با این دشمنِ درون، که فساد است، به جنگ برخیزی. اگر در این پیکار فیروز شدی، دشمنِ بیرون کاری از پیش نخواهد برد. و گیرم که بر ما بتازند و کارِ ما را بسازند. باری، این‌قدر بکوشیم تا پس از ما نگویند که مشتی مردمِ پست و فرومایه بودند و به ماندن نمی‌ارزیدند! زان پیش که دست و پا فروبندد مرگ آخر کم از آن‌که دست و پایی بزنیم.» برگی از خاطراتِ این «استادِ استادان» را هم بخوانیم: «همین که انقلاب شد، پس از خروج از زندان، حقوقِ بازنشستگی را قطع کردند. و حساب‌های بانک را بستند و حقّ معامله را سلب کردند. و از پس‌اندازِ بابتِ حقوقِ دورهٔ سناتوری‌، مبلغ یک میلیون و سیصد هزار تومان مطالبه کردند. و چون دیدند که چیزی ندارم، پانصد هزار تومان گرفتند و بقیه را بخشیدند. و مُفاصا حساب دادند که دادستانیِ انقلاب محدودیت‌ها را رفع کند. نامهٔ مفاصا را به دادستانی دادم به امید این‌که بقیهٔ پس‌اندازم را آزاد کنند تا چندی که زنده‌ام نان و آبی بخورم. امّا معلوم شد که دادستانِ اسلام گوشش به این چیزها بدهکار نیست و حکم شورای انقلاب را هم نمی‌خواند. حاصل این‌که، پس از چهل و هفت سال تدریس، از آموزگاری تا استادی، فعلاً از مالِ دنیا یک پول درآمد ندارم و با فروشِ کتاب و درآمدِ مختصری از حقّ تألیف که کتاب‌فروشان می‌پردازند، این سه ساله را با تشویش و سختیِ معیشت، در این گرانیِ سرسام‌آور، به‌سر برده‌ام. تا بعد، چه بلایی به سرم بیاید.» #خانلری
2 284
19
آهنگساز: امیربهادر ترانه: ایوب زیورخواه خواننده: اصغر ایمانی موسیقی شبانه
1 490
20
1_5165688146221859643.mp3
1 723