فرزانآگاهی
Ir al canal en Telegram
همه چیز برای رسیدن به آن حقیقت است . . . مبادا در پشت آن همه چیز، حقیقت فراموش شود . . . مدیر کانال: زهرا قزلباش، دکترای فلسفهٔ غرب از دانشگاه تهران، پژوهشگر فلسفه. ارتباط با مدیر کانال: @zahrafarzann ghezelbash_zahra@yahoo.com z_ghezelbash@ut.ac.ir
Mostrar más1 587
Suscriptores
+224 horas
-17 días
-730 días
Archivo de publicaciones
1 587
این نوشتار حاصل مصاحبه ای است که در سال ۹۸ با استاد فقید دکتر ریخته گران داشتم. آن موقع کمی ناخوش بودند و این مطالب را گفتند و من یادداشت کردم و بعد از تایپ چندین بار با استاد مرور کردیم تا به شکل کنونی درآمد. روح استاد فرزانه قرین رحمت الهی باد💔
1 587
🔆حدّ شرقی عالم کجاست؟ حدّ غربی عالم کجاست؟
🍃محمدرضا ریختهگران
(منتشر شده در مجلهٔ فلسفه دانشگاه تهران، شمارهٔ ۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴؛ ویژه نامهٔ گرامیداشت استاد فقید دکتر محسن جهانگیری، صفحات ۴۵۳-۴۵۵)
✅ بخش دوم
بنابراین با رسیدن خورشید جامعیّت به وسطالسما عالم و انکساف و احتجاب آن، شعاعهای قبلی در پرتو سطوت تابش خورشید عالمتاب ناپدید میشوند، و چهرۀ عالم دگرگون شده و غرب جدید شکل میگیرد.
باید توجه داشت که با اعتزال و کنار کشیدن خورشید جامع، غرب جدید ظهور میکند؛ خورشید جامع به کنار رفته و محتجب شده تا غرب جدید سربرآورد.
خورشید با اعتزال و کنار کشیدن خود این فرصت را پدید آورده تا جانب غربی وجود نیز ظهور بکند؛ «ولِله المَشرِقُ وَالمَغرِبُ».
مدرنیته نمیتوانست فراز آید، اگر پیش از آن این اعتزال و احتجاب خورشید جامعیّت تحقق نمییافت و از وجهی غرب جدید همین اعتزال و احتجاب است. یعنی در پرتو سطوت و صولت شروق نیمروزی آن حقیقت جامع، همۀ حقایق و صورتهای پیشین از دور خارج میشود. ولیکن آن حقیقت با اعتزال و کنار کشیدن خودش، دیگران و چیزها را پیش میفرستد و غربیها و آدمهای جدید و شهرهای جدید، شکل میگیرند.
در پایان باید خاطر نشان ساخت که هایدگر در طرح مباحث حقیقت و الثیا (ἀλήθεια/ Aletheia) نظری به شرق و غرب داشته است. در واقع وجهۀ lethe وجهۀ خفا و مغربی و alethes رفع آن خفا است. یعنی بشارت است به شروق. اما در باب تجلّی جامع و شروق نیمروزی از وسطالسماء عالم، هایدگر خیلی تأکید نکرده و دربارهاش ذکری به میان نیاورده است.
این تلقی هایدگر از اینکه شرق به نیستی و عدم رفته و غرب به هستی و وجود، یعنی حوالت مشرقی، نیستی و حوالت مغربی، هستی است، ناظر به صورت اولیۀ شرق و غرب است که با جغرافیا هم اقتران دارد؛ یعنی شرقی که در مشرق جغرافیایی واقع شده، هند و چین و ژاپن، و تمدّن و فرهنگ این شرق با تمدّن و فرهنگ غربی که در مغرب جغرافیایی واقع شده، در سرزمینهای آن سوی یونان؛ یعنی اروپا و آمریکا، تفاوت دارد و آن فرهنگهای شرقی راه نیستی را میروند، درحالیکه فرهنگ مغربی که مقابل آنهاست، راه هستی را میرود. بنیاد تفکّر شرق نیستی و غرب هستی است. غرب وجود را تلقی به موجود کرده، یعنی هستاندیش است و به موجود و به هستی و به آنچه که هست توجه کرده است. همۀ اینها یعنی اینکه غربیها راه هستی را رفتهاند و در راه هستی است که ابزار و تکنولوژی و مدیریت و غیره معنا مییابد.
و این در حالی است که در غرب جدید وجوهی هست که از جمله غیرجغرافیایی و غیر جایگاهی بودن آن است که بر بنیاد دیگری استوار است و آن بنیاد همانطور که پیشتر گفته شد تابش نیمروزی خورشید اطلاق و جامعیّت است.
🔶لینک متن کامل در مجلهٔ فلسفه:
https://jop.ut.ac.ir/issue_13521_13524.html
https://t.me/farzan_agahi
1 587
بنابراین با رسیدن خورشید جامعیّت به وسطالسما عالم و انکساف و احتجاب آن، شعاعهای قبلی در پرتو سطوت تابش خورشید عالمتاب ناپدید میشوند، و چهرۀ عالم دگرگون شده و غرب جدید شکل میگیرد.
باید توجه داشت که با اعتزال و کنار کشیدن خورشید جامع، غرب جدید ظهور میکند؛ خورشید جامع به کنار رفته و محتجب شده تا غرب جدید سربرآورد.
🔶لینک متن کامل در مجلهٔ فلسفه:
https://jop.ut.ac.ir/issue_13521_13524.html
https://t.me/farzan_agahi
1 587
🔆حدّ شرقی عالم کجاست؟ حدّ غربی عالم کجاست؟
🍃محمدرضا ریختهگران
(منتشر شده در مجلهٔ فلسفه دانشگاه تهران، شمارهٔ ۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴؛ ویژه نامهٔ گرامیداشت استاد فقید دکتر محسن جهانگیری، صفحات ۴۵۳-۴۵۵)
✅ بخش اول
بحث ما دربارۀ شرق و غرب است و اینکه شرق کجاست و غرب کجاست. یک تلقی جغرافیایی از این مبحث این است که شرق، شرق آسیا است و غرب نیز اروپا و آمریکا است. ولی گاهی نیز منظور از غرب فقط اروپا و آمریکا نیست و دامنۀ گسترش آن تا حدّ شرقی سرزمینهای ایران امتداد یافته است و بعد از آن هند و پاکستان و چین است که شرق است. این تلقیها همگی بر اساس جغرافیا است.
اما تلقی هایدگر از شرق و غرب این است که شرق راه نیستی را پیش گرفته، در حالیکه غرب راه هستی را رفته است؛ شرق به عدم پرداخته و غرب به وجود. مولوی در حکایت معروف مثنوی دربارۀ رومیان و چینیان با عنوان "قصۀ مری کردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورتگری"، در واقع اصحاب معنا را رومیان میداند که در تلقی امروزی غربیان هستند؛ رومیان آن صوفیانند ای پسر.
مجموعۀ این مباحث این مسئلۀ نظری را ایجاد میکند که اصلاً غرب چیست؟ شرق چیست؟ و غرب کجاست؟ شرق کجاست؟.
خب از لحاظ جغرافیا و نجوم، شرق و مشرق، شروق نور خورشید است و غرب و مغرب غروب آن، و در دنیای واقعی هم ممالکی که شروق نور خورشید زودتر اتفاق میافتد، آن ممالک را ممالک شرقی میگویند. یعنی کشورهایی مثل چین و ژاپن و هند؛ خاور دور. در مقابل کشورهایی که صبح در آنها دیرتر آغاز میشود مغرب زمین هستند.
تلقیهای دیگر هم از شرق و غرب هست. مثلاً در یک تلقی عرفانی، دل و جان آدمی وجهۀ مشرق است، لسان و زبان آدمی وجهۀ مغرب است. یا در یک تلقی دیگر، مشرق مشرق ارواح است و مغرب مغرب ابدان و اجسام.
بنابراین خورشید ظاهر یک شروق صبحگاهی دارد و بالا رفتن و ارتفاع گرفتن خورشید به وسطالسماء عالم و سپس رسیدن به نقطۀ اوج و سرانجام پیش گرفتن راه افول. در افول است که به شامگاه میرسد و در افق مغرب غروب میکند. شروق صبحگاهی و غروب شامگاهی در مقابل هماند و شروق صبحگاهی شروق مایل و غیر مستقیم است و شروقی است که زاویه دارد. این نحوۀ شروق و تابش، شروق مایل صبحگاهی، بنیاد تکوین تلقی اولیه از شرق است همینطور غروب مایل شامگاهی بنیاد تکوین تلقی اولیه از غرب است. در تلقی اولیه از شرق و غرب، منظور شرق و غرب تمدّنی است؛ شرق تمدّنهای شرق آسیا و در مقابل، مغرب تمدّن یونان و سرزمینهای اروپایی است. ولیکن سخن این است که با اوج گرفتن خورشید و رسیدن آن به وسطالسماء ؛ یعنی آنجاییکه خورشید نیمروز تابش میگیرد و نه در مغرب واقع میشود و نه در مشرق، احکام جدید پیش میآید. با این احکام جدید، و در نتیجۀ بردمیدن آفتاب جامعیّت در وسطالسماء عالم، همه جا روشن میشود و هیچ جایی تاریک نمیماند و وضعیتی پیش میآید که با وضعیت سابق تفاوت دارد. بدین معنا که در شروق مایل صبحگاهی و غروب مایل شامگاهی همواره یک جایی روشن و جاهای دیگر تاریک میباشد. بهعبارت دیگر، در وضعیت قبلی وقتی خورشید در شروق صبحگاهی میایستاد، جانبی روشن بود و جانبی سایه و تاریک بود و در غروب شامگاهی هم همینطور جانبی روشن و جانبی تاریک بود. اما اکنون همه جای عالم روشن است و جایی تاریک نمیماند. این نحوۀ شروق، صورت جدیدی از شرق و غرب را در عالم پدیدار میکند. این صورت جدید با صورت قدیم فرق دارد و در صورت جدید برخلاف صورت قدیم دیگر تقابل جغرافیایی شرق و غرب درمیان نیست ، بلکه از وجهی همه جا مغرب است و مغرب در همه جا گسترده شده، و همه جا مغرب شده است.
بنابراین دور قبلی و تلقی پیشین از شرق و غرب به پایان رسیده و خورشید اطلاق و جامعیّت در ظهور آمده و این خورشید بنیاد شرق و غرب جدید است؛ بنیاد مدرنیته است. در شرق و غرب جدید، که به شروق نیمروزی خورشید جامعیّت برمیگردد، در این وضعِ پیش آمده، وجه مغربی کجاست؟ وجه مغربی به واپس کشیدن یعنی کنار رفتن خورشید مربوط است. هر چه خورشید واپس نشیند، آدمی فراز میآید. یعنی هر چه آن واپس مینشیند، آدمی جلوتر میآید و در واقع بنیاد تکوین حکومت مدرنیته شکل میگیرد و همۀ اینها بر اعتزال و کنار کشیدن خورشید جامعیّت مبتنی است. گویی چنین است که با فراز آمدن آدمی و مطرح شدن مدرنیته، سایهای بر خورشید میافتد و آن خورشید اگر چه همواره در وسط آسمان است و اگر چه در شروق مستقیم نیمروزی است، اما سایهای بر او افتاده است. در واقع آن خورشید گویی منکسف به کسوف شده است که همانا برآمدن و بَرشدن آدمی است و در تقابل واقع شدن او با حقیقت جامع است.
1 587
دکتر محمدرضا ریخته گران (۱۴۰۵-۱۳۳۶)
ای آنکه بر اسب بقا از دیر فانی میروی
دانا و بینای رهی آن سو که دانی میروی
ای چون فلک دربافته، ای همچون مه درتافته
از ره نشانی یافته، در بی نشانی میروی
کو سایه منصور حق تا فاش فرماید سبق
کز مستعینی می رهی در مستعانی میروی..
#مولانا
https://t.me/farzan_agahi
1 587
استاد عزیز ما دکتر محمدرضا ریخته کران، استاد فلسفه های پدیدارشناسی و اگزیستانسیالیسم، فلسفهٔ هنر و زیبایی شناسی، فلسفه های شرقی، انسان شناسی و هرمنوتیک، دار فانی را وداع گفتند.
خاطرات کلاس های پدیدارشناسی، اگزیستانس کی یر کگور، جهش تنهایی ابراهیم، شمیم بوی گل در آکاهی پدیداری، خلسه های تنهایی شرقی، مدرنیتهٔ غربی، وجود هایدگری ...
همه و همه هنوز و هر روز در گوش جان و اندیشهٔ ما در حال نیوش است و اینگونه است که اندیشه همیشه جاودان است.
نام نیک استاد جاودان و راه خرد و دانشوری همواره روشن باد.
1 587
استاد عزیز و فرزانهٔ ما دکتر ریخته گران چشم از جهان فروبست.
روحشان شاد و راه فرهیختگی ایشان پررهرو باد💔🖤
1 587
Repost from انجمن علمی دانشجویان فلسفه دانشگاه تهران
◾️درگذشت استاد پیشکسوت و عضو سابق گروه فلسفهی دانشگاه تهران، جناب دکتر محمدرضا ریختهگران، موجب تألم و تأثر عمیق جامعهی فلسفی کشور گردید.
◽️دکتر ریختهگران عمر پربرکت خویش را در راه تعلیم و تربیت و گسترش حکمت و فلسفه سپری کردند و شاگردان بسیاری را در این مسیر پرورش دادند.
◽️ آثار و تألیفات ایشان عمدتاً در حوزههای فلسفهی هنر، پدیدارشناسی، فلسفههای اگزیستانس، ادیان شرق و زیباییشناسی بود.
◾️ این ضایعهی اندوهبار را به خانوادهی محترم ایشان، اساتید گرانقدر گروه فلسفه، دانشجویان و همهی دلبستگان به فلسفه تسلیت عرض نموده، از درگاه خداوند متعال برای روح آن مرحوم، رحمت و مغفرت الهی و برای بازماندگان داغدار، صبر و شکیبایی مسئلت داریم.
⚫️ بیگمان نام و یاد ایشان همواره در حافظهی تاریخی گروه فلسفهی دانشگاه تهران و جامعهی علمی کشور زنده و جاویدان خواهد ماند.
🏛 انجمن علمی دانشجویان فلسفه دانشگاه تهران
🆔 @AnjomanPhUT
1 587
🔆ممتنع بودن سکولاریسم در اندیشهٔ ایرانشهری
🍙☘آیدین جلیلی
در این جستار، بهصورت فشرده به بررسی تبارشناختی نسبت «وحی و عقل» (یا دین و دولت) در دو جبههٔ فکریِ «اندیشهٔ ایرانشهری» و «سنت الهیات غرب» میپردازیم. سیر تحول الهیات در غرب نشان میدهد که چگونه زایشِ فکریِ متفکرانی چون ویلیام اوکام از دلِ سنت توماس آکویناس، با تکیه بر ساختار منطقی زبانهای
ژرمنی-آنگلوساکسون، در نهایت به طلاق رسمی عقل از ایمان و جدایی نهاد دین از عرصهٔ مادی (سکولاریسم) انجامید. در نقطهٔ مقابل، اندیشهٔ ایرانشهری با تکیه بر کهنالگوهای اساطیری باستانی، نسبتی همافزا میان شاهی و پیغمبری تعریف میکند که در آن، دین و دولت نه دو رقیبِ منفک، بلکه دو گوهر در یک انگشتریاند؛ تلازمی ساختاری که سکولاریسم، فلسفهٔ غربی را در ایران ممتنع میسازد.
دین و دولت در اندیشهٔ ایرانشهری:
در اندیشهٔ ایرانشهری، همانطور که فردوسی میگوید، دین و دولت همسطح و همترازند:
چنان دان که شاهی و پیغمبری
دو گوهر بود در یک انگشتری
چنان دین و دولت به یکدیگرند
تو گویی که در زیر یک چادرند
نه بیتخت شاهی بود دین به پای
نه بیدین بود شهریاری به جای
صورت فلسفیِ این دیدگاه را فارابی، در ادامهٔ افلاطون، مفصلبندی میکند. در نظریهٔ مدینهٔ فاضلهٔ فارابی، وحی و عقل همترازند و رئیس مدینه هم فیلسوف است و هم امام؛ عقل و دین با یکدیگر پیوند میخورند. نقطهٔ مقابلِ این همترازیِ عقل و وحی، دیدگاه کلامیِ اشعری است که ابوالحسن اشعری، غزالی و ابنتیمیه آن را صورتبندی کردند و در آن عقل ذیل وحی و در مرتبهای پایینتر قرار دارد. رواج این اندیشهٔ غزالی در نظامیههای تأسیسشده به دست خواجه نظامالملک نشان میدهد که او التزام عملی به اندیشهٔ ایرانشهری نداشت.
دو مسیرِ جداشده از ابنرشد
پیوند عقل و وحی نزد ابنرشد در غرب جهان اسلام نیز تداوم یافت، اما ادامهٔ این نظر دو مسیر متفاوت را طی کرد. در جهان اسلام، تابوت ابنرشد را ابنعربی تشییع میکند و عرفان نظریِ ابنعربی در اشعار حافظ و الهیات ملاصدرا بازتولید میشود؛ امتداد این جریان تا امروز ادامه داشته و یکی از مبانی انقلاب اسلامی ۵۷ بوده است.
اما ورود اندیشهٔ ابنرشد به اروپا مسیر دیگری را پیمود. ابنرشد در اروپا مکتب جدیدِ رشدیه را شکل داد که برای مقابله با آن، توماس آکویناس الهیات مسیحی را صورتبندی تازهای کرد. در دیدگاه آکویناس، صُوَر کلی مبنایی عقلی دارند و نزد خدا هستند (یعنی خدا جای مُثُل افلاطونی را گرفت). چنین دیدگاهی اراده خدا را محدود به عقل میکرد و، مشابه با مکتب اشعری، در غرب با نقد جدیِ اوکام روبهرو شد؛ اما مسیری که این نقد در غرب پیمود، بهکلی با مسیری که غزالی در ایران گشود متفاوت بود. اوکام ــ که راهبی مقیم انگلستانِ و از طلاب دانشگاه آکسفورد بود ــ برای آزاد کردن ارادهٔ خدا از قید عقل، عقل و وحی را بهکلی از یکدیگر جدا کرد. همین جدایی و انفصال، مبنای سکولاریسم اروپا در دورههای بعد و نیز پوزیتیویسم و فلسفهٔ تحلیلی در غرب شد. بازتولید اندیشههای الهیاتیِ اوکام را در فلسفه، فلسفهٔ سیاسی و فیزیک میتوان در هیوم، نیوتن، هابز، لاک و فیلسوفان متأخر تحلیلی مانند راسل مشاهده کرد؛ همگی اهل انگلستان.
اوکام، دو شمشیر، و زمینهٔ سکولاریسم
اوکام وحی را به دین و آخرت اختصاص داد و عقل را تنها متولی امور دنیوی دانست. این نظریات به تکفیر او انجامید و به چهار سال اسارت، زندان و حصر به دست کلیسای کاتولیک منجر شد. او سرانجام با گریز از زندان به مونیخ نزد لوئی چهارم، از پادشاهان امپراتوری روم مقدس (رایش اول)، پناه برد و بیست سال پایانی عمر خود را در آنجا به نظریهپردازی گذراند. او نظریهٔ «دو شمشیر» ــ شمشیر کلیسا و شمشیر پادشاه ــ را مورد توجه قرار داد که زمینهساز جدایی دین و دولت شد. از آنجا که لوئی چهارم در تنازع سیاسی با دستگاه کلیسا و پاپ بود، نظریات اوکام پشتوانهٔ نظریِ او شدند. اندیشههای اوکام بعدها مورد توجه لوتر قرار گرفت و او خود را شاگرد مکتب اوکام میدانست. از سوی دیگر، نهاد کلیسا تنها مرجعیت امر دین بود؛ رویدادهایی که بعدها موقعیت کلیسا را فروریختند، زمینهٔ جدایی دین از دولت در اروپا را فراهم کردند.
https://t.me/farzan_agahi
1 587
Repost from N/a
🔻 آکادمی فلسفهی مارزوک تقدیم میکند...
🔹درسگفتار :
«مقدمهای بر فلسفه کاربردی»
🔸 ارائه دهنده: پرویز مصباح
«پژوهشگر فلسفه کاربردی»
🕒 زمان: سه شنبه ۱۰ شهریورماه،۱۴۰۵ ' ۱ سپتامبر ۲۰۲۶'
ساعت ۲۲بوقت ایران
لینک گروه آکادمی فلسفه مارزوک
https://t.me/+RgpoTxExbs0yOTA0
کانالِ آکادمی:
https://t.me/marzockacademy
اینستاگرام
http://www.instagram.com/marzockacademy
1 587
رازی (AL-Rasis) از قرن سوم هجری،از تأثیرگذارترین دانشمندان اسلامی در پزشکی و شیمی
پنجم شهریور، روز بزرگداشت پزشک و دانشمند گرانمایه محمد بن زکریای رازی
1 587
⏺سلام و درود به همراهان هشیوار،
⏪آیا علم واقعیت را کشف میکند یا فقط آن را توصیف میکند؟
◀️گفتگو با دکتر موسی اکرمی
*⃣آیا نظریههای علمی واقعاً ساختار جهان را برای ما آشکار میکنند، یا صرفاً مدلهایی کارآمد برای توضیح و پیشبینی پدیدهها هستند؟
*⃣آیا میتوان دربارهٔ چیزهایی که مستقیماً مشاهده نمیکنیم—از ذرات بنیادی تا ساختار کیهان—واقعگرا بود؟ و
*⃣مرز میان علم، فلسفه و متافیزیک دقیقاً کجاست؟
⏺در این قسمت از پادکست هشیوار میزبان دکتر موسی اکرمی، فیلسوف علم، نویسنده، مترجم و استاد تمام دانشگاه هستیم و دربارهٔ برخی از بنیادیترین مسائل فلسفهٔ علم گفتگو میکنیم.
از جمله:
✅-واقعگرایی علمی در برابر ابزارانگاری
✅-متافیزیک و نسبت آن با علم
✅-وظیفه و جایگاه فیلسوف علم
✅-نقد ساینتیسم یا علمگرایی افراطی
✅-علم، فلسفه، دین، عرفان و اسطوره بهعنوان پنج "دستگاه باور مدعی شناخت"
✅-امکان ارزیابی اعتبار معرفتی این نظامها
✅-موجودات مشاهدهناپذیر و شواهد علمی برای پذیرش آنها
✅-نمونههایی از بوزون هیگز، مکانیک کوانتومی و مأموریت وویجر ۲
*⃣این گفتگو تلاشی است برای پرداختن به یک پرسش اساسی:
موفقیت شگفتانگیز علم تا چه اندازه به ما اجازه میدهد بگوییم نظریههای علمی نهتنها «کار میکنند»، بلکه چیزی واقعی دربارهی جهان به ما میگویند؟
🎙 گفتگوی کامل در کانال یوتیوب پادکست هشیوار
https://youtu.be/SyoeWn4VE4c?is=TfodL-nj4gFrVORY
#فلسفه_علم
#واقعگرایی_علمی
#متافیزیک
#علم_و_فلسفه
#موسی_اکرمی
#پادکست_هشیوار
1 587
تقدیر چنین بود که در روزهای سخت و طاقت فرسای سرزمین، آرزوی دیرینهٔ تدریس در دانشگاه محبوبم تهران رقم بخورد.
ترم پیش درست یک هفته از شروع ترم جنگ تحمیلی سوم شروع شد و ترم را با همهٔ سختی هایش با دانشجویان عزیزش به پایان رساندم.
حالا ترم جدید یک واحد تخصصی درباب فلسفه تحلیلی تعبیه شده تا خدا چه بخواهد و چه بشود، ولی وظیفه عبارت از تلاش و تعهد برای ارائهٔ بهترینهاست.
1 587
Repost from نطقیات
🖍 مدرسهٔ فمینیستی زن روز برگزار میکند:
🟥 تفکر انتقادی در معرفتشناسی فمینیستی
🌸 مدرس: دکتر سارا قزلباش (پژوهشگر فلسفه - مدرس فلسفه)
- دانشآموختهٔ دکتری فلسفه
🟢 معرفی دوره:
معرفتشناسی فمینیستی (Feminist Epistemology) شاخهای از فلسفه است که به بررسی چگونگی تأثیر جنسیت بر مفاهیمی چون دانش، توجیه، عقلانیت، عینیت و شناخت میپردازد. هدف اصلی این حوزه معرفتی که از دهه ۱۹۸۰ به طور جدی مطرح شده است، آشکار ساختن سوگیریهای جنسیتی در شیوههای سنتی تولید دانش و ارائه رویکردهای جایگزین برای کسب معرفت میباشد.
هر یک از شاخههای معرفتشناسی فمینیستی با تمرکز بر جنبههای متفاوت، به ما کمک میکنند تا درک عمیقتری از پیوند میان قدرت، معرفت و هویت جنسیتی پیدا کنیم و به سوی شیوههای عادلانهتر و جامعتر تولید دانش گام برداریم. این تنوع در رویکردها، خود گواه پویایی و اهمیت معرفتشناسی فمینیستی در فلسفه معاصر است و یکی از مهمترین شاخص های همه آنها نیز تفکر انتقادی است.
✅تفکر انتقادی در معرفتشناسی فمینیستی به دنبال پاسخ به این پرسش بنیادین است که «چه کسی دانش تولید میکند و چگونه ساختارهای قدرت (مثل مردسالاری) بر آنچه حقیقت مینامیم، تأثیر گذاشتهاند؟».
محورهای اصلی چنین تفکر انتقادی شامل جایگاهمندی دانش، موضعمندی دانش معرفتشناسی دیدگاه، بیعدالتی معرفتی، توجه به حاشیه به جای تمرکز بر متن، دوری از روایت یگانه، تواضع معرفت شناختی، ساختار قدرت و دانش، ابزار سلطه علمی، عینی گرایی شدید، خطای سوگیری، بی عدالتی هرمنوتیکی، بدنمندی شناخت، تقاطع گرایی معرفتی، نقد ساختارهای زبانی و قدرت و رابطهمندی دانش است.
⬅️در این دورهٔ آموزشی، تلاش بر این است که این موارد تفکر انتقادی در مهمترین شاخه های معرفت شناسی فمینیستی مورد بررسی قرار گرفته و تبیین گردد.
📖برخی از منابع این دوره: • Code, L. (1991). What Can She Know? Feminist Epistemology and the Construction of Knowledge. Cornell University Press. • Harding, S. (1991). Whose Science? Whose Knowledge? Thinking from Women’s Lives. Cornell University Press. • Harding, S. (1993). Rethinking Standpoint Epistemology: What Is “Strong Objectivity”? In L. Alcoff & E. Potter (Eds.), Feminist Epistemologies Routledge. • Hartsock, N. C. M. (1983). The Feminist Standpoint: Developing the Ground for a Specifically Feminist Historical Materialism. In S. Harding & M. Hintikka (Eds.), Discovering Reality: Feminist Perspectives on Epistemology, Metaphysics, Methodology, and Philosophy of Science D. Reidel Publishing Company. • Marx, K., & Engels, F. (1848/1978). Manifesto of the Communist Party. In R. C. Tucker (Ed.), The Marx-Engels Reader (2nd ed., W. W. Norton & Company. • Smith, D. E. (1987). The Everyday World as Problematic: A Feminist Sociology. Northeastern University Press. • Spivak, G. C. (1988). Can the Subaltern Speak? In C. Nelson & L. Grossberg (Eds.), Marxism and the Interpretation of Culture University of Illinois Press. •Fricker, M. (2007). “Epistemic Injustice: Power and the Ethics of Knowing”. Oxford University Press.|🗓 آغاز دوره: ۳ شهریورماه (❌ امروز) |📁۴ جلسه |✏️سهشنبهها ساعت ۱۸ به وقت تهران ✒️برای ثبتنام به آیدی ادمین مدرسهٔ فمینیستی زن روز در تلگرام پیام دهید: ✈️ t.me/Zaneruz_admin 🟢 برگزارکنندهٔ این دورهها جامعهشناسی زن روز است: ✈️ T.me/Zane_Ruz_Channel ⭕ لطفاً توجه کنید: این پست تبلیغی نیست؛ در نطقیات هیچ تبلیغی درج نمیشود. ❇️ 🔮 t.me/nutqiyyat 🔮 t.me/nutqiyyatlib
1 587
Repost from پارادوکس
⚜️ متنخوانی و توضیح و تفسیر
کتاب آبی
🔱 نوشته لودویگ ویتگنشتاین
🔅 ترجمه مالک حسینی
💎 توضیح و تفسیر: سارا قزلباش
دکتری فلسفه
🔰 محورهای جلسه ۸:
✅ تفکر، جنبه ذاتی ذهن نیست
✅ اینکه زبان، نحوه بیان افکار است یعنی:
نحوه فکر کردن ما زبانیست؛ از طریق بیانهای گوناگون در زمینههای مختلف
✅ واژه ذهن چگونه ساخته شد؟
سهشنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵
برای اطلاع به آیدی @Sara_Gh1401 پیام دهید.
https://t.me/Metahistorical
https://t.me/farzan_agahi
1 587
و هورخش [خورشید] که طلسم شهریور است،
نوری است شدید
فاعل روز
و رئیس آسمان
و این همان چیزی است که در سنت اشراقی تعظیمش واجب است.
☘سهروردی
🔰حکمت الاشراق
https://t.me/farzan_agahi
1 587
در چشمان تو نوری از خرد و فرزانگی است که تا تاریخ هست خواهد درخشید...
این خاک و آب پاک
این سرزمین جان و آیین مغان و آزادهجانان، به بزرگی چون تو نیاز دارد!
☘️ اول شهریور، روز بزرگداشت فیلسوف و دانشمند بزرگ ابوعلی سینا.
https://t.me/farzan_agahi
1 587
Repost from 🌎All Dictionaries🌍
🆔 @alldictionaries
🅾 Encyclopedia of Philosophy
Second edition
🅾 Thomson Gale - 2006
🅾دانشنامه ده جلدی جامع انگلیسی فلسفه
🅾 حدود هشت هزار صفحه
