ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

فرزان‌آگاهی

فرزان‌آگاهی

前往频道在 Telegram

همه چیز برای رسیدن به آن حقیقت است . . . مبادا در پشت آن همه چیز، حقیقت فراموش شود . . . مدیر کانال: زهرا قزلباش، دکترای فلسفهٔ غرب از دانشگاه تهران، پژوهشگر فلسفه. ارتباط با مدیر کانال: @zahrafarzann ghezelbash_zahra@yahoo.com z_ghezelbash@ut.ac.ir

显示更多
1 601
订阅者
+224 小时
+17 天
+730 天
帖子存档
Repost from پارادوکس
+4
🔳 درسگفتار «اگزیستانسیالیسم و رویکردهای مختلف آن» 💎 سارا قزلباش دکتری فلسفه 🔷 محورهای بحث: 🍂 مفهوم شناسی اگزیستانسیالیسم 🍂 متفکران بزرگ اگزیستانسیالیست 🍂 شاخه ها و وجوه مختلف اگزیستانسیالیسم 🍂 تفکرات اگزیستانسیالیستی 🍂 اومانیسم در تفکر اگزیستانسیالیستی 🍂 وجوه فردی و اجتماعی انسان 🍂 انسان تاریخی و انسان آزاد 🍂 نیهیلیسم و جستجوی معنا و... ☑️ دوره شامل ۲۰ جلسه ✨ برای دریافت فایل‌های کل دوره درسگفتار، به آیدی @Saragh1405 مراجعه فرمایید. ⚜️ t.me/Metahistorical 𓁈

سپاس ویژه از خانم دکتر نصر اصفهانی عزیز بابت این مطلب☘️

✍🏻 هرزه، مقدس، مبارزه در کتاب‌گردی بین قفسه‌های کتابخانه پژوهشگاه، به کتاب تکوین هویت زن مسلمان در گذار انقلابی برخوردم. اسم کتاب را نشنیده بودم و نویسنده را نمی‌شناختم؛ تنها می‌دانستم ناشر خوبی آن را منتشر کرده که کارهای دانشجویی خوب را چاپ می‌کند. همین باعث شد کتاب را باز کنم و ورق بزنم و دریابم ایده جالبی دارد و زحمت بسیار پشت آن ایستاده است. خانم صدیقه (لیلا) یوسف‌مدد در این کتاب به کاوش در نخستین متون حوزویان در فرایند مدرن شدن ایران و در مواجهه با مسئله زن و جنسیت پرداخته است. او سه نشریه مکتب اسلام (۱۳۳۷–۱۳۵۶)، مکتب تشیع (۱۳۳۸–۱۳۴۴) و مسجد اعظم (۱۳۴۲–۱۳۴۴) را بررسی کرده و محتوای مرتبط با زنان و جنسیت را تحلیل کرده تا نشان دهد حضور اجتماعی زنِ مسلمان چه مسیر پر فراز و نشیبی را طی کرده است. موضوع کتاب، صرف‌نظر از محتوا، آن‌قدر جالب بود که با توجه به حوزه علاقه‌ام انتظار داشتم درباره آن چیزی شنیده باشم. چرا نشنیده بودم؟ نام کتاب را جست‌وجو کردم؛ دریغ از یک بند یادداشت برای معرفی در سایت‌های فروش. نام نویسنده را هم با «لیلا» و هم با «صدیقه» جست‌وجو کردم. اطلاعی از او نیافتم. در سایت نورمگز هم اثری نبود. خانم یوسف‌مدد را نمی‌شناسم، ولی «گم‌شدن زنان دانشگاهی» پدیده نادری نیست. واقعیت‌های زندگی‌های زنان گاهی برای سال‌ها و گاه برای همیشه آنان را از حوزه تخصصی‌شان دور می‌کند. کتاب را که خواندم، به‌نظرم پژوهش دغدغه‌مندی آمد. نشان می‌داد همزمان با اهمیت یافتن بحث از حق رأی زنان و مشارکت سیاسی و اجتماعی آنان، چگونه سنت‌گرایان مذهبی از این موضع که زنان کم‌عقل‌تر از آن هستند که حق مشارکت سیاسی داشته باشند، رسیدند به این که زنان مقدس‌تر از آن هستند که بخواهند درگیر مسائل اجتماعی شوند و آنگاه «زن مبارز»! کتاب با آوردن قطعاتی از نوشته‌های مجلات به روشنی نشان می‌دهد چه تنشی وجود داشته میان مراجع اقتدار سنتی و مراجع اقتدار دولتی برای کنترل قلمرو خصوصی. از جای زن در خانه است فرایندی رخ داده تا اولویت اصلی زن خانه است. از وقتی کتاب را دیدم، سوالم این بود که چرا کتاب دیده نشده، آن هم در حالی که بهتر از برخی کتاب‌هایی است که با تبلیغات زیاد وارد بازار می‌شوند و فروش می‌روند، ولی مشارکت معرفتی جدی در غنای مباحث حوزه مطالعات جنسیت ندارند. حتماً مؤثر است شانس، کم‌کاری ناشر در معرفی کتاب، نزدیک بودن آن به سال ۱۴۰۱ و عنوان نه‌چندان خوبی که پیش‌فرض‌های منفی به ذهن می‌آورد. همین‌طور ساختار پایان‌نامه‌ای که در نگارش کتاب تغییر نکرده و تقریباً در اغلب رساله‌هایی که به شکل کتاب منتشر می‌شوند، به محتوا ضربه می‌زند. همه این‌ها هست، ولی نکته دیگری که درمورد خودم، تذکر دیگران کمک کرده آن را ببینم، خشمی است که موقع پژوهش درباره متونی که امروز «زن‌ستیز» می‌دانیم به پژوهشگر زن دست می‌دهد. بازتاب این خشم در نوشته‌های زنان، از نخستین متن زنانه‌نگر به زبان فارسی، یعنی معایب‌الرجال بی‌بی‌خانم استرآبادی (۱۳۰۰ خورشیدی) تا حدود یک‌ونیم قرن بعد در نوشته‌های حوزه جنسیت باقی است و من خود مبتلا به آن هستم. خشم، آن آرامش و طمأنینه‌ای را که ضرورت کار پژوهشی است از ما می‌گیرد و در کلمات، تحلیل‌ها، شتابِ عبور از متون و ناتوانی از مواجهه همدلانه تجلی پیدا می‌کند؛ به‌ویژه اینکه عبور نکرده‌ایم از زن‌ستیزی و همه این حرف‌ها به گوشمان آشناست... بدون اینکه موقعیت برابر برای نقد و تفسیر داشته باشیم. می‌پذیرم خشم می‌تواند پژوهشگر را به پرسش‌هایی برساند که بدون خشم اصلاً مطرح نمی‌شدند. می‌تواند حساسیت او را نسبت به استدلال‌ها، اصطلاحات، حذف‌ها و تناقض‌هایی بالا ببرد که عادی و نامرئی یا بدیهی شده‌اند. حتی ممکن است یکی از سرچشمه‌های مهم شناخت باشد. با این حال، در مقام پژوهشگر به خودم یادآوری می‌کنم که هنگام نقد باید به آن درجه از آرامش و تسلط رسیده باشم که بتوانم به میزان لازم خیره در چشمان سازمایه پژوهش بیندیشم و صورت‌بندی روشن و منصفانه‌ای از موضوع نقد و نقد خودم ارائه کنم. 🔗 یوسف‌مدد، صدیقه(لیلا). (۱۳۹۹). تکوین هویت زن مسلمان در گذار انقلابی. تهران: نشر نگاه معاصر. @neocritic

Repost from N/a
#کارگاه تاملاتی فلسفی درباره سقط جنین: از خودآگاهی تا آینده‌ای ارزشمند 👩‍🎓مدرس: زینب ربیعی Adjunct Instructor در کالج وست م
#کارگاه تاملاتی فلسفی درباره سقط جنین: از خودآگاهی تا آینده‌ای ارزشمند 👩‍🎓مدرس: زینب ربیعی Adjunct Instructor در کالج وست مینستر 🔸️آیا سقط جنین عملی اخلاقی است یا غیر اخلاقی؟ 🔹️آیا می‌توان جنین انسان را مصداق شخصی دانست که از حق حیات برخوردار است؟ 🔸️نقش خودآگاهی در برخورداری از حق حیات چیست؟ 🔹️آیا با سقط جنین ما فردی را از داشتن آینده‌ای با‌ارزش محروم می‌سازیم؟ ▪️اینها برخی از پرسش‌هایی هستند که در این جلسات به طرح آنها پرداخته می شود و پاسخ به آنها، با تکیه بر آرای دو تن از فیلسوفان معاصر، مایکل تولی (Michael Tooley)و دان مارکیز (Don Marquis)، بررسی می‌شود. ♦️♦️اطلاعات بیشتر و نام‌نویسی ⬅️ از طریق تلگرام، واتساپ، ایتا، پیامک و تماس با شماره: ۰۹۳۰۶۵۵۳۳۵۷ نقش عجب 🆔@naghshe_ajab05

«آبی که از اردویسور آناهیتا می‌ریزد به اندازهٔ تمام آب‌هایی است که در جهان جاریست ... محل اردویسور سپهر است.» 🌱 یشت‌ها، ۲۲۴/۱، ابراهیم پورداوود، طهوری: ۱۳۴۷ https://t.me/farzan_agahi

❤️ مدرسه فمینیستی زن‌ روز برگزار می‌کند: 🔴دوره با همخوانی کتاب «جنسیت چیست؟» ⏺️تسهیلگر: درسا کاظمی در این سلسله‌ جلسات جمع‌خ
❤️ مدرسه فمینیستی زن‌ روز برگزار می‌کند: 🔴دوره با همخوانی کتاب «جنسیت چیست؟» ⏺️تسهیلگر: درسا کاظمی در این سلسله‌ جلسات جمع‌خوانی کتاب «جنسیت چیست؟»، تلاش می‌کنیم درباره‌ی مفهوم جنسیت و جایگاه آن در زندگی روزمره تامل کنیم؛ از چگونگی شکل‌گیری تفاوت‌های جنسیتی و شیوه‌های مختلف فهم و تحلیل آن‌ها تا نسبت جنسیت با قدرت، امر سیاسی، طبقه و نژاد. در این مسیر، با پرسش از خودِ مفهوم جنسیت، به این فکر می‌کنیم که جنسیت چگونه بدن‌ها، هویت‌ها و روابط ما را شکل می‌دهد و آیا گریزی از آن وجود دارد؟ اگر چنین گریزی ممکن باشد، چه مسیرهای فرعی و حاشیه‌ای برای این گریز وجود دارند و هر کدام ما را به چه سمت‌وسویی هدایت می‌کنند؟ 📚ساختار جلسات: ⭕️جلسه اول: آیا امروزه همه‌ی جنسیت‌ها با هم برابرند؟ تفاوت در بین جنسیت‌ها را چطور می‌توانیم تحلیل کنیم؟ ⭕️جلسه دوم: رویکردهای مختلف در نسبت با جنسیت چیست؟ چگونه باید میان آن‌ها دست به انتخاب زد؟ ⭕️جلسه سوم: سیاست جنسیت چیست؟ اگر برای مبارزه با قدرت به یک مای مشترک نیاز داریم، این ما چگونه ساخته می‌شود، چه هویتی دارد و چه کسانی را بیرون می‌گذارد/نمی‌گذارد؟ ⭕️جلسه چهارم: چگونه جنسیت با نژاد و طبقه می‌تواند گره بخورد؟ و آیا اصلا می‌توان تبعیض جنسیتی را به تنهایی توضیح داد؟ ⭕️جلسه پنجم: در نهایت جنسیت چیست؟ آیا می‌توان خارج از آن زندگی کرد؟ ⬅️زمان برگزاری: ➖ آغاز دوره: ۴ آبان‌ماه ➖ دوشنبه‌ها ساعت ۱۸ ➖ محل برگزاری: پلتفرم آنلاین اسکای‌روم 📌جهت ثبت‌نام به آیدی زیر در تلگرام پیام دهید: ✈️ @Zaneruz_admin ✈️ @Zane_Ruz_Channel

Repost from Mithra_Philosophy
#Philosophy_Now: October/November 2026 Issue 176: The Methaphsics https://t.me/mithra_philosophy

Repost from نطقیات
📽️ فایل تصویری نمونه برای دورهٔ آموزشی فلسفهٔ غرب جهت آمادگی برای کنکورهای فلسفه در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری (جلسهٔ دوم از دورهٔ سال گذشته) 👤 آموزگار: دکتر زهرا قزلباش (پژوهشگر فلسفه و تاریخ علم) 🗓 دوره روزهای یکشنبه و چهارشنبه از ساعت ۲۰ تا ۲۱:۳۰ برگزار خواهد شد. 🗓 شروع دوره: یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵ (❌ فردا) 👈 توضیحات کامل دوره 📞 خواهشمند است برای نام‌نویسی و مشاوره درباره دوره به شناسه کاربری زیر پیام دهید: t.me/nutqiyyat_admin ❇️ 🔮 t.me/nutqiyyat 🔮 t.me/nutqiyyatlib 🔮 t.me/nutqiyyat_classes 🔮 instagram.com/nutqiyyat 🔮 https://youtube.com/@nutqiyyat

لینک برگزاری نشست: https://www.skyroom.online/ch/ias/chs

دانشگاه، جنگ و آینده ایران رضا ماحوزی دو سال اخیر و درواقع پس ار دو جنگ اخیر، سه جستار نوشتم درباب دانشگاه و مصائب و مسائلی که این ایام، آموزش عالی و جامعه و سرزمین ایران با آن‌ها درگیر است. جستار اول و دوم که در مجموعه جستارهای خانم اردبیلی (با عنوان "مطالعات اجتماعی جنگ؛ از روایت جنگ تا بازسازی معنا") و مهدی-شیرودی (با عنوان "مطالعات اجتماعی جنگ؛ دانشگاه و جنگ") منتشر شد، تابستان سال قبل (۱۴۰۴) نوشته شد اما با تغییر شرایط میدانی و البته چندباره درخواست و فشار، بناچار هر کدام چندبار ویراسته و درواقع تغییر کردند تا بالاخره اینک (پاییز ۱۴۰۵) منتشر شدند. در جستار سوم که در مجموعه جستارهای خودم (با عنوان "مطالعات اجتماعی جنگ؛ دانشگاه و جامعه پساجنگ") منتشر شده است، متفاوت از دو جستار قبل، بیش از گذشته و حال آموزش عالی مصدوم فعلی، به آینده سهم و نقشی که آموزش عالی برای ساختن خودش و همزمان ساختن "ایران" می‌تواند داشته باشد، پرداخته‌ام؛ ایفتی نقشی که نیازمند طرحی نو و پوست‌اندازی‌ای جدی در سازمان درونی و بیرونی دانشگاه است. مصایب و مسائل ما هنور تمام نشده و هنوز نمی‌دانیم قرار است در ماه‌های آینده چه ببینیم و چه رخ خواهد داد. با اینهمه باید به فردایی اندیشید که در آن، علم و عالم و دانشگاه، آزاد و جسور باشند و بنحو زنده و جاندار با گذشته و حال و آینده ایران مرتبط باشند. عناوین جستارها: جستار اول (در مجموعه خانم اردبیلی): تحولات معنایی مفاهیم "ایران" و "ایران‌دوستی" و نقش دانشگاه‌ها در شرایط بحران جستار دوم (در مجموعه مهدی-شیرودی): در باب استیصال دانشگاه در این روزها جستار سوم (در مجموعه خودم): چرا فلسفه دانشگاه کانال فلسفه دانشگاه: https://t.me/philosophyofuniversity

photo content

photo content

Repost from نطقیات
📣 سه دورهٔ زیر برای کنکور فلسفه است: ۱) دورهٔ آموزشی فلسفهٔ غرب جهت آمادگی برای کنکورهای فلسفه در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتر
+2
📣 سه دورهٔ زیر برای کنکور فلسفه است: ۱) دورهٔ آموزشی فلسفهٔ غرب جهت آمادگی برای کنکورهای فلسفه در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری؛ دکتر زهرا قزلباش 🗓 یکشنبه‌ها و چهارشنبه‌ها از ساعت ۲۰ تا ۲۱:۳۰ 🗓 شروع دوره: یکشنبهٔ هفته بعد، ۲۶ مهر ۱۴۰۵ مجموعاً ۳۰ جلسه: 🟣 یونان باستان تا انتهای قرون وسطی (۱۰ جلسه) 🟣 فلسفهٔ جدید تا فلسفهٔ معاصر (۱۰ جلسه) 🟣 فلسفهٔ معاصر (۱۰ جلسه) ◀️ توضیحات کامل دوره ۲) دورهٔ آموزشی فلسفهٔ اسلامی جهت آمادگی برای کنکورهای فلسفه در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری؛ دکتر زهرا قزلباش 🗓 سه‌شنبه‌ها از ساعت ۲۰ تا ۲۱:۳۰ 🗓 شروع دوره: سه‌شنبهٔ هفتهٔ بعد ۲۸ مهر ۱۴۰۵ ◀️ توضیحات کامل دوره ۳) زبان انگلیسی تخصصی جهت آمادگی برای کنکور فلسفه (مصاحبه و کنکور)؛ محمد توپچی 🗓 دوشنبه‌ها از ساعت ۲۰ تا ۲۱:۳۰ 🗓 شروع دوره: ۲۰ مهر ۱۴۰۵ (❌ فردا) ◀️ توضیحات کامل دوره 🔴 هر سه دوره را می‌توانید با تخفیف ویژه و شرایط اقساط ثبت‌نام کنید. 📞 برای ثبت‌نام و مشاوره در خصوص دوره لطفاً با ادمین نطقیات در تلگرام تماس بگیرید: t.me/nutqiyyat_admin ❇️ 🔮 t.me/nutqiyyat 🔮 t.me/nutqiyyatlib 🔮 t.me/nutqiyyat_classes 🔮 instagram.com/nutqiyyat 🔮 https://youtube.com/@nutqiyyat

حسنت به اتّفاق ملاحت جهان گرفت آری به اتّفاق جهان می‌توان گرفت افشای راز خلوتیان خواست کرد شمع شکر خدا که سرّ دلش در زبان گرفت زین آتش نهفته که در سینۀ من است خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت ... (حافظ) https://t.me/farzan_agahi

سخنانی از گزنفون و هرودت در پاسخ به تبارستیزِ ابله، مارکو روبیو: این شگفت انگیز نیست که کوروش که توانمندترین آدم در میانِ همهٔ مردمانِ جهان بود، می بایست در بخششِ پیشکش و ارمغان هایش سرآمدِ دیگران باشد؛ ولی چیزی که بیشتر درخورِ نگرش است، گرایشِ کوروش در پیشی گرفتن از همه در یاری رساندن و رسیدگی به رنج و گرفتاری های دوستانش است؛ و گفته می شود که این رازِ پنهانی نبوده است که هیچ چیز کوروش را بیشتر از این شرمنده نمی کرد که در رسیدگی به گرفتاری های دوستانش از او پیشی بگیرند. [گزنفون، پرورشِ کوروش، ترجمهٔ خشایار رخسانی، کتابِ هشتم، بخشِ دوم، بندِ ۱۳، اندک دستکاری از من [خسرو] است.] خردِ کورش این آرتایکتس که به صلیب کشیده شد پدربزرگی داشت به نام آرتمبارس که روزی پیشنهادی به پارسیان کرد و آنان نیز به‌نوبه خود آن را به کوروش گفتند و چنین بود: «ای کوروش، حال که زئوس [مِهر] ما پارسیان و تو را سَرورِ همهُ آدمیان کرده است و از شرّ آستیاگ نیز آسوده شده‌ای دیگر تردید نکن! سرزمینِ کنونیِ ما چندان بزرگ نیست و خاکِ آن نیز سنگلاخ و خشن است. بیا اینجا را ترک کنیم و به سرزمینی حاصلخیزتر برویم. سرزمین‌های حاصلخیزتر دور و نزدیکِ پیرامونِ ما که به تصرّف درآورده‌ایم بسیارند. یکی از بهترین‌ها را برگزینیم و در آنجا زندگی کنیم تا نزد جهانیان سرافرازتر باشیم. وانگهی برای قومی که فرمانروای جهان شده است این کاری بسیار طبیعی است. چه فرصتی از اکنون بهتر که بر این‌همه اقوام در سراسرِ آسیا فرمان می‌رانیم؟» کوروش از شنیدنِ این سخنان هیچ شگفتی نشان نداد و به پارسیان گفت بسیار خوب چنین کنید ولی این هشدار را نیز افزود که در آن صورت باید به‌جای فرمانروایی خود را برای فرمان‌برداری آماده کنید، زیرا خاکِ نرم همیشه مردمانی نرم به بار می‌آورد، و هیچ سرزمینی در جهان نیست که هم محصولاتِ نیکو به بار آورد و هم مردانی دلاور. پارسیان این را شنیدند و متقاعد شدند و از برنامهُ خود چشم پوشیدند و بیشتر ترجیح دادند در همان سرزمینِ خشک و خشنِ خود بمانند و فرمانروا باشند تا این‌که بر دشت‌هایی حاصلخیز تخم بپاشند ولی یوغِ دیگران را بپذیرند. [هرودت، کتاب نهم، بند۱۲۲، ترجمه از: ثاقب فر، جلد دوم، رویهٔ ۱۰۳۶] امیر مهدی بدیع در جلد سوم از «یونانیان و بربرها»، پیوست ها:۷، صفحهٔ ۳۲۱ می نویسد: « در حالی که پیش از ترموپیل حتی یک نفر یونانی برنخاست تا با پیشروی سپاهیانِ شاه مخالفت کند ساکنان تمام سرزمین هایی که خشایارشا از آن ها گذشت هر چه او خواست کردند «هرچه فرمان داد، انجام دادند» و امر بی سابقه در تاریخ یونان این است که مدت ها پیش از رسیدنِ شاه هخامنشی، یونانیان تدارک های فراوان دیدند و خرج های فراوان کردند تا به نحو شایسته از او استقبال کنند: « نزد تاسوسیان، پس از آن که آنان سپاه خشایارشا را پذیرفتند و از طرف شهرهای قاره غذایی عرضه کردند، آنتیپاتروس پسرِ اورگئوس، متشخص ترین شهروندی که به این منظور برگزیده شده بود، نشان داد که برای این وعده غذا چهارصد تالان نقره خرج شده است. و بنا بر محاسبه های ارائه شده از سوی کسانی که مأمور پذیرایی بودند در شهرهای دیگر نیز وضع به همین منوال بود. زیرا که برای این غذا - غذایی که از مدت ها پیش سفارش داده شده بود و برایش ارزش بسیار قایل بودند - چنین وضعی وجود داشت. به محض آن که قاصدان خبر عبور خشایارشا را به اطراف می رساندند شهروندان در شهرهایشان غلات را میان خود تقسیم می کردند و همه طی ماه ها به تهیهٔ آرد می پرداختند، آرد جو و آرد گندم؛ بهترین دام هایی را که می توانستند بخرند چاق و پروار می کردند یا پرندگان زمینی و آبی را در مرغدانی ها و در آبگیرها می پروردند تا از سپاه پذیرایی کنند؛ از سویی هم از طلا و نقره، ظرف و گلدان و سایر اشیایی را که روی میز می نهادند می ساختند؛ این اشیاء فقط به شخص شاه و هم سفره هایش اختصاص داده می شدند…» [هرودت، کتابِ هفتم، بندهای ۱۲۱-۱۱۸] ۱۰-۹-۲۰۲۶ کانالِ فلسفیِ « تکانه » #خسرو_یزدانی #تکانه @khosrowchannel

پاسخی قابل توجه از استاد شروین وکیلی به آقای مارکو روبیو

▫️Hic cuneus, hoc signum ✅ از هرودوت هالیکارناسوسی به مارکوس آنتونیوس روبیوس مارکوس عزیز، سخنرانی‌ات در آکروپولیس مایه‌ی حیرت من و آتنی‌های حاضر در مجلس شد. وقتی در مکانی تاریخی مثل آتن درباره‌ی مردمی دیرینه مثل پارسیان حرف می‌زنی، هرچه به دهانت می‌آید را نگو. می‌دانم که در کشورت عادت کرده‌ای درباره‌ی خودت دروغ بگویی و بعد انکارش کنی. چه درباره‌ی زمان مهاجرت پدر و مادرت به آمریکا، و چه آن شانزده هزار دلار پول حزب که خرج خریدهای شخصی کردی و بعد گندش درآمد. ولی وقتی در آکروپولیس درباره‌ی پارس حرف می‌زنی، قضیه فرق می‌کند. گفته بودی حکومت کنونی ایران همتای دولت هخامنشیان است. درست است که مردم ایران فرزندان همان هخامنشیان‌اند، ولی زمامداران‌شان از نژادی دیگرند و منکر پارسیان. اگر هخامنشی‌ها تا به امروز ادامه پیدا کرده بودند که تو سخنرانی‌ات را به زبان پارسی می‌کردی و این حرف‌هایت هم خریداری نمی‌داشت. گفتی هخامنشی‌های غارتگر آکروپولیس و پارتنون را ویران کردند؟ این را اگر از هوش مصنوعی نشنیده باشی، از کتاب تواریخ من نقل کرده‌ای. ولی باقی‌اش را نخوانده‌ای. آکروپولیس را اولش پیسیستراتوس ساخت که اولین فرمانروای آتن بود که نماینده نزد کوروش بزرگ فرستاد. پارتنون را هم پارس‌ها ویران نکردند. چون در زمان حمله‌شان هنوز ساخته نشده بود. این معبد را پریکلس سی سال پس از فتح آتن به دست پارس‌ها ساخت. پریکلسی که از طرف مادری عضو خاندان آلکمنوئید بود، که با پارس‌ها متحد شدند و بعد از غلبه‌ی مردونیه‌ی پارسی بر آتن به قدرت رسیدند. مارکوس عزیز، وقتی درباره‌ی یونانی‌ها و پارس‌ها حرف می‌زنی، دقت داشته باش. چون ما یونانی‌ها ملتی شرقی هستیم و بیشتر با پارس‌ها احساس نزدیکی می‌کنیم تا شما که بارها سرزمین‌مان را ویران کرده‌اید. من که تاریخ یونانی‌ها را نوشته‌ام در اصل به قوم کاریایی تعلق دارم و از اهالی آناتولی هستم و شهروند کشور پارس بوده‌ام. بنیانگذار فلسفه‌ی یونانی -تالس- هم مردی فنیقی بود از اهالی ملطیه در جنوب آناتولی و متحد با مادها. همر هم که بنیانگذار ادبیات یونانی بود از اهالی ازمیر بود. ما یونانی‌ها در آناتولی و آسورستان و قفقاز به قدر بالکان زیسته‌ایم و با مهاجمان رومی و مقدونی جنگیده‌ایم. راستی می‌دانستی تو و پدرانت که مقیم اسپانیا و بعد کوبا بودید، از دید ما یونانی‌ها بربر محسوب می‌شوید؟ در این بین فقط ایرانی‌ها هستند که در زبان‌شان کلمه‌ای مترادف «بربر» ندارند و کسانی که به زبانی دیگر صحبت می‌کنند را تحقیر نمی‌کنند. هریک از ایرانیان از چند قوم نسب می‌برند و به زبان‌های گوناگون سخن می‌گویند. هزاران سال است یاد گرفته‌اند تنوع‌های دیرینه را با مهر یکپارچه کنند. نه با تمایزهای نوظهور برای خود هویتی مهاجم بتراشند. من البته درک می‌کنم که تو هم مشکلات خودت را داری. متوجهم از کسی که تاریخ کشورش کمتر از سیصد سال است، نباید انتظار زیادی داشت. اجدادت بومیان کوبا را کشتار کردند تا زمین‌هایشان را غصب کنند. پدرت هم از آنجا به آمریکایی کوچ کرد که سرخپوستانش همینطوری کشتار شده بودند. شما همه چیز را در چارچوب غارت و کشتار و اشغال می‌فهمید. اما تمدن‌های کهنی مثل ایران معناهایی دیگر آفریده‌اند و دلیل مرکزنشینی‌شان طی هزاره‌ها هنر و بازرگانی و دین و دانش‌شان بود، نه چماق و تفنگشان. ایرانی‌ها مردمی هستند که ریشه برایشان مهم است و در زبانشان کلمه‌ای دارند به اسم «اصالت». از ابتدای تاریخ ریشه‌هایشان در سرزمین خودشان استوار شده و هرگز مثل پدرانت به جایی نتاخته و مردمش را کشتار نکرده‌اند. هزاران سال پیش از ساخت پارتنون آتن ما بوده‌اند و هزاران سال پس از ویرانی پارتنون نشویل شما خواهند بود. گول وضعیت الانشان را نخور و فکر نکن چیز زیادی درباره‌شان می‌دانی. مقدونی‌ها و مغول‌ها قبل از آن که بر ایران بتازند جاهایی دورافتاده و پرت و کوچک بودند و بعد از دو سه قرن باز همان شدند. پروا کن که شاید شما هم چنین سرنوشتی پیدا کنید... این خط و این نشان! #روبیو #هخامنشیان @sherwin_vakili

✍ عمر جهان در سنت‌های زردشتی ۱۲ هزار سال است. در سه هزار سال نخست، اورمزد آفریدگان را به صورت «مینویی» (نامرئی، نامحسوس، غیرمادی) می‌آفریند. در پایان این دوره اهریمن قصد تجاوز به قلمروی اورمزد را می‌کند. اما باز پس رانده می‌شود و به مدت سه هزار سال بیهوش و بی فعالیت می‌ماند. اورمزد در این سه هزار سال که سه هزار سال دوم از دوران جهان است، موجودات را به صورت «گیتی» (مرئی و محسوس و مادی) می‌آفریند. در پایان این دوران اهریمن حمله می‌کند و دوران آمیزش نیکی و بدی، یعنی جهان کنونی، آغاز می‌گردد و شش هزار سال دوام می‌یابد. زردشت در میانه‌ی این دوران یعنی در آغاز چهارمین سه‌هزاره ظهور می‌کند. ✍ ژاله آموزگار- احمد تفضلی اسطوره زندگی زردشت ✍ کتابخانه‌ی یونان و روم باستان @Graecia_et_Roma

Repost from داناک‌
موسسه فرهنگی هنری داناک برگزار می‌کند: «کارگاه تحلیل داستان» مدرس: دکتر محمدرضا حاج‌بابایی داستان‌ها: 🔸فارسی شکر است 🔸 سه ق
موسسه فرهنگی هنری داناک برگزار می‌کند: «کارگاه تحلیل داستان» مدرس: دکتر محمدرضا حاج‌بابایی داستان‌ها: 🔸فارسی شکر است 🔸 سه قطره خون 🔸 پیراهن زرشکی 🔸 لاک صورتی 🔸نمازخانه کوچک من 🔸یک سرخ‌پوست در آستارا 🕔 چهار‌شنبه‌ها، ساعت ۱۶ 🗓️ از ۲۹ مهرماه | ۶ جلسهٔ به صورت حضوری و مجازی هزینهٔ دوره: یک میلیون و پانصد هزار تومان «ده درصد تخفیف ویژهٔ دانشجویان» 📍خیابان انقلاب، بین ابوریحان و فلسطین، جنب انتشارات سروش، کوچه مهارت، خانه هنر، واحد ۱۵ ثبت‌نام از طریق https://survey.porsline.ir/s/SoRGuK6n اطلاعات بیشتر: 📞 09305150551 🆔 @danakfarhang_ins 🌐 danakfarhang.ir دانـاک همســـفـر بـا دانـش و فـرهنــگ @danakfarhang

📚 ادیب سلطانی و پرسش از چپ ✏️ موسی اکرمی ♦️ ادیب سلطانی در زیربخش هشتم از بخش هفتم پیشگفتار [(7.8] (رویه‌های XLV تا XLIX) به «هملت و مسئله‌ی چپ» پرداخته است. او از همان آغاز که می‏خواهد هملت را چونان یک چپ یا چپ‌گرا بشناساند، با دریافتی که از چپ و چپ‌گرایی دارد نمی‏تواند دیدگان ستایش‌آمیز خود را بر بزرگی هماره چشمگیر آن زنجیری جاودانه‌ی قله‌ای در قفقاز ببندد: پرومتئوس، آن تیتان اسطوره‌های یونانی، خدای آتش، و عاشق و معشوق آتنا که به یاری او آتش را از خدایان دزدید و چونان نماد دانایی به انسانی که بس دوست می‏داشت هدیه داد، و هزینه‌ی بس سنگین آن را پرداخت. پرومتئوس همواره از دیدگاه انسان‌دوستی و دانش‌بخشی او ستوده شده است. بسا انسان‌ها، از آن میان خود این نگارنده، گاه‌گاه تیر بلندپرواز نظرپردازی را در کمان شوریده‌جانی گذارده و به پرواز در‏آورده‌اند تا گل ستایشی را به سوی آن انسان‌دوست دست‌وپا و تن در زنجیر بفرستند شاید در میان شکنجه‌ی زنجیر و منقار عقاب جگرخوار لبخندی از خرسندی بر لبان تفتیده‌اش بنشیند. چنین است که ادیب سلطانی نیز از آن قهرمان استوره‌یی رهاننده‌ی انسان از تاریکی نادانی یاد می‏کند، ولی با چشم‌پوشیدن بر او هملت را در جایگاه «نخستین چپ‌گرا» می‏نشاند. ♦️ «رومانتیزاسیون» و «سانتیمانتالیزاسیون» هملت و تَردایسش او به «دارلینگ»ِ روشنفکران و اندیشه‌کاران و به «مونالیزای ادبیات» با آغاز سده‌ی نوزدهم می‏آغازد. و این هم‌زمان است با آغاز تدریجی‏ جنبش اندیشگی و کوشندگی و پویندگی‏ چپ در اروپا. (شْلگل در 1808، هملت را یک «سوگ‌نمایش اندیشگی» / «اندیشه-سوگ‌نمایش»: Gedankentrauerspiel می‏خواند.) – ولی در ضمن خوانندگان توجه کنند که از نیمه‌ی دوم سده‌ی بیستم به سپس، پژوهشگران و رایمندان اندک‌اندک با دیدی آناکاوانه‌تر / تحلیلی‌تر، و نارومانتیک‌تر، با هملت روبه‌رو شده‏اند. – آیا افول نسبی‏ اندیشه‌ی چپ در پایان سده‌ی بیستم، با افول نسبی‏ قهرمان‌سازی هملت، پیوندی ندارد؟» (XLVI-XLVII) پس از این ادیب سلطانی بند دوازدهم (μ) را به سخن گفتن از بازداری اجرای سوگ‌نمایش هملت در بازه‌ی زمانی 1932 تا 1954، تا هفت ماه پس از مرگ استالین، در اتحاد جماهیر شوروی‏ی سوسیالیستی، یعنی همان کشوری پرداخته است که در آن ژدانُف هملت را اثر «زمان‌ناپذیر» شکسپیر می‏نامیده است زیرا استالین به سوگ‌نمایش هملت و / یا شخصیت هملت بدگمان‏ بوده و «یک بار در یک اثر خود به نامِ «انقلاب اکتبر و تاکتیک اشتراکی‏گروان روس»، «روح تردیدهای هملتی» و «روح عزم انقلابی» را در برابر هم نهاده بود»ه است. پس از درگذشت استالین گریگوری کوزینتْسِف هملت را در 1954 به روی صحنه برد و در 1964 فیلمی از هملت، چونان یک شاهکار، ساخت. (XLVII) ادیب سلطانی این واقعیت تاریخی را در پیوند با «برنهاده‌ی خود» در باره‌ی «چپ‌گرا بودن هملت» یافته و اشاره کرده است که «گریگوری کوزینتسف در سال‌های دوّمین جهان‌جنگ در اردوگاه کار اجباری زندانی بود: شاید این سرنوشت، بخشی بود از سلوک او در آفرینش هملت‏اش» (همان، همان‌جا). ♦️ ادیب سلطانی بارها از وابستگی بیشتر خود به جریان سرد فلسفه یاد کرده است. او درآمد همین کتاب «مسئله‌ی چپ [/ پرسش از چپ]…» نوشته است «من باید در آغاز بگویم که من از جهان‌بینی فلسفی خود می‏آغازم، یعنی از مواضع تجربی-سنجشگرانه-اثباتی‌گرایانه (اثباتی‌گرایی: منطقی یا جز آن) (p. 21) اندکی آشنایی با آثار ادیب سلطانی نشان می‏دهد که او با دلبستگی بسیار به فلسفه‌ی تحلیلی کسانی چون ارسطو و مارکس را نیز فیلسوفان تحلیلی می‏داند. او حتی به اثباتی‌گرا بودن مارکس نیز اشاره کرده است، چنان که اعضای حلقه‌ی وین در مانیفست 1929 خود برای تبلیغ اثباتی‌گرایی منطقی خویش از مارکس چونان یکی از سرچشمه‌ها الهام خویش در زمینه‌ی روش‌شناسی یاد کردند. (p. 68) ادیب سلطانی به این نکته نیز اشاره کرده است که مارکس ارسطو را بزرگ‌ترین خرد دوران باستان می‏دانسته است. پس از خود آن افزوده است که در نگر او ارسطو نخستین اثباتی‌گرای منطقی یا تجربی‌گرای منطقی و نخستین فیلسوف تحلیلی است. (همان) با همه‌ی دلبستگی ادیب سلطانی به فلسفه‌ی سرد، او، به‏ویژه در پیشگفتار «سوگ‌نمایش هملت، شاهپور دانمارک» نشان داد که بس بسیار شوق داشته است که بدود «تا تهِ بودن». چنین شوقی با ویژگی‌هایی که برای چپ‌گرایی هملت برنوشته است پیوند دارد. با آنچه از پیشینه‌ی او می‏دانیم دور نبوده است که او دغدغه‌های مهمی در باره‌ی چگونگی زیست بهینه‌ی فردی و اجتماعی آدمی داشته باشد و هر از گاهی یادداشت‌هایی در پیوند با تعبیر جهان از یک سو، و، به‌ویژه، تغییر جهان از سوی دیگر بنویسد. 🔹 ادامه مطلب را می‌توانید در شماره ۲۸ سیاست‌نامه در تامبرد مطالعه کنید. 🦉 @goftemaann

فرزان‌آگاهی - Telegram 频道 @farzan_agahi 的统计与分析