2 466
Suscriptores
-124 horas
-147 días
+3030 días
Archivo de publicaciones
2 466
دستهای روشنت را از روزهای تاریکم دور نکن.
این روزها، تنها تویی که زیبا ماندهای.
#امید_یاشار
2 466
هربار که نگاهت میکنم، جملهای آشنا به ذهنم خطور میکند: در این سرزمین، چیزی هست که ارزش زندگی کردن دارد.
#محمود_درویش
2 466
خاکستری، خاکستری، خاکستری.
صبح، مه، باران.
ابر، نگاه، خاطره.
در من ترانهای نبود؛ تو خواندی.
در من آیینهای نبود؛ تو دیدی.
ریشهای بودم در خواب خاکهای متبرک.
بیباران، در نگاه تو سبز شدم.
برق از چشمانت برخاست، نگاهم بارانی شد.
گونههایت خیس باران، چشمهایت آفتابی.
گرگها میزایند، برهها را دریابیم.
تو با چشمانت مرا بنواز.
چوبدست چوپانی سلاحی کارگر خواهد شد.
بعد از جنگ، با چوبدستم
انجیرهای تازه را برای تو خواهم چید.
با تو خواهم ماند، با تو خواهم خواند.
و تو را در بهت آفتابیت، خواهم بوسید؛
اگر ابرها بگذارند.
#محمدابراهیم_جعفری
2 466
خاکستری، خاکستری، خاکستری.
صبح، مه، باران.
ابر، نگاه، خاطره.
در من ترانهای نبود؛ تو خواندی.
در من آیینهای نبود؛ تو دیدی.
ریشهای بودم در خواب خاکهای متبرک.
بیباران، در نگاه تو سبز شدم.
برق از چشمانت برخاست، نگاهم بارانی شد.
گونههایت خیس باران، چشمهایت آفتابی.
گرگها میزایند، برهها را دریابیم.
تو با چشمانت مرا بنواز.
چوبدست چوپانی سلاحی کارگر خواهد شد.
بعد از جنگ، با چوبدستم
انجیرهای تازه را برای تو خواهم چید.
با تو خواهم ماند، با تو خواهم خواند.
و تو را در بهت آفتابیت، خواهم بوسید؛
اگر ابرها بگذارند.
#محمدابراهیم_جعفری
2 466
تو همهچیز منی؛
و اگر از این همهچیز، حتی ذرهای کم شود،
من خالی میشوم. من تهی میشوم.
#ناظم_حکمت
