uk
Feedback
Poems

Poems

Відкрити в Telegram

پیش از تو جهان نثر بود. آمدی، شعر شد.

Показати більше
2 467
Підписники
Немає даних24 години
-147 днів
+3230 день
Архів дописів
Poems
2 468
هرگز کاری شگفت‌تر از کشف تو نداشته‌ام. هرگز چیزی مرا اینگونه شاد نکرده بود، که در تلالو طلوع لبخندت، ماه شدم. #عباس_معروفی

Poems
2 468
photo content

Poems
2 468
دست‌های روشنت را از روزهای تاریکم دور نکن. این روزها، تنها تویی که زیبا مانده‌ای. #امید_یاشار

Poems
2 468
photo content

Poems
2 468
غنیمتی است تو را داشتن. در این گذار، که بر وحشت است و بر ظلمات. #اسماعیل_خویی

Poems
2 468
photo content

Poems
2 468
هربار که نگاهت می‌کنم، جمله‌ای آشنا به ذهنم خطور می‌کند: در این سرزمین، چیزی هست که ارزش زندگی کردن دارد. #محمود_درویش

Poems
2 468
photo content

Poems
2 468
قبل از اینکه تو را ببینم؛ اگرچه زنده ولی تهی بودم.

Poems
2 468
photo content

Poems
2 468
غمت را به من بده؛ قلبت را بگذار برای دوست داشتن من.

Poems
2 468
غمت را به من بده؛ قلبت را بگذار برای دوست داشتن من.❤️

Poems
2 468
خاکستری، خاکستری، خاکستری. صبح، مه، باران. ابر، نگاه، خاطره. در من ترانه‌‌ای نبود؛ تو خواندی. در من آیینه‌ای نبود؛ تو دیدی. ریشه‌ای بودم در خواب خاک‌های متبرک. بی‌باران، در نگاه تو سبز شدم. برق از چشمانت برخاست، نگاهم بارانی شد. گونه‌هایت خیس باران، چشم‌هایت آفتابی. گرگ‌ها می‌زایند، بره‌ها را دریابیم. تو با چشمانت مرا بنواز. چوبدست چوپانی سلاحی کارگر خواهد شد. بعد از جنگ، با چوبدستم انجیرهای تازه را برای تو خواهم چید. با تو خواهم ماند، با تو خواهم خواند. و تو را در بهت آفتابیت، خواهم بوسید؛ اگر ابرها بگذارند. #محمدابراهیم_جعفری

Poems
2 468
photo content

Poems
2 468
photo content

Poems
2 468
خاکستری، خاکستری، خاکستری. صبح، مه، باران. ابر، نگاه، خاطره. در من ترانه‌‌ای نبود؛ تو خواندی. در من آیینه‌ای نبود؛ تو دیدی. ریشه‌ای بودم در خواب خاک‌های متبرک. بی‌باران، در نگاه تو سبز شدم. برق از چشمانت برخاست، نگاهم بارانی شد. گونه‌هایت خیس باران، چشم‌هایت آفتابی. گرگ‌ها می‌زایند، بره‌ها را دریابیم. تو با چشمانت مرا بنواز. چوبدست چوپانی سلاحی کارگر خواهد شد. بعد از جنگ، با چوبدستم انجیرهای تازه را برای تو خواهم چید. با تو خواهم ماند، با تو خواهم خواند. و تو را در بهت آفتابیت، خواهم بوسید؛ اگر ابرها بگذارند. #محمدابراهیم_جعفری

Poems
2 468
اندوه تمام نمی‌شود؛ تو آن‌قدر وسیع می‌شوی که اندوه در تو گم می‌شود. #شمس_تبریزی

Poems
2 468
حدیث عشق در حروف نیاید و در کلمه نگنجد. #احمد_غزالی

Poems
2 468
photo content

Poems
2 468
photo content